بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان ، اخیرا دیدم بحثهایی مطرح میشه سر اینکه : "فقط فقیه باید در حوزه ی مسائل دینی نظر بدهد"
در این حوزه آقا وحید با گذاشتن سخنرانی هایی از آیت الله صمدی + در بحثهای شفاهی ، و علی آقا ناظر این بخش هم بارها این نکته رو متذکر شدند....
میخواستم پیشنهاد بدم که اگه موافق باشید ، یکبار برای همیشه مفصل یه بحث خوب داشته باشیم در این زمینه ، تا از این به بعد دیگه اگه گفتیم فلانی مرجع نیست دیگه بحثی توش نباشه و نحوه ی گوش کردن به سخنرانی های مختلف هم دست بعضی از دوستان بیاد!!!
=====
برای ابتدای بحث من یه سوال مطرح میکنم ببینیم به کجا میرسیم.
همه قبول داریم که برای مسائل فقهی و مسائل شرعی باید به مرجع تقلید که فقیه هست مراجعه کنیم و برای دانستن احکام باید به رساله ی علمیه که بازم فقیه نوشته مراجعه کرد.
ولی سوال من اینجاست که این انحصار تا چه حد در دست فقهاست؟ یعنی به عنوان مثال ، آقای دکتر عباسی که فقیه نیست ، حق نداشته بحثی با عنوان "سنت حسنه" رو مطرح کنه و توی اون به بررسی دکترین های معصومین بپردازه؟
یا مثلا آقای رائفی پور حق نداشته بحث عبرتهای بنی اسرائیل رو مطرح کنه؟ (البته دوستانی اخیرا روی این موضوع تشکیک کردند که بنده هم زیاد روش تاکید نمیکنم)
یا علی (علیه السلام) 
به نام خدا
سلام حامد جان! تشکر از تاپیک خوبی که زدی و جای بسی بحث داره که باید دوستان بزرگتر و واردتر بیان و نظر بدن و حقیر اعلام نظر نمی کنم!
اما سوال شما رو یه جور دیگه تصحیح می کنم تا بهتر شه بحث کرد :
عقلانیت دینی یعنی چه و آیا شخصی معمولی می تواند در دین تعقل کند؟ یا باید فقط مقلد باشد؟
به نظر میاد این سوال کلی تر و عمومی تری باشه!
یا علی
تخصص در دین
این رو گوش بدید خیلی گویاست
در همه علوم کسان خاصی نظریه پردازند ....
در پناه خدا
نقل قول:ما سوال شما رو یه جور دیگه تصحیح می کنم تا بهتر شه بحث کرد :
عقلانیت دینی یعنی چه و آیا شخصی معمولی می تواند در دین تعقل کند؟ یا باید فقط مقلد باشد؟
به نظر میاد این سوال کلی تر و عمومی تری باشه!
راستش نفهمیدم چی گفتید یعنی معنی اون سوال رو فکر نکنم مطابقت داشته باشه با اون چیزی که بنده مد نظرم بود.....
به هر حال میذاریم بحث جلو بره ببینیم چی میشه....
از دوستانی که تازه وارد این بحث میشن شدیدا توصیه و تقاضا میکنم که اون سخنرانی که آقا وحید گذاشتند رو قبل از شرکت در بحث گوش کنند.
تا اونجایی که اطلاع دارم علی آقا حرفهای زیادی در این زمینه دارند....

یا علی (علیه السلام)

11:66-7
.
ضمن تشکر از شما بخاطر بحثی که مطرح کردید، و سوال آقای ثارالله
اما فکر می کنم اساتیدی که نام بردید حاصل تحقیقاتشون رو که از منابع دینی بدست اومده و تحلیل استراتژیک خودشون رو مطرح می کنند. به هر حال سخنرانی و تحلیل در هر زمینه ای نیاز به فراهم کردن سند و مستند سازی شواهد داره که برخی از اون ها از منابع دینی،تاریخی و ... بدست می آید.
.
اطلاعات چندانی ندارم و سوالی که برای من پیش آمده این است که با توجه به این که این اساتید تخصص های فقهی چون حدیث شناسی را ندارند،چگونه می توانند دلایل خود را به روایات و احادیث ارجاع دهند،یا اینکه از کتب و احادیث مورد تایید فقها استفاده می کنند؟
.
پاسخ استاد رائفی پور به این سوال این هست که : من فقط در حوزه تخصصی خودم یعنی صهیونیسم شناسی صحبت می کنم و در زمینه های دیگر سعی می کنم از متخصصین نظر بگیرم و قبل از طرح احادیث و یا وقتی که می خواهم بدانم آیا مطرح کردن بحثی در جامعه کنونی صلاح است یا نه، همیشه استفتاء میکنم. (البته این رو چند جا گفتن ولی محلش رو خاطر ندارم)
دکتر عباسی هم احتمالا چنین کاری رو انجام می دهند.
.
ولی مطمئنا پرسش آقای Havbb و سوال من نسبت به آقای علی110 که در پست هاشون بیشتر از احادیث و روایات استفاده می کنند نیز وارد است.
.
.
یا فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام. یک سوال دارم که تاپیک مربوط تری پیدا نکردم.
من خیلی به احادیثی که میدیدم و زیرش هم اسم یک سند داشت اعتماد داشتم .
ولی چندوقت پیش یکی از دوستانم گفت که کتاب بحارالانوار همه احادیثی که وجود داشته جمع کرده و زیاد هم به حقیقی یا اشتباه بودنش توجه نداشته...
آیا این حرف درسته؟
اگر درسته پس به احادیث و روایات بحارالانوار زیاد نمیشه اعتماد کرد و این حرف بچه ها که حتی احادیث رو هم قبل از اشراف کامل به علوم دینی و علم حدیث و رجال نمیشه مطرح کرد صحت داره!!!
نقل قول:و عرفان میگه که خودت ببین انجام بدی خوب هست یا نه
ببخشید این تعریف رو از کجا اوردید؟!!!
