آثار بازداشت خانگي امام هادي(علیه السلام)
بازداشت خانگي و محروميت شيعيان از حضرت، دو كاركرد اساسي داشت كه دولت متوجه آن نبود؛ نخست آن كه باور نزديك شدن دولت عدالت محور جهاني را تشديد مي كرد و اميد تولد كودكي عدالت گستر را در دل مردمان خسته از جور و ظلم عباسيان و بي عدالتي ها و فقر و بي نوايي زنده مي ساخت. در حقيقت فرياد بي صدايي بود كه دولت را پريشان خواب مي كرد.
كاركرد ديگر بازداشت اين بود كه زمينه روحي براي مديريت سازماني جامعه شيعي با حضور وكيلان را فراهم مي آورد. در اين دوره همانند دوره هاي پيشين و به شكلي شديدتر وكيلان و نواب خاص بودند كه با تشكيلات منسجم، جامعه شيعي را مديريت مي كردند و امام تنها در امور مهم و حياتي به اشكال مختلف دخالت مي كرد. اين گونه بود كه بازداشت خانگي امام(علیه السلام) كمكي به ساماندهي منسجم تر براي عصر غيبت فراهم آورد.
امام هادي(علیه السلام) كه در 212 هجري قمري در روستايي در بصريا (روستايي از توابع مدينه) به دنيا آمد، زماني به امامت رسيد كه بيش از 8سال نداشت. وي در مدت امامت خويش كه 23سال طول كشيد همواره انديشه مهدويت و تفكر نظام ولايي را تبلغ مي كرد و به امر به معروف و نهي از منكر مي پرداخت. فعاليت هاي آن حضرت در مدينه و مكه موجب شد تا در حجاز از محبوبيت گسترده اي برخوردار گردد تا آن جايي كه واليان متوكل عباسي به صورت تهديد و هشدار باش به متوكل نامه نوشته و گوشزد كردند كه اگر دولت عباسي مي خواهد حجاز، بخشي از ولايت آنان باشد مي بايست هرچه زودتر امام علي بن محمد الهادي(علیه السلام) را از مدينه به سوي بغداد بيرون راند.
امامان(علیه السلام) در روزگار سخت دوره عباسيان به اين نتيجه رسيده بودند كه همواره خانه خود را از هرگونه مسايلي كه آنان را با حكومت درگير مي كند و بيانگر مخالفت هاي آنان با نظام خلافت سلطنتي است خالي نگه دارند. از اين رو هرگز اموالي را كه از سوي شيعيان و راه هاي ديگر مي آمد نزد خود نگه مي داشتند و آن را در اختيار وكيلان و نواب خويش مي گذاشتند.
با سلام
علت اینکه از زمان امام هادی علیه السلام شناخت امام زمان شروع کردم ، این هست که جامعه اسلامی را این امام بزرگوار آماده میکردند برای مسائلی همچون امر غیبت و وکالت و بحث نیابت .
در ادامه از زمان پدر بزرگوار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیان میکنیم[align=CENTER]زمینه سازی امام حسن عسگری(علیه السلام)، برای غیبت امام زمان(علیه السلام)[align=RIGHT]به علت فشارهای روز افزون عباسیان بر امامان معصوم و آزار و شکنجة آنان و نیز آماده نبودن جامعه برای پذیرش امامت امام مهدی(علیه السلام)، مشیّت الهی چنین تعلق گرفت که آخرین وصی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه(علیهم السلام)، حضرت مهدی موعود(علیه السلام) در غیبت فرو رود؛ تا وجود مقدسش از گزند حوادث زمان، مصون بماند، در فرصت مناسبی به میان مردم بیایند و مردم از وجود پرفروغ آن امام بهره مند شوند.
طبیعی است که مردم و جامعه می بایست آمادگی های لازم را می داشتند تا موضوع غیبت امام را بپذیرند و دچار سردرگمی و انحراف در دین نشوند. از این رو، امام عسگری(علیه السلام)، با انجام اقداماتی حکیمانه، در مسیر زمینه سازی و آماده کردن مردم برای پذیرش امر مهم غیبت امام دوازدهم (حضرت مهدی(علیه السلام)) قدم های بسیار مؤثری برداشتند؛ که در این نوشتار به آن می پردازیم.[align=RIGHT]
اول. خبر دادن از غیبت
از جمله اقدامات مهم امام حسن عسگری(علیه السلام)، در زمینه سازی غیبت امام زمان(علیه السلام)، طرح پیشاپیش مسألة غیبت بود. ایشان در موارد متعددی، غیبت فرزندشان را که جانشین پس از خودشان محسوب می شد خبر دادند و اینگونه مردم و جامعه را برای پذیرش غیبت آماده کردند.
موسوی بغدادی نقل می کند: از امام حسن عسگری(علیه السلام)، شنیدم که می فرمود: «گویا شما را می بینم که پس از من درباره جانشینم اختلاف می کنید. آگاه باشید که هر کس به ائمة بعد از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، اقرار کند، اما منکر فرزندم شود؛ مانند کسی است که به همه انبیای الهی و رسولانش اقرار داشته باشد، اما نبوت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، را انکار کند؛ زیرا اطاعت از آخرین نفر ما، مانند اطاعت از اولین ماست و منکر آخرین نفر ما مانند منکر اولین ماست. آگاه باشید که برای فرزندم، غیبتی است که مردم در آن شک می کنند؛ مگر کسی که خدای تعالی وی را حفظ فرماید». کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص119
[align=RIGHT]علی بن همام نیز از محمد بن عثمان عمری و او از پدرش نقل کرده است: من نزد امام عسگری(علیه السلام) بودم که از آن حضرت درباره خبری که از پدران بزرگوارش روایت شده است، مبنی بر این که: زمین از حجت الهی تا روز قیامت خالی نمی ماند و کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت در گذشته است، پرسیدند. ایشان فرمود: «این سخنان، حق است؛ همچنان که روز روشن، حقیقت دارد». گفتند: ای فرزند رسول خدا! حجت و امام پس از شما کیست؟ فرمود: «فرزندم محمد؛ او امام و حجت پس از من است هر که بمیرد و او را نشناسد به مرگ جاهلیت درگشته است. آگاه باشید که برای او غیبتی است که نادانان در آن سرگردان شوند، مبطلان در آن هلاک گردند و کسانی که برای آن، وقت، معیّن کنند، دروغ گویند. سپس خروج می کند و گویا به پرچم های سپیدی می نگرم که بر بالای سر او در نجف و کوفه در اهتراز است». کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص118
[align=RIGHT]انشا الله ادامه دارد ....
با سلام و عرض تسلیت شهادت جان سوز موسی بن جعفر ( ع )
سوم. تقویت سازمان وکالت
اقدام دیگر امام حسن عسگری(علیه السلام)، برای زمینه سازی غیبت، ایجاد سازمان وکالت و تقویت آن بود. این نهاد در عصر امام صادق(علیه السلام)، تشکیل شد با فعالیت های مختلف و با نظارت امامان معصوم(علیهم السلام)، کار خود را آغاز کرد و به تدریج تا زمان امام حسن عسگری(علیه السلام) ، شکل منسجم نظام مندی به خود گرفت.
الف. علل تشکیل سازمان وکالت
در مورد دلایل تشکیل سازمان وکالت، می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
لزوم ارتباط بین رهبری و پیروان
در هر نظام دینی، سیاسی یا اجتماعی، ارتباط بین رهبر و اعظای آن نظام، اجتناب ناپذیر است؛ بنابر این می بایست کسی یا کسانی از سوی امامان شیعه، تعیین می شدند تا به عنوان وکلای آنها، با شیعیان ارتباط برقرار می کردند. این مسأله زمانی روشن تر می شود که به گستردگی عالم اسلامی در آن عصر و پراکندگی شیعیان در نقاط مختلف، اعم از عراق، حجاز، ایران، یمن، مصر و مغرب توجه کنیم. از آنجایی که همه شیعیان، توانایی مسافرت به مدینه و سایر شهرهای اقامتی امامان را نداشتند، پس لازم بود کسانی به عنوان نمایندگان و افراد مورد اعتماد امام، شناخته شوند.( تاریخ عصر غیبت، ص139 )
خفقان حکومت عباسی و لزوم حفظ شیعیان و مکتب توسط امام
هر چند وجود خفقان را نمی توان علت اصلی تشکیل نهاد وکالت دانست، ولی به طور قطع، این مسأله، علت تشدید فعالیت این نهاد و گسترش و توسعه آن بوده است.(تاریخ عصر غیبت، ص 139)
سرانجام شب انتظار به پایان رسید و سپیده وصل با پیامی به نام خدا، عالم امکان را نورباران ساخت. ابعاد پهناور روح پیامبر بزرگ ما محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ، این امانت سنگین را بر شانه های جان خویش دریافت، رازهای الهی را بر صحیفه ضمیر خویش نگاشت و آن گاه مدرسه ای فراتر از مکان و خارج از زمان برای نبی اکرم صلی الله علیه و آله بنیان نهاد.
ماه فرو ماند از جمال محمّد
سرو نباشد به اعتدال محمّد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمّد[/b]
وظایف و شئون نهاد وکالت
1 دریافت وجوه شرعی
از آغاز تأسیس این نهاد، وکلا موظف به جمع آوری و توزیع وجوهات شرعی بودند. به عنوان نمونه از «معلی بن خنیس» به عنوان وکیل و قیّم مالی امام صادق(علیه السلام)، در مدینه یاد شده است که فعالیت او در جهت جمع آوری وجوهات از شیعیان، سبب سوء ظن عباسیان و سرانجام، شهادت وی شد. دریافت اموال در عصر امام عسگری(علیه السلام)، به خاطر وجود جوّ خفقان، بدون قبضِ رسید، انجام می شد.( همان، ص142143)
2 رسیدگی به اوقاف
برای مثال، حسن محمد قطاة صیدلانی، در رسیدگی به امور وقفی در «واسط» وکالت داشت.( بحار الانوار، ج51، ص336؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص504)
3 راهنمایی و ارشاد شیعیان و مناظره با مخالفان
یکی از شئون مهم این نهاد، راهنمایی و ارشاد شیعیان به وظایف و اصول صحیح مکتب بوده است. تردیدی نیست که وقتی کسی به عنوان وکیل یک امام معصوم به اهالی یک شهر یا منطقه معرفی می شود، می بایست از نظر شناخت و آگاهی، برتر از سایر افراد باشد و از این جهت، وکلا، غالباً توسط شیعیان مورد سؤال واقع می شدند.
4 نقش سیاسی نهاد وکالت
اهتمام حاکمیت عباسی در عصر غیبت برای شناختن اعضای نهاد وکالت، نشان از وجود نقش سیاسی این نهاد دارد.
5 نقش ارتباطی نهاد وکالت با مردم
وکلا به عنوان رابطین امام در شهر های مختلف به پرسش های شرعی، کلامی و اعتقادی مردم پاسخ می دادند مکاتبات و نامه ها را به محضر امام می رساندند و پاسخ های شفاهی را دریافت می کردند.( تاریخ عصر غیبت، ص46-147)
با توجه به چنین ضرورت و کارکردی بود که امام حسن عسگری(علیه السلام)، نمایندگان مورد اعتمادی را منصوب می نمود تا برای حل مشکلات دینی و دنیوی شیعیان، رابطه میان آن حضرت و آنان باشند و شیعیان با موضوع مراجعه به نمایندگان، مأنوس شوند. این مطلب از نامه ای که آن حضرت به «احمد بن اسحاق اشعری» نوشت و در آن، نمایندة مورد اعتماد و امین خود، «عثمان بن سعید عمری» را مورد تأیید و حمایت قرار داد، بر می آید؛ امام عسگری(علیه السلام)، در آن نامه فرمود: « ابوعمر، ثقه، امین و مورد اعتماد امام قبلی بوده و در زندگی و پس از مرگ من نیز مورد اعتماد من است، سخنش را بشنو و از او اطاعت کن؛ زیرا او مورد اعتماد و امین است». (الغیبة، شیخ طوسی، ص354)
امام حسن عسگری(علیه السلام)، به جهت حفظ و نگهداری اموال مسلمانان، بیم از تباه شدن و از بین رفتن آنها و نیز برای دریافت حقوق شرعی از مردم و توزیع آنها میان نیازمندان و تهیدستان، نمایندگان و وکلایی تعیین فرموده بود تا شیعیان برای حل مشکلات شرعی و اجتماعی خود به آنها پناه ببرند. ایشان به بعضی از وکلای خود مانند «ابراهیم بن عبده نیشابوری» فرمان داد تا حقوق شرعی را به آن حضرت برسانند. همین طور «عثمان بن سعید عمری» را به عنوان وکیل تامّ الاختیار خود در بغداد تعیین فرمود، به مردم و همه وکلا دستور داد تا با او در ارتباط باشند و همه حقوق واجب الهی و دیگر وجوهی را که نزدشان است به او تحویل دهند. (با خورشید سامرا، ص29)
با وجود این، امام عسگری(علیه السلام)، کارهای انجام شده توسط وکلا را زیر نظر داشتند و به هیچ عنوان از اعمال آنها غافل نبودند و بدین سان، فرهنگ باور به امام غایب و رجوع به نائبان را در میان شعیه، نهادینه فرمودند.
دعای امام رضا (علیه السلام) در قنوت نماز جمعه ، که در حق حضرت مهدی (عج ) نقل شده و امام رضا (علیه السلام) فرموده است که این دعا را در قنوت نماز در روزهای جمعه بخوانید.
«اَللّهُمَّ اَصْلِحْ عَبْدَکَ وَ خَلیفَتَکَ بِما اَصْلَحْتَ بِهِ اَنْبیائَکَ وَ رُسُلَکَ وَ حُفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ وَ اَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِکَ وَاَسْلُکْهُ مِنْ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ وَ اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِه اَمْناً یَعْبُدُکَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیئاً وَلا تَجْعَلْ لاَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلی وَلِیِّکَ سُلْطاناً وَ اَذِّنْ لَهُ فی جِهادِ عَدُوِّکَ وَ عَدُوِّهِ وَاجَعَلنی مِنْ اَنْصارِهِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر»
«بارالها کار ظهور بنده شایسته و خلیفه راستین خود را (امام مهدی) را صلاح فرما، همانگونه که کار پیامبران و فرستادگانت را اصلاح نمودی و از سوی خویش با روحالقدس ایشان را یاری و پشتیبانی فرما و دیدهبانانی از پیش رو، پشت سر همراه ایشان گردان تا از هر گزندی نگاه دارند، ترس و هراس ایشان را به امن و امان دگرگون ساز، که ایشان تو را میپرستد و هیچ چیز را همتا و مانند تو نمی دانند.
برای هیچ یک از آفریدگانت برتری و چیرگی نسبت به ولی خود قرار مده، ایشان را در جهاد با دشمنت و دشمن شان اجازه فرما و مرا از یاوران ایشان قرار ده که همانا تو بر هر کاری توانایی.»[align=CENTER][b]بحارالانوار ج 93 / 330 [align=CENTER]
التماس دعا
[/b]
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خیلی مهجور این تاپیک حیف باشه
صلوات
یا الله
سرگذشت نرجس خاتون مادر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
مرحوم شیخ صدوق و شیخ طوسی روایت می کنند :
بشربن سلیمان (ایشان از فرزندان ابو ایوب انصاری و از شیعیان و ارادتمندان حضرت امام هادی (ع ) و امام عسگری (ع ) و همسایه آنان بوده و به شغل برده فروشی اشتغال داشته است ) می گوید: خادم امام هادی (ع ) نزد من آمد و گفت حضرت با تو کاری دارند. من خدمت حضرت رسیدم .ایشان نامه ای به خط فرنگی نوشتند و همراه با یک کیسه زر که در آن دویست و بیست سکه بود به من دادند و فرمودند : به بغداد می روی و در فلان روز در لنگرگاه فرات حضور می یابی .هنگامی که اسیران را به ساحل آوردند-نظر کن به برده فروشی به نام عمروبن یزید و مراقب او باش تا کنیزی را برای فروش بیاورد که دارای این صفات است .آنگاه حضرت خصوصیات او را بیان فرمود و اضافه کرد که آن کنیز نمی گذارد مشتریان به او نظر کنند یا به بدنش دست بزنند و می گوید:من باید خودم خریدارم را انتخاب کنم . در این هنگام تو پیش برو و نامه مرا به آن کنیز بده و او را خریداری کن .
بشر بن سلیمان گوید : مطابق فرموده حضرت عمل کردم. آن کنیز چون در نامه نگریست -بسیار گریست و به عمروبن یزید گفت : مرا به صاحب نامه بفروش و سوگندها خورد که اگر چنین نکنی خود را هلاک می کنم .
بشربن سلیمان گوید : کنز را با همان کیسه زر خریدم و چون به منزلی که در بغداد گرفته بودم رسیدیم آن کنیز نامه امام را بیرون آورد نرا بوسید و بردیده می گذاشت . با تعجب گفتم : چگونه نامه ای را می بوسی که صاحب آنرا نمی شناسی ؟ او پاسخ داد: گوش فرا دار تا سرگذشت خود را برایت شرح دهم :
من ملیکه دختر یشوعای - فرزند قیصر-پادشاه روم هستم و مادرم از فرزندان شمعون بن حمون بن صفا - وصی حضرت عیسی (ع ) است.
هنگامی که ۱۳ساله بودم -جدم قیصر خواست مرا به عقد فرزند برادر خود در آورد.پس جمع کثیری از علمای مسیحی و امرای لشگر و صاحبان منزلت را در قصر خود گردآورد. به دستور او تختی بزرگ و جواهرنشان برای پسر برادرش مهیا ساختند و بتها و صلیبها را بر بلندی قرار دادند .آنگاه پسر برادر خود را بالای تخت فرستاد. اما چون کشیشها انجیلها را به دست گرفتند که بخوانند-بتها و صلیبها سرنگون شدند و تخت واژگون گردید و داماد از تخت به زیر افتاد و بیهوش شد.
کشیشها با دیدن ین منظره به وحشت افتادند و از پادشاه خواستند تا ایشان را از این کار معاف دارد.جدم نیز این امر را به فال بد گرفت و به کشیشان دستور داد بار دیگر تخت را برپا کنند و صلیبها را بر جای خود نهند.این بار برادر آن داماد نگون بخت را بر تخت نشاندند. از چون انجیلها را گشودند و شروع به خواندن کردند - بار دیگر تخت واژگون گردید و بتها و صلیبها و داماد سرنگون شدند. مردم چون برای بار دوم این منظره را دیدند-متفرق شدند و جدم نیز به حرمسرا بازگشت .
شب در عالم رویا دیدم : حضرت مسیح (ع ) و شمعون وگروهی از حوارییون در قصر جدم جمع شدند و در جای همان تختی که برای داماد قرار داده بودند منبری از نور نصب نمودند .منبری که از بلندی سر به آسمان می سایید. بعد حضرت محمد (ص ) با وصی و دامادش علی بن ابی طالب(ع ) و جمعی از امامان (علیهم السلام ) و فرزندانشان به قصر وارد شدند. مسیح با ادب به استقبال حضرت محمد (ص ) رفت و آنحضرت را در آغوش گرفت .
حضرت محمد (ص ) به مسیح فرمودند : ای روح الله ! ما آمده ایم از ملیکه دختر وصیت شمعون برای فرزندم خواستگاری کنیم . و اشاره کردند به امام حسن عسکری (ع ) - فرزند کسی که تونامه ایشان را به من دادی - حضرت عیسی (ع ) به شمعون نظر کرد و فرمود : شرافت دو جهان به تو روی آورده است .
چون شمعون پاسخ مثبت داد- همگی بالای آن منبر رفتند و حضرت محمد (ص ) خطبه ای خواند و با حضرت مسیح (ع ) مرا برای امام عسکری (ع ) عقد بستند .
صبحگاهان که سر از خواب بر گرفتم -این رویا را برای جدم بازگو کردم اما از محبت آن خورشید امامت -صبر و قرار از کفم رفت .از خواب و خوراک باز ماندم و بیمار شدم . هرجا طبیبی یافتند به بالینم آوردند اما سودی نکرد.
شبی دیگر در رویا دیدم : سرور زنان -فاطمه زهرا (س ) به دیدن من آمدند و حضرت مریم (سلام الله علیها) همراه با هزار کنیز بهشتی در خدمت او بودند. پس حضرت مریم به من گفت : این بانو - سرور زنان و مادر شوهر تو است . من به دامانش آویختم و گلایه کردم که فرزندش به دیدن من نمی آید. حضرت فاطمه (س ) فرمود چگونه فرزندم به دیدن تو آید در حالی که تو مسیحی هستی . پس شهادتین را به من تعلیم داد و چون من شهادتین گفتم - مرا به سینه خود چسبانید . پس از آن هر شب حضرت امام حسن عسکری (ع ) را در خواب می دیدم .
بشربن سلیمان پرسید : چگونه اسیر شدی ؟
ملیکه در پاسخ گفت : شبی از شبها امام حسن عسکری (ع ) به من خبر داد که در فلان روز - جدت لشکری به جنگ مسلمانان می فرستد و خود از پی آن روان میشود- توهم به صورت ناشناس در میان کنیزان و خدمتکاران از پی جدت روانه شو. من همین کار را کردم تا پیش قراولان لشکر مسلمانان به ما بر خوردند و ما را اسیر نمودند. هنگامی که غنایم جنگ را تقسیم می کردند -مرا به پیرمردی دادند .او نامم را پرسید ؟ گفتم : من نرجس نام دارم . گفت : این نام کنیزان است .
بشر بن سلیمان گوید : او را به سامرا خدمت امام علی النقی (ع ) رسانیدم . حضرت به او فرمودند : چگونه خداوند به تو عرت دین اسلام و ذلت دین نصاری و شرافت محمد (ص ) و اولاد او را نشان داد؟ او پاسخ داد: چه بگویم در مورد آنچه شما بهتر از من می دانید؟
حضرت فرمودند: مایل هستی ده هزار اشرفی به تو بدهم یا این که تورا به شرافت ابدی بشارت دهم . او پاسخ داد: من بزرگواری و سربلندی ابدی می خواهم . حضرت فرمودند : بشارت باد تو را به فرزندی که پادشاه شرق و غرب عالم خواهد شد و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد پس از آنکه از ظلم و جور آکنده شده باشد.
پس حضرت خادم خود را خواست و به او فرمود : برو خواهرم حکیمه را بیاور.چون حکیمه وارد شد- حضرت به او فرمود : این -آن کنیزی است که در مورد او با تو سخن گفتم .او را به خانه خود ببر و احکام دین را به او بیاموز. او همسر امام حسن عسکری (ع ) و مادر صاحب الزمان (ع ) است .
(بحارالانوار -ج ۵۱-ص ۱۰-ح۱۲- با تلخیص و تصرف در عبارت - برای اطلاع بیشتر - رک : مهدی موعود- ص ۱۴-۸)
براي ايجاد ارتباط قلبي با آن حضرت چند راه وجود دارد:
1. به ياد آن حضرت بودن!
ما بايد همواره به ياد آن حضرت باشيم و او را فراموش نکنيم تا ايشان هم از ما ياد کنند. در «قرآن» آمده است:
«پس يادم کنيد تا يادتان کنم.»
حضرت آيت الله مظاهري ـ دامت برکاته ـ ميفرمود: روزهاي آخر عمر علّامه طباطبايي(رحمة الله علیه) بود. حال مساعدي نداشتند. با عدّهاي از شاگردان علّامه، براي عيادت به خدمت ايشان مشرّف شديم. بحثهاي مختلفي مطرح شد. با خود گفتم خوب است که از آقا بخواهيم مطلبي بگويند تا از اين ديدار خود بهرهاي برده باشيم. عرض کردم: آقا! مطلبي بفرماييد تا استفاده کنيم. علّامه در فکر فرو رفتند و بعد فرمودند: چيزي به خاطرم نميآيد؛ جز اين آيه:
«فَاذکُرُنِي أَذکُرکَم وَاشکُرُوا لِي وَ لاتَکفُرُنِ؛
يادم کنيد تا يادتان کنم وسپاسم را بگوييد و ناسپاسي نکنيد.»
چه کسي بيش از خدا به گردن ما حق دارد؟چه کسي مانند خدا ستّارالعيوب است و بديهاي ما را پوشانده است؟چه کسي مانند او آبروي ما را در جمع حفظ کرده و ما را از رسوا شدن نگه داشته است؟او حتّي به ما ميگويد غيبت ديگري را نکنيد. اگر کار بدي از ما سر بزند، او اجازه نمي دهد ديگران آن را فاش کنند.او حتّي به ما ميگويد: حق نداريد گناهي که مرتکب شدهايد، به کس ديگري بگوييد. آيا چنين معبودي شايستة شکر و ذکر و پرستش نيست؟
تعاليم دين اسلام به ما ياد داده است که در نماز شب، چهل مؤمن را ياد کنيم. مؤمن چه کسي است؟کسي که مسلمان باشد و امام علي(علیه السلام) را نيز دوست بدارد.گنهکار بودن و زن يا مرد بودن در اين مسئله تأثيري ندارد. وقتي در نماز شب دستمان را بالا ميبريم و ميگوييم: «اَلّلهمَّ اغفِر لِفُلان»، اگر توجّه داشته باشيم، درمييابيم که معمولاً اسامي کساني به ذهن ما ميآيد که يا بسيار به ما محبّت کردهاند يا خيلي ما را آزار دادهاند. بيشتر، کساني را به ياد ميآوريم که يا بسيار دوستشان داريم يا با آنها خيلي مشکل داريم؛ اين حالت، خيلي زيباست. خدا اين کار را دوست دارد. ميخواهد دلهايمان را به هم نزديک کند. اينکه کسي در دل شب بر ميخيزد، با خدا مناجات ميکند و در قنوت نماز با اشتياق، مؤمنان را دعا ميکند، لطف خداست.
خدا به بندههايش ميگويد: يادم کنيد تا شما را ياد کنم. امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آينة تمامنماي خداي تعالي است. او بزرگترين آية خداست. اگر او را ياد کنيم، او نيز ما را ياد ميکند. هرچه بيشتر او را ياد کنيم، او نيز بيشتر از ما ياد ميکند. يادي كه ما از امام عصر(علیه السلام) ميکنيم با يادي که او از ما ميکند، تفاوت بسيار دارد. خداوند به پيامبرش ميفرمايد:
«وَصِّل عَلَيهِم إِنَّ صَلوتَکَ سَکَنٌ لَهُم؛
بر اين امّت درود فرست، درود تو باعث آرامش آنهاست.»
آيا اگر پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) براي ما از خداوند طلب سلامتي کند، با طلب سلامتي ما براي ايشان يکي است؟دعاي پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هميشه مستجاب است، ولي دعاي ما هميشه مستجاب نيست. ما کسي نيستيم که خداوند همواره دوستمان بدارد، ولي پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را خداوند، هميشه دوست ميدارد.
از آنچه گفته شد، اهمّيت تعظيم شعائر بيشتر آشکار ميشود. درچراغاني خيابانها، نصب پرچمهاي سياه، گريستن، عزاداري کردن، به پا کردن جلسات سرور و... عبادت و ذکر و ياد خدا و اهل بيت(علیه السلام) نهفته است.
يک سال در ايّام ولادت حضرت مهدي(علیه السلام) در شهر مقّدس «قم»، يکي از خيابانها را به شوق امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چراغاني کرده بودند؛ يکي از بزرگان که به خدمت حضرت مشرّف شده بودند، گفتند: «امام عصر(علیه السلام) فرمودند: ما از اين مردم متشکّريم. تشکّر ما را به ايشان برسانيد». از اين رو نبايد گمان کنيم اهل بيت(علیه السلام) ما را فراموش ميکنند و به ما توجّه ندارند؛ آنها کوچکترين کارهاي ما را نيز به شمار ميآورند.
حضرت وليّ عصر(علیه السلام) هرگز ما را فراموش نميکند و اگر اهليّت و لياقت پيدا کنيم، بيگمان به سراغ ما ميآيد، آن هم در سختترين مواقع و در زماني که بسيار محتاج او هستيم؛ به شرط آنکه او را خالصانه ياد كنيم. هر چه اين ياد و ذکر، خالصتر و زيباتر باشد، مؤثّرتر و کارسازتر خواهد بود.
2. هديه دهيد!
از ديگر کارهاي مؤثّر در ايجاد ارتباط با حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اين است که هديهاي براي آن حضرت بفرستيم. انجام کارهاي نيک، خدمت به دوستان، لبخند به يتيم، کشيدن دست نوازش بر سر او، درس دادن، درس خواندن، گناه نکردن، طاعت خدا را به جا آوردن از هديههاي خوب ما به آن حضرت است.
نکتة قابل توجّه در اين مسئله اين است که بايد بسيار مراقب باشيم تا مبادا هديهاي که براي آن حضرت ميفرستيم، خراب باشد؛ هر چند آن حضرت از روي مهرباني هيچ وقت خراب بودن آن را به روي ما نمي آورد.
خداي تعالي، امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بيش از همه دوست ميدارد. وقتي ميبيند ما به او توجّه داريم، حتماً به ما نيز عنايتي ميکند؛ بنابراين از جمله چيزهايي که باعث محبوبيّتمان نزد خداوند ميشود، هديه فرستادن براي آن حضرت است.
3. توسل
[b] يکي ديگر از راههاي رسيدن به ديدار حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، توسّل به اهل بيت(علیه السلام) است. اين بسيار شايسته و پسنديده است که توفيق زيارت امام زمان(علیه السلام) را از محضر خود اهل بيت(علیه السلام) درخواست نماييم. نه تنها در اين مورد، بلکه در تمامي امور زندگي خود، نبايد توکّل به خدا وتوسّل به ذات مقدّس اهل بيت(علیه السلام) رافراموش نماييم. اگر اهل توسّل باشيم، بيايماني در زندگي ما داخل نميشود و بسياري از گرفتاريهايي که ديگران دارند، نخواهيم داشت. اهل بيت(علیه السلام) و توسّل به آنها هم ماية دلخوشي ما در زندگاني است.
ادامه دارد ....
[/b]
براي ايجاد ارتباط قلبي با آن حضرت چند راه وجود دارد:
4. دوري از گناه
راه ديگر ارتباط معنوي با حضرت، دوري از گناه است. بر ماست که از تمامي کارهايي که باعث آزردن آن حضرت ميشوند، پرهيز کنيد. امام عصر(علیه السلام) از گناه نفرت دارد و ما نيز بايد به گونهاي باشيم که حتّي اگر زمينة گناه پيش آمد، به احترام آن حضرت گناه نکنيم.
برخي که خود را به ديدن بعضي عکسها، فيلمها، ... عادت ميدهند، به دست خود از ديدن جمال حضرت محروم ميشوند. جواني که به مجلس امام حسين(علیه السلام) ميآيد و با اشک چشم، اين پليديها را ميشويد، نبايد ديگر بار به گناه رو کند.
از مواردي که به دوري از گناه کمک ميکند، احساس حضور در برابر حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
ما نيز يتيمان آل محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستيم. امام زمان(علیه السلام) در حکم پدر ماست؛ اگر چه ما او را نميبينيم، امّا او ما را ميبيند، با ما همدردي ميکند، غصّة ما را به جام ميخرد، ولي ما نه او را ميبينيم، نه غمش را ميدانيم، نه غصّهاش را ميخوريم و نه با او همدردي ميکنيم. ما با حضرت فاصله داريم، فاصلهاي که خود ايجاد کردهايم.
اگر به دنبال رضايت و ديدار امام خويش هستيم، بايد براي درمان بيماري غفلت، چارهاي بينديشيم. يکي از راههاي درمان اين بيماري، همين درسهاي اخلاق است. تذکّر وتنبّه، انسان را از غفلت بيرون ميآورد، راه ديگر، پيدا کردن دوست خوب است.«يَذکُرُکُمُ الله رُؤيَتُهُ؛ با کسي همنشين باش که تو را به ياد خدا بيندازد.» و چه بهتر که اين فرد، همسر، فرزند، پدر و مادر انسان باشد. به طور کلّي هر آنچه که تذکّر دهنده باشد و انسان را متوجّه کند، در علاج بيماري غفلت، مؤثّر است. از همين رو در تعاليم ديني ما آمده است که قرآن بخوانيد، چون مُذکِّر است.پيامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمّة معصومان(علیه السلام) هم مذَکِّر هستند.
هر روز و هر ماه، ذکر مخصوص خود را دارد. وقتي ذکر، به زبان جاري شد، بر اثر استمرار و دوام، به اندام وجوارح نيز راه مييابد و دل، چشم، زبان و گوش انسان نيز متذکّر ميشوند. بايد مواظب دوستان غير متذکّر خود باشيم؛ چرا که مراودة زياد با اين افراد ميتواند ما را از مسير الهي خارج کند. از امام(علیه السلام) در مورد آية «رَبَّنا آتِنا في الدُّنيا حَسَنَة و في الاخِرَةِ حَسَنَة» سؤال کردند، حضرت در جواب فرمودند:
«حسنة دنيا، همسر خوب است که مانع گناه انسان ميشود و وسايل حرکت را براي او فراهم ميکند.»
مرحوم آيت الله صافي از علماي اصفهان بودند. حال معنوي خوشي داشتند و در اواخر عمر خود به ديدار حضرت صاحب الامر(علیه السلام) نايل شدند. آيت الله صافي دربارة اين ديدار گفتند: وقتي که مشغول ساخت خانه بودم، به ايشان عرض کردم: «توصيه ميکنيد خانة خود را چگونه بسازم؟» فرمودند: «خانه را به گونهاي بساز که اگر روزي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در حال عبور از کنار خانهات بودند و تصميم به استراحت گرفتند، نگويند در اين خانه جاي من نيست؛
خانهات را طوري بساز که حضرت بگويند درِ اين خانه را ميزنيم، يک ساعت استراحت ميکنيم و ميرويم. در خانهات را به روي آقا مبند! به راستي چرا ما با دل خود کاري ميکنيم که ديگر جاي آن حضرت نباشد؟ چرا با چشمان خود کاري ميکنيم که ديگر او را نبيند؟
5. زيارت اباعبدلله الحسين(علیه السلام)
از ديگر مواردي که ميتواند موجبات ديدار ما با آن حضرت را فراهم آورد، زيارت اباعبدالله(علیه السلام)، شب جمعه در کربلاست. مرحوم بافقي(رحمة الله علیه) فرمود:
«چرا علي بن مهزيار بيست سفر به حج رفت تا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ببيند؟ اگر يک شب جمعه يا شب نيمة شعبان به کربلا ميآمد، آن حضرت را زيارت ميکرد.»
[b] حماسة کربلا دين خدا را احيا کرد.کربلا يعني نهضتي عظيم که ما همّت استفاده از آن را نداريم. اگر اهداف امام حسين(علیه السلام) را آن گونه که بايد، تعقيب کنيم، خواهيم ديدکه چگونه کفّار و مشرکان در برابر ما تاب مقاومت از کف ميدهند.
6.گريه بر امام حسين(علیه السلام)
يکي ديگر از راههاي ارتباط با امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) گريه بر امام حسين(علیه السلام) است. اهل بيت(علیه السلام) بسيار از ما خواستهاند که براي امام حسين(علیه السلام) گريه کنيم. امام رضا(علیه السلام) فرمودند:
«يَابنَ شَبيبِ إِن کُنتَ باکيًا لِشَيءٍ فَابکِ لِلحُسَين بنِ عَلِيِّ عليهما السّلام؛
اي پسر شبيب! اگر بهر چيزي گريان بودي، بر حسين گريه کن.»
اگر بر مصائب حسين(علیه السلام) گريه کرديم، مشابهت با امام عصر(علیه السلام) پيدا ميکنيم و اين مشباهت ما را به ايشان ميرساند. يکي از بزرگان که در «مشهد مقدّس» به سر ميبرند، سه تشرّف خدمت امام عصر(علیه السلام) داشتهاند. در يکي از تشرّفها حضرت فرمودند: ايرانيها براي جدّم حسين(علیه السلام) خوب عزاداري ميکنند.
گريه براي امام حسين(علیه السلام)، ما را از لحاظ عاطفي و احساسي با امام زمان(علیه السلام) همراه ميکند و اين بستر خوبي براي برقراري ارتباط معنوي با حضرت است. برخي گمان ميکنند چون اعمال ديگر ما خوب نيست، گرية ما هم فايده ندارد و بايد اين عمل را نيز رها کنيم. ولي اين صحيح نيست، بايد تلاش کنيم تا در ساية گريه بر امام حسين(علیه السلام) يا راههاي عنوان شدة ديگر، ارتباط معنوي خود را با حضرت ايجاد نموده و روز به روز اين رابطه را عميقتر کنيم.
گاه ارتکاب يک گناه، سبب نرسيدن ما به محضر امام عصر(علیه السلام) خواهد شد. افراد بسياري به خدمت آن حضرت مشرّف شدهاند و اگر ما به وصال او نمي رسيم، به دليل گناهان ماست.[/b]
ماهنامه موعود شماره 111.