عزیزم به ما کمک کنید تا به راه راست هدایت بشیم . وظیفه دینیتون رو هم انجام دادید ثوابی هم برده اید
بنده شخصا تعصب ندارم . حاضرم گوش بدم اگر دیدم حرف حق میزنید تسلیم حق میشوم
شما بفرمایید کدام ایه قران بوده . بنده اطلاعی ندارم .
یه گپ و گفت دوستانه میزنیم برادر
یا حق
(۲/شهریور/۹۱ ۱۳:۰۷)kami_molodi نوشته است: [ -> ]نخیر وحید جان بحثی که در رابطه با حضرت عمر (رض) بود کلی بهش توهین شده !!
در بحث خلیفه سوم هم همینطور !!
خدارو خوش نمیاد !! آخه ما کی تا حالا به امامان شما توهین کردیم !! امام های شما برای ما خیلی ارزش دارن !!
ما کلی بهشون اعتقاد داریم !!
خوب اون بحث رو از طریق گزینه گزارش اعلام کن
حتما رسیدگی میکنم
با سلام به شما دوست و برادر عزیز
در مورد آیه 100 سوره توبه - آیه 8 سوره حشر و آیه 195 سوره آل عمران که به مهاجرین اشاره شده است و شما فرمودید طبق اسناد خود اهل تسنن باید عرض کنم عمر بن خطاب و عثمان بی شک جزو مهاجرین نبوده اند تنها از ابوبکر یاد شده است که باز هم ابوبکر از منابع شیعه رد این موضوع شده است و شما را به خواندن مطلب ذیل دعوت می کنم.
---------------------------
ايمان آوردن عمر ، از ديدگاه اهل تسنن :
عمر بن الخطاب نيز كه از سران قريش به شمار ميآمد ، طبق شهادت بزرگان اهل سنت ، از كساني بود كه در برابر دين اسلام و پيامبر گرانقدر اسلام مقاومت شديدي ميكرد و هر كسي را كه مسلمان ميشد آزار و شكنجه قرار مي داد ؛ تا آن جا كه بسياري از مشركين از ترس وي اسلام نميآوردند و يا اسلام خود را مخفي ميكردند و اگر اسلام آنان علني مي شد توسط عمر بن خطاب شكنجه ميشد . ما در اين جا فقط به دو مورد اكتفا مي كنيم .
اذيت و آزار مسلمانان توسط عمر :
ذهبي در تاريخ الإسلام و بسياري ديگر از بزرگان اهل سنت نوشتهاند :
عن عبد العزيز بن عبد الله بن عامر بن ربيعة عن أمه ليلى قالت : كان عمر من أشد الناس علينا في إسلامنا فلما تهيأنا للخروج إلى الحبشة جاءني عمر وأنا على بعير نريد أن نتوجه فقال : إلى أين يا أم عبد الله ؟ فقلت : قد آذيتمونا في ديننا فنذهب في أرض الله حيث لا نؤذى في عبادة الله فقال : صحبكم الله ثم ذهب فجاء زوجي عامر بن ربيعة فأخبرته بما رأيت من رقة عمر بن الخطاب فقال : ترجين أن يسلم ؟ قلت : نعم قال : فوالله لا يسلم حتى يسلم حمار الخطاب . يعني من شدته على المسلمين .
عبد الله بن عامر بن ربيعه از مادرش ليلى نقل مى کند که گفت : عمر از سختگير ترين مردمان در مورد اسلام آوردن ما بود ( مانع ما مى شد ) ؛ وقتى که خواستيم به حبشه برويم عمر به نزد من آمد در حاليکه من بر شترى بودم و مى خواستم که به راه بيفتم ؛ پس گفت : اى أم عبد الله به کجا مى روى ؟ پاسخ دادم : شما ما را به خاطر دينمان آزار داديد ؛ پس در زمين خدا به جايى مى رويم که به خاطر بندگى خدا آزار نشويم ! پس گفت : خدا همراه شما باشد ؛ پس شوهرم عامر بن ربيعة به نزد من آمد و او را از آنچه که ديده بودم يعنى آرام شدن عمر ، با خبر کردم ؛ پس او به من گفت : آيا اميد دارى که اسلام بياورد
؟ پاسخ دادم : آرى ؛ گفت : قسم به خدا او اسلام نمى آورد تا اينکه الاغ خطاب هم اسلام آورد ( يعنى حتى اگر الاغ هم اسلام بياورد او اسلام نمى آورد ) از بس که بر مسلمانان سخت گير بود .
تاريخ الإسلام ، ذهبي ، ج1 ، ص181 و الكامل في التاريخ ، ج2 ، ص 84 و البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 3 ، ص 100 و المستدرك ، الحاكم النيسابوري ، ج 4 ، ص 58 – 59 و السيرة النبوية ، ابن كثير ، ج 2 ، ص 32 – 33 و سيرة النبي (ص ) ، ابن هشام الحميري ، ج 1 ، ص 229 و ... .
نحوه اسلام آوردن عمر :
بسياري از علماي اهل سنت و از جمله ذهبي در تاريخ الاسلام ، محمد بن سعد در الطبقات الكبري و ابن عساكر در تاريخ دمشق ، اسلام آوردن عمر را اين گونه نقل كردهاند :
عن أنس بن مالك قال : خرج عمر رضي الله عنه متقلدا السيف فلقيه رجل من بني زهرة فقال له : أين تعمد يا عمر ؟ قال : أريد أن أقتل محمدا !
قال : وكيف تأمن في بني هاشم وبني زهرة وقد قتلت محمدا ؟
فقال : ما أراك إلا قد صبأت . قال : أفلا أدلك على العجب إن ختنك وأختك قد صبآ وتركا دينك .
فمشى عمر فأتاهما وعندهما خباب فلما سمع بحس عمر توارى في البيت فدخل فقال : ما هذه الهينمة ؟ وكانوا يقرءون طه قالا : ما عدا حديثا تحدثناه بيننا قال : فلعلكما قد صبأتما ؟ فقال له ختنه : يا عمر إن كان الحق في غير دينك ؟ فوثب عليه فوطئه وطئا شديدا فجاءت أخته لتدفعه عن زوجها فنفحها نفحة بيده فدمي وجهها فقالت وهي غضبى : وإن كان الحق في غير دينك إني أشهد أن لا إله إلا الله وأن محمدا عبده ورسوله .
فقال عمر : أعطوني الكتاب الذي هو عندكم فأقراه وكان عمر يقرأ الكتاب فقالت أخته : إنك رجس وإنه لا يمسه إلا المطهرون فقم فاغتسل أو توضأ فقام فتوضأ ثم أخذ الكتاب فقرأ ( طه ) حتى انتهى إلى : * ( إنني أنا الله لا إله إلا أنا فاعبدني وأقم الصلاة لذكري ) *
فقال عمر : دلوني على محمد فلما سمع خباب قول عمر خرج فقال : أبشر يا عمر فإني أرجو أن تكون دعوة رسول الله صلى الله عليه وسلم لك ليلة الخميس : اللهم أعز الإسلام بعمر بن الخطاب أو بعمرو بن هشام . وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم في أصل الدار التي في أصل الصفا .
فانطلق عمر حتى أتى الدار وعلى بابها حمزة وطلحة وناس فقال حمزة : هذا عمر إن يرد الله به خيرا يسلم وإن يرد غير ذلك يكن قتله علينا هينا قال : والنبي صلى الله عليه وسلم داخل يوحى إليه فخرج حتى أتى عمر فأخذ بمجامع ثوبه وحمائل السيف فقال : ما أنت بمنته يا عمر حتى ينزل الله بك من الخزي والنكال ما أنزل بالوليد بن المغيرة ؟ فهذا عمر اللهم أعز الإسلام بعمر فقال عمر : أشهد أن لا إله إلا الله وأنك عبد الله ورسوله .
تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 1 ، ص 174 – 175 و تاريخ المدينة ، ابن شبة النميري ، ج 2 ، ص 657 – 659 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 44 ، ص 34 – 35 و الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 3 ، ص 267 – 269 و... .
از انس بن مالک روايت شده است که عمر در حاليکه شمشير به همراه داشت از خانه بيرون شد ؛ پس شخصى از بنى زهره او را ديد وگفت : اى عمر ، قصد کجا داري؟
پاسخ داد : مى خواهم محمد را بکشم !!
گفت : اگر محمد را بکشى ، چگونه از بنى هاشم وبنى زهره در امان خواهى بود ؟
عمر پاسخ
داد : به گمانم که تو نيز دست از دين خود برداشته اى ( و مسلمان شده اى )
آن شخص گفت : آيا مى خواهى تو را بر چيزى شگفت ، راهنمايى کنم ؟ داماد تو و خواهرت نيز از دين خويش بيرون شده اند !!!
پس عمر به راه افتاده و به نزد ايشان رفت ؛ خباب نيز در آنجا بود و وقتى که آمدن عمر را احساس کرد در خانه پنهان شد ؛ عمر گفت : اين سر و صداها چيست ؟ - ايشان سوره طاها را تلاوت مى کردند – پاسخ دادند : چيزى جز سخنانى که به هم مى گفتيم نبود ؛ عمر گفت : و شايد شما از دين بيرون شديد ؟
داماد عمر به او پاسخ داد : اى عمر ؛ اگر حق در غير دين تو باشد چه خواهى کرد ؟
عمر بر او جهيده و او را لگد کوب نمود ، پس خواهرش هم آمد تا از شوهرش دفاع کند اما عمر چنان با دست بر صورت او کوبيد که صورت او خونين شد ؛ پس خواهرش در حال عصبانيت گفت : اگر حق در غير دين تو باشد پس من شهادت ميدهم که خدايى جز خداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست .
پس عمر گفت : کتابي را که در نزد شماست به من بدهيد – عمر خواندن مى دانست – پس خواهرش به او گفت : تو کثيف هستى و غير از پاکيزگان نبايد اين کتاب را لمس کنند ؛ برخيز و غسل بنما يا وضو بگير ؛ پس او وضو گرفت و کتاب را گرفته و خواند : طه ؛ تا به اين جا رسيد که « اننى انا الله لا اله الا انا فاعبدنى وأقم الصلاة لذکرى »
عمر گفت : من را به نزد محمد ببريد ؛ وقتى که خباب کلام عمر را شنيد گفت : بشارت بادت اى عمر ؛ اميدوارم که دعاى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در شب پنجشنبه که گفتند : « خدايا اسلام را به وسيله عمر بن خطاب يا عمرو بن هشام عزيز بنما » در مورد تو مستجاب شده باشد ؛ و در اين هنگام رسول خدا در خانه خويش در پاى کوه صفا بودند .
پس عمر به راه افتاده و به در خانه رسول خدا رفت ؛ و حمزه و طلحه و عده اى نيز درب خانه حضرت بودند ؛ پس حمزه گفت : اين شخص عمر است که اگر خدا در مورد او خير مقدر کرده باشد مسلمان مى شود ؛ و اگر غير اين را اراده کرده باشد کشتن او براى ما آسان است ؛ رسول خدا نيز در خانه بودند در حاليکه به ايشان وحى صورت مى گرفت ؛ پس از خانه بيرون آمدند و به کنار عمر رسيدند ، پس او دست به کمر بند و محل بستن شمشير برد ؛ پس حضرت فرمودند : اى عمر نمى خواهى بس کنى ؟ تا اينکه خداوند همان ذلتى را که بر وليد بن مغيره وارد کرد ، بر تو نيز فرود آورد ؟ اين شخص عمر است ، خدايا اسلام را با عمر عزيز بنما !!! پس عمر گفت : شهادت مى دهم که خدايى جز خداى يگانه نيست و اينکه تو بنده و فرستاده خدايى .
---------------------------------
خوب این در مورد اینکه عمر به هیچ عنوان جزو مهاجرین نبوده است. پس این آیه مصداق ایشان نیست. امیدوارم که تاریخ نویسان خودتان یعنی اهل تسنن را قبول داشته باشید.
اما در مورد بحث اینکه عمر جزو انصار بوده یا خیر.باید دید که آیا شما صرفاً اسلام آوردن افراد را مبنی بر انصار رسول الله بودنشان می دانید یا خیر.
افرادی که جزو انصار بودنشان قطعی است چه در منابع اهل تشیع و چه در منابع اهل تسنن مثل ابوذر ، سلمان ، عمار و.. و حتی زبیر که بعداً به مخالفت با حضرت علی (علیه السلام) برخواست. همگی خود را در زمره خدمت گزاران حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) می دانستند (دقیقاً به دلیل سفارش رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که می دانستند چقدر برای آن حضرت عزیز است و در نزد خدا چه مقامی دارد. . حتی داریم که حضرت قبل از شهادتشان در نامه ای که به حضرت علی(علیه السلام) جهت وصیت نامه نوشته بودند قسمتی از وصیتشان مسولیت هایی را بر دوش زبیر گذاشته بودند.
خوب با این عدله چگونه می توان عمر بن خطاب را جزو انصار نامید در حالی که حادثه تعرض به خانه فاطمه (سلام الله علیها) در منابع شیعی و سنی تایید شده است. این برای خود جناب عالی سوال نیست؟؟؟؟؟؟
حقیر برای شنیدن پاسخ جناب عالی بسیار مشتاقم.
(۳/شهریور/۹۱ ۱۳:۱۰)kami_molodi نوشته است: [ -> ]من برای نمونه چند آیه از قرآن کریم را برای شما ذکر میکنم !!
آیات رو فقط ترجمه شون رو می نویسم !!
1. آن مهاجرین و انصار که در صدراسلام به وسیله ایمان و هجرت سبقت گرفتند و آنانکه با نیکوکاری و اطاعت از خدا از آنان پیروی کردند خداوند از آنها خشنود و آنها نیز از خداوند خشنود هستند و خداوند برای آنها بهشتی را مهیا و آماده کرده که از زیر درختانش نهرهایی است که در آن تا ابد جاودان و متنعم می باشند و این در حقیقت سعادت بزرگی است . ( آیه 100 سوره توبه )
علیکم السلام
در موردی که فرمودید لازم هست اشاره ای کوتاه داشته باشیم :
صحابه به چند گروه تقسیم می شوند:
1-پیشگامان از مهاجرین وانصار نه همه ی مهاجرین وانصار
(سوره توبه ایه 100والسابقوا الاولون)
2-گروهی که از آنان به نیکی پیروی کرده با شند(
سوره توبه ایه100-والذین اتبعوهم بالاحسان)
ولی کسانی که درپیروی راه نیکی درپیش نگرفتند مشمول این ایه نمی شوند
حال نظر دوستان را به بعضی از آياتی جلب می کنیم که نشان می دهد گروه دوم از ((السابقون الاولون))به نیکی پیروی نکرده اند
1-خداوند ولید بن عقبه را فاسق خوانده ومی فرماید: ))
ان جا کم فاسق بنبا فتبینوا)) هر گاه فاسقی برایتان خبری آورد درباره آن تحقیق کنید
گروهی از مفسران می گویند مراد از این فاسق ولید است
2-پیامبر اکرم خطبه نماز جمعه می خواند که ناگاه کاروان بازرگانی از شام وارد ندینه شد اغلب نماز گزاران نماز جمعه را ترک کردندوفقط 12 نفر ماندند(
صحیح بخاری ج1ص316 صحیح مسلم ج2ص320)
به طوریکه
ایه 11 سوره جمعه نازل شد
ایا کسانی که این چنین بر پیامبر بی حرمتی رو ا می دارن مصداق (والذین اتبعوهم بالاحسان)) میباشند؟
3-
سوره ال عمران ایه 161 می فرماید

)ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت کند وهر کس خیانت کند روز رستاخیز «ن چه را که درآن خیانت کرده با خود می آورد .....))
تفسیر ابن کثیر در ج1ص421 می گوید:گویا حوله سرخ فامی درروز بدر گم شد برخی از صحابه گفتند شاید آن را پیامبر برداشته خدا دراین مورد آیه فوق را نازل کرد
وپیامبررا ازخیانت درامانت تنزیه نمودآن گاه معلوم شد بعضی صحابه این حوله را ازسر عناد برداشته اند))
در نتیجه معلوم میشود که بعضی از بدری ها که در شمار ((السابقون الاولون)) بوده اند درطول زندگی دچار انحرافاتی شده اند
هم چنین خدا درسوره حجرات آیه 2 می فرماید:ای کسانی که ایمان آورده اید صدای خود را فراتر از صدای پیامبر نبرید ودربرابر او سخن بلند نگویید
آن گونه که بعضی ازشما دربرابر بعضی بلند صدا می کنند مبادا اعمال شما نابود گردد درحالی که نمی دانید))
نکته دیگر اینکه ایا خداوند تا ان زمان از کسی راضی بود و یا گناه اینده ان ها را هر چه که باشد بخشیده است و به انها مجوز میدهد هر گناهی خواستند حتی مخالفت با رسول خدا انجام دهند؟
در تاریخ و همیشه افرادی بوده اند که زمانی درستکار و بسیار اهل تقوا بوده و بعدا گمراه شده اند نمونه بارزش خود شیطان که خداوند میفرماید از ساکنان عرش و در حد خود فرشتگان بود و بعدا سردسته گمراهان شده است
برادر عزیزم اگر مایلید تا برایتان چندین مثال از کتب صحیح خودتان بیاورم .
نکته دیگر اینکه بحث اصلی میان ما این است که جانشین رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)چه کسی است .
اگر مایلید تا روی این موضوع بحث کنیم . این ها حاشیه است
تا کنون چندین نفر از عزیزان اهل سنا در این تالار و جاهای دیگر در این موضوع با حقیر گفتمان داشته اند ولی میانه راه ما را ترک کردند .
اگر مایلید گفتگویی در این زمینه داشته باشیم
سلام
چند سوال از برادران اهل تسنن یا طرفداران نظریه ایشان :
1- آیا اصحاب پیامبر معصوم بودند؟ سند شما چه چیزی بوده؟
2- صحابی به چه معنا است؟ آیا هر کس که پیامبر را درک کرده باشد می شود صحابه؟حتی اگر اسلام او از روی زور باشد؟چرا صحابی عیسای نبی علی نبینا و آله و علیه السلام فقط 12 نفر بودند؟آیا این که کسی سخن پیامبر را بشنود دلیل بر قدرت اجتهاد او می شود؟آن هم فقط یک کلام و یک نظر؟این جا ملاک تقوی "ان اکرمکم عندالله اتقاکم" کجا می رود؟
3- اگر صحابی خلاف اسلام عمل کرد و دست به اعمال خلاف شآن یک مسلمان زد ، از این موقعیت ساقط نمی شود؟اگر یک صحابی دیگری را کشت و به همسر او تجاوز کرد ، باز هم باید از او یک اسطوره ساخت؟
بحث صجابه پاشنه آشیل و چشم اسفندیار اهل تسنن است که به راحتی و با عقل عدم حقانیت مواضع ایشان را نشان می دهد ، بنده زیاد با اهل تسنن در این خصوص مباحثه داشتم و هیچ گاه ، تاکید می کنم هیچ گاه نتوانستند یک دلیل منطقی برای بنده بیاورند بر این ادعاها.
من اینجا میخوام از تمام دوستان برادرانه یک درخواست بکنم، لطفا بیاید با هم یک بار این دستور علمای بزرگ و دلسوز اسلام چه از اهل سنت و چه از شیعه رو انجام بدیم.
دوستان عزیز بیاید این بار به جای تمرکز بر اختلافات بر اشترکاتمون تمرکز کنیم باور کنید هیچ کدوم از ما با دعوا کردن و آوردن سند از کتب مختلف دال بر انحراف دیگری حتی ذره ای به سوی راه درست جذب نمیشیم بلکه همونجور که بسیاری از عزیزان تجربشو دارن فقط به اختلافات دامن میزنیم و نهایتا با توهین کردن به همدیگه متاسفانه برادران اهل سنتمون به علت غلبه کمی و کیفی شیعه در این تالار با دلگیری اینجا رو برای همیشه ترک میکنن.
دوستان ما هممون به خداوند یکتا معتقدیم، به رسول الله به عنوان آخرین فرستاده خداوند شهادت می دهیم، به معجزه پیامبر قرآن مجید عشق می ورزیم و از کفر و شرک بیزاریم. در جهان ستمگر و فریبنده امروز ما فقط میتونیم به همدیگه اتکا کنیم و با دشمنان اسلام، یعنی ظالمین و مستکبران و صهیونیسمی که در قرآن ازشون به عنوان یهود، بزرگترین دشمن موئمنین یاد شده مبارزه کنیم.
بیاید دست به دست هم بدیم، پا روی نفسمون بگذاریم، به یکدیگر عشق بورزیم.
(۴/شهریور/۹۱ ۱۸:۴۶)mohammade نوشته است: [ -> ]برادر شیعه به خودت بیا پس با این چیز هایی که شما میگویید باید به رسالت پیغمبر شک کرد که ایشان به جای اینکه مکتب انسان های پاک بنا کند ااولین انسان هایی که تحویل جامعه داده ریا کار بوده اند وای بر شما که رسالت پیغمبر را هم قبول ندارید به خودتان بیایید به خدا قسم همه انسان هايي که نزد پيامبر بوده ان خوب بوده اند و الا پيغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)براي تربيت انسان ها آمده بود
من خودم يک سني هستم و همه نزديکان پيغمبر را که به او و خدا ايما ن آوردم رو دوست دارم
خوب برادر عزیزم
شما میفرمایید اگر کسانی که اظهار اسلام میکردند در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ریاکار بوده باشند . رسالت ایشان زیر سوال است
با این حرف رسالت اکثر پیامبران خدا زیر سوال می رود و کسانی چون نوح(علیه السلام) صالح (علیه السلام) هود (علیه السلام) با توجه به اینکه امت خود را نفرین کرده اند کلا باید منحرف باشند . در حالی که خداوند در قران هیچین چیزی نمیفرماید . حتی همسر بعضی از پیامبران هم طبق قران انسانهای پلیدی بوده اند .
حتی پسر نوح (علیه السلام) نیز از کفار بود . بنابرین باید گفت نوح پیامبر نبود که نتوانست پسر خود را تربیت کند ؟!!!!!
در ایات قران نیز وقتی پیامبر ناراحت میشوند از عده ای . خداوند میفرماید ناراحت نباش تو فقد یک بشارت دهنده و ترساننده ای ٫٫٫
همچنین در
ایاتی از وجود منافقان در بین اصحاب خبر میدهند خداوند در قران کریم ....
اصلا بیاید بحث رو که ایا صحابی خوب بودند یا نه ول کنید
من ۱ سوال مطرح میکنم .
ایا پیامبر برای جانشینی خود از طرف خدا کسی را تایین فرمودند؟
شما فقط به همین سوال جواب بدهید
یا حق
نقل قول:دوستان عزیز بیاید این بار به جای تمرکز بر اختلافات بر اشترکاتمون تمرکز کنیم باور کنید هیچ کدوم از ما با دعوا کردن و آوردن سند از کتب مختلف دال بر انحراف دیگری حتی ذره ای به سوی راه درست جذب نمیشیم بلکه همونجور که بسیاری از عزیزان تجربشو دارن فقط به اختلافات دامن میزنیم و نهایتا با توهین کردن به همدیگه متاسفانه برادران اهل سنتمون به علت غلبه کمی و کیفی شیعه در این تالار با دلگیری اینجا رو برای همیشه ترک میکنن.
حدیثی داریم از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که امت من ۷۲ فرقه میشوند که فقط یکی بر حق است . این حدیث مقبول شیعه و سنی است
در ضمن ما هر جایی بحث کرده ایم نه تنها کسی دلخور نشده که با هم دوست هم شده ایم .
بحث علمی و بدور از توهین و محترمانه و برادرانه خیلی هم خوب است .
بنده تضمین میکنم در بحث کسی توهین نکند .
اگر هم تعدد پاسخ دهندگان برای شما موجب ناراحتیست بفرمایید تا فقط یک نفر پاسخ گو باشد
یا حق
. کسانی که (در راه خدا) هجرت کردند و از خانه های خود بیرون رانده شدند و
در راه من (خدا) آزار دیدند و جنگ کردند و کشته شدند
مسلما من گناهان آنها را می بخشم و آنها را در بهشت هایی که از زیر درختانش نهرهایی جاری است وارد میکنم این پاداشی است که از طرف خداوند و بهترین پاداش ها نزد پروردگار است . ( آیه 195 سوره آل عمران )
سلام خدمت برادران شرمنده من بخاطر درسم خیلی زیاد نمیتونم بیام !!
اونجایی رو که با قرمز مشخص کردم دقت بفرمایین !!
مگر حضرت عمر (رض) بر سرزمین های اسلامی نیفزودند ؟؟ مگر ایشان ایران را فتح نکردند ؟؟
مگر حضرت ابوبکر (رض) سپاه اسامه بن زید را تجهیز نکردند برای فتح سرزمین ها از جمله سرحدات روم ؟؟
(۵/شهریور/۹۱ ۳:۴۳)وحید110 نوشته است: [ -> ] (۴/شهریور/۹۱ ۱۸:۴۶)mohammade نوشته است: [ -> ]برادر شیعه به خودت بیا پس با این چیز هایی که شما میگویید باید به رسالت پیغمبر شک کرد که ایشان به جای اینکه مکتب انسان های پاک بنا کند ااولین انسان هایی که تحویل جامعه داده ریا کار بوده اند وای بر شما که رسالت پیغمبر را هم قبول ندارید به خودتان بیایید به خدا قسم همه انسان هايي که نزد پيامبر بوده ان خوب بوده اند و الا پيغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)براي تربيت انسان ها آمده بود
من خودم يک سني هستم و همه نزديکان پيغمبر را که به او و خدا ايما ن آوردم رو دوست دارم
خوب برادر عزیزم
شما میفرمایید اگر کسانی که اظهار اسلام میکردند در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ریاکار بوده باشند . رسالت ایشان زیر سوال است
با این حرف رسالت اکثر پیامبران خدا زیر سوال می رود و کسانی چون نوح(علیه السلام) صالح (علیه السلام) هود (علیه السلام) با توجه به اینکه امت خود را نفرین کرده اند کلا باید منحرف باشند . در حالی که خداوند در قران هیچین چیزی نمیفرماید . حتی همسر بعضی از پیامبران هم طبق قران انسانهای پلیدی بوده اند .
حتی پسر نوح (علیه السلام) نیز از کفار بود . بنابرین باید گفت نوح پیامبر نبود که نتوانست پسر خود را تربیت کند ؟!!!!!
در ایات قران نیز وقتی پیامبر ناراحت میشوند از عده ای . خداوند میفرماید ناراحت نباش تو فقد یک بشارت دهنده و ترساننده ای ٫٫٫
همچنین در ایاتی از وجود منافقان در بین اصحاب خبر میدهند خداوند در قران کریم ....
اصلا بیاید بحث رو که ایا صحابی خوب بودند یا نه ول کنید
من ۱ سوال مطرح میکنم .
ایا پیامبر برای جانشینی خود از طرف خدا کسی را تایین فرمودند؟
شما فقط به همین سوال جواب بدهید
یا حق
نقل قول:دوستان عزیز بیاید این بار به جای تمرکز بر اختلافات بر اشترکاتمون تمرکز کنیم باور کنید هیچ کدوم از ما با دعوا کردن و آوردن سند از کتب مختلف دال بر انحراف دیگری حتی ذره ای به سوی راه درست جذب نمیشیم بلکه همونجور که بسیاری از عزیزان تجربشو دارن فقط به اختلافات دامن میزنیم و نهایتا با توهین کردن به همدیگه متاسفانه برادران اهل سنتمون به علت غلبه کمی و کیفی شیعه در این تالار با دلگیری اینجا رو برای همیشه ترک میکنن.
حدیثی داریم از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که امت من ۷۲ فرقه میشوند که فقط یکی بر حق است . این حدیث مقبول شیعه و سنی است
در ضمن ما هر جایی بحث کرده ایم نه تنها کسی دلخور نشده که با هم دوست هم شده ایم .
بحث علمی و بدور از توهین و محترمانه و برادرانه خیلی هم خوب است .
بنده تضمین میکنم در بحث کسی توهین نکند .
اگر هم تعدد پاسخ دهندگان برای شما موجب ناراحتیست بفرمایید تا فقط یک نفر پاسخ گو باشد
یا حق
به نظر من هم به جای اینگونه بحثا باید بیشتر تو زمینه آخرالزمان فعالیت داشته باشیم !!