|
نامه ای از اهل تسنن به تشیع+ آیاتی و احادیثی در نقد آن
|
|
۱۹:۴۶, ۱۲/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۱ ۱۵:۴۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم متن این نامه توسط بزرگان دین اهل تسنن گفته شده است و من فقط جمع اوری کرده ام،در این نامه از عشق اهل تسنن نسبت به اهل بیت (علیه السلام) و دوازده امام سخن مینویسیم،درضمن این نامه از بزرگترین منبع حدیث اهل تسنن گرفته شده و هدیه ای از طرف اهل سنت (اهل سنت واقعی و جویای حقیقت)به برادران شیعه برای اتحاد و پیشرفت اسلام است. من در این نامه ارزش اهل بیت و امام علی(علیه السلام) رابرایتان مینویسم. پس به امید اتحاد زنی که خون صورت پدرش را شست ترجمه: سهل بن سعد ساعدي مي گويد: از من سؤال كردندكه زخم رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با چه چيزي مداوا شد؟ گفتم: كسي كه در اين مورد از من آگاه تر باشد، وجود ندارد . (ديدم كه)علي(علیه السلام) در سپرش آب مي آورد و فاطمه رضي الله عنها خون را از چهرة (مبار ك) رسول الله ميشست و بعد، حصيري را سوزاندند و خاكستر آن را روي زخم رسول الله نهادند. کتاب علم/باب55/بخاری 243 ترجمه: سهل بن سعد ميگويد: روزي، رسول الله به خانة دخترش ؛فاطمه رضي الله عنها؛ تشريف برد . علي در خانه نبود . آنحضرت پرسيد :؟« پسر عمويت كجاست » فاطمة زهرا رضي الله عنها عرض كرد: بين ما كدورتي پيش آمد و از خانه برون رفت و اينجا استراحت نكرد رسول الله به يكي گفت؟« ببين او كجاست » : آن مرد آمد و گفت: اي رسول خدا! او در مسجد است، رسول الله به مسجد تشريف برد دید علي (علیه السلام) در آنجا بود (در حالي كه چادرش روي زمين افتاده و بدنش خاك آلود شده بو د.) رسو ل الله در حالی که خاكها را از بدن علي(علیه السلام): پاك مي كرد ، باو گفت .«ابوتراب! بلند شو، ابوتراب! بلند شو » کتاب نماز/باب38/بخاری441 ترجمه: از عمران بن حصين روايت است كه وي روزي پشت سر علي(علیه السلام) در شهر بصره، نماز خواند و گفت : اين مرد، ما را به ياد نماز خواندن رسو ل الله انداخت. چرا كه آنحضرت هنگام هر برخاستن و فرود آمدن، تكبير مي گفت. کتب ابواب نمار/باب21/بخاری784 ترجمه: روايت است كه عثمان از حج تمتع و حج قرآن، (حج و عمره با هم) منع ميكرد. وقتي كه علي (علیه السلام)متوجه اين امر شد, نيت حج و عمره كرد و لبيك گفت و فرمود: براي حج و عمره، هر دو، احرام بسته ام و افزود: من سنت رسول الله. را بخاطر سخن كسي، ترك نخواهم كرد. کتاب حج تمتع/باب21/بخاری1563 ترجمه: ابوهريره دوسي ميگويد: رسو ل الله در بخشي از روز، به طرف بازار رفت. (در مسير راه) نه ايشان با من سخن گفت و نه من با ايشان. تا اينكه وارد بازار بني قينقاع شد و در صحن خانة فاطمه زهرا رضي الله عنها نشست و فرمود كوچولو اينجا است ؟«كوچولو اينجا است؟ » ( هدفش حسن و حسين رضي الله عنهما بود). فاطمه رضي الله عنها در فرستادن طفل، اندكي تاخير كرد. راوي مي گويد: خيال كردم گردن بندي به گردنش مي آويزد يا اواو را مي شويد سپس، كودك، دوان دوان نزد رسول الله آمد. آنحضرت او را. در آغوش گرفت و بوسيد و فرمود: پروردگارا! اين را دوست بدار و هر كس كه او را دوست بدارد تو .« نيز او را دوست بدار » : کتاب الشهادات/باب11/بخاری2700 ترجمه: براء بن عازب مي گوي: رسول خدا در ماه ذي قعده قصد عمره نمو د. اما ساكنان مكه از ورودش به مكه، جلوگيري كردند. تا اينكه رسول خدا با آنها قرار دادي امضا نمودكه طبق آن قرار داد (مسلمانان، امسال برگردند و سال آينده براي اداي عمره) فقط سه روزمي توانند در مكه بمانند. هنگام نوشتن قرار داد، چنين نوشتند : اين، قرار داد محمد، رسول خدا است. مشركين گفتند: رسول خدا بودن تو را نمي پذيريم. زيرا اگر ما مي دانستيم كه تو رسول خدا هستي، ازورودت به مكه، جلوگيري نمي كرديم. بلكه تو محمد بن عبد الله هستي ،رسول الله فرمود.« من هم رسول خدا و هم محمد بن عبدالله هستم » سپس خطاب به علي: فرمود لفظ رسول خدا را پاك كن علی(علیه السلام) گفت : بخدا سوگند، هرگز آنرا پاك نميكنم (زیرا نمیتوانست به پیامبر خدا کلامی جز رسول الله بگوید) رسول خدا: قرار داد را از علی(علیه السلام) گرفت و دستور داد تا چنين بنويسد اين« قرار داد محمد بن عبد الله است. به مكه » با هيچ سلاحي وارد نشود مگر اينكه در غلاف باشد. و اگر كسي از اهل مكه، خواست از محمد پيروي نمايد، او را با خود نبرد. و اگر كسي از يارانش (ياران محمد) خواست در مكه بماند مانع اش نشود. (سال بعد) وارد مكه شد و سه روز به پايان رسيد، مشركين نزد علي(علیه السلام) آمدند و گفتند: به دوست ات بگو تا مكه را ترك كند. زيرا وقت تمام شده است. و هنگامي كه رسول خدا از مكه بيرون رفت در حالي كه دخترخردسال حمزه عمو عمو كنان سر آنها براه افتاد . علي بن ابي طالب دستش را گرفت و به فاطمه رضي الله عنها گفت: دخترعمويت را تحويل بگير. فاطمه رضي الله عنها او را در بغل گرفت. علي گفت: من براي حضانت او مستحق ترام زيرا دختر عموي من است، جعفر گفت: من مستحق ترام. زيرا علاوه بر اينكه دختر عموي من است، خاله من است، زيد گفت: او برادرزادة من است و خاله اش اش نيز همسر من مي باشد،علي و زيد و جعفر دربارة او با يكديگر اختلاف نمودند. . .. نبي اكرم: او را به خاله اش سپردو فرمود .« خاله به منزلة مادر است » و به زيد گفت« تو برادر و دوست ما هستی»و به جعفر گفت: .« تو در سيرت و صورت با من شباهت دار ي » و به علی(علیه السلام)گفت« من از تو و تو از من هستي » کتاب الشهادات/باب 11/بخاری 2700 این گفته ی پیامبر در مورد حسن ابن علی رضی الله انهما فرمود:این فرزند من سردار است ترجمه: ابوبكره مي گويد: رسول خدا را بالاي منبرديدم در حالي كه حسن بن علي رضي الله عنهما در كنارش قرار داشت، آنحضرت (حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)گاهي به سوي مردم و گاهي بسوي او نگاه مي كرد و مي فرمود: اين فرزند من، سردار است و شايد خداوند بوسيلة او ميان دو گروه بزرگ از مسلمانان، صلح و آشتي بر قرار نمايد کتاب الشهادات/باب 12/بخاری:2704 ترجمه: ابوجحيفه مي گويد: به علي(علیه السلام) گفتم: آيا غير از آنچه در كتاب الله هست، چيزي از وحي، نزد شما وجود دارد؟ گفت: نه، سوگند به ذاتي كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، بجز فهمي كه خداوند به انسان، در شناخت قرآن، عنايت مي كند و آنچه در اين صحيفه هست چيز ديگري، وجود ندارد. پرسيدم: در اين صحيفه، چيست؟ گفت: احكام ديه، آزادي اسير و اين كه مسلمان نبايد در قبال كافر، كشته شود. کتاب جهاد/باب 76/بخارى: ٣٠٤٧ توصیف رسول خدا ترجمه: عقبه بن حارث ميگويد: ابوبكر نماز عصر را خواند و از مسجد بيرون رفت ودر آنجا حسن(علیه السلام) را ديد كه مشغول بازي با كودكان است. او را بر دوش نهاد و گفت پدرم فدايش باد. او شبيه پيامبر است نه شبيه علي علي(علیه السلام) از شنيدن اين سخن، خنديد کتاب حکابات انبیاء/باب 33/ بخارى: ٣٥٤٢ مناقب حسن و حسین(علیه السلام) ترجمه: براء بن عازب ميگويد: نبي اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را ديدم كه حسن بن علي رضي الله عنهما بر شانه اش قرار داشت و مي فرمود:خدايا! .« من او را دوست دارم. پس تو نيز او را دوس ت داشته باش » : فضایل صحابه /باب 14/بخاری 3749 ترجمه: انس بن مالك م يگويد: هيچ كس مانند حسن بن علي رضي الله عنهما شبيه نبي اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نبود. فضایل اصحابه/باب 14/بخاری3752 ترجمه:از عبدالله بن عمر روايت است كه شخصي از او پرسيد: اگر كسي در حالت احرام، مگسي را بكشد، حكم اش چيست؟ گفت: مردم عراق از كشته شدن مگس مي پرسند در حالي كه فرزند دختر رسول خدا را كشتند! حال آنكه نبي اكرم فرمود:.« حسن و حسين، گلهاي خوشبوي من در دنيا هستند » فضایل اصحابه/باب 14/بخاری3753 ترجمه: سعد بن ابي وقاص ميگويد: رسول الله بسوي تبوك، بيرون رفت و علي بن ابي طالب را بعنوان جانشين خود، تعيين فرمود ،علي گفت: مرا ميان زنان و كودكان مي گذاري؟ رسول اكرم: فرمود آيا دوست نداري كه تو براي من بمنزلة هارون براي موسي باشی؟ البته بعد از من، پيامبري نخواهد آمد کتاب غروات پیامبر اکرم/باب 45/بخاری 4416 بیماری و وفات رسول اکرم ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي گويد: نبي اكرم فاطمه رضي الله عنها را در بيماري وفاتش ، فرا خواند و آهسته در گوش اش، سخني گفت كه از شنيدن آن، گريه كرد. پس دوبارهاو را فراخواند، و آهسته در گوش اش، چيزي گفت كه از شنيدن آن، خنديد. راوي مي گويد: از او علت اش را جويا شديم. گفت: نخست، نبي اكرم آهسته در گوش ام گفت كه در اين بيماري، وفات مي يابد. پس من، گريه كردم،سپس اهسته در گوشم گفت: نخستين كسي كه از اهل بيت ام به من ملحق مي شود، تو هستي. لذا خنديدم. کتاب غروات/باب48/بخاری4434 ترجمه: انس مي گويد: هنگامي كه بيماري نبي اكرم شدت گرفت و درد بر او غلبه كرد فاطمه عليها السلام خطاب به پدرش گفت: آه، پدرم چقدر درد مي كشید؟ رسول الله: فرمود« پدرت از امروز به بعد، دردي نخواهد داشت »(نمی خواست که با گفتن دردش دخترش را اندوهگین کند) کتاب غروات پیامبر اکرم/باب 48/بخاری4462 ترجمه: جابر بن سمره: مي فرمود : شنيدم که نبي اکر م مي گويد دوازده نفر به .« امامت خواهند رسيد » سپس چيزي گفتن که معنی آنرا نشنيد م. پدرم مي گویدد: رسو ل خد ا : فرمود « همگي آنان از قريش هستند » (نوادگانم) کتاب احکام/باب9/بخاری7222-7223 ترجمه: سهل بن سعد مي گويد: روز خيبر نبي اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، چنين فرمود كه.« پرچم اسلام را بدست مردي مي سپارم كه خداوند بوسلة او خيبر را فتح خواهد كرد» صحابه برخاستند و هر يك اميدوار بود كه پرچم به او سپرده مي شود و شب را به همين اميد، به صبح رساندند. آنگاه، رسول خدا پرسيد؟« علي كجاست »گفتند: چشم درد دارد. دستور داد كه او را صدا بزنند, علي(علیه السلام) آمد و آنحضرت بر چشمانش، آب دهان ماليد. بلافاصله بهبود يافت طوريكه گويا هرگز بيمار نبوده است. آنگاه از رسول خدا پرسيد: با آنان بجنگم تا مسلمان شوند؟ آنحضرت : فرمود با تأني، نزد آنان برو تا بدانجا برسي. سپس، آنها را به اسلام، دعوت كن و از دستورات » خدا با خبر ساز. سوگند به خدا، اگر يكي از آنان بوسيلة تو هدايت شود ، برايت از شتران «سرخ رنگ، بهتر است» (ياد آوري مي شود كه شتران سرخ رنگ، در آن زمان، نزد اعراب، از ارزش بسيار بالايي بر خوردار بودند) کتاب جهاد/ باب46/بخاری2942 در پایان مینویسم که همان اندازه که شیعیان عاشق اهل بیت هستند،اهل سنت واقعی هم عاشق است و همیشه میخواهد امامان(علیه السلام) را الگو قرا داده و با و خواست و راه انها به سعادت برسند . |
|||
|
|
۱۵:۲۱, ۱۳/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۱ ۱۵:۴۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: كسى كه دوست دارد در كشتى نجات سوار شود و به ريسمان استوار الهى تمسّك جويد، بايد على عليه السّلام را دوست بدارد و با دشمنانش، دشمن باشد، سپس به ائمه هدايت، از فرزندان او پيروى نمايد، زيرا آنان جانشينان و اوصياى من و حجّتهاى خدا پس از من بر مردمند، و سروران و راهبران پرهيزگاران به سوى بهشت، همانها هستند، حزبشان، حزب من و حزب من حزب خداست و حزب دشمنانشان حزب شيطان است.
ارشاد القلوب-ترجمه سلگى، ج2، ص: 364 (۱۲/مرداد/۹۱ ۱۹:۴۶)شهرام نوشته است: در پایان مینویسم که همان اندازه که شیعیان عاشق اهل بیت هستند،اهل سنت واقعی هم عاشق است و همیشه میخواهد امامان(علیه السلام) را الگو قرا داده و با و خواست و راه انها به سعادت برسند . حنش بن معتمر گويد: بر امير المؤمنين على بن ابى طالب (علیه السلام) در حالى كه در رحبه (محلّى در كوفه) تكيه زده بود داخل شدم و گفتم: السّلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة اللَّه و بركاته، چگونه صبح كردى؟ حضرت سربلند كرد و جواب سلام مرا داد و فرمود: صبح كردم در حالى كه دوستدار دوستان، و صبركننده بر دشمنى دشمنانمان هستم، همانا دوست ما در هر شبانه روز منتظر راحتى و گشايش است، و دشمن ما بناى كار خود را بر پايهاى نهاده كه سخت نااستوار و لغزان است، اين بناى او بر لب پرتگاهى است كه وى را در آتش دوزخ مىافكند. اى ابا المعتمر براستى كه دوست ما نمىتواند ما را دشمن بدارد، و دشمن ما نمىتواند ما را دوست بدارد، همانا خداى متعال دلهاى بندگان را بر دوستى ما سرشته، و دست از يارى دشمن ما شسته، پس دوست ما توان دشمنى ما، و دشمن ما توان دوستى ما را ندارد، و هرگز دوستى ما و دوستى دشمن ما در يك دل نگنجد زيرا كه «خداوند براى يك مرد دو دل در درونش ننهاده است» تا با يكى گروهى را و با ديگرى دشمنان همان گروه را دوست بدارد. امالى شيخ مفيد-ترجمه استادولى، متن، ص: 259 ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في جَوْفِ(4- احزاب) امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه میفرمایند:خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريد خداوند در درون هیچ کس دو قلب قرار نداده که با یکی گروهی را و با دیگری دشمنان آنها را دوست بدارد. تفسیر روایی البرهان جلد هفتم ص 315 ح 4- تفسیر قمی، ج2،ص149
|
|||
|
|
۱۵:۴۳, ۱۳/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۱۳:۰۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
احادیث پیامبر در مورد حضرت علی(ع
پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - پیش از خلق شدن آدم، من و علی بهصورت نوری در محضر خدا بودیم. وقتی آدم آفریده شد، خداوند، آن نور را دو بخش کرد… بخشی از آن من و بخش دیگر، علی شد. * ریاضالنضره، جلد ۲، صفحه ۱۶۴- نوشته اندیشمند اهل سنت: حافظ ابوجعفر احمدبنعبدالله(مشهور به«محب طبری») ۲ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - هر کس دوست دارد زندگی و مرگش شبیه من و نصیبش بهشت خداوند باشد، باید که پس از من، علیبن ابیطالب و امامان پس از او را دوست داشته باشد. * حلیهالاولیا، جلد ۱، صفحه ۸۴- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: ابینعیم حافظ احمدبنعبدالله اصفهانی ۳ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - اگر کسی مسلمان است و برتریهای علیبن ابیطالب و فرزندانش را باور نمیکند، وای بر او!… چنین کسی در آخرت، هرگز طعم شفاعت مرا نخواهید چشید. * حلیهالاولیا، جلد ۱، صفحه ۸۴- نوشته اندیشمند اهل سنت: ابینعیم حافظ احمدبنعبدالله اصفهانی ۴ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - خدا بهوسیله جبرئیل، به آدم فرمود:«بگو سوگند به حق محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین!». وقتی آدم، چنین گفت، خدا توبهاش را پذیرفت. * تفسیر قرآن(مشهور به«دُرِّ منثور»)- نوشته مفسر شهیر اهل سنت: جلالالدین عبدالرحمن سیوطی ۵ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای علی!… اصل و ریشه مردم گوناگون است اما من و تو، از یک ریشهایم. * مستدرکالصحیحین، جلد ۲، صفحه ۲۴۱- نوشته حدیثشناس مشهور اهل سنت: حافظ ابیعبدالله محمدبن عبدالله نیشابوری(مشهور به«حاکم نیشابوری»). ۶ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای علی!… اصل و ریشه مردم گوناگون است اما من و تو، از یک ریشهایم. * مستدرکالصحیحین، جلد ۲، صفحه ۲۴۱- نوشته حدیثشناس نامیِ اهل سنت: حافظ ابیعبدالله محمدبن عبدالله نیشابوری(مشهور به«حاکم نیشابوری»). ۷ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - دخترم، فاطمهجان!… خداوند به همه اهالی زمین، از ابتدا تا انتها نگاهی کرد و از میان همه، من و همسرت علی را برای خود برگزید. پس از آن، به من فرمان داد که برای همسریات علی را برگزینم. * اُسدُالغابه، جلد ۴، صفحه ۴۲- نوشته مورخ شهیر اهل سنت: عزالدین ابیالحسن علیبن محمد(مشهور به«ابن اثیر») ۸ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - وقتی مرا به معراج میبردند، این جمله را دیدم که از زبان خداوند، بر دیوارهای نوشته شده بود:«خدایی جز خدای یگانه نیست. محمد، فرستاده اوست و من، او را بهوسیله علی، تأیید و یاری کردم». * تاریخ بغداد، جلد ۱۱، صفحه ۱۷۳- نوشته مورخ شهیر اهل سنت: ابیبکر احمدبن علی خطیب بغدادی. ۹ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای علی!… به من دروغ میگوید کسی که میگوید:«ای رسول خدا، دوستت دارم!» اما تو را دوست ندارد. * کنزالعُمّال(شرح کتاب«جمعاجوامع- نوشته اندیشمند مشهور اهل سنت: حافظ سیوطی»)، جلد ۶، صفحه ۳۹۵- نوشته متفکر نامیِ اهل سنت: متقی هندی ۱۰ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - پس از من، فتنهای در میان امتم رخ خواهد داد. در میان رخدادها، کنار علی باشید. او، اولین کسی بود که مسلمان شد… اولین کسی خواهد بود که در قیامت، چهره به چهرهام خواهد ایستاد و از دیدارش شاد خواهم شد… او، صدّیق اکبر(بزرگترین راستگو) و فاروق اعظم(شناساننده حق از باطل) و پیشبَرَنده دین خداست. * الاِصابَه، جلد ۷، بخش ۱، صفحه ۱۶۷- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: امام حافظ شهابالدین احمدبن علیبن محمد عَسقَلانی(مشهور به«ابن حَجَر») ۱۱ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای علی!… پس از من با تو دشمنی خواهد شد با این که از همه داناتر به ارزش روزهای خدایی، وفادارتر به پیمان الهی، عادلتر در داوری، مهربانتر با همه مردمی… و مصیبت تو از همه بیشتر خواهد شد با این که همیشه یاورم بودهای… تویی که در قیامت، پرچم خداپرستی شایسته را به دست خواهی گرفت و تشخیص خواهی داد که کدام از بندگان خدا، مناسب نزدیک شدن به مقام دستگیری و شفاعت مناند. * کنزالعُمّال(شرح کتاب«جمعالجوامع- نوشته اندیشمند اهل سنت: حافظ سیوطی»)، جلد ۶، صفحه ۳۹۳- نوشته متفکر نامیِ اهل سنت: متقی هندی ۱۲ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - اگر همه آسمان و زمین را در یک کَفّه ترازو بگذارید و ایمان علی را نیز در کفه دیگر… خواهید دید که ایمان او سنگینتر خواهد شد. * ریاضالنضره، جلد ۲، صفحه ۲۲۶- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: حافظ ابوجعفر احمدبنعبدالله(مشهور به«محب طبری») ۱۳ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - هرکس مشتاق است پس از سالها، طاقت ابراهیم نبی، پایمردی نوح و زیبایی یوسف را ببیند؛ درون و بیرون علی را ببیند. * ریاضالنضره، جلد ۴، صفحه ۳۹- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: حافظ ابوجعفر احمدبنعبدالله(مشهور به«محب طبری») ۱۴ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای علی!… تو برای من، مانند هارونی برای موسای نبی، با این تفاوت که پس از من کسی پیامبر نخواهد شد. ای علی!… ایمان و ایمنی از مجازات خداوند، نصیب کسی خواهد شد که تو را دوست داشته باشد… و کسی که دشمنت شود، خدا مرگ او را در حالی خواهد رساند که انگار در دوره جاهلی اعراب مرده است و اعمال او در حساب پذیرش خداوند، محسوب نخواهند شد. * مجمعالزَّوائد، جلد ۹، صفحه ۱۱۱- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: حافظ نورالدین علیبن ابیبکر هِیثَمی ۱۵ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - علی چنانکه من برای خدا ارجمندم، نزد من والاست. * ریاضالنضره، جلد ۲، صفحه ۱۶۳- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: حافظ ابوجعفر احمدبنعبدالله(مشهور به«محب طبری») ۱۶ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای مسلمانان!… علی، برادر، پسر عمو و داماد من است. ذرهذره وجودمان مشترک است. او پدر حسن و حسین است که هردو، شریفترین جوانان اهل بهشتاند. * ذخایرالعُقبی، صفحه ۹۲- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: ابیجعفر احمدبن عبدالله(مشهور به«محب طبری») ۱۷ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای علی!… تو برادر، وزیر و جانشین منی. از میان آیندگان، کسی که تو را ندیده، دوست داشته باشد، خداوند، پایان کار او را همراه با ایمان و ایمنی از عذاب خواهد کرد… و خداوند کسی را که بیبهره از دوستی تو باشد، از مهر خود بینصیب خواهد کرد. * کنزالعُمّال(شرح کتاب«جمعالجوامع- نوشته اندیشمند اهل سنت: حافظ سیوطی»)، جلد ۶، صفحه ۱۵۵- نوشته متفکر مشهور اهل سنت: متقی هندی ۱۸ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - خدای من!… چنانکه موسای نبی دعا کرد و برای او وزیری مانند هارون معین کردی، سینه مرا گسترده و طاقتم را بیشتر و مرا به جانشینی علی توانمند کن! * نورالابصار- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: شیخ شَبلَنجی(مشهور به«مؤمن») ۱۹ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - کسی که من، مولای اویم، بداند که علی مولای اوست. * مستدرکالصحیحین، جلد ۳، صفحه ۱۰۹- نوشته حدیثشناس نامیِ اهل سنت: حافظ ابیعبدالله محمدبن عبدالله نیشابوری(مشهور به«حاکم نیشابوری»). ۲۰ … ۲۱ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - در قیامت، عبور از بخش پایانی صراط، بسیار مشکل خواهد بود… مگر برای کسی که اجازه مهر علی را داشته باشد. * تاریخ بغداد، جلد ۱۰، صفحه ۳۵۶- نوشته مورخ شهیر اهل سنت: ابیبکر احمدبن علی خطیب بغدادی. ۲۲ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - خداوند با من پیمان بسته که برتریهای علی را بگویم: او پرچم هدایت، شکوه ایمان، پیشوای دوستداران من، ولیِّ پیروان من و در قیامت، کلیددار گنجینه بخشش خدا و پرچمدار من است. * حلیهالاولیا- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: ابینعیم حافظ احمدبنعبدالله اصفهانی ۲۳ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - علی همیشه با حق و حق همیشه با علی است… حتی به اندازه یک چشم بر هم گذاشتن و باز کردن نیز از هم جداشدنی نیستند… تا روزی که در قیامت، به سوی من آیند. * تاریخ بغداد، جلد ۴، صفحه ۳۱۱- نوشته مورخ شهیر اهل سنت: ابیبکر احمدبن علی خطیب بغدادی ۲۴ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای عایشه!… علی محبوبترین و ارجمندترین مرد برای من است. او را محترم بدار! * ریاضالنضره، جلد ۲، صفحه ۲۱۹- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: ابیجعفر احمدبن عبدالله(مشهور به«محب طبری») ۲۵ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - به خدا سوگند که خداوند، علی را بیش از من دوست دارد… چنانکه ادامه سلسله نَسَب پیامبران پیشین را از خود آنان قرار داده اما دامنه خاندان مرا از علی گسترده خواهد کرد. * صواعقالمُحرِقه، صفحه ۹۳- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: شهابالدین احمدبن حجر هیثمی ۲۶ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای علی!… پس از من، پیروانم با تو دورویی و دشمنی خواهند کرد و تو تا پایان عمرت، وفادار به من خواهی ماند و با همین عقیده کشته خواهی شد. کسی که دوستدار تو باشد، مرا دوست داشته است… و دشمنت، با من دشمنی کرده است. آگاه باش که سرانجام، موی محاسنت به خون سر شکافتهات، رنگین خواهد شد. * مستدرکالصحیحین، جلد ۳، صفحه ۱۳۰- نوشته حدیثشناس مشهور اهل سنت: حافظ ابیعبدالله محمدبن عبدالله نیشابوری(مشهور به«حاکم نیشابوری»). ۲۷ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای علی!… این شرافت برای تو بس است که دوستدارانت، هنگام مرگ حسرت، هنگام دفن، وحشت و در روز قیامت، درماندگی را احساس نخواهند کرد. * تاریخ بغداد، جلد ۱۴، صفحه ۱۰۲- نوشته مورخ شهیر اهل سنت: ابیبکر احمدبن علی خطیب بغدادی. ۲۸ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - دوست داشتن علیبن ابیطالب، محوکننده گناهان است… چنانکه آتش، هیزم را میسوزاند. * کُنوزالحقایق فی احادیث خیرالخلایق، صفحه ۲۴۵- نوشته حدیثشناس مشهور اهل سنت: علامه عبدالرئوف مناوی ۲۹ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای علی!… گریه میکنم به حال تو که میبینم گروهی از پیروانم کینه تو را در دل دارند و پس از من، آن را آشکار خواهند کرد… و تو، هرچند تنها اما همچنان صاحب ایمانی کامل خواهی بود. * تاریخ بغداد، جلد ۱۲، صفحه ۳۹۸- نوشته مورخ شهیر اهل سنت: ابیبکر احمدبن علی خطیب بغدادی. ۳۰ پیامبراکرم(صلوات خدا نثار او خاندانش) فرمود: - ای علی!… در روز قیامت، تویی که مردمان را در میان بهشت و دوزخ تقسیم خواهی کرد و تشخیص خواهی داد که نصیب هر گروه از مردم، کدام است. * صواعقالمُحرِقه، صفحه ۷۵- نوشته اندیشمند نامیِ اهل سنت: شهابالدین احمدبن حجر هیثم
|
|||
|
|
۱۵:۴۵, ۱۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في جَوْفِ(4- احزاب) امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه میفرمایند:خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريد خداوند در درون هیچ کس دو قلب قرار نداده که با یکی گروهی را و با دیگری دشمنان آنها را دوست بدارد. تفسیر روایی البرهان جلد هفتم ص 315 ح 4- تفسیر قمی، ج2،ص149
|
|||
|
|
۱۲:۳۱, ۱۴/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۱۳:۳۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۲/مرداد/۹۱ ۱۹:۴۶)شهرام نوشته است: در این نامه از عشق اهل تسنن نسبت به اهل بیت (علیه السلام) و دوازده امام سخن مینویسیم، اهل سنت اهل بیت (علیه السلام) را همانند خلفای سه گانه خود و دیگر صحابه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دوست دارند. (این حرف با سند است) نه بیشتر. (۱۲/مرداد/۹۱ ۱۹:۴۶)شهرام نوشته است: ترجمه: سهل بن سعد ميگويد: روزي، رسول الله به خانة دخترش ؛فاطمه رضي الله عنها؛ تشريف برد . علي در خانه نبود . آنحضرت پرسيد :؟« پسر عمويت كجاست » فاطمة زهرا رضي الله عنها عرض كرد: بين ما كدورتي پيش آمد و از خانه برون رفت و اينجا استراحت نكرد رسول الله به يكي گفت؟« ببين او كجاست » : آن مرد آمد و گفت: اي رسول خدا! او در مسجد است، رسول الله به مسجد تشريف برد دید علي (علیه السلام) در آنجا بود (در حالي كه چادرش روي زمين افتاده و بدنش خاك آلود شده بو د.) رسو ل الله در حالی که خاكها را از بدن علي(علیه السلام): پاك مي كرد ، باو گفت .«ابوتراب! بلند شو، ابوتراب! بلند شو » این حدیث هم اشتباه است به چند دلیل: 1- همه می دانیم که زندگی این دو درّ بهترین زندگی و الگوی زندگی تمام انسان هاست و هیچ گونه اشتباهی در زندگی آنها رخ نداد. 2- آنها کسانی هستند که خداوند عصمت آنها را در قرآن ثابت کرد. بنا بر این دو معصوم هر گز با هم اختلاف ندارند. 3- آیا شما عقلاً می پذیرید که مولا علی (علیه السلام) اسوه صبر از موضوعی از همسرش دلخور شود و در خانه نماند و به جایی دیگر رود؟ 4- این روایت جعلیست. 5- اهل سنت برای اینکه اتفاقات اشتباهات و زشت را از دیگر صحابه و همچنین خلفا بدون اشکال بدانند، معصومین ما و همچنین پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را متهم به آن اشتباه می کنند. مثلا: در همین صحیح بخاری آمده که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مردی در خانه خود نگه می داشت که خود را شبیه زن کرده بود ![]() چرا این را به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نسبت دادند؟ چون عمر هم این کار را کرده بود. بنا بر این این روایت غلط اندر غلط و مغایر با عصمت معصوم است. این که به علی (علیه السلام) ابوتراب می گویند، داستانش این نیست. (۱۲/مرداد/۹۱ ۱۹:۴۶)شهرام نوشته است: ترجمه: از عمران بن حصين روايت است كه وي روزي پشت سر علي(علیه السلام) در شهر بصره، نماز خواند و گفت : اين مرد، ما را به ياد نماز خواندن رسو ل الله انداخت. چرا كه آنحضرت هنگام هر برخاستن و فرود آمدن، تكبير مي گفت. این روایت هم نمی تواند دلیلی باشد بر محبت علی (علیه السلام). بلکه این روایت دلالت دارد بر بدعتی که یکی از خلفا گذاشت. و علی (علیه السلام) چون آن بدعت را انجام نداد و نماز واقعی را خواند و شبیه پیامبر بود، این سخن گفته شد. باقی هم إن شاءالله یک ساعت دیگر... |
|||
|
|
۱۳:۱۵, ۱۴/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
متاسفانه این احادیث هم نه از روی دوستی و عشق ،بلکه بسیار زیرکانه نوشته شدن!
البته امیدوارم که این کار به از روی جهل باشه نه عمدا!!!! |
|||
|
|
۱۴:۰۵, ۱۴/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۱۴:۳۸ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۱۲/مرداد/۹۱ ۱۹:۴۶)شهرام نوشته است: ترجمه: روايت است كه عثمان از حج تمتع و حج قرآن، (حج و عمره با هم) منع ميكرد. وقتي كه علي (علیه السلام)متوجه اين امر شد, نيت حج و عمره كرد و لبيك گفت و فرمود: براي حج و عمره، هر دو، احرام بسته ام و افزود: من سنت رسول الله. را بخاطر سخن كسي، ترك نخواهم كرد. این روایت هم جلوگیری از بدعت عثمان توسط علی (علیه السلام) را نشان می دهد. ربطی به محبّت ندارد. اگر آنها از روی محبت علی (علیه السلام) این حدیث را می پذیرفتند، دیگر عثمان را که بعنوان خلیفه این عمل را نهی کرد، و بسیار کار اشتباهی کرد، قبول نداشتند... -------------------------------------------------------------------------------------
(۱۲/مرداد/۹۱ ۱۹:۴۶)شهرام نوشته است: ترجمه: براء بن عازب مي گوي: رسول خدا در ماه ذي قعده قصد عمره نمود. اما ساكنان مكه از ورودش به مكه، جلوگيري كردند. تا اينكه رسول خدا با آنها قرار دادي امضا نمودكه طبق آن قرار داد (مسلمانان، امسال برگردند و سال آينده براي اداي عمره) فقط سه روزمي توانند در مكه بمانند. هنگام نوشتن قرار داد، چنين نوشتند : اين، قرار داد محمد، رسول خدا است. مشركين گفتند: رسول خدا بودن تو را نمي پذيريم. زيرا اگر ما مي دانستيم كه تو رسول خدا هستي، ازورودت به مكه، جلوگيري نمي كرديم. بلكه تو محمد بن عبد الله هستي ،رسول الله فرمود.« من هم رسول خدا و هم محمد بن عبدالله هستم » سپس خطاب به علي: فرمود لفظ رسول خدا را پاك كن علی(علیه السلام) گفت : بخدا سوگند، هرگز آنرا پاك نميكنم (زیرا نمیتوانست به پیامبر خدا کلامی جز رسول الله بگوید) رسول خدا: قرار داد را از علی(علیه السلام) گرفت و دستور داد تا چنين بنويسد اين« قرار داد محمد بن عبد الله است. به مكه » با هيچ سلاحي وارد نشود مگر اينكه در غلاف باشد. و اگر كسي از اهل مكه، خواست از محمد پيروي نمايد، او را با خود نبرد. و اگر كسي از يارانش (ياران محمد) خواست در مكه بماند مانع اش نشود. (سال بعد) وارد مكه شد و سه روز به پايان رسيد، مشركين نزد علي(علیه السلام) آمدند و گفتند: به دوست ات بگو تا مكه را ترك كند. زيرا وقت تمام شده است. و هنگامي كه رسول خدا از مكه بيرون رفت در حالي كه دخترخردسال حمزه عمو عمو كنان سر آنها براه افتاد . علي بن ابي طالب دستش را گرفت و به فاطمه رضي الله عنها گفت: دخترعمويت را تحويل بگير. فاطمه رضي الله عنها او را در بغل گرفت. علي گفت: من براي حضانت او مستحق ترام زيرا دختر عموي من است، جعفر گفت: من مستحق ترام. زيرا علاوه بر اينكه دختر عموي من است، خاله من است، زيد گفت: او برادرزادة من است و خاله اش اش نيز همسر من مي باشد،علي و زيد و جعفر دربارة او با يكديگر اختلاف نمودند. . .. نبي اكرم: او را به خاله اش سپردو فرمود .« خاله به منزلة مادر است » و به زيد گفت« تو برادر و دوست ما هستی»و به جعفر گفت: .« تو در سيرت و صورت با من شباهت دار ي » و به علی(علیه السلام)گفت« من از تو و تو از من هستي » درست است که در این حدیث پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) علی (علیه السلام) را از خود دانست، ولی دو اشکال در این حدیث است که این حدیث را باطل می کند. (۱۲/مرداد/۹۱ ۱۹:۴۶)شهرام نوشته است: سپس خطاب به علي: فرمود لفظ رسول خدا را پاك كن علی(علیه السلام) گفت : بخدا سوگند، هرگز آنرا پاك نميكنم (زیرا نمیتوانست به پیامبر خدا کلامی جز رسول الله بگوید) رسول خدا: قرار داد را از علی(علیه السلام) گرفت و دستور داد تا چنين بنويسد. در این قسمت علی (علیه السلام) از رسول خدا نا فرمانی کرد تا جایی که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نامه را از دست او گرفت. این یعنی چه؟؟؟ (۱۲/مرداد/۹۱ ۱۹:۴۶)شهرام نوشته است: علي بن ابي طالب دستش را گرفت و به فاطمه رضي الله عنها گفت: دخترعمويت را تحويل بگير. فاطمه رضي الله عنها او را در بغل گرفت. علي گفت: من براي حضانت او مستحق ترم زيرا دختر عموي من است، جعفر گفت: من مستحق ترم. زيرا علاوه بر اينكه دختر عموي من است، خاله من است، زيد گفت: او برادرزاده من است و خاله اش نيز همسر من مي باشد،علي و زيد و جعفر دربارة او با يكديگر اختلاف نمودند. . .. نبي اكرم: او را به خاله اش سپردو فرمود .« خاله به منزله مادر است » و به زيد گفت « تو برادر و دوست ما هستی»و به جعفر گفت: .« تو در سيرت و صورت با من شباهت دار ي » و به علی(علیه السلام)گفت« من از تو و تو از من هستي » این هم جز تخریب چیزی نیست. متأسفانه احادیث صدر اسلام خیلی هاشان ساختگی هستند. افرادی بودند که این احدیث را ساختند یا جعل کردند. مثل ابوهریره و کعب الأحبار و... و این احادیث در منابع اهل سنت فراوان است. -------------------------------------------------------------------------------------- (۱۲/مرداد/۹۱ ۱۹:۴۶)شهرام نوشته است: ترجمه: ابوبكره مي گويد: رسول خدا را بالاي منبرديدم در حالي كه حسن بن علي رضي الله عنهما در كنارش قرار داشت، آنحضرت (حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)گاهي به سوي مردم و گاهي بسوي او نگاه مي كرد و مي فرمود: اين فرزند من، سردار است و شايد خداوند بوسيلة او ميان دو گروه بزرگ از مسلمانان، صلح و آشتي بر قرار نمايد منظور از دو گروه بزرگ چیست؟؟؟ لشکر امام حسن (علیه السلام) و لشکر معاویه؟؟؟ همه ما می دانیم که این صلح فقط ظاهری و از روی اجبار اتفاق افتاد. و اامام حسن (علیه السلام) قلباً راضی به این صلح نبود و جالب اینکه معاویه به هیچیک از مفاد توافق نامه عمل نکرد. این حدیث هم فقط برای رسمیت بخشیدن به این صلح ساخته شده است... --------------------------------------------------------------------------------------- (۱۲/مرداد/۹۱ ۱۹:۴۶)شهرام نوشته است: ترجمه: جابر بن سمره: مي فرمود : شنيدم که نبي اکر م مي گويد دوازده نفر به .« امامت خواهند رسيد » سپس چيزي گفتن که معنی آنرا نشنيد م. پدرم مي گویدد: رسو ل خد ا : فرمود « همگي آنان از قريش هستند » (نوادگانم) 1- آخر این چه ربطی به محبت اهل بیت دارد؟؟؟ 2- اگر اهل سنت این 12 نفر را 12 امام ما می دانستند که شیعه می شدند .تفاسیر اهل سنت در باره این حدیث در کتاب « ولایت علی (علیه السلام) در قرآن و سنت» علامه عسکری آمده است. در این تفاسیر هیچکدام این 12 نفر را به ائمه منسوب نکردند. 3- این حدیث از نظر ما فضیلت است. ولی از نظر آنها چون ربطی به اهل بیت ندارد، فضیلتی هم محسوب نمی شود. ------------------------------------------------------------------------------------- (۱۲/مرداد/۹۱ ۱۹:۴۶)شهرام نوشته است: ترجمه: سهل بن سعد مي گويد: روز خيبر نبي اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، چنين فرمود كه.« پرچم اسلام را بدست مردي مي سپارم كه خداوند بوسلة او خيبر را فتح خواهد كرد» صحابه برخاستند و هر يك اميدوار بود كه پرچم به او سپرده مي شود و شب را به همين اميد، به صبح رساندند. آنگاه، رسول خدا پرسيد؟« علي كجاست »گفتند: چشم درد دارد. دستور داد كه او را صدا بزنند, علي(علیه السلام) آمد و آنحضرت بر چشمانش، آب دهان ماليد. بلافاصله بهبود يافت طوريكه گويا هرگز بيمار نبوده است. آنگاه از رسول خدا پرسيد: با آنان بجنگم تا مسلمان شوند؟ آنحضرت : فرمود با تأني، نزد آنان برو تا بدانجا برسي. سپس، آنها را به اسلام، دعوت كن و از دستورات » خدا با خبر ساز. سوگند به خدا، اگر يكي از آنان بوسيلة تو هدايت شود ، برايت از شتران «سرخ رنگ، بهتر است» (ياد آوري مي شود كه شتران سرخ رنگ، در آن زمان، نزد اعراب، از ارزش بسيار بالايي بر خوردار بودند) از این فضائل همانطور که در شأن علی (علیه السلام) زیاد است، در شأن خلافای سه گانه هم بسیار زیاد است در منابعشان. نکته آخر: در ارسال بعدی احادیثی را که مستقیما به محبت اهل بیت در منابع اهل سنت اشاره شده، تقدیمتان می کنم. |
|||
|
|
۱۳:۲۴, ۱۵/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
احادیث مربوط به فضائل علی (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السّلام):
1- خليل بن احمد وقتي از او درباره فضائل علي(علیه السلام) پرسش شد: «کيف اصف رجلاً کتم اعاديه محاسنه و حسداً و احبّائه خوفاً و ما بين الکلمتين ملأالخائفين؛(1) ترجمه: چگونه ميتوانم مردي را توصيف کنم که دشمنانش از روي حسادت و دوستانش از ترس(دشمنان)محاسن او را پنهان نمودند، در بين اين دو رفتار شرق و غرب عالم محامدش را فراگرفته است. 2- ابن عباس ميگويد پيامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «لو انّ الفياض اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس کتابٌ مااحصوا فضائل عليّ بن ابي طالبٍ.»(2) ترجمه: اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دريا مرکب، و تمام جنّيان حسابگر، و تمام انسانها نويسنده باشند قادر به شمارش فضائل علي بن ابي طالب نخواهند بود. احادیث محبت علی (علیه السلام) و اهل بیت (علیم السّلام): 1- پيامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميفرمود: «من احبّ عليّاً فقد احبّني...» (3) ترجمه: هر کس علي را دوست بدارد به من محبّت ورزيده است. 2- و فرمود: «محبّک محبّي و مبغضک مبغضي.» (4) ترجمه: دوستدار تو دوست من است، و دشمن تو دشمن من. 3- أن رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) قال : والذي نفسي بيده لا يبغضنا أهل البيت رجل إلا أدخله الله النار. (5) ترجمه: رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند : قسم به کسي که جانم در دست اوست ، هيچ کس ما اهل بيت را دشمن نمي دارد ، مگر اينکه خداوند او را در آتش وارد مي کند . احادیث در این باب بسیار فراوان است. و من فقط به بخش بسیار کوچکی از آنها اشاره کردم. در احادیث دبگری از منابع اهل سنت آمده که حب عی (علیه السلام) جواز عبور از صراط و ورود به بهشت است. برای مشاهده احادیث بیشتر به این صفحه مراجعه کنید. منابع: 1- روضةالمتقين، ج 13، ص 265 2- المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمي، قم، جامعه مدرسين، چاپ چهارم، ص 32، ابن شاذان، مأة منقبه، قم مدرسةالامام المهدي(علیه السلام)، ص 177، حديث 99 3- کنزالعمّال، متقي هندي، بيروت، مؤسسة الرساله، ج 11، ص 622، حديث 33024 4- همان، روايت 33023 5- صحيح ابن حبان، ج15 ص435 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |














.