۱۳/تیر/۹۲, ۲۲:۵۹
بهتره به پدرها و مادرها یاد داده بشه که با کودکانشون چگونه و چه بازی هایی کنن،
بعد که وارد مهدکودک شدن، نظام آموزشی، بازی هایی اجرا کنه که کودکان صفات نیک و پسندیده یاد بگیرن؛ مثلا حیا، مهربانی، گذشت، کار تیمی، کنترل خشم،آرام و زیبا و شمرده سخن گفتن و ...
حتما در طی این بازی ها، کودکان روابط اجتماعی شون تقویت می شه و افراد با نشاطی خواهند شد.
در طی این بازی ها، استعدادهای کودکان کشف بشه و اون استعداد ها تقویت بشن.
در دوران دبستان و مدرسه (تا نوجوانی) اون استعدادها تقویت بشن.
کار خوبی که می شه انجام داد اینه که با فرا گرفتن مبانی و پایه اون رشته، و درک و هم سطح کردن علم نوجوانان با علم روز دنیا، خلاقیت و نوآوری رو در آن ها ایجاد و تقویت کرد تا آینده سازان، آینده ی خوبی بسازن.
سهم هر فرد از اماکن ورزشی باید کافی باشه و از کودکی، آینده ساز هارو علاقه مند به ورزش روزانه به صورت دسته جمعی کرد. اگر ورزشگاه های جداگانه برای آقایان و بانوان به صورت جداگانه ساخته بشه و رشته های ورزشی گوناگون برای همه شهروندان و روستاییان قابل دسترس باشه، نشاط، ورزش، بازی، سلامتی، ورزش روح و ذهن، ارتباطات اجتماعی رو در پی خواهد داشت.
برگزاری مسابقات خوبه؛ اما قبلش باید فرد توانایی تحمل شکست رو داشته باشه. تحمل و کنار آمدن با شکست هم از جمله مواردیه که باید در کودکی آموزش داده بشه.
اگر محل ورزشگاه ها در کنار مساجد باشه و این یک عادت بشه که همه زمانی رو به ورزشگاه برن که مثلا قبل یا بعدش با هم به مسجد برون و در نماز جماعت شرکت کنن خیلی خوبه. معنویت در رفتارهای ورزشکاران نفوذ می کنه که نیازی نیست فوایدشو بگم. همه می دونیم.
در مورد ورزش ها هم باید اندیشید و هر ورزشی مورد تایید نیست. مثلا باشگاه های بدنسازی یا ورزش های رزمی برای عموم جامعه شاید لازم نباشه (البته من نظر قطعیم این نیست. منظورم اینه که هر چیزی که اسمش ورزش هست رو نباید به عنوان ورزش بدونیم. شاید نیاز به اصلاحاتی داره). مثلا این همه باشگاه های بدنسازی زیاد شده، بهتر بود زورخونه هارو بیشتر می ساختن. غرور و اعتماد به نفس کاذبی که در این باشگاه های بدنسازی وارد روح جوونا می شه رو با روح اونایی که زورخونه می رن مقایسه کنیم متوجه می شیم.
بازی هایی هم باید ایده پردازی و طراحی بشن برای خانواده ها. وقتی در جمع خانواده و در منزل هستیم، چه بازی ای کنیم؟ این باید پاسخ داده بشه. بازی ها و سرگرمی هایی که به نشاط و روابط خانواده کمک کنه و آموزنده هم باشه.
چه قدر راحت می شه جامعه زیبا و سالم داشت. باید بسازیم، باید کار کنیم. باید از شرمندگی شهدا در بیایم. باید اماممونو خوشحال کنیم. راه انقلابو و انقلابیونو باید ادامه بدیم. با کار، کار، کار
صحبت های یک کارشناس درباره بازی های رایانه ای هم خیلی مهمه و بهتره بیشتر مورد توجه قرار بگیره؛
ایشون گفتن که در دوران کودکی ما اگر در حین بازی کسی نا عدالتی می کرد، ما اعتراض می کردیم و از حق خودمون دفاع می کردیم. اون جا اینو یاد می گرفتیم. ضمن این که تحمل شکست رو پیدا می کردیم و می فهمیدیم که همیشه قرار نیست پیروز بشیم. اما در بازی های رایانه ای، این حق گرفتنو یاد نمی گیریم.
یکی از کودکان فامیل دوستم، در بازی رایانه ای که انجام می داد، دو نفر باید با هم دعوا می کردن. این کودک بازی رو دونفره انتخاب می کرد و بعد خودش با یک دسته ی بازی، دشمنو می زد، دشمنی که هیچ دفاعی از خودش نمی کنه. و گاهی یک نفره بازی می کرد، اما دشمنشو ضعیف انتخاب می کرد.
کلا ما بچگی کردیم که خاکبازی و آب بازی و آتیش بازی و فوتبال داشتیم. همیشه دعوا هایی داشتیم که بعدش دوستی بود. من یاد گرفتم که اگر بعد از دعوا و دل خوری ای، با دوستم قهر کنم، یک نفرو از دست دادم. برای همین هر وقت دلخوری ای پیش می اومد، فرداش نه انگار که موضوعی پیش اومده، با دوستم مثل سابق سلام و احوال پرسی می کردم.
وقتی می خوایم به سبک ایرانی-اسلامی زندگی کنیم، باید به قواعد و اصول این سبک پایبند باشیم.
بعد که وارد مهدکودک شدن، نظام آموزشی، بازی هایی اجرا کنه که کودکان صفات نیک و پسندیده یاد بگیرن؛ مثلا حیا، مهربانی، گذشت، کار تیمی، کنترل خشم،آرام و زیبا و شمرده سخن گفتن و ...
حتما در طی این بازی ها، کودکان روابط اجتماعی شون تقویت می شه و افراد با نشاطی خواهند شد.
در طی این بازی ها، استعدادهای کودکان کشف بشه و اون استعداد ها تقویت بشن.
در دوران دبستان و مدرسه (تا نوجوانی) اون استعدادها تقویت بشن.
کار خوبی که می شه انجام داد اینه که با فرا گرفتن مبانی و پایه اون رشته، و درک و هم سطح کردن علم نوجوانان با علم روز دنیا، خلاقیت و نوآوری رو در آن ها ایجاد و تقویت کرد تا آینده سازان، آینده ی خوبی بسازن.
سهم هر فرد از اماکن ورزشی باید کافی باشه و از کودکی، آینده ساز هارو علاقه مند به ورزش روزانه به صورت دسته جمعی کرد. اگر ورزشگاه های جداگانه برای آقایان و بانوان به صورت جداگانه ساخته بشه و رشته های ورزشی گوناگون برای همه شهروندان و روستاییان قابل دسترس باشه، نشاط، ورزش، بازی، سلامتی، ورزش روح و ذهن، ارتباطات اجتماعی رو در پی خواهد داشت.
برگزاری مسابقات خوبه؛ اما قبلش باید فرد توانایی تحمل شکست رو داشته باشه. تحمل و کنار آمدن با شکست هم از جمله مواردیه که باید در کودکی آموزش داده بشه.
اگر محل ورزشگاه ها در کنار مساجد باشه و این یک عادت بشه که همه زمانی رو به ورزشگاه برن که مثلا قبل یا بعدش با هم به مسجد برون و در نماز جماعت شرکت کنن خیلی خوبه. معنویت در رفتارهای ورزشکاران نفوذ می کنه که نیازی نیست فوایدشو بگم. همه می دونیم.
در مورد ورزش ها هم باید اندیشید و هر ورزشی مورد تایید نیست. مثلا باشگاه های بدنسازی یا ورزش های رزمی برای عموم جامعه شاید لازم نباشه (البته من نظر قطعیم این نیست. منظورم اینه که هر چیزی که اسمش ورزش هست رو نباید به عنوان ورزش بدونیم. شاید نیاز به اصلاحاتی داره). مثلا این همه باشگاه های بدنسازی زیاد شده، بهتر بود زورخونه هارو بیشتر می ساختن. غرور و اعتماد به نفس کاذبی که در این باشگاه های بدنسازی وارد روح جوونا می شه رو با روح اونایی که زورخونه می رن مقایسه کنیم متوجه می شیم.
بازی هایی هم باید ایده پردازی و طراحی بشن برای خانواده ها. وقتی در جمع خانواده و در منزل هستیم، چه بازی ای کنیم؟ این باید پاسخ داده بشه. بازی ها و سرگرمی هایی که به نشاط و روابط خانواده کمک کنه و آموزنده هم باشه.
چه قدر راحت می شه جامعه زیبا و سالم داشت. باید بسازیم، باید کار کنیم. باید از شرمندگی شهدا در بیایم. باید اماممونو خوشحال کنیم. راه انقلابو و انقلابیونو باید ادامه بدیم. با کار، کار، کار
صحبت های یک کارشناس درباره بازی های رایانه ای هم خیلی مهمه و بهتره بیشتر مورد توجه قرار بگیره؛
ایشون گفتن که در دوران کودکی ما اگر در حین بازی کسی نا عدالتی می کرد، ما اعتراض می کردیم و از حق خودمون دفاع می کردیم. اون جا اینو یاد می گرفتیم. ضمن این که تحمل شکست رو پیدا می کردیم و می فهمیدیم که همیشه قرار نیست پیروز بشیم. اما در بازی های رایانه ای، این حق گرفتنو یاد نمی گیریم.
یکی از کودکان فامیل دوستم، در بازی رایانه ای که انجام می داد، دو نفر باید با هم دعوا می کردن. این کودک بازی رو دونفره انتخاب می کرد و بعد خودش با یک دسته ی بازی، دشمنو می زد، دشمنی که هیچ دفاعی از خودش نمی کنه. و گاهی یک نفره بازی می کرد، اما دشمنشو ضعیف انتخاب می کرد.
کلا ما بچگی کردیم که خاکبازی و آب بازی و آتیش بازی و فوتبال داشتیم. همیشه دعوا هایی داشتیم که بعدش دوستی بود. من یاد گرفتم که اگر بعد از دعوا و دل خوری ای، با دوستم قهر کنم، یک نفرو از دست دادم. برای همین هر وقت دلخوری ای پیش می اومد، فرداش نه انگار که موضوعی پیش اومده، با دوستم مثل سابق سلام و احوال پرسی می کردم.
وقتی می خوایم به سبک ایرانی-اسلامی زندگی کنیم، باید به قواعد و اصول این سبک پایبند باشیم.
![[تصویر: Tavoos.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8115046892/Tavoos.jpg)
![[تصویر: kar.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8115066226/kar.jpg)
![[تصویر: ch.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8115067400/ch.jpg)
![[تصویر: monajat.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8115223350/monajat.jpg)
![[تصویر: Mecca_skyline.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8115304626/Mecca_skyline.jpg)
![[تصویر: 3285920_b.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8115304842/3285920_b.jpg)
![[تصویر: sele_rahem.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8115494300/sele_rahem.jpg)
![[تصویر: asare_sele_rahem.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8115495800/asare_sele_rahem.jpg)
![[تصویر: golzare_shohada.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8115594992/golzare_shohada.jpg)
![[تصویر: ketabkhani.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8115725692/ketabkhani.jpg)
