بسم الله الرحمن الرحیم
اهداف شبکه های خبری غربی مانند bbc و .... چیست ؟
این شبکه ها چگونه خبرهایی را پخش می کنند؟
وجه تمایز این شبکه ها با شبکه های خبری داخلی چیست ؟
آیا واقعا این شبکه ها واقعیت جوامع را نشان می دهند ؟
چرا مردم از دیدن این شبکه ها منع شده اند ؟
آیا نمیتوانیم با قوه عقل خود خبر درست و اشتباه را که در این شبکه ها منتشر میشود از یکدیگر تشخیص دهیم ؟
و چندین سوال دیگر.
شاید این سوال ها و جواب آنها را بارها و بارها مشاهده کرده باشید اما در این تاپیک قصد داریم تا به گونه ای کاملا تخصصی به این سوالات پاسخ بدهیم.
یکی از شاخه های بسیار مهم جنگ نرم ، جنگ روانی است . جنگ روانی دارای تقریبا 170 تکنیک کاربردی است که از پشتوانه نظري و علمي دقيق در حوزه هاي روان شناسي، جامعه شناسي و علوم ارتباطات برخوردار است.
و دشمن از این تکنیک ها در بیشتر برنامه های خود علیه کشورهای مختلف
استفاده میکند. قاعدتا با دانستن تکنیک های مورد استفاده در برنامه های خبری جواب بسیاری از سوالات بالا را خواهیم یافت .
در مقاله به 73 مورد از این تکنیک ها اشاره میکنیم .
به شما همسنگر عزیز پیشنهاد میکنم به هیچ وجه مطالب این تاپیک را از دست ندهید!لطفا تمام پست ها را با صبر و تحلیل بخوانید .
1- شرطي سازي
ايجاد مجاورت بين دو پديده غير همانند، بطوريكه بعد از ايجاد مجاورت، به محض مواجهه با يكي از آن پديدهها ديگري در ذهن يادآوري شود.
مثال ساده اين موضوع مجاورت روپوش سفيد پرستار و احساس درد آمپول در كودكان است.
ايوان پتروويچ پاولوف (1936- 1849) دانشمند شوروي را بي شك مي توان از كساني دانست كه تحقيقات مربوط به يادگيري را در مسير دقيق علمي هدايت كرده است.
اگرچه پاوولف بيشتر فيزيولوژيست بود تا روانشناس و اگرچه سعي فراوان داشت تا روانشناسي را در قلمروي فيزيولوژي محدود سازد، نظريه مربوط به بازتابهاي شرطي وي از مستحكم ترين سنگ بناهاي نظريه هاي يادگيري است.
اساس نظريه بازتابهاي شرطي پاوولف نيز از آزمايش ساده و معروف وي استخراج شده است: اگر لحظه اي پيش از گذاشتن گوشت در دهان يك سگ، زنگ را به صدا درآوريم و اين عمل را چندين بار تكرار كنيم، موقعي مي رسد كه زنگ به تنهايي موجب ترشح بزاق دهان سگ مي گردد.
نظريه هاي پاولف، اساس يكي از رايج ترين روشهاي تبليغاتي است كه آن را روش «شرطي سازي» مي ناميم. بر اساس اين روش، پيام به يك عامل نامربوط مشروط مي شود و به وسيله شرط نامربوط در جامعه تنفيذ مي گردد.
تبليغات شرطي معمولاً با بهره گيري از شيوه القاي غيرمستقيم پيام صورت مي گيرد. به باور سورين، حجم گسترده اي از گزارشها، اخبار، تحليلها و پيامهاي رسانه به تغيير نگرش مخاطبان توجه دارد. از نظر آنان رسانه ها براي تغيير نظرات و نگرشهاي مخاطبان بيشتر از روشهاي برگرفته از نظريه شرطي شدن كلاسيك و درگير شدن اندك استفاده مي كنند. نظريه درگيري اندك تصريح مي كند كه بسياري از پيامهاي راديو و تلويزيون در نيمكره راست مغز پردازش مي شوند. اينگونه پيامها «در حافظه ذخيره مي شوند، اما نمي توان آنها را به ياد آورد.» به تعبير روشن تر، نظريه درگيري اندك، تصريح مي كند كه مخاطبان بي آنكه خود بدانند، تحت تأثير پيامهاي راديو و تلويزيوني قرار مي گيرند و آن تأثير را در رفتار خود نمايان مي سازند.
تكرار نيز از الزامات اساسي اين شيوه تبليغي به شمار مي رود. در اين رابطه، «سرژ جاكوتين» در اثر معروفش تحت عنوان «تبليغات سياسي وسيله اي براي تجاوز به خلق» مي نويسد: «با استفاده از وسايل ارتباطي مي توان از طريق تكرار نمادها يا شعارها، توده هاي وسيع انسانها را شرطي ساخت؛ عاداتي تازه در آنان پديد آورد و آنها را در جهت مطلوب به حركت درآورد».
از اين تكنيك تبليغي، براي استحاله فرهنگي ملتها نيز استفاده مي شود. مثلاً ممكن است كراوات و روشنفكري را كه هيچ ارتباطي با يكديگر ندارند با يكديگر تداعي كنند و بعد از آن بيننده همواره آدم كروات زده را فردي تحصيلكرده و روشنفكر بداند يا مثلاً ممكن است مرد شدن و سيگار كشيدن نوجوانان را با يكديگر همراه سازند و به گونه اي كه نوجوان بپندارد كه مرد شدن زماني ميسر است كه با كشيدن سيگار همراه باشد.
به عنوان مثالي ديگر، استفاده از پوشش اسلامي در كشورهاي آسيايي و آفريقايي وسيله اي مشروع و قانوني براي دفاع از استقلال و سلامت خانواده هاست. اما همين وسيله مشروع به عنوان يك شرط نامربوط وسيله تحقير اجتماعي افراد مؤمن و اصولگرا قلمداد مي شود و با تكرار سوژه هاي منفي در چهره پوشش اسلامي، جامعه را شرطي مي كنند؛ به گونه اي كه هر گاه زني با حجاب ديده شود از پيش درباره بيسواد بودنش داوري شده است و از سوي ديگر، زن بي بند و بار به عنوان زن روشنفكر و باسواد تحت پوشش حمايتي تبليغات شرطي قرار گرفته است.
مثالها:
* استفاده از تبليغات شرطي گاهي اوقات جنبه طنزگونه اي نيز پيدا مي كند. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، يك تاجر ساعت، هرچه مي كوشيد نمي توانست ساعتهاي خود را در بازار به فروش برساند. وي در ابتكاري، اين آگهي را در روزنامه ها چاپ كرد كه شرط استفاده از ساعت فلان مارك اين است كه متشخص بودن خريدار به وسيله شهادت كتبي دو شاهد عادل تضمين شود.
عده اي براي اثبات متشخص بودن خود، به ساعت فروشيها مراجعه كردند تا ساعت مذكور را بخرند و به دست ببندند. اين شيوه تبليغاتي تاجر ساعت، در زمان كوتاهي سود سرشاري را نصيب وي كرد.
* رسانههاي آمريكا بعد از واقعه 11 سپتامبر، هرگاه صحنه برخورد هواپيماها با برج هاي دوقلو را نشان ميدادند صداي اذان را با صدايي آهسته پخش مي كردند. نتيجه اين شد كه مردم آمريكا هرگاه صداي اذان را ميشنيدند به ياد تروريستها ميافتادند.
* گروههاي تروريستي در عراق هنگام گردن زدن چند تبعه خارجي پارچهاي كه « لا اله الا الله ، محمدا رسول الله » داشت روي ديوار نصب كردهبودند و شعار اللهاكبر ميدادند. اين صحنه مدتهاي زيادي از رسانههاي غربي پخش ميشد و اين شعار تروريستها را در ذهن تداعي ميكرد.
2- استهزا و تمسخركردن
تخريب چهره فرد يا گروه مخالف به كمك جوك، مسخره كردن و شوخي
متخصصان و دست اندركاران عمليات رواني با استفاده از اين تكنيك، داستانهاي طنز و شوخيهاي استهزا آميز از جمله كاريكاتورهاي مضحك را خلق مي كنند و آنها را به اشكال گوناگون در ميان نيروهاي آماج پخش مي كنند.
با توجه به سرعت بسيار سريع انتشار اين گونه طنزها، داستانها و اشعار متخصصان جنگهاي رواني، آنها را براي اقشار مردم، بسيار قابل فهم و در عين حال هدف دار طراحي مي كنند. به گونه اي كه افراد مختلف با سنين و مشاغل و تفكرات مختلف قادر به فراگيري دست ساخته هاي آنان باشند و علاوه بر آن بتوانند شنيده هاي خود را به سادگي براي ديگران بازگو كنند. در نتيجه استهزا و تمسخر، ممكن است مخاطبين تعادل رواني خود را از دست دهند و به اقداماتي غيرعقلاني متوسل شوند. يكي از عمليات هاي رواني مشركان در مقابل پيامبر و قرآن، عمليات استهزا و تمسخر بود. استهزا و تمسخر با هدف كوچك نشان دادن پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ناچيز نماياندن دعوت و پيام او و در نتيجه پايين آوردن جايگاه اجتماعي او صورت مي گرفت.
استهزا كنندگان پيامبر نيز همه از بزرگان قريش و به بياني زراندوزان مكه بودند.
از آيات قرآن در مي يابيم حوزه عمليات رواني استهزا، بسيار گسترده بود به گونه اي كه موجب آزردگي و دلتنگي پيامبر مي شد.
اين شيوه- كه به ويژه با خوي عوام سازگاري دارد، نوعي تفريح و سرگرمي عوام الناس و اشراف بود و بدون صرف هزينه بيشترين كارايي و تأثير را به دنبال داشت. به بيان ديگر، اين روش هم لذت و سرگرمي است و هم جنگ و مبارزه. از همين رو سران كفر در مديريت عمليات رواني خويش بر اين شيوه تأكيد به سزايي داشتند.
دو ويژگي اين تكنيك را بسيار پر كاربرد كرده است:
1- فرد بدون آنكه متوجه مضر بودن آن در تخريب چهره يك فرد، گروه يا قوميت باشد با خنده و لذت آن را براي ديگران بيان ميكند يا توسط پيامك ارسال مينمايد.
2- مطابق با يافته هاي روانشناسي ، شوخي با پرت كردن ذهن انسان از موضوع اصلي ، آن را در ناخودآگاه ذهن ما مستقر مي كند و به مرور آثار آن در رفتارهاي ما ظاهر ميشود. بنابراين ما فقط چهره ظاهري آن را كه خنده و تفريح است ميبينيم و از چهره تخريبي آن در دراز مدت غافل ميشويم.
مثالها:
1- بعضي جوكهايي كه در مورد ماهواره اميد ساخته شد.
2- جوكهاي بسيار زيادي كه براي تخريب يك قوميت يا شهر در بين مردم براحتي پخش ميشود و ذهنيتي منفي را در دراز مدت ايجادميكند.
3- جوكهاي بسيار زيادي كه براي تخريب چهره روحانيت بين مردم پخش ميشود.
3- روش القاي افسردگي و نااميدي
[b]سياهنمايي آينده با درشتنمايي نقاط ضعف موجود
براي القاي افسردگي و نااميدي سعي مي شود تصوير نامطلوب و نامتوازني نسبت به انتظارات موجود از موفقيت و شرايط ارايه شود و آرزوها و ايده آل هاي فرد با جامعه دور از دسترس قلمداد شود. برخي اهداف اين روش عبارتند از: ايجاد تزلزل در روحيه مسؤولان، سلب اعتماد به نفس، احساس عدم كفايتي و سلب روحيه مقاومت در مردم.
در عملیات روانی، بزرگ نمایی نقاط ضعف و کوچکنمایی نقاط مثبت در کنار بزرگنمایی آرزوها و خواستها و کوچکنمایی امکانات و دستآوردها یکی از روشهای القای غم و یأس است. القای غم و اندوه یکی از شیوههای مهم عملیات روانی است که گرفته شده از درک ماهیت روانشناسی و جامعهشناسی بوده و تلقین آن به آسانی صورت میگیرد. در ضمن در یک گروه هماهنگ و متجانس، معمولاً القای غم آسانتر و سادهتر منتشر میشود؛ زیرا احساسات و عواطف افراد شبیه یکدیگر است. القای غم و اندوه، همچنین در شرایطی که متضمن تغییر و کاهش عاطفی، کاهش تنوع، کاهش زیبایی، کاهش امنیت و امیدواری و افزایش خشونت و افزایش سوءظن باشد نیز صورت میگیرد.
مثالها:
1- عدهاي طرح هدفمند كردن يارانهها را كه تحقق عدالت اجتماعي است، نوعي صدقه دادن به مردم عنوان كردند و گفتند: « با اجراي اين سياست، در آينده تمام مردم ايران عضو كميته امداد خواهند شد.»
2- القاي نااميدي در دانش آموزان براي منصرف كردن آنها از درس خواندن با بزرگنمايي ميزان بيكاري فارغالتحصيلان
3- رواج هدفمند ترانهها و آهنگهايي كه فضاي فعلي را سياه نشان ميدهد.
نكته مهم: امروزه كليد شبكه مسائل نسل جوان «اميد به آينده» است و اگر جواني به اين اميدواري برسد بسياري از بهانه گيريهايش خودبخود حل خواهد شد. بنابراين هرنوشتهاي كه به عنواني نااميدي را در جامعه تزريق كند به نوعي كمك به دشمنان اين كشور خواهد بود
بسیار عالی و مفید بود
منتظر بقیشم...
9- سكوت
عدم واكنش به تبليغات مخالف
سكوت از شيوه هاي ضد عمليات رواني است كه به آن «تبليغات منفي» يا «سلبي» نيز گفته مي شود. به طور معمول، زماني كه جنگ رواني و اقدامهاي تبليغي دشمن مهم و قابل اهميت نيست و يا قصد آن ، تحريك متخصصان جنگ رواني خودي براي پاسخگويي انفعالي و عجولانه است، يكي از بهترين شيوه هاي ضد جنگ رواني، سكوت و بي اعتنايي ظاهري است.
پيش از انتخاب اين روش بايد ميزان تأثير سكوت بر روي مخاطبان موردنظر، تجزيه و تحليل شود. بسياري از اوقات سكوت نوعي مبارزه منفي محسوب شده و سخنان و حركات دشمن را بي ارزش و بي اعتبار مي سازد و همچنين امكان بررسي بازخورد تبليغات دشمن را كاهش مي دهد.
جمله اي كه بيشتر همراه اين فن استفاده مي شود، اين است كه اتهامهاي دشمن آنچنان واهي است كه ارزش پاسخ دادن ندارد.
حركتي كه مردم هند براي مبارزه با استعمار انگليس و كسب استقلال خود، به رهبري گاندي كردند، نمونه اي از بي اعتبارسازي دشمن از طريق سكوت است.
حسن فياد در خصوص شيوه بكارگيري تكنيك سكوت توسط گوبلز اين چنين مي نويسد: «گوبلز، پيش از آن كه به جواب گويي بپردازد، نتايج حاصله از تبليغات خود را آزمايش مي كرد و در صورتي كه مدارك و دلايل كافي براي پاسخگويي نداشت، سكوت اختيار مي كرد. به ادعاها و تبليغات بي اثر دشمن، جوابي داده نمي شد؛ زيرا، اگر تكذيب مي گرديد، به اشاعه آنها در ميان مردم بيشتر كمك مي كرد و انرژي تبليغاتي نيز به هدر مي رفت.»
«آلدوس هاكسلي» در كتاب خود با عنوان «دنياي جديد شجاع» نيز درباره اين تكنيك مي گويد: «بزرگترين موفقيت تبليغات نه با انجام كاري، بلكه با اجتناب از آن، حاصل شده است. حقيقت بسيار خوب است، اما بهتر از آن از ديدگاه عملي سكوت درباره حقيقت است.» مرگ يك كودك قطعاً فاجعه است، كنده شدن گوش دردناك است، اما مسايلي كه بر كل مردم كشور تأثيرگذار هستند، به ندرت از پوشش خبري برخوردار ميشوند. به نظر مي رسد سرنوشت حقيقت، مدفون شدن ابدي زير كوهي از «خبرهاي شيرين» است.
البته ميزان موفقيت اين شيوه به عواملي مانند ميزان قدرت و گستره پوشش خبري دستگاه عمليات رواني حريف، اهميت خبر يا حادثه رخ داده شده، ميزان اطلاع قبلي مخاطبان در مورد حادثه ياد شده و همچنين ميزان علاقه آنها براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد آن خبر يا موضوع بستگي دارد.
در سال 1965 ارتش اندونزي با كمك سيا و ارتش آمريكا ، رئيس جمهور وقت(سوكارنو) را سرنگون كرد و با كشتار نيم ميليون انسان بيدفاع (طبق آمار غير رسمي بيش از يك ميليون نفر) حكومتي مطلوب غرب سركار آورد. قتل عامي كه ميتوانست افكار عمومي دنيا را منفجر كند فقط يكماه بعد در نيويورك تايمز و سه ماه بعد در مجله تايم اجازه انتشار يافت و جالب اين كه در آنها از ارتش به خاطر خويشتنداري تشكر شده بود.
مثالها:
1- حدود نيم قرن است كه سازمان سيا مشغول تجارت مواد مخدر در ايتاليا، فرانسه، جزيرهكورس، شبهجزيره هندوچين، افغانستان و آمريكاي جنوبي و مركزي است و با وجود آنكه اسناد آن در كنگره آمريكا موجود است اما تا كنون انعكاسي در رسانههاي آمريكا نيافته است.
2- رسانههاي غربي و برخي رسانههاي داخلي نسبت به پيشرفتهاي كشورمان در مورد ماهوارهبر اميد، انرژيهستهاي، نانوتكنولوژي، بيوتكنولوژي و ... سكوت اختيار كردهاند.
3- سكوت رسانههاي غربي در مقابل فسادهاي مالي و اخلاقي مسئولان
4- سكوت هماهنگ رسانههاي غربي و مدافع حقوق بشر در قبال جنايتي مانند كشتهشدن خانم مروه الشربيني(دكتر داروساز مصري كه در دادگاهي در آلمان توسط يك نژاد پرست، مقابل چشم قاضي با ضربات متعدد چاقو به شهادت رسيد) مثالي از اين تكنيك است.
10- شایعه سازی
خبري تاييد نشده در مورد يك واقعه كه انتقال آن دهان به دهان (يا توسط پيامك) صورت ميگيرد.
شایعه ترویج یك خبر ساختگی است كه اساساً دور از واقعیت است و با مبالغه و ایجاد رعب یا تحریف خبری كه بهره ناچیزی از حقیقت دارد، همراه است و هدف آن تحت تأثیر قرار دادن افكار عمومی است و با مقاصد سیاسی ـ اقتصادی یا نظامی همراه می باشد.
شایعه در جایی مطرح میشود که زمینه دسترسی به اخبار موثق امکان پذیر نباشد. «شایعه انتقال شفاهی پیامی است که برای برانگیختن باور مخاطبان و همچنین تاثیر در روحیه آنان ایجاد میشود. مطالب کلی شایعه باید حول محورهای اساسی و مهمی باشد که مخاطب نسبت به آن حساسیت بالایی دارد». «بهترین شیوه برای القای پیام مورد نظر فرستنده پیام، در زمانهایی که پخش پیام به طور شفاف و روشن امکان پذیر نیست و یا در مواقعی که فکر میکنند با مشکلات قانونی روبرو می شوند، استفاده از کنایه و اشاره است». کنایه به دلیل غیر صریح بودن آن، معمولا تاثیرات عمیقی برشنونده دارد. استفاده از حربه کنایه، به وفور در تبلیغات به چشم میخورد. برای نمونه، گفته میشود «میگویند فلانی با تروریستها ارتباط دارد» ویا «شنیده میشود فلان گروه در حمایت از تروریستها فعالیت میکنند» و یا «به نقل از شاهدان عینی، حقوق بشر در فلان کشور مراعات نمیشود» که به هر صورت، ارتباط با تروریسم و نقض حقوق بشر را به افکار عمومی القا میکند.
شایعات معمولاً در اطراف دولتمردان ساخته میشود و اغلب همسازندگان آنها قابل تشخیص نیستند. شایعه این خصلت را دارد که وقتی سر زبانها افتاد، دیگر قابل کنترل نیست. در جوامعی که کانالهای رسمی خبر به شدت تحت کنترل است، به ویژه زمانی که مردم نگران هستند، شایعه ایجاد میشود و به هنگام انتقال، تغییر مییابد و گاه عکس آنچه در آغاز بوده است میشود.
شایعه نقش مؤثری در جنگهای روانی دارد؛ زیرا بدون آنکه برچسب منفی تبلیغات بخورد، شنونده آن را میپذیرد. شایعه میتواند برای تخریب روحیه و گسترش بیاعتمادی و تفرقه میان نیروهای دشمن و متحدان آنها به کار گرفته شود. رواج سوءظنهای به ظاهر موجه، میتواند همکاری حیاتی میان متحدان دشمن را از هم بپاشد. شایعه هرگز چیزی را ثابت نمیکند، بلکه از طریق ایجاد فضای بیاعتمادی، کار خود را ادامه میدهد
نكات:
الف- هر شايعه زماني امكان انتشار سريع دارد مثلا شايعه فساد مالي در زمان بحرانهاي اقتصادي سريعتر منتشر مي شود يا شايعه آلودگي آبها در زمان جنگ يا خشكسالي ، قابل باورتر است.
ب- بعضي شايعات ممكن است خوشبينانه باشد مثلا آلمان با رواج شايعاتي از اين نوع بين فرانسويها در جنگ جهاني دوم باعث شد كه آنها ديگر نتوانند به هيچ خبري اعتماد كنند.
ج- مطبوعات با حذف بخشي از خبر يا نوشتن نام اختصاري افراد زمينه را براي ترويج شايعات دلخواه آماده مي كنند.
مثالها:
1- رواج شايعهاي كه درون سكههاي پنجتوماني قديمي ، طلا كارگزاري شده است. اين شايعه يكبار در اواخر دهه شصت شمسي و يكبار ديگر در سال 1388 رواج يافت و باعث هجوم برخي افراد براي خريد اين سكهها شد. هرچند اين شايعه ازنظر منطقي هم قابل رد ميباشد اما هميشه عدهاي را به طمع مي اندازد.
11- حذف بخشي از سند اصلي
حذف بخش مهمي از يك خبر با هدف تحريف آن
گاهي اوقات برخي رسانه ها مطلبي را به عنوان «شايع است، احتمال دارد، به نظر مي رسد» و امثال اينها منتشر مي كنند. سپس ساير رسانه ها بدون ذكر احتمالي بودن آن خبر ، به انتشار آن از قول رسانه مرجع مبادرت مي نمايند. در نتيجه خبري كه بيش از يك شايعه يا احتمال يا اظهارنظر يك تحليلگر روزنامه نبوده است در جهان به عنوان خبري ناب و دست اول منتشر مي شود.
براي نمونه مي توان به خبري كه درباره خريد اسلحه توسط ايران از كره حدود سالهاي 65-1364 روي تلكس خبرگزاريها ظاهر شد، اشاره كرد: «معاون وزير خارجه ايران، سفير كره جنوبي را به حضور پذيرفته و با وي جهت خريد اسلحه مذاكره نموده است، اين در حالي است كه قرار بر ملاقات با سفير كره شمالي كه روابط حسنه اي با ايران دارد، بوده است.» جالب اينكه پس از تحقيق در مورد منبع خبر، مشخص شد كه يك روزنامه دست دوم كويتي اين خبر را در ستون شايعات خود درج كرده و سپس يكي از خبرگزاريها بدون ذكر ستون شايعات، خبر را از قول آن روزنامه دست دوم نقل مي كند و رسانه هاي ديگر نيز به نقل از آن خبرگزاري مبادرت به نشر خبر مي كنند. در نتيجه يك دروغ بزرگ به سرعت، يك شبه به واقعيت تبديل مي شود.
اين عمل را با هر جملهاي براحتي ميتوان انجام داد مثلا فرض كنيد اگر در جمله «لا تقربو الصلوه و انتم سكري» قسمت دوم را ذكر نكنيم چه خواهد شد! جمله اول به اين معني است كه «هنگام مستي ، نماز نخوانيد» و با حذف قسمت دوم فقط اين جمله ميماند «نماز نخوانيد» آن وقت فرد حذف كننده ميتواند نتيجهگيري كند كه اسلام دستور داده است كه نماز نخوانيد!
بعد از حذف بخشي از سند ميتواند از آن برضد فرد گوينده استفاده كرد و چون مردم عامي به رسانه اعتماد دارند دنبال بررسي درستي يا نادرستي خبر نخواهند رفت.
مثالها:
1- به اين قسمت از ماده 50 قانون انتخابات دقت فرماييد:
« ماده 50 ـ هیأت اجرایی بخش با تصویب هیأت اجرایی شهرستان می تواند برای مناطق صعب العبور و کوهستانی و مسافت های دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت ثبت نام و اخذ رأی مقدور نیست شعب اخذ رأی سیار تشکیل دهد هیأت اجرایی شهرستان نیز می تواند در صورتی که لازم بداند نسبت به تشکیل شعب اخذ رأی سیار در مرکز شهرستان و بخش مرکزی اقدام نماید .... »
حال اگر فقط قسمت اول اين قانون را بياوريم (يعني وجود صندوقهاي سيار فقط در مناطق صعبالعبور لازم است) ميتوانيم به هر صندوق ديگري مانند صندوقهاي سيار بيمارستانها ، روستاهاي كم جمعيت يا ... اعتراض كنيم! اين تكنيك در بيانيه يكي از كانديداهاي انتخابات دهم رياست جمهوري مشهود بود.
با سلام.اينهايي كه شما گفتين استراتژي اكثر خبرگزاريهاي دنيا از جمله خبرگزاري هاي داخلي هست.درسته كه شبكه هاي خارجي دلشون براي ما نميسوزه، ولي شبكه هاي داخلي هم متاسفانه دنبال اهداف خودشون هستن.اگر به دنبال نمونه هاي ملموس تر هستيد كافيه فقط خبرهاي ورزشي منتشر شده در روزنامه هاي داخلي رو در يك ماه پيگيري كنيد و ببينيد چقدر دروغ و شايعه و ... فقط براي فروش بيشتر چاپ ميكنند.در گونه هاي ديگر خبري هم كم نديديم چنين چيزهايي، مثل ماجراي شان استون و وبلاگ من و تو و ... .
(۲/تیر/۹۱ ۱۷:۳۴)t.kam67 نوشته است: [ -> ]با سلام.اينهايي كه شما گفتين استراتژي اكثر خبرگزاريهاي دنيا از جمله خبرگزاري هاي داخلي هست.درسته كه شبكه هاي خارجي دلشون براي ما نميسوزه، ولي شبكه هاي داخلي هم متاسفانه دنبال اهداف خودشون هستن.اگر به دنبال نمونه هاي ملموس تر هستيد كافيه فقط خبرهاي ورزشي منتشر شده در روزنامه هاي داخلي رو در يك ماه پيگيري كنيد و ببينيد چقدر دروغ و شايعه و ... فقط براي فروش بيشتر چاپ ميكنند.در گونه هاي ديگر خبري هم كم نديديم چنين چيزهايي، مثل ماجراي شان استون و وبلاگ من و تو و ... .
بسم الله
سلام دوست عزیز . من قصد داشتم چیزهایی که شما گفتید رو در پایان 74 تکنیک بیان کنم که بیان خواهم کرد! پس لطفا تا زمانی که مطالب به اتمام برسه صبر کنید .
یاعلی
12- نمك گير كردن
[b]تطميع نخبگان + هزينه كردن اعتبار آنها در راستاي اهداف خود
يكي از تكنيكهايي كه به ويژه در طول جنگ سرد استفاده گسترده اي داشت «نمك گير كردن» روزنامه نگاران، نويسندگان، دانشمندان و نخبگان (به ويژه نخبگان زن) و شركتهاي انتشاراتي بود.
دستگاه عمليات رواني غرب در چارچوب چنين تكنيكي كتابهايي را كه اين گروهها مي نويسند آثار مشهور و موفق اعلام مي كند و پس از به شهرت رسيدن از آنها براي تبليغ عليه جامعه هدف استفاده مي كنند. در واقع با بكارگيري اين تكنيك روزنامه نگاران، نويسندگان، شركتهاي انتشاراتي و نخبگان به مثابه اسب تروا عليه مردم جامعه خود عمل مي كردند.
مثالها:
1- نمونه بارز اين تكنيك اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي توسط آمريكا و سپس استفاده تبليغاتي عليه ايران است. ميدانيد كه جايزه نوبل يك جايزه سياسي است و كشورهاي غربي آن را به كسي ميدهند كه در راستاي منافع آنها قدم بردارد و اهداي آن برخلاف اسمش در دست بنياد نوبل- كه بنيادي صرفا علمي است- نميباشد. براي همين اين جايزه را براحتي به رئيس دولت خونخوار صهيونيستي ميدهند. در ايران هم خانم شيرين عبادي با گرفتن اين جايزه حاشيه امنيتي پيدا كرده است و با كمال آزادي پرونده مخالفين نظام را به عنوان يك وكيل دنبال ميكند و اگر در مسير كارش با مشكلي روبرو شود مطبوعات غربي سروصدا بپا ميكنند كه «برنده جايزه صلح نوبل توسط دولت ايران تهديد شده است » و ...
2- اهداي فرصتهاي مطالعاتي به نخبگان علمي و رسانهاي توسط كشورهاي غربي
3- بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم، سميرا مخملباف و پدرش با تحصن در پارلمان اروپا تقاضاي ابطال انتخابات را كردند. اگر به سير مشهور شدن اين دو نفر دقت كنيد خواهيد ديد كه كشورهاي غربي با دادن جوايز به فيلمهاي بي محتواي آنها كه تنها به سياهنمايي ايران ميپرداخت آنها را براي چنين روزي ذخيره كرده بودند!
13- الگودهي
معرفي و تبليغ الگوهاي مطلوب خودبه مخاطبين به شكل غير مستقيم
رسانه هاي بين المللي در گزارشهاي تحليلي خود براي تأثير گذاري بر مخاطب همزمان با پيوند زدن موضوعات مختلف مي كوشند با بهره گيري از شيوه هاي القاي غير مستقيم، موضوع و نهاد مورد نظر خود را به عنوان الگو به مخاطب معرفي مي كنند.
به عنوان مثال، راديوهاي آمريكا با معرفي و تبليغ الگوهاي مطلوب خود مانند معرفي هنرپيشه هاي هاليودي، خوانندگان لس آنجلسي و افرادي كه پس از انقلاب از ايران مهاجرت كرده اند و مصاحبه هاي پي در پي با آنها درصدداند تا زمينه همانندسازي نوجوانان و جوانان ايراني با اين الگوها را ميسر سازند. بويژه در مصاحبه با چهره هاي مطلوب خويش، از آنان مي خواهند تا فرآيند گذران زندگي خويش را بازگو كنند.
آنان نيز بيشتر آن بخش از زندگي خويش را بازگو مي كنند كه با هنجارهاي مطلوب جامعه ايران مغايرت دارند. نمونه زير، كه از زبان يك جوان به اصطلاح موسيقيدان موفق بازگو شده است، بيانگر اين واقعيت است:
«معمولاً صبحها پس از بيدار شدن چند دقيقه اي ورزش مي كنم، بعد صبحانه ام را مي خورم و به دوست دخترم زنگ مي زنم. چند دقيقه اي با هم گپ مي زنيم و قربون صدقه هم مي رويم. بعد به انستيتو مي روم. در آنجا با دوستانم كه چند دختر و پسر باحال ايراني و آمريكايي اند، كار مي كنيم. ناهار را با هم مي خوريم. عصر با دوست دخترم قدم مي زنيم، گاهي به سينما يا ... مي رويم. شبها هم معمولاً در پارتي ها دور هم جمع مي شويم و مي خوريم، مست مي شويم و مي گوييم و مي خنديم».
(ميبينيد كه اين الگوي زندگي كاملا نابهنجار است اما چون ابتدا مجري او را جواني موفق معرفي ميكند بطور غير مستقيم تبديل به الگو ميشود.)
به عنوان مثالي ديگر، رسانه هاي غربي با تبليغات غيرمستقيم درباره «روز والنتاين» به تدريج آن را در ديگر كشورها نيز ترويج مي كنند اين در حالي است كه روز والنتاين از مشخصه هاي فرهنگ غربي است و با فرهنگ اسلامي و شرقي همگوني ندارد.
مثالها:
1- رسانههاي غربي با تبليغ فراون بر خواننده هاي ايراني يا غربي آنها را به عنوان الگوهاي نسل جوان معرفي ميكنند بنابر همين تكنيك است كه گاهي مدتها در مورد ريزترين جزئيات زندگي اين خوانندهها (مثلا مايكل جكسون) برنامه پخش ميكنند.
2- شايد ديده باشيد كه گاهي موجي از هنجارهاي نچندان مطلوب در جامعه رواج پيدا ميكند (مثلا عمل كردن بيني) وقتي به ريشه اين عمل دقت ميكنيد ميبينيد رسانهها با الگوسازي از يك هنرپيشه و سپس تبيغ عمل وي، جوانان را به طور غيرمستقيم به اين كار تشويق كردهاند بطوريكه گاهي ايران مقام اول را در جراحي بيني در دنيا پيدا ميكند.
14- تصويرسازي يا انگاره سازي
ساختن تصويري مجازي از دنياي پيرامون توسط رسانهها كه همه آن را بجاي واقعيت باور كنند
انگاره سازي يكي ديگر از شيوه هاي عمليات رواني است كه در نبرد رسانه اي از آن استفاده مي شود.
در اين روش، نيروهاي مهاجم سعي مي كنند با ايجاد تصويري مطلوب از خود، تصويري مخدوش و ناموجه از نيروهاي مدافع در اذهان مخاطبان ايجاد كنند.
كارل هوسمن در مورد انگاره سازي رسانه ها مي گويد: رسانه ها، فضايي ساختگي ارايه مي دهند، برداشتي ذهني از جهان كه ضرورتاً با جهان واقعي منطبق نيست. در رسانه ها، خبر، الزاماً همان چيزي نيست كه اتفاق مي افتد بلكه چيزي است كه منبع خبري آن را ارايه مي دهد.
رضوي زاده نيز مي گويد: در انگاره سازي خبري، كارگزاران خبري، آگاهانه و با برنامه ريزي به تصويرسازي خبري يا انگاره سازي خبري دست ميزنند، در انگاره سازي آنچه مهم نيست انعكاس واقعيت و رويداد است. در اينجا هدف و ماهيت كار، استفاده از دستمايه واقعيت رويدادي براي ارايه تفسيري پنهان در لفافه است.
يافته هاي پژوهشگران ارتباطات نشان مي دهد كه محتواي رسانه هاي ارتباط جمعي، برنامه اجتماعي و سياسي اكثر افراد جامعه را تعيين ميكند. هنري كسينجر (وزير خارجه سابق آمريكا) درباره قدرت رسانه هاي خبري در تعيين مهمترين مسايل مورد توجه عموم اظهار داشت كه هيچ گاه به محتواي اخبار شب توجه ندارد، بلكه تنها به «آنچه كه مورد پوشش قرار مي دهند علاقمند است تا آن چه در معرض ديد مردم قرار مي گيرند را دريابد.»
برنارد كوهن نيز معتقد است كه « رسانه هاي جمعي، شايد اكثر اوقات در تعيين آنچه مردم فكر مي كنند موفق نباشند؛ اما به نحوي حيرت انگيز در تعيين آنچه كه خوانندگان درباره آن فكر مي كنند موفق اند... جهان در نظر افراد مختلف، گوناگون خواهد بود. البته بسته به تصويري كه توسط نويسندگان، ويراستاران و ناشران روزنامه هاي آنان برايشان ترسيم مي شود.»
براي هدايت افكار عمومي از واقعيات، انگاره هايي خلق مي شود كه تنها در راستاي اهداف كارگزاران ارتباطي است. مانند ايجاد انگاره اي از ايران در رسانه هاي آمريكايي و غربي كه درصدد است ايران را كشوري خشونت طلب جلوه دهد. اين انگاره باعث مي شود كه در صورت تجاوز كشوري به ايران، افكار عمومي همسو با آن عمل كرده و به اعمال خلاف ديگران مشروعيت داده شود.
همچنين، رسانه هاي غربي همواره از اسلام تصويري افسانه اي ارايه داده اند، افسانه اي برگرفته از داستانهاي هزار و يك شب كه مملو از حرمسرا، كاخهاي سر به فلك كشيده، فرشهاي پرنده، ثروتهاي بي پايان، مبارزان و جنگجويان خشن و راهزنان بي رحم است.
در تصويري كه رسانه هاي غرب از اسلام ارايه مي دهند، مسلمانان را افرادي بي رحم و با عقايد افراطي معرفي مي كنند.
مثالها:
1- سالها پيش شايعه اي در گرفت كه به نقل از مايكل براون (عنصر وازده سيا) مي گفت، در اواخر دهه 80 ميلادي طرح مبارزه با تشيع و جان نثاري معنوي مسلمانان در اين سازمان مخوف تدوين شده است. مهم نبود، چقدر اين شايعه صحت داشت، مهمتر تحقق اين شايعه بود.
جنبش جنگ طلب نومحافظه كار آمريكا زمان را مناسب ديد. زمينه هاي تشكيل و تقويت طالباني گري را طرح ريزي كرد. ملايان افراطي و سنگ صفتي كه آمده بودند تا چهره اي مخوف از اسلام ترسيم كنند. سناريويي كه بر مبناي آن مي توانستند دشمن «شماره يك» براي آمريكا بتراشند. طالبان رشد كرد و اين غده سرطاني عمق افغانستان را بلعيد. اكنون هنگام نقطه اوج فيلم دلخواه آمريكايي فرا رسيده بود.
يك نفر بايد كليد را فشار مي داد و 11سپتامبر اين گونه آفريده شد. از 11سپتامبر2001 به اين سو آمريكا هرچه خواست كرد و براي پيشبرد مقاصد يكجانبه گرايانه خود تا توانست، هراس و وحشت از اسلام را ريشه دار كرد. رويكرد مغرضانه رسانه هاي غربي سبب شد، مردم آمريكا و اروپا به اشتباه گروههاي مسلح و تندرويي همچون القاعده را نمايندگان واقعي مسلمانان و دين اسلام بپندارند.
غربيها اسلام را معمايي ناشناخته و پديده اي عجيب و غريب و مملو از افسانه تلقي مي كنند. آنها عقيده دارند اسلام مشوق اعمال و رفتارهاي غيرمنطقي و افراطي است. چنين برداشتي غير از ارايه اطلاعات نادرست درباره اسلام و درك اشتباه از آداب و رسوم و فرامين اين دين، دليل ديگري ندارد.
2- در سالهای گذشته، رسانه هاي جهان شاهد انتشار گزارش جنايتي جديد بودند و آن، سر بريدن گروگانهايي با مليت هاي مختلف به بهانه حضور هم ميهنان آنها در عراق بود كه به ويژه انتشار تصاوير اين جنايات از برخي شبكه هاي تلويزيوني، بخش عظيمي از مردم دنيا را تحت تأثير قرار داد. جالب آنكه در اين تصاوير، مردان نقابدار سياهپوشي كه سر مي برند، در پشت خود پرچم «لااله الاا...» و «محمد رسول ا...» نصب كرده و پيش از كشتن گروگانها، فرياد «ا... اكبر» سر مي دادند و روشن است كه اين تصاوير چه تأثير قابل توجهي در ايجاد نفرت از دين اسلام دارد.
كافي است، تصور كنيد، وقتي يك شهروند فيليپيني يا آمريكايي و اروپايي، تنها شناختش از اسلام را با چنين فيلم هايي كه از تلويزيون مشاهده مي كند، دريافت كند، چه ديدي از اسلام و مسلمانان در ذهن خود پيدا مي كند؟
3- انگاره سازي هاليوود در فيلم 300 نيز در نوع خود قابل ملاحظه است؛ در اين فيلم نظام سياسي هخامنشي قائم به شخص و خشايارشا به نام خداي خدايان معرفي مي شود در حالي كه هخامنشيان اولين نظام فدراتيو را تأسيس كرد و بر اساس اعتقاد به آيين زرتشت، اهورامزدا را خداي خدايان مي دانسته اند. از طرف ديگر، يوناني هاي قبل از ميلاد به چند خدايي مثل خداي آفتاب، خداي سنگ و غيره اعتقاد داشتند اما همانگونه كه كلهر هنرمند ايراني مي گويد: فرمانده اسپارتي ها در انتها در انگاره اي فريبكارانه، مصلوب است و بقيه همچون حواريون نشان داده مي شوند. سراسر مسير نيز نشان دهنده عاشورا است و حتي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نيز نشان مي دهند.
وي در اين باره متذكر مي شود: اسب سفيدي در فيلم ديده مي شود و از آنجايي كه ما معتقديم منجي ما با اسب سفيد مي آيد، اين مي تواند نمادي از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد. اين مرد، زيباترين جوان اسپارتي را از پشت گردن مي زند و مي رود. در حقيقت اينجا غرب مي خواهد ترس و نفرتي جهاني نسبت به چيزي كه از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) داريم به وجود بياورد. اين سكانس پيشينه و پس زمينه ندارد و اصرار دارد كه مرد را بدون چهره نشان بدهد، مردي كه بي گناه ترين و معصوم ترين سرباز اسپارتي را از پشت گردن مي زند.
4- در فيلم «بدون دخترم هرگز» راوي قصه(بتي محمودي) ايران را كشوري وحشي، بدوي، دور از محبت و ... معرفي ميكند و كشورهاي غربي با پخش زياد اين فيلم و جايزه فراوان به اين خانم سعي در تخريب چهره ايران نمودند.
5- اين تاكتيك سابقهاي طولاني دارد مثلا معاويه آنقدر چهره امام علي(علیه السلام) را در نزد مردم شام مخدوش كرده بود كه هنگامي كه آنها شنيدند حضرت در محراب مسجد شهيد شده است گفتند: «مگر علي نماز هم ميخواند.»
6- اگر شما يكبار ديگر گزارش رسانههاي غربي را در جنگ اول خليجفارس مشاهده نماييد آن را يك بازي كامپيوتري باورپذير خواهيد يافت كه تسلط بيچون و چراي غربيان را در اين جنگ نشان ميدهد!
7- رسانههاي غربي با پوشش خبري اعمال خشن طالبان يا تبليغ فراوان كتاب آيات شيطاني ، سعي در تخريب چهره اسلام و پيامبر اعظم دارند و هرچند وقت يكبار با ترسيم يك كاريكاتور يا فيلمي جديد به اين موضوع دامن ميزنند.
15- استناد مجازي
استناد به ارقام غير قابل بررسي
استناد به آمار، ارقام و اسنادي كه در عمل، امكان بررسي صحت و سقم آنها وجود ندارد، از جمله روشهاي ديگري است كه دستگاه عمليات رواني آمريكا از آن بهره مي برد.
براي مثال راديو صداي آمريكا در گزارشي ادعا كرد كه «سطح روابط اجتماعي مردم ايران پس از انقلاب، بر اثر مشكلات معيشتي و افزايش بي اعتمادي ناشي از اعمال سياستهاي حكومت، كاهش يافته است» يا «ميزان گرايش به خروج از كشور، در ميان تحصيلكرده ها افزايش يافته است».
فاكس نيوز نيز در اولين روز حمله به عراق در سال2003، به نقل از منابع نظامي انگليسي اعلام كرد: بيست درصد از نيروهاي گارد رياست جمهوري عراق خود را تسليم كرده اند يا قصد تسليم شدن را دارند. اين در حالي كه ارزيابي شمارش اين تعداد نيروي تسليم شده آن هم در اولين روز جنگ امري ناممكن به نظر مي رسد و به وضوح مشخص است كه استناد فاكس نيوز بدون استفاده از منابع موثق بوده و صرفاً براي تشديد عمليات رواني عليه عراقيها صورت گرفته است.
همچنين، دستگاه عمليات رواني آمريكا براي القاي دقيق بودن ادعاها و پيامهاي خويش بيشتر به آمار و ارقام استناد مي كند. براي مثال صداي آمريكا در خبري اعلام كرد «شواهدي در دست است كه نشان مي دهد پنج ميليون ايراني تحصيلكرده و متخصص بعد از انقلاب از ايران فرار كرده اند.» و از اين گذشته، براي آنكه پيام و خبر خويش را موثق نشان دهند به منابع و عوامل متعددي استناد مي كنند. براي نمونه، براي آنكه به مخاطبان خود بقبولانند كه در زندانهاي ايران از شكنجه هاي جسمي و رواني استفاده مي شود معمولاً با چند وكيل، چند تحليلگر سياسي و چند زنداني آزاد شده مصاحبه مي كنند. علاوه بر آن، خبر شكنجه را به نقل از جرايد داخلي ايران، خبرنگاران بدون مرز و سازمانهاي خاص حقوق بشر، بارها بازگو مي كنند.
همچنين ميتوان به مثالهاي زير اشاره كرد:
1- در دوران انتخابات ، ستادهاي كانديداها آماري مبني بر پيشتازي كانديداي خود منتشر ميكنند تا بعضي از مردم هم كه دوست ندارند بازنده باشند و بين اين كانديدا و ديگري مردد هستند به اين كانديدا راي دهند.
2- رسانهها با آوردن عباراتي مانند منابع آگاه، به نقل از خبرگزاريها، به گفته بعضي اشخاص و... اخبار مورد نظر خود را در جامعه منتشر ميكنند
16- انتظار و خبر
گفتن محاسن يك فرد يا برنامه و بالا بردن توقع افكار عمومي + گفتن معايب و خالي كردن زير پاي فرد
مجري عمليات رواني در گزارشي ابتدا به توصيف تواناييها و امكانات مي پردازد و پس از آن شروع به شمردن ضعفها مينمايد. مخاطب به خاطر آنكه توقعش نسبت به توانمنديها بالا رفته، انتظار دارد كه مطالب بعدي نيز در تأييد همين تواناييها باشد و هنگامي كه اطلاعات مربوط به عدم موفقيت و ضعفها را دريافت مي كند، آنها را به حافظه مي سپارد؛ چرا كه در بخش اول زمينه تسليم مخاطب فراهم شده و بخش دوم به عنوان تأثير ماندگار در حافظه جاي مي گيرد. اين شيوه از متداول ترين روشهاي عمليات رواني توسط راديو بيبي سي است.
اين تكنيك مانند زدن رنگي زيبا به يك ساختمان است كه در مرحله بعد با رنگ زشتي پوشش داده شود. در نهايت آنچه برجا خواهد ماند رنگ دوم است. ذهن انسان هم با شنيدن محاسن گاردش باز ميشود و سپس آنچه انتقاد يا تخريب است در خود جا ميدهد.
مثالها:
1- به اين خبر راديو بيبيسي (بخش انگليسي) كه براي راهنمايي گردشگران است توجه فرماييد:
«ايران كشوري گسترده ، داراي منابع طبيعي عظيم، با پيشينهاي تاريخي و مهد تمدنهاي بشري است. اين كشور تنوع اقليمي بسيار گستردهاي دارد اما اكنون مامن تروريستها شده است. از دموكراسي خبري نيست و قدرت مطلق در انحصار روحانيون است. زنان در فشار قرون وسطي بسر ميبرند و دولتمردان به دنبال دستيابي به بمب هستهاي هستند تا به قدرت بلامنازع در منطقه تبديل شوند.» اكنون توريست بايد مقصد خود را انتخاب كند.
17- تفرقه افکنی
دسته دسته كردن مخاطبين براي سلطه بر آنها و از بين بردن آسان آنها
بر اساس شعار استعماری تفرقه بینداز و حکومت کن ایجاد گسستگی میان یک ملت - موجب می شود بهترین شرایط بحرانی برای ایجاد پراکندگی فکری و فرهنگی پدید آید.
سياست نام آشناي «تفرقه بينداز و حكومت كن» كه به ترفند تاريخي انگليسي ها براي سلطه بر ساير ملل شهرت دارد، بي شك، از كارآمدترين ترفندهايي است كه دستگاه عمليات رواني غرب در راستاي استعمار فرانوين از آن بهره مي گيرد.
كشورهاي غربي و در رأس آنها انگلستان قرنهاست اين سياست را با هدف جلوگيري از شكل گيري اتحاديه هاي ضد استعماري و تسهيل غارت منابع جهان سوم و كشورهاي اسلامي پيگيري مي كنند. ايجاد برخي مذاهب ساختگي توسط وزارت مستعمرات انگلستان، نظير وهابيت در عربستان، بهائيت در ايران و قاديانيت در پاكستان كه امروزه عامل اصلي عدم اتحاد امت اسلامي هستند، نمونه هاي بارزي در اين خصوص است.
حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) در اين خصوص مي فرمايند: «و آنها از پاي نخواهند نشست و هر روز يك راهي درست مي كنند براي اختلاف، براي اينكه وحدت ملت را به هم بزنند و ما بايد چشم و گوش خودمان را باز كنيم و هوشيار باشيم كه اختلافات را دامن نزنيم... دستهاي ناپاكي بين شيعه و سني در اين ممالك اختلاف مي اندازند. اينها نه شيعه هستد و نه سني. اينها دستهاي ايادي استعمار هستند كه مي خواهند ذخاير ممالك اسلامي را از دست آنها بگيرند.» به زعم امام(رحمة الله علیه) طرح موضوعاتي مانند شعيه و سني، عرب و عجم، فارس و كرد، فارس و بلوچ و... و تحريك و تجهيز آنان عليه يكديگر از جمله حربه هاي امپرياليسم رسانه اي غرب است.
رهبر معظم انقلاب نيز در باب ضرورت شناخت تفرقه اين گونه متذكر مي شوند: «اكنون كه دشمنان از تحميل جنگ و فشارهاي اقتصادي و محاصره تبليغاتي براي به زانو در آوردن ملت ايران طرفي نبسته اند، مهمترين تلاشهاي خود را در ايجاد تفرقه در صفوف شما ملت عزيز و مسؤولان محترم متمركز ساخته اند...»
يكي از مهمترين محورهاي تبليغي عراق در اوايل جنگ، تفرقه افكني بين ارتش و سپاه بود. بخش فارسي راديو بغداد در قسمتي از برنامه هاي خود تصريح مي كند: «حيثيت ارتش توسط سپاه زير پا گذاشته مي شود. به بهانه جنگ مرزي افسران ارتش اعدام مي شوند» يا در جاي ديگري عنوان نمود: (امام) خميني در صدد انحلال ارتش است.
مهمترين محورهاي غرب براي تضعيف قدرت ايران با استفاده از حربه تفرقه افكني عبارتند از:
الف- تلاش براي تقويت ناسيوناليسم عربي و جلوگيري از نزديكي اعراب به ايران با دامن زدن به مسايلي همچون جزاير سه گانه ميان امارات و ايران.
ب- القاي خطر فعاليتهاي صلح آميز ايران براي كشورهاي همسايه: به عنوان مثال، نماينده آمريكا در آژانس بين المللي انرژي اتمي، با ادعاي اينكه فعاليتهاي هسته اي تهران براي مقاصد صلح آميز نيست، بلكه براي توسعه تسليحات اتمي است، فعاليت صلح آميز هسته اي ايران را تهديدي براي همسايگان بويژه كشورهاي عربي و جامعه جهاني عنوان كرد و مدعي شد: ايران از فعاليتهاي تروريستي حمايت و روند صلح خاورميانه را نيز تخريب مي كند.
ج- دامن زدن به اختلافهاي شيعه و سني: مطرح كردن موضوع هلال شيعي و مخاطره آميز جلوه دادن آن براي كشورهاي عربي و اهل تسنن و القاي دخالت ايران در امور داخلي كشورهاي اسلامي و عربي در اين راستا پيگيري مي شود.
شيخ محمد صهيب الشافي (كارشناس برجسته مسايل اسلامي در سوريه) اظهار داشت: افزايش اختلافهاي مذهبي ميان مسلمانان در اين برهه زماني، تصادفي نيست، بلكه حاصل سالها توطئه برنامه ريزي شده است.
وي افزود: آمريكا بيش از يك ربع قرن است كه سرگرم طراحي فتنه و شكاف ميان شيعه و سني است. در اين ارتباط، رئيس شوراي يهوديان فرانسه نيز در نشستي با حضور نامزدهاي رياست جمهوري مدعي شد: « برنامه هسته اي ايران براي جهان عرب خطرناك است، زيرا ايران با آنها در رقابتي آشكار بسر مي برد.» تأثيرگذاري اين پيامها به حدي است كه وزير خارجه عربستان در گفتگو با «اشپيگل» گفت: « ملك عبدا... بدون ذكر نامي از ايران گفته است كه تلاشهايي در حال انجام است تا سني ها را به شيعه تبديل كنند.»
نقشه شوم و پيچيده محور واشنگتن - تل آويو و برخي رسانه هاي عربي و غربي حاكي از اين است كه آنها با انتشار شايعات و اخبار دروغ و جهتدار درصدد تيره كردن دايمي روابط شيعه و سني و در نهايت، تضعيف اثرگذاري دين اسلام - در راستاي سناريوي جنگ تمدنهاي هانتينگتون هستند.
د- تلاش براي ايجاد تفرقه ميان قوميتهاي ايران: در يك سال اخير، اسناد و مدارك زيادي در ارتباط با تحريك سازي قوميتهاي ايران از سوي آمريكا و انگليس به دست آمده است. «رالف پيترز» افسر بازنشسته آمريكا خواستار تجزيه ايران به چند كشور براي مهار ايران قدرتمند شده است. رايج كردن به اصطلاح لطيفه هايي در بين مردم و نسبت دادن رفتارها وخصوصيات زشت به اهالي مناطق مختلف از روشهاي متداول غرب براي اختلاف افكني ميان قوميتهاي كشور است كه با رواج پيامك، زمينه ترويج آنها بسيار آسانتر از گذشته شده است.
«حايم روزنبرگ» يادداشت نويس روزنامه صهيونيستي معاريو نيز با اشاره به تأثير قدرت ايران در منطقه نوشت: ايران كشوري چند قوميتي است و اكنون وقت آن فرا رسيده است، با استفاده از قوميتهاي مختلف در ايران ساختار اين كشور را متزلزل كنيم.ايجاد تفرقه و شكاف ميان حاكميت و مردم: به عنوان مثال، جرج بوش در ديدار با پوتين در اقامتگاه خانوادگي خود ادعا كرد اميدوار است بتواند همراه با روسيه پيام روشني به ايران بفرستد كه «ما با مردم ايران هيچ مشكلي نداريم و تنها با رژيمي مشكل داريم كه در مقابل خواستهاي جهاني سركشي مي كند.»
همچنين ميتوان به مثالهاي زير اشاره كرد:
1- نگاهي به جوكها يا عاداتي كه به هريك از مردم شهرها نسبت داده ميشود بيندازيد و ببينيد كه چه تعدادي از آنها در راستاي اين تكنيك نيست!
2- در نزديكي انتخابات، گروه رقيب سعي ميكند با انتشار مصاحبهها يا اخبار كذب باعث تزلزل در گروه رقيب شود. شعارهايي با مضمون عبور از رئيسجمهور يا چنددستگي در گروه رقيب با اين منظور منتشر ميشود.
3- ضربالمثل قديمي «از آب گلآلود ماهي گرفتن» به اين تكنيك اشاره دارد.
4- در ادبيات فارسي براي فهماندن ضررهاي تفرقه، داستان پدرپير و شكستن دستههاي چوب توسط فرزندان ، آورده شده است.
18- پيش فرض سازي
بديهي دانستن اصول يا سياستهاي غلط
(انحراف افكار عمومي از ريشهها و مشغول كردن آنها به سرشاخهها)
رسانه هاي غربي سياستهاي ديكته شده اي را كه صحت و اعتبار آنها مستلزم نقد و بررسي است، بديهي مي پندارند. براي نمونه هرگاه كاخ سفيد افزايش بودجه در هزينه هاي نظامي را پيشنهاد كند، بحث رسانه ها محدود به اين خواهد بود كه چه مقدار افزايش بودجه مورد نياز است؟ تا چه حد بايد بر روزآمد كردن جنگ افزارها سرمايه گذاري شود؟ آيا روند جاري كفاف افزايش هزينه هاي نظامي را مي كند يا بايد تدابير بيشتري اتخاذ كنيم؟ هيچ رسانه اي نظرات متقن و دلايل مستند كساني كه معتقدند هزينه هاي نظامي آمريكا سالهاست كه بيشترين سهم بودجه را بلعيده و اكنون نيازي به تقويت بيشتر آن نيست، منعكس نمي كند. بلكه فرض اين است كه نيروهاي آمريكايي بايد در سراسر دنيا استقرار يابند و سالانه صدها ميليارد دلار صرف اين سيستم نظامي جهاني شود.
مثالها:
1- شما شاهد هستيد كه هرگاه دولت آمريكا قصد تجاوز به خاك يك كشور را ميكند از الفاظي مانند برقراري صلح، مقابله با تروريسم و آزادي بخشيدن به مردم آن كشور استفاده ميكند و با اين پيشفرضها به آن كشور حمله ميكند و مردم آمريكا هم كمتر به دنبال اسناد اين ادعاها ميگردند چون آنها را بديهي ميدانند. نمونه اين ادعاها را در اشغال عراق ديديم كه بهانه آنها از بين بردن سلاحهاي كشتار جمعي عراق بود .