تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مشاعره شاعرانه نوع یک
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
بیت اول مطروحه ایست که آقا در مورد جانباز شهید فرمودن.این حقیر هم دنبالش رو اینطور نوشتم...

رندانه آخر ربودی جامی ز خم خانه دل
خونین چو برگ شقایق رنگین چو افسانه دل

در بهت ناباور شهر درب قفس را شکستی
مستانه از که شنیدی اسرار کاشانه دل
(۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۵۸)دل خسته نوشته است: [ -> ]رها از بند دنیا گشتی ای دوست.
تو شیری خفته اندر دشتی،ای دوست.
منم مغروق او دنیا هم چو دریا
در این دریا تو تنها کشتی،ای دوست.
سلام دوست عزیز ...
مصراع سوم از نظر وزن صحیح نیست . می تواند به یکی از این دو شکل باشد : .... منم مغروق دنیا همچو دریا ... و یا : منم مغروق او دنیا چو دریا

لطف او ما را برد تا عالم افلاکیان
ورنه در این دور باطل او کجا و ما کجا

تا حریمی امن و ایمن صد خطر در راه هست
او خطرها را براند گرچه دیده صد خطا
سلام
اون مصرع در اصل "من ام مغروق و دنیا همچو دریا" بوده که به اشتباه و به دلیل ویرایش پست قبل به جای و ، او تایپ شده.
آتش زده در کون و مکان آتش تو.
تو تیر خدایی و خدا آرش تو.
پرتاب شدی از او و حق روشن شد.
روشن ز تو و صوت خوش و دلکش تو.
وعده انا الیه خاک را مجنون نمود
برشکفت از خود هزاران چشمه و در جوش شد

می نویسد کلک او بر لوح محفوظ این غزل
ای بسا صیاد کو خود طعمه خرگوش شد
(۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۲۵)مجید121 نوشته است: [ -> ]یکدم در این این خاکم اسیر ، یکدم بر افلاکم امیر
گاهی از این گاهی از آن در گوش من آید نفیر
دوست عزیز
شعر خیلی زیبایی بود.گمونم این رو در مصراع اول دوبار نوشتید.در غیر این صورت از لحاظ وزنی مشکل پیدا میکنه.

در انتهای دنیا،آنجا که غیر او نیست
آنجا که روضه گوید،جز عشق رنگ و بو نیست

جای جمال حوران، در انتظار رویت
جز سوی منزل تو ای یار سمت و سو نیست
تو خورشیدی و گیتی روشن از تو.
تمام روشنی های من از تو.
بتابان نور بر من تا بسوزد.
سیاهی های هر اهریمن از تو.
ویرانه گردی من امشب بی ثمر نیست
ای صبح دم،روشن کن این ویرانه ام را

با تار تار تابش خورشید،تا صبح
رنگین کنم پلک به خون بیگانه ام را
(۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۷:۵۵)مهدی110 نوشته است: [ -> ]
(۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۲۵)مجید121 نوشته است: [ -> ]یکدم در این این خاکم اسیر ، یکدم بر افلاکم امیر
گاهی از این گاهی از آن در گوش من آید نفیر
دوست عزیز
شعر خیلی زیبایی بود.گمونم این رو در مصراع اول دوبار نوشتید.در غیر این صورت از لحاظ وزنی مشکل پیدا میکنه.

بله دوست عزیز .... این رو دوبار نوشته بودم .... با تشکر از دقت نظر شما

آتش چون نسیم تو بارش چون جحیم تو
گفت مرا کلیم تو تکیه بر این جهان مکن

بحر شکاف می کند از اثر عصای تو
ماه دوپاره شد دگر روی به آسمان مکن

ضمنا پیشنهاد می کنم جهت تقویت جنبه آموزشی این مبحث ، هرکس وزن شعرش را هم در انتهای شعر بیاورد .
مثلا در شعر قبل :
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن
سلام دوستان
خیلی میبخشید که اسپم میدم ... یه سوال داشتم که خیلی فنی است ...

میخواستم بدونم واقعا همونطور که تو پست اول اومده همه ابیاتی که بچه ها اینجا مینویسند از خودشون است ؟؟؟
یعنی خود خودشون سرود اند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Huh
سلام
بله ، چطور مگه؟ مگه فکر کردین شعر گفتن خیلی کار سختی هست؟بیشتر از هر چیزی انگیزه می خواد و پشتکار ، و این که به اون مسلط بشید ، بعد میشه مثل یک پازل که باید با کلمات پرش کنید.گاهی اوقات هم که عنایت خداوند شامل حال شاعر می شه و شعر به صورت خودجوش و بدون تفکر ایجاد میشه.اما همینطور که گفتم در حالت عادی مثل یک پازل هست ، شما باید قافیه متناسب رو بر اساس دامنه لغاتتون پیدا کنید و الفاظ قبل از اون رو متناسب با وزن شعر ، مفهوم شعر و زیبایی ادبی بچینید.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع