تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نکاتی کلیدی و ارزشمند برای پیمودن راه خدا... (ویژه)!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
گفتند:
اگر انسان کامل بخواهد به شکل مکتوب در آید صورتش می شود قرآن کریم
همانگونه که امیرالمومنین قرآن ناطق بودند
حال اگر این قرآن قرائتش و تفکر در آیاتش قلوب ما را متحول نمی کند
شک نکنید که زیارت انسان کامل، حضرت حجت هم قلوب ما را متحول نخواهد کرد!!!!
اگر می خواهید حال خود را هنگام ملاقات حضرت حجت بدانید ببینید الان در ملاقات با قرآن چه حالی دارید!!
اگر مشتاق قرآنید می توانید امیدوار باشید که مشتاق حضرت حجت حقیقی هم هستید و گرنه اگر قرآن نزد شما مهجور است و با آن انسی ندارید و فکر می کنید که مشتاق حضرت حجت هستید، آن شخص امام زمانِ زاده وهم و خیال خودتان است.
چرا که ثقلین ریسمانی هستند که از هم جدا نمی شوند!
و محال است با یکی بیگانه بود و انسی نداشت و مشتاقش نبود و اما مشتاق دیگری بود!


مراجعه بفرماید حتماً دوستان به لینک زیر:

مبادا دیگران در عمل به آن از شما پیشی بگیرند!!!!!!
نقل قول:اگر می خواهید حال خود را هنگام ملاقات حضرت حجت بدانید ببینید الان در ملاقات با قرآن چه حالی دارید!!

همیشه فکر می کردم که دیدن ایشان می تونه نقطه تحول در من باشه
ولی الان طور دیگه به قضیه نگاه می کنم

با تشکر از علی عزیز
اعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سلام

مباحث زیر بیانات شاگرد اول استادِ استاد است در شب شام غریبان:

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در کلامی خطاب به کمیل بن زیاد می فرمایند:
مردم سه گروهند
:
عالم ربّانى،
دانشجوى بر راه نجات
،
و مگسانى ناتوان كه به دنبال هر صدايى مى‏ روند، و با هر بادى حركت مى‏ كنند، به نور دانش روشنى نيافته، و به ركنى محكم پناه نبرده‏اند. [1]

پشتوانه ی قرآنی این دسته بندی مولا علی آیه ی ذیل است:

وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتي‏ بارَكْنا فيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنينَ (18- سبأ)

و ميان آنان و ميان شهرهايى كه آنها را بركت داده بوديم شهرهايى آشكار قرار داده بوديم و سير و سفر را در ميان آنها معيّن كرده بوديم شب‏ها و روزها در ميان اين شهرها با امنيت سير كنيد.

در بیان معنای حقیقی این آیه امام باقر علیه السلام فرموده اند:

منظور از (الْقُرَى الَّتي‏ بارَكْنا فيها) (شهرهايى كه آنها را بركت داده بوديم) ما اهل بیت هستیم و منظور از (قُرىً ظاهِرَةً) (شهرهايى آشكار) ناقلین حدیث و فقها و علمای شیعه هستند که احادیث ما را برای شیعیان ما نقل می کنند و منظور از (قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ) (سير و سفر را در ميان آنها معيّن كرده بوديم) این است که در علوم ما و حلال و حرام و فرایض و احکام، دائماً سیر و بدان عمل می کنند و اینان در این حرکت خود در امامنند چون که آن علم را از معدن و جایگاه اصلی که به آن مأمور شده اند استنباط می کنند لذا از هر نوع شک و گمراهی یا نقل از حرام به حلال در امانند.[2]


خوب ما که جزو علمای ربّانی نیستیم حداقل جزو دسته ی دوم باشیم تا با دست گذاشتن بر دست ایشان اجازه دهیم تا آنها متناسب با ظرفیت ما، ما را در مراتب دهگانه ی[3] ایمان سیر دهند.


از عالمان ربّانی استفاده های متعددی می توان کرد:
شناخت احکام حلال و حرام دین،
تحصیل اعتقادات درست،
مشورت در امور زندگی و حتی استخاره گرفتن
و از اینها مهمتر یافتن سبک درست زندگی الهی،
امام مهمترین اثر علمای ربانی که می توانیم ما از ایشان ببریم هیچ یک از اینها نیست و البته هر یک از اینها در جای خود بسیار مهم هستند به خصوص موارد اول و دوم.

مهمترین اثر علمای ربانی این است که در صورتی که انسان بتواند آنها را بیابد و از آن مهمتر پس از یافتن آنها با آنها ربط پیدا کند، این علما دست انسان را می گیرند و انسان را در مراتب ایمان سیر می دهند! (آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند...آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند؟)


3 نکته ی اساسی برای راه یافتن به علمای ربّانی

1- اطاعت کردن از آنها و چون و چرا نکردن:
بسیار مهم است که انسان در مواجه با آنها اگر می خواهد از ایشان واقعاً بهره ببرد باید فهم خود را کنار بگذارد، مانند قصه ی خضر و موسی، اگر بخواهی در مقابل اولیای خدا چون چرا کنی نمی توانی از ایشان بهره ببری،
یک مثال ساده ی آن می شود این که زمانی که ما به پزشک مراجعه می کنیم،
مثلاً پزشک می گوید مشکل شما زخم معده است
شما به جای پذیرش و استفاده از نسخه ی درمانی پزشک، بگویی نه آقای دکتر به نظر من مشکل من آپاندیس است،
خوب نتیجه این می شود که شما از آثار شفابخش نسخه ی پزشک محروم می شوی.
پس زمانی که با تحقیق به یقین رسیدی که آن شخص یک عالم ربانی است همان تحقیق از روی عقل می گوید که باید از او اطاعت کرد.

نقل قولی از استادِ استاد در این زمینه:
"يكى از طلاب متدين كه اندكى ناتوانى جسمى داشت و با شخص سابق الذكر رفت و آمد مى‏ كرد با حقير آشنا شده، ارادتى پيدا نمود.
او گاهى در باره‏ ى مسائل معنوى سؤالاتى مى‏ كرد و بنده جواب‏هايى به او مى‏ دادم،
ولى چون احساس مى‏ كردم استعداد و ظرفيت لازم را ندارد احتياط كرده، توجهى به او نداشتم و او را به عالم خود راه نمى‏ دادم.
تا اينكه در سفرى كه به همدان رفتم آقاى انصارى - رضوان اللّه‏ عليه - را از وضعيت او مطلع ساختم.
ايشان فرمود: چون خداوند متعال به اين‏گونه افراد به خاطر نقص عضوشان رأفت و توجه خاصى دارد شما از او دستگيرى نماييد.
از آن پس بنا به فرموده‏ ى ايشان بيشتر به او توجه مى‏ كردم.
او نيز نسبت به ما گرم شد، ولى گاهى به برخى از مطالبى كه مى‏ گفتم اشكال مى‏ كرد و پس از آنكه جواب او را مى‏ دادم اشكال ديگرى مطرح مى‏ نمود و بيش از آنكه در مقام فهم مطلب و استفاده باشد در صدد طرح اشكال بود.
بنده ديدم چنين كسى نمى‏ تواند به‏ خوبى بهره‏ ى معنوى ببرد؛
از اين رو به او گفتم: اينجا كلاس درس نيست كه بخواهم افكار و گفته‏ هاى اين و آن را نقل كرده و براى هر مطلبى جداگانه دليل و برهان اقامه كنم، بلكه غرض از اين جلسات، موعظه و تنبه و به دست آوردن بهره‏ ى معنوى است؛
لذا اگر در مقام مباحثه و اشكال كردن باشى نمى‏ توانى بهره‏ اى ببرى.
مدتى كه گذشت روزى گفت:
بنده تا وقتى حضور شما هستم مطالبى را كه مى‏ گوييد درست و حق مى‏بينم و به آن اطمينان پيدا مى‏كنم،
امّا از نزد شما كه مى‏ روم گويا كسى از درون به من مى‏ گويد: تو نيز خودت با سواد هستى و فهم دارى و بلافاصله در ذهنم اشكال‏هايى پديد مى‏ آيد و در گفته‏ هاى شما ترديد پيدا مى‏كنم.
البته در اينكه انسان گاهى در حال اطمينان و يقين قرار مى‏ گيرد و در بعضى حالات شك و ترديد براى او رخ مى‏ دهد عللى نهفته است كه آشنايى و تأمل در آن بسيار نافع است، لكن فعلاً مجال شرح و بسط آن نيست، ولى در مورد او ديدم مشكل اصلى‏ اش اين است كه نسبت به حقير اطمينان پيدا نكرده، و معلوم است كه هر كس اعتقاد و اعتماد نداشته باشد نمى‏ تواند استفاده ببرد."


یک نکته ی بسیار مهم دیگر در خصوص اطاعت از استاد به نقل از کلام استادِ استاد بگویم، در این خصوص دوستان حتماً به این تاپیک نظری هم بیافکنند: داستان مهمی در باب سحر و جادو و عرفان حقیقی و عرفان های دروغین!!!

" حقايق در ضمن عمل كردن به وظايف شرعيه به دست مى‏ آيد. آنها كه طريقت را در عرض شريعت قرار داده و خيال كرده‏ اند طريقت راهى است و شريعت راهى ديگر، در مسيرى گام برداشته‏ اند كه دير يا زود نشانه‏ هاى بطلان راه آنان ظاهر خواهد شد.

البته ممكن است اولياى خدا بر خلاف فهم يا سليقه‏ ى افراد دستورى بدهند و يا احيانا مانند طبيبى كه بيمار خود را از خوردن يك غذاى مقوى پرهيز مى‏ دهد به خاطر رعايت مصالحى يك عمل مستحب را بگويند موقتا ترك كنيد، امّا هرگز خلاف واجبات و محرمات از آنها شنيده نخواهد شد، چرا كه :
((حلال محمد حلال ابدا الى يوم القيامة و حرامه حرام ابدا الى يوم القيامة.))
حلال محمد صلوات الله علیه، حلال است تا روز قیامت و حرامش هم حرام است تا روز قیامت.
اصول كافى، ج 1، ص 58، كتاب فضل العلم، باب البدع و الرأى و المقائيس، ح 19
و اين حكم براى هيچ مقامى استثنا نشده است."
در اینجا بد ینست که به برخی آثاری که عالم ربانی حقیقی بر انسان می گذراند اشاره ای کنم:
در اینجا 5 مورد از آنها را ذکر می کنم:
در اثر ارتباط با یک عالم ربانی حقیقی باید
دنیا در نظر انسان کوچک و بی ارزش شود،
آخرت و خداوند در نظر انسان عظمت پیدا کند،
میل به عبادت و بندگی خدا در اثر ارتباط با آنها باید در انسان بیشتر شود،
میل به ترک گناه و معصیت باید افزایش پیدا کند،
محبت انسان نسبت به اهل بیت که دوستان خدا هستند زیادتر شود و دشمنی و بغض آنها نسبت به دشمنان اهل بیت و دین خدا باید بیشتر شود.
و از دیگر نشانه های علمای ربانی این است که:
بسیار متواضعند
و بسیار وفای به عهد دارند و خوش قولند
و بسیار خوش خلقند.


2- تضرع به درگاه خدا و توسل به اهل بیت به ویژه امام حسین علیه السلام:
بدیهی است که بسیار مهم است که انسان بتواند یک عالم ربانی را بیابد اما از آن مهمتر راه پیدا کردن و ربط پیدا کردن با آن عالم ربانی است، یکی از مهمترین راه هایی که می تواند باعث شود تا ما با یک عالم ربانی ربط پیدا کنیم تضرع به درگاه خدا و توسل به اهل بیت و به ویژه حضرت امام حسین علیه السلام است که مظهر رحمت واسعه ی خداوند هستند، [b]آنقدر باید درِ خانه ی خداوند را کوبید و تضرع کردن و دست به دامان اهل بیت شد تا ایشان حواله ای بدهند
تا عالم ربانی ما را از نظر معنوی به خود راه دهد، اگر کسی موفق شود و حواله ای از این طریق دریافت کند می تواند ره صد ساله را یک شبه طی نماید و عالم ربانی او را در مراتب ایمان سیر می دهد.

یک نکته در خصوص توسل به حضرت سید الشهدا:
شخصی به استادِ استاد گفته بود که سفارش ما رو به امام حسین بکنید
ایشان گفتند: من سفارش شما رو به امام حسین بکنم؟؟!!
امام حسین مظهر رحمت واسعه ی خداست، سفارش و واسطه نمی خواهد!

یک نکته هم در مورد آثار و برکات مجالس عزای حضرت امام حسین از قول استادِ استاد:
" مى‏ توانم بگويم آنچه نيز تا كنون نصيبم شده و مى‏ توان گفت واقعا «چيز» بوده، همه در مجالس عزاى امام حسين عليه السلام به من تفضل گرديده است."


3- خدمت کردن و محبت کردن به عالم ربانی:

قرآن کریم می فرماید:

وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَسيباً (86-نساء)


و چون شما را به درودى نواختند به درودى بهتر از آن يا همانند آن پاسخ گوييد. هر آينه خدا حسابگر هر چيزى است. (86)

همانطور که سیره و سنت معصومین این چنین بوده که اگر کسی به ایشان لطفی کرد بهتر از آن را پاسخ دهند اولیای خدا و علمای ربانی هم همینگونه اند و اگر کسی به ایشان محبتی کرد یا خدمتی کرد مقیدند که بهتر از آن را جبران کنند، حال ما که می خواهیم از وجود ایشان بهره ی معنوی ببریم اگر به ایشان خدمتی کنیم و محبتی کنیم متقابلاً بهترش را پاسخ خواهیم گرفت.

یک نکته ی بسیار مهم در این خصوص این است که در بین موارد دوم و سوم، مسئله ی حواله گرفتن از خدا و اهل بیت از طریق توسل و تضرع ماندگاری بسیار بیشتری دارد تا راه محبت کردن و خدمت کردن و البته راه محبت کردن و خدمت کردن از جهاتی ساده تر است و اثرش ملموس تر و سریع تر است.
شاگردان بزرگ علمای ربانی معمولاً هر سه نکته را به نحو احسن رعایت می کنند و می توانند حداکثر بهره را از ایشان ببرند.


پی نوشت ها:
[1]: النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ‏ رَعَاعٌ‏ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيق.‏
حکمت 147 نهج البلاغه شریف

[2]: عن الباقر عليه السلام في حديث الحسن البصري في هذه الآية قال عليه السلام بل فينا ضرب اللَّه الأمثال في القرآن فنحن القرى الّتي بارك اللَّه فيها و ذلك قول اللَّه عزّ و جلّ فيمن اقرّ بفضلنا حيث أمرهم ان يأتونا فقال وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها اي جعلنا بينهم و بين شيعتهم الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً و القرى الظاهرة الرسل و النقلة عنّا الى شيعتنا و فقهاء شيعتنا و قوله سبحانه وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ و السير مثل للعلم سير به فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً مثل لما يسير من العلم في اللّيالي و الايّام عنّا اليهم في الحلال و الحرام و الفرائض و الأحكام آمِنِينَ فيها اذاً أخذوا عن معدنها الذي أمروا ان يأخذوا منه آمِنِينَ من الشكَ و الضلال و النقلة من الحرام إلى الحلال.
تفسير الصافي، ج‏4، ص: 218

[3]: امام صادق علیه السلام: الْإِيمَانُ‏ عَشْرُ دَرَجَاتٍ‏ فَالْمِقْدَادُ فِي الثَّامِنَةِ وَ أَبُو ذَرٍّ فِي التَّاسِعَةِ وَ سَلْمَانُ فِي الْعَاشِرَةِ
امام صادق علیه السلام: ایمان ده مرتبه دارد و مقداد در مرتبه هشتم بود و ابوذر در مرتبه نهم و سلمان در مرتبه دهم بود.
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين (ط - القديمة)، ج‏2، ص: 281
بسم الله

با سلام و تشکر از علی عزیز
خدا به شما و خانواده محترم خیر دهد
واقعا مفید بود

یا علی مدد
بسم الله الرحمن الرحیم

گفتند:
نقل قول:یکی از صفات خدا این هست که:

یا مَنْ لا يَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ
ای آنكه سرگرمش نكند شنيدنى از شنيدن ديگر
(باقیات الصلاحات/71/باب اول در تعقیبات مشترکه)

مومن هم اینگونه است یعنی هیچ کاری و هیچ کسی و هیچ چیزی او رو از یاد خدا باز نمی داره!

گفتند:
نقل قول:داشتم دعای 42 صحیفه رو می خوندم، دیدم که انگار آدم نباید قرآن از دستش جدا بشه!
دائم باید بخوانه و باهاش مأنوس باشه و همتش این باشه که بهش عمل کنه

گفتند:
نقل قول:امیرالمومنین و ائمه وقتی قرآن می خوندن و می رسیدن به آیه ای که خدا فرموده یا ایها الذین آمنوا می گفتند، لبیک اللهم لبیک!

گفتند:
نقل قول:آدم باید ببینه دنبال اینه که دل کیو بدست بیاره تو این دنیا!!!!
اون شخص هر کی جز خدا باشه باخته!

گفتند:
نقل قول:اگه یه آدم صاحب منصب دارای مقام و بزرگواری نیمه شب با آدم قرار ملاقات داشته باشه آدم شب هر لحظه خواب از چشمش میره
خوب حالا آدم باید ببینه وقت قرار ملاقات با خدا اصلاً براش اهمیتی داره؟
اگه نداره خوب...


گفتند:
نقل قول:آدم باید مرد عمل بشه، همت کنه، راه مشخص و واضح هست و هیچ پیچیدگی نداره، عمل طبق فرامین خدا

وحید جان

گفته بودند:

اگر می خواهید اولیای خدا شما را بخواهند، خدا خواه شوید!
داشتم گله و شکایت می کردم از یک سری چیزها
گفتند:
نقل قول:
این حرفارو بزار کنار
آدم باید ببینه نماز ظهرش رو که خوند، آیا کیفیتش از نماز صبحش بهتر شده یا نه؟
اگه نشده باید ببینه چرا و از نماز صبح تا نماز ظهر چه کرده که کیفیت نمازش بهتر نشده؟!
بعد نماز عصرش رو که خوند با نماز ظهرش مقایسه کنه به همین شکل و بررسی دقیق کنه اعمال و رفتار و نیات مابین این دو نماز رو تا بفهمه چه کرده که کیفیت نمازش بهتر نشده!
اونقدر باید این کار رو تکرار کنه تا کم کم نمازش، نماز بشه!

و همه میدانیم که تا نماز درست نشه باقی اعمال را می توانیم بگذاریم درِ کوزه و آبش را (البته اگر آبی داشته باشد) بنوشیم...
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قل اللهُ ثمّ ذرهم (91-انعام)
بگو خدا سپس آنها را رها کن(91)

حقیر آخرین وصیت خود را در تالار گفتگوی بیداری اندیشه تقدیم می کنم که آخرین وصیت جناب استادِ استاد هم بوده است.
ایشان فرمودند:
نقل قول:
تنها وصیت من به شما اینه که موحّد باشید
و این با برهان بدست نمیاد
نور عبادت می خواد و نور تضرّع
باید از خود خدا خواست
به یکی از رفقا اینو اس ام اس کردم
گفتش:از خدا خواستن چه طوری انجام بشه؟
یعنی دعا کنم که خدایا خودت به من بده؟




بهش جواب دادم:
بند اول و دوم دعای 22 صحیفه سجادیه رو بخون:


اللَّهُمَّ
إِنَّکَ کَلَّفْتَنِی مِنْ نَفْسِی مَا أَنْتَ أَمْلَکُ بِهِ مِنِّی،
وَ قُدْرَتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیَّ أَغْلَبُ مِنْ قُدْرَتِی،
فَأَعْطِنِی مِنْ نَفْسِی مَا یُرْضِیکَ عَنِّی،
وَ خُذْ لِنَفْسِکَ رِضَاهَا مِنْ نَفْسِی فِی عَافِیَةٍ.


اللَّهُمَّ
لَا طَاقَةَ لِی بِالْجَهْدِ،
وَ لَا صَبْرَ لِی عَلَى الْبَلَاءِ،
وَ لَا قُوَّةَ لِی عَلَى الْفَقْرِ،
فَلَا تَحْظُرْ عَلَیَّ رِزْقِی، وَ لَا تَکِلْنِی إِلَى خَلْقِکَ،
بَلْ تَفَرَّدْ بِحَاجَتِی،
وَ تَوَلَّ کِفَایَتِی.
وَ انْظُرْ إِلَیَّ وَ انْظُرْ لِی فِی جَمِیعِ أُمُورِی،
فَإِنَّکَ إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَى نَفْسِی عَجَزْتُ عَنْهَا وَ لَمْ أُقِمْ مَا فِیهِ مَصْلَحَتُهَا،
وَ إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَى خَلْقِکَ تَجَهَّمُونِی،
وَ إِنْ أَلْجَأْتَنِی إِلَى قَرَابَتِی حَرَمُونِی،
وَ إِنْ أَعْطَوْا أَعْطَوْا قَلِیلًا نَکِداً،
وَ مَنُّوا عَلَیَّ طَوِیلًا،
وَ ذَمُّوا کَثِیراً.


خدایا،
مرا در اصلاح نفسِ خویش به کاری فرمان داده‌ای که خود در انجام دادن آن از من تواناتری،
و قدرت تو بر آن کار و بر من، از قدرت من افزون‌تر است.
پس مرا چنان نیرویی ده که با آن به کاری مشغول شوم که تو را از من خشنود می‌سازد،
و خشنودی خود را در حال عافیت (و تن درستی) [نه در گرفتاری و سختی] از من بخواه.



خدایا،
مرا طاقت رنج نباشد،
و بر بلا شکیبایی نتوانم،
و تاب تحمل فقر ندارم.
پس روزی‌ام را از من مگیر
و مرا به آفریدگانت وامگذار.
تو خود حاجتم را برآور و خود مرا کفایت کن.

به چشم رحمت خود نگاهم کن و در همه‌ی کارها مرا مدد فرما،
که اگر مرا به خود واگذاری، در کار خود فرو مانم و به آنچه مصلحت من در آن است نپردازم،
و اگر به آفریدگانت مرا واگذاری، چهره‌ی خویش درهم کشند،
و اگر مرا به نزدیکانم حوالت دهی، ناامیدم سازند،
و اگر چیزی بخشند، اندک و بی‌خیر باشد
و بسیار بر من منت نهند
و مرا بسیار سرزنش کنند.


ماحصل چند سال مطالعه در باب چگونه آدم شدن منتظری پوشالی چون خودم
به پایان آمد این دفتر...
در اين ارسال:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17...#pid192740
كه در ذيل عيناً آمده:

(۸/خرداد/۹۲ ۱۵:۰۵)علی 110 نوشته است: [ -> ]گفتند:
اگر انسان کامل بخواهد به شکل مکتوب در آید صورتش می شود قرآن کریم
همانگونه که امیرالمومنین قرآن ناطق بودند
حال اگر این قرآن قرائتش و تفکر در آیاتش قلوب ما را متحول نمی کند
شک نکنید که زیارت انسان کامل، حضرت حجت هم قلوب ما را متحول نخواهد کرد!!!!
اگر می خواهید حال خود را هنگام ملاقات حضرت حجت بدانید ببینید الان در ملاقات با قرآن چه حالی دارید!!
اگر مشتاق قرآنید می توانید امیدوار باشید که مشتاق حضرت حجت حقیقی هم هستید و گرنه اگر قرآن نزد شما مهجور است و با آن انسی ندارید و فکر می کنید که مشتاق حضرت حجت هستید، آن شخص امام زمانِ زاده وهم و خیال خودتان است.
چرا که ثقلین ریسمانی هستند که از هم جدا نمی شوند!
و محال است با یکی بیگانه بود و انسی نداشت و مشتاقش نبود و اما مشتاق دیگری بود!


مراجعه بفرماید حتماً دوستان به لینک زیر:

مبادا دیگران در عمل به آن از شما پیشی بگیرند!!!!!!


خواستم مطلبی را عرض كنم،
بزرگانی بر اين مطلب ان‌قلت‌های تأمل برانگيزی دارند كه شرح بسط آن در اين مقال نيست.‌
مجملش اين است كه ممكن است به جهتی اين مطلب كاملاً درست نباشد
و خداوند اراده فرمايد بنده‌ای را كه با قرآن ميانه چنداني ندارد با رؤيت حضرت حجت ارواحنا فداه متحول نمايد،
البته اين قاعده نيست و فضل خداست.


ضمن اينكه متأسفانه پس از آنكه بنده اين مطلب را در 8 خرداد 92 منتشر ساختم بسياری آن را به نقل از مرحوم حاج آقا مجتبی‌تهرانی بازنشر كرده‌اند
اگر بگرديد در نت هيچ مطلبی را با اين ادبيات قبل از ارسال بنده نخواهيد يافت و تمام نقل‌هایی كه آن را منتسب ساخته‌اند به مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی پس از ارسال بنده است.
لذا خواستم در اين زمينه هم اطلاع رسانی نمايم.

مواردي از اين قبيل:

http://bcm.rzb.ir/post/81

http://goftoshonud.blogfa.com/post/203/%...8%B3%D8%AA

http://arriana.parsiblog.com/Feeds/8474558/
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع