۶/تیر/۹۱, ۱۷:۲۵
(۶/تیر/۹۱ ۱۵:۱۹)جویای حقیقت نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیمسلام دوست عزیز :
میخوام بهتون بگم که برید شهرستان زندگی کنین ، می بینم شاید براتون مقدور نباشه . اما میتونید برای یه مدت کوتاه برید شهرستان زندگی کنید .
صبر داشته باشید . فقط صبر داشته باشید . شاید این صبر 2 ـ 3 سال طول بکشه . ولی یقینا وضعیت این شکلی نمی مونه . بخدا خیلی ها رو میشناختم که هیچی نداشتن . اما وقتی ازدواج کردن خدا بهشون کمک کرد و به وعده ای که داده بود ، عمل کرد . شما هم نسبت به فضل خداوند ناامید نباشین . انشاءالله که به فضل خودش شما رو بی نیاز میکنه «پیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» . انشاءالله که موفق باشید .
حقیر خودم در حالی دارم اینا رو مینویسم که توی شرایطی بدی قرار دارم و حس میکنم که هر چی خدا رو صدا میزنم ، صدام بهش نمیرسه . نمیدونم خدا دوست داره صدام رو بشنوه ، یا به خاطر اعمالیه که انجام دادم صدام بهش نمیرسه . الله اعلم . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد
عزیز من اگه امید نداشتیم!!! من و جوونای امثال من الان نمیتونستیم زندگی کنیم واقعا با 400 هزار تومان فقط خدا داره کمکمون میکنه که خوشیم!!! و البته توقعاتمون هم پایینه و لی هر چی فکر میکنیم هیچ آینده ای نیست
اتفاقا صحبت از شهرستان شد!!! من خودم خیلی تلاش کردم ولی اصلا کار نیست!!!و همه مجبورن بیان تهران!!! من خودم مال یه شهر دیگه ام وحشتناکه هر کی بتونه آشنا جور کنه بره چند تا شرکت باقیمونده سر کار هر کی پول داشته باشه شغل آزاد و بقیه جوون ها هم بجای زن گرفتن معتاد شدن!!!
و آحرش هم میگن جوونا توقع رو بیارن پایین بعله ما توقعمونرو میاریم پایین تا جایی که شبی با یه نون خوش باشیم شما هم اصلا هیچ کاری واسه جوون ها نکنید چون خدا گفته ازدواج کنن من برکت میدم
الان ما خوباشیم انقد آدمهای بدبخت وجود دارن که با بچشون تو یه اتاق 30 متری هستن و من با چشمام دیدم که مادرش نگرانه بچمون بزرگ شده میترسم یه روز صب پاشم ببینم داره کارای شب ما رو تقلید میکنه و این برکت رو هم قبول دارم اما خدا میگه از تو حرکت از من برکت دیگه وقتی یه نون 500 تومن میشه و حقوق کارمند و کارگر 390 تومنه خدا چقد میخواد کمک کنه ؟؟؟ همین که از گشنگی نمیریم
بازم من که راضی ام خدا رو شکر مثلا خود من هیچوقت میوه نمیخرم مگه اینکه یا مهمون بخره برامون بیاره یا برم خونه مامان اینا بخورم بچه کوچیک هم که نداریم ولی یه بچه مگه توقع و صرفه جویی حالیش میشه؟؟؟ همین که شیر گرون شده یه بچه دو ساله چیکار کنه حالیشه نباید شیر بخوره؟؟؟
باید براش بخری همین میشه که بچه هم نمیاری اونوقت اقایون میشینن میگن چرا بچه نمیارین تعداد شیعه ها زیاد بشه
این قصه سر دراز دارد
ان شالله مشکل شما هم حل بشه
(۶/تیر/۹۱ ۱۵:۲۵)محمداحسان نوشته است: [ -> ]ممنون که اهمیت دادین ولی باور کنید منم همینطوری ازدواج کردم توقعات بالا نداشتم حلقه ساده عروسی ساده که حتی نمیدونم واسه چی 1 نفر از فامیل های شوهرمم نیومدن!!! و خیلی چیزا که اصلا برامون ملاک نبود اما هزینه اینا یه طرف قضیه اس که اکثر خانواده ها تقبل میکنن هزینه رو ( که ما از این هم محروم بودیم)بسم الله الرحمان الرحیمسلام
با تشکر از خواهر محترمM912:
اینکه می گم خدا روزی رسونه ، واقعا خودم توی زندگی شخصیم بهش برخوردم . شاید این تایپک
محل مناسبی برای نوشتن شرح حال زندگی خصوصی نباشه اما من و همسرم فقط به خریدن یک
حلقه ساده و نازک اکتفا کردیم 150نفر از مهمانان نزدیک را دعوت کردیم شام هم فقط یک قلم بود
بدون تشریفات اضافی و اسراف کاری معمول. مهریه هم که 114عدد سکه بود.
بدون هیچ پشتوانه مالی از هیچ جا فقط و فقط با همان وام ازدواج که در سال 1384 مبلغ یک میلیون
تومان برای هر دو نفرمان بود. پدر هم که چندسال پیش عمرشون رو داد به شما.
خدا صاحبخانه ای نصیبمان کرد که پول ودیعه کمی از ما گرفت الان بعد از 7 سال نیز هیچ مبلغ دیگری
اضافه نکرده .
شاید باورتون نشه اصلا نمیدونم با پول کمی که داشتیم چطور خداوند مراسم عروسی ما رو جور کرد
. شاید تو این چندسال فقط یکی دو بار مسافرت رفته باشیم ولی هیچ جوره کمبودی حس نکردیم .
ازدواج که همه اش مسافرت و مهریه و مراسم های آنچنانی نیست دو انسان در وهله اول ازدواج می
کنند که مانند یک لباس عیبهای یکدیگر رو بپوشونند و بعدش هم برای آرامش روح و روان و عامل مهم
دیگر این که ایمان خودشون را کامل کنند.
تمامی اینها را گفتم که فقط به یک جمله برسم و اینکه فقط یه کمی قانع باشیم و کم توقع. هرچیزی
رو که سخت گرفتی و بزرگش کردی بهت سخت می گیره و از پسش بر نمی آیی .
خواهر گرامی! خدا از همه چیز بزرگتر و تواناتر است . این مشکلات در برابر اراده خدا هیچ و پوچ است.
شما به خدا توکل کن مطمئنا خودش چاره ساز است.
ممنون که حوصله به خرج دادید و نوشته ای این حقیر رو خوندید.
یا حق
اما حرف من سر بعد از قضیه هست
و اینم قبول دارم خدا کمک میکنه اما برای کسی که از بیرون قضیه رو میبینه واقعا مثل افتادن تو چاه میمونه
من تا امروز زندگیم گذشت ولی وقتی که یکی از م نطر بپرسه و بخوام صادقانه جواب بدم میگم یکم هم به وضع مالی طرف اهمیت بده
پسر ها هم همینطور خیلی دنبال دخترایی هستن که وضع مالی خوبی داشته باشه چون خیلی از جوون ها اصلا بدون حمایت خانواده چیزی نیستن
مثلا به عنوان نمونه به پسر خاله ام میگن چرا زن نمیگیری میگه مگه خلم خرجم رو بابام میده راحت دارم زندگی میکنم برم خودم رو گرفتار کنم!!!!
فقط خواستم بگم بزرگترین مشکل همین پوله اگه یکی خونه داشته باشه ماشین و کار و همه چیزش مرتب سر موقع هم زن میگیره و از زندگیش چند برابر لذت میبره نه اینکه زن گرفتن رو مساوی با گرفتار شدن ببینن که واقعا هم هست باید از همه چیزت بزنی تا شب بری سر کار حقوقش هم 1000 تومنش برای خودت نمیمونه !!!
(۶/تیر/۹۱ ۱۶:۲۳)نگار نوشته است: [ -> ](۶/تیر/۹۱ ۱۵:۵۸)جویای حقیقت نوشته است: [ -> ]
[b]بسم الله الرحمن الرحیمبا سلامی دوباره :
باید سطح توقعات رو تا حد امکان پائین بیاریم . . . فعلا تنها راه حل همینه . . . اگه میتونیم ، بسم الله ؛ اگه نمی تونیم ، اینقدر از زمین و زمان ایراد نگیریم . . .
در پناه الله
یا مهدی مدد
دقیقا منم موافقم!!!
همه چیز از خود آدم شروع میشه!!!
شما اگه خودت توقعت رو تو انتخاب همسر بیاری پایین...وقتی هم که میری خواستگاری با اون خانم که میخواید صحبت کنید رک و راست داشته ها و نداشته ها و تلاشها و شرایطتونو بگید...خداوندم یه نفرو سر راحتون قرار میده که به همین صداقت و پشت کارتون اعتماد کنه و پا به پاتون بیاد!!!
به نظر من الآن بیشتر مشکلات ازدواج از اینه که جوونا و خانواده ها فکر میکنن میخوان برن تو میدون جنگ!!!
اگه مهریه رو کم بدن دخترشونو ارزون دادن دست غریبه!!!!!!(فقط خدا میدونه چقدر از این طرز فکر متنفرم!!!!:|)
اگه مهریه ی بالا رو قبول کنن سرشون کلاه رفته!!!دختره همچین مالی هم نیست!!!!(:|)
انگار خرید و فروش کالاست!!!انگار نه انگار که دو تا جوون قراره برن باهم زیر یه سقف زندگی کنن!!
وقتی طرز فکر خانواد این باشه...طرز فکر اون دختر و پسر چی میشه؟؟؟
من با حرف دوستمون که گفتن هرچی سخت بگیری سخت میشه و از پسش برنمیای موافقم!!!
تنها چیزی که اهمیت داره به نظر من تو ازدواج...بعد از مسئله ی اعتقاد و حسن خلق،کار داشتن و جنم و غیرت کار داشتن و از کاری عار نداشتن برای مرده!!وقتی کسی کار داشته باشه...هرجور شده چرخ زندگیش میچرخه...حالا زیاد یا کم...خدا بزرگه!!
به نظر من خیلی خوبه که زن هم شاغل باشه اما یه شغل مناسب که هم وقتی که برای همسر و فرزندش میذاره کم نشه و هم بتونه کمک خرج باشه!!ولی مشکل اینجاست که آقایون حس بدی بهشون دست میده که از پولی که حاصل کار خانمشونه تو زندگی استفاده کنند وقتی که خودش راضیه!!!ولی یه کم به این فکر کنید که وقتی انقدر میگید گرونی گرونی...باید پا به پای هم تلاش کنید واسه پیشرفت زندگیتون!!!
به هرحال همه چی به ما و طرز فکرمون و ارادمون تو به اجرا درآوردن طرز فکرمون برمیگرده!!!
و اینکه چقدر به وجود خداوند و مشکل گشاییش و علم حکمتش ایمان داریم...!!
بعله نگارخانوم کار کردن زن خوبه و الان تو این وضعیت کمتر مردی پیدا میشه بگه این پول رو زن آورده و نباید خرج کرد اما آیا محیط مناسب برای کار زن هم هست؟؟؟
همه جا محیط کار انتطار دارن روابط عمومی خوبی داشته باشی و این روابط عمومی خوب یعنی با مردها و زن ها یه جور برخورد کنی لبخن بزنی و خوب صحبت کنی و جواب بدی و همیشه هم آخرش میشه یعنی اینکه بتونی با مردا ...!!!!
و شاید خیلی ها دوست نداشته باشن
الان هم میای میگی میشه کارای دیگه هم باشه!!! بعله هست ولی چقد آیا همه زن ها رو پوشش میده؟؟؟ نهههه
بعد هم که میای خونه کلی کار خونه و غذا و اینا!!! هر چقدر هم که میگیری نصفش رو باید بدی پول مهد کودک بچه!!!
و خندم میگیره از توقعات شما از کشور ایران با این همه ثروت که انتطار دارین دو نفر حداقل تو یه خونه برن سر کار تا یه زندگی بخور و نمیر دو نفره رو اداره کنن اما از دولت انتطار ندارین انقد رفاه فراهم کنه که حقوق یه کارگر یا کارمند رو زیاد کنن که تا ساعت 4 که بمونه سر کار بیاد و یه زندگی راحت داشته باشه و از زندگی با اون زنی که گرفته لذت ببره!!!
نمیدونم چقد درسته اما میگن خط فقر یک میلیون و 700 هزار تومانه چرا حقوق یه کارگر باید 390 هزار تومان طبق وزارت کار باشه؟؟؟
یعنی خجالت نمیکشن که این مبلغ رو اعلام میکنن؟؟؟ من بگم؟؟؟ چون اگه هر کس این حقوق رو بگیره کار فرما ها نمیتونن این هزینه رو تقبل کنن و خیلی ها بیکار میشن
این یعنی که ما هیچ امکانات دولتی نداریم و حکومت هیچ کاری برای ما نمیکنه
والسلام



