۱۰/اردیبهشت/۹۱, ۱۲:۲۲
۱۰/اردیبهشت/۹۱, ۱۲:۳۸
(۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۲:۲۲)fereydun نوشته است: [ -> ]نقل قول:کسانی که یکی دو ماه هست با تالار اشنا شدن
دستت در نکنه
خوبه فقط 22 روز زودتر عضو شدی
در کل بازم عذر خواهی می کنم ازتون
دوست گلم من خیلی قبلتر از ثبت نام هم توی تالار بودم و از مطالب استفاده میکردم

بعدش شما این حرف من رو سریع به خودت نگیر
به زمان ثبت نام نگاه نکن این مساله به شدت فعالیت هم بستگی داره من اون زمان فعالیت و وقتم خیلی بیشتر بود
طوری که کاملا رفتار این فرد رو رصد میکردم ولی الان به دلیل اینکه وسعت تالار خیلی بیشتر شده و من هم وقت کافی ندارم
با اینکه هنوز در هفته به تالار زیاد سر میزنم ولی نمیدونستم متاسفانه این کاربر هنوز هم فعالیت زیادی رو توی تالار داره

این اقای اسیمو ملکه ی ذهنم شد و تبدیل به یک خاطره برام از تالار شد که با وجود گذشت زمان از یادم نرفته

۱۰/اردیبهشت/۹۱, ۱۲:۵۱
با احترام بی نهایت برای دوستان.... ولی به نظر این حقیر بحث کاملا بی هدف و پوچ داره دنبال میشه... البته شرمنده.
۱۰/اردیبهشت/۹۱, ۱۲:۵۷
سلام
اصلا بحث من بر سر هدایت شدن یا نشدن ایشون نیست.بحث بر سر دو چیز هست :
1- وظیفه ما و این که ما چه وظیفه ای داریم در قبال امثال ایشون(وظیفه هم محدوده وسیعی داره ، هم ممکنه رفتار خصمانه صحیح باشه و هم رفتار دوستانه ، ولی مطمئنا یکی به تقوا نزدیک تره).
2-بحث بازخورد رفتارهای ما ، یعنی اگر یک انسان غیر مذهبی ، اما حق دوست وارد تالار بشه و نوع برخورد ما رو ببینه ، و در مقابل نوع برخورد ایشون رو ، چه برداشتی می کنه و چه تاثیری بر روی او می گذاره.
به نظر من بهترین نوع برخورد برخورد بدون توهین هست و با کمترین عصبانیت.ما باید خونسردانه با ایشون برخورد کنیم ، و با آرامش خاطر ، چون خیلی از این افراد صرفا به منظور ایجاد عصبانیت در ما و در نهایت سوء استفاده از اون به چنین رفتارهایی دست می زنند ، یعنی از خودشون به ظاهر اخلاق با متانت نشون می دند ، اما ما رو به سمت عصبانیت سوق می دند ، تا اگر شخص ثالث و کم اطلاعی برخورد ما رو دید با خودش بگه : "نگاه کن فلانی اومد حرف بزنه با پشت دست زدند توی دهنش" ، یا "این حزب اللهی ها هم تا یکی مخالفشون حرف می زنه سریع ساکتش می کنند" و امثالهم ، ما نباید اجازه بدیم چنین شرایطی پیش بیاد که یک نفر بی اطلاع نسبت به دین و مذهب سوء برداشت پیدا کنه.
اصلا بحث من بر سر هدایت شدن یا نشدن ایشون نیست.بحث بر سر دو چیز هست :
1- وظیفه ما و این که ما چه وظیفه ای داریم در قبال امثال ایشون(وظیفه هم محدوده وسیعی داره ، هم ممکنه رفتار خصمانه صحیح باشه و هم رفتار دوستانه ، ولی مطمئنا یکی به تقوا نزدیک تره).
2-بحث بازخورد رفتارهای ما ، یعنی اگر یک انسان غیر مذهبی ، اما حق دوست وارد تالار بشه و نوع برخورد ما رو ببینه ، و در مقابل نوع برخورد ایشون رو ، چه برداشتی می کنه و چه تاثیری بر روی او می گذاره.
به نظر من بهترین نوع برخورد برخورد بدون توهین هست و با کمترین عصبانیت.ما باید خونسردانه با ایشون برخورد کنیم ، و با آرامش خاطر ، چون خیلی از این افراد صرفا به منظور ایجاد عصبانیت در ما و در نهایت سوء استفاده از اون به چنین رفتارهایی دست می زنند ، یعنی از خودشون به ظاهر اخلاق با متانت نشون می دند ، اما ما رو به سمت عصبانیت سوق می دند ، تا اگر شخص ثالث و کم اطلاعی برخورد ما رو دید با خودش بگه : "نگاه کن فلانی اومد حرف بزنه با پشت دست زدند توی دهنش" ، یا "این حزب اللهی ها هم تا یکی مخالفشون حرف می زنه سریع ساکتش می کنند" و امثالهم ، ما نباید اجازه بدیم چنین شرایطی پیش بیاد که یک نفر بی اطلاع نسبت به دین و مذهب سوء برداشت پیدا کنه.
۱۰/اردیبهشت/۹۱, ۱۳:۰۰
جهت اطلاع کاربران جدید یا کم اطلاع :
بنده رو دیگه میشناسید همیشه پای بحث بودم . حتی زمانی که همه دوستان میگفتن بحث بی فایدست و طرف مغرض است و ...
بعضی مطالب قابل بحث است : مثلا اینکه در اسلام خشونت ترویج شده .
در این مورد اول مدعی باید برهان اقامه کند .
مثلا فلان ایه قران . فلان حدیث . فلان سیره .... در این مرحله اگر ادعا مستدل نبود رد میشود .
در مرحله بعد اسناد اعتبار سنجی میشود . همینطور که در همین تالار خیلی ادعا ها با مراجعه به منابع رد میشود .
مثلا میبینیم ایه قران را بریده اند و یا بد معنی کرده اند .
نوع دیگر تسخر عقاید و توهین و فحاشی است . مثلا یکی به دیگری بگوید پدرس... شما میای ثابت میکنی پدرت ادمه ؟!!
بهترین جواب می محلیه و البته اجازه نمیدیم اینجا کسی توهین کنه و عقاید کسی رو مسخره کنه .
بحث مدلل رو حرفی نداریم ..
گاهی میبینیم یکی فقط داره مسخره میکنه و فحش میده .
یه بحث رو طرح میکنه همه به تکاپو می افتند جواب نمیتونه بده میره تا بحث بعدی
هدف : خراب کردن جو . و ریختن ...
نمونه بحث های ایشون:
ایا میدانید عرفان عین شرک است ؟ گفتیم دلیل بیار . نداشت . گفت وحدت وجود . گفتیم خب وحدت وجود چیه ؟ فرار کرد
بعد گفت چرا شما شیعه ها همتون ابوالسعید ابوالخیر نمیشید ! گفتیم تو که میگی عرفان شرکه حالا میگی بیایم بشیم ابوالسعید؟!!
در ثانی چرا شما مادر ترزا نمیشید( میگفت اشوریم)
یه بار دیگه اومد گفت طب سنتی رو جمهوری اسلامی درست کرده برای منافع سیاسی
در مجموع بحث های قابل نگهداشتن از همین دسته . میتونید مطالعه کنید . البته حدود 10 تا ای دی مختلف
اینها هیچ مشکلی نداره به قول دویتان یه خنده ای هم بر لب دوستن میشینه .
اما شما توهین ها رو نمیبینید چون پاک میشه .
قبلا هم به ایشون گفتیم . توهین نکنه چندین بار اما ....
حدود 1 ساله این ماجرا ادامه داره ...
همین اخرین داستان . بجز توهین هیچی نیست . اخه مگه میشه به داستانی که از دل بیمار فردی شیطان صفت بیرون اومده جواب داد؟!!
http://forum.bidari-andishe.ir/search.ph...84587ec899
البته ای دی های زیادی است اما این اخری رو خودتون ببینید . هر جا میشد بحث کرد کردیم و ایشون فرار کرد و باز با یه موضوع جدید...
یا حق
بنده رو دیگه میشناسید همیشه پای بحث بودم . حتی زمانی که همه دوستان میگفتن بحث بی فایدست و طرف مغرض است و ...
بعضی مطالب قابل بحث است : مثلا اینکه در اسلام خشونت ترویج شده .
در این مورد اول مدعی باید برهان اقامه کند .
مثلا فلان ایه قران . فلان حدیث . فلان سیره .... در این مرحله اگر ادعا مستدل نبود رد میشود .
در مرحله بعد اسناد اعتبار سنجی میشود . همینطور که در همین تالار خیلی ادعا ها با مراجعه به منابع رد میشود .
مثلا میبینیم ایه قران را بریده اند و یا بد معنی کرده اند .
نوع دیگر تسخر عقاید و توهین و فحاشی است . مثلا یکی به دیگری بگوید پدرس... شما میای ثابت میکنی پدرت ادمه ؟!!
بهترین جواب می محلیه و البته اجازه نمیدیم اینجا کسی توهین کنه و عقاید کسی رو مسخره کنه .
بحث مدلل رو حرفی نداریم ..
گاهی میبینیم یکی فقط داره مسخره میکنه و فحش میده .
یه بحث رو طرح میکنه همه به تکاپو می افتند جواب نمیتونه بده میره تا بحث بعدی
هدف : خراب کردن جو . و ریختن ...
نمونه بحث های ایشون:
ایا میدانید عرفان عین شرک است ؟ گفتیم دلیل بیار . نداشت . گفت وحدت وجود . گفتیم خب وحدت وجود چیه ؟ فرار کرد
بعد گفت چرا شما شیعه ها همتون ابوالسعید ابوالخیر نمیشید ! گفتیم تو که میگی عرفان شرکه حالا میگی بیایم بشیم ابوالسعید؟!!
در ثانی چرا شما مادر ترزا نمیشید( میگفت اشوریم)
یه بار دیگه اومد گفت طب سنتی رو جمهوری اسلامی درست کرده برای منافع سیاسی
در مجموع بحث های قابل نگهداشتن از همین دسته . میتونید مطالعه کنید . البته حدود 10 تا ای دی مختلف
اینها هیچ مشکلی نداره به قول دویتان یه خنده ای هم بر لب دوستن میشینه .
اما شما توهین ها رو نمیبینید چون پاک میشه .
قبلا هم به ایشون گفتیم . توهین نکنه چندین بار اما ....
حدود 1 ساله این ماجرا ادامه داره ...
همین اخرین داستان . بجز توهین هیچی نیست . اخه مگه میشه به داستانی که از دل بیمار فردی شیطان صفت بیرون اومده جواب داد؟!!
http://forum.bidari-andishe.ir/search.ph...84587ec899
البته ای دی های زیادی است اما این اخری رو خودتون ببینید . هر جا میشد بحث کرد کردیم و ایشون فرار کرد و باز با یه موضوع جدید...
یا حق
۱۰/اردیبهشت/۹۱, ۱۳:۰۶
این کلام وحید 110 را چند بار باید خوند؟؟؟؟؟
۱۰/اردیبهشت/۹۱, ۱۸:۲۹
در تکمیل عرایض دوستان:
ببینین دوستان، بچه های اینجا الحمدلله سعه صدر خوبی دارن حالا یکی کمتر یکی بیشتر اما از اونجاییکه اینجا جمع شدن تا بتونن یه نقطه نورانی در دل سیاه بعضی ها روشن کنن مطمئن باشین پای همه چیز طرف می ایستند حتی بارها شده چندین بار از امثال چنین فردی خواستیم توهین به مقدسات ما نکنه تا ما بحث رو باهاشون ادامه بدیم و بودند کسانیکه رعایت می کردن و بودن کسانیکه رعایت نمی کردن.
در چنین شرایطی بنده یا سایر دوستان مجبور می شدیم کاربر مربوطه رو بن یا محدود کنیم چون حداقل یه گفتگو که احترام متقابل بود رو رعایت نمی کرد. تازه بعد از مرحله بن کردن سعی می کردیم خصوصی باهاشون گفتگو داشته باشیم بلکه واقعا اگر ذره ای دنبال حقیقت هستن بشه بهشون کمکی کرد. واقعا میشه به تعداد کمی از اینها کمک کرد. البته اگر خودشون بخوان. از نوع حرف زدنشون معلومه که بعضی از اینها دنبال حقیقت نیستن.
مثلا از اونجاییکه ایشون برای بنده هم این طومار مسخره رو فرستاد ازش خواستم سند ارائه بده تا با هم گفتگو کنیم.
در جواب متن طولانی ایشون گفتم:
ایشون در جواب پیام دادن که:
بنده گفتم:
ایشون گفتن:
در جوابشون مفصلا گفتم:
باز هم سلام.
اولا که فقط تیکه ناقص العقل بودن زنان اونهم در اون برهه زمانی مطرح بوده بقیه جمله بالا سندی نداره. در مورد این گفته حضرت هم بنده دو سال پیش مقاله ای جمع و گردآوری کردم. دوست داشتی نگاهی بهش بنداز:
http://bidari-andishe.persiangig.com/doc...0Zanan.pdf
دیدی حالا!! منظورت اینه:
http://www.al-milani.com/farsi/library/l...9&pgid=447
بله حضرت سلمان در زمان عمر والی مدائن شد. که چی؟ این تصمیم با مشورت حضرت علی علیه السلام بوده و بعدها گرفته شده. چه لزومی داره این جمله واقعیت محض باشه؟
ابن شهرآشوب در«مناقب» می نویسد: «وقتى عمر سلمان را به عنوان حاكم مدائن منصوب كرد سلمان پیش ازآنكه در مورد این امر با على(علیه السلام) مشورت نماید و از او اجازه بگیرداعلام موافقت ننمود. یعنى سلمان با اجازه على(علیه السلام) پذیرفت كه به عنوان حاكم مدائن منصوب شود.
حضرت سلمان آنچنان مثل مولای خودش عادل و زاهد بود که :
اینجا کامل در مورد شخصیت سلمان نوشته:
http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?Mag...berID=6508
اگر منظور از روزبه همون سلمان هست که قصه اش مفصل در کتاب نفس الرحمن فی احوال سلمان هست که معتبرترین کتاب در مورد حضرت سلمان هست.
در مورد آیه هم داریم که کفار که همه گونه افترا و تهمت به پیامبر زده بودن یه دروغ دیگه سر هم کردن که خداوند در قرآن اینطور جوابشون رو داده و اونها رو محکوم کرده:
« ما ميدانيم كه اين كافران ( به تهت و افترا) ميگويند: جز آن نيست كه يك انسان به او آموزش ميدهد. اما ( اي پيامبر) زبان آن كس كه آنان او را به دروغ معلم تو معرفي ميكنند عجمي است و حال آنكه اين قرآن، زبان عربي كاملاً روشني است.»
بنده هم عرض کردم. تاریخ طبری کتاب تاریخی است و بسیار مفصل. قرار نیست هر چه در اون اومده وحی منزل باشه. اصلا خودش اول کتابش گفته من خیلی از نقلها رو شنیدم و به صحت و سقمش اطلاع ندارم. صحاح سته پر از اشتباه هست. کی گفته 100 معتبره. بحار الانوار رو هم عرض کردم.
شما نباید هر چیز بدون سندی رو بپذیری. چیزهایی که بالا گفتی هیچکدوم سند درست و حسابی نداشت. فقط سایت آیت الله میلانی رو درست گفتی که اونهم بر عکس گفته شما بود.
ببین پس راحت میشه با تحقیق کافی به درستی یا اشتباهی مطلبی پی برد.
یا حق.
دیگه جوابی از ایشون نگرفتم اما خوب بنده ایشون رو می شناسم که دنبال حقیقت نیست. در این زمینه اونقدر تجربه پیدا کردیم که بدونیم چه کسی دنبال حقیقت هست و چه کسانی دنبال شبهه پراکنی و مسموم کردن اذهان.
قطعا اگر ایشون دنبال جواب بود با چند نفر از مدیران خصوصی پیام میداد نه اینکه برای همه کاربران تالار شبهه بفرسته. اینهم حاکی از سوء نیت چنین کسانی است که....
ببخشین که طولانی بود. خواستم سوء تفاهم ها رو برطرف کنم که خدایی ناکرده در مورد مدیران و ناظران اینجا قضاوت اشتباهی صورت نگیره. در برخورد با همه کاربران اینچنینی حداقل یکی از مدیران بوده که سعی کرده خصوصی با فرد منظور صحبت کنه تا بلکه کمکش کنه اما بعید میدونم هیچکدوم دنباله حقیقت رو گرفته باشن. در چنین مواردی دیگه واقعا کاری از دست کسی بر نمیاد. در زمان پیغمبر کسانی بودن که پیامبر هم نتونست هدایتشون کنه. دیگه چه برسه به ما. همون قضیه کسی که خودش رو به خواب بزنه....
یا حق.
ببینین دوستان، بچه های اینجا الحمدلله سعه صدر خوبی دارن حالا یکی کمتر یکی بیشتر اما از اونجاییکه اینجا جمع شدن تا بتونن یه نقطه نورانی در دل سیاه بعضی ها روشن کنن مطمئن باشین پای همه چیز طرف می ایستند حتی بارها شده چندین بار از امثال چنین فردی خواستیم توهین به مقدسات ما نکنه تا ما بحث رو باهاشون ادامه بدیم و بودند کسانیکه رعایت می کردن و بودن کسانیکه رعایت نمی کردن.
در چنین شرایطی بنده یا سایر دوستان مجبور می شدیم کاربر مربوطه رو بن یا محدود کنیم چون حداقل یه گفتگو که احترام متقابل بود رو رعایت نمی کرد. تازه بعد از مرحله بن کردن سعی می کردیم خصوصی باهاشون گفتگو داشته باشیم بلکه واقعا اگر ذره ای دنبال حقیقت هستن بشه بهشون کمکی کرد. واقعا میشه به تعداد کمی از اینها کمک کرد. البته اگر خودشون بخوان. از نوع حرف زدنشون معلومه که بعضی از اینها دنبال حقیقت نیستن.
مثلا از اونجاییکه ایشون برای بنده هم این طومار مسخره رو فرستاد ازش خواستم سند ارائه بده تا با هم گفتگو کنیم.
در جواب متن طولانی ایشون گفتم:
نقل قول:... ایکاش برای تمام جملات منبع می گذاشتین آخه اینطوری که باد هواست. یه نمایشنامه بنویسی بعد بگی منبع موثق!!!! صحاح سته و تاریخ طبری؟ کی گفته اینها معتبرند؟ ...
...
در کل خیلی خیلی بچگانه بود. واقعا ضعیف. ایکاش ....
ایشون در جواب پیام دادن که:
نقل قول:... بی انصاف نباش، درست است که با معتقدات تو جور نبود ولی از نظر سرگرم کنندگی و ذوق ادبی، در رتبه فوق العاده بالایی است!
من تاپیک این نوشتار را هم در بخش تاریخ اسلام زدم ولی به سرعت توسط تو و یا همفکرانت پاک شد؟ چرا جمهوری اسلامی و زیرمجموعه هایش پاسخ حرف را با حرف نمی دهند و همیشه حذف فیزیکی می کنند ، لابد تو و ملایان تشیع چیزی در چنته ندارید. اگر آن تاپیک را پاک نمی کردید من حاضر بودم که نشان دهم جمله جمله این نوشتار برمبنای تواریخ کهن معتبر و موثق است !
بنده گفتم:
نقل قول:... مشکل بحث با امثال شما اینه که دنبال حقیقت نیستین که آدم بخواد برای بحث با شما وقت بگذاره. بی استثنا همه مدیران از محتوای تاپیک خنده شون گرفته بود که چقدر بچگانه نوشته شده. بله افسانه قشنگی بود که متاسفانه درش از شخصیتهای حقیقی استفاده شده بود. البته قصه عمر و خالد بن ولید و .... برای ما شیعیان معلومه. اما اینکه حضرت علی علیه السلام رو هم قاطی اونها کردی بسیار مسخره و بچگانه بوده....
وقتی شما قبلا نشون دادی دنبال حقیقت نیستی و متعصبانه هر حرفی علیه دین و اسلام و ائمه زده میشه رو باور می کنی و در واقع خودت دوست داری باور کنی و در بحث، احترام به عقاید دیگران رو هم رعایت نمی کنی، چه لزومی داره برای چنین نوشته ای که مهملات محضه وقت بگذارن. طبیعی هست که حذف می کنن. اما اگر واقعا فکر میکنی اینها واقعیت دارن سند بعضی عبارات که در مورد حضرت علی علیه السلام هست رو برای بنده بفرست تا در موردش بحث کنیم.
ایشون گفتن:
نقل قول: علی فریاد زد : چه کفر و حماقتی ، برهمگان واضح و روشن است که زنان ناقص العقل هستند و نباید زن که ناموس و ملکیت مردش است حق داشته باشد از خانه خارج شود و یا همتراز مرد شود !
مورد بالا که عینا در نهج البلاغه هست !
×××××
این مورد که علی و خالدبن ولید بر سر کنیزک غنیمتی درگیر شده اند هم شیعه قبول دارد هم سنی و حتی در سایت آیت الله العظمی میلانی هم حدیثش وجود دارد اگر باور نداری
در سایت آیت الله میلانی به دنبال حدیث ولایت باش!
×××××××
عمر گفت: ای سروران عرب و ای صحابه بزرگوار، الله را شاهد می گیرم که هرگاه ایران را فتح کردیم ، سلمان رابه پاس خدماتش والی و امیر مدائن( تیسفون) خواهم کرد.
والی مدائن شدن سلمان را هم که هم شیعه قبول دارد و هم سنی
×××××××××××××
طلحه نیز زمزمه کنان به زبیر گفت : به لات و عزی که راست می گویی من خود به چشمم دیده ام که نیم بیشتر کتاب الله را همین عجمی به محمد آموزاند اگر این روزبه فارسی و کاردانی و دانشش نبود به الله سوگندکه اسلام و مسلمین هزاربار هلاک شده بودند
این بخش هم به گفتار متداولی می پردازد که کاملا در بین عرب صدر اسلام شناخته شده و تقریبا پذیرفته شده بود و حتی در خود قرآن هم بدین سخن پرداخته شده ( البته با عصبانیت خواسته رد کند)
این آیه : وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ
***********
به قول رییس جمهور حکومت اسلامی ، بسه یا باز هم بگم ،
تکرار می کنم برای تک تک جملات این متن در تاریخ طبری ، قرآن ، بحار و یا صحاح
سند قطعی وجود دارد
در جوابشون مفصلا گفتم:
باز هم سلام.
نقل قول:علی فریاد زد : چه کفر و حماقتی ، برهمگان واضح و روشن است که زنان ناقص العقل هستند و نباید زن که ناموس و ملکیت مردش است حق داشته باشد از خانه خارج شود و یا همتراز مرد شود !
مورد بالا که عینا در نهج البلاغه هست !
اولا که فقط تیکه ناقص العقل بودن زنان اونهم در اون برهه زمانی مطرح بوده بقیه جمله بالا سندی نداره. در مورد این گفته حضرت هم بنده دو سال پیش مقاله ای جمع و گردآوری کردم. دوست داشتی نگاهی بهش بنداز:
http://bidari-andishe.persiangig.com/doc...0Zanan.pdf
نقل قول:این مورد که علی و خالدبن ولید بر سر کنیزک غنیمتی درگیر شده اند هم شیعه قبول دارد هم سنی و حتی در سایت آیت الله العظمی میلانی هم حدیثش وجود دارد اگر باور نداری
در سایت آیت الله میلانی به دنبال حدیث ولایت باش!
دیدی حالا!! منظورت اینه:
http://www.al-milani.com/farsi/library/l...9&pgid=447
نقل قول: خالد كه بنا بر نقل روايت بدان عيب جويى درباره على عليه السلام نزد رسول خدا صلى اللّه عليه وآله درآمد، شگفت است كه وقتى بر قوم مالك بن نويره تاخت، بر خلاف موازين شرع، كارهايى كرد كه فرياد همه مسلمانان را در مدينه به آسمان بلند نمود. او به قتل مالك امر نمود و مالك به همسر خود گفت: تو مرا به كشتن دادى!(3) خالد بن وليد دل به هواى همسر مالك بسته بود كه از زنان زيباى عرب به شمار مى رفت. او به هر وسيله اى به مقصد شوم خود مى خواست دست يابد. از اين رو، پس از قتل مالك، در همان شب، با همسر او زنا كرد و همين فضيحت موجب شد كه فرياد مسلمانان مدينه به آسمان رود.
با وجود چنين جنايتى كه دل هر صاحب غيرتى را به درد مى آورد، كسى بر خالد خرده اى نگرفت، ولى حضرت على عليه السلام كه از حقّ خمس كنيزى برداشت، با اعتراض آنان رو به رو شد كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود:
إنّ له أكثر من ذلك.
حقّ على از خمس بيش از آن است.
آرى، نقشه هاى شوم، دست يارى هاى منافقانه بر ضدّ على بن ابى طالب عليهما السلام چيز تازه اى نيست و همواره تا امروز بوده و آن حضرت هميشه مظلوم بوده و هميشه دشمنانش در كمينش بوده اند، امّا تا كى اين مظلوميت ادامه خواهد داشت؟
نقل قول:عمر گفت: ای سروران عرب و ای صحابه بزرگوار، الله را شاهد می گیرم که هرگاه ایران را فتح کردیم ، سلمان رابه پاس خدماتش والی و امیر مدائن( تیسفون) خواهم کرد.
والی مدائن شدن سلمان را هم که هم شیعه قبول دارد و هم سنی
بله حضرت سلمان در زمان عمر والی مدائن شد. که چی؟ این تصمیم با مشورت حضرت علی علیه السلام بوده و بعدها گرفته شده. چه لزومی داره این جمله واقعیت محض باشه؟
ابن شهرآشوب در«مناقب» می نویسد: «وقتى عمر سلمان را به عنوان حاكم مدائن منصوب كرد سلمان پیش ازآنكه در مورد این امر با على(علیه السلام) مشورت نماید و از او اجازه بگیرداعلام موافقت ننمود. یعنى سلمان با اجازه على(علیه السلام) پذیرفت كه به عنوان حاكم مدائن منصوب شود.
حضرت سلمان آنچنان مثل مولای خودش عادل و زاهد بود که :
نقل قول:خلیفه دوم با مشورت امام علی(علیه السلام) سلمان را حاکم آنجا کرد. سلمان در ایام حکومت خود، بیت المال را صرف مردم می کرد و حتی حقوق شخصی خود را به نفع جامعه و نیازمندان خرج می کرد. او در زندگی و حکومت خود به قدری ساده زیست بود که مورد اعتراض خلیفه قرار گرفت. او در ایام حاکمیت خود، قدرت و حاکمیت را از مسیر حق گرایی دور نکرد و از موقعیت امیری خود برای دنیای خویش ذخیره نیندوخت.
سلمان با الهام از شیوه عملی پیامبر مسجد را مرکز تعلیم و تربیت و هدایت و پایگاه فعالیت های اجتماعی ساخته بود و خود در مسجد برای مردم، سوره یوسف را تفسیر می کرد تا در سایه آن، آنان با درس های عفت و صداقت و شیوه درست حکومت آشنا شوند. برخوردها و خلقیّات سلمان او را محبوب دل ها کرده بود و او بر قلوب مردم حکومت می کرد. از همین رو، در هنگام بیماری سلمان که به وفاتش انجامید، مردم به شدت ناراحت و افسرده بودند و دسته دسته به عیادتش می رفتند و از صمیم قلب برای بهبودش دعا می کردند، اما او که چشم به دنیا نداشت، سبک بال به سوی معبودش پر کشید.
اینجا کامل در مورد شخصیت سلمان نوشته:
http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?Mag...berID=6508
نقل قول:طلحه نیز زمزمه کنان به زبیر گفت : به لات و عزی که راست می گویی من خود به چشمم دیده ام که نیم بیشتر کتاب الله را همین عجمی به محمد آموزاند اگر این روزبه فارسی و کاردانی و دانشش نبود به الله سوگندکه اسلام و مسلمین هزاربار هلاک شده بودند
این بخش هم به گفتار متداولی می پردازد که کاملا در بین عرب صدر اسلام شناخته شده و تقریبا پذیرفته شده بود و حتی در خود قرآن هم بدین سخن پرداخته شده ( البته با عصبانیت خواسته رد کند)
این آیه : وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ
اگر منظور از روزبه همون سلمان هست که قصه اش مفصل در کتاب نفس الرحمن فی احوال سلمان هست که معتبرترین کتاب در مورد حضرت سلمان هست.
در مورد آیه هم داریم که کفار که همه گونه افترا و تهمت به پیامبر زده بودن یه دروغ دیگه سر هم کردن که خداوند در قرآن اینطور جوابشون رو داده و اونها رو محکوم کرده:
« ما ميدانيم كه اين كافران ( به تهت و افترا) ميگويند: جز آن نيست كه يك انسان به او آموزش ميدهد. اما ( اي پيامبر) زبان آن كس كه آنان او را به دروغ معلم تو معرفي ميكنند عجمي است و حال آنكه اين قرآن، زبان عربي كاملاً روشني است.»
نقل قول:تکرار می کنم برای تک تک جملات این متن در تاریخ طبری ، قرآن ، بحار و یا صحاح سند قطعی وجود دارد
بنده هم عرض کردم. تاریخ طبری کتاب تاریخی است و بسیار مفصل. قرار نیست هر چه در اون اومده وحی منزل باشه. اصلا خودش اول کتابش گفته من خیلی از نقلها رو شنیدم و به صحت و سقمش اطلاع ندارم. صحاح سته پر از اشتباه هست. کی گفته 100 معتبره. بحار الانوار رو هم عرض کردم.
شما نباید هر چیز بدون سندی رو بپذیری. چیزهایی که بالا گفتی هیچکدوم سند درست و حسابی نداشت. فقط سایت آیت الله میلانی رو درست گفتی که اونهم بر عکس گفته شما بود.
ببین پس راحت میشه با تحقیق کافی به درستی یا اشتباهی مطلبی پی برد.
یا حق.
دیگه جوابی از ایشون نگرفتم اما خوب بنده ایشون رو می شناسم که دنبال حقیقت نیست. در این زمینه اونقدر تجربه پیدا کردیم که بدونیم چه کسی دنبال حقیقت هست و چه کسانی دنبال شبهه پراکنی و مسموم کردن اذهان.
قطعا اگر ایشون دنبال جواب بود با چند نفر از مدیران خصوصی پیام میداد نه اینکه برای همه کاربران تالار شبهه بفرسته. اینهم حاکی از سوء نیت چنین کسانی است که....
ببخشین که طولانی بود. خواستم سوء تفاهم ها رو برطرف کنم که خدایی ناکرده در مورد مدیران و ناظران اینجا قضاوت اشتباهی صورت نگیره. در برخورد با همه کاربران اینچنینی حداقل یکی از مدیران بوده که سعی کرده خصوصی با فرد منظور صحبت کنه تا بلکه کمکش کنه اما بعید میدونم هیچکدوم دنباله حقیقت رو گرفته باشن. در چنین مواردی دیگه واقعا کاری از دست کسی بر نمیاد. در زمان پیغمبر کسانی بودن که پیامبر هم نتونست هدایتشون کنه. دیگه چه برسه به ما. همون قضیه کسی که خودش رو به خواب بزنه....
یا حق.
![[تصویر: blink.gif]](http://forum.gameemag.ir/images/smilies/smilies/blink.gif)