(۲۲/مرداد/۹۱ ۲۲:۰۰)amir11 نوشته است: [ -> ]شماحرام علنی و ثابت شده خدا رو دارین حلال میکنید!!!!!
تو اسلام حتی اصل بر مختلط نبودن زن و مرد هست،تو اسلام حتی نباید یک کلمه اضافی بر کارت با نا محرم صحبت کنی.
سند این حرف رو میتونی به من بگی؟
دوست گلم این قسمتی که شما نقل قول کردید،دو تا ادعا مطرح شده.
یکی حرام بودن دوستی و یکی هم بحث اختلاط.
در مورد حرام بودن دوستی که هم دوستان تو پستهای قبلی یکی از آیات مربوطه رو گذاشتن و هم بنده تو پست قبلی یه اشاره کوچیک کردم.
اما در مورد اختلاط.مطلبی براتون میزارم که امیدوارم مشکلتون رو حل کنه.البته کمی طولانی هست.اما با عطشی که شما دارین،حتما مطالعه میکنید.
تو سپت بعدی هم سعی میکنم روایات مربوط رو بزارم.
آقا ما گفتیم جنگ نداریما
اختلاط (قاطي شدن)
امین سلیمانی
ترجمه بخشی از کتاب المفصّل؛دکتر زیدان
2769ـ اختلاط در لغت : در «لسان العرب» آمده : خَلَطَ الشيءُ بِالشيءِ يَخْلُطهُ خَلْطاً وَخَلَطَهُ فَاخْتَلَطَ : آن چيز را با چيزي ديگر مخلوط كرد، وخالَطَ الشيءُ مخالِطَةً وخِلاطاً : يعني با آن مخلوط و آميخته شد. والخِلاط : يعني : در هم آميختن انسانها با شتر و ساير حيوانات اهلي.[1]
2770ـ منظور از اختلاط در اين بحث :
منظور از اختلاط در اين فصل اختلاط زنان و مردان نامحرم ميباشد. كه به معني اجتماع بعضي از آنها با يكديگر يا اجتماع يك مرد و زن با هم است. و اين اجتماع ميان زن و مرد بيگانه به طور طبيعي آثاري از قبيل مقابله و روبرو شدن آنها با هم، نگاه يكي به ديگري و يا گفتگوي آنها را در پي خواهد داشت. در نتيجه اين سؤال مطرح ميشود، حكم اين اختلاط از نظر ممنوعيت يا مباح بودن چگونه است؟
2771ـ در قضيهي اختلاط اصل بر ممنوعيت است يا مباح بودن؟
اصل در معناي اختلاطي كه بيان كرديم چيست؟ آيا اباحه است يا ممنوعيت؟ براي پاسخ صحيح به اين سؤال، پرسشي را به اين شيوه طرح ميكنيم : آيا زن به هنگام اختلاط تمام احكام او شبيه احكام مردان است؟ يعني : آيا اختلاط او با مرد بيگانه و نامحرم هم چون اختلاط مرد با مرد نامحرم ديگري است؟ آن هم بدون اختلاف و تفاوتي؟
پاسخ : با اطمينان كامل خير، چون هيچ كسي نگفته حكم اختلاط زن با مرد هم چون اختلاط مرد با مرد بيگانه است. چون اصل در اختلاط مرد با مرد بيگانه مباح بودن آن ميباشد. در حالي كه زن در مسئلهي اختلاط با مرد نامحرم، همانند مرد نيست. پس در اين صورت اصل در اختلاط زن با مرد نامحرم بر ممنوع بودن آن است نه إباحه. و إنشاء الله اين امر در آينده روشن خواهد شد.
2772ـ دلايل اصل بودن ممنوعيت اختلاط زن و مرد نامحرم :
قبلاً گفتيم اصل در اختلاط ـ زن و مرد ـ ممنوع بودن آن است. و اين امر را از عدم تشابه اختلاط مرد با مرد بيگانه، در مقايسه با اختلاط زن با مرد نامحرم استنباط كرديم. اكنون ميخواهيم به بيان دلايل ديگري كه برخي از آنها روشن و صريح بوده و بعضي هم با استنباط از احكام مختص به زنان به دست ميآيد بپردازيم. البته اين تكاليف جداگانهي زنان يا اين احكام ويژه، مبتني بر همان اصل منع اختلاط است، كه به طور بديهي بر اصل بودن ممنوعيت در اختلاط زن و مرد دلالت دارد. اكنون در زير به بيان برخي از دلايل اين ممانعت از اختلاط ميپردازيم :
2773ـ دليل اول : منع از سفر كردن زن به تنهايي و خلوتكردن او با نامحرم :
امام بخاري در «صحيح بخاري» روايت ميكند كه پيامبر h فرمودهاند :
[لا تُسَافِرُ المرأةُ مَعَ ذِي مَحرم، ولا يَدخُلُ عَلَيها رَجُلٌ إلاَّ وَ مَعَهَا مُحَرَّمٌ]
«زن نبايد به مسافرت برود جز به همراه شخصي كه محرم اوست. و نبايد بر زنان وارد شد مگر اين كه محرمي همراه او باشد.»
در حديث ديگري هم كه امام مسلم روايت نموده آمده است :
[لا يَخْلُونَّ رَجُلٌ بِأمْرَأةٍ إلاّ وَمَعَها ذُو مَحْرَمٍ]
«نبايد مرد نامحرم با زن بيگانه خلوت كند جز در صورتي كه محرمي از زن همراه او باشد.»
علماي اسلامي در توضيح و تبيين اين حديث گفتهاند : «اين حديث بر تحريم خلوت نمودن زن و مرد نامحرم دلالت دارد، و اين حكمي است كه در مورد آن اجماع وجود دارد.»[2]
پس خلوت مرد با زن نامحرم چه در منزل او باشد ـ چنان كه در حديث امام بخاري ذكر شده ـ و چه در مكان ديگري صورت گيرد ـ به طوري كه در حديث امام مسلم بيان شده ـ حرام است. به همين سبب امام نووي (رح) در شرح صحيح مسلم در مورد اين حديث ميگويد :
«اصحاب ما بر اين باورند كه خلوت نمودن با زن نامحرم چه در حال نماز و چه در ساير حالات حرام ميباشد، و تنها چيزي كه از اين حكم و حالات استثنا شده هنگامي است كه مرد با زني تنها در يك مسير برخورد كند و بترسد در صورتي كه او را تنها بگذارد زن دچار مشكل يا فتنهاي خواهد شد، پس براي او مباح و بلكه لازم است زن را (تا رسيدن به مقصد) همراهي نمايد، و اين امري است كه در ارتباط با آن اختلافي وجود ندارد.»[3]
بنابراين معلوم ميشود كه اصل در مورد اجتماع و اختلاط مرد با زن نامحرم بر ممنوعيت آن است، برخلاف اجتماع و خلوت مرد با مردي همانند خويش كه در اصل مباح ميباشد. و استثنايي را كه امام نووي (رح) هم در اين مورد با ذكر نمونه و مثالي براي خلوت ضرورت ذكر كرده، به وضوح بر اصل ممنوعيت خلوت با نامحرم دلالت ميكند. چون اين استثنا كه داراي حكم مباح ميباشد در مورد اصل حكم كه تحريم است مطرح شده، پس خود اباحه كه مستثني شده اصل حكم نيست. و إنشاء الله اين حكمي است كه براي همه روشن و واضح است.
2774ـ برخي از تفاصيل و جزئيات در مورد خلوت نامشروع :
پيشتر گفتيم خلوت كردن با نامحرم با توجه به احاديثي كه قبلاً نقل نموديم حرام است، و فقها نيز اين موضوع را به طور مفصل و مشروح در كتابهاي خود بيان كردهاند، كه ما در اين قسمت به برخي از آنها اشاره خواهيم كرد :
امام نووي (رح) در شرح حديث [لا يَخْلُونَّ رَجُلٌ بِأمْرَأةٍ إلاّ وَمَعَها ذُو مَحْرَمٍ] ميگويد : اين بخش از فرمودهي پيامبر h كه گفتهاند : «وَمَعَها ذُو مَحْرَمٍ» ممكن است منظور وجود يكي از محارم زن يا مرد همراه آنها باشد. كه بر اساس قواعد مدنظر فقها احتمال دوم مدنظر است، پس هيچ تفاوتي ندارد ميان اين كه به همراه زن، پدر، برادر، مادر و يا پسرش باشد و يا خواهر، دختر، عمه و خالهي مرد حضور داشته باشد چون در هر دو صورت براي مرد جايز است با زن بنشيند. بايد گفت اين حديث شامل همسر زن نيز خواهد شد زيرا او نيز همانند محرم بوده
* و بلكه حضور زن با او، در محضر نامحرم إوليتر است. اما هر گاه مرد با زن نامحرم بدون بودن شخص سومي (محرم يكي از آن دو) خلوت كند به اتفاق علما اين خلوت حرام ميباشد، اگر هم فردي همراهشان باشد كه از او شرم نميكنند همانند كودكي دو ساله و امثال او، باز خلوت حرام است زيرا اين افراد در حكم عدم وجود اشخاص خواهد بود. هم چنين اگر گروهي از مردان با زني خلوت كنند حرام است بر خلاف خلوت مردي با گروهي از زنان كه رأي صحيح قائل به جواز آن ميباشد.
2775ـ دليل دوم : استناد به حكم جهاد در ارتباط با زنان
امام بخاري در «صحيح بخاري» از حضرت عايشه (رض) روايت ميكند كه فرمود :
[إسْتَأذَنْتُ النَّبِيَّ h في الْجهادِ، فَقالَ : جِهادُكُنَّ الْحَجُّ]
«در مورد رفتن به جهاد از پيامبر h كسب اجازه كردم، ايشان در جواب گفتند : جهاد شما زنان حج كردن است.»
ابن بطال آن چنان كه ابن حجر عسقلاني نيز از او نقل نموده در شرح اين حديث ميگويد : «اين حديث ـ حديث حضرت عايشه (رض) ـ دلالت ميكند كه جهاد كردن (قتال) بر زنان واجب نيست. زيرا با تكاليف زنان از قبيل ستر عورت و عدم اختلاط با مردان منافات دارد در نتيجه بر ايشان واجب نشده است.»[4]
2776ـ دليل سوم : عدم واجب شدن نماز جماعت بر زنان :
خواندن نمازهاي واجب به صورت جماعت مطابق رأي برخي فقها سنت مؤكده، و بر اساس نظر برخي ديگر واجب است، اما فقها به اتفاق گفتهاند اداي آن به صورت جماعت بر زنان واجب نيست. حتّي برخي از آنها به خاطر وجود برخي از زيانها رفتن به نماز جماعت را جز براي پيرزنان مكروه ميدانند، اما ديدگاه راجح و برتر بر اساس فرمودهي رسول اكرم h آن است كه اين عمل براي زنان مباح ميباشد :
[لا تَمنعُوا نِساءَكُم الْمَساجِدَ إذا إسْتَأذَنَّكُمْ]
«هر گاه همسرانتان براي رفتن به مسجد از شما اجازه خواستند به آنها اجازه بدهيد و ايشان را منع نكنيد.»
اما با اين حال نماز خواندن ايشان در خانههايشان بهتر از اداي آن در مسجد و به صورت جماعت ميباشد. زيرا پيامبر h فرمودهاند :
[لا تَمنعُوا نِساءَكُم الْمَساجِدَ، وَبُيُوتِهِنَّ خيرٌ لَهُن]
«زنان خود را از رفتن به مسجد منع نكنيد هر چند اداي نماز در منازلشان براي آنها بهتر است.»
و نيز :
[خيرُ مساجدِ النساءِ قَعْرُ بُيُوتِهِنَّ]
«بهترين مساجد براي زنان داخل خانههايشان است.»
و ما قبلاً اين احاديث و احاديث ديگري را در اين زمينه نقل كرديم، هم چنان كه گفتيم مباح بودن اين امر مشروط به اجازهي همسر و ولي زن، و خروج زن بدون استفاده از زينت و مواد خوشبو كننده، و عدم اختلاط با مردان به هنگام رفتن به مسجد است. و در وقت اداي نماز نيز بايد پشت سر مردان بايستند و نيز رعايت ضوابط و مسائل ديگري كه به اداي نماز زنان به صورت جماعت در مساجد مرتبط است.
[5] و تمام اين احكام مختص به نماز جماعت زنان، به طور صريح بر اصل ممنوعيت اختلاط مردان با زنان دلالت دارد، به همين دليل اداي نمازهاي واجب توسط زنان در مساجد و به همراه مردان از آن استثنا شده است، بدون اين كه اين كار بر آنها واجب يا مستحب باشد، چون هر گاه هم به اين كار اقدام كردند بايد به خاطر عدم اختلاط با مردان پشت سر ايشان به نماز بايستند.
2777ـ دليل چهارم : عدم وجوب نماز جمعه بر زنان :
فقها اتفاق نظر دارند كه رفتن به نماز جمعه بر زنان واجب نيست،[6] حنفيها در مورد اين مسأله اين گونه استدلال كردهاند : «چون زنان مشغول خدمتگزاري همسر هستند رفتن آنان به مجالس مردان ممنوع است. زيرا بيرون آمدن آنها سبب وقوع فتنه ميشود پس نماز جماعت و رفتن به نماز جمعه بر آنان واجب نيست.»[7]
2778ـ دليل پنجم : وجود برخي از احكام ويژهي زنان در مناسك حج :
در مناسك حج نيز زنان، به خاطر جلوگيري از اختلاط با مردان داراي احكامي مختص به خودشان هستند كه از جملهي آنها اين آراء فقهاست : مستحب است زنان به هنگام طواف كردن مردان به بيت الحرام نزديك نشوند بلكه در حاشيه و به طوري كه با مردان آميخته نگردند به طواف كردن بپردازند. اما اگر اطراف بيت الحرام خالي از مردان بود مستحب است به آن نزديك شوند. در حديث هم آمده پيامبر h به ام سلمة گفتند : وقتي بر مركبي سوار هستي در اطراف مردم طواف كن.
كرماني در شرح اين حديث ميگويد : پيامبر h در اين حديث به زنان فرمان داده تا در اطراف مردم طواف كنند زيرا براي زنان سنت است به هنگام طواف خود را از مردان دور نگهدارند. در «صحيح بخاري» هم از عطاء روايت شده :
[كانَت عائشةُ (رض) تَطُوفُ حُجرَة مِن الرِّجالِ لا تُخالِطُهم]
«حضرت عايشه (رض) در پيرامون و اطراف مردان به طواف ميپرداخت و با آنها قاطي نميشد.»
و «حُجرة» يعني : اطراف و دور از مردم (مردان). و هم چنين به زنان اجازه داده شده در روز قرباني و قبل از طلوع فجر به رمي جمره بپردازند تا از ازدحام و شلوغي و اختلاط با مردان دور باشند. البته ما پيشتر اين احكام و احكام ديگري كه در مناسك حج اختصاص به زنان دارد را به هنگام بحث از «حج» بيان كرديم.[8]
2779ـ دليل ششم : نهي كردن زنان از راه رفتن با مردان نامحرم
امام ابوداود از حمزة بن أبي أسيد انصاري و او هم از پدرش روايت ميكند : «وقتي در راه زنان و مردان با هم آميخته بودند پيامبر h در حالي كه خارج از مسجد بود زنان را مورد خطاب قرار داده و گفتند :
[إسْتَأخَرنَ فَأنَّهُ لَيْسَ لَكُنَّ أنْ تُحَقّقنَ الطَّريقَ، عَلَيْكُنَّ بِحافاتِ الطَّريقِ]
«درنگ كنيد (با تأخير برويد) زيرا شايستهي شما نيست از وسط راه برويد، بلكه از كنارههاي آن حركت كنيد. در اين هنگام زني از بس به كنار رفته و به ديوار چسبيده بود كه نزديك بود لباسهايش به ديوار گير كند.»[9]
و «أنْ تُحَقّقنَ» يعني : از وسط آن راه برويد. و معني : «حافاتِ الطَّريقِ» نيز به معني كنارهها و نواحي راه است. چون حافات جمع حافة و به معني كنار و اطراف است.
مفهوم حديث : زنان بايد از راه رفتن در وسط راه پرهيز كنند و در كنارههاي آن حركت نمايند تا با مردان اختلاط پيدا نكنند. زيرا زنان زمان پيامبر h با شنيدن اين فرمودهي پيامبر h از ايشان اطاعت كردند و به كنارههاي راه رفتند تا جاييكه يكي از آنها آن قدر به كنار رفت و از وسط راه دور شد كه در اثر نزديكي به ديوار نزديك بود لباسهايش به ديوار بچسبد و به آن آويزان شود.
[10] پس در اين حديث شريف دلالتي واضح و روشن در مورد نهي از اختلاط مردان با زنان وجود دارد و از آن هم ميتوان فهميد كه اصل در اختلاط زنان با مردان ممنوعيت آن است.
[1]ـ لسان العرب، ج9، ص161ـ162.
[2]ـ صحيح بخاري با شرح عسقلاني، ج4، ص72، 77، صحيح مسلم با شرح نووي، ج9، ص109. نيل الأوطار، شوكاني، ج4، ص260، سُبُل السّلام، ج2، ص299.
[3]ـ صحيح مسلم با شرح نووي، ج9، ص109.
*ـ به طور قطع بر اساس قوانين و احكام اسلامي شوهر نيز براي زن خود محرم است.
[4]ـ صحيح بخاري با شرح ابن حجر عسقلاني، ج6، ص75ـ76.
[5]ـ به مسائل شمارهي 706 تا 709 رجوع كنيد.
[6]ـ به مسألهي شمارهي 849 مراجعه شود.
[7]ـ «البدائع»، ج1، ص259.
[8]ـ به مسائل 1646 و 2186 مراجعه كنيد.
[9]ـ سنن ابوداود، ج14، ص190.
[10]ـ «عَونُ المعبود، شرح سنن ابوداود»، ج14، ص190 و 191.