۲۹/فروردین/۹۱, ۴:۰۷
انواع طرب
1- طرب مفرَّح و حزن انگیز
ابن خردادبه در تعریف غناء به نکات قابل توجهی اشاره می کند. او می گوید:
« الغناء ما اطربک فافضک و ابکاک فاشجاک» غناء آن است تو را به طرب آورد، برقصاند، بگریاند و اندوهناک سازد.
طرب همان تأثر روح و نفس می باشد از آنچه که به سمع آن رسیده است. در ینجا ابن خردادبه طرب غنایی را بیان کرده و تاثیر غنا در نفس ظاهر می شود و تاثیر صوت خوش خدادادی که باکلام الهی در آمیخته، در روح ظاهر می گردد.
شادی نفسانی در حرکات جسمی بدن ظاهر می شود و در نوع مبتذل به بدن نمایی و دعوت به خود منتهی می شود. و حزن نفسانی نیز با یادآوری آمال ناکام مانده و تداعی فریب خواسته های نفس، ظهور کند. این دو نوع شادی و حزن نفسانی ناشی از صورت غنایی نفسانی است که با انگیز و حال خاص خواننده یا نوازنده و ملاحظه حال مستمع به وجود می آید.
2- طرب خیالی
حسن بن الکاتب (در گذشته ی 625 ه .ق) در کتاب موسیقی خود می گوید:
اصولاً موسیقی واقعی ان است که خود موسیقی دان را به طرب اورد، یعنی هنرمندی ا که به رموز و اصول و قواعد علم موسیقی آشناست و سمع خود ا به هر صوتی آلوده نکرده؛ و گرنه کسی که به موسیقی علاقه ای ندارد و نسبت به رموز ان بی اطلاع است، با شنیدن موسیقی تنها در ذهنیات و خیالات خود غوطه ور شده و خیال می کند که از موسیقی لذت برده است.
طرب نوع سوم، طربی معقول و مطابق با گرایش و فطری روح می باشد.تأثیری که در خودش ظهور می کند، کسانی که دارای قریحه ای لطیف و ذوقی سرشار و روحیه ای ظریف هستند و اصولاً و جوهره ی هیچ هنرمندی از این اوصاف مبرا نیست و بی آن نمی توان منشأ آثار هنر گردید.
3- طرب روحی
از آنجا که روح از لطافت و ظرافت خاصی برخوردار است، ظهور تاثیرات خارجی در روح سریعتر و قوی تر می باشد. هنرمند چون در اوقات حضور و شهود خود منشأ آثار هنری می شود بی شک از این مرتبه ی عالی روح بهره مند است که ما آن را طرب روحی موسوم کردیم.
حزن و شادی روح یا طرب روحی ، در لسان عرفا به قبض و بسط تعبیر شده است. این نوع تاثر روحی، منشأ اثاری متناسب با روح می باشد. تذکر و تفکر و توجه به باطن و حقیقت خلقت انسان و فلسفه ی وجودی او از اثار این نوع طرب است.
استماع الحان ملکوتی قرآن کریم که تداعی همان نغمات روحانی مزامیر داوودی است که حضرت امیرالمومنان علیه السلام بالحن خوش ایلیای نبی به مناجات می پرداخت.
رسول اکرم صلی الله علیه و اله نیز می فرمود:
« اوتیت مزماراً من مزامیر داوود» با این تفاوتکه حضرت نبی با صوت داوودی نمی خواند. زیرا طبق انچه در روایات است هیچ شنونده ای طاقت و توان استماع آن را نداشت و حضرت کاری ما فوق طاقت دیگران انجام نمی داد.
یا چو داوود از خوشی نغمه ها
جان پراندی سوی بستان خدا
امام صادق علیه السلام می فرمودند:
« علی بن الحسین علیه السلام خوش آوازترین مردم در خواندن قرآ بود و سایان به هنگام عبور از کنار منزل وی، برای استماع الحان خوش او توقف می کردند به نوای ملکوتی قرآن گوش می دادند، چنان که سنگینی مشکهای خود را متوجه نمی شدند و برخی نیز ( از فرط خوشی و طرب روحی) از هوش می رفتند.(39)
4- طرب نفسی
اطراب نفسی، پس از تذکر و تحریک و تهییج حاصل می شود. اگر نفس تذک یافت، حزن و شادی حاصل از آن، نفسانی است.
رقص و پایکوبی و بدن نمایی و دعوت به ظواهر جسمانی، صورت عینی شادی نفسانی است و حزن هم از متذکز شدن نفس به فقدانهمان شادیها حاصل می شوود،فقدان و غربت از آمال و آرزوهای شهوانی و نفسانی عشقهای مجازی شکست خوردهف فراق و غربت از محبوبها و تمنیات از دست رفته و لذا وقتی که نفس در اثر حضور و حصول خوشیها تحریک می شودف به جنبش در می آید و گاه به حد افراط و جنون و اضطراب درون می رسد.(40)
6- معنای لهو
خلاصه ای از تعریف ها و واژه ی لهو و مشتقات آن:
در این بیانات که نسبت به واژه ی لهو و مشتقات دیگرش در این تعریفها هست در هر یک گوشه ای از ابعاد معنای آن را روشن کرده اند که خلاصه اش از این قرار است:
1- لهو آن است که از حالت جدی و واقعی به حالت هزل و شوخی می کشد.
2- و آن که دوام و بقاء ندارد ، بلکه زودگذر است.
3- و از آخرت فراموشی می آورد و عاقبت اندیشی را از ذهن بیرون می برد.
4- نفس انسان را یک ترویح و خوشی می بخشد که غیر حکیمانه و غیر عقلائی است.
5- انسان را مشغول به چیز باطل و دروغین کرده و از حقایق واقعیات و حتی یاد آنها به کلی منصرف می کند.
این لغت با دقتهایی که علمای لغت در آن کرده اند دارای این چنین ابعادی است که هر یک از علمای ادبیات عرب به گوشه ای از آن توجه کرده اند.(41)
در کتاب جوامع الجامع در معنای لهو و لهو الحدیث چنان آمده است: لهو: یعنی هر نوع باطلی که انسان را از کار خیر باز دارد . و لهو الحدیث عبارت است از : طعنه زدن در حق و استهزای به آن و بیان خرافات و سخنان خنده آور و غنا و آلات موسیقی.(42)
سخنان بزرگان پیرامون تعاریف واژه های موسیقی و غنا
در پایان این فصل شایسته است با برخی از سخنان بزرکان و مراجع و فقهای اسلام در تعریف این واژه ها آشنا شویم.
1- مرحوم سید در رساله ی وسیله این طور می فرماید:
غناء حرام است و گوش دادن به آن و کسب کردن به آن حرام است و تنها صدای خوب غناء نیست بلکه عبارت است از: کشیدن صدا و گردانیدن آواز در حلق به کیفیت مخصوصه ای که طرب آور و مناسب مجالس لهو و لعب و محفل اهل معصیت و طرب باشد و نیز با آلات موسیقی ملایم و موافق باشد.(43)
2- بین فقهای شیعه در حرام بودن غناء اختلافی نیست و اجماع و اتفاق ایشان در حرمت غناء مسلم است و صاحب مستند حرمت غناء را از جمله ی ضروریات دین دانسته و صاحب ایضاح اخبار وارده در حرمت غناء را به حد تواتر شمرده است.
بلی در معنی غناء و حقیقت آن مختصر اختلافی است و آنچه را که شیخ انصاری علیه الرحمه در معنی غناء بیان فرموده مورد تأیید و فتوای اکثر مراجع و علمای اعلام است.
غناء عبارتست از: آوازی که طرب آور بوده (یعنی بالقوه، هر چند بالفعل هم به سبب موانعی طرب آور نباشد) و مطابق با لحن فساق و فجار باشد و نیز مناسب با آلات موسیقی و رقص (مانند اقسام تصنیفها) باشد چنانچه در عرف آن را آواز پای تار، یا تنبک می گویند و از شنیدن آن جهت شهوت تحریک شده و شخص بالتذاذات شهوانیه مایل می شود.(44)
3- موسیقی مطرب و لهوی آن است که به سبب ویژگی هایی که دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقی دور نموده و به سمت بی بند و باری و گناه سوق می دهد و مرجع تشخیص موضوع عرف است.(45)
موسیقی مطرب: معنای مطرب این است که حالت غیر عادی از نظر وجد و نشاط به وجود آورد.(46)
موسیقی به یک تعریف ، ترکیب اصوات است به نحوی که خوش آیند باشد اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است و گر نه اشکالی ندارد.(47)
4- آیت الله گلپایگانی رحمه الله علیهدر معنای غنا و حکم آن می فرمایند: : غنا کشیدن صدا و دور دادن آن به کیفیت خاصه ی طرب آور است که مناسب با مجالس انس و طرب و موافق با آلات لهو ولعب است و خواندن به نحو غنا و گوش دادن به آن و تکسب به آن حرام است و فرقی نمی کند که همراه با آلات لهو خوانده شود یا نه و در کلام باطل استعمال شود یا در قرآن یا دعا یا مرثیه یا شعر.(48)
مقام معظم رهبری (دامت برکاته) پیرامون غنا و موسیقی و موسیقی و اصیل و سنتی می فرمایند:
غنا خوانندگی مطرب و ملهی متناسب با مجالس عیش و نوش است و موسیقی نوازندگی با همان اوصاف است و در حکم با هم فرقی ندارند و هر دو حرام است.
آیت الله العظمی تبریزی رحمه الله علیه: غنا (آوازه خوانی مناسب مجالس خوشگذرانی که از مضمون باطل باشد) گوش دادن به آن حرام است و بنابر احتیاط واجب باید از مطلق خوانندگی که با ترجیع صوت و (چهچهه) است و لو در مضمون باطل نباشد اجتناب نمود و نیز موسیقی لهوی (نواختن با آلات مخصوصه که مناسب خوشگذرانی باشد) و گوش دادن به آن حرام است موسیقی ای که مناسب خوشگذرانی باشد حرام است و بین انواع آن فرقی نیست چه سنتی باشد یا غیر آن.
آیت الله العظمی فاضل لنکرانی رحمه الله علیه: غنا: آوازی است که در آن صدا را در گلو می گردانند که بر زیان عربی چهچهه می گویند و طرب انگیز هم باشد و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد این حرام است و موسیقی به یک تعریف ترکیب اصوات است له نحوی که خوش آیند باشد لذا اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است.(49)
مستثنیات موسیقی و غنا
استثنائات از حرمت غناء در تاریخ
برای نشاط بخشیدن به هنگام انجام کارهای مشکل ، آن گونه که در تاریخ اسلام در مسئله ی حفر خندق آمده یا اشعاری که « انجشه» به هنگام حرکت قافله به سوی مکه در حجه الوداع برای تحریک شتران می خوانده است؛ اما آنچه امروز در میان «صوفیه» معمول است که انواع آلات طرب را در این زمینه به کار می برند حرام است.
آنچه را قرطبی به صورت استثناء بیان کرده از قبیل: خواندن «حدی» (آواز مخصوص) برای شتران یا اشعار مخصوصی که مسلمانان با آهنگ به هنگام حفر خندق می خواندند، به احتمال قوی اصلاً غنا نبوده و نیست و شبیه اشعاری است که گروهی با آهنگ مخصوص در راهپیمایی ها یا مجالس جشن و عزاداری مذهبی می خوانند.
ذکر این نکته لازم است که گاه برای غنا دو معنی ذکر می شود: « معنی عام» و « معنی خاص».
معنی خاص : یعنی آهنگ های تحریک شهوات و متناسب با مجالس فسق و فجور؛ ولی معنی عالم ، هر گونه صورت زیبا است و لذا آنها که غنا را به معنی عام تفسیر کرده اند بر آن دو قسم قائل شده اند؛ «غنای حلال» و «غنای حرام».
منظور از غنای حرام همان است که گفته شد و منظور از غنای حلال، صدای زیبا و خوشی است که مفسده انگیز نباشد و متناسب با مجالس فسق و فجور نگردد.(50)
خوب خواندن و غناء دوتاست
در حدیث نشانه های نزدیکی قیامت می فرماید: مردمانی می آیند که قرآن را برای منظور دنیوی یاد می گیرند و قرآن را مانند خواندن و نواختن در آلات موسیقی و به طرز غناء می خوانند.
(قال رسول الله صلی الله علیه و آله : فعندها یکون اقوام یتعلمون القرآن لغیر الله و یتخذونه مزامیر و یتغننون بالقرآن) (51)
احادیث وارده در استحباب نیکو خواندن قرآن(52) منافاتی با حرمت غناء در قرآن ندارد زیرا مجرد تحسین صوت و کشیدن و یا ترجیع و گردانیدن صدا که آواز را نیکو گرداند غناء نیست چنان چه بیان گردید.
صدای خوب مانعی ندارد
ولی اگر تنها صدای خوب و کشانیدن و گردانیدن در حلق بدون کیفیت مزبور باشد (طرب آور نباشد) مانع ندارد. چنانچه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: قرآن را با لحن و لهجه ی عرب بخوانید و از خواندن و لهجه ی اهل فسق و گناهان کبیره بپرهیزید، به درستی که مردمانی می آیند که در خواندن قرآن ترجیع می کنند مانند ترجیع غنایی (یعنی به کیفیت غناء قرآن را می خوانند) و مثل خواندن نوحه گر و رهبانیه ( چنانچه بین نصارا متداول است) و قرآن از گلوی آنها نمی گذرد (یعنی مقصودشان تدبر در معانی قرآن نیست بلکه آواز خوانی است) دلهای ایشان و کسانی که کارشان را می پسندند وارونه و از حق کج است.(53)
غنا و موسیقی در مجلس عروسی زنانه
متأسفانه در زمان حال که وسایل گناه و موسیقی پیشرفت کرده و تنوع خاصی در رنگارنگی بزهکاری ها مشاهده می شود، عده ای که می توان گفت کم هم نیستند، شب عروسی خویش را شب گناهان کبیره ای مانند: ترانه خوانی، رقاصی و ... (که گفتن و نوشتن، عرق شرم را بر چهره ی انسان می نشاند) به پایان می رسانند با این توجیه شیطانی که « یک شب هزار شب نمی شود و حال اینکه زمانی این کار، زشتی و قبح بیشتری به خود می گیرد که اکثر این افراد ، شب عروسی خود را به اصطلاح برای تیمن و تبرک شب میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سایر معصومین علیهم السلام یا اعیاد مبارک و مقدس چون عید قربان، عید غدیر خم، شب میلاد مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام و مانند آن قرار می دهند و ان شب های پاک و با صفا را با گناهان مختلف و متنوع شب عروسی ، ضایع می کنند.
پیامبر صلی الله علیه و آله وقتی متولد شد . بساط فساد، مظاهر فسق، فجور، ظلم و جور به لرزه افتاد، اینها در شب میلاد او بساط فسق بر پا می کنند. جای بسی تأسف است که گاهی دیده می شود عده ای از انسان های متدین و نماز خوان ، در مراسم عروسی خویش یا فرزندانشان نسبت به گناهان سهل انگاری و بی مبالاتی می نمایند و در مجلس خویش به بهانه ی اینکه « یک شب هزار شب نمی شود» موسیقی، آوازه خوانی، بی حجابی و ... را امری جایز می دانند. ای غافلان! اگر در همان لحظات عمرتان به پایان برسد و مرگتان فرا رسد در پیشگاه خداوند عزوجل چه جوابی دارید که بدهید؟ آیا نمی شود که مراسم عروسی را با شادی و خوشی به انجام رسانید و معصیت خدا را هم مرتکب نشد؟ برگزاری برنامه هایی چون مداحی و خواندن اشعار و اجرای نمایش و ... (البته مباح و موافق شرع) از اموری هستند که می توان در مراسم شادی مورد استفاده قرار داد. این گونه برنامه ها ضمن اینکه مهمان ها را سرگرم و راضی می کند، سبب مسرت و شادی ایشان می گردد، گناهی هم صورت نمی گیرد. اسلام حتی برای شب عروسی و زفاف آدابی را متذکر شده است، از جمله اینکه شب زفاف وقتی عروس و داماد در منزل خود جهت آغاز زندگی مشترک وارد شوند، وضو بگیرند و دو رکعت نماز شکر به جا آورند و به این وسیله از خداوند متعال، خیر و برکت را برای خویشتن مسئلت نمایند و کام زندگی مشترکشان را با یاد خدا باز کنند؛ ولی متأسفانه غالباً کام زندگی مشترکشان با گناه بر داشته می شود که با این توصیف معلوم است که چه شب زفافی می شود و چگونه زندگی ای خواهد داشت. غفلت و بدبختی این چنین افرادی به حدی می رسد که دست به گناهان گوناگون و بزرگی می زنند و در عین حال مباهات و افتخار می کنند که گناه می کنند، چنان به عمل خویش مغرورند که در هنگام گناه انسانیت را به فراموشی می سپارند و متوجه نیستند که چه جنایت بزرگی را مرتکب می شوند به راستی چگونه می شود که آدمی گناه می کند و بر آن افتخار می کنند!!!(54)
1- طرب مفرَّح و حزن انگیز
ابن خردادبه در تعریف غناء به نکات قابل توجهی اشاره می کند. او می گوید:
« الغناء ما اطربک فافضک و ابکاک فاشجاک» غناء آن است تو را به طرب آورد، برقصاند، بگریاند و اندوهناک سازد.
طرب همان تأثر روح و نفس می باشد از آنچه که به سمع آن رسیده است. در ینجا ابن خردادبه طرب غنایی را بیان کرده و تاثیر غنا در نفس ظاهر می شود و تاثیر صوت خوش خدادادی که باکلام الهی در آمیخته، در روح ظاهر می گردد.
شادی نفسانی در حرکات جسمی بدن ظاهر می شود و در نوع مبتذل به بدن نمایی و دعوت به خود منتهی می شود. و حزن نفسانی نیز با یادآوری آمال ناکام مانده و تداعی فریب خواسته های نفس، ظهور کند. این دو نوع شادی و حزن نفسانی ناشی از صورت غنایی نفسانی است که با انگیز و حال خاص خواننده یا نوازنده و ملاحظه حال مستمع به وجود می آید.
2- طرب خیالی
حسن بن الکاتب (در گذشته ی 625 ه .ق) در کتاب موسیقی خود می گوید:
اصولاً موسیقی واقعی ان است که خود موسیقی دان را به طرب اورد، یعنی هنرمندی ا که به رموز و اصول و قواعد علم موسیقی آشناست و سمع خود ا به هر صوتی آلوده نکرده؛ و گرنه کسی که به موسیقی علاقه ای ندارد و نسبت به رموز ان بی اطلاع است، با شنیدن موسیقی تنها در ذهنیات و خیالات خود غوطه ور شده و خیال می کند که از موسیقی لذت برده است.
طرب نوع سوم، طربی معقول و مطابق با گرایش و فطری روح می باشد.تأثیری که در خودش ظهور می کند، کسانی که دارای قریحه ای لطیف و ذوقی سرشار و روحیه ای ظریف هستند و اصولاً و جوهره ی هیچ هنرمندی از این اوصاف مبرا نیست و بی آن نمی توان منشأ آثار هنر گردید.
3- طرب روحی
از آنجا که روح از لطافت و ظرافت خاصی برخوردار است، ظهور تاثیرات خارجی در روح سریعتر و قوی تر می باشد. هنرمند چون در اوقات حضور و شهود خود منشأ آثار هنری می شود بی شک از این مرتبه ی عالی روح بهره مند است که ما آن را طرب روحی موسوم کردیم.
حزن و شادی روح یا طرب روحی ، در لسان عرفا به قبض و بسط تعبیر شده است. این نوع تاثر روحی، منشأ اثاری متناسب با روح می باشد. تذکر و تفکر و توجه به باطن و حقیقت خلقت انسان و فلسفه ی وجودی او از اثار این نوع طرب است.
استماع الحان ملکوتی قرآن کریم که تداعی همان نغمات روحانی مزامیر داوودی است که حضرت امیرالمومنان علیه السلام بالحن خوش ایلیای نبی به مناجات می پرداخت.
رسول اکرم صلی الله علیه و اله نیز می فرمود:
« اوتیت مزماراً من مزامیر داوود» با این تفاوتکه حضرت نبی با صوت داوودی نمی خواند. زیرا طبق انچه در روایات است هیچ شنونده ای طاقت و توان استماع آن را نداشت و حضرت کاری ما فوق طاقت دیگران انجام نمی داد.
یا چو داوود از خوشی نغمه ها
جان پراندی سوی بستان خدا
امام صادق علیه السلام می فرمودند:
« علی بن الحسین علیه السلام خوش آوازترین مردم در خواندن قرآ بود و سایان به هنگام عبور از کنار منزل وی، برای استماع الحان خوش او توقف می کردند به نوای ملکوتی قرآن گوش می دادند، چنان که سنگینی مشکهای خود را متوجه نمی شدند و برخی نیز ( از فرط خوشی و طرب روحی) از هوش می رفتند.(39)
4- طرب نفسی
اطراب نفسی، پس از تذکر و تحریک و تهییج حاصل می شود. اگر نفس تذک یافت، حزن و شادی حاصل از آن، نفسانی است.
رقص و پایکوبی و بدن نمایی و دعوت به ظواهر جسمانی، صورت عینی شادی نفسانی است و حزن هم از متذکز شدن نفس به فقدانهمان شادیها حاصل می شوود،فقدان و غربت از آمال و آرزوهای شهوانی و نفسانی عشقهای مجازی شکست خوردهف فراق و غربت از محبوبها و تمنیات از دست رفته و لذا وقتی که نفس در اثر حضور و حصول خوشیها تحریک می شودف به جنبش در می آید و گاه به حد افراط و جنون و اضطراب درون می رسد.(40)
6- معنای لهو
خلاصه ای از تعریف ها و واژه ی لهو و مشتقات آن:
در این بیانات که نسبت به واژه ی لهو و مشتقات دیگرش در این تعریفها هست در هر یک گوشه ای از ابعاد معنای آن را روشن کرده اند که خلاصه اش از این قرار است:
1- لهو آن است که از حالت جدی و واقعی به حالت هزل و شوخی می کشد.
2- و آن که دوام و بقاء ندارد ، بلکه زودگذر است.
3- و از آخرت فراموشی می آورد و عاقبت اندیشی را از ذهن بیرون می برد.
4- نفس انسان را یک ترویح و خوشی می بخشد که غیر حکیمانه و غیر عقلائی است.
5- انسان را مشغول به چیز باطل و دروغین کرده و از حقایق واقعیات و حتی یاد آنها به کلی منصرف می کند.
این لغت با دقتهایی که علمای لغت در آن کرده اند دارای این چنین ابعادی است که هر یک از علمای ادبیات عرب به گوشه ای از آن توجه کرده اند.(41)
در کتاب جوامع الجامع در معنای لهو و لهو الحدیث چنان آمده است: لهو: یعنی هر نوع باطلی که انسان را از کار خیر باز دارد . و لهو الحدیث عبارت است از : طعنه زدن در حق و استهزای به آن و بیان خرافات و سخنان خنده آور و غنا و آلات موسیقی.(42)
سخنان بزرگان پیرامون تعاریف واژه های موسیقی و غنا
در پایان این فصل شایسته است با برخی از سخنان بزرکان و مراجع و فقهای اسلام در تعریف این واژه ها آشنا شویم.
1- مرحوم سید در رساله ی وسیله این طور می فرماید:
غناء حرام است و گوش دادن به آن و کسب کردن به آن حرام است و تنها صدای خوب غناء نیست بلکه عبارت است از: کشیدن صدا و گردانیدن آواز در حلق به کیفیت مخصوصه ای که طرب آور و مناسب مجالس لهو و لعب و محفل اهل معصیت و طرب باشد و نیز با آلات موسیقی ملایم و موافق باشد.(43)
2- بین فقهای شیعه در حرام بودن غناء اختلافی نیست و اجماع و اتفاق ایشان در حرمت غناء مسلم است و صاحب مستند حرمت غناء را از جمله ی ضروریات دین دانسته و صاحب ایضاح اخبار وارده در حرمت غناء را به حد تواتر شمرده است.
بلی در معنی غناء و حقیقت آن مختصر اختلافی است و آنچه را که شیخ انصاری علیه الرحمه در معنی غناء بیان فرموده مورد تأیید و فتوای اکثر مراجع و علمای اعلام است.
غناء عبارتست از: آوازی که طرب آور بوده (یعنی بالقوه، هر چند بالفعل هم به سبب موانعی طرب آور نباشد) و مطابق با لحن فساق و فجار باشد و نیز مناسب با آلات موسیقی و رقص (مانند اقسام تصنیفها) باشد چنانچه در عرف آن را آواز پای تار، یا تنبک می گویند و از شنیدن آن جهت شهوت تحریک شده و شخص بالتذاذات شهوانیه مایل می شود.(44)
3- موسیقی مطرب و لهوی آن است که به سبب ویژگی هایی که دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقی دور نموده و به سمت بی بند و باری و گناه سوق می دهد و مرجع تشخیص موضوع عرف است.(45)
موسیقی مطرب: معنای مطرب این است که حالت غیر عادی از نظر وجد و نشاط به وجود آورد.(46)
موسیقی به یک تعریف ، ترکیب اصوات است به نحوی که خوش آیند باشد اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است و گر نه اشکالی ندارد.(47)
4- آیت الله گلپایگانی رحمه الله علیهدر معنای غنا و حکم آن می فرمایند: : غنا کشیدن صدا و دور دادن آن به کیفیت خاصه ی طرب آور است که مناسب با مجالس انس و طرب و موافق با آلات لهو ولعب است و خواندن به نحو غنا و گوش دادن به آن و تکسب به آن حرام است و فرقی نمی کند که همراه با آلات لهو خوانده شود یا نه و در کلام باطل استعمال شود یا در قرآن یا دعا یا مرثیه یا شعر.(48)
مقام معظم رهبری (دامت برکاته) پیرامون غنا و موسیقی و موسیقی و اصیل و سنتی می فرمایند:
غنا خوانندگی مطرب و ملهی متناسب با مجالس عیش و نوش است و موسیقی نوازندگی با همان اوصاف است و در حکم با هم فرقی ندارند و هر دو حرام است.
آیت الله العظمی تبریزی رحمه الله علیه: غنا (آوازه خوانی مناسب مجالس خوشگذرانی که از مضمون باطل باشد) گوش دادن به آن حرام است و بنابر احتیاط واجب باید از مطلق خوانندگی که با ترجیع صوت و (چهچهه) است و لو در مضمون باطل نباشد اجتناب نمود و نیز موسیقی لهوی (نواختن با آلات مخصوصه که مناسب خوشگذرانی باشد) و گوش دادن به آن حرام است موسیقی ای که مناسب خوشگذرانی باشد حرام است و بین انواع آن فرقی نیست چه سنتی باشد یا غیر آن.
آیت الله العظمی فاضل لنکرانی رحمه الله علیه: غنا: آوازی است که در آن صدا را در گلو می گردانند که بر زیان عربی چهچهه می گویند و طرب انگیز هم باشد و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد این حرام است و موسیقی به یک تعریف ترکیب اصوات است له نحوی که خوش آیند باشد لذا اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است.(49)
مستثنیات موسیقی و غنا
استثنائات از حرمت غناء در تاریخ
برای نشاط بخشیدن به هنگام انجام کارهای مشکل ، آن گونه که در تاریخ اسلام در مسئله ی حفر خندق آمده یا اشعاری که « انجشه» به هنگام حرکت قافله به سوی مکه در حجه الوداع برای تحریک شتران می خوانده است؛ اما آنچه امروز در میان «صوفیه» معمول است که انواع آلات طرب را در این زمینه به کار می برند حرام است.
آنچه را قرطبی به صورت استثناء بیان کرده از قبیل: خواندن «حدی» (آواز مخصوص) برای شتران یا اشعار مخصوصی که مسلمانان با آهنگ به هنگام حفر خندق می خواندند، به احتمال قوی اصلاً غنا نبوده و نیست و شبیه اشعاری است که گروهی با آهنگ مخصوص در راهپیمایی ها یا مجالس جشن و عزاداری مذهبی می خوانند.
ذکر این نکته لازم است که گاه برای غنا دو معنی ذکر می شود: « معنی عام» و « معنی خاص».
معنی خاص : یعنی آهنگ های تحریک شهوات و متناسب با مجالس فسق و فجور؛ ولی معنی عالم ، هر گونه صورت زیبا است و لذا آنها که غنا را به معنی عام تفسیر کرده اند بر آن دو قسم قائل شده اند؛ «غنای حلال» و «غنای حرام».
منظور از غنای حرام همان است که گفته شد و منظور از غنای حلال، صدای زیبا و خوشی است که مفسده انگیز نباشد و متناسب با مجالس فسق و فجور نگردد.(50)
خوب خواندن و غناء دوتاست
در حدیث نشانه های نزدیکی قیامت می فرماید: مردمانی می آیند که قرآن را برای منظور دنیوی یاد می گیرند و قرآن را مانند خواندن و نواختن در آلات موسیقی و به طرز غناء می خوانند.
(قال رسول الله صلی الله علیه و آله : فعندها یکون اقوام یتعلمون القرآن لغیر الله و یتخذونه مزامیر و یتغننون بالقرآن) (51)
احادیث وارده در استحباب نیکو خواندن قرآن(52) منافاتی با حرمت غناء در قرآن ندارد زیرا مجرد تحسین صوت و کشیدن و یا ترجیع و گردانیدن صدا که آواز را نیکو گرداند غناء نیست چنان چه بیان گردید.
صدای خوب مانعی ندارد
ولی اگر تنها صدای خوب و کشانیدن و گردانیدن در حلق بدون کیفیت مزبور باشد (طرب آور نباشد) مانع ندارد. چنانچه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: قرآن را با لحن و لهجه ی عرب بخوانید و از خواندن و لهجه ی اهل فسق و گناهان کبیره بپرهیزید، به درستی که مردمانی می آیند که در خواندن قرآن ترجیع می کنند مانند ترجیع غنایی (یعنی به کیفیت غناء قرآن را می خوانند) و مثل خواندن نوحه گر و رهبانیه ( چنانچه بین نصارا متداول است) و قرآن از گلوی آنها نمی گذرد (یعنی مقصودشان تدبر در معانی قرآن نیست بلکه آواز خوانی است) دلهای ایشان و کسانی که کارشان را می پسندند وارونه و از حق کج است.(53)
غنا و موسیقی در مجلس عروسی زنانه
متأسفانه در زمان حال که وسایل گناه و موسیقی پیشرفت کرده و تنوع خاصی در رنگارنگی بزهکاری ها مشاهده می شود، عده ای که می توان گفت کم هم نیستند، شب عروسی خویش را شب گناهان کبیره ای مانند: ترانه خوانی، رقاصی و ... (که گفتن و نوشتن، عرق شرم را بر چهره ی انسان می نشاند) به پایان می رسانند با این توجیه شیطانی که « یک شب هزار شب نمی شود و حال اینکه زمانی این کار، زشتی و قبح بیشتری به خود می گیرد که اکثر این افراد ، شب عروسی خود را به اصطلاح برای تیمن و تبرک شب میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سایر معصومین علیهم السلام یا اعیاد مبارک و مقدس چون عید قربان، عید غدیر خم، شب میلاد مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام و مانند آن قرار می دهند و ان شب های پاک و با صفا را با گناهان مختلف و متنوع شب عروسی ، ضایع می کنند.
پیامبر صلی الله علیه و آله وقتی متولد شد . بساط فساد، مظاهر فسق، فجور، ظلم و جور به لرزه افتاد، اینها در شب میلاد او بساط فسق بر پا می کنند. جای بسی تأسف است که گاهی دیده می شود عده ای از انسان های متدین و نماز خوان ، در مراسم عروسی خویش یا فرزندانشان نسبت به گناهان سهل انگاری و بی مبالاتی می نمایند و در مجلس خویش به بهانه ی اینکه « یک شب هزار شب نمی شود» موسیقی، آوازه خوانی، بی حجابی و ... را امری جایز می دانند. ای غافلان! اگر در همان لحظات عمرتان به پایان برسد و مرگتان فرا رسد در پیشگاه خداوند عزوجل چه جوابی دارید که بدهید؟ آیا نمی شود که مراسم عروسی را با شادی و خوشی به انجام رسانید و معصیت خدا را هم مرتکب نشد؟ برگزاری برنامه هایی چون مداحی و خواندن اشعار و اجرای نمایش و ... (البته مباح و موافق شرع) از اموری هستند که می توان در مراسم شادی مورد استفاده قرار داد. این گونه برنامه ها ضمن اینکه مهمان ها را سرگرم و راضی می کند، سبب مسرت و شادی ایشان می گردد، گناهی هم صورت نمی گیرد. اسلام حتی برای شب عروسی و زفاف آدابی را متذکر شده است، از جمله اینکه شب زفاف وقتی عروس و داماد در منزل خود جهت آغاز زندگی مشترک وارد شوند، وضو بگیرند و دو رکعت نماز شکر به جا آورند و به این وسیله از خداوند متعال، خیر و برکت را برای خویشتن مسئلت نمایند و کام زندگی مشترکشان را با یاد خدا باز کنند؛ ولی متأسفانه غالباً کام زندگی مشترکشان با گناه بر داشته می شود که با این توصیف معلوم است که چه شب زفافی می شود و چگونه زندگی ای خواهد داشت. غفلت و بدبختی این چنین افرادی به حدی می رسد که دست به گناهان گوناگون و بزرگی می زنند و در عین حال مباهات و افتخار می کنند که گناه می کنند، چنان به عمل خویش مغرورند که در هنگام گناه انسانیت را به فراموشی می سپارند و متوجه نیستند که چه جنایت بزرگی را مرتکب می شوند به راستی چگونه می شود که آدمی گناه می کند و بر آن افتخار می کنند!!!(54)