شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سنت
سنت که در لغت به معنای راه روشن و پسنیدده و در اصطلاح فقهاء عبارت است از قول(گفتار)، فعل (رفتار) و تقریر (امضای) پیامبر و معصومین علیهم السلام ، از منابع مهم احکام اسلامی است.
احادیث فراوانی (به صورت قول، فعل و تقریر) در کتابهای حدیثی از معصومین علیهم السلام درباره ی غنا و موسیقی نقل شده که در حرمت هر دو به حد تواتر رسیده است. که ما تعدادی از این احادیث را در فصل .... خواهد آمد.
اجماع
یکی از معان یاجماع در لغت، اتفاق است و در اصطلاح فقهاء، اجماع عبارت است از: اتفاق نظر علمای اسلام، یا علمای شیعه درباره ی یک حکم شرعی.(160)
اجماع، نزد اهل سنت ، در کنار کتاب و سنت، دلیل مستقلی محسوب می شود، ولی در فه شیعه؛ اجماع دلیل مستقلی نیست، بلکه از یزر شاخه های سنت است و تنها در صورتی اعتبار دارد که کاشف از قول یا فعل و یا تقریر معصوم باشد.(161)
کاشف بودن اجماع از قول معصوم مبتنی بر چهار شرط زیر می باشد:
1- اجماع از ناحیه ی قدمای فقهی زمان غیبت، انجام گرفته که به زمان حضور معصوم نزدیک بوده است.
2- همه ی اجماع کنندگان یا بعضی از آنان به مدرک حکم تصریح نکرده باشند.
3- قرائنی از زمان امامان معصوم علیهم السلام و اصحابشان بر خلاف مطلب مورد اجماع وجود نداشته باشد.
4- مطلب مورد اجماع از مسائلی باشد که جز از ناحیه ی شرع به دست نمی آید.
با توجه به مطالب فوق، اجماع در حرمت موسیقی و غنا – که مدارک حکم در عبارت اجماع کنندگان آمده است – نمی تواند دلیل مستقلی باشد، بلکه فایده ی اجماع در این گونه موارد که دلیلی از کتاب یا سنت وجود دارد، این است که مؤید دلالت ـیه و روایت می باشد؛ یعنی معلوم می شود همه ی فقهاء در فهم معنای آیه یا روایت اتفاق نظر دارند؛ مگر این که از اجماع و اتفاق نظر همه ی فقهای شیعه معلوم شود این حکم از ضروریات مذهب امامیه است – هم چنان که در عبارت بعضی از فقهاء مانند میرزای قمی، صاحب جواهر، شریف کاشانی و نراقیین به این مطلب تصریح شده است- در این صورت از اعتبار بیشتری برخوردار بوده و می تواند دلیل محکمی بر حرمت غنا و موسیقی به حساب آید. در این جا به عبارت برخی از فقهایی که ادعای اجماع فرموده اند، اشاره می شود.
ادعای اجماع فقها در حرمت موسیقی
فقهای اسلام در حرمت موسیقی، ساخت و ساز و خرید و فروش آلات موسیقی اتفاق نظر دارند و برخی از فقهاء به این اجماع تصریح کرده اند.
ما فقط در این جا نام آن بزرگواران همراه با نام کتاب و صفحه ی آن را می نویسیم برای اطلاعات بیشتر دوستان می توانند به کتابهایی که ذکر می شود و کتاب موسیقی و غنا از دیدکاه اسلام مراجعه کنند.
1- شیخ محمد حسن صاحب جواهر در کتاب جواهر الکلام ج 22 ص 25 و ج 41 ص 51
2- سید علی صاحب ریاض در ریاض المسائل ج 8 ص 49
3- مولی احمد نراقی در کتاب مستند الشیعه ج 18 ص 160
4- شیخ مرتضی انصاری در مکاسب ج 1 ص 117
5- آیه الله خویی در مصباح الفقاهه ج 1 ص 155
6- آیت الله گلپایگانی در کتاب الشهادات ص 114
این بزرگواران مدعی اجماع بر حرمت موسیقی هستند.
ادعای اجماع فقها بر حرمت غناء
تعداد کثیری از فقهای بزرگ، در حرمت غناء ادعای اجماع کرده اند، که در این جا با نام و کتاب آنها و صفحات کتاب آنها آشنا می شویم:
1- شیخ طوسی (متوفای 460 ه.ق) در کتاب تلخلاف ج 6 ص 305 مسئله 54
2- سید علی طباطبایی صاحب ریاض (متوفای 1231 ه.ق ) در ریاض المسائل ج 8 ص 49 و 155
3- مقدس اردبیلی (متوفای 993 ه.ق) در کتاب مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان ج 8 ص 57 و 59
4- شیخ حر عاملی (متوفای 1104 ه.ق) در کتاب رساله فی الغناء ص 47
5- آقا محمود بهبانی (1269 ه.ق) نواده ی وحید بهبهانی در رساله فی الغناء ، که در کتاب میراث فقهی ج 2 ص 809 و 810 به نقل از کتاب فوق نقل کرده است.
6- شیخ عبدالصمد همدانی (1216 ه.ق) از شاگردان برجسته ی وحید بهبهانی در راسله فی الغناء ، که در کتاب میراث فقهی ج 1 ص 672 و 708 به نقل از کتاب فوق نقل کرده است.
7- میرزای قمی (1231 ه.ق) در رساله فی تحقیق الغناء ، که در کتاب میراث فقهی ج 2 ص 809 و 810 به نقل از کتاب فوق نقل کرده است.
8- سید محمد جواد حسینی عاملی (1226 ه.ق) صاحب مفتاح الکرامه در ج 4 ص 52
9- شیخ یوسف بحرانی صاحب حدائق در الحدائق الناضره ج 18 ص 101
10- مولی احمد نراقی (1245 ه.ق) در مستند الشیعه ج 14 ص 129
11- مولی محمد نراقی (1297 ه.ق) در کتاب مشارق الاحکام، نراقی ص148
12- علامه حلی (648- 726 ه.ق) در منتهی المطلب ج 2 ص 1012
و دیگر علمای مانند شهید ثانی، محقق سبزواری، شیخ حر عاملی، علامه محمد باقر مجلسی، سید علیخان مدنی ،مولی محمد رسول کاشانی، شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر الکلام، آقا محمود بهبهانی، شیخ هادی تهرانی، شیخ مرتضی انصاری و علامه ملا حبیب الله شریف کاشانی ، آیت الله سید احمد خوانساری، آیت الله سید ابوالقاسم خویی، آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی و دهها و بلکه صدها تن دیگر از مراجع و علمای سلف و تازه قائل به اجماع بر حرمت غناء هستند.
تا اینجا با نام علمای آشنا شدید که درباره ی حرمت موسیقی و غنا ادعای اجماع کرده اند. و عده ای از همین بزرگان حرمت آنها را از ضروریات و مسلمات مذهب شیعه (بلکه اسلام) معرفی کرده اند، در این صورت مدرکی بودن اجماع، خدشه ای بر استدلال به آن وارد نمی کند.
عقل
از دیدگاه فقهای امامیه، عقل نیز – در کنار کتاب و سنت- منبع مستقلی برای احکام شرعی است.
اگر در موضوع خاصی از طریق کتاب و سنت و اجماع هیچ حکمی به ما نرسیده باشد، ولی عقل به طور جزم و یقین به مصلحت یامفسده ی آن موضوع پی ببرد، می تواند حکم آن را کشف کند و در حقیقت، عقل در این موارد استدلال منطقی ترتیب می دهد، به صورت زیر:
در فلان مورد (مثل تریاک، هروئین و سیگار) مفسده ی لازم الاحتراز وجود دارد. (صغرا)
هر جا چنین مفسده ای باشد، قطعاً شارع از آن نهی می کند و باید آن را ترک کرد.(کبرا)
پس، در مرود مزبور، حکم شرع این است که باید آن راترک کرد. (نتیجه)
این در مورد حکم تحریمی عقل بود. در مورد وجوب و مصلحت لازم الاستیفا نیز عقل استدلال مشابهی انجام می دهد.
درباره ی غنا و موشیقی نیز با توجه به مضرات فراوانی از قبیلک ایجاد عدم تعادل بین اعصاب شمپاتیک و پاراسمپاتیک، مرض مانی، مرض پارانویا، مرض سیکلوتمی، هیجان، اختلالات دماغی، فشار خون، نامنظم شدن ضربان قلب، تضعیف حس شنوایی و بینایی، تضعیف نیروی قضاوت، از دست دادن توانایی های فکری ، سلب اراده، سلب غیرت، تهییج عشق، ازدیاد فحشاء و منکر، ایجاد حالت افسردگیو خمودی، انتحار و خودکشی، کوتاهی عمر و صدها بیماری دیگر که توسط پزشکان و روان شناسان جامعه شناسان اثبات شده است. عقل می تواند با استدلال منطقی به ترتیب زیر، حرمت غناء را اثبات نماید:
غنا و موسیقی ضرر معتنا به و مهم دارد (صغرا)
هر چیزی که ضرر معتنابه داشته باشد حرام است(کبرا)
پس غنا و موسیقی حرام است.(نتیجه)
این از طریق فلسفه ی احکام بود.
عقل از طریق لوازم احکام نیز می تواند حرمت غنا و موسیقی را اثبات نماید، زیرا شکی در این نیست که موسیقی و غنا در برخ یاز موارد، مقدمه ی جرأت بنده در مقابل مولا شده و زمینه ی گناهان را فراهم می کند. جرأت در مقابل مولا و هتک محرمات الهی ، از چیزهایی است که عقل هر عاقلی به قباحت و زشتی آن حکم می کند. پس، انسان عاقل باید خود را از هر عملی (مثل غنا و موسیقی) که موجب جرأت عبد در مقابل مولا می شود ، دور نگه دارد.
تا این جا روشن شد که همه ی ادله اربعه (کتاب، سنت، اجماع و عقل) بر ممنوعیت غنا و موسیقی دلالت دارد و مهم ترین آنها – که در دلالتشان هیچ گونهای خدشه ای نمی توان کرد- کتاب و سنت است که در فصل های آتی خواهد آمد.
فصل پنجم: سئوالاتی پیرامون موسیقی و غناء
در این فصل می پردازیم به یک سری از سئوالاتی که زیاد امروزه پیرامون موسیقی مطرح می شود.
1- شایستگی موسیقی به خاطر لذت به هیچ منطقی تکیه نمی کند
لذت و احساس خوشی که معلول شنیدن موسیقی است در تاریخ بشری دوشادوش در تمام جوامع وجود داشته است به این معنا که هر یک از جوامع با در نظر گرفتن تنوع و دوران هایش، نوع یا انواعی از موسیقی را مورد بهره برداری قرار داده و روان خود را با موسیقی نوازش داده اند. انگار این موضوع بی شباهت به انکار مردن طبیعت گرایی بشر نیست.
اگر کمی دقت داشته باشیم، خواهیم دید که لذت خودگرایی نه تنها بالاتر از لذت موسیقی است، بلکه اصلاً قابل مقایسه نیست؛ زیرا خودگرایی که اجرای امیال بی نهایت را در این زندگانی ضروری می بیند به متن حیات نزدیک تر از موسیقی است؛ زیرا افراد فراوانی پیدا می شوند که موسیقی را متن حیات خود قرار نمی دهند در صورتی که خود خواهی برای اکثریت قریب به اتفاق مانند محور اساسی زندگی تلقی شده است و هیچ جای تردید نیست که همه ی مکتب های انسانی اعم از دینی، اخلاقی و سایر مکتب هایی که شایستگی انسان را مطرح می کنند، خودخواهی را محکوم نموده و لذتش را فریبنده و بی احساس دانسته اند؛ بنابراین اگر دلیل شایستگی موسیقی همان احساس لذت بوده باشد به هیچ منطقی تکیه نمی کند.
درست است که تحریک مثبت و تشجیعی را که موسیقی انجام می دهد ما را از موجودیت حقیقی خود با یک گروه نوسانات بالاتر می برد؛ ولی هنگامی که موسیقی تمام می شود یک سرازیری حقیقی در خود احساس می کنیم ومی بینیم که موسیقی سایه ای از برای ما ساخته .اکنون شبح مصنوعی از بین رفته، واقعیات با همان خشونت برای ما نمودار می شود.
2- علت ممنوعیت موسیقی در منابع اسلامی
بایستی گفت بشر از نظر کمبودی که در معرفت توانایی مواجه با واقعیت دارد، موسیقی را برای تسلی خود تأئید می کند، پس نام آن را ضرورت می گذارد و به همین جهت است که اسلام به موسیقی روی نشان نمی دهد و می خواهد انسان ها در زندگانی روحی و طبیعی با خود واقعیات روبه رو گردند.
علتی که برای ممنوعیت موسیقی در منابع اسلامی ذکر شده است، مسئله ی لهو و لعب است با نظر به این علت، کاملاً روشن می شود که اسلام می خواهد انسان در این دنیا خود را در مقابل هیجانات نبازد و آمادگی واقعی خود را از دست ندهد تا بتواند اختیار را از خود سلب کند.
3- آیا موسیقی روح انسان را تصفیه می کند؟
اگر موسیقی آن چنان که عاشقان دلباخته اش می گویند حقیقتاً روح انسانی را تصفیه می کند، چرا با شیوع موسیقی در شرق و غرب ، بیماری های روانی و فساد اخلاقی به حدی است که گفت و گو درباره ی آن باعث شرمساری است. ما نمی دانیم که اگر انسان ها به این موسیقی اشتغال نمی ورزیدند و با خود واقعیات رو به رو می گشتند چه اندازه راه ترقی و اعتلا را می پیمودند!
4- اگر موسیقی واقعاً ضرر داشت آیا می توانست این اندازه مردم را به خود مشغول کند؟
می گویند امروزه مانند دوران های گذشته، موسیقی از آن موضوعات است که اکثریت به اتفاق آن را تأیید می کنند. اگر واقعاً ضرر داشت آیا می توانست این اندازه مردم را به خود مشغول بدارد.
می گوییم: صحیح است ، ولی فراموش نکنیم که بشر در دوران های گذشته بردگی را هم زیر بنای تمام مسائل اجتماعی و سیاسی خود قرار داده بود و به فکر هیچ کس نمی رسید که یک اصل خلاف انسانی بوده باشد. حتی ارسطوها و افلاطون ها که از آنها با تمام تأکید دفاع می کردند.
امروزه اگر مردم از اندیشه های عمیق درباره ی مسائل دینی، اجتماعی، روانی و تکامل به معنای عمومی سرباز می زدند، آیا می توان گفت این اکثریت بدون علت صحیح نمی تواند از اندیشه ی صحیح سرباز بزند، پس ناچاریم این هم یک واقعیت است که بایستی تمامی موضوعات را از نظر سطحی آنها رسیدگی کرد.
امروزه جوان اروپا، آمریکا وکشورهای زیادی از آسیا در مستی شگفت آوری به سر می برند. برای آنان زندگی شکل هدفمند خود را نشان نمی دهد. آیا می توان گفت زندگانی هدفی ندارد؛ زیرا اگر هدفی داشت جوانان امروزی ما هم در جست و جوی آن تلاش می کردند؟
خلاصه برای انسان خردمندی که می خواهد همه ی موضوعات را همه جانبه بنگرد روش اکثریتی که «برتراندراسل» فیلسوف انگلیسی درباره ی آن می گوید: هر فردی از انسان زاویه ای برای جنون دارد!! او راه اعتدال بشر را هنوز نمی شناسد یا راه اعتدال را نمی رود!! هیچ گونه ملاک نمی باشد و نمی تواند راه واقعی را به او نشان بدهد.
5- موسیقی نمی تواند چاشنی روح باشد
کسی که می گوید: موسیقی چاشنی روح است، این مطلب را در نظر نمی گیرد که ارواح آدمی که در شعله های انحراف از واقعیت ها می سوزد چه نتیجه ای از تحریکات خیالات و رؤیاهای غیر علمی به دست خواهد آورد. آیا این تحریکات امضا و ادامه ی تخدیر در مقابل واقعیت ها نیست؟ آن که می گوید: خشونت، جریانات طبیعت، بدبختی ها و ناگواری ها است که ما را به موسیقی پناهنده می کند.
اولاً: کدامین فرمول علمی و ریاضی است که بتواند حدود واقعی موسیقی را مشخص نموده و بگوید: این نوع آهنگ می تواند علاج دردهای ناشی از خشونت زندگی باشد و آن نوع نمی تواند حال روی این منطق بایستی برای هر فرد از انسان ها به شماره بدبختی ها و ناگواری های زندگانی اش یک آهنگ معین بسازیم.
ثانیاً: آیا با اعتبار به موسیقی، موضوع خشونت و ناملایمات زندگی مبدل به خوشی و آسایش می شود یا عینک تار به دیدگان آدمی می زند که واقعیت ها را دگرگون ببیند. کار این انسان خیلی تعجب آور است؛ مثل این است که سوگند خورده است که برای بازی گری خود در جهان واقعیات حد و اندازه هایی قائل نشود.
6- آیا موسیقی در محل کار سبب کار بیشتر است؟!
می گویند: آزمایش کرده اند وقتی در کارگاه ها موسیقی نواخته می شود ؛ راندمان کارگران بیشتر می شود. این پدیده را چگونه می توان با تحریم موسیقی توجیه کرد؟
می گوییم چون مسلماً افزایش راندمان مار انرژی می خواهد، خود تموجات صوتی نمی تواند در داخل بدن انرژی تولید کند، پس آن کارگر مجبور است انرژی بیشتری را در زمان کوتاه تری از دست بدهد تا پدیده ی فوق به وقوع بپیوندد. به این ترتیب ملاحظه می شود که ظاهراً مو سیقی در اینجا نقش مثبتی داشته؛ ولی همان طور که گفته شد، این نقش مثبت ظاهری است و در واقع موسیقی در اینجا هیچ عمل مثبتی انجام نداده بلکه جنبه ی منفی هم داشته است که باعث شده انرژی کارگران در زمان کوتاه تری صرف شود به علاوه کدامین اصل انسانی می گوید: برای افزایش دادن منافع سود، کارگران را در خیالات و تجسمات بی اساس غوطه ور سازیم؟
7- اختلالات تعقل در موسیقی دانان
«... مکتبی که ممنوعیت موسیقی را گوشزد می کند (اسلام)، در حقیقت بزرگ ترین حمایت را از درون آدمیان به عهده گرفته است. حال اگر ما در درون موسیقی دانان و آهنگ سازان و نه شنوندگان موسیقی هیچ اختلالی نمی بینیم؛ اولاً: این ادعای کلی به هیچ وجه قابل اثبات نیست؛ زیرا مگر نمی گویند موسیقی حافظه¬ی آدمی را از کار می اندازد یا کم می کند.
ثانیاً: فرض می کنیم که ما هیچ ضرر محسوسی در آن اشخاص که با موسیقی سرو کار دارند نمی بینیم؛ اما نباید فراموش کنیم که هیچ حقوق دان، فیزیک دان و هیچ یک از دانشمندان علوم تحقیق، نه تنها از موسیقی برای کارهای خود بهره برداری نکرده اند، بلکه به جهت مخالف بودن موسیقی با فعالیت های علمی مغز همواره راه تعقل و اندیشه را از موسیقی جدا کرده اند.
این حقیقت دلیل آن است که اندیشه و تعقل با تحریکات و تجسمات موسیقی سازش ندارد ؛ بنابراین ما نوعی از اختلال تعقل در موسیقی می یابیم.
8- گوش دادن به موسیقی های مجاز
در مواردی که ادای موسیقی را در می آوریم یا به برخی از موسیقی ها که گمان می کنیم جزء موسیقی های ممنوع نیست گوش فرا می دهیم. اگر این گونه امور ممنوع نباشد حداقل قدم روی نوار باریکی گذاشته ایم که یک طرف آن قطعاً قلمرو ممنوعیت و حرمت می باشد و چون نفس آدمی لذت طلب است، لذا تدریجاً قانون را پایمال می سازد. این را هم بدانیم که طبق خاصیت پدیده ی تقلید و مقتضای قانون محاکمات نوعی از تأثیر و تلقین ناخود آگاه در درون به وجود می آید که تدریجاً سطح مربوط روان ساییدگی پیدا کرده و کم کم از ممنوعیت موضوع تقلید می کاهد.(162)
9- آیا در اسلام به زیبایی و جمال عنایتی شده؟
اسلام مخالفتی با جمال و زیبایی ندارد و با این حس نه تنها مبارزه نکرده، بلکه در قسمت هایی این حس را تأیید هم کرده است. در «اصول کافی» بابی داریم تحت عنوان « الزی والتجمل» که تجمل همان خود را زیبا کردن است.
حدیثی داریم که: « ان الله جمیل و یحب الجمال» خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و از همه بالاتر خود زیبایی بیان است که در اسلام در حد اعلایی به آن توجه شده است. اسلام خود اعجازش – یا لا اقل یکی از موارد اعجازش- زیبایی کلام قرآن است.(163)
10- آیا بیماران روحی به وسیله ی موسیقی معالجه می شوند؟
گروهی وقتی که نسبت به زیان موسیقی گفت و گو و بحث می شود بدون دقت وتأمل اظهار می دارند که: « اکنون به وسیله ی موسیقی در بعضی از کشورهای خارجی ، بیماران روحی را معالجه می کنند و نوارهای آرام بخش موسیقی را بعضی از پزشکان تجویز می کنند و ...»
در این مورد باید، اولاً دقت کرد که این مطلب تا چه اندازه جنبه تبلیغاتی و تشریفاتی دارد و اگر از جنبه ی تبلیغاتی و ... آن بگذریم در کدام یک از مراکز علمی جهان تاکنون موسیقی، دیوانگان و بیماران روحی را معالجه کرده و نتیجه مثبت آن در هر سال برابر آمار روزافزون بیماریهای روانی چند نفر بوده است؟
ثانیاً اغلب روان پزشکان، خود معتقدند که نتیجه ی درمان با موسیقی بسیار ضعیف است، چنانچه «اسکریل» می نویسد: من اقرار می کنم که عدم موفقیت هایی در زمینه ی درمان با موسیقی وجود دارد؛ ولی باید در ضمن اثر تسکین دهنده و مشغول کننده ی آن را نیز در نظر داشت.(164)
ثالثاً دلیل قاطعی از نظر تجربی، راجع به این موضوع نداریم، جز آنکه مشاهده می کنیم ، آمار بیماریهای روحی، مخصوصاً در ممالک غربی، روز به روز بیشتر نشان داده می شود و همچنین مجامع بزرگ پزشکی جهان ، اعلام داشته اند که مهم ترین اثر موسیقی تولید ضعف اعصاب و روان و آثار خطرناک دیگر است.
رابعاً اگر بر فرض هم معتقد باشیم که از هزاران بیماری روانی، موسیقی یکی را هم تخفیف می دهد، تازه این یک نوع موسیقی علمی و طبی نامیده می شود و هیچ مربوط به موسیقی هایی که مورد بحث و گفتگو است نیست.
نخستین شرط آرامش و آسایش
قابل ذکر است که در جهان ، شخصی که دارای عقل سلیم باشد نمی توان پیدا کرد که بهبود و آسایش زندگی خود را درآرامش فکری خود نداند. اگر از یک یک دانشمندان جهان در مورد اولین شرط آرامش و آسایش فکر و بهره برداری از زندگی و طول عمر در برابر حوادث جهان بپرسید به اتفاق آرا به شما می گویند:
نخستین شرط آرامش و آسایش زندگی، حفظ سلامت ، صحت و تعادل روان و اعصاب است. همین اعصاب در سلامت بدن و حفظ بهداشت به اندازه ای قابل توجه است که حتی می توان گفت: بر قلب سایه ی برتری گسترانده؛ زیرا سلامت قلب بستگی تام به صحت و درست کارکردن اعصاب آن دارد.(165)
11- آیا درست است که موسیقی دانان را تشویق کرد یا نه؟
با توجه به آیات و روایاتی که در بحث موسیقی گذشت روشن شد که از نظر اسلام موسیقی مطرب جزء پلیدترین کارها است، تا جایی که شارع مقدس آن را در ردیف شراب و مقدمه ی زنا و سایر گناهان قرار داده است از لحن شدید احادیث بر می آید که انسان عاقل برای نجات از این سم کشنده در جایی که شک هم دارد اجتناب می نماید تا چه رسد مجالسی تحت عنوان موسیقی سنتی و اصیل ایرانی و امثال اینها را بر پا نماید و جوایزی از بیت المال مسلمین به مروجین موسیقی بدهد آیا در کشور ما مشکل مردم از جهت اقتصادی ، اشتغال و بیکاری ، تورم، ازدواج جوانان، فرهنگ ناب اسلامی و صدها امور دیگر حل شده تا به این کارهای باطل بپردازیم؟!
بر فرض که همه مشکلات ما حل شده، مگر اسلام عزیز اجازه می دهد اموال مردم صرف امور پوچ و بیهوده گردد ، در کجای تاریخ معتبر اسلام داریم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و یا حضرت علی علیه السلام و سایر ائمه علیهم السلام العیاذبالله جلسه ای تحت عنوان موسیقی اصیل عربی و ... تشکیل داده و مروجین موسیقی اعم از موسیقی حرام یا مشکوک را با بیت المال تقدیر نامه و صوت و کف مورد تشویق قرار دهند.
و اینک به فتاوای اسلام شناسان واقعی که همان علماء ربانی و مراجع عظیم الشأن هستند توجه فرمائید:
متأسفانه برخی متصدیان فرهنگی کشور، بعضی از نویسندگان طاغوتی را تشویق کرده و یا با برپایی جشنواره های موسیقی هدایایی را به عنوان تشویق به موسیقی دانان می پردازند. آیا صرف بیت المال مسلمین در این راستا و اهدای هدایا از بیت المال به اینگونه افراد جایز است و اساساً این حرکات در نظام اسلامی چه صورت دارد؟
مقام معظم رهبری (دامت برکاته): صرف بیت المال باید طبق موازین قانونی و شرعی صورت پذیرد.
آیت الله تبریزی رحمه الله علیه: تشویق کسانی که موسیقی لهوی می زنند حرام است، و کسی که اموال عمومی را صرف آنها می کند ضامن است و نزد خداوند متعال مسئول اعمالش می باشد و باید توجه کند و گر نه در آخرت مسئول خواهد بود.
آیت الله صافی گلپایگانی (دامت برکاته): موسیقی متداول فعلی به تمام اقسامه حرام است و تعلیم و تعلم و صرف بیت المال مسلمین در اینگونه امور حرام است و موجب اشتغال ذمه مسئولین مربوطه است.
آیت الله مکارم شیرازی (دامت برکاته): تشویق کسانی که موسیقی می نوازند جایز نیست.
آیت الله فاضل لنکرانی رحمه الله علیه: مربوط به نظر مسئولین است ولی به طور کلی اگر کار حرامی صورت گیرد به هیچ وجه جایز نیست.
آیت الله مظاهری (دامت برکاته): حرام است و ضمان آور می باشد.(166)
ترك كردن عادت به لهو و لعب سخت نيست. چون تجربه اش كردم. خيلي راحت تر از...
آدم هر روز عوض ميشه سليقه و باورهاي سطحي اش هم هميشه هر لحظه در حال دگرگونيه و كاري نداره هروقت هوا و حال دل بهت دست داد capture يا save اش بكن!! نذار در بره
وقتي آدم با يه اعتقاد عميق كاريو بكنه راحت تر از چيزي كه فكرشو ميكرد احساس پيروزي و رهايي ميكنه ونتيجه با دوامتري ميگيره.
فکر نکنم هیچکس بتونه این صفحه رو بخونه.
من "پژوهشی در موسیقی و اثرات آن "1 و2 رو قبلا خوندم اما خداییش فکر نکنم کسی بتونه این صفحه رو بخونه!
کی کامل خونده؟؟
اگه میشه یکم خلاصش کنید.
لطفا منابع رو هم بذارید.آقای
علیرضا110
،فکر کنم این مقاله واسه سایت "موعود" باشه
یا حق
همه چیز به شعور و اندیشه خودمون برمیگرده ما انسانهایی که اختیار در انتخاب داریم و همچین مسئله ای رو با عقل خودمون میتونیم بررسی کنیم کاملا به خود ما وابسته است
(۵/مهر/۹۰ ۱۷:۵۷)علیرضا110 نوشته است: [ -> ]گفته می شود عمر متوسّط انسان، حدود 120سال می باشد...
...و من همچنان می خندم.
(۶/بهمن/۹۰ ۰:۰۹)mohammad reza نوشته است: [ -> ]سلام
شاید گوش کردن موسیقی اصلا تاثیرات خوبی نداره اما شدیدا باید هواسمونو جموجور کنیم تا هر آهنگیرو گوش نکنیم یادمه یه دوستی میگفت آهنگا در مغز به صورت برگشت هم باز خوانی میشن و تو این آهنگهای متالو از این دست آهنگا کلی اراجیف سر هم میکنن که رو ضمیر ناخوداگاه تاثیر داره
کسی رو کره ی خاکی وجود ندار که بتونه این موضوعو اثبات کنه.
پیغام من به مدیر پاککن: گلم! گیریم پست منو پاک کردی، با حقیقت چه کار می کنی؟ اونو که دیگه نمی تونی پاک کنی.