تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خدا را شکر که مولایم علی شد!!!!!!!!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
یا علی امشب دلم بارانی است

گویی اندر سینه ام زندانی است

گر بگریم آب صد دریا کم است

چون فزون ازاشک من این ماتم است

کوفیان این مردمی که مرده اند

روح بیدار تو را آ ز ر د ه اند

کوفه دیگر از عدالت خسته است

چشم وگوش خودبه رویت بسته است

قاسطین و مارقین و نا کثین

جملگی تشنه به خون اصل دین

یا علی یاران خوبت در عدد

می رسد حتا به زحمت تا به صد؟

این همه دشمن که قصدت کرده اند

هرگز از عدل تو سودی برده اند؟

می شوی آخر شهید عدل خود

می دهی دنیای دون بر اهل خود

یا علی امشب دلم بارانی است

در دل و چشم و لبم همخوانی است

گر بمیرم از غمت شاید رواست

حجم این غم از زمین تا کبریاست

از چه امشب سخت بی تابی علی

لحظه ای حتا نمی خوابی علی ؟

وعده ی دیدار یارت امشب است

کاین چنین جان تو در تاب وتب است؟

کوفه تا آن حد تو را آ زرده است

تا کشی از هرچه در دنیاست دست؟

گرچه از نامردمانش خسته ای

از چه رخت ترک ما را بسته ای؟

بر یتیمانش چه میگویی جواب

صبح فردا گاه بیداری ز خواب؟

گر چه دامن دامنت اشکست و آه

ورچه عمری خوانده ای در گوش چاه

این زمان بگذار تا وقت دگر

لحظه ای بنشین و مارا می نگر

گاه پروازت چرا امشب بود؟

جان مشتاقان تو بر لب بود

بی تو دیگر گل نمی روید به باغ

چونکه آتش می زند بر باغ داغ

امشب ای جان جان من بیرون میا

گر برفتی با سر پر خون میا

من نمی دانم که خاک کوفه چیست

مسجدش حتا محلی امن نیست

امشبی را خانه ی دختت بمان

در همانجا هم نمازت را بخوان

کوفه دیگر مسجدش هم مقتل است

نام این شهر دروغین مزبل است

در شبستانی که گرم و تفته است

مردی از جنس شقاوت خفته است

در خیالش از زنی گل چیده است

بی شرف خوابی برایت دیده است

او سرت را شرط کرده بر جهاز

از چه بیدارش کنی بهر نماز؟

کاشکی می شد نماز تو قضا

تا نگیرد شکل ام الفتنه ها

کاش آنشب میشد آن مسجد خراب

نقشه ی شومی چنان می شد برآب

در سرم رویای شیرینی ست کاش

بر یتیمی می شد این برنامه فاش

شاید او آسیمه از ره می رسید

بانگ هشداری به هرجا می کشید:

مردم این نامرد ظاهز در نماز

می برد شمشیر خود را بر فراز

می زند تا فرق عالم بشکند

می زند تا بیخ آدم بر کند

کوفه امشب خود زده بر خواب ناز

تا علی پایان بگیرد در نماز

صبح خونینی کسی در سجده ای

نغمه ی فزت و رب الکعبه ای

کوفیان مستند و شادی ها کنند

با حسینش تا چه بازی ها کنند ................شاعر میرچی

گر نهادی تاج قرانی به سر
یا نهادی سر به سجده تا سحر
دل شکست و آمدت اشک بصر
جان مولا
زیر لب آهسته نامم را ببر

خدایا میدونم خیلی غرق گناهم می دونم خیلی رو سیاهم ولی به یه امیدی امشب در خونت میام خدایا به حق مولامون امشب گناهای مارو ببخش و مارو دست خالی برنگردون
خدایا عشق به علی(علیه السلام) رو تو دلامون زنده نگه دار و مارو جزء شیعه های واقعی اون حضرت قرار بده
خدایا کمکمون کن که اون دنیا شرمنده آقا نشیم
التماس دعا
علی (علیه السلام) مولای ما و شاه دین است

شفیع امت و حبل المتین است

تمام لذت عمرم همین است

که مولایم امیرالمومنین است

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcT_qoMzxh_Jbwq6-jbFWx_...8nHQGYYQZ7]
خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران
که تو را آفرید.
از تو در شگفت هم نمی توانم بود
که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست:
مور، چه می داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد
یا بر خشتی خام.
تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیّل می تواند ساخت
و من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت
***
پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی شناختم
که عمود بر زمین بایستد...
پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودم
که پای افزاری وصله دار به پا کند،
و مَشکی کهنه بر دوش کشد
و بردگان را برادر باشد.
آه ای خدای نیمه شبهای کوفه ی تنگ.
ای روشن ِ خدا
در شبهای پیوسته ی تاریخ
ای روح لیلة القدر
حتّی اذا مَطلعِ الفجر
***
چگونه شمشیری زهراگین
پیشانی بلند تو، این کتاب خداوند را، از هم می گشاید
چگونه می توان به شمشیری، دریایی را شکافت!
***
به پای تو می گریم
با اندوهی، والاتر از غمگزایی عشق
و دیرینگی غم
برای تو با چشمِ همه ی محرومان می گریم
با چشمانی: یتیم ِ ندیدنت
گریه ام، شعر شبانه ی غم توست...
***
هنگام که به همراه آفتاب
به خانه ی یتیمکان بیوه زنی تابیدی
وصَولتِ حیدری را
دستمایه ی شادی کودکانه شان کردی
و بر آن شانه، که پیامبر پای ننهاد
کودکان را نشاندی
و از آن دهان که هَرّای شیر می خروشید
کلمات کودکانه تراوید،
آیا تاریخ، به تحیّر، بر دَرِ سرای، خشک و لرزان نمانده بود؟
***
دری که به باغ ِ بینش ما گشوده ای
هزار بار خیبری تر است
مرحبا به بازوان اندیشه و کردار تو
شعر سپید من، رو سیاه ماند
که در فضای تو، به بی وزنی افتاد
هر چند، کلام از تو وزن می گیرد
وسعت تو را، چگونه در سخنِ تنگمایه، گنجانم؟
تو را در کدام نقطه باید بپایان برد؟
تو را که چون معنی نقطه مطلقی.
الله اکبر
آیا خدا نیز در تو به شگفتی در نمی نگرد؟
فتبارک الله، تبارک الله
تبارک الله احسن الخالقین
خجسته باد نام خداوند
که نیکوترین آفریدگاران است
و نام تو
که نیکوترین آفریدگانی
امام صادق علیه السلام فرمودند: علی علیه السلام بسیار می فرمودند که: دو خلیفه اول و دوم در نزد رسول خدا بودند. آن حضرت سوره قدر را می خواندند و می گریستند ... آنگاه از آنها پرسیدند: روح القدس و ملائکه بر چه کسی نازل می شوند. گفتند: یا رسول الله بر شما. فرمودند: صحیح است. سپس سؤال کردند: آیا شب قدرپس از من هم خواهد بود. گفتند: آری. رسول خدا فرمودند: آیا این امر در آن شب ها هم نازل می شود؟ گفتند: آری. سؤال کردند: بر چه کسی؟ گفتند: نمی دانیم. پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سر من را گرفتند و گفتند: اگر نمی دانید بدانید. کسی که پس از من در شب قدربر او نازل می شوند. این فرد است... (تفسیر برهان، ج 4، ص 483)



یا علی علیه السلام .
سلام بر منجی عالم

الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه اميرالمومنين و اولاده المعصومين عليهم السلام
[تصویر: poster%20ghadir-01.jpg]
شرع ما می گوید آقا منکرانت منکرند

در جهان پیچیده
آوایت ولی آنها کرند

بی جهت در جست و جوی شیر مردی بهترند

چون دلیران جهان هم خاک پای
حیدرند

ابن عباس نقل میکند:
«زمانی که علی علیه السلام عمرو بن عبدود را کشت ،نزد پیامبرصلی الله علیه وآله آمد در حالی که از شمشیرش قطره قطره خون می چکید وقتی پیامبرصلی الله علیه وآله او را دید فرمود:خدایا به علی فضیلتی عطا کن که به احدی قبل از او عطا نکردی و بعد از او هم عطا نکنی) پس جبرئیل فرود آمده در حالی که چیزی از بهشت همراهش بود،
پس گفت : خداوند به تو سلام می رساند و میگوید این را به علی علیه السلام بده ،

پس پیامبرصلی الله علیه وآله آن را به علی علیه السلام داد،
وقتی آنرا باز کرد دید در آن پارچه ای سبز است که درآن دو خط نوشته است:
[/font][font=Tahoma]
(تحفة من الطالب الغالب الی علی بن ابی طالب)
هدیه ای از طالب غالب (خدا) به علی بن ابیطالب
این روایت در کتب زیر که همه از کتب اهل سنت است آمده است:
(مناقب خوارزمی حدیث 254 - ثاقب المناقب حدیث 32 - کفایة الطالب ص77 - مائة منقبه حدیث 62 - ینابیع الموده قندوزی ج 1 /282 )
به بهانه ی ایام شهادت امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام
آئینه ای و سهم دلت آه می شود
وقتی که هم نوای غمت چاه می شود
غرق عزاي فاطمه هستي هنوز که
اينقدر ناله هاي تو جانکاه می شود
در چشمهات طاقت ماندن نمانده است
شب رفتني شده ست و سحرگاه مي شود
خون سرت دهد به زمين باز آبرو
وقت ظهور سرّ فدیناه می شود
تو مي روي و دست يتيمان تو چه زود
از آستان لطف تو کوتاه می شود
امروز اگر که فرق شما را شکسته اند
در کربلا چه با سر آن ماه می شود
در ازدحام نیزه و شمشیرها سرش
آماده‌ی سلوک الی الله می شود
از اشک خيز علقمه تا شامِ هلهله
با بي کسي قافله همراه مي شود
یا علی علیه السلام
[/font][font=Times New Roman]
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع