تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: علت عدم رغبت پسران به ازدواج!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
(۶/تیر/۹۱ ۱۴:۱۵)M912 نوشته است: [ -> ]
(۶/تیر/۹۱ ۱۳:۲۸)محمداحسان نوشته است: [ -> ]
بسم الله الرحمان الرحیم
سلام

دوستان گرامی ! تمام صحبت هاتون رو قبول دارم چون خودم متاهل هستم و دستم توی خرج زندگی هست .

اما از یک نکته نباید هرگز غافل شد که خدای بزرگ و بلند مرتبه روزی رسان است مخصوصا موقع

ازدواج و تشکیل خانواده و همچنین موقع بچه دار شدن! بقولی هرآنکس که دندان دهد نان دهد!


هیچ امری نزد خدا بهتر از امر ازدواج نیست جون سنت پیامبر گرامی اسلام می باشد با تمام مشکلات و

مصائب امروزه اگر قصد ازدواج
داشته باشیم با توکل به پروردگار همه آن مشکلات آسان ومیسر خواهد

شد کافی است کمی سطح توقعات خود را پائین تر بیاوریم و کمی معقول تر خرج نمائیم .


و از همه مهمتر خودمان در این امر کاملا جدی و استوار باشیم!

به فرموده یکی از دوستان تالار دختر و پسر خوب کم هم نیست کافی است برخی از خواسته های

فرعی انتخاب همسر را نادیده
بگیریم و ملاک اصلی را بر تقوا و پاکدامنی و وفاداری و حسن خلق قرار

دهیم مطمئن باشید در این صورت امر ازدواج بسیار سهل و
شیرین می شود.


یا حق





من خودمم متاهل هستم و واسه اینه که میگم مشکل مالی اصلی ترین چیزه
شما خیلی راحت میگی خدا روزی رسونه و من هم میگم بر منکرش لعنت اما مسئله ای هم هست به نام فقر و مشکل اصلی هم همینه وقتی میری ازدواج کنی اگه بابات نباشه از کجا بیاری یه جشن بگیری یا یه هدیه بگیری واسه خانومت که هزارتا هم جشن مذهبی و تاریخی هم داریم اینا رو هم نخواد سرویس و مهریه هم که نخواد یه خونه که میخواد !!!!
تو تهران با 10 میلیون 20 میلیون میتونی یه خونه اجاره کنی که ماهی باید 100 تومن 200 تومن کرایه خونی بدی
این خانوم باید از آب و برق و گاز حتما استفاده کنه حالا اگه تلفن و اینترنت رو صرفه جویی کنه باید یه چیزی بخوره حالا اگه مثلا گوشت هر ماه نخره مرغ هر ماه نخره روغن و برنج و نون که میخواد؟؟؟
حالا خیلی صرفه جویی کنه سالی یبار هم نره مسافرت هفته ای دو بار که باید خونه بابا و مامانش بره؟؟؟
سالی یبار هم که واسه هم هدیه نخرین فک و فامیل که عروسی میکنن بچه میارن خونه میخرن نمیشه که کادو نگرفت؟؟؟
با حساب اینکه تو جمع فامیل همیشه یه لباس بپوشین و اصلا نه کفش بخواین نه لباس تابستونیو زمستونی هیچییییی

وقتی تو هر کدومش بلنگی میشه فقر و کم نیستن اینجور گرفتاری ها!! حالا من خلاصه گفتم

خوب دختر خوب رو هم این چیزا خسته میکنه درسته صبر میکنه گلایه نمیکنه اصلا همیشه میگه خدا رو شکر اما واقعا سختیش رو میکشه و بار اصلی این مشکلات رو مرد خونه میکشه
مگه بیکاره بنده خدا بره زن بگیره

(۶/تیر/۹۱ ۱۳:۵۸)وحید110 نوشته است: [ -> ]خواهر گرامی به عنوان پژوهش نظر کنید "علت عدم رغبت پسران به ازدواج!"

منم منظورم به همون پژوهش بود چون دقیقا یه قسمتش این بود که زن اینطوری و اونطوریه در صورتی که دختر خوب هم کم نیست و اینکه خود خدا وعده داده خوب ها و پاکدامن ها برای هم دیگه هستن

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست عزیز :[/font]
[font=B Mitra]همین تفکر شما اشتباهه دیگه ! یعنی چی پدرش نباشه ، هیچکاری نمی تونه بکنه ؟ سطح توقع دختران جوان بالا رفته . متاسفانه همه ظاهر بین شدن . اینقدر هم وضع مملکت رو بهونه نگیرین ؛ خانواده ها سطح توقع شون رو پائین بیارن ، همه چیز حل میشه . طلا گرونه ؟ الان نخیرین ؛ بعدا که دستتون اومد برین بخرین . خونه ندارین ، یه کوچکترش رو اجاره کنین . حتما لازم نیست که خونه ی 100 متری اجاره کنین . و خیلی مثال دیگه . . .

یه مثال میزنم تا دستتون بیاد :
پدر بنده سال 68 که ازدواج کردن ، 100 هزار تومن وام گرفتن و مراسم عروسی ساده ای برگزار کردن . اون موقع ما هیچی نداشتیم . اما به فضل خداوند متعال سال به سال وضع زندگی مون بهتر شد و از اونجایی که پدرم طراحی پلان ساختمانی انجام میداد ، اوضاع زندگی مون بهتر شد . پدرم کارمند شهرداری بود و ماهی 5000 هزار تومن حقوق میگرفت که 7000 هزار تومن میدادیم اجاره خونه ! کل زندگی مون از طریق طراحی پلان ساختمانی تامین میشد و خیلی جاها دستمون رو گرفت . اونموقع پدر یه کارمند معمولی بود . اما الان مدیرعامل یکی از سازمانهای دولتیه . بعضی اوقات خدا یه جورایی دستمون رو گرفت که بیشتر شبیه به معجزه بود . البته این رو هم بگم که پدرم فرد شناخته شده ای بود . بهتره بگم که خانواده ی شناخته شده ای داشتن . بهترین جای شهر سوپرمارکت داشتن . ولی پدرم اصلا پولی از پدرش نگرفت . از سال 60 ـ 61 که فوتبال بازی میکردن ، جذب یکی از باشگاههای معروف استان شدن و در لیگ برتر کشور (که اونموقع دسته 1 بود) بازی میکردن . اما باور کنین اونموقع خیلی به بازیکنا پول نمی دادن . . .
طولانی شد ؛ اما حقیقته که خدا واقعا دستمون رو گرفت . . .
امیدوارم توضیحاتم کافی بوده باشه .
در پناه الله
یا مهدی مدد
نقل قول:سلام دوست عزیز :
همین تفکر شما اشتباهه دیگه ! یعنی چی پدرش نباشه ، هیچکاری نمی تونه بکنه ؟ سطح توقع دختران جوان بالا رفته . متاسفانه همه ظاهر بین شدن . اینقدر هم وضع مملکت رو بهونه نگیرین ؛ خانواده ها سطح توقع شون رو پائین بیارن ، همه چیز حل میشه . طلا گرونه ؟ الان نخیرین ؛ بعدا که دستتون اومد برین بخرین . خونه ندارین ، یه کوچکترش رو اجاره کنین . حتما لازم نیست که خونه ی 100 متری اجاره کنین . و خیلی مثال دیگه . . .
یه مثال میزنم تا دستتون بیاد :
پدر بنده سال 68 که ازدواج کردن ، 500 هزار تومن وام گرفتن و مراسم عروسی ساده ای برگزار کردن . اون موقع ما هیچی نداشتیم . اما به فضل خداوند متعال سال به سال وضع زندگی مون بهتر شد و از اونجایی که پدرم طراحی پلان ساختمانی انجام میداد ، اوضاع زندگی مون بهتر شد . پدرم کارمند شهرداری بود و ماهی 5000 هزار تومن حقوق میگرفت که 7000 هزار تومن میدادیم اجاره خونه ! کل زندگی مون از طریق طراحی پلان ساختمانی تامین میشد و خیلی جاها دستمون رو گرفت . اونموقع پدر یه کارمند معمولی بود . اما الان مدیرعامل یکی از سازمانهای دولتیه . بعضی اوقات خدا یه جورایی دستمون رو گرفت که بیشتر شبیه به معجزه بود . البته این رو هم بگم که پدرم فرد شناخته شده ای بود . بهتره بگم که خانواده ی شناخته شده ای داشتن . بهترین جای شهر سوپرمارکت داشتن . ولی پدرم اصلا پولی از پدرش نگرفت . از سال 60 ـ 61 که فوتبال بازی میکردن ، جذب یکی از باشگاههای معروف استان شدن و در لیگ برتر کشور (که اونموقع دسته 1 بود) بازی میکردن . اما باور کنین اونموقع خیلی به بازیکنا پول نمی دادن . . .
طولانی شد ؛ اما حقیقته که خدا واقعا دستمون رو گرفت . . .
امیدوارم توضیحاتم کافی بوده باشه .
در پناه الله
یا مهدی مدد
علیک سلام
عزیزم مثل اینکه شما اصلا نوشته های منو دقیق نخوندین
اولا اون چیزی که نوشتین مربوط به اون سال ها میشد من یه جوونی هستم که سال 90 ازدواج کردم و اومدم سر خونه زندگیم پس چیزی که من دارم میگم مطمئن باش سندیتش بیشتره
در مورد قانع بودن هم من دقیقا یه زندگی بخور و نمیر رو توضیح دادم کجای تهران خونه 100 متریش رو با بیست میلیون بهت میدن؟؟؟
خدا شاهده خونه ما 50 متر هم نیست شاید 40 متر و از روی اینکه با ما آشنا بود داده 13 تومن ماهی 100 تومن و اصلا محله آنچنانی نیست یه محله معمولی تهرانه
هیچ جا هم از مثال ها ولخرجی نبود ولخرجی یعنی ماهی یه بار مسافرت رفتن ولی سالی یبار رفتن مشهد که دیگه لازمه؟؟؟ من میگم اونم نه بخوای بری خونه پدر و مادرت پول نمیخوای؟؟؟
من گفتم اگه طلا نخری و عروسی نگیری و شام ندیدی به فک و فامیل زن که یه خونه میخواد!!!!
البته باید بگم ولخرجی یه چیزه گلوتو بگیری یه چیز دیگه
که ولخرجی نباشه گلوتو هم بگیری نمیتونی راحت زندگی کنی
لطفا دقیق تر بخونبد دوست من

این که میگی دخترا توقعشون رو باید بیارن پایین منم توضیح دادم به صفر هم برسونن بازم مشکلات زیاده حالا من گذشتم از مسئولیت های زن و شوهری که دختر پسر ها تو این زمونه اصلا یاد نگرفتن
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست عزیز :
میخوام بهتون بگم که برید شهرستان زندگی کنین ، می بینم شاید براتون مقدور نباشه . اما میتونید برای یه مدت کوتاه برید شهرستان زندگی کنید .
صبر داشته باشید . فقط صبر داشته باشید . شاید این صبر 2 ـ 3 سال طول بکشه . ولی یقینا وضعیت این شکلی نمی مونه . بخدا خیلی ها رو میشناختم که هیچی نداشتن . اما وقتی ازدواج کردن خدا بهشون کمک کرد و به وعده ای که داده بود ، عمل کرد . شما هم نسبت به فضل خداوند ناامید نباشین . انشاءالله که به فضل خودش شما رو بی نیاز میکنه «پیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» . انشاءالله که موفق باشید .
حقیر خودم در حالی دارم اینا رو مینویسم که توی شرایطی بدی قرار دارم و حس میکنم که هر چی خدا رو صدا میزنم ، صدام بهش نمیرسه . نمیدونم خدا دوست داره صدام رو بشنوه ، یا به خاطر اعمالیه که انجام دادم صدام بهش نمیرسه . الله اعلم . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد
بسم الله الرحمان الرحیم
سلام

با تشکر از خواهر محترمM912:

اینکه می گم خدا روزی رسونه ، واقعا خودم توی زندگی شخصیم بهش برخوردم . شاید این تایپک

محل مناسبی برای نوشتن شرح حال زندگی خصوصی نباشه اما من و همسرم فقط به خریدن یک

حلقه ساده و نازک اکتفا کردیم 150نفر از مهمانان نزدیک را دعوت کردیم
شام هم فقط یک قلم بود

بدون تشریفات اضافی و اسراف کاری معمول. مهریه هم که 114عدد سکه بود.


بدون هیچ پشتوانه مالی از هیچ جا فقط و فقط با همان وام ازدواج که در سال 1384 مبلغ یک میلیون

تومان برای هر دو نفرمان بود. پدر هم که چندسال پیش عمرشون رو داد به شما.

خدا
صاحبخانه ای نصیبمان کرد که پول ودیعه کمی از ما گرفت الان بعد از 7 سال نیز هیچ مبلغ دیگری

اضافه نکرده .


شاید باورتون نشه اصلا نمیدونم با پول کمی که داشتیم چطور خداوند مراسم عروسی ما رو جور کرد

. شاید تو این چندسال فقط
یکی دو بار مسافرت رفته باشیم ولی هیچ جوره کمبودی حس نکردیم .

ازدواج که همه اش مسافرت و مهریه و مراسم های آنچنانی
نیست دو انسان در وهله اول ازدواج می

کنند که مانند یک لباس عیبهای یکدیگر رو بپوشونند و بعدش هم برای آرامش روح و روان و
عامل مهم

دیگر این که ایمان خودشون را کامل کنند.


تمامی اینها را گفتم که فقط به یک جمله برسم و اینکه فقط یه کمی قانع باشیم و کم توقع. هرچیزی

رو که سخت گرفتی و بزرگش کردی بهت سخت می گیره و از پسش بر نمی آیی .


خواهر گرامی! خدا از همه چیز بزرگتر و تواناتر است . این مشکلات در برابر اراده خدا هیچ و پوچ است.

شما به خدا توکل کن مطمئنا خودش چاره ساز است.


ممنون که حوصله به خرج دادید و نوشته ای این حقیر رو خوندید.

یا حق




ببینید ...............هم مشکلات جامعه زیاده (مشکلات مالی) هم اینکه ..خوب بالاخره سطح توقع مردم هم بالا رفته....نمیشه گفت فقط اینه یا اینکه فقط اون یکیه.......Blush
البته میشه حلش کرد..........اگه اول دنبال کار خوب باشیم و بعد از پیدا کردن ازدواج کنیم ....هم از توقعات طرف مقابل بر میاییم هم اینکه با پس انداز و سرمایه جمع شده از مشکلات مالی برمیایم......
ولی خوب یه مشکلی هست این که ......:سن ازدواج بالا میره و اینکه همه که نمی تونن کار درس حسابی جور کنن....ConfusedHuh


پس بالاخره باید چی کار کرد....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!Confused
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلامی دوباره خدمت دوستان :
بابا ما هم که داریم همین رو میگیم دیگه ! همونطور که محمد احسان عزیز گفت ، باید سطح توقعات رو پائین بیاریم . باید به فضل و کرم خدا ایمان داشته باشیم . اینکه بگی خدا روزی رسونه و بعد بشینی توی خونه که خدا همینجوری عین بارون برات پول نمیریزه . 21 سال سنمه و دارم از پدرم پول توجیبی میگیرم . اما سختمه . تا حالا 10 جا رفتم کارهام و نشون دادم . حتی برای برنامه 90 هم یه دکور فرستادم . بالاخره که یه در باز میشه . همیشه قرار نیست همه ی درها بسته بمونه . دقت کردین که چقدر محمد احسان عزیز همه چی رو ساده گرفتن . بخدا خانواده ی ما هم همین طوری بوده . اگه واقعا زن و شوهر همدیگه رو دوست داشته باشن ، اصلا این چیزا رو ملاک نمیدونن . اما اگه چه دختر ، چه پسر به فکر این باشه که کاستی های خونه ی پدری رو خونه ی شوهر یا همسر خودش جبران کنه ، همه چیز رو بهم میریزه .
مگه حقیر به عنوان یه جوون دوست ندارم زودتر سروسامون بگیرم ؟ چرا . اما مگه میشه با این سطح توقعات ازدواج کرد . اون 40 حدیثی که صفحه ی قبل از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه ی معصومین (علیهم السلام) گذاشتم رو خوندین ؟
[b]
پیامبر اكرم (صل الله علیه و آله) می فرمایند :
وقتی كسی كه به خواستگاری می آید و اخلاق و دین اش مایه رضایت است به او زن دهید كه اگر چنین نكنید ، فتنه و فساد زمین را پر خواهد كرد.
(نهج الفصاحه ، ح247)

اما الان ملاک برای ازدواج چی شده ؟ مدرک ، خونه ، ماشین ، سرمایه و . . . !
آخرش میشه چی ، میشه اینکه آمار گناه و زنا توی مملکت اسلامی میره بالا ، دخترها و پسرها هم سن ازدواج شون بیشتر میشه .
باز هم میگم ، اینقدر گرونی رو بهونه نگیرین ؛ بالاخره برای کسی که پول نداره ، کالای 10 هزار تومنی هم گرونه ...
در پناه الله
یا مهدی مدد
[/b]
(۶/تیر/۹۱ ۱۵:۵۱)aleerz نوشته است: [ -> ]
(۶/تیر/۹۱ ۱۵:۲۹)aleerz نوشته است: [ -> ]پس بالاخره باید چی کار کرد....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!Confused

راه حل لطفا..........Blush

[b]بسم الله الرحمن الرحیم
با سلامی دوباره :[/b]
باید سطح توقعات رو تا حد امکان پائین بیاریم . . . فعلا تنها راه حل همینه . . . اگه میتونیم ، بسم الله ؛ اگه نمی تونیم ، اینقدر از زمین و زمان ایراد نگیریم . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد
(۶/تیر/۹۱ ۱۵:۵۸)جویای حقیقت نوشته است: [ -> ]
(۶/تیر/۹۱ ۱۵:۵۱)aleerz نوشته است: [ -> ]راه حل لطفا..........Blush


[b]بسم الله الرحمن الرحیم
با سلامی دوباره :
باید سطح توقعات رو تا حد امکان پائین بیاریم . . . فعلا تنها راه حل همینه . . . اگه میتونیم ، بسم الله ؛ اگه نمی تونیم ، اینقدر از زمین و زمان ایراد نگیریم . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد


دقیقا منم موافقم!!!
همه چیز از خود آدم شروع میشه!!!
شما اگه خودت توقعت رو تو انتخاب همسر بیاری پایین...وقتی هم که میری خواستگاری با اون خانم که میخواید صحبت کنید رک و راست داشته ها و نداشته ها و تلاشها و شرایطتونو بگید...خداوندم یه نفرو سر راحتون قرار میده که به همین صداقت و پشت کارتون اعتماد کنه و پا به پاتون بیاد!!!
به نظر من الآن بیشتر مشکلات ازدواج از اینه که جوونا و خانواده ها فکر میکنن میخوان برن تو میدون جنگ!!!
اگه مهریه رو کم بدن دخترشونو ارزون دادن دست غریبه!!!!!!(فقط خدا میدونه چقدر از این طرز فکر متنفرم!!!!:|)
اگه مهریه ی بالا رو قبول کنن سرشون کلاه رفته!!!دختره همچین مالی هم نیست!!!!(:|)
انگار خرید و فروش کالاست!!!انگار نه انگار که دو تا جوون قراره برن باهم زیر یه سقف زندگی کنن!!
وقتی طرز فکر خانواد این باشه...طرز فکر اون دختر و پسر چی میشه؟؟؟
من با حرف دوستمون که گفتن هرچی سخت بگیری سخت میشه و از پسش برنمیای موافقم!!!
تنها چیزی که اهمیت داره به نظر من تو ازدواج...بعد از مسئله ی اعتقاد و حسن خلق،کار داشتن و جنم و غیرت کار داشتن و از کاری عار نداشتن برای مرده!!وقتی کسی کار داشته باشه...هرجور شده چرخ زندگیش میچرخه...حالا زیاد یا کم...خدا بزرگه!!
به نظر من خیلی خوبه که زن هم شاغل باشه اما یه شغل مناسب که هم وقتی که برای همسر و فرزندش میذاره کم نشه و هم بتونه کمک خرج باشه!!ولی مشکل اینجاست که آقایون حس بدی بهشون دست میده که از پولی که حاصل کار خانمشونه تو زندگی استفاده کنند وقتی که خودش راضیه!!!ولی یه کم به این فکر کنید که وقتی انقدر میگید گرونی گرونی...باید پا به پای هم تلاش کنید واسه پیشرفت زندگیتون!!!
به هرحال همه چی به ما و طرز فکرمون و ارادمون تو به اجرا درآوردن طرز فکرمون برمیگرده!!!
و اینکه چقدر به وجود خداوند و مشکل گشاییش و علم حکمتش ایمان داریم...!!Blush
بسم الله الرحمان الرحیم
سلام



(۶/تیر/۹۱ ۱۵:۲۹)aleerz نوشته است: [ -> ]راه حل لطفا..........Blush

راه حل بسیار روشن و مشخص است می شود تمامی پسرانی که میل و رغبت به ازدواج ندارند! عزم خود را برای

ازدواج جزم کنند
یا علی بگویند تنبلی و چه کنم چه کنم را کنار بگذارند هرجا قیام کردی یعنی بلند شدی به خدا توکل

کردی و پیش رفتی جاده پیش
رویت هموار می شود و خود به خود تمامی موانع از سر راه برداشته می شود البته کار

آسانی نیست شیطان همه جا ندای ناامیدی
را سر می دهد .بهانه تراشی می کند نیست و نبود و نشدن را برایمان

جلوه گر می کند . از سختیها غول بزرگ غیر قابل شکست
را برایمان می سازد . اما چه باک که دست خدا و ارداه او از

همه چیز بالاتر است مخصوصا در مورد امر ازدواج و تشکیل خانواده .


یک لحظه بابا و مامان گفتن بچه ات به تمامی دنیا می ارزد . من اگر می دانستم که خدا می خواهد هدیه به این

زیبائی و بابرکتی
( محمد احسان عزیزم رو می گم) بهم بده 10سال زودتر از این ازدواج می کردم!!!!


می شود این امر خدا پسندانه را از همین تالار گهربار شروع کرد. تمامی شما پسرانی که میل و رغبت به ازدواج ندارید!

لطفا رغبت
پیدا کنید[تصویر: smile.gif]همه چیز در همان اول به خودتان بستگی دارد. لطفا دیگه دنبال راه حل نگردید. راه حل در بلند شدن و یا حق گفتن خود شماست.


یکجا نشستن و آه و ناله سردادن هیچ چیزی را درست نمی کند



یا حق
اين حرفا رو ولش دخل و خرج و توقع...
البته به خاطر رشته خودم اينو نمگم . هر كي دلش با خدا باشه نيتشم قربـت الي الله خدا خودش همه كاراشو راه ميندازه اگرم مشكلي پيش اومد با توكل به خدا آدمي كه نيتش كمال طلبي و خداست با مشكل رو در رو ميشه.
مشكل ما كمبود آگاهي هست به نظرم.
در ضمن بانك هاي اطلاعاتي ايده بسيار جالبيه كه تاييدش ميكنم. مراجع اسلامي اي بايد باشن كه مسئول همسر يابي با اطلاع خانواده ها و نه بر اساس آشنا كردن جوون ها باشه. مثلا فرم هايي رو پر كنيم از مشخصات فردي تا انتظارات شخصي و توسط يه سازمان موثق فرم ها با هم مچ بشن و بعد از تاييد خانواده ها آشنايي دو خانواده صورت بگيره. اصلا" تجربه ثابت كرده روش هاي سنتي كمتر شكست ميخورن بنظرم روش سنتي بايد در راستاي اسلاميش تكنولوژيك و سريع بشه چون هم جمعيت مجرد زياد هست هم توقعات تغيير كرده و هم با اين فساد حاكم بر دنيا ازدواج فوريت پيدا كرده.
من نميدونم اين وزارت جوانان داره چه درستي ميكنه؟!Angry
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع