تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تایید رقص صوفیانه (سماع) در تلوزیون و پاسخ مراجع
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
(۲۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۰۳)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]
نقل قول:متن قسمتی از صحبتهای آقای دینانی در تایید و ترویج سماع (رقص صوفیانه) :
عرض کنم که خب این نسبتهایی که میدن که شما فرمودید هر کسی به اندازه فهم خودش حرف میزنه. یعنی چون در همون مرتبه هستند از رقص فقط الواتی میفهمند و رقاصی میفهمند و هرزه درائی! کسی که رقص رو هرزه درائی میدونه فکر میکنه که رقص مولانا هم هرزه درائیه. این دیگه بیشتر از این هم نمیتونه بفهمه! بیچاره خب چیکار بکنه. این مرتبه فهمش همینه. اون خودش همینه فکر میکنه هر کسی که از رقص صحبت کرد هم در همین حد رقص اوست!...
...اما عارف غیر از حرکت فیزیکی و بدنی که در کل عالم هست یه حرکت روحی داره ، که روحش در حرکته. اصلا روح ریحه پروازه.
این رقص روحانی درونی سرایت میکنه به بدن!!
اون رقص در درونه داره حرکت حبّی در تعالی فکریست و عشقی!!
اما اون روح چنان سیطره بر بدن داره که بدن هم به حرکت درمیاد! یه رقص موزون!
اتفاقا این رقص عارف مطابق همون حرکت درونیشه. یعنی همینطور که قلبش روحش در حرکته بدنش هم به موازات روحش به حرکت درمیاد.
این رقص عارفه! این هرزه درائی نیست که!


و باز هم برداشت شخصی از صحبتهای یک نفر. بابا اینجا منظور از حرکات فیزیکی رقص صوفیانه نیستش که ، لطفا یکم عرفان مطالعه بفرمایید ، اون وقت دیگه اینطوری نتیجه گیری ظاهری نخواهید کرد!!

پی نوشت: اون منبع رو هم دیدم ، از شعر مولوی هم تفسیر به رای کرده بودن (که این توحید مولوی رو نشون میده).
فقط میتونم بگم که آقای دکتر دینانی هیچ حرف غلطی نزدند و برداشت شخصی کسی که اون استفتائ ها رو انجام داده کاملا واضحه. منظور دکتر اصلا این رقصی که اونجا برداشت شده نیست....


دوست عزیز
شما چقدر از نوع سماع مولوی اطلاعات دارید؟
منظور همون رقص و سماع مولوی و امثال مولوی هست
برید تاریخ رو ببینید

در ضمن چطور میگید که مطلب اون سایت تفسیر به رای بوده؟!

اینکه شمس میگفته :
این تجلی و رؤیت خدا، مردان خدا را در سماع بیشتر باشد،… سماعی که فریضه است و آن سماع اهل حال است، که آن فرض عین است، چنانکه پنج نماز و روزه ماه رمضان!! و چنانکه آب و نان خوردن به وقت ضرورت، فرض عین است اصحاب حال را!

و اینکه :

روزی در حضور مولانا رباب (یک نوع آلت موسیقی) میزدند و مولانا ذوقها میکرد.از ناگاه عزیزی (یکی از مریدان) در آمد که نماز دیگر (اذان) میگویند. مولوی لحظه ای تن زد (صبر کرد) و فرمود: نِی نِی آن (اذان) نماز دیگر و این سماع نماز دیگر . هر دو داعیان حقند. یکی (اذان و نماز) ظاهر را به خدمت میخواهد واین دیگر (سماع) باطن را به محبت حق میخواند. ( مناقب العارفین ص ۳۴۲)
[/b]

[b]اینها تفسیر به رای بود؟!

ببخشید یکی از لینکها رو اشتباهی فرستادم - لینک جدید :
شما از کجا میگی منظور از سماع ، رقص بوده؟!
شما اول معنی کلمه ی سماع رو در ادبیات عرفانی برو ببین بعد بیا با هم بحث میکنیم. سماع یکی از دور ترین معانی ای که ازش برداشت میشه این رقصیه که شما میگی!
(۲۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۱۴)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]شما از کجا میگی منظور از سماع ، رقص بوده؟!
شما اول معنی کلمه ی سماع رو در ادبیات عرفانی برو ببین بعد بیا با هم بحث میکنیم. سماع یکی از دور ترین معانی ای که ازش برداشت میشه این رقصیه که شما میگی!
دوست عزیز اون معنی اصطلاحی سماع که بین متصوفه رایجه همینهبنده در آثارشون مطالعه داشتم که میگمشما به این لینک هم سری بزنشاید راهگشا باشه :
http://www.ebnearabi.com/?p=1805

و این لینک رو هم یه بار دیگه تا آخر بخون:
http://www.ebnearabi.com/?p=1665

تازه خود آقای دینانی میگه یه رقص موزون
اصلا بحث سماع اظهر من الشمسه
تعجب میکنم شما همچنین چیزی میگی


البته خود کلمه ی سماع معانی مختلفی داره
ولی سماع مصطلح در صوفیه همین بود که عرض کردم
سماعی که ایشون گفتند به هیچ عنوان منظورشون رقص نبوده. ایشون گفتند که.... به سماع درونی میایم و اون سماع منجر میشه به سماع بیرونی و بدنی. سماع یعنی اینکه یه نفر از شنیدن یا درک یه چیزی به وجد بیاد. حالا اینکه گفتند سماع بدنی منجر میشه یعنی منظور اعمال انسانه ، یعنی از اون به بعد ادم هر کاری که میکنه با توجه به اون سماع و شادی درونیش هست.... به زبان عارفانه داره این نکته رو بیان میکنه که اگه کسی به اون حقیقت و عالم معنا دست یافت ، دیگه دلش از شادی پر میشه و این شادی در عملش هم میاد یعنی دائم دوست داره این شادی رو بین مردم هم قسمت کنه.


خود شاعرها علت شعر گفتنشون همینه.


یعنی شادی درونی و این به حقیقت رسیدن موجب به وجد آمدن انسان میشه و حاصلش در نهایت منجر میشه به اعمال نیک....
(۲۴/اردیبهشت/۹۱ ۱۸:۱۷)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]سماعی که ایشون گفتند به هیچ عنوان منظورشون رقص نبوده. ایشون گفتند که.... به سماع درونی میایم و اون سماع منجر میشه به سماع بیرونی و بدنی. سماع یعنی اینکه یه نفر از شنیدن یا درک یه چیزی به وجد بیاد. حالا اینکه گفتند سماع بدنی منجر میشه یعنی منظور اعمال انسانه ، یعنی از اون به بعد ادم هر کاری که میکنه با توجه به اون سماع و شادی درونیش هست.... به زبان عارفانه داره این نکته رو بیان میکنه که اگه کسی به اون حقیقت و عالم معنا دست یافت ، دیگه دلش از شادی پر میشه و این شادی در عملش هم میاد یعنی دائم دوست داره این شادی رو بین مردم هم قسمت کنه.


خود شاعرها علت شعر گفتنشون همینه.


یعنی شادی درونی و این به حقیقت رسیدن موجب به وجد آمدن انسان میشه و حاصلش در نهایت منجر میشه به اعمال نیک....
عجب
چقدر شما توجیه میکنید عزیز

:
اما اون روح چنان سیطره بر بدن داره که بدن هم به حرکت درمیاد! یه رقص موزون!
اتفاقا این رقص عارف مطابق همون حرکت درونیشه. یعنی همینطور که قلبش روحش در حرکته بدنش هم به موازات روحش به حرکت درمیاد.

رقص موزون چیه؟
سماع مولوی که رقص بوده چیه؟
کمی انصاف هم خوب چیزیه
والا وحید جان من توجیه نمیکنم ، حقیقت مسئله اینه!
شاید اطلاعات شما در این مورد کم بوده.... نمیدونم!
(۲۴/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۲۲)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]والا وحید جان من توجیه نمیکنم ، حقیقت مسئله اینه!
شاید اطلاعات شما در این مورد کم بوده.... نمیدونم!
شما جوابی برای صحبتهای آقای دینانی ندادید
رقص موزون یعنی چه؟
پایکوبی مولوی همراه با نوازش آلاتی همچون رباب ، دف ، نی و طبل و... رقص فیزیکی نبوده؟
اینها را که در کتب خود عرفا و متصوفه آمده....اصلا محیی الدین عربی به کدام گروه از متصوفه ایراد وارد میکند و میگوید جست و خیز و رقص و سماع باطل است؟
:
بعد از مراسم پر هیاهوی سماع، به یکدیگر به خاطر اعمال خود تهنیت می*گوییم، در حالی که فرشتگان و ملأ اعلی به ما، به خاطر از دست دادن دین و عقل خود تسلیت می*گویند!….. رقص و پایکوبی لایق حضرت حق نیست؛…. وی در ادامه تأکید می*کند: «هر کس (در سماع) حرکت و جست و خیز کند و مدّعی شود که: خدا را شهود کردم و خدا من را به خودم نمود، پس او دروغ*گو است



او هم نمیفهمیده؟
او که خود قطب المتصوفین است.
با این حرف شما باید گفت که :مراجع که تشخیص نداده اند
همه مورخین و نزدیکان عرفا و حتی کتب خود عرفا! ، قضایای سماع را اشتباه نقل کرده اند
ابن عربی هم به یک عده ای که در خیال خود متصور کرده بوده ، نقد کرده است.... و .....
برادر گرامی کمی انصاف
فقط همین
من از حرف دکتر دفاع کردم نه از کاری که مولوی کرده! خب معصوم که نیست. حالا این همه نکته و لطایف مثبت که توی کتابش بوده رو ول کنیم بچسبیم به چند تا خطایی که کرده و اصلا معلوم نیست مال دوران جاهلیتش بوده یا مال بعد....



گفتم منظور دکتر دینانی از سرایت سماع درونی به سماع خارجی ، نفوذ و تاثیر بر اعمال ماست.



بگذارید یه مثالی بزنم ، فرض کنید میرید در دل طبیعت و از زیبایی های اون خیلی شاد میشید و طبعتون کوک میشه.... بعدا وقتی میاید خونه همه ش دوست دارید این شادی رو بین دیگران هم تقسیم کنید هی دنبال یه فرصتی میگردید که با دیگران شوخی کنید یا به دیگران در کارها کمک کنید (در حالی که اگر طبع شما کوک نباشد یعنی به سماع نیامده باشید از آن زیبایی ، هیچ وقت حوصله ی چنین کارهایی رو ندارید)



این میشه سرایت سماع درونی شما که از دیدن اون طبیعت به سماع درونی اومده بودید و بعد هم اون سماع درونی تبدیل میشه به فیزیکی و در اعمال شما تاثیر میذاره....

دیگه من واضح تر از این نمیتونم توضیح بدم!



یا علی (علیه السلام) Heart
(۲۵/اردیبهشت/۹۱ ۰:۱۸)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]من از حرف دکتر دفاع کردم نه از کاری که مولوی کرده! خب معصوم که نیست. حالا این همه نکته و لطایف مثبت که توی کتابش بوده رو ول کنیم بچسبیم به چند تا خطایی که کرده و اصلا معلوم نیست مال دوران جاهلیتش بوده یا مال بعد....



گفتم منظور دکتر دینانی از سرایت سماع درونی به سماع خارجی ، نفوذ و تاثیر بر اعمال ماست.



بگذارید یه مثالی بزنم ، فرض کنید میرید در دل طبیعت و از زیبایی های اون خیلی شاد میشید و طبعتون کوک میشه.... بعدا وقتی میاید خونه همه ش دوست دارید این شادی رو بین دیگران هم تقسیم کنید هی دنبال یه فرصتی میگردید که با دیگران شوخی کنید یا به دیگران در کارها کمک کنید (در حالی که اگر طبع شما کوک نباشد یعنی به سماع نیامده باشید از آن زیبایی ، هیچ وقت حوصله ی چنین کارهایی رو ندارید)



این میشه سرایت سماع درونی شما که از دیدن اون طبیعت به سماع درونی اومده بودید و بعد هم اون سماع درونی تبدیل میشه به فیزیکی و در اعمال شما تاثیر میذاره....

دیگه من واضح تر از این نمیتونم توضیح بدم!



یا علی (علیه السلام) Heart
خب اولا که آقای دینانی اول حرفاش میگه :
.....و کسی که رقص رو هرزه درائی میدونه فکر میکنه که رقص مولانا هم هرزه درائیه
و ....
و رقص و سماع مولوی رو تایید میکنه
ذقص مولوی هم در تاریخ و درر کتب شاگردان و نوادگان و ... به وفور توضیح داده شده و همین رقص فیزیکی با ساز و موسیقی بوده

اما بحث بد و خوب مطالب مولوی و اینکه چرا به مطالب بدش گیر دادیم بحث جدایی میطلبه.

این تعریف شما هم از سماع ، اختراع ذهن خودتونه و در عالم بیرون کسی از عرفا و ... چنین تعریفی از رقص و سماع عرفانی نداره.

منظور آقای دینانی هم کاملا روشن و واضحه.
یا علی
نقل قول:و ....
و رقص و سماع مولوی رو تایید میکنه
ذقص مولوی هم در تاریخ و درر کتب شاگردان و نوادگان و ... به وفور توضیح داده شده و همین رقص فیزیکی با ساز و موسیقی بوده


وقتی میگن مولوی منظور اون مولوی عارف هست ، نه مولوی در دوران جاهلیتش!


نقل قول:این تعریف شما هم از سماع ، اختراع ذهن خودتونه و در عالم بیرون کسی از عرفا و ... چنین تعریفی از رقص و سماع عرفانی نداره.


برداشت های شخصی دیگران حاصل تراوشات ذهنشونه ، من هیچی از خودم نگفتم وحید جان! شما یکم بیشتر مطالعه کن در این مورد.... نه در مورد رقصیدن مولوی! بلکه درباره ی ادبیات عرفانی و اصطلاحات عرفانی.... کاملا مشخصه که شما با اصطلاحات عرفانی آشنا نیستی....
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع