۲۵/اردیبهشت/۹۱, ۲۲:۴۱
Vincent Kartheiser در نقش Philippe Weis:
دیالوگ های مهم:
این دیالوگ ها مربوط میشه به اولین جایی که ویل پدر سیلویا رو میبینه یعنی تو بازی قمار! و این حرف ها رو رد و بدل میکنن (مهم ها رنگی):
فیلیپ: خاطر ذهن ندارم که قبلاً افتخار آشنایی با آقای
ویل: سالاس. ویل سالاس
-فیلیپ وایس, مثل اینکه وقت کم دارید
-میتونید بگید که سر میراثم دارم شرط بندی میکنم
-شما محافظ ندارید, سالاس؟
-اینو میدونم که در جمع دوستانم
-سر 50 سال باهاتون شرط میبندم. باید جوون باشید. وقتی مثل من 80 ساله که 25 ساله شدید. با آگاهی به اینکه که یک حرکت خشونت انگیز تصادفی، میتونه زندگیت رو بگیره اونوقت یاد میگیری قدر چیزی که داری رو بدونی
-ظاهراً که شما قدرش رو خوب دونستید
-بالا میبرم (منظورش شرطی ـه که دارن سرش بازی میکنن) البته بعضی ها فکر میکنن که اینکار عادلانه نیست، اختلاف زمانی بین مناطق رو میگم
-شنیدم
-اما این یک حرکت منطقی بسوی تکامل ما نیست؟ و آیا این تکامل همیشه عادلانه نیست؟ همیشه بزرگ بر کوچک غلبه میکنه. دو قرن دیگه بالا میبرم. صرفاً این نظریه داروین هستش. "انتخاب طبیعی"
-البته
-قویتر زنده میمونه
-و از نظر من دستهای تو ضعیفه (ورقی نداری و بازی رو میبازی) بالا میبرم
-ظاهراً همه چیزتون رو گذاشتید آقای سالاس. (بعد ویل بازی رو میبره) سیزده رقمی.
-بازی خوبی بود[/b]
-ریسک بالایی داشت
-ریسک نبود. بی احترامی نشه, اما میدونستم که میبرم
(حالا سیلویا میاد و ویل سیلویا رو میبینه)
فلیپ-زمونه گیج کننده ایه. اون مادرمه, دخترمه, خواهرمه!؟ داری آرزو میکنی که همسرم نباشه. یه زمانی این چیزها ساده تر بود
که بعد از این هم دخترش رو به ویل معرفی میکنه و دخترش هم ویل رو برای مهمانی خانوادگی که دارن دعوت میکنه
نکات (هر نکته مربوط به هم رنگش ـه):
چرا باید هرکس تو جایی که همه ثرومتند ان و اونقدر پول دادن که وارد اونجا (گرینویچ) بشن، محافظ داشته باشه؟؟؟ مگه کسی نیاز به پول و ثروت دیگری داره؟ هرکس باید از ترس دیگران 10 تا محافظ کنار خودش بچینه؟ پس مناطق زمانی برای جیه؟
کلا فکر میکنم این محافظ داشتن توی شهر ثروتمندان یکم غیر منطقیه و مثل موارد دیگر فیلم داره حضور پلیس رو کم رنگ نشون میده. یعنی چون پلیس ها تو فیلم هویج تشریف دارن پس هرکس باید برای خودش چندتا مخافظ داشته باشه
الغای حرص و طمع و در عین حال خساست در مخاطب! به طوری که این حرف ها از یک فرد با تجربه به یک جوون زده میشه پس مخاطب این حرف رو به عنوان یک نصیخت خردمندانه در ذهنش نگه میداره و تا حدودی با اون موافقت میکنه وسعی میکنه خودش رو با اون تطبیق بده و به این صورته که در کنار دیگر موارد فیلم که بهشون میرسیم، انگیزه ی صدقه دادن رو کم میکنه
منظورم از صدقه دادن هرجور لطف و بخششیه که یک فرد میتونه داشته باشه. وقتی یک نفر از لحاظ مالی نخواد به دیگران کمک کنه خب در موارد غیر مالی هم بر حسب عادت کمک نمیکنه
من که اینطور برداشت کردم
از نظر فیلیپ ثروتمند و سالخورده اختلاف زمانی بین مناطق عادلانس. بدتر از اون زمانیه که میگه این یه حرکت منطقی به سوی تکامل ماست. و بدتر از اون زمانیه که میگه این تکامل همیشه عادلانس و بدتر از اون زمانی که روی داروین مانور میده (همون طور که میدونید داروین همون دانشمندیه که با نظریه سیر تکامل انسان از میمون ها کامل خدا و آفرینش خدا رو نقض میکنه) خیلی بیشتر از این ها روی داروین مانور داده که در ادامه بهش میرسیم.
الان که یکم فکر میکنم میبینم این نظرات فیلیپ من رو یاد فیلم Chronicle میندازه
ابر درنده یعنی کسی که چون خیلی قویه از نابود کردن ضعیف ها هیچ احساس گناهی نمیکنه. مثل وقتی که شما یک مگس رو بکشی!!! اگه یه مگس بکشی احساس گناه میکنی؟
سیر تکامل عادلانه ی فیلیپ که از روی انتخاب طبیعی داروین گفته شده تا حدودی همین ابر درنده بودن ثروتمند ها رو تایید میکنه!
چون ثرومتند ها ثروتمند ان بقیه باید بمیرن تا ثروتمند ها زنده بمونن!
این ها نظر همون فرد با تجربه ایه که در چندثانیه قبل به یه جوون نصیحت میکنه و در مخاطب تاثیر مثبت گذاشته. بنده این طور فکر میکنم که چون در ذهن مخاطب حرف قبلی فلیپ خوب و منطقی شکل گرفته پس این حرف هاش هم با توجه به حرف های قبلیش باید خوب و منطقی باشه. در غیر این صورت مخاطب کلا قید فیلیپ رو میزنه و تا حدودی اون رو شخصیت بد و در مقابل ویل در نظر میگیره
یعنی مخاطب یا با فیلپ موافقه یا با ویل، در هر دو صورت اگه از هرکدوم از شخصیت ها الگو بگیره به به ضرر مخاطب ـه!!!
به جای این که بیاد منطقی بودن این توقف رشد در 25 سالگی رو زیر سوال ببره، میاد گیج کننده بودن زمونه رو مطرح میکنه. و این به خاطر اینه که احتمالا خودش از بانی های این طرح بوده و دستی تو این کار داشته و از این طرح هم راضیه!!! چون الان 105 سالشه و میتونه نا محدود عمر کنه!!!
در کنار تایید مورد قبلی به نظر من این دیالوگ خودش به نوعی منطقی بودن داستان فیلم رو نقض میکنه
انشالله بقیه داستان فیلیپ فردا
آقا محمد
یا حق!
دیالوگ های مهم:
این دیالوگ ها مربوط میشه به اولین جایی که ویل پدر سیلویا رو میبینه یعنی تو بازی قمار! و این حرف ها رو رد و بدل میکنن (مهم ها رنگی):
فیلیپ: خاطر ذهن ندارم که قبلاً افتخار آشنایی با آقای
ویل: سالاس. ویل سالاس
-فیلیپ وایس, مثل اینکه وقت کم دارید
-میتونید بگید که سر میراثم دارم شرط بندی میکنم
-شما محافظ ندارید, سالاس؟
-اینو میدونم که در جمع دوستانم
-سر 50 سال باهاتون شرط میبندم. باید جوون باشید. وقتی مثل من 80 ساله که 25 ساله شدید. با آگاهی به اینکه که یک حرکت خشونت انگیز تصادفی، میتونه زندگیت رو بگیره اونوقت یاد میگیری قدر چیزی که داری رو بدونی
-ظاهراً که شما قدرش رو خوب دونستید
-بالا میبرم (منظورش شرطی ـه که دارن سرش بازی میکنن) البته بعضی ها فکر میکنن که اینکار عادلانه نیست، اختلاف زمانی بین مناطق رو میگم
-شنیدم
-اما این یک حرکت منطقی بسوی تکامل ما نیست؟ و آیا این تکامل همیشه عادلانه نیست؟ همیشه بزرگ بر کوچک غلبه میکنه. دو قرن دیگه بالا میبرم. صرفاً این نظریه داروین هستش. "انتخاب طبیعی"
-البته
-قویتر زنده میمونه
-و از نظر من دستهای تو ضعیفه (ورقی نداری و بازی رو میبازی) بالا میبرم
-ظاهراً همه چیزتون رو گذاشتید آقای سالاس. (بعد ویل بازی رو میبره) سیزده رقمی.
-بازی خوبی بود[/b]
-ریسک بالایی داشت
-ریسک نبود. بی احترامی نشه, اما میدونستم که میبرم
(حالا سیلویا میاد و ویل سیلویا رو میبینه)
فلیپ-زمونه گیج کننده ایه. اون مادرمه, دخترمه, خواهرمه!؟ داری آرزو میکنی که همسرم نباشه. یه زمانی این چیزها ساده تر بود
که بعد از این هم دخترش رو به ویل معرفی میکنه و دخترش هم ویل رو برای مهمانی خانوادگی که دارن دعوت میکنه
نکات (هر نکته مربوط به هم رنگش ـه):
چرا باید هرکس تو جایی که همه ثرومتند ان و اونقدر پول دادن که وارد اونجا (گرینویچ) بشن، محافظ داشته باشه؟؟؟ مگه کسی نیاز به پول و ثروت دیگری داره؟ هرکس باید از ترس دیگران 10 تا محافظ کنار خودش بچینه؟ پس مناطق زمانی برای جیه؟
کلا فکر میکنم این محافظ داشتن توی شهر ثروتمندان یکم غیر منطقیه و مثل موارد دیگر فیلم داره حضور پلیس رو کم رنگ نشون میده. یعنی چون پلیس ها تو فیلم هویج تشریف دارن پس هرکس باید برای خودش چندتا مخافظ داشته باشه
الغای حرص و طمع و در عین حال خساست در مخاطب! به طوری که این حرف ها از یک فرد با تجربه به یک جوون زده میشه پس مخاطب این حرف رو به عنوان یک نصیخت خردمندانه در ذهنش نگه میداره و تا حدودی با اون موافقت میکنه وسعی میکنه خودش رو با اون تطبیق بده و به این صورته که در کنار دیگر موارد فیلم که بهشون میرسیم، انگیزه ی صدقه دادن رو کم میکنه
منظورم از صدقه دادن هرجور لطف و بخششیه که یک فرد میتونه داشته باشه. وقتی یک نفر از لحاظ مالی نخواد به دیگران کمک کنه خب در موارد غیر مالی هم بر حسب عادت کمک نمیکنه
من که اینطور برداشت کردم
از نظر فیلیپ ثروتمند و سالخورده اختلاف زمانی بین مناطق عادلانس. بدتر از اون زمانیه که میگه این یه حرکت منطقی به سوی تکامل ماست. و بدتر از اون زمانیه که میگه این تکامل همیشه عادلانس و بدتر از اون زمانی که روی داروین مانور میده (همون طور که میدونید داروین همون دانشمندیه که با نظریه سیر تکامل انسان از میمون ها کامل خدا و آفرینش خدا رو نقض میکنه) خیلی بیشتر از این ها روی داروین مانور داده که در ادامه بهش میرسیم.
الان که یکم فکر میکنم میبینم این نظرات فیلیپ من رو یاد فیلم Chronicle میندازه
ابر درنده یعنی کسی که چون خیلی قویه از نابود کردن ضعیف ها هیچ احساس گناهی نمیکنه. مثل وقتی که شما یک مگس رو بکشی!!! اگه یه مگس بکشی احساس گناه میکنی؟
سیر تکامل عادلانه ی فیلیپ که از روی انتخاب طبیعی داروین گفته شده تا حدودی همین ابر درنده بودن ثروتمند ها رو تایید میکنه!
چون ثرومتند ها ثروتمند ان بقیه باید بمیرن تا ثروتمند ها زنده بمونن!
این ها نظر همون فرد با تجربه ایه که در چندثانیه قبل به یه جوون نصیحت میکنه و در مخاطب تاثیر مثبت گذاشته. بنده این طور فکر میکنم که چون در ذهن مخاطب حرف قبلی فلیپ خوب و منطقی شکل گرفته پس این حرف هاش هم با توجه به حرف های قبلیش باید خوب و منطقی باشه. در غیر این صورت مخاطب کلا قید فیلیپ رو میزنه و تا حدودی اون رو شخصیت بد و در مقابل ویل در نظر میگیره
یعنی مخاطب یا با فیلپ موافقه یا با ویل، در هر دو صورت اگه از هرکدوم از شخصیت ها الگو بگیره به به ضرر مخاطب ـه!!!
به جای این که بیاد منطقی بودن این توقف رشد در 25 سالگی رو زیر سوال ببره، میاد گیج کننده بودن زمونه رو مطرح میکنه. و این به خاطر اینه که احتمالا خودش از بانی های این طرح بوده و دستی تو این کار داشته و از این طرح هم راضیه!!! چون الان 105 سالشه و میتونه نا محدود عمر کنه!!!
در کنار تایید مورد قبلی به نظر من این دیالوگ خودش به نوعی منطقی بودن داستان فیلم رو نقض میکنه
انشالله بقیه داستان فیلیپ فردا

آقا محمد
نقل قول:منظور بنده در مورد تخصصی بودن نقد، زیاد بودن تعداد آیتم ها و به خودی خود گسترده بودن هر آیتمه که برای من تازه کار کلی وقت میبره! پس چون تخصصش رو ندارم که در مدت کوتاهی به هرکدوم از موارد آیتم ها برسم، ازش صرف نظر میکنم! منظور بنده اینه
اما در مورد متخصص بودن و این حرفا!...
یا حق!


![[تصویر: confused.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/confused.gif)

)![[تصویر: 134658_420.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/11/19/134658_420.jpg)
![[تصویر: blush.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/blush.gif)
![[تصویر: smile.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/smile.gif)