|
چگونه خبر درست از غلط را تشخیص دهیم (تکنیک های عملیات روانی)
|
|
۱۸:۰۹, ۱/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/تیر/۹۱ ۱۴:۴۱ توسط SARV.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اهداف شبکه های خبری غربی مانند bbc و .... چیست ؟ این شبکه ها چگونه خبرهایی را پخش می کنند؟ وجه تمایز این شبکه ها با شبکه های خبری داخلی چیست ؟ آیا واقعا این شبکه ها واقعیت جوامع را نشان می دهند ؟ چرا مردم از دیدن این شبکه ها منع شده اند ؟ آیا نمیتوانیم با قوه عقل خود خبر درست و اشتباه را که در این شبکه ها منتشر میشود از یکدیگر تشخیص دهیم ؟ و چندین سوال دیگر. شاید این سوال ها و جواب آنها را بارها و بارها مشاهده کرده باشید اما در این تاپیک قصد داریم تا به گونه ای کاملا تخصصی به این سوالات پاسخ بدهیم. یکی از شاخه های بسیار مهم جنگ نرم ، جنگ روانی است . جنگ روانی دارای تقریبا 170 تکنیک کاربردی است که از پشتوانه نظري و علمي دقيق در حوزه هاي روان شناسي، جامعه شناسي و علوم ارتباطات برخوردار است. و دشمن از این تکنیک ها در بیشتر برنامه های خود علیه کشورهای مختلف استفاده میکند. قاعدتا با دانستن تکنیک های مورد استفاده در برنامه های خبری جواب بسیاری از سوالات بالا را خواهیم یافت . در مقاله به 73 مورد از این تکنیک ها اشاره میکنیم . به شما همسنگر عزیز پیشنهاد میکنم به هیچ وجه مطالب این تاپیک را از دست ندهید!لطفا تمام پست ها را با صبر و تحلیل بخوانید . 1- شرطي سازي ايجاد مجاورت بين دو پديده غير همانند، بطوريكه بعد از ايجاد مجاورت، به محض مواجهه با يكي از آن پديدهها ديگري در ذهن يادآوري شود. مثال ساده اين موضوع مجاورت روپوش سفيد پرستار و احساس درد آمپول در كودكان است.ايوان پتروويچ پاولوف (1936- 1849) دانشمند شوروي را بي شك مي توان از كساني دانست كه تحقيقات مربوط به يادگيري را در مسير دقيق علمي هدايت كرده است. اگرچه پاوولف بيشتر فيزيولوژيست بود تا روانشناس و اگرچه سعي فراوان داشت تا روانشناسي را در قلمروي فيزيولوژي محدود سازد، نظريه مربوط به بازتابهاي شرطي وي از مستحكم ترين سنگ بناهاي نظريه هاي يادگيري است. اساس نظريه بازتابهاي شرطي پاوولف نيز از آزمايش ساده و معروف وي استخراج شده است: اگر لحظه اي پيش از گذاشتن گوشت در دهان يك سگ، زنگ را به صدا درآوريم و اين عمل را چندين بار تكرار كنيم، موقعي مي رسد كه زنگ به تنهايي موجب ترشح بزاق دهان سگ مي گردد. نظريه هاي پاولف، اساس يكي از رايج ترين روشهاي تبليغاتي است كه آن را روش «شرطي سازي» مي ناميم. بر اساس اين روش، پيام به يك عامل نامربوط مشروط مي شود و به وسيله شرط نامربوط در جامعه تنفيذ مي گردد. تبليغات شرطي معمولاً با بهره گيري از شيوه القاي غيرمستقيم پيام صورت مي گيرد. به باور سورين، حجم گسترده اي از گزارشها، اخبار، تحليلها و پيامهاي رسانه به تغيير نگرش مخاطبان توجه دارد. از نظر آنان رسانه ها براي تغيير نظرات و نگرشهاي مخاطبان بيشتر از روشهاي برگرفته از نظريه شرطي شدن كلاسيك و درگير شدن اندك استفاده مي كنند. نظريه درگيري اندك تصريح مي كند كه بسياري از پيامهاي راديو و تلويزيون در نيمكره راست مغز پردازش مي شوند. اينگونه پيامها «در حافظه ذخيره مي شوند، اما نمي توان آنها را به ياد آورد.» به تعبير روشن تر، نظريه درگيري اندك، تصريح مي كند كه مخاطبان بي آنكه خود بدانند، تحت تأثير پيامهاي راديو و تلويزيوني قرار مي گيرند و آن تأثير را در رفتار خود نمايان مي سازند. تكرار نيز از الزامات اساسي اين شيوه تبليغي به شمار مي رود. در اين رابطه، «سرژ جاكوتين» در اثر معروفش تحت عنوان «تبليغات سياسي وسيله اي براي تجاوز به خلق» مي نويسد: «با استفاده از وسايل ارتباطي مي توان از طريق تكرار نمادها يا شعارها، توده هاي وسيع انسانها را شرطي ساخت؛ عاداتي تازه در آنان پديد آورد و آنها را در جهت مطلوب به حركت درآورد». از اين تكنيك تبليغي، براي استحاله فرهنگي ملتها نيز استفاده مي شود. مثلاً ممكن است كراوات و روشنفكري را كه هيچ ارتباطي با يكديگر ندارند با يكديگر تداعي كنند و بعد از آن بيننده همواره آدم كروات زده را فردي تحصيلكرده و روشنفكر بداند يا مثلاً ممكن است مرد شدن و سيگار كشيدن نوجوانان را با يكديگر همراه سازند و به گونه اي كه نوجوان بپندارد كه مرد شدن زماني ميسر است كه با كشيدن سيگار همراه باشد. به عنوان مثالي ديگر، استفاده از پوشش اسلامي در كشورهاي آسيايي و آفريقايي وسيله اي مشروع و قانوني براي دفاع از استقلال و سلامت خانواده هاست. اما همين وسيله مشروع به عنوان يك شرط نامربوط وسيله تحقير اجتماعي افراد مؤمن و اصولگرا قلمداد مي شود و با تكرار سوژه هاي منفي در چهره پوشش اسلامي، جامعه را شرطي مي كنند؛ به گونه اي كه هر گاه زني با حجاب ديده شود از پيش درباره بيسواد بودنش داوري شده است و از سوي ديگر، زن بي بند و بار به عنوان زن روشنفكر و باسواد تحت پوشش حمايتي تبليغات شرطي قرار گرفته است. مثالها: * استفاده از تبليغات شرطي گاهي اوقات جنبه طنزگونه اي نيز پيدا مي كند. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، يك تاجر ساعت، هرچه مي كوشيد نمي توانست ساعتهاي خود را در بازار به فروش برساند. وي در ابتكاري، اين آگهي را در روزنامه ها چاپ كرد كه شرط استفاده از ساعت فلان مارك اين است كه متشخص بودن خريدار به وسيله شهادت كتبي دو شاهد عادل تضمين شود. عده اي براي اثبات متشخص بودن خود، به ساعت فروشيها مراجعه كردند تا ساعت مذكور را بخرند و به دست ببندند. اين شيوه تبليغاتي تاجر ساعت، در زمان كوتاهي سود سرشاري را نصيب وي كرد. * رسانههاي آمريكا بعد از واقعه 11 سپتامبر، هرگاه صحنه برخورد هواپيماها با برج هاي دوقلو را نشان ميدادند صداي اذان را با صدايي آهسته پخش مي كردند. نتيجه اين شد كه مردم آمريكا هرگاه صداي اذان را ميشنيدند به ياد تروريستها ميافتادند. * گروههاي تروريستي در عراق هنگام گردن زدن چند تبعه خارجي پارچهاي كه « لا اله الا الله ، محمدا رسول الله » داشت روي ديوار نصب كردهبودند و شعار اللهاكبر ميدادند. اين صحنه مدتهاي زيادي از رسانههاي غربي پخش ميشد و اين شعار تروريستها را در ذهن تداعي ميكرد. 2- استهزا و تمسخركردن تخريب چهره فرد يا گروه مخالف به كمك جوك، مسخره كردن و شوخي متخصصان و دست اندركاران عمليات رواني با استفاده از اين تكنيك، داستانهاي طنز و شوخيهاي استهزا آميز از جمله كاريكاتورهاي مضحك را خلق مي كنند و آنها را به اشكال گوناگون در ميان نيروهاي آماج پخش مي كنند.با توجه به سرعت بسيار سريع انتشار اين گونه طنزها، داستانها و اشعار متخصصان جنگهاي رواني، آنها را براي اقشار مردم، بسيار قابل فهم و در عين حال هدف دار طراحي مي كنند. به گونه اي كه افراد مختلف با سنين و مشاغل و تفكرات مختلف قادر به فراگيري دست ساخته هاي آنان باشند و علاوه بر آن بتوانند شنيده هاي خود را به سادگي براي ديگران بازگو كنند. در نتيجه استهزا و تمسخر، ممكن است مخاطبين تعادل رواني خود را از دست دهند و به اقداماتي غيرعقلاني متوسل شوند. يكي از عمليات هاي رواني مشركان در مقابل پيامبر و قرآن، عمليات استهزا و تمسخر بود. استهزا و تمسخر با هدف كوچك نشان دادن پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ناچيز نماياندن دعوت و پيام او و در نتيجه پايين آوردن جايگاه اجتماعي او صورت مي گرفت. استهزا كنندگان پيامبر نيز همه از بزرگان قريش و به بياني زراندوزان مكه بودند. از آيات قرآن در مي يابيم حوزه عمليات رواني استهزا، بسيار گسترده بود به گونه اي كه موجب آزردگي و دلتنگي پيامبر مي شد. اين شيوه- كه به ويژه با خوي عوام سازگاري دارد، نوعي تفريح و سرگرمي عوام الناس و اشراف بود و بدون صرف هزينه بيشترين كارايي و تأثير را به دنبال داشت. به بيان ديگر، اين روش هم لذت و سرگرمي است و هم جنگ و مبارزه. از همين رو سران كفر در مديريت عمليات رواني خويش بر اين شيوه تأكيد به سزايي داشتند. دو ويژگي اين تكنيك را بسيار پر كاربرد كرده است: 1- فرد بدون آنكه متوجه مضر بودن آن در تخريب چهره يك فرد، گروه يا قوميت باشد با خنده و لذت آن را براي ديگران بيان ميكند يا توسط پيامك ارسال مينمايد. 2- مطابق با يافته هاي روانشناسي ، شوخي با پرت كردن ذهن انسان از موضوع اصلي ، آن را در ناخودآگاه ذهن ما مستقر مي كند و به مرور آثار آن در رفتارهاي ما ظاهر ميشود. بنابراين ما فقط چهره ظاهري آن را كه خنده و تفريح است ميبينيم و از چهره تخريبي آن در دراز مدت غافل ميشويم. مثالها: 1- بعضي جوكهايي كه در مورد ماهواره اميد ساخته شد. 2- جوكهاي بسيار زيادي كه براي تخريب يك قوميت يا شهر در بين مردم براحتي پخش ميشود و ذهنيتي منفي را در دراز مدت ايجادميكند. 3- جوكهاي بسيار زيادي كه براي تخريب چهره روحانيت بين مردم پخش ميشود. 3- روش القاي افسردگي و نااميدي [b]سياهنمايي آينده با درشتنمايي نقاط ضعف موجود براي القاي افسردگي و نااميدي سعي مي شود تصوير نامطلوب و نامتوازني نسبت به انتظارات موجود از موفقيت و شرايط ارايه شود و آرزوها و ايده آل هاي فرد با جامعه دور از دسترس قلمداد شود. برخي اهداف اين روش عبارتند از: ايجاد تزلزل در روحيه مسؤولان، سلب اعتماد به نفس، احساس عدم كفايتي و سلب روحيه مقاومت در مردم.در عملیات روانی، بزرگ نمایی نقاط ضعف و کوچکنمایی نقاط مثبت در کنار بزرگنمایی آرزوها و خواستها و کوچکنمایی امکانات و دستآوردها یکی از روشهای القای غم و یأس است. القای غم و اندوه یکی از شیوههای مهم عملیات روانی است که گرفته شده از درک ماهیت روانشناسی و جامعهشناسی بوده و تلقین آن به آسانی صورت میگیرد. در ضمن در یک گروه هماهنگ و متجانس، معمولاً القای غم آسانتر و سادهتر منتشر میشود؛ زیرا احساسات و عواطف افراد شبیه یکدیگر است. القای غم و اندوه، همچنین در شرایطی که متضمن تغییر و کاهش عاطفی، کاهش تنوع، کاهش زیبایی، کاهش امنیت و امیدواری و افزایش خشونت و افزایش سوءظن باشد نیز صورت میگیرد. مثالها: 1- عدهاي طرح هدفمند كردن يارانهها را كه تحقق عدالت اجتماعي است، نوعي صدقه دادن به مردم عنوان كردند و گفتند: « با اجراي اين سياست، در آينده تمام مردم ايران عضو كميته امداد خواهند شد.» 2- القاي نااميدي در دانش آموزان براي منصرف كردن آنها از درس خواندن با بزرگنمايي ميزان بيكاري فارغالتحصيلان 3- رواج هدفمند ترانهها و آهنگهايي كه فضاي فعلي را سياه نشان ميدهد. نكته مهم: امروزه كليد شبكه مسائل نسل جوان «اميد به آينده» است و اگر جواني به اين اميدواري برسد بسياري از بهانه گيريهايش خودبخود حل خواهد شد. بنابراين هرنوشتهاي كه به عنواني نااميدي را در جامعه تزريق كند به نوعي كمك به دشمنان اين كشور خواهد بود |
|||
|
|
۱۱:۱۷, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
4- برجسته سازي
[b]مشغول كردن ذهن مخاطبين به واقعهاي خاص (يا بخشي از آن) با درشنمايي آن در رسانهها سورين و تانكارد (دو صاحبنظر علوم ارتباطات)، توسل به شوخي، استفاده از جاذبه هاي جنسي و هيجاني، تكرار و برجسته سازي را از مهمترين روشهاي مورد استفاده رسانه ها در عمليات رواني و اقناع مي دانند.آنان با مرور ادبيات تبليغات اقناعي رسانه ها و به ويژه راديو، نشان داده اند كه برجسته سازي، شايع ترين روش مورد استفاده رسانه ها است.آنان در خصوص استفاده رسانه ها از اين روش (به نقل از كورت لنگ و گلاريز، از پيشگامان فرضيه برجسته سازي رسانه اي) مي نويسند: رسانه هاي جمعي توجه را به موضوعات خاص سوق مي دهند. آنها از چهره هاي سياسي تصاوير عمومي مي سازند. آنها همواره موضوعاتي را مطرح مي كنند كه افكار عمومي ناگزير بايد درباره آنها فكر كند. تكنيك برجسته سازي بقدري مهم است كه براون مدعي شده است كه «عمليات رواني يعني گزينش برخي اخبار، اطلاعات و تصاوير و برجسته سازي و تكرار آنها». راجرز و ديرينگ برجسته سازي را فرآيندي مي دانند كه با آن رسانه هاي همگاني اهميت نسبي موضوع و تأثير گوناگون را به مخاطب منتقل ميكنند. دنيس مك كوئيل خاطرنشان مي كند: فرآيند برجسته سازي به سه اولويت متفاوت مربوط مي شود. اولويت اول در گروه سياسي يا ساير گروههاي ذينفع جاي مي گيرد. اولويت دوم رسانه ها است كه ارزشهاي خبري و سليقه هاي ملموس مخاطبان در آن تأثير مي گذارد و به آن شكل مي دهد. اولويت سوم از آن همگان است كه تصور مي شود تحت تأثير رسانه ها هستند. بن اچ بگديكيان درباره تأثير برجسته سازي وسايل ارتباط جمعي مي گويد: در ميان صاحبنظران علوم سياسي، اين نكته بديهي است كه رسانه ها نمي توانند به مردم بگويند چگونه بينديشند، آنها مي گويند كه به چه بينديشيد، آنچه رسانه ها گزارش مي دهند در دستور كار مردم قرار مي گيرد و آنچه مسكوت مي ماند ممكن است براي هميشه فراموش نشود، اما امكان دارد زماني كه سخت به آن نياز است در دسترس مردم قرار نگيرد. به اين ترتيب در برجسته سازي به شهروندان القا مي شود كه اولويتهاي فكري آنها چه چيزهايي است و اين تعيين اولويت، تا حدودي تعيين اولويت افكار عمومي در جامعه نيز خواهد بود. مثالي از برجستهسازي در مطبوعات آمريكا: گلاديس انگل لنگ و كورت لنگ كه رابطه ميان مطبوعات و افكار عمومي را در بحران «واترگيت» مطالعه كردند، اعتقاد دارند، بايد مفهوم اولويت گذاري را در راستاي فرآيند برجسته سازي مورد توجه قرار داد. اين دو محقق مراحلي را براي فرآيند برجسته سازي مطرح مي نمايند: الف- مطبوعات برخي رويدادها يا فعاليتها را پر اهميت مي كنند و آنها را برجسته مي كنند. ب- موضوعات متفاوت براي جلب توجه به نوع و ميزان پوشش خبري متفاوتي نياز دارند واترگيت موضوعي دور از ذهن و ناآشنا بود بنابراين پوشش گسترده اي براي جلب توجه عموم به آن صورت گرفت. ج- رويدادها و فعاليتها بايد قالب دار باشند و يا به عبارتي بتوان حوزه اي از معاني را به آنها نسبت داد به طوري كه قابل فهم شوند، واترگيت در ابتدا به قالب موضوعي حزبي در مبارزه انتخاباتي در آمد. د- زبان مورد استفاده در رسانه ها مي تواند بر درك اهميت موضوع اثر بگذارد. در ابتدا از موضوع واترگيت، تحت عنوان كاري غيراخلاقي نام برده مي شد كه ترفندي در جهت بي اهميت جلوه دادن موضوع بود بعدها از موضوع تحت عنوان «افتضاح» نام برده شد كه اهميت بيشتري به موضوع مي داد. ه- رسانه ها، فعاليتها يا رويدادهايي كه مورد توجه قرار گرفته اند را به نهادهاي ثانويه وصل مي كنند كه موقعيت آنها در منظر سياسي به خوبي قابل تشخيص است. در قضيه واترگيت هنگامي كه موضوع به نهادهاي ثانويه مانند نياز به روشن شدن حقايق و يا اعتماد به حكومت پيوند خورد، به جهت گيري مردم كمك شد. و- هنگامي كه اشخاص معروف و معتبر درباره موضوعي صحبت مي كنند، فرآيند برجسته سازي شتاب پيدا مي كند براي مثال هنگامي كه قاضي «جا سيريكا» گفت كه واقعيت واترگيت به مردم گفته نشده است، اثر قاطعي بر مردم و ديگر اشخاص مهم از جمله بعضي از جمهوريخواهان گذاشت. اغراق و مبالغه نوع ديگري از برجستهسازي است در این روش تضاد های درونی جوامع را شدت می بخشند و مسائل کوچک را بزرگ جلوه ميدهند درنتيجه مردم را به نظام حاکم یا به دیگر افراد و گروها بدبین می نمایند. رد پاي تكنيك برجسته نمايي را مي توان به راحتي در بيشتر طرحهاي عمليات رواني آمريكا عليه ايران يافت. امروزه، كمتر خبر، پيام، گزارش يا تحليلي در راديوهاي ضد ايراني پخش مي شود كه در آن، يك يا چند نارسايي اقتصادي، اجتماعي، اداري و امنيتي در ايران برجسته نشده باشد. براي مثال آنان حادثه اي مانند وقوع يك تصادف خونين در جاده هاي ايران را به بهانه اي براي پخش ساعتها برنامه در خصوص ناكارآمدي و بي توجهي دولت اسلامي در حفظ جان شهروندانش تبديل مي كنند.يا غرق شدن چند نفر در درياي خزر را برجسته مي سازند و آن را به وسيله اي براي تبليغ عليه نهادهاي انقلابي كه مانع شنا كردن مردم در سواحل امن مي شوند، تبديل مي كنند. بزرگنمايي آمار بيكاران (گاهي تا 30 درصد)، بيش از حد نشان دادن آمار طلاق، برجسته سازي آمار خودكشي و انتساب آن به نارضايتي عمومي، كودك آزاري و مرتبط كردن آن به نبود آزاديهاي جنسي، اغراق در آمار زندانيان (حتي تا چند برابر)، بزرگنمايي فرار دختران از خانه و برجسته سازي اعتراضات صنفي از روشهاي ديگري است كه دستگاه عمليات رواني آمريكا از آن استفاده مي كند. مثالها: 1- دولتهاي غربي آنقدر روي ربوده شدن يك تبعه كشورشان خبرسازي ميكنند تا اذهان آنها از كشتار مردم بيدفاع در كشورهاي تحت اشغال آنها مانند افغانستان و عراق منحرف شود. 2- مطبوعات غربي آنقدر روي يك بيماري خبرسازي ميكنند تا افكار عمومي كشورشان مدتي از انتقاد به دولت پيرامون فقر و فشارهاي اقتصادي منحرف شود.(مانند پوشش گسترده خبري پيرامون آنفولانزاي خوكي) 3- تيتر يك روزنامهها مثال واضحي از تكنيك برجستهسازي است. هر روزنامه با توجه به علايقش، موضوعي را آب و تاب ميدهد و از موضوعاتي صرفنظر ميكند. 5- توسل به ترس ترساندن مخاطب تاحدي كه قدرت تصميمگيري آگاهانه را از دست بدهد و سرانجام با راه حلهاي پيشنهادي موافقت كند. از قديم گفته اند كه ترس برادر مرگ است. با عنايت به اين ضرب المثل مشهور مي توان گفت كه ترس، جنگ افزار است؛ همان گونه كه تفنگ يا يك تانك جنگ افزار به شمار مي رود.اگر شما دشمن خود را به قدر كافي بترسانيد، ممكن است بدون درگيري، او را شكست بدهيد. چنين منطقي در پس جنگ رواني نهفته است؛ يعني جنگ افزاري كه ذهن را نشانه گيري مي كند؛ چه اينكه گفته مي شود ترس به لحاظ روانشناختي نوعي حالت هيجاني روحي رواني است كه بر اساس آن تعادل روحي انسان به هم خورده و در نتيجه توان ارادي او كاهش يافته و گاه به صفر مي رسد. در نتيجه به جاي تصميم آگاهانه و ارادي، به تسليم اجباري روي مي آورد. (هنگامي كه بر اثر ترس معادلات ذهني يك انسان بهم بخورد ، قدرت تفكر ارادي را از دست ميدهد بنابراين به تسليم، فرار يا انتحار دست ميزند.) به باور «راجزر» توسل به ترس (بويژه ترس شديد) تحت شرايطي خاص، قدرت اقناع كنندگي پيام را افزايش مي دهد؛ اينكه مخاطب متقاعد شود كه خطرهاي اشاره شده جدي اند و باور كند كه اين خطرها محتملند و پس از آن، مخاطب باور كند كه توصيه هاي ارايه شده در مورد عامل ترس، مفيد و مؤثرند و در نهايت مخاطب متقاعد شود كه مي تواند به توصيه ها و كنش هاي درخواستي عمل كند. از تكنيك توسل به ترس، گاهي براي بسيج جبهه داخلي در مقابل يك تهديد خارجي نيز استفاده مي شود. «جوزف گوبلز» همواره از عبارت «تئودور كافمن» بهره مي گرفت كه گفته بود: «آلمان بايد نابود شود»؛ گوبلز ادعا مي كرد كه متفقين در پي نابودي مردم آلمان هستند. ترس از وقوع يك حادثه ديگر از نوع آنچه در 11سپتامبر به وقوع پيوست، تقريباً در تمام پيام هاي ارايه شده از سوي كاخ سفيد به چشم مي خورد. با وجود كاهش مداوم محبوبيت دولت بوش، تاكنون مقاومت چشمگير و همه جانبه اي در قبال قانون شكني و قدرت طلبي دولت، از سوي مردم آمريكا مشاهده نشده است. دليل اين امر وجود اسلحه اي منحصر به فرد در زرادخانه هاي آمريكاست، تنها اسلحه اي كه مي توان از آن بارها استفاده كرد، يعني ترس. متخصصان نظامي و اطلاعاتي ايالات متحده، در جنگهاي تمام عيار و عمليات پنهاني آرام خود در گوشه و كنار جهان، تجربه بسياري در هنر ترساندن به وسيله تبليغات كسب كرده اند. نقطه اوج بهره گيري از اين تكنيك در جنگ دوم خليج فارس رخ داد. براي نمونه، آمريكاييان در چند هفته قبل از آغاز جنگ ادعا كردند كه «در حمله عراق از جنگ افزارهاي فوق مدرني استفاده خواهد شد كه در جنگ هاي گذشته هرگز از آنها استفاده نشده است.» فريدمن معتقد است كه تبليغ دقت و سرعت فناوري نظامي مورد استفاده در جنگ عليه عراق و به واقعيت پيوستن آن به هنگام وقوع جنگ، آنچنان نظاميان عراق را به وحشت انداخته بود كه آنان خود را ناگزير از رها كردن مقاومت و تسليم شدن به نيروهاي ائتلاف مي ديدند. همچنين او تأكيد مي كند كه تبليغات آمريكا، سربازان و افسران عراقي را دچار توهم ساخته بود؛ به گونه اي كه آنها احساس مي كردند كه هر لحظه ممكن است بمبهاي آمريكايي بر سر آنان فرو ريزد و يا آمريكاييان از راه برسند و آنان را به اسارت خويش درآورند. چه، در يكي از اعلاميه هاي ارتش آمريكا خطاب به سربازان عراقي كه در تيراژ چند ميليوني تهيه و بر روي يگانهاي ارتش عراق فرو ريخته شد، نوشته شده بود «هيچ چيزي در عراق از ديد ما پنهان نيست ما به كمك ماهواره هاي خود همه جا را مي بينيم، تانكها، توپخانه ها، سنگرها و قرارگاه هاي عراقي از ديد ما پنهان نيست، يا از آنها دوري كنيد و يا در آتش بسوزيد.» نيروهاي آمريكايي در پيام هاي راديويي خود براي سربازان عراقي، اعلام كردند «سربازان عراقي! حملات ما به عراق كوبنده و دقيق خواهد بود، از يگانهاي خود بگريزيد، جان خود را به خاطر صدام و خانواده اش تلف نكنيد و درنگ نكنيد، همين الان جان خود را نجات دهيد.» تأثيرگذاري عمليات رواني آمريكا با بهره گيري از اين تكنيك به اندازه اي بود كه در حالي كه در بعضي از شهرهاي عراق گلوله اي از تفنگ آمريكاييها خارج نشد، اما شهرهاي ديگر عراق تصور مي كردند اين شهرها زير آتش سنگين آمريكاست و راهي جز تسليم براي آنها باقي نمانده است. با اين همه، اما مي توان اين عامل را با ايمان و اعتقاد راسخ به خالق هستي، رهبري مناسب، روحيه خوب يگاني و آمادگي و كيفيت بالاي تجهيزات، تحت كنترل درآورد؛ چه اينكه نيروهاي اندك حزب ا... نه تنها مقهور وحشت آفريني اسراييلي ها نشدند، بلكه با تكيه بر نيروي ايمان و به كارگيري اصول نبرد نامتقارن، توانستند هيمنه ارتش چهارم جهان را فرو ريزند. نكته شايان ذكر اين است كه قرآن زماني نازل شد كه پيامبر داراي كمترين قدرت بود. اما هرجا قرآن از دشمن صحبت كرده از ضعف وي صحبت كرده و نه از قدرت او اما گاه در رسانه هاي داخلي برعكس عمل مي شود، هر گاه از دشمن صحبت مي شود از قدرت اوست به گونه اي كه درصدد مقهور نمودن مردم هستند. مثالها: 1- شايد اين جمله را در كتب ادعيه اماكن متبركه ديده باشيد: « فردي در خواب پيامبر را ديد .......... اگر از روي اين نوشته 10 مرتبه ننويسي دچار عواقب بدي ميشوي مثلا ......... » اين متن مثال سادهاي از هراس انداختن در دل افراد عامي براي تخريب باورهاي ديني و تخريب ساير كتب ادعيه آن مكان متبركه است. اين جملات توسط متخصصين جنگ رواني دشمن طراحي شده است. افراد عامي با اين استدلال كه احتياط شرط عقل است در دام اين توطئه ميافتند و به رواج خرافات دامن ميزنند. 2- شما بارها شنيده ايد كه آمريكا يا رژيم اشغالگر اسرائيل قصد حمله به ايران را دارند و اگر ايران فعاليتهاي صلحآميز هستهاي اش را تعطيل نكند با جنگي سهمگين مواجه خواهد شد و حتي نقاطي را هم كه روز اول حمله، مورد تهاجم قرار ميگيرد با ريزترين جزئيات بيان ميكنند اما ميبينيد در تاريخ مقرر هيچ اتفاقي نميافتد. تمام اين تبليغات با همين تكنيك توسل به ترس طراحي ميشود تا شايد دولتمردان كشورمان را وادار به تسليم نمايد |
|||
|
|
۱۱:۴۸, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسیار عالی و مفید بود
منتظر بقیشم... |
|||
|
|
۱۳:۴۷, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
6- مظلوم نمايي
[b]ظالم، خشن و بيرحم نشان دادن حريف براي تحريك عواطف و احساسات عموم به نفع خود از مؤثرترين فنون در تحريك دشمن، استفاده از داستانهايي با مضمون قساوت و بي رحمي حريف است. كارشناسان عمليات رواني با ترسيم چهره درد قربانيان، خشم و غضب مردم خودي و احساس همدردي با قربانيان را بر مي انگيزند.در جريان جنگ دوم جهاني، متحدين با انتشار گسترده اين داستان كه سربازان آلماني در بلژيك، دستان كودكان را قطع مي كردند، در برانگيختن خصومت عليه آلمانها بسيار موفق بودند. صهيونيستها استاد بكارگيري اين فن مي باشند. ديوار ندبه كه تجسم عيني و نماد مقدس ديني يهوديان است، بيانگر نياز شخصيت يهود به ايجاد ندبه هاي فرعي براي حفظ ويژگي قوميت خويش است. هولوكاست بهترين مثال براي استفاده از اين تكنيك است. از اينجاست كه مي توان فهميد، چرا يهوديان ياد و خاطره هولوكاست را گرامي مي دارند و آن را بزرگ مي كنند و در بزرگداشت آن چنان مبالغه مي كنند كه به عادت و رسم تبديل شده است؛ به گونه اي كه محال است محققي در تاريخ يهود دست به تحقيق بزند و با اين حادثه برخورد نكند. حتي از اين حادثه فيلم و داستان تهيه شده و مقالات و روايات فراواني در مورد آن نوشته شده است. همچنين تحقيقات روانشناختي، اجتماعي و سياسي پيرامون آن صورت گرفته تا آنجا كه مي توان گفت، يهوديان توانسته اند اين حادثه را آنچنان كه خود مي خواستند پردازش كنند. اما شخصيت يهود به نمادهاي مذهبي (ديوار ندبه) يا تاريخي (اسطوره ماسادا و هولوكاست) بسنده نمي كند، بلكه به دنبال مظلوم نمايي ها و ندبه هاي بيشتري است، به گونه اي كه تعدد و فراواني گريه و زاريها نزد صهيونيستها امري مرسوم است. شايد به دليل بهره گيري هنرمندانه صهيونيستها از همين تكنيك است كه افكار عمومي جهان نسبت به رفتارهاي وحشيانه اسرائيلي ها عليه فلسطيني ها واكنش درخوري نشان نمي دهند. مثالها: 1- نشان دادن صحنههايي از خشونت نيروهاي انتظامي اثر زيادي در تحريك عواطف دارد بنابراين شبكههاي مخالف يك دولت درماهواره ها - در صورت دستيابي به اين صحنهها - مدتها آن را براي تبليغ بر ضد آن دولت استفاده مينمايند. 7- تكنيك تكرار ايجاد باور و تثبيت آن با بيان آن به دفعات زياد همچنانکه از نام تکرار بر می آید، برای زنده نگه داشتن موضوع با تکرار زمان بندی شده، سعی میکنند این موضوع تا زمانی که نیاز هست، زنده بماند. در این روش، با تکرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی خاص در ذهن مخاطب ميكنند . «تکرار از لحاظ روان شناسی در تشکیل عادت بسیار مفید است؛ به ویژه اگر با دقت توام باشد. بدون تکرار، تثبیت وتقویت دقیقتر عادت میسر نخواهد شد. روش تکرار، از قواعد خاصی پیروی میکند زیرا فاصله های تکرار فعل نباید چندان دراز باشد که سبب محو شدن آثار قبلی شود و نه چندان کوتاه باشد که ملال انگیز و خسته کننده شود» . به عبارت دیگر، تکرار مثل ضربه های پیاپی چکش است که سرانجام میخ را به داخل میراند. بنابراین فرستنده پیام امیدوار است که این شکل از ضربه زدن مداوم، باعث القاي نکات پیام شود.«لئونارد دوب» (Leonard Doob) به بهترین وجه، تمرکز بر روی تکنیک تکرار را توصیف کرده است: «بسیاری از مردم درباره تبلیغ میاندیشند، ویا در محراب، عبادت را تکرار میکنند. آنها مشاهده کرده اند که ظاهرا تکرار میتواند معجزه های روانشناسانهای انجام دهد. البته تکرار در حقیقت مهم است، اما نباید در این اهمیت مبالغه کرد و یا درباره آن به خطا رفت.» مثالها : 1- تبليغات رسانههاي غربي مبني بر اينكه ايران به دنبال تسلط بر كشورهاي منطقه مي باشد 2- تبليغات وسيع قوم يهود در مورد هلوكاست كه آن را تبديل به يك باور عميق در مردم دنيا كرده است 3- هنگام تبليغ كالاهاي مصرفي در تلويزيون از اين تكنيك استفاده ميشود. با توجه به تحقيقات روانشناسي، براي اثربخش بودن يك پيام تكرار آن در حداقل سه نوبت لازم است. 4- شايد اين جمله را شنيده باشيد: «آنقدر بگو دروغگو كه اگر گفت ماست سفيد است كسي باور نكند.» استفاده از تكرار كلمه دروغگو در مبارزات انتخاباتي و انقلابهاي مخملي ، كاري عادي محسوب ميشود و در صورتي اثر دارد كه بتوانند نقطه ضعفي از حريف پيدا كنند و آن را برجسته نمايند. گاهي هم با حذف كلماتي از گفته هاي كانديداي رقيب، او را متهم به دروغگويي ميكنند. 5- در ادبيات فارسي داستان استاد سختگير و شاگردان وي بسيار معروف است. خلاصه داستان چنين است كه چون شاگردان از سختگيري استاد خسته شده بودند سعي به حذف وي به شيوه غير فيزيكي گرفتند بنابراين يكروز در مسير راه ، هريك از شاگردان كه به استاد ميرسيد از رنگ پريدگي استاد ميپرسيد. هنوز كلاس به آخر نرسيده بود كه استاد بر اثر تلقين زياد بستري شد. 6- كشورهاي عربي با تكرار ادعاهاي خود در مورد نام خليج فارس يا جزاير سهگانه ايراني درصدد تثبيت اين دروغها در افكار عمومي دنيا هستند. 8- برچسب زدن(لقبسازي) دادن بار مثبت يا منفي به واژهها + نسبت دادن آن به گروههاي دوست و دشمن براساس این تکنیک، رسانهها واژههای مختلف را به صفات مثبت و یا منفی تبدیل میکنند و آنها را به افراد و یا نهادهای مختلف نسبت میدهند. [b]گاهی هدف از این عملکرد آن است که ایده، فکر و یا گروهی محکوم شوند بیآنکه استدلالی در محکومیت آنها آورده شود.اصحاب رسانهها میکوشند تا با القاب مثبت و یا منفی، برداشت اولیه ما را نسبت به موضوعات موردنظر، تحت تأثیر قرار دهند. به کارگیری بعضی عناوین مثبت مانند دمکرات، آزادیخواه، نجاتبخش و یا بعضی عناوین منفی مانند تروریست، متحجر، ستیزهجو و … ممکن است ما را به نتیجهای متفاوت سوق دهد و نوع برداشت ما را نسبت به فرد و یا مفهوم خاصی، متأثر سازد. برخی، برچسبزنی، را اسمگذاری بر یک فکر یا عقیده خاص و یا گروهی مشخص برای تحریک به رد فکر، عقیده و یا آن گروه مورد نظر، بدون بررسی شواهد تعریف کردهاند. عنوان تروریست از جمله عناوین و یا القابی است که از دهه 80 تاکنون در رسانهها رواج فراوانی یافته است؛ در حالی که هیچ گونه اجماع جهانی و تعریف مشخصی از این کلمه وجود ندارد. رسانههای مختلف براساس مصالح دولتهای متبوع خود، آن را به گروهها و جوامع خاصی نسبت میدهند. اهمیت کاربرد برچسب تروریست به حدی است که به ابزاری برای توجیه سلطه نوین قدرتهای بزرگ و به ویژه امریکا تبدیل شده است. کلمات ارزشی قدرت اقناعکنندگی بالایی دارند و میتوانند به تعریف ما از واقعیت و قضایای اجماعی جهت بدهند. نظام تبلیغاتی هیتلر با هدایت گوبلز به اهمیت این امر به خوبی واقف بود به گونهای که هیتلر، برای بسیج مردم در مواجهه با مشکلات اقتصادی آلمان، از واژههایی مانند تهدید سرخها استفاده میکرد. دو مثال از اسم گذاری یا برچسب زدن، تروریست و تروریسم است. تروریست از نظر یک نفر، ممکن است برای نفر دیگر مبارز آزادی باشد. معنی شناسان میگویند آنچه که ما شخصی را میخوانیم، بستگی به مقاصد، فرافکنیها و ارزیابیهای ما دارد. آنها توضیح می دهند که تروریست و تروریسم، کلیشه هایی برای رسیدن به معنی هستند و اجماع جهان شمولی راجع به اینکه چه کسی تروریست است، وجود ندارد، زیرا اهداف سیاسی و راهبردی، دولتهای مختلف را به طرز متفاوتی تحت تاثیر قرار میدهد. تعریف فارغ از ارزش وجود ندارد. مثالها: 1- كاربرد الفاظي مانند مانند متمدن، شجاع، متعهد، صلح دوست و آزاديطلب توسط رسانههاي غربي براي طرفدارانشان بطوريكه با تكرار اين كلمات افكار عمومي را براي دادن جايزه صلح نوبل به رئيسجمهور خونآشام رژيم صهيونيستي آماده كردند. 2- در آمريكا نام طرحي رفاه عمومي بود در حالي كه يكي از بندهاي آن حذف برنامههاي كمك به خانواده بود. در مبارزات انتخاباتي ، از چند ماه قبل گروهها شروع به تعريف واژه هايي مانند تماميتخواه، انحصارطلب، جامعه چند صدايي، پلوراليزم ، لباسشخصي و... ميكنند و بار منفي يا مثبت به اين واژه ها مي دهند سپس با شروع مبارزات انتخاباتي بدون آنكه دليلي بياورند واژههاي مثبت را به خود و واژههاي منفي را به حريف نسبت ميدهند. 3- كشورهاي غربي هرچند وقت يكبار ، اسم كشورهايي را كه با آنها مخالفت ميكنند در فهرست كشورهاي حامي تروريسم قرار مي دهند يا گروههايي را كه براي آزادي كشورشان مبارزه ميكنند در ليست گروههاي تروريستي قرار ميدهند. 4- بهره گيري از بار منفي واژه ها، كلمات و مفاهيم حساسيت برانگيز در افكار عمومي مثلا نسبت دادن بنياد گرايي به ايران |
|||
|
|
۱۷:۱۳, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
9- سكوت
عدم واكنش به تبليغات مخالف سكوت از شيوه هاي ضد عمليات رواني است كه به آن «تبليغات منفي» يا «سلبي» نيز گفته مي شود. به طور معمول، زماني كه جنگ رواني و اقدامهاي تبليغي دشمن مهم و قابل اهميت نيست و يا قصد آن ، تحريك متخصصان جنگ رواني خودي براي پاسخگويي انفعالي و عجولانه است، يكي از بهترين شيوه هاي ضد جنگ رواني، سكوت و بي اعتنايي ظاهري است. پيش از انتخاب اين روش بايد ميزان تأثير سكوت بر روي مخاطبان موردنظر، تجزيه و تحليل شود. بسياري از اوقات سكوت نوعي مبارزه منفي محسوب شده و سخنان و حركات دشمن را بي ارزش و بي اعتبار مي سازد و همچنين امكان بررسي بازخورد تبليغات دشمن را كاهش مي دهد. جمله اي كه بيشتر همراه اين فن استفاده مي شود، اين است كه اتهامهاي دشمن آنچنان واهي است كه ارزش پاسخ دادن ندارد. حركتي كه مردم هند براي مبارزه با استعمار انگليس و كسب استقلال خود، به رهبري گاندي كردند، نمونه اي از بي اعتبارسازي دشمن از طريق سكوت است. حسن فياد در خصوص شيوه بكارگيري تكنيك سكوت توسط گوبلز اين چنين مي نويسد: «گوبلز، پيش از آن كه به جواب گويي بپردازد، نتايج حاصله از تبليغات خود را آزمايش مي كرد و در صورتي كه مدارك و دلايل كافي براي پاسخگويي نداشت، سكوت اختيار مي كرد. به ادعاها و تبليغات بي اثر دشمن، جوابي داده نمي شد؛ زيرا، اگر تكذيب مي گرديد، به اشاعه آنها در ميان مردم بيشتر كمك مي كرد و انرژي تبليغاتي نيز به هدر مي رفت.» «آلدوس هاكسلي» در كتاب خود با عنوان «دنياي جديد شجاع» نيز درباره اين تكنيك مي گويد: «بزرگترين موفقيت تبليغات نه با انجام كاري، بلكه با اجتناب از آن، حاصل شده است. حقيقت بسيار خوب است، اما بهتر از آن از ديدگاه عملي سكوت درباره حقيقت است.» مرگ يك كودك قطعاً فاجعه است، كنده شدن گوش دردناك است، اما مسايلي كه بر كل مردم كشور تأثيرگذار هستند، به ندرت از پوشش خبري برخوردار ميشوند. به نظر مي رسد سرنوشت حقيقت، مدفون شدن ابدي زير كوهي از «خبرهاي شيرين» است. البته ميزان موفقيت اين شيوه به عواملي مانند ميزان قدرت و گستره پوشش خبري دستگاه عمليات رواني حريف، اهميت خبر يا حادثه رخ داده شده، ميزان اطلاع قبلي مخاطبان در مورد حادثه ياد شده و همچنين ميزان علاقه آنها براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد آن خبر يا موضوع بستگي دارد. در سال 1965 ارتش اندونزي با كمك سيا و ارتش آمريكا ، رئيس جمهور وقت(سوكارنو) را سرنگون كرد و با كشتار نيم ميليون انسان بيدفاع (طبق آمار غير رسمي بيش از يك ميليون نفر) حكومتي مطلوب غرب سركار آورد. قتل عامي كه ميتوانست افكار عمومي دنيا را منفجر كند فقط يكماه بعد در نيويورك تايمز و سه ماه بعد در مجله تايم اجازه انتشار يافت و جالب اين كه در آنها از ارتش به خاطر خويشتنداري تشكر شده بود. مثالها: 1- حدود نيم قرن است كه سازمان سيا مشغول تجارت مواد مخدر در ايتاليا، فرانسه، جزيرهكورس، شبهجزيره هندوچين، افغانستان و آمريكاي جنوبي و مركزي است و با وجود آنكه اسناد آن در كنگره آمريكا موجود است اما تا كنون انعكاسي در رسانههاي آمريكا نيافته است. 2- رسانههاي غربي و برخي رسانههاي داخلي نسبت به پيشرفتهاي كشورمان در مورد ماهوارهبر اميد، انرژيهستهاي، نانوتكنولوژي، بيوتكنولوژي و ... سكوت اختيار كردهاند. 3- سكوت رسانههاي غربي در مقابل فسادهاي مالي و اخلاقي مسئولان 4- سكوت هماهنگ رسانههاي غربي و مدافع حقوق بشر در قبال جنايتي مانند كشتهشدن خانم مروه الشربيني(دكتر داروساز مصري كه در دادگاهي در آلمان توسط يك نژاد پرست، مقابل چشم قاضي با ضربات متعدد چاقو به شهادت رسيد) مثالي از اين تكنيك است. 10- شایعه سازی خبري تاييد نشده در مورد يك واقعه كه انتقال آن دهان به دهان (يا توسط پيامك) صورت ميگيرد. شایعه ترویج یك خبر ساختگی است كه اساساً دور از واقعیت است و با مبالغه و ایجاد رعب یا تحریف خبری كه بهره ناچیزی از حقیقت دارد، همراه است و هدف آن تحت تأثیر قرار دادن افكار عمومی است و با مقاصد سیاسی ـ اقتصادی یا نظامی همراه می باشد.شایعه در جایی مطرح میشود که زمینه دسترسی به اخبار موثق امکان پذیر نباشد. «شایعه انتقال شفاهی پیامی است که برای برانگیختن باور مخاطبان و همچنین تاثیر در روحیه آنان ایجاد میشود. مطالب کلی شایعه باید حول محورهای اساسی و مهمی باشد که مخاطب نسبت به آن حساسیت بالایی دارد». «بهترین شیوه برای القای پیام مورد نظر فرستنده پیام، در زمانهایی که پخش پیام به طور شفاف و روشن امکان پذیر نیست و یا در مواقعی که فکر میکنند با مشکلات قانونی روبرو می شوند، استفاده از کنایه و اشاره است». کنایه به دلیل غیر صریح بودن آن، معمولا تاثیرات عمیقی برشنونده دارد. استفاده از حربه کنایه، به وفور در تبلیغات به چشم میخورد. برای نمونه، گفته میشود «میگویند فلانی با تروریستها ارتباط دارد» ویا «شنیده میشود فلان گروه در حمایت از تروریستها فعالیت میکنند» و یا «به نقل از شاهدان عینی، حقوق بشر در فلان کشور مراعات نمیشود» که به هر صورت، ارتباط با تروریسم و نقض حقوق بشر را به افکار عمومی القا میکند. شایعات معمولاً در اطراف دولتمردان ساخته میشود و اغلب همسازندگان آنها قابل تشخیص نیستند. شایعه این خصلت را دارد که وقتی سر زبانها افتاد، دیگر قابل کنترل نیست. در جوامعی که کانالهای رسمی خبر به شدت تحت کنترل است، به ویژه زمانی که مردم نگران هستند، شایعه ایجاد میشود و به هنگام انتقال، تغییر مییابد و گاه عکس آنچه در آغاز بوده است میشود. شایعه نقش مؤثری در جنگهای روانی دارد؛ زیرا بدون آنکه برچسب منفی تبلیغات بخورد، شنونده آن را میپذیرد. شایعه میتواند برای تخریب روحیه و گسترش بیاعتمادی و تفرقه میان نیروهای دشمن و متحدان آنها به کار گرفته شود. رواج سوءظنهای به ظاهر موجه، میتواند همکاری حیاتی میان متحدان دشمن را از هم بپاشد. شایعه هرگز چیزی را ثابت نمیکند، بلکه از طریق ایجاد فضای بیاعتمادی، کار خود را ادامه میدهد نكات: الف- هر شايعه زماني امكان انتشار سريع دارد مثلا شايعه فساد مالي در زمان بحرانهاي اقتصادي سريعتر منتشر مي شود يا شايعه آلودگي آبها در زمان جنگ يا خشكسالي ، قابل باورتر است. ب- بعضي شايعات ممكن است خوشبينانه باشد مثلا آلمان با رواج شايعاتي از اين نوع بين فرانسويها در جنگ جهاني دوم باعث شد كه آنها ديگر نتوانند به هيچ خبري اعتماد كنند. ج- مطبوعات با حذف بخشي از خبر يا نوشتن نام اختصاري افراد زمينه را براي ترويج شايعات دلخواه آماده مي كنند. مثالها: 1- رواج شايعهاي كه درون سكههاي پنجتوماني قديمي ، طلا كارگزاري شده است. اين شايعه يكبار در اواخر دهه شصت شمسي و يكبار ديگر در سال 1388 رواج يافت و باعث هجوم برخي افراد براي خريد اين سكهها شد. هرچند اين شايعه ازنظر منطقي هم قابل رد ميباشد اما هميشه عدهاي را به طمع مي اندازد. 11- حذف بخشي از سند اصلي حذف بخش مهمي از يك خبر با هدف تحريف آن گاهي اوقات برخي رسانه ها مطلبي را به عنوان «شايع است، احتمال دارد، به نظر مي رسد» و امثال اينها منتشر مي كنند. سپس ساير رسانه ها بدون ذكر احتمالي بودن آن خبر ، به انتشار آن از قول رسانه مرجع مبادرت مي نمايند. در نتيجه خبري كه بيش از يك شايعه يا احتمال يا اظهارنظر يك تحليلگر روزنامه نبوده است در جهان به عنوان خبري ناب و دست اول منتشر مي شود. براي نمونه مي توان به خبري كه درباره خريد اسلحه توسط ايران از كره حدود سالهاي 65-1364 روي تلكس خبرگزاريها ظاهر شد، اشاره كرد: «معاون وزير خارجه ايران، سفير كره جنوبي را به حضور پذيرفته و با وي جهت خريد اسلحه مذاكره نموده است، اين در حالي است كه قرار بر ملاقات با سفير كره شمالي كه روابط حسنه اي با ايران دارد، بوده است.» جالب اينكه پس از تحقيق در مورد منبع خبر، مشخص شد كه يك روزنامه دست دوم كويتي اين خبر را در ستون شايعات خود درج كرده و سپس يكي از خبرگزاريها بدون ذكر ستون شايعات، خبر را از قول آن روزنامه دست دوم نقل مي كند و رسانه هاي ديگر نيز به نقل از آن خبرگزاري مبادرت به نشر خبر مي كنند. در نتيجه يك دروغ بزرگ به سرعت، يك شبه به واقعيت تبديل مي شود. اين عمل را با هر جملهاي براحتي ميتوان انجام داد مثلا فرض كنيد اگر در جمله «لا تقربو الصلوه و انتم سكري» قسمت دوم را ذكر نكنيم چه خواهد شد! جمله اول به اين معني است كه «هنگام مستي ، نماز نخوانيد» و با حذف قسمت دوم فقط اين جمله ميماند «نماز نخوانيد» آن وقت فرد حذف كننده ميتواند نتيجهگيري كند كه اسلام دستور داده است كه نماز نخوانيد! بعد از حذف بخشي از سند ميتواند از آن برضد فرد گوينده استفاده كرد و چون مردم عامي به رسانه اعتماد دارند دنبال بررسي درستي يا نادرستي خبر نخواهند رفت. مثالها: 1- به اين قسمت از ماده 50 قانون انتخابات دقت فرماييد: « ماده 50 ـ هیأت اجرایی بخش با تصویب هیأت اجرایی شهرستان می تواند برای مناطق صعب العبور و کوهستانی و مسافت های دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت ثبت نام و اخذ رأی مقدور نیست شعب اخذ رأی سیار تشکیل دهد هیأت اجرایی شهرستان نیز می تواند در صورتی که لازم بداند نسبت به تشکیل شعب اخذ رأی سیار در مرکز شهرستان و بخش مرکزی اقدام نماید .... » حال اگر فقط قسمت اول اين قانون را بياوريم (يعني وجود صندوقهاي سيار فقط در مناطق صعبالعبور لازم است) ميتوانيم به هر صندوق ديگري مانند صندوقهاي سيار بيمارستانها ، روستاهاي كم جمعيت يا ... اعتراض كنيم! اين تكنيك در بيانيه يكي از كانديداهاي انتخابات دهم رياست جمهوري مشهود بود. |
|||
|
|
۱۷:۳۴, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
با سلام.اينهايي كه شما گفتين استراتژي اكثر خبرگزاريهاي دنيا از جمله خبرگزاري هاي داخلي هست.درسته كه شبكه هاي خارجي دلشون براي ما نميسوزه، ولي شبكه هاي داخلي هم متاسفانه دنبال اهداف خودشون هستن.اگر به دنبال نمونه هاي ملموس تر هستيد كافيه فقط خبرهاي ورزشي منتشر شده در روزنامه هاي داخلي رو در يك ماه پيگيري كنيد و ببينيد چقدر دروغ و شايعه و ... فقط براي فروش بيشتر چاپ ميكنند.در گونه هاي ديگر خبري هم كم نديديم چنين چيزهايي، مثل ماجراي شان استون و وبلاگ من و تو و ... .
|
|||
|
|
۱۸:۲۰, ۲/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۱ ۱۸:۴۱ توسط SARV.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۲/تیر/۹۱ ۱۷:۳۴)t.kam67 نوشته است: با سلام.اينهايي كه شما گفتين استراتژي اكثر خبرگزاريهاي دنيا از جمله خبرگزاري هاي داخلي هست.درسته كه شبكه هاي خارجي دلشون براي ما نميسوزه، ولي شبكه هاي داخلي هم متاسفانه دنبال اهداف خودشون هستن.اگر به دنبال نمونه هاي ملموس تر هستيد كافيه فقط خبرهاي ورزشي منتشر شده در روزنامه هاي داخلي رو در يك ماه پيگيري كنيد و ببينيد چقدر دروغ و شايعه و ... فقط براي فروش بيشتر چاپ ميكنند.در گونه هاي ديگر خبري هم كم نديديم چنين چيزهايي، مثل ماجراي شان استون و وبلاگ من و تو و ... . بسم الله سلام دوست عزیز . من قصد داشتم چیزهایی که شما گفتید رو در پایان 74 تکنیک بیان کنم که بیان خواهم کرد! پس لطفا تا زمانی که مطالب به اتمام برسه صبر کنید . یاعلی 12- نمك گير كردن [b]تطميع نخبگان + هزينه كردن اعتبار آنها در راستاي اهداف خود يكي از تكنيكهايي كه به ويژه در طول جنگ سرد استفاده گسترده اي داشت «نمك گير كردن» روزنامه نگاران، نويسندگان، دانشمندان و نخبگان (به ويژه نخبگان زن) و شركتهاي انتشاراتي بود. دستگاه عمليات رواني غرب در چارچوب چنين تكنيكي كتابهايي را كه اين گروهها مي نويسند آثار مشهور و موفق اعلام مي كند و پس از به شهرت رسيدن از آنها براي تبليغ عليه جامعه هدف استفاده مي كنند. در واقع با بكارگيري اين تكنيك روزنامه نگاران، نويسندگان، شركتهاي انتشاراتي و نخبگان به مثابه اسب تروا عليه مردم جامعه خود عمل مي كردند. مثالها: 1- نمونه بارز اين تكنيك اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي توسط آمريكا و سپس استفاده تبليغاتي عليه ايران است. ميدانيد كه جايزه نوبل يك جايزه سياسي است و كشورهاي غربي آن را به كسي ميدهند كه در راستاي منافع آنها قدم بردارد و اهداي آن برخلاف اسمش در دست بنياد نوبل- كه بنيادي صرفا علمي است- نميباشد. براي همين اين جايزه را براحتي به رئيس دولت خونخوار صهيونيستي ميدهند. در ايران هم خانم شيرين عبادي با گرفتن اين جايزه حاشيه امنيتي پيدا كرده است و با كمال آزادي پرونده مخالفين نظام را به عنوان يك وكيل دنبال ميكند و اگر در مسير كارش با مشكلي روبرو شود مطبوعات غربي سروصدا بپا ميكنند كه «برنده جايزه صلح نوبل توسط دولت ايران تهديد شده است » و ... 2- اهداي فرصتهاي مطالعاتي به نخبگان علمي و رسانهاي توسط كشورهاي غربي 3- بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم، سميرا مخملباف و پدرش با تحصن در پارلمان اروپا تقاضاي ابطال انتخابات را كردند. اگر به سير مشهور شدن اين دو نفر دقت كنيد خواهيد ديد كه كشورهاي غربي با دادن جوايز به فيلمهاي بي محتواي آنها كه تنها به سياهنمايي ايران ميپرداخت آنها را براي چنين روزي ذخيره كرده بودند! 13- الگودهي معرفي و تبليغ الگوهاي مطلوب خودبه مخاطبين به شكل غير مستقيم رسانه هاي بين المللي در گزارشهاي تحليلي خود براي تأثير گذاري بر مخاطب همزمان با پيوند زدن موضوعات مختلف مي كوشند با بهره گيري از شيوه هاي القاي غير مستقيم، موضوع و نهاد مورد نظر خود را به عنوان الگو به مخاطب معرفي مي كنند.به عنوان مثال، راديوهاي آمريكا با معرفي و تبليغ الگوهاي مطلوب خود مانند معرفي هنرپيشه هاي هاليودي، خوانندگان لس آنجلسي و افرادي كه پس از انقلاب از ايران مهاجرت كرده اند و مصاحبه هاي پي در پي با آنها درصدداند تا زمينه همانندسازي نوجوانان و جوانان ايراني با اين الگوها را ميسر سازند. بويژه در مصاحبه با چهره هاي مطلوب خويش، از آنان مي خواهند تا فرآيند گذران زندگي خويش را بازگو كنند. آنان نيز بيشتر آن بخش از زندگي خويش را بازگو مي كنند كه با هنجارهاي مطلوب جامعه ايران مغايرت دارند. نمونه زير، كه از زبان يك جوان به اصطلاح موسيقيدان موفق بازگو شده است، بيانگر اين واقعيت است: «معمولاً صبحها پس از بيدار شدن چند دقيقه اي ورزش مي كنم، بعد صبحانه ام را مي خورم و به دوست دخترم زنگ مي زنم. چند دقيقه اي با هم گپ مي زنيم و قربون صدقه هم مي رويم. بعد به انستيتو مي روم. در آنجا با دوستانم كه چند دختر و پسر باحال ايراني و آمريكايي اند، كار مي كنيم. ناهار را با هم مي خوريم. عصر با دوست دخترم قدم مي زنيم، گاهي به سينما يا ... مي رويم. شبها هم معمولاً در پارتي ها دور هم جمع مي شويم و مي خوريم، مست مي شويم و مي گوييم و مي خنديم». (ميبينيد كه اين الگوي زندگي كاملا نابهنجار است اما چون ابتدا مجري او را جواني موفق معرفي ميكند بطور غير مستقيم تبديل به الگو ميشود.) به عنوان مثالي ديگر، رسانه هاي غربي با تبليغات غيرمستقيم درباره «روز والنتاين» به تدريج آن را در ديگر كشورها نيز ترويج مي كنند اين در حالي است كه روز والنتاين از مشخصه هاي فرهنگ غربي است و با فرهنگ اسلامي و شرقي همگوني ندارد. مثالها: 1- رسانههاي غربي با تبليغ فراون بر خواننده هاي ايراني يا غربي آنها را به عنوان الگوهاي نسل جوان معرفي ميكنند بنابر همين تكنيك است كه گاهي مدتها در مورد ريزترين جزئيات زندگي اين خوانندهها (مثلا مايكل جكسون) برنامه پخش ميكنند. 2- شايد ديده باشيد كه گاهي موجي از هنجارهاي نچندان مطلوب در جامعه رواج پيدا ميكند (مثلا عمل كردن بيني) وقتي به ريشه اين عمل دقت ميكنيد ميبينيد رسانهها با الگوسازي از يك هنرپيشه و سپس تبيغ عمل وي، جوانان را به طور غيرمستقيم به اين كار تشويق كردهاند بطوريكه گاهي ايران مقام اول را در جراحي بيني در دنيا پيدا ميكند. 14- تصويرسازي يا انگاره سازي ساختن تصويري مجازي از دنياي پيرامون توسط رسانهها كه همه آن را بجاي واقعيت باور كنند انگاره سازي يكي ديگر از شيوه هاي عمليات رواني است كه در نبرد رسانه اي از آن استفاده مي شود.در اين روش، نيروهاي مهاجم سعي مي كنند با ايجاد تصويري مطلوب از خود، تصويري مخدوش و ناموجه از نيروهاي مدافع در اذهان مخاطبان ايجاد كنند. كارل هوسمن در مورد انگاره سازي رسانه ها مي گويد: رسانه ها، فضايي ساختگي ارايه مي دهند، برداشتي ذهني از جهان كه ضرورتاً با جهان واقعي منطبق نيست. در رسانه ها، خبر، الزاماً همان چيزي نيست كه اتفاق مي افتد بلكه چيزي است كه منبع خبري آن را ارايه مي دهد. رضوي زاده نيز مي گويد: در انگاره سازي خبري، كارگزاران خبري، آگاهانه و با برنامه ريزي به تصويرسازي خبري يا انگاره سازي خبري دست ميزنند، در انگاره سازي آنچه مهم نيست انعكاس واقعيت و رويداد است. در اينجا هدف و ماهيت كار، استفاده از دستمايه واقعيت رويدادي براي ارايه تفسيري پنهان در لفافه است. يافته هاي پژوهشگران ارتباطات نشان مي دهد كه محتواي رسانه هاي ارتباط جمعي، برنامه اجتماعي و سياسي اكثر افراد جامعه را تعيين ميكند. هنري كسينجر (وزير خارجه سابق آمريكا) درباره قدرت رسانه هاي خبري در تعيين مهمترين مسايل مورد توجه عموم اظهار داشت كه هيچ گاه به محتواي اخبار شب توجه ندارد، بلكه تنها به «آنچه كه مورد پوشش قرار مي دهند علاقمند است تا آن چه در معرض ديد مردم قرار مي گيرند را دريابد.» برنارد كوهن نيز معتقد است كه « رسانه هاي جمعي، شايد اكثر اوقات در تعيين آنچه مردم فكر مي كنند موفق نباشند؛ اما به نحوي حيرت انگيز در تعيين آنچه كه خوانندگان درباره آن فكر مي كنند موفق اند... جهان در نظر افراد مختلف، گوناگون خواهد بود. البته بسته به تصويري كه توسط نويسندگان، ويراستاران و ناشران روزنامه هاي آنان برايشان ترسيم مي شود.» براي هدايت افكار عمومي از واقعيات، انگاره هايي خلق مي شود كه تنها در راستاي اهداف كارگزاران ارتباطي است. مانند ايجاد انگاره اي از ايران در رسانه هاي آمريكايي و غربي كه درصدد است ايران را كشوري خشونت طلب جلوه دهد. اين انگاره باعث مي شود كه در صورت تجاوز كشوري به ايران، افكار عمومي همسو با آن عمل كرده و به اعمال خلاف ديگران مشروعيت داده شود. همچنين، رسانه هاي غربي همواره از اسلام تصويري افسانه اي ارايه داده اند، افسانه اي برگرفته از داستانهاي هزار و يك شب كه مملو از حرمسرا، كاخهاي سر به فلك كشيده، فرشهاي پرنده، ثروتهاي بي پايان، مبارزان و جنگجويان خشن و راهزنان بي رحم است. در تصويري كه رسانه هاي غرب از اسلام ارايه مي دهند، مسلمانان را افرادي بي رحم و با عقايد افراطي معرفي مي كنند. مثالها: 1- سالها پيش شايعه اي در گرفت كه به نقل از مايكل براون (عنصر وازده سيا) مي گفت، در اواخر دهه 80 ميلادي طرح مبارزه با تشيع و جان نثاري معنوي مسلمانان در اين سازمان مخوف تدوين شده است. مهم نبود، چقدر اين شايعه صحت داشت، مهمتر تحقق اين شايعه بود. جنبش جنگ طلب نومحافظه كار آمريكا زمان را مناسب ديد. زمينه هاي تشكيل و تقويت طالباني گري را طرح ريزي كرد. ملايان افراطي و سنگ صفتي كه آمده بودند تا چهره اي مخوف از اسلام ترسيم كنند. سناريويي كه بر مبناي آن مي توانستند دشمن «شماره يك» براي آمريكا بتراشند. طالبان رشد كرد و اين غده سرطاني عمق افغانستان را بلعيد. اكنون هنگام نقطه اوج فيلم دلخواه آمريكايي فرا رسيده بود. يك نفر بايد كليد را فشار مي داد و 11سپتامبر اين گونه آفريده شد. از 11سپتامبر2001 به اين سو آمريكا هرچه خواست كرد و براي پيشبرد مقاصد يكجانبه گرايانه خود تا توانست، هراس و وحشت از اسلام را ريشه دار كرد. رويكرد مغرضانه رسانه هاي غربي سبب شد، مردم آمريكا و اروپا به اشتباه گروههاي مسلح و تندرويي همچون القاعده را نمايندگان واقعي مسلمانان و دين اسلام بپندارند. غربيها اسلام را معمايي ناشناخته و پديده اي عجيب و غريب و مملو از افسانه تلقي مي كنند. آنها عقيده دارند اسلام مشوق اعمال و رفتارهاي غيرمنطقي و افراطي است. چنين برداشتي غير از ارايه اطلاعات نادرست درباره اسلام و درك اشتباه از آداب و رسوم و فرامين اين دين، دليل ديگري ندارد. 2- در سالهای گذشته، رسانه هاي جهان شاهد انتشار گزارش جنايتي جديد بودند و آن، سر بريدن گروگانهايي با مليت هاي مختلف به بهانه حضور هم ميهنان آنها در عراق بود كه به ويژه انتشار تصاوير اين جنايات از برخي شبكه هاي تلويزيوني، بخش عظيمي از مردم دنيا را تحت تأثير قرار داد. جالب آنكه در اين تصاوير، مردان نقابدار سياهپوشي كه سر مي برند، در پشت خود پرچم «لااله الاا...» و «محمد رسول ا...» نصب كرده و پيش از كشتن گروگانها، فرياد «ا... اكبر» سر مي دادند و روشن است كه اين تصاوير چه تأثير قابل توجهي در ايجاد نفرت از دين اسلام دارد. كافي است، تصور كنيد، وقتي يك شهروند فيليپيني يا آمريكايي و اروپايي، تنها شناختش از اسلام را با چنين فيلم هايي كه از تلويزيون مشاهده مي كند، دريافت كند، چه ديدي از اسلام و مسلمانان در ذهن خود پيدا مي كند؟ 3- انگاره سازي هاليوود در فيلم 300 نيز در نوع خود قابل ملاحظه است؛ در اين فيلم نظام سياسي هخامنشي قائم به شخص و خشايارشا به نام خداي خدايان معرفي مي شود در حالي كه هخامنشيان اولين نظام فدراتيو را تأسيس كرد و بر اساس اعتقاد به آيين زرتشت، اهورامزدا را خداي خدايان مي دانسته اند. از طرف ديگر، يوناني هاي قبل از ميلاد به چند خدايي مثل خداي آفتاب، خداي سنگ و غيره اعتقاد داشتند اما همانگونه كه كلهر هنرمند ايراني مي گويد: فرمانده اسپارتي ها در انتها در انگاره اي فريبكارانه، مصلوب است و بقيه همچون حواريون نشان داده مي شوند. سراسر مسير نيز نشان دهنده عاشورا است و حتي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نيز نشان مي دهند. وي در اين باره متذكر مي شود: اسب سفيدي در فيلم ديده مي شود و از آنجايي كه ما معتقديم منجي ما با اسب سفيد مي آيد، اين مي تواند نمادي از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد. اين مرد، زيباترين جوان اسپارتي را از پشت گردن مي زند و مي رود. در حقيقت اينجا غرب مي خواهد ترس و نفرتي جهاني نسبت به چيزي كه از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) داريم به وجود بياورد. اين سكانس پيشينه و پس زمينه ندارد و اصرار دارد كه مرد را بدون چهره نشان بدهد، مردي كه بي گناه ترين و معصوم ترين سرباز اسپارتي را از پشت گردن مي زند. 4- در فيلم «بدون دخترم هرگز» راوي قصه(بتي محمودي) ايران را كشوري وحشي، بدوي، دور از محبت و ... معرفي ميكند و كشورهاي غربي با پخش زياد اين فيلم و جايزه فراوان به اين خانم سعي در تخريب چهره ايران نمودند. 5- اين تاكتيك سابقهاي طولاني دارد مثلا معاويه آنقدر چهره امام علي(علیه السلام) را در نزد مردم شام مخدوش كرده بود كه هنگامي كه آنها شنيدند حضرت در محراب مسجد شهيد شده است گفتند: «مگر علي نماز هم ميخواند.» 6- اگر شما يكبار ديگر گزارش رسانههاي غربي را در جنگ اول خليجفارس مشاهده نماييد آن را يك بازي كامپيوتري باورپذير خواهيد يافت كه تسلط بيچون و چراي غربيان را در اين جنگ نشان ميدهد! 7- رسانههاي غربي با پوشش خبري اعمال خشن طالبان يا تبليغ فراوان كتاب آيات شيطاني ، سعي در تخريب چهره اسلام و پيامبر اعظم دارند و هرچند وقت يكبار با ترسيم يك كاريكاتور يا فيلمي جديد به اين موضوع دامن ميزنند. 15- استناد مجازي استناد به ارقام غير قابل بررسي استناد به آمار، ارقام و اسنادي كه در عمل، امكان بررسي صحت و سقم آنها وجود ندارد، از جمله روشهاي ديگري است كه دستگاه عمليات رواني آمريكا از آن بهره مي برد.براي مثال راديو صداي آمريكا در گزارشي ادعا كرد كه «سطح روابط اجتماعي مردم ايران پس از انقلاب، بر اثر مشكلات معيشتي و افزايش بي اعتمادي ناشي از اعمال سياستهاي حكومت، كاهش يافته است» يا «ميزان گرايش به خروج از كشور، در ميان تحصيلكرده ها افزايش يافته است». فاكس نيوز نيز در اولين روز حمله به عراق در سال2003، به نقل از منابع نظامي انگليسي اعلام كرد: بيست درصد از نيروهاي گارد رياست جمهوري عراق خود را تسليم كرده اند يا قصد تسليم شدن را دارند. اين در حالي كه ارزيابي شمارش اين تعداد نيروي تسليم شده آن هم در اولين روز جنگ امري ناممكن به نظر مي رسد و به وضوح مشخص است كه استناد فاكس نيوز بدون استفاده از منابع موثق بوده و صرفاً براي تشديد عمليات رواني عليه عراقيها صورت گرفته است. همچنين، دستگاه عمليات رواني آمريكا براي القاي دقيق بودن ادعاها و پيامهاي خويش بيشتر به آمار و ارقام استناد مي كند. براي مثال صداي آمريكا در خبري اعلام كرد «شواهدي در دست است كه نشان مي دهد پنج ميليون ايراني تحصيلكرده و متخصص بعد از انقلاب از ايران فرار كرده اند.» و از اين گذشته، براي آنكه پيام و خبر خويش را موثق نشان دهند به منابع و عوامل متعددي استناد مي كنند. براي نمونه، براي آنكه به مخاطبان خود بقبولانند كه در زندانهاي ايران از شكنجه هاي جسمي و رواني استفاده مي شود معمولاً با چند وكيل، چند تحليلگر سياسي و چند زنداني آزاد شده مصاحبه مي كنند. علاوه بر آن، خبر شكنجه را به نقل از جرايد داخلي ايران، خبرنگاران بدون مرز و سازمانهاي خاص حقوق بشر، بارها بازگو مي كنند. همچنين ميتوان به مثالهاي زير اشاره كرد: 1- در دوران انتخابات ، ستادهاي كانديداها آماري مبني بر پيشتازي كانديداي خود منتشر ميكنند تا بعضي از مردم هم كه دوست ندارند بازنده باشند و بين اين كانديدا و ديگري مردد هستند به اين كانديدا راي دهند. 2- رسانهها با آوردن عباراتي مانند منابع آگاه، به نقل از خبرگزاريها، به گفته بعضي اشخاص و... اخبار مورد نظر خود را در جامعه منتشر ميكنند |
|||
|
|
۲۰:۲۱, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
16- انتظار و خبر گفتن محاسن يك فرد يا برنامه و بالا بردن توقع افكار عمومي + گفتن معايب و خالي كردن زير پاي فرد مجري عمليات رواني در گزارشي ابتدا به توصيف تواناييها و امكانات مي پردازد و پس از آن شروع به شمردن ضعفها مينمايد. مخاطب به خاطر آنكه توقعش نسبت به توانمنديها بالا رفته، انتظار دارد كه مطالب بعدي نيز در تأييد همين تواناييها باشد و هنگامي كه اطلاعات مربوط به عدم موفقيت و ضعفها را دريافت مي كند، آنها را به حافظه مي سپارد؛ چرا كه در بخش اول زمينه تسليم مخاطب فراهم شده و بخش دوم به عنوان تأثير ماندگار در حافظه جاي مي گيرد. اين شيوه از متداول ترين روشهاي عمليات رواني توسط راديو بيبي سي است.اين تكنيك مانند زدن رنگي زيبا به يك ساختمان است كه در مرحله بعد با رنگ زشتي پوشش داده شود. در نهايت آنچه برجا خواهد ماند رنگ دوم است. ذهن انسان هم با شنيدن محاسن گاردش باز ميشود و سپس آنچه انتقاد يا تخريب است در خود جا ميدهد. مثالها: 1- به اين خبر راديو بيبيسي (بخش انگليسي) كه براي راهنمايي گردشگران است توجه فرماييد: «ايران كشوري گسترده ، داراي منابع طبيعي عظيم، با پيشينهاي تاريخي و مهد تمدنهاي بشري است. اين كشور تنوع اقليمي بسيار گستردهاي دارد اما اكنون مامن تروريستها شده است. از دموكراسي خبري نيست و قدرت مطلق در انحصار روحانيون است. زنان در فشار قرون وسطي بسر ميبرند و دولتمردان به دنبال دستيابي به بمب هستهاي هستند تا به قدرت بلامنازع در منطقه تبديل شوند.» اكنون توريست بايد مقصد خود را انتخاب كند. 17- تفرقه افکنی دسته دسته كردن مخاطبين براي سلطه بر آنها و از بين بردن آسان آنها بر اساس شعار استعماری تفرقه بینداز و حکومت کن ایجاد گسستگی میان یک ملت - موجب می شود بهترین شرایط بحرانی برای ایجاد پراکندگی فکری و فرهنگی پدید آید.سياست نام آشناي «تفرقه بينداز و حكومت كن» كه به ترفند تاريخي انگليسي ها براي سلطه بر ساير ملل شهرت دارد، بي شك، از كارآمدترين ترفندهايي است كه دستگاه عمليات رواني غرب در راستاي استعمار فرانوين از آن بهره مي گيرد. كشورهاي غربي و در رأس آنها انگلستان قرنهاست اين سياست را با هدف جلوگيري از شكل گيري اتحاديه هاي ضد استعماري و تسهيل غارت منابع جهان سوم و كشورهاي اسلامي پيگيري مي كنند. ايجاد برخي مذاهب ساختگي توسط وزارت مستعمرات انگلستان، نظير وهابيت در عربستان، بهائيت در ايران و قاديانيت در پاكستان كه امروزه عامل اصلي عدم اتحاد امت اسلامي هستند، نمونه هاي بارزي در اين خصوص است. حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) در اين خصوص مي فرمايند: «و آنها از پاي نخواهند نشست و هر روز يك راهي درست مي كنند براي اختلاف، براي اينكه وحدت ملت را به هم بزنند و ما بايد چشم و گوش خودمان را باز كنيم و هوشيار باشيم كه اختلافات را دامن نزنيم... دستهاي ناپاكي بين شيعه و سني در اين ممالك اختلاف مي اندازند. اينها نه شيعه هستد و نه سني. اينها دستهاي ايادي استعمار هستند كه مي خواهند ذخاير ممالك اسلامي را از دست آنها بگيرند.» به زعم امام(رحمة الله علیه) طرح موضوعاتي مانند شعيه و سني، عرب و عجم، فارس و كرد، فارس و بلوچ و... و تحريك و تجهيز آنان عليه يكديگر از جمله حربه هاي امپرياليسم رسانه اي غرب است. رهبر معظم انقلاب نيز در باب ضرورت شناخت تفرقه اين گونه متذكر مي شوند: «اكنون كه دشمنان از تحميل جنگ و فشارهاي اقتصادي و محاصره تبليغاتي براي به زانو در آوردن ملت ايران طرفي نبسته اند، مهمترين تلاشهاي خود را در ايجاد تفرقه در صفوف شما ملت عزيز و مسؤولان محترم متمركز ساخته اند...» يكي از مهمترين محورهاي تبليغي عراق در اوايل جنگ، تفرقه افكني بين ارتش و سپاه بود. بخش فارسي راديو بغداد در قسمتي از برنامه هاي خود تصريح مي كند: «حيثيت ارتش توسط سپاه زير پا گذاشته مي شود. به بهانه جنگ مرزي افسران ارتش اعدام مي شوند» يا در جاي ديگري عنوان نمود: (امام) خميني در صدد انحلال ارتش است. مهمترين محورهاي غرب براي تضعيف قدرت ايران با استفاده از حربه تفرقه افكني عبارتند از: الف- تلاش براي تقويت ناسيوناليسم عربي و جلوگيري از نزديكي اعراب به ايران با دامن زدن به مسايلي همچون جزاير سه گانه ميان امارات و ايران. ب- القاي خطر فعاليتهاي صلح آميز ايران براي كشورهاي همسايه: به عنوان مثال، نماينده آمريكا در آژانس بين المللي انرژي اتمي، با ادعاي اينكه فعاليتهاي هسته اي تهران براي مقاصد صلح آميز نيست، بلكه براي توسعه تسليحات اتمي است، فعاليت صلح آميز هسته اي ايران را تهديدي براي همسايگان بويژه كشورهاي عربي و جامعه جهاني عنوان كرد و مدعي شد: ايران از فعاليتهاي تروريستي حمايت و روند صلح خاورميانه را نيز تخريب مي كند. ج- دامن زدن به اختلافهاي شيعه و سني: مطرح كردن موضوع هلال شيعي و مخاطره آميز جلوه دادن آن براي كشورهاي عربي و اهل تسنن و القاي دخالت ايران در امور داخلي كشورهاي اسلامي و عربي در اين راستا پيگيري مي شود. شيخ محمد صهيب الشافي (كارشناس برجسته مسايل اسلامي در سوريه) اظهار داشت: افزايش اختلافهاي مذهبي ميان مسلمانان در اين برهه زماني، تصادفي نيست، بلكه حاصل سالها توطئه برنامه ريزي شده است. وي افزود: آمريكا بيش از يك ربع قرن است كه سرگرم طراحي فتنه و شكاف ميان شيعه و سني است. در اين ارتباط، رئيس شوراي يهوديان فرانسه نيز در نشستي با حضور نامزدهاي رياست جمهوري مدعي شد: « برنامه هسته اي ايران براي جهان عرب خطرناك است، زيرا ايران با آنها در رقابتي آشكار بسر مي برد.» تأثيرگذاري اين پيامها به حدي است كه وزير خارجه عربستان در گفتگو با «اشپيگل» گفت: « ملك عبدا... بدون ذكر نامي از ايران گفته است كه تلاشهايي در حال انجام است تا سني ها را به شيعه تبديل كنند.» نقشه شوم و پيچيده محور واشنگتن - تل آويو و برخي رسانه هاي عربي و غربي حاكي از اين است كه آنها با انتشار شايعات و اخبار دروغ و جهتدار درصدد تيره كردن دايمي روابط شيعه و سني و در نهايت، تضعيف اثرگذاري دين اسلام - در راستاي سناريوي جنگ تمدنهاي هانتينگتون هستند. د- تلاش براي ايجاد تفرقه ميان قوميتهاي ايران: در يك سال اخير، اسناد و مدارك زيادي در ارتباط با تحريك سازي قوميتهاي ايران از سوي آمريكا و انگليس به دست آمده است. «رالف پيترز» افسر بازنشسته آمريكا خواستار تجزيه ايران به چند كشور براي مهار ايران قدرتمند شده است. رايج كردن به اصطلاح لطيفه هايي در بين مردم و نسبت دادن رفتارها وخصوصيات زشت به اهالي مناطق مختلف از روشهاي متداول غرب براي اختلاف افكني ميان قوميتهاي كشور است كه با رواج پيامك، زمينه ترويج آنها بسيار آسانتر از گذشته شده است. «حايم روزنبرگ» يادداشت نويس روزنامه صهيونيستي معاريو نيز با اشاره به تأثير قدرت ايران در منطقه نوشت: ايران كشوري چند قوميتي است و اكنون وقت آن فرا رسيده است، با استفاده از قوميتهاي مختلف در ايران ساختار اين كشور را متزلزل كنيم.ايجاد تفرقه و شكاف ميان حاكميت و مردم: به عنوان مثال، جرج بوش در ديدار با پوتين در اقامتگاه خانوادگي خود ادعا كرد اميدوار است بتواند همراه با روسيه پيام روشني به ايران بفرستد كه «ما با مردم ايران هيچ مشكلي نداريم و تنها با رژيمي مشكل داريم كه در مقابل خواستهاي جهاني سركشي مي كند.» همچنين ميتوان به مثالهاي زير اشاره كرد: 1- نگاهي به جوكها يا عاداتي كه به هريك از مردم شهرها نسبت داده ميشود بيندازيد و ببينيد كه چه تعدادي از آنها در راستاي اين تكنيك نيست! 2- در نزديكي انتخابات، گروه رقيب سعي ميكند با انتشار مصاحبهها يا اخبار كذب باعث تزلزل در گروه رقيب شود. شعارهايي با مضمون عبور از رئيسجمهور يا چنددستگي در گروه رقيب با اين منظور منتشر ميشود. 3- ضربالمثل قديمي «از آب گلآلود ماهي گرفتن» به اين تكنيك اشاره دارد. 4- در ادبيات فارسي براي فهماندن ضررهاي تفرقه، داستان پدرپير و شكستن دستههاي چوب توسط فرزندان ، آورده شده است. 18- پيش فرض سازي بديهي دانستن اصول يا سياستهاي غلط رسانه هاي غربي سياستهاي ديكته شده اي را كه صحت و اعتبار آنها مستلزم نقد و بررسي است، بديهي مي پندارند. براي نمونه هرگاه كاخ سفيد افزايش بودجه در هزينه هاي نظامي را پيشنهاد كند، بحث رسانه ها محدود به اين خواهد بود كه چه مقدار افزايش بودجه مورد نياز است؟ تا چه حد بايد بر روزآمد كردن جنگ افزارها سرمايه گذاري شود؟ آيا روند جاري كفاف افزايش هزينه هاي نظامي را مي كند يا بايد تدابير بيشتري اتخاذ كنيم؟ هيچ رسانه اي نظرات متقن و دلايل مستند كساني كه معتقدند هزينه هاي نظامي آمريكا سالهاست كه بيشترين سهم بودجه را بلعيده و اكنون نيازي به تقويت بيشتر آن نيست، منعكس نمي كند. بلكه فرض اين است كه نيروهاي آمريكايي بايد در سراسر دنيا استقرار يابند و سالانه صدها ميليارد دلار صرف اين سيستم نظامي جهاني شود.(انحراف افكار عمومي از ريشهها و مشغول كردن آنها به سرشاخهها) مثالها: 1- شما شاهد هستيد كه هرگاه دولت آمريكا قصد تجاوز به خاك يك كشور را ميكند از الفاظي مانند برقراري صلح، مقابله با تروريسم و آزادي بخشيدن به مردم آن كشور استفاده ميكند و با اين پيشفرضها به آن كشور حمله ميكند و مردم آمريكا هم كمتر به دنبال اسناد اين ادعاها ميگردند چون آنها را بديهي ميدانند. نمونه اين ادعاها را در اشغال عراق ديديم كه بهانه آنها از بين بردن سلاحهاي كشتار جمعي عراق بود . |
|||
|
|
۱۳:۲۳, ۳/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/تیر/۹۱ ۱۳:۲۴ توسط SARV.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
19- قرينه سازي
[b]مقايسه دو رويداد ناهمانند +صدور احكام رويداد اولي براي دومي سرويس جهاني بي بي سي در پرداختن به اخبار بازداشت نظاميان انگليسي در آبهاي ايران از الگوي بررسي تطبيقي بهره گرفت.اين رسانه در مواردي اين موضوع را با مسأله تسخير لانه جاسوسي آمريكا مقايسه كرد. اين در حالي است كه اين دو موضوع به لحاظ ماهيت با هم تفاوت دارند و نمي توان اين دو رويداد را با الگوهاي حقوقي و سياسي مشابه تحليل كرد. در واقع اگر بخواهيم ورود غير قانوني نظاميان انگليسي به آبهاي سرزميني ايران را از منظر حقوق بين المللي بررسي كنيم چيزي جز « تجاوز به آبهاي ايران» نمي توان به آن اطلاق كرد. كمي پيش از آغاز جنگ خليج فارس در 15 اكتبر 1990 ميلادي رئيس جمهور بوش كه با بهره گيري از اين تكنيك درصدد مشروعيت بخشيدن به حمله آمريكا به عراق بود، اظهار داشت: «همه روزه اخبار تازه اي از شرارتهاي هولناك نيروهاي صدام (از كويت) به خارج مي رسد... از حمله منظم به روح يك ملت، اعدامهاي خودسرانه، شكنجه هاي مستمر... كودكان نوزاد كه از گهواره هاي خود به بيرون انداخته مي شوند... بيماران تحت دياليز از دستگاههاي خود جدا مي شوند... هيتلر از نو برخاسته است.» اما به ياد داشته باشيد هنگامي كه جنگ هيتلر به پايان رسيد دادگاه نورنبرگ برپا شد. اما نكته قابل تأمل اينكه آمريكا با وجود اينكه مي توانست صدام به اصطلاح هيتلري را مجازات كند، تنها به عقب راندن نظاميان رژيم بعث از كويت بسنده كرد. مثالها: 1- فرض كنيد فردي مجروح شده است و دكتر فعلا دادن آب به او را مضر ميداند. اگر يكي از همراهان بيمار كه مطلع نيست از جمله «اينها از يزيد هم بدترند! مگر اينجا كربلا است كه از آب دريغ مي كنيد!» استفاده كند بصورت ناخودآكاه از تكنيك قرينهسازي استفاده كرده است. 2- اگر از اصطلاحات « چپ ، راست ، محافظهكار ، ليبرال و ... » براي گروههاي داخلي ايران استفاده كنيد آنها را با گروههاي همنام در كشورهاي ديگر قرينهسازي كردهايد. 3- وزارت خارجه آمريكا با قرار دادن نام سپاه در فهرست سازمان هاي تروريستي، احكامي كه بر ضد اين سازمانها برقرار است در مورد اين سازمان رسمي در كشورمان اجرا مي كند. 20- چينش خبري [b]پشت سرهم قراردادن چند خبر با هدف هدايت ذهن مخاطب تكنيك چينش خبري به معناي كنار هم قرار دادن چندين خبر به صورتي كه نتيجه مطلوبي را به مخاطب القا كند. مثلاً خبري از قول راديو تركيه نقل مي كند: «معاون وزير خارجه ايران از تركيه ديدار كرد.» بعد مي افزايد: «در اين ايام يك مقام عالي رتبه آمريكايي نيز از تركيه ديدن نمود.» اين راديو با چيدن اين دو خبر در كنار يكديگر و بدون ذكر اينكه بين اين دو مقام ايراني و آمريكايي ملاقاتي صورت پذيرفته درصدد القاي اين مطلب به مخاطب است كه احتمالاً در پشت پرده قضايايي به دور از چشم مردم وجود دارد.مثالها: 1- به خبر زير كه از اين تكنيك استفاده شده است ، توجه نماييد: «در نمايشگاه بينالمللي كتاب امسال، بيحجابي و مسائل غيراخلاقي رواج بسياري داشت. رئيسجمهور بعدازظهر ديروز، از اين نمايشگاه ديدار كرد و ...» 21- مستندسازي (تعميم جذابيت، انتقال، شهادت دادن) [b]تلاش براي قانع كردن مخاطب با استناد خبر(موضوع) به يك شخصيت يا جايگاه معتبر مثبت يا منفي در تكنيك مستندسازي معمولاً نقل قولهايي براي رد يا حمايت يك سياست، عملكرد، برنامه يا شخصيت خاصي آورده مي شود.در اين تكنيك، اعتبار يا جايگاه شخص مورد استناد (يك كارشناس صاحبنظر يا يك چهره مورد احترام اجتماع) هزينه مي شود، بدين ترتيب جمعيت مخاطب ديدگاه خود را با افكار مقامات رسمي سازگار مي كند. مجری عملیات روانی، خود را با چیزهایی همبسته میکند که برای مردمی که میخواهد آنان را تحت نفوذ بگیرد، عزیز است و بدان احترام میگذارند و آنها را پذیرا هستند. این شیوه به ارزشهای سنتی، آرمانها و هدفهایی که مردم میخواهند بدان نائل شوند، متوسل میشود و به طور صریح یا در لفافه، آنچه را که میخواهد بگوید به آنها میگوید. مرسوم در این زمینه، توصیه و سفارش است. توصیه شخص مورد علاقه مردم یا شخص مقتدر و با نفوذ و یا کسی که کلامش نافذ است و برای مردم حجت است. به طور کلی این شیوه اغلب در میان افراد محروم و نیازمند به ویژه به خاطر کشش پرستش شخصیت، مؤثر است. در استفاده از اين تكنيك، چهار عامل حائز اهميت اند: * مردم اصولاً به مقام يا مقامهايي اعتماد دارند كه كارايي و توانايي قابل اعتنايي را در حوزه مورد نظر از خود به نمايش گذاشته باشند. * مردم معمولاً به مقامهايي بيشتر اعتماد مي كنند كه با ايشان پيوند مشتركي داشته باشند. براي مثال، سربازان سخنان افسري را كه با آنها در چند عمليات طاقت فرسا همراه بوده بهتر از يك مقام غيرنظامي مي پذيرند. * جايگاه رسمي مقام مورد استناد در القاي اعتماد و حسنظن به مخاطبان بسيار اهميت دارد. * از اشياي بيجان نيز ممكن است براي ابزار مستندسازي استفاده شود. در اين گونه موارد، تلاش مي شود تا ويژگيهاي فيزيكي شي خاصي در پيام مورد نظر گنجانده شود. براي مثال، امروز برجهاي دوقلوي تجارت جهاني آمريكا آسيب پذيري جامعه آمريكا را در اذهان تداعي مي كنند. رسانه هاي غربي براي القاي نااميدي در ذهن مخاطبان و متهم نمودن ايران به جنجال آفريني بارها از اين تكنيك استفاده مي كنند. به عنوان مثال، روزنامه گاردين در شماره 10 فوريه خود ادعا كرد: مدارك آمريكا براي حمله هوايي به ايران در مرحله پيشرفته است و اين موضوع برخلاف آن است كه مقامات دولت بوش قصد حمله نظامي به ايران را انكار مي كنند. گاردين نوشته است نومحافظه كاران مؤسسه اينترپرايز و ديك چني به بوش فشار وارد مي كنند كه جبهه جديد عليه ايران را باز كند. گاردين در مورد تداركات حمله به ايران به ارسال 21 هزار نظامي و ناو هواپيمابر آيزنهاور به خليج فارس، ارسال موشكهاي پاتريوت و انبار كردن نفت استناد كرده است. آسوشيتدپرس نيز در تحليلي پيرامون حضور نظامي آمريكا در خليج فارس (فروردين ماه سال جاري) گفت: به باور بسياري از تحليلگران، مواضع جديد جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا در قبال ايران و تقويت ساختار نظامي اين كشور در خليج فارس يادآور برخي از صداهايي است كه پيش از حمله آمريكا به عراق در سال 2003 در آمريكا شنيده مي شد. بي بي سي در گزارشي به نقل از منابع ديپلماتيك مدعي شد: مقامات ارشد نظامي آمريكا در فرماندهي مركزي آمريكا در ايالت فلوريدا اهداف مورد نظر خود را در داخل خاك ايران انتخاب كرده اند. بي بي سي در خصوص تسليحاتي كه آمريكا قصد دارد از آنها استفاده كند، نوشت: قرار است از بمب افكنهاي دوربرد ايتلث به همراه بمبهاي انفجاري بسيار قوي براي نفوذ به تأسيسات هسته اي ايران كه حدود 250 متر زير زمين ساخته شده اند استفاده شود. روزنامه آمريكايي يو اس اي تودي در مصاحبه خود با ژنرال ريموند اديرنو براي مستندسازي ديدگاه خود مبني بر دخالت ا يران در ناامنيهاي عراق نوشت: شماره سريال و نوع سلاحهايي كه ارتش آمريكا از شبه نظاميان عراقي به دست آورده، نشان مي دهد كه اين سلاحها از ايران آمده است و يا اينكه ايران امكانات و دانش ساخت آنها را در اختيار برخي گروههاي مسلح عراقي قرار داده است. اين تكنيك در تبليغات تجاري به نام انتقال يا شهادت دادن معروف است. در اين مورد شخص محترم و مورد اعتماد و یا شخص غیر قابل اعتماد و منفوری درباره درستی یا نادرستی یک فکر، یک برنامه، یک محصول یا فردی ابراز عقیده می کند.تکنیک شهادت و تصدیق شیوه متداول در عرصه آگهی های تجارتی و مبارزات انتخاباتی محسوب می شود.برای نمونه، شرکت سرمایه گزاری ملی«ئی،اف،هوتون» بیل کازبی، کمدین سرشناس تلویزیونی را به عنوان سخنگوی خود در تلویزیون به مبلغ سه میلیون دلار استخدام کرد.کازبی که پیش از آن برای شرکت های بزرگی چون«ژل-او» و «تکزاس اینسترومنت»، « شرکت فورد موتور» و شرکت« کوکا کولا» کار می کرد و با بازی های تبلیغاتی در تلویزیون ها سود هنگفتی را متوجه این شرکت ها کرده بود، این بار نتوانست که به خوبی گذشته برای اين شرکت سودآور باشد. شرکت مذبور به این امید کازبی را استخدام کرده بود که با استفاده از شهرت مثبت او بتواند تصویر منفی را که جامعه درباره این شرکت داشت ذایل نماید. باید یاد آور شد که تصویر این شرکت در جامعه، به خاطر اعتراف مسئولین به اعمال خلاف در امر مراسلات پستی و کلاه برداری به شدت خدشه دار شده بود. در یک مناظره تلویزیونی بین نامزدان معاونت ریاست جمهوری آمریکا( جمهوری خواه و دموکرات) در انتخابات1988، دان کویل، نامزد حزب دموکرات برای معاونت، خود را با جان، اف، کندی، رئیس جمهور اسبق آمریکا مقایسه کرد و از او با نام آشنای «جک» یاد کرد، هرچند دلیلی وجود نداشت که کویل، هرگز کندی را شخصا ملاقات کرده باشد. * اين تكنيك در عالم تبليغات با نام تعميم جذابيت شناخته ميشود. در نام گذاری محصولات و فروش بعضی کالاها، معمولا از کلمات جذاب و باارزش استفاده می شود که برای ما دلپذیرند. مثلا« آردمدال طلائی» «کره مارجرین امپریال» « نان اعجاب آور» « بنزین عالی شل»، و یا «عالی ترین لبنیات»، نمونه هائی از به کارگیری این تکنیک می باشد.برای بعضی دیگراز مواد خوراکی نام هایی انتخاب می شود که بویژه برای کودکان دارای جذبه است، مانند« چریوز» که نوعی صبحانه برای کودکان محسوب می شود. یا سیگاری که گفته می شود از برگ کاهو ساخته می شود و فاقد نیکوتین است. این سیگار را «زندگی طولانی» نام نهاده اند.شیوه تعمیم جذابیت گاهی به عباراتی که برای بعضی محصولات در نظر گرفته شده اند تعمیم داده می شود.مثلا آگهی هايی که برای« سریال های صبحانه کلوگ» تبلیغ می شود چنین می گوید:« این محصول هر صبح برای شما بهترین چیزها را به ارمغان می آورد» تمام این عبارت پر طمطراق تنها برای یک کاسه برشتوک با شیر است. یا آگهی هائی که برای تبلیغ خطوط هوائی یونایتد ارائه می شود می گوید:« با آسمان های دوستانه یونایتد پرواز کنید». ولی این خطوط هوائی هیچ گونه دلیلی که حاکی از دوستانه تر بودن آسمان های یونایتد از آسمان های سایر خطوط هوايی باشد ارائه نمی دهد.تبلیغ دیگری که دارای ادعای کم و بیش مشابهی برای یک کالا است چنین می گوید:«کوکا به عمر شما می افزاید». گوئی آنها چشمه جوانی را یافته اند ودرصدد پرکردن بطری هایی از آب حیات بر آمده اند. تکنیک تعمیم جذابیت به جز حوزه آگهی های تجاری، در سایر حوزه ها از جمله در سیاست و اقتصاد نیز کاربرد دارد.برای نمونه. در کنگره آمریکا، نام یک قانون پیشنهادی را «قانون حق کار» نامیده اند.انتخاب چنین عنوانی ساده ترین شیوه برای تصویب آن می باشد. زیرا چه کسی با اصل این قانون که به هر کس حق کار کردن را می دهد، مخالفت می کند.دانیال بل اقتصاد دان آمریکايی در کتابی که در سال1975 منتشر ساخت، به بسیاری از نیرنگبازیهای روابط عمومی ها در آمریکا اشاره کرده است.یکی از چنین نیرنگ هائی استفاده از شیوه های جدید فروش در بازار است که در چند دهه گذشته بسیار متداول شده است و آنهم تبلیغ برای «خریدهای قصدی» است.در کشوری مانند آمریکا، جائی که آئین اخلاقی پروتستانیسم تاکید را بر پس انداز و ریاضت کشی می گذارد، روابط عمومیهای شرکت ها، زیرکانه از به کار بردن کلمه «بدهکار» اجتناب کرده و بجای آن از واژه«اعتبار»استفاده می کنند. واژه سازی در جهان تجارت و بازرگانی مملو از استفاده از تکنیک تعمیم جذابیت است.مثلا بازرگانان یا شرکت هائی که متحمل ضرر وزیان سالیانه می شوند، به جای استفاده کلمه ضرر از عبارت « درآمد منفی» استفاده می کنند.یا روابط عمومی ها به جای عبارت«اطلاعیه روابط عمومی» در حال حاضر از عبارت « ارتباطات هدایتی» استفاده می کنند. مثالها: 1- در جنگ جمل، طلحه و زبير با استناد به اينكه عايشه(همسر پيامبر) با آنهاست خود را برحق معرفي كردند و مسلمانان را به جنگ با امام علي (علیه السلام) ترغيب نمودند. 2- در تاريخ نمونه هاي فراواني وجود دارد كه عدهاي با استناد به قرآن تفكر خود را به مردم القا كردهاند. نمونه آن خوارج يا وهابيت هستند كه با تركيب اين تكنيك با تكنيك حذف بخشي از سند به انحراف در صفوف مسلمانان پرداخته اند. 3- در مبارزات انتخاباتي به وفور از اين تكنيك براي اعتبار بخشي به گروه خود استفاده ميشود. مثلا جملات زير در انتخابات دهم رياست جمهوري استفاده شده است: « فرزند زاگرس ، فرزند آذربايجان و داماد لرستان ، يار خاتمي ، نخستوزير امام خميني و ... » 4- هنگامي كه بعد از اعلام نتايج انتخابات دهم رياست جمهوري عدهاي بحث ابطال انتخابات را مطرح كردند صداوسيما با گفتگو با افراد مورد احترام مردم مانند قاليباف ، حدادعادل و... كوشش كرد اين درخواست افراطي را به سمت بازشماري صندوق هاي آرا هدايت نمايد. 5- در سال 1969 كه آمريكا فضاپيماي آپولو را به كره ماه فرستاد و تصاوير پا گذاشتن اولين انسان بر ماه براي ميليونها انسان پخش شد ، عدهاي از دانشمندان(از جمله سازنده فضاپيماي آپولو) اين تصاوير را ساختگي خواندند اما رئيس سازمان فضايي ناسا كه فرد مورد اعتمادي براي جامعه علمي آن زمان بود با گفتن اين جمله كه «من تعجب ميكنم اگر كسي در صحت اين تصاوير شك كند!» اعتماد را به مردم آمريكا باز گرداند. بد نيست استدلال دانشمنداني كه اين تصاوير را ساختگي ميدانستند بيان كنيم: الف- پرچم آمريكا در اين تصاوير تكان ميخورد در حالي كه در ماه بادي وجود ندارد! ب- مكان فرود و برخاستن آپولو در سطح كره ماه ديده نميشود! ج- زمان رسيدن آپولو به كره ماه 55 ساعت است درحالي كه اين زمان 10 ساعت كمتر از زمان رسيدن فضاپيماهاي امروزي به ايستگاه بين المللي (كه نزديكتر از ماه به زمين است) ميباشد. د- دو سال قبل از اين پرتاب، معاون رئيس جمهور آمريكا در گزارشي امكان موفقيت در اين پرتاب را 17هزارم درصد دانسته است يعني تقريبا صفر(تا امروز هم آمريكا نتوانسته است چنين پرتابي انجام دهد و در پيشبينيهاي آينده ناسا پرتاب بعدي سال 2020 خواهد بود.) ه- در تصاوير ارسالي در آسمان ماه هيچ ستاره اي ديده نميشود! و- نور وتشعشعات شديد در ماه براي فضانوردان با توجه به نوع لباسهايي كه پوشيدهاند خطرناك است! با تمام اين دلايل آمريكا نياز به كسب غرور ملي بعد از پرتاب ماهواره توسط شوروي داشت و با اين مستند سازي توانست افكار عمومي را قانع كند و امروز نام آقاي «آرمسترانگ» به عنوان اولين انساني كه در ماه پا گذاشت در كتاب ركوردهاي گينس چاپ شده است! ( برای اطلاعات بیشتر به تاپیک بزرگترین دروغ قرن 21 مراجعه کنید! ) 22- اهریمنسازی [b]تلاش براي ايجاد تنفر نسبت به يك عقيده ، گروه يا كشور خاص در این تکنیک، مبلغ تلاش دارد تا تنفر و دشمنی جمعیت مخاطب را نسبت به عقیده، گروه و یا کشورهای خاص برانگیزد به نحوی که اگر گروهی منفور (از دیدگاه رسانه)، سیاست خارجی را پشتیبانی کند، صرفنظر از درست و یا نادرست بودن آن، وجهه منفی گروه حامی این سیاست را بزرگنمایی میکند و از این طریق بر مواضع جمعیت مخاطب اثر میگذارد.یکی از زیانبارترین پیامدهای تبلیغات جنگی، تسهیل نابودی افراد یک ملت توسط افراد ملت دیگر، بدون عذاب وجدان است. جنگ، نابودی و آسیبهای فراوانی به بار میآورد در چنین وضعیتی، مبلغ به منظور کاهش ناهماهنگی شناختی احتمالی در جبهه خودی، سعی میکند ماهیت انسانی قربانیان اعمال خود و یا به حداکثر رساندن استحقاق آنان را در آنچه نصیبشان شده است به حداقل برساند. نزدیک به پایان جنگ جهانی دوم، هواپیماهای امریکایی بر روی هیروشیما و ناکازاکی، با انداختن بمبهای اتمی بیش از 100 هزار نفر غیرنظامی از جمله زنان و کودکان را به قتل رساندند اما یک هفته پس از آن، یک نظرخواهی عمومی نشان داد که کمتر از 5 درصد جمعیت امریکا مخالفت خود با استفاده از آن سلاح اعلام کردند؛ حیرتانگیزتر آنکه 23 درصد اعتقاد داشتند باید پیش از آنکه اجازه تسلیم به ژاپنیها داده میشد، بمبهای بیشتری ریخته میشد و این به دلیل همان عملکرد رسانه در اهریمنسازی از ژاپنیها بود. پیش از جنگ خلیجفارس در سال 1991، اغلب اعضای کنگره امریکا صدام حسین را هیتلر جدیدی وصف میکردند، آنان بر تشابهات میان بمباران شیمیایی کردها توسط صدام و قتل عام یهودیان توسط هیتلر، تهاجم عراق به کویت و تهاجم آلمان به چکسلواکی و لهستان تأکید میکردند. یکی از مؤثرترین فنون در تحریک به خصومت علیه دشمن، استفاده از داستانهایی در مورد قساوت و بیرحمی طرف مقابل است. مثالها: 1- در جریان جنگ دوم جهانی، متحدین با انتشار گسترده این که سربازان آلمانی در بلژیک، دستان کودکان را قطع میکردند، در برانگیختن خصومت علیه آلمانها بسیار موفق بودند. 2- صدام حسین، در جریان جنگ خلیجفارس سعی بر آن داشت تا از حربه اهریمنسازی از نیروهای امریکایی بهره گیرد؛ در این جنگ، صدام حسین اعلام کرد که نیروهای امریکایی یک کارخانه شیرخشک نوزادان را بمباران کردهاند و خبرنگاران سی.ان.ان را هم به آنجا برد، اما آنها از یک خرابه فیلمبرداری کرده بودند. 3- کارشناسان جنگ روانی با ترسیم چهره درد و سختی کشیده قربانیان بیرحمیها، خشم و غضب مردم خوری و احساس همدردی با قربانیان را برمیانگیزند. به عنوان مثال زمانی که یک دختر پانزده ساله کویتی، در برابر کنگره امریکا شهادت داد که سربازان عراقی در کویت، نوزادان را میکشتند و دستگاههای نگهداری نوزادان را به عراق منتقل میکردند، افکارعمومی جهان بسیار متأثر شد در حالی که مردم نمیدانستند که وی دختر سفیر کویت در واشنگتن و عضو خانواده سلطنتی است و شهادت وی کاملاً صحنهسازی شده بود. 23- فريب ارائه وارونه واقعيت(تحريف واقعيت) فريب از عناصر سنتي در جنگهاي سياسي و نظامي به شمار مي رود. بسياري استدلال مي كنند كه فريب ويژگي ذاتي همه تعاملات انساني است. خواسته و ناخواسته همه ما ممكن است گرفتار فريب شويم. فريب از واقعيتهاي زندگي ماست. هر روز كه مي گذرد مصاديق فريب بيشتر و نياز به درك آن محسوس تر مي شود.فريب عبارت است از ارايه وارونه واقعيت براي دستيابي به برخي برتريها. وزارت دفاع آمريكا فريب را به شرح زير تعريف مي كند: «اقدام نمايشي است كه به منظور گمراه كردن دشمن انجام مي گيرد، تا با جعل، تحريف و دستكاري در شواهد، باعث شويم واكنش دشمن به ضرر منافع او تمام شود.» منطق سر در گم كردن طرف مقابل واضح است و اثرات مثبت آن به سرعت خود را نشان مي دهد. نخستين جنگ ثبت شده در تاريخ، اشغال شهر تروا توسط يونانيان در قرن 12 پيش از ميلاد است و داستان معروف اسب تروا نيز نخستين نمونه ثبت شده از فريب در جنگ است. سان تزو در پانصد سال قبل از ميلاد، پايه و اساس تمام جنگها را فريب مي داند؛ وي اصول فريب را چنين بيان مي كند: هنگامي كه آماده حمله مي شويم، بايد خود را ناتوان جلوه دهيم، هنگامي كه از قدرتمان بهره مي بريم، بايد سست و بي حال جلوه نماييم. هنگامي كه نزديك هستيم بايد به دشمن اطمينان دهيم كه در دور دست قرار داريم و هنگامي كه دور مي باشيم بايد به او گمان نزديكي دهيم. اجازه پيشي گرفتن به دشمن بدهيد وانمود نماييد كه مختل شده ايد، سپس خردش كنيد. به او زماني كه آماده نيست حمله كنيد و در جايي ظاهر شويد كه انتظارتان را ندارد. با توجه به اين نكات است كه من مي توانم پيش بيني كنم، چه كسي پيروز و چه كسي مغلوب مي شود. البته ناگفته نماند كه سان تزو معتقد است در ميان اغتشاش و هرج و مرج جنگ، نظمي بي سر و ته موج مي زند. به اعتقاد سان تزو، بي نظمي تظاهري، نيازي به ترتيب تمام عيار دارد. تظاهر به وحشت نياز به شجاعت دارد و تظاهر به ضعف، مستلزم داشتن قدرت است. تحريف واقعيتها در رسانه هم نوعي فريب محسوب ميشود و يكي از ناجوانمردانهترين شگردهاي رسانهاي است. تحریف نوعی تغییر است و دو نوع است: تحریف لفظی و معنوی. تحریف لفظی این است که ظاهر مطلبی را عوض کنند؛ مثلا در گفتار، عبارتی حذف و یا اضافه گردد. تحریف معنوی آن است که مطلب را خلاف مقصد و معنای گوینده معنا کنند کلمه تحریف را به خصوص در مورد یهودیها به کار بردهاند و معلوم میشود که اینها قهرمان تحریف در طول تاریخ هستند. مثالها: 1- از قديم گفتهاند: «الحرب خدعه» حالا به مثالهايي از اين فريبها در جنگ توجه فرماييد: الف- در شب فتح مكه مسلمانان مشعلهاي زيادي روشن كردند كه در ترسيدن كفار از تعداد زياد مسلمانان و تسليم شدن آنها بسيار موثر بود. ب- بر سر نيزه كردن قرآن توسط عمروعاص در جنگ صفين ج- دادن شيپور به هر نفر توسط كيدئون باعث شد كه با گروهي 300 نفره بر گروهي 1000 نفره غلبه كند.(دوره مادها) د- در جنگهاي صحرا ، مهاجمان با پوشيدن برعكس كفشها باعث ميشدند دشمن فكر كند آنها در حال عقبنشيني بودهاند. ه- در جنگ جهاني دوم، دولت انگلستان در زمين هاي دور از شهرها ، لامپ نصب كرده بود و شبها با قطع جريان برق شهرها و روشن كردن اين لامپها باعث فريب بمبافكنهاي دشمن ميشد. 2- يكي از تكنيكهاي جلب مشتري در بازار ، شلوغ نشان دادن جلوي مغازه است و متاسفانه بعضي بازاريان با استخدام چند نفر براي شلوغي از اين تكنيك استفاده ميكنند.( البته آنها دقت ميكنند كه ازدحام جمعيت باعث انصراف برخي از مشتريها نشود چون از قديم گفتهاند : ايستادن بيجا، مانع كسب است!) 3- « بي بي سي» براي جلب نظر مخاطبان اخبار كاملا صحيحي را منتشر ميكنند سپس بين آنها چند خبر ساختگي نيز قرار ميدهد. اين شيوهاي معمول در رسانههاي فارسي زبان غربي ميباشد. |
|||
|
|
۱۶:۰۷, ۳/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۱ ۱۲:۲۲ توسط SARV.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
25- ارايه اطلاعات گزينش شده(كنترل بازتابي- جمعآوري كارتهاي يكدست)
[b]انتشار اطلاعات دستچين شده براي جهت دهي مخاطب در كانال مورد نظر رسانه افكار عمومي بايد براي تصميم گيري اطلاعات در اختيار داشته باشد (تصميم عبارت است از يافتن مجهولات با استفاده از معلومات) اكنون اگر اين اطلاعات دستچين شده باشد، افكار عمومي نيز به نتايج موردنظر مي رسد (نظريه كاشت). به عبارت ديگر رسانه ها با دادن اطلاعات طبقه بندي شده و خاص به مخاطبان باعث مي شوند افكار عمومي نتايج موردنظر را از اطلاعات به دست آورد، هر چند كه رسانه ها نيز نتيجه گيري نكرده باشند. البته در مواقعي كه شهروندان سواد و معلومات كمتري دارند و يا با ايده موردنظر موافق اند، نتيجه گيريها بصورت مستقيم به آنها عرضه مي شود.خبرگزاری ها براي دستيابي به اين تكنيك، از شيوههاي زير استفاده ميكنند: الف- پارهگويي حقيقت: يكي از عناصر ششگانه خبر(شامل كه، كجا، كي، چه، چرا، چگونه) حذف ميشود. مثلا تيتر روزنامه را مطابق با سليقه خود و با حذف يكي از اين شش عنصر مينويسند. ب- نرمخبر: اخبار غيرمطلوب با پوششي بذلهگويانه و همراه با تفسيري دلخواه ارائه ميشود. ج- بررسي موردي: يك سوژه را مانند يك فيلم مستند از ابتدا تا انتها پوشش خبري ميدهند مانند داستان قتل ندا آقاسلطاني در اغتشاشات بعد از انتخابات رياست جمهوري د- تلفيق مطالب پراكنده بصورت كل يكپارچه: قرار دادن اطلاعات غيرمرتبط و نتيجهگيري دلخواه ه- ارائه نظر بجاي حقيقت: نظر شخصي خود را بجاي خبر واقعي جا مياندازند. مثلا « همه مخالفان ما پرونده سياسي دارند و صلاحيت آنها در انتخابات رد خواهد شد.» و- جهتدار كردن: القاي اين مطلب كه جهان بصورت جبري به سوي جهاني شدن و توسعه با الگوي غربي پيش ميرود. ز- استفاده از عاطفه مخاطبان: با استفاده از كلماتي مانند تبعيض، ظلم به زنان، فشار بر كودكان، شكنجه، قانون ستيزي و ... مخاطب را احساساتي ميكنند تا نظر خود را القا كنند. نامشخص بودن خبر از تفسير: بدون انعكاس خبر اصلي، به تفسير و تحليل ميپردازند بنابراين به احتمال زياد مخاطب تفسير آنها را به جاي خبر استفاده خواهد كرد. ***اين روش در حوزه سياست خارجه و سازمانهاي اطلاعاتي با نام كنترل بازتابي شناخته ميشود. روش كنترل بازتابي عبارت است از ايجاد الگو يا ارايه اطلاعات ناقص و محدودي كه ورود سياستمدار را به مسير از پيش تعيين شده سبب مي شود، بدون اينكه دريابد چه كساني او را به اين مسير كشانده اند. هدف از كار، بيش از هر چيز، تأثيرگذاري بر سيستم كنترل، فرماندهي و تصميم سازي مخاطب است. در اين روش به طور همزمان در تمامي رسانه ها، واقعيات با استفاده از تجهيزات پيشرفته داده پردازي يا پردازشگري اخبار تدوين شده و طبيعي تر از گذشته تحريف و به سوي مخاطب فرستاده مي شود. البته نبايد فراموش كرد كه براي انجام روش كنترل بازتابي، نمي توان از محيط و حوزه «سفيد» استفاده كرد و به ناچار، بايد در حيطه و حوزه «سياه» و «خاكستري» اين روش به اجرا در آيد. در فرهنگ عمليات رواني، روش كنترل بازتابي با عنوان «حملات شبكه انساني» نيز ناميده مي شود. براساس اين تكنيك، مجريان عمليات رواني، شبيه سازي افكار، پنهان كاري و انواع فناوريهاي تغيير افكار را فراهم مي آورند و خطاهاي بسياري را به فرايند فرماندهي و تصميم سازي مخاطب تحميل مي كنند. نتيجه اين است كه در نهايت، ذهن مخاطب مضطرب و مشوش مي شود. در راستاي دستيابي به اهداف تعيين شده، عمليات كنترل بازتاب به عنوان يك سلاح اطلاعاتي، از قدرت آتش بيشتري براي تأثيرگذاري برخوردار است. روش كنترل بازتاب، شيوه اي براي دستيابي به سلطه «ژئوپليتيكي» و ساز و كاري براي در اختيار گرفتن روند مذاكرات سياسي به حساب مي آيد. در اين زمينه، طراحان كنترل بازتاب با تدوين و تنظيم برخي اطلاعات درست و غلط مي كوشند در سازمان اطلاعاتي كشور موردنظر و يا ساختار فكري مخاطب آماج نفوذ كنند و بدين ترتيب، فرآيند تصميم گيري آن فرد يا كشور را تحت تأثير قرار دهند. بنابراين طرفين مذاكره يا بايد خود به اين روش آگاهي كامل داشته باشند و يا از مشاوره و همراهي كارشناسان عمليات رواني بهره گيرند. *** اين تكنيك در حوزه تبليغات با نام جمعآوري كارتهاي يكدست شناخته ميشود. تکنیک جمع آوری کارت های یکدست، به معنی انتخاب جزئیات و تکه های پراکنده ای از یک موضوع یا یک واقعه است که از میان انبوهی از اطلاعات واقعی وغیر واقعی دست چین شده اند به نحوی که با یکدیگر مطابقت می کنند.این جزئیات یا تکه ها ممکن است حقایقی مربوط به یک موضوع ویا یک واقعه باشد، یا ممکن است انتخابی از سخنان و مدارک کذب باشد، یا تهیه مدارک انحرافی از جریان خاص باشد، یا ابزار بیانات منطقی یا غیر منطقی به منظور متقاعد ساختن دیگران برای پذیرش یا عدم پذیرش یک ایده، برنامه، شخص یا نوعی کالا یا محصول باشد.به عبارت دیگر، این تکنیک عبارت است از انتخاب بحث ها و یا مدارکی است که بخاطر حمایت از یک موضوع و نادیده گرفتن دلایل و استدلال هائی است که برای پشتیبانی از موضوع مخالف ارائه می شود.جزئیات بحث های انتخاب شده ممکن است صحیح باشد یا باطل. این تکنیک زمانی که بحث بر اساس صحیحی انجام می شود احتمالا بسیار موثر عمل می کند. ولی چنانچه مواضع مختلف درباره یک موضوع از موقعیت استدلالی برابری برخوردار باشند، تاثیر چندانی نخواهد داشت و احتمالا نادیده گرفته می شود. زیرا در چنین موقعیتی آشکار کردن حقیقت کار چندان سهلی نخواهد بود. بهترین نمونه های تکنیک کارت های یکدست را می توان در تبلیغاتی مشاهده کردکه برای معرفی فیلم های سینمائی ارائه می شوند، بویژه آن بخش از نظریات منتقدین سینمائی که جنبه نقل قول دارد. معمولا در تبلیغات سینمائی، آن دسته از نقل قول های منتقدین با دقت انتخاب می شوند که ارزیابی آنها از فیلم مثبت تر است. بدون تردید، اظهار نظرهای منتقدین دربارهء فیلم های مورد نظر، که در تبلیغ فیلم مورد استفاده قرار گرفته اند، صحیح است. ولی منتقدین احتمالا مسایل دیگری را در ارتباط با فیلم مورد نظر که جنبه منفی داشته و یا کمتر مثبت بوده است بیان داشته اند که در تبلیغ فیلم به آنها اشاره نشده ویا حذف شده اند. بسیاری از آگهی های تجاری که مصاحبه شهروندان عادی را درباره تولیدات مختلف نشان می دهند از همین تکنیک کارت های یکدست استفاده می کنند.معمولا در اینگونه مصاحبه های تبلیغاتی، مصاحبه کننده تلویزیونی از خانمی که در یک فروشگاه مشغول خرید است سوال می کند« ممکن است که بگوئید که آیا طعم این قهوه مانند ظاهر آن مطلوب است؟». خانم پاسخ می دهد« بله، طعم آن مانند ظاهرش عالی است». در اینجا نیز مسئولین آگهی، تنها آن دسته از مصاحبه های انجام شده را نمایش می دهند که از کالای مورد نظر تمجید کرده اند، ولی تلویزیون هیچ گاه آن دسته از مصاحبه شونده هايی را که پاسخ آنها منفی بوده است نشان نمی دهند. استفاده از تکنیک کارت های یکدست در روابط بین الملل نیز دارای کاربرد است. زمانی که ژنرال نوریه گا، رئیس جمهور وقت پاناما در ژانویه1990 به آمریکا آورده شد، عکس او که نشان میداد تی شرت سبز رنگی بر تن داشت و دستبندی بر دست که هویت او را به عنوان یک مجرم معرفی می کرد از طرف دولت آمریکا منتشر شد. این عکس به طور گسترده ای در سراسر آمریکا در اختیار فرستنده های تلویزیونی، مجلات و روزنامه ها قرار گرفت. وکلای مدافع رهبر خلع شده پاناما، با ارائه شکایتی به دادگاه، از این اقدام دولت آمریکا که حقوق متهم را نقض کرده و در نتیجه هیئت منصفه را تحت تاثیر منفی قرار داده است و بدین ترتیب امید هر گونه محاکمه عادلانه را ازبین برده است، اعتراض نمودند. اين تكنيك مانند اين است كه فردي را در تاريكي قرار دهيم و در مسيرش چراغهايي را روشن كنيم. نتيجه، حركت فرد در مسير مطلوب ما خواهد بود. مثالها: 1- يك روز چند روزنامه وابسته به گروههاي متفاوت را مطالعه كنيد وببينيد كه هر روزنامه به چه مطالبي علاقهمند بوده است و به شما چه نتيجهاي از وضع جامعه را القا مي كنند. اگر شما فقط به يك روزنامه بسنده كنيد در زميني بازي خواهيد كرد كه او طراحي كرده است و اگر هم در اين زمين گلي بزنيد آن گل هم مطلوب او خواهد بود! 2- شما تيتر روزنامههاي متعلق به گروههاي موسوم به دوم خرداد را پيش و پس از انتخابات رياست جمهوري دهم بررسي نماييد. تيترهايي مانند: «تشكيل كميته صيانت از آرا ، افزايش 30 درصدي صندوقهاي سيار ، عدم صدور كارت براي نمايندگان كانديداها و ...» اگر فقط به اين روزنامه ها اكتفا كنيد سرانجام شما را به اين جمله ميرساند: «قرار است در انتخابات تقلب شود» حالا شما بعد از قبول اين نتيجهگيري هر عملي انجام دهيد مطلوب آنها خواهد بود. 26- تعميم افراطي [b]استفاده از واژههاي عاطفي براي اثبات مطلبي در تعميم افراطي واژه ها و اصطلاحاتي به كار گرفته مي شوند كه به لحاظ عاطفي و مجازي بيانگر مفاهيم ارزشي و اعتقادات راسخي هستند كه ثابت كردن آنها نياز به اطلاعات يا استدلال خاصي ندارد. البته چنين واژه ها و اصطلاحاتي تصورات مختلفي را در اذهان افراد مختلف متبادر مي سازند، اما دلالت ضمني آنها همواره مطلوب و مؤثر بوده است.مثال: 1- مطبوعات غربي با استفاده از كلماتي مانند « حقوق بشر ، انسان بودن و ... » جوي عاطفي ايجاد ميكنند تا از دينهاي ساختگي خودشان مانند بهائيت حمايت كنند درحالي كه اسناد معتبر نشان ميدهد اين دين ساخته دست انگليس است تا از اعضاي آن براي جاسوسي در ايران استفاده كند. 27- تزريق اطلاعات و نظرات نادرست و تكذيب آن انتشار خبر دروغ + تكذيب آن پس از استفاده رهبران افكار عمومي شيوه تزريق اطلاعات و نظرات نادرست و تكذيب آن هر چند شيوه اي غيراخلاقي است اما به وفور از آن استفاده مي شود. در اين شيوه اطلاعات غلط و نادرست كه مطلوب مردم و جريان افكار عمومي است به آنان تزريق مي شود و چون اين اطلاعات غلط مورد علاقه جريان افكار عمومي است، كسي در صحت و سقم آن ترديد نمي كند و زماني كه رهبران افكار عمومي از آن اطلاعات به صورت رسمي بهره گرفتند، با تكذيب صاحب خبر مواجه مي شوند، كه اين امر باعث بي اعتباري رهبران فكري جماعت موردنظر مي شود.البته در بعضي مواقع روند تكذيب، شامل اطلاعات موثق نيز مي شود. مثالها: 1- در دوران مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري دهم، جمله زير به نقل از امام خميني در مورد يكي از كانديداها بصورت زير منتشر شد: «اگر خدمات شما به اين كشور نبود شما را در زمره منافقين قرار مي دادم!» بعد از استفاده گروهي از اين جمله برضد فرد مورد نظر ، عنوان شد كه اين جمله در هيچ يك از سخنرانيها و مكتوبات امام خميني وجود ندارد درنتيجه استفاده كنندگان متهم به دروغگويي شدند. (به نظر ميرسد اين جمله توسط ستاد همان كانديدا و با استفاده از همين تكنيك ساخته شده است.) 28- ادعا به جاي واقعيت [b]طرح يك خبر مشكوك با هدف كسب اطلاعات قطعي رسانه هاي خبري براي دستيابي به اهداف خود گاهي ادعاهايي عليه افراد، گروهها و رسانه هاي رقيب مطرح مي كنند و آنان را مجبور به پاسخگويي مي نمايند. در اين روش اخبار مخابره شده يا به چاپ رسيده، نوعي ادعا به جاي واقعيت را در ذهن مخاطب تداعي مي كند و با استفاده از كلماتي مانند «ادعا» سعي مي كنند اولاً خبر را از دست ندهند، همچنين صحت و سقم خبر را به گردن منبع مدعي آن انداخته و در نهايت، چنانچه خبر مورد تأييد قرار گرفت، اعتبار پخش آن را نصيب خود كند و پيام مدنظر را به مخاطب القا كنند.در شايعه منبع خبر را نمي گوييم اما در اين نوع خبر به عمد، منبع خبر را بيان مي كنيم، ولي منبعي كه بي اعتبار است و بارها مورد تكذيب قرار گرفته است. اين شيوه در حقيقت مانند يك برگ دوطرف برنده است(نوعي بازي برد-برد) استفاده كنندگان از آن، چه ادعا را رد و چه آن را تأييد كنند در هر دو صورت جواب خود را گرفته اند. مثالها: 1- در جريان حمله آمريكا به افغانستان، پس از هر بمباران شديد مقرهاي طالبان، ادعاهايي مبني بر كشته شدن بن لادن از سوي رسانه هاي آمريكايي و رسانه هاي همسو با آنها مطرح مي شد. زماني كه طالبان خبر را تكذيب مي كردند، آمريكاييها مي فهميدند، تلاش آنها در انهدام مواضع طالبان چندان مؤثر نبوده است. اگر طالبان سكوت مي كردند، اين سكوت صحت ادعاي آمريكاييها را اثبات مي كرد و نيروهاي طالبان را نيز از نظر روحي تضعيف مي كرد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آشنایی با دو فراتکنیک پرکاربرد در عملیات روانی | SARV | 0 | 1,545 |
۱۳/تیر/۹۱ ۰:۱۶ آخرین ارسال: SARV |
|








