تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ما که گلوله ی آتشین حس نکردیم! شما چه طور؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
گویند
بر طبق روایات
حفظ ایمان و دین در آخرالزمان از نگه داشتند گلوله ی آتشین بر کف دست سخت تر است
شما گاز آشپزخونه رو روشن کن
چند لحظه کف دستتو نزدیک کن
گاز چیه
یه شمع روشن کن
چند لحظه کف دستتو بگیر روش
گلوله ی آتشین بر کف دست پیشکش
چه قدر سخت است نگهداشتن دست روی شعله ی شمع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خوب بنده که به اصطلاح دیندارم
ولی به هیچ وجه احساس نمیکنم الان دارم گلوله ی آتشین دینداری رو بر کف دست نگه میدارم

به قول یکی از دوستان با صفا
به خاطر اینه که اصلاً گلوله دستم نیست انداختمش زمینBig Grin (شکلکش های های گریستن نداشتیم اینو به جاش گذاشتم!)
هر جا سفره ی گناه پهن میشه
میشنیم و یه لقمه میزنیم
چشم و زبان و گوش.....

از این فاجعه بار تر
خیلی کارها رو انجام میدیم و فکر میکنیم خوب دینداری هم داریم میکنیم دیگه
دین داری مگه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


از اینجا میفهمیم که دیداری گویا با خیلی چیزا قابل جمع نیست که ما جمع کردیم اونها رو و به خیال خودمون خیلی هم بچه مثبت و دینداریم نسبت به خیلی ها که گناهان علنی رو انجام میدن

خلاصه بنده که گلوله ای آتشین بر کف دست حس نکردم
شما چه طور؟///////////////////////////////////////////////!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



ده اگه دیندار بودیم که آقامون الان اومده بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!AngryAngryAngryAngryAngryAngry

پس ما دیندار نیستیم دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



حداقل اقرار کنیم که خیلی از کارهایی که ما میکنیم مخالف دین هست و با دینداری قابل جمع نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بگذریم
بگذریم

ما دینداران خوبی هستیم
همه چیز خوبه
همه جا آرومه
من چه قدر خوشحالم


پناه بر خدا

راستی دوستان در کمال صحت عقلی هستم

باشد کمی بیاندیشیم
شاید چیزهایی را که فکر میکنیم درست است
درست نباشد

ما که دینداری میکنیم و گلوله ی آتشین هم حس نمیکنیم!!!!!!!!!!

یا الله
نگفتید شما این گلوله ی آتشین در کف دستتان را حس میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شاید روزی برسد که گلوله آتشین را حس کنیم...
لطفا به این سخنان حجه الاسلام آقا تهرانی توجه کنید:
تابستان حدود 23 سال قبل بود که یکی از علمای بزرگ از دنیا رفت. ما حدود پانزده نفر بودیم که می رفتیم درس آیت الله بهجت. آیت الله مصباح هم به بنده توصیه کرده بود که پای درس ایشان زودتر بروید و دیرتر بیایید بیرون تا غیر از درس، از آقای بهجت بهره های دیگر هم ببرید. آن روز یادم هست درس که تمام شد، ایشان با یک حالت خاصی فرمودند که نمی دانم آقایان خبر دارند یا نه ولی خوب است که توجه داشته باشید. آیت الله بهجت به ما فرمودند که یکی از دوستان لبنانی من که تشرف خدمت حضرت دارد، آمده بود قم و می گفت در تابستان وقتی در محضر آقا در لبنان بودم، ایشان به من فرمودند که فلانی من می خواهم بروم نجف شما هم می آیید؟ دوست لبنانی هم به حضرت گفته بود بله! به یک‌باره می بیند که در و دیوار و آدم‌ها همه عوض شدند و





متوجه می شود که رسیده اند به نجف! آقا می رسند به در خانه ای یاالله می گویند و وارد می شوند که منزل همان عالمی بوده که تابستان مرحوم شده بود. این دوست لبنانی آیت الله بهجت به ایشان گفته بود که من هم وارد اتاق شدم و پشت در ایستادم و در را بستم. دیدم حضرت با آن عالم بزرگوار صحبت می کنند. من الفاظ را می شنیدم ولی نمی فهمیدم. بعد از حدود نیم یا یک ساعت آقا آمدند بیرون، خداحافظی کردند. بعد آقا به من فرمودند که این آقای بزرگوار یک هفته بیشتر زنده نیست و من هم برای خداحافظی آمده بودم. البته ایشان از ما گلایه کرد، چون من به این بنده خدا قول داده بودم که تا در قید حیات هست، ظهور من اتفاق می افتد، اما چه کنم که باز هم به امر الهی در ظهورم تاخیر افتاد! یعنی ببینید بنا بود حدود بیست و چند سال قبل ظهور اتفاق بیافتد ولی باز هم تاخیر افتاد! این اتفاقات می تواند نشانه هایی از ظهور باشد ولی ممکن است به دلیل کمبود ظرفیت ما این امر الهی باز هم تاخیر بیفتد.
منبع:
و همه اینها به خاطر اینست که ما هنوز گلوله ی اتش را در کف دستمان احساس نمیکنیم.
سلام

منم حس نمی کنم

میدونید چرا؟؟؟

دیوانه چو دیوانه ببیند، خوشش آید

بخاطر این که خودمون هم آتش هستیم

با این تفاسیر، آتش بر آتش تاثیری غیر از شعله ور شدن بیشتر ندارد
(۱۱/فروردین/۹۱ ۱۶:۳۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]به خاطر اینه که اصلاً گلوله دستم نیست انداختمش زمینBig Grin (شکلکش های های گریستن نداشتیم اینو به جاش گذاشتم!)
هر جا سفره ی گناه پهن میشه
میشنیم و یه لقمه میزنیم
چشم و زبان و گوش.....

از این فاجعه بار تر
خیلی کارها رو انجام میدیم و فکر میکنیم خوب دینداری هم داریم میکنیم دیگه
دین داری مگه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


از اینجا میفهمیم که دیداری گویا با خیلی چیزا قابل جمع نیست که ما جمع کردیم اونها رو و به خیال خودمون خیلی هم بچه مثبت و دینداریم نسبت به خیلی ها که گناهان علنی رو انجام میدن

خلاصه بنده که گلوله ای آتشین بر کف دست حس نکردم
شما چه طور؟///////////////////////////////////////////////!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


راس گفتی، تذکرات به جاست.
باشد که رستگار شویم.
سوال بی ربط، مگه آخر الزمان شده؟!
گلوله ی آتیش که کمه بیشتر از این حرفا خمپاره ی آتیش رو حس می کنیم Big Grin
شوخی کردم اگه حس می کردیم که وضعمون این نبود

اما راستش گاهی وقتا حس می کنم
آره دوست عزیز گلوله سیخی چند یه شعله شمع هم دستمون نیست .
تو ماشین نشستیم و موسیقی آقای راننده فضارو عطرآگین کرده .آهنگ مهستی گذاشته شده و امر به معروف نکردم . آدم های جامعه انقدر با هم صمیمی شدن که زن و مرد , دختر و پسر وقتی می خوان با هم صحبت کنند قشنگ تو چشم هم نگاه می کنند و اگه من بخوام با نامحرم صحبت کنم و نگاهمو به زمین یا جایی غیر از نقطه معصیت بندازم میترسم طرف بهش بربخوره !!!
با دوستانی که بعد از مدت ها دیدمشون رفتیم یه دوری بزنیم , وقت اذان که میشه از سنگ صدا درمیاد از من صدا نمیاد که آقایون وقت نمازه بریم تا نزدیک ترین مسجد نماز اول وقت بخونیم .
وضع جامعه به این خوبی ! به قول دوستمون همه چی آرومه . . . همه چی بی حیا همه جا بی عفت
بعد چون همه گیر شده به خودم زحمت نمی دم یه وبلاگ در مورد این ناهنجارهای جامعه بسازم . چرا ؟؟؟ چون کار دارم + درس دارم + زندگی دارم . خوب وقتی چند روز زودتر به اهداف دنیایی رسیدم و امر به معروف نکردم نونی که به بچم میدم عجب نونی بشه . سنگک دو اتیشه .
گفتنی ها زیاده . میترسم فرشته سمت چپی دسش خسته بشه
گلوله هست ولی خیلی سردهHuh
بنظر من وقتی این مشکلات رو میبینیم و میدونیم انحرافه و داریم با عنایت خداوند بزرگ خودمون ازش دور میکنیم ..اینها یعنی یه چیزایی حس میکنیم....
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع