تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خالد بن ولید کیست؟تقاضای همکاری دارم!)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بسم الله الرحمن الرحیم

خالد بن ولید کیست؟خالد پسر ولید بن مغیره از سرسخت ترین دشمنان اسلام است.
چندوقتی است که این شخص ذهنم را مشغول کرده است.بعضی ها میگویند ملعون بعضی ها میگویند سیف الاسلام حالا من موندم کدام را بگویم!![تصویر: biggrin.gif]
بهرحال اول میخواهم خدمات این سیف الاسلام خالد بن ولید ملعون[تصویر: biggrin.gif] را بگویم:
1-شکست ایرانیان در چندین جنگ تصرف حیره و پیش روی بسوی خوزستان و تصرف بخشی از بین النهرین که باعث نفوذ اسلام به آنجا شد
2- نجات دادن مسلمانان از قتل عام جمعی در جنگ مؤته پس از به شهادت رسیدن جعفرطیار و فرماندهان از پیش تعیین شده و برگرداندن آنها به مدینه(که باعث گرفتن لقب سیف الله شد)
3- پیشروی در شامات پس از فتح حیره و شکست دادن قوای متحد شده ی روم شرق و ایران و تصرف قسمتی از شامات و اردن و سوریه ی امروزی و قسمتی از عراق
و حالا گناهان و بدعت هایش:
1- شرکت در غزوات مهم بدر و احد و خندق و شکست دادن مسلمانان در جنگ احد که کوه را با سپاهیانش دور زد و حمله ور شد.
2- قتل عام بنی جزیمه: دو قبیله ی بنی سلیم و بنی جزیمه از دوران دور با یک دیگر عداوت داشتند طبق روایات پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پس از فتح مکه برای دعوت بنی جزیمه بن عامر که شاخه ای از قبیله ی کنانه است و گرفتن خونبهای تاجران که قرار شد بدهند خالد را فرستاد که عداوت های گذشته نیز از یاد برود بنی جزیمه با سلاح آمده بودند و با پیشنهاد خالد سلاحها را برزمین گذاشتند و خالد گفت باید اسیر شوید و به هریک از سپاهیانش 2 یا 3 اسیر بخشید و سرشب دستور قتل آنها را داد و سرانجام پس از چک و چونه ی برخی مسلمانان بالغ بر 70 تن از این قبیله کشته شدند.
پس از رسیدن خبر یه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ایشان فرمودند:خداوندا من از کار خالد مبرا هستم و سپس امام علی(علیه السلام) را به آنجا فرستاد تا خونبهای این قبیله را بپردازد و عذرخواهی نماید.اما چرا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خالد را قصاص نکرد دلیلش چیست را نمیدانم؟
3-کشتن مالک بن نویره:مالک از صحابی های بزرگ بود و مامور گرفتن صدقات و بخشودن آنها به فقرا بود و پس از سقیفه با ابوبکر بیعت نکرد و ابوبکر اورا به نفرستادن زکات متهم کرده و به خالد دستور قتل اورا داد خالد به آنجا رفت و قبیله ی بنی یرموع نیز سلاح برداشتند و موقع نماز پس از اذان قرار بر خواندن نماز شد در این هنگام خالد فرصت را غنیمت شمرد و در حین نماز او را دستگیر کرد و به شهادت رساند سپس با همسر او زنا کرد که این اقدام با واکنش افرادی چون عمر و طلحه و امام علی(علیه السلام) مواجه شد اما رای ابوبکر درباره ی او:کار زشتی کردی خالد جون[تصویر: biggrin.gif]دیگه از این کارها نکنی ها عزیزم باشه!!!؟[تصویر: biggrin.gif]
4- و...
عمر نیز پس از به حکومت رسیدن او را عزل کرد

و حالا مقایسه ی سال

ساخت حرم و ضريح براي بزرگان :



حرم صحابي رسول خدا خالد بن وليد و يا به اصطلاح اهل سنت "سيف الله المسلول" در سوريه:

[b]
[تصویر: image001.jpg]

[/b]حرم امام حسن عسگري عليه السلام يازدهمين امام شيعيان :




[تصویر: image003.jpg]


[align=CENTER] [تصویر: image004.jpg]

[b]
داخل حرم صحابي رسول خدا خالد بن وليد و يا به اصطلاح اهل سنت "سيف الله المسلول":





[align=CENTER] [تصویر: image006.jpg]

داخل حرم

امام حسن عسکري امام يازدهم شيعيان :

[align=CENTER][b]

[تصویر: image007.jpg]



[/b]سنگ قبر و عمامه صحابي رسول خدا خالد بن وليد و يا به اصطلاح اهل سنت "سيف الله المسلول":


[align=CENTER]

[تصویر: image008.jpg]







سنگ قبر و عمامه امام حسن عسگري عليه السلام امام يازدهم شيعيان :

[b]
متاسفانه ديگر قبر و ضريحي بر جاي نمانده است تا بخواهيم تصوير آن را براي شما بگذاريم اما مي توانيم تصوير عمامه حضرت را براي مشتاقان در اين صفحه قرار دهيم :



[align=CENTER]
[تصویر: image010.jpg]
البته در این سالها حرم امامان مظلوم ما در حال تعمیرات عالی است و ضریحی درست شده







تحريف در روايات :
[b]
اين تصوير ، تصوير سنگ ورودي حرم خالد بن وليد است که در آن تحريف صورت گرفته است ؛ به متن اصلي توجه فرماييد :
[color=#000000]در بسياري از موارد شاهد هستيم که روايات به خاطر حفظ آبروي کسي تحريف مي گردد ؛ يکي از اين موارد در مثال ذيل است :




[align=CENTER] [تصویر: image012.jpg][/b]


خالد می
گويد : من مانند شتر مي ميرم ( دور از جنگ و جدال و بدون آن که کسي به او توجه داشته باشد ) اما ايشان نوشته اند : من در خانه خود و به مرگ طبيعي مي ميرم .
دیگه چه نیازی به کمک داری عزیزم همه رو که خودت گفتیSmile
البته چندتا مورد دیگه هم داشته
مثلا قضیه ترور امیر المومنین. ابوبکر خالد را مامور میکنه بعد از نماظ ظهر مولا ره به خیال خودشون ترور کنن.... که وسط کار پشیمون میشه و....
(کلا این حکاتی خیلی جالب و خواندنی است)
چرا اهل سنت سخن گفتن در نماز را قبل از سلام جایز میدانند؟!!

در این مقاله ی کوتاه، به یکی از وقایع روشنگر تاریخ صدر اسلام اشاره شده که در حقیقت علت این حکم برخی از فرقه های اهل تسنن است که چرا سخن گفتن در نماز را قبل از سلام و بعد از تشهد پایانی جایز میدانند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چون مرض حضرت فاطمه عليها السّلام شديد شد، على عليه السّلام را طلبيد و گفت: وصيّت مى‏كنم تو را كه بعد از من امامه دختر خواهر من زينب را بخواهى، و نعش مرا چنانچه ملائكه براى من وصف كردند بسازى، و نگذارى كه احدى از دشمنان خدا در جنازه من حاضر شوند.
پس همان روز فاطمه از دنيا رحلت كرد، از صداى گريه زنان و مردان، مدينه به لرزه درآمد و مردم را دهشتى روى داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، پس ابو بكر و عمر برای تسلیت گویی به نزد حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آمدند و گفتند: تا ما حاضر نشويم نماز بر دختر رسول خدا مكن.
چون شب فرارسید، حضرت على عليه السّلام، عبّاس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابو ذر و عمّار را طلبيد بر جنازه حضرت فاطمه عليها السّلام نماز كرد و او را دفن كرد. چون صبح شد، مقداد به ابو بكر و عمر گفت: ما ديشب فاطمه را دفن كرديم، عمر به ابو بكر گفت: نگفتم چنين خواهند كرد؟ عبّاس گفت: فاطمه خود چنين وصيّت كرده بود كه شما بر او نماز نكنيد، عمر گفت: شما كينه قديم خود را هرگز ترك نمى‏كنيد، و اللّه كه مى‏روم او را از قبر به در مى‏آورم و بر او نماز مى‏كنم، امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: به خدا سوگند اى فرزند صهّاك اگر اين اراده بكنى، شمشير خود را از غلاف بكشم و در غلاف نكنم تا تو را و جماعت بسيارى را به قتل رسانم.
چون عمر اين را شنيد ساكت شد، چون میدانست كه اگر امير المؤمنين قسم بخورد، البتّه به آن وفا مى‏كند. پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اى عمر حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به سبب ظهور كفر و نفاق تو مرا طلبيد مى‏خواست بفرستد تو را به قتل رسانم، حق تعالى اين آيه را فرستاد «فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا» " سوره مريم/ آيه 84".، به اين سبب دست از كشتن تو برداشت عذاب تو را به آخرت گذاشت.
پس بعد از ايشان توطئه كردند كه على‏ عليه السّلام را به قتل رسانند و گفتند: امر ما مستقيم نمى‏شود تا او را نكشيم، ابو بكر گفت كه: اين جرأت را كه مى‏كند؟
عمر گفت: خالد بن وليد،
پس فرستادند آن ملعون را طلبيدند و گفتند: مى‏خواهيم تو را بر امر عظيمى بداريم،
گفت: مرا بر هر چه مى‏خواهيد بداريد ،
گفتند: از براى کشتن علی تو را طلبیدیم،
خالد گفت: در چه وقت او را به قتل آورم؟
ابو بكر گفت: در وقت نماز در پهلوى او بايست، چون سلام‏ نماز بگويد گردن او را بزن.
چون اسماء بنت عميس كه پيشتر زن جعفر طيّار بود، در آن وقت در خانه ابو بكر بود، بر تدبير ايشان مطّلع شد، كنيزك خود را گفت: برو به خانه على و فاطمه در ميان خانه ايشان بگرد و اين آيه را بخوان‏ إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ‏ " سوره قصص/ آيه 20." یعنی (اين جمعيّت براى كشتن تو به مشورت نشسته‏اند فوراً از شهر خارج شو، كه من از خيرخواهان توام!)
چون كنيزك آمد و اين آيه را خواند، على عليه السّلام فرمود: بگو به خاتون خود كه: خدا تو را رحمت كند، ايشان قدرت آن ندارند، اگر ايشان مرا بكشند كه قتال خواهد كرد با ناكثان و قاسطان و مارقان؟
پس حضرت وضو ساخت و مهيّاى نماز شد، به مسجد در آمد و مشغول نماز شد، خالد بن وليد آمد در پهلوى آن حضرت ايستاد، پس ابوبكر در اثناى نماز پشيمان شد و در فكر فرو رفت و بدون اين كه سلام‏ نماز را بگويد متفكر و حيران به قدرى در جاى خود ساكت نشست كه نزديك بود آفتاب طلوع كند ، مى‏ترسيد كه اگر سلام بگويد خالد به گفته او عمل كند فتنه‏اى برپا شود،
پس پيش از سلام نماز گفت که: يا خالد لا تفعلنّ ما أمرتك السّلام‏ عليكم و رحمة اللَّه و بركاته يعنى اى خالد انجام نده آن کاری که به تو امر کرده بودم را، و بعد از آن سلام نماز گفت.
پس امير المؤمنين به خالد گفت: تو را به چه چيز امر كرده بود؟
گفت: به كشتن تو،
حضرت فرمود: مى‏كردى؟
آن ملعون گفت: بلى و اللّه كه اگر مرا نهى نمى‏كرد مى‏كردم،
پس حضرت او را بلند كرد و بر زمين زد و بر سينه‏اش نشست، شمشير خودش را گرفت كه گردنش را بزند، پس عمر فرياد زد به حقّ پروردگار كعبه كه مى‏كشدش او را خلاص كنيد، جميع اهل مسجد جمع شدند نتوانستند او را از دست حضرت خلاص کنند.
پس ابو بكر به عمر گفت كه: اين از رأى‏هاى شوم تو است من مى‏دانستم كه چنين خواهد شد، پس ابو بكر، عمر را گفت: برو و عبّاس عمّ او را خبر كن شايد شفاعت عمّ خود را قبول كند. چون عبّاس به مسجد در آمد گفت: او را به حقّ صاحب قبر قسم دهيد تا دست بردارد. چون چنين كردند دست برداشت و به گريبان عمر چسبيد و او را حركت شدیدی داد و فرمود: اگر وصيّت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمى‏بود مى‏دانستى كه من ضعيف‏ترم يا تو، و دست برداشت و به خانه مراجعت فرمود. «2»

ابو حنيفه با استناد به همين قضيه، سخن گفتن در نماز، پيش از سلام را جايز دانسته. «3»
سفيان ثورى نيز با استناد به همين قضيه، فتوا داده كه هر كه بعد از تشهد و قبل از سلام حدثى از او سر زند، نمازش صحيح است. «4»

به عنوان نمونه فضل مى‏گويد: بعضى به سفيان ثوری و ابن حى و وكيع گفتند: چه مى‏گوييد درباره اين اراده و تصميمى كه ابو بكر گرفته؟ همگى پاسخ دادند گناهى بوده كه انجام نگرفته است ...
و آنگاه فضل مى‏گويد: اين روايتى است كه خود شما درباره ابو بكر نقل كرده‏ايد و ليكن گروهى از شما آن را كتمان نموده و دور از حقيقت دانسته آن را اظهار نمى‏دارند، حال آن كه شما در كتابهاى فقهى خود در «كتاب الصلاة» در اين مسأله، كه هرگاه نمازگزار پس از خواندن تشهد و پيش از سلام مبطلى از او سر زند، گفته‏ايد نماز او صحيح است به دليل همين عمل ابو بكر. و ابو يوسف قاضى در بغداد اين حديث را در ميان گروهى از شاگردان خود نقل كرده، يكى از آنان به او گفت: ابو بكر، خالد را به چه چيز فرمان داده بود؟ ابو يوسف او را از سخن گفتن بازداشته به او گفت: خاموش تو را چه به اين كار؟!



(2) ر. ك: مجمع الرجال قهپائى، ج 2، ص 264؛ الشافى ابن حمزه، ج 4، صص 173، 202؛ بيان كرده كه جاحظ آن را در الزيدية الكبرى از گروهى از جمله زهرى آورده است. الايضاح، ص 155، 158؛ جلاء العيون، ج 1، ص 201؛ كتاب سليم، ج 2، اثبات الهداة، ج 2، ص 360؛ مرآة العقول، ج 5، صص 339- 340؛ الرسائل الاعتقاديه، ص 455؛ شرح نهج البلاغه، ج 17، ص 222؛ المسترشد، ص 451؛ بحار الانوار، ج 29، صص 126، 133؛ الاحتجاج، ص 234؛ علل الشرايع، ج 1، ص 182؛ رجال كشى، ص 695؛ شرح حال سفيان ثورى.
(3) ر. ك: شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 222.
(4) المسترشد فى امامة على عليه السّلام، الايضاح، ص 190.
(۷/تیر/۹۱ ۱۹:۰۵)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]دیگه چه نیازی به کمک داری عزیزم همه رو که خودت گفتیSmile
البته چندتا مورد دیگه هم داشته
مثلا قضیه ترور امیر المومنین. ابوبکر خالد را مامور میکنه بعد از نماظ ظهر مولا ره به خیال خودشون ترور کنن.... که وسط کار پشیمون میشه و....
(کلا این حکاتی خیلی جالب و خواندنی است)
نه چند سوال مانده:
1-چرا پیامبر خالد را قصاص نکرد
2-چرا ابوبکر خالد را قصاص نکرد
3- دلیل عزل او در زمان عمر چه بود
4- بالاخره به او سیف الاسلام(لقبی که پیامبر به او داد) بگوییم یا ملعون؟
5- پس از صلح حدیبیه او چه خدماتی به اسلام کرد؟
(۷/تیر/۹۱ ۲۱:۵۳)anti dajjil نوشته است: [ -> ]4- بالاخره به او سیف الاسلام(لقبی که پیامبر به او داد) بگوییم یا ملعون؟
هرگز این لقب را رسول خدا به او نداده است
حتی اهل سنت هم چنین ادعایی ندارند
این لقب توسط خلیفه ی اول به این نفر (راستی نفر واحد شمارش چی بود؟) اهدا شده
چون اساساً فتح الفتوح توسط این نفر در زمان رسول خدا صورت نگرفته بوده که بخواهد حتی به فرض محال چنین لقبی را به واسطه فتوحاتش در یافت کند

البته از فتوحاتش خیانت به نوامیس مومنین بوده....Smile
نقل قول:-چرا ابوبکر خالد را قصاص نکرد

Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
(۷/تیر/۹۱ ۲۲:۰۰) نوشته است: [ -> ]
نقل قول:-چرا ابوبکر خالد را قصاص نکرد

Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
از عمد بودن آن را میدانم ولی دلیل قصاص نشدن چه بود؟

و علی آقا من شنیده ام خالد پس از شهادت جعفر طیار و فرماندهان از پیش تعیین شده به فرماندهی رسید و پس از آن توانست با چند تدبیر رومیان را بترساند و 1500 تن از لشگریان اسلام را سالم به مدینه برگرداند و از آنجا لقب سیف الله گرفت.
نه برادرم تا قبل از فتح مکه که اساساً مشغول مسلمان کشی بوده و در روایات خود اهل سنت هم تصریح شده که لقب سیف الله را خلیفه ی اول به او داده نه رسول خدا
علی آقا یک سوال دیگر چرا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سر قضیه بنی جزیمه خالد را قصاص نکرد؟
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16...#pid119954
ببین این کمکی بهت میکنه؟

در زمان رسول خدا نبوده
در زمان خلیفه ی اول بوده، چرا که عمر میگه قصاصش کن ولی ابوبکر میگه نمیکنم قصاص کسی را که خدا شمشیرش را برای اسلام انتخاب کرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یعنی در زمانی بوده که حاکم شرع رسول خدا نبوده بلکه خلیفه ی اول بوده
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع