تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چرا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ...؟!! (مکیال المکارم)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
نقل قول:
حمیرا نام عائشه همسر پیامبر ص بوده است که در صدر اسلام و پس از وفات پیامبر گرامی اسلام وقایعی چند را بر اهل بیت او وارد کرد که تاریخ برخی از آنها را ثبت نموده است مانند: راه اندازی فتنه جمل و نیز دستور به تیرباران جسد مبارک امام حسن ع .

منبع




20- غنا و بي‏نيازي مؤمنين به برکت ظهور آن حضرت


از امام صادق (‏ع) در حديثي آمده: و يک مرد از شما در جستجوي کسي خواهد شد که از مال خودش به او احسان کند و از زکات مالش به او بدهد، احدي را نخواهد يافت که از او بپذيرد. مردم به آنچه خداوند از راه تفضّل به آنان روزي فرموده بي‏نياز مي‏شوند....
21- فصل و جداسازي آن حضرت‏ بين حق و باطل



در بحار از تفسير عياشي به نقل از عجلان ابوصالح آمده که مي‏گفت: حضرت ابوعبد اللَّه صادق‏ (علیه السلام) فرمود: روزها و شب‏ها به پايان نمي‏رسد تا اين‏که منادي از جانب آسمان ندا مي‏کند: اي اهل حق! جدا شويد. اي اهل باطل! جدا شويد.
پس هر کدام از ديگري جدا مي‏شوند.
عرض کردم : أصلحک اللَّه! آيا پس از اين ندا باز هم اين‏ها به هم مخلوط خواهند شد؟
فرمود: خير، خداوند در کتاب خود مي‏فرمايد:
«ما کانَ اللَّهُ لِيَذَرَ المُؤْمِنِينَ عَلي ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّي يَمِيزَ الخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ»؛ [1]
چنين نباشد که خداوند مؤمنان را بر اين حال که هستيد واگذارد تا اين‏که پليد را از پاکيزه جدا سازد
[2]


و در همان کتاب از امير المؤمنين (‏ع) ضمن حديثي طولاني درباره وقايع زمان ظهور و خروج قائم‏ (علیه السلام) آمده:
... و منادي در ماه رمضان از ناحيه مشرق، هنگام سپيده‏ دم ندا مي‏کند: اي اهل هدايت! جمع شويد.
و يک منادي از طرف مغرب پس از ناپديد شدن سرخي شفق فرياد مي‏کشد: اي اهل باطل! جمع شويد.

و فرداي آن، هنگام ظهر رنگ خورشيد تغيير مي‏کند و زرد مي‏شود، سپس سياه و ظلماني مي‏گردد، و در روز سوم خداوند حقّ و باطل را از هم جدا مي‏کند و «دابّة الارض» خروج مي‏نمايد و روميان تا «کهف جوانمردان» پيش مي‏آيند، پس خداوند آن‏ها را از کهفشان با سگشان برمي‏انگيزاند، يکي از آن‏ها مليخا نام دارد و يکي ديگر خملاها، و اين‏ها دو شاهدي هستند که تسليم حضرت قائم‏ (علیه السلام) مي‏باشند. [3]









[1] سوره آل عمران، آيه 179.
[2] بحار الانوار: 222:52؛ تفسير عياشي: 207:1.
[3] بحار الانوار: 274:52.
22- فرج مؤمنين به دست آن حضرت



دليل بر اين، عبارتي است که در توقيع شريف مروي در کتاب احتجاج آمده که:

«وَأَکْثِرُوا الدُّعآءَ بِتَعْجِيلِ الفَرَجِ، فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ» [1]
و بسيار دعا کنيد براي تعجيل فرج، زيرا که آن فرج شماست

يعني که فرج شما بر اثر فرج و ظهور آن حضرت‏ (علیه السلام) خواهد بود.


و نيز در زيارت روز جمعه مي‏خوانيم:

«وَهذا يَوْمُ الجُمُعَةِ وَهُوَ يَوْمُکَ المُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُکَ وَالفَرَجُ فِيهِ لِلمُؤْمِنِينَ عَلي يَدَيْکَ وَقَتْلُ الکافِرِينَ بِسَيْفِکَ»
و امروز روز جمعه است که آن روز توست، و ظهور تو و فرج مؤمنان بر دست تو و کشته شدن کافران به شمشير تو در اين روز انتظار مي‏رود





[1] احتجاج: 284:2.
23- فتح شهرها و کشورهاي کافرين



در کتاب کمال الدين از پيغمبر اکرم‏ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مروي است که فرمود: امامان بعد از من دوازده نفرند، اولشان تو هستي يا علي و آخرينشان قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که خداوند - عزّوجلّ - به دست او شرق و غرب زمين را فتح مي‏کند. [1]

و در مجلّد نهم بحار از امالي شيخ طوسي از پيغمبر اکرم‏ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مروي است که در حديثي به جابر فرمود: ... پس خداوند نبوت را به من ختم فرمود، و علي متولد شد، پس وصيّت را به او پايان داد، سپس هر دو نطفه از من و علي به هم پيوست و از ما جهر و جَهِير (=حسنين) ولادت يافتند، و خداوند به آن دو اسباط، نبوّت را ختم فرمود، و ذرّيه مرا از ايشان قرار داد و نيز آن کسي را که شهر - يا فرمود: شهرهاي - کفر را فتح خواهد کرد و زمين خداي را پر از عدل مي‏سازد، پس از آن‏که از جور و ستم پر شده [2]




[1] کمال الدين: 282:1.
[2] بحار الانوار: 46:37؛ امالي شيخ طوسي: 114:2.
24- فتح (گشودن) جفر احمر براي خونخواهي امامان



در کافي از امام صادق‏ (علیه السلام) مروي است که به ابن ابي يعفور فرمود: و نزد من است جفر احمر
عرضه داشتم: در جفر احمر چيست؟
فرمود: سلاح و به جهت خونخواهي گشوده مي‏شود، آن را صاحب شمشير براي کشتن مي‏گشايد. [1]




[1] کافي: 240:1.
جفر و جامعه در روایات


در پاره‌ای‌ روایات‌ وجود کتابی‌ به‌ نام‌ کتاب‌ جفر نزد امامان‌ شیعه‌ گزارش‌ شده [1]،[2] که‌ محتوای‌ آن‌ ذکر حوادث‌ آینده‌ تا روز قیامت‌ است‌ [3] در برخی‌ گزارشها نام‌ این‌ کتاب‌ در کنار کتاب‌ جامعه‌ یاد شده‌ است ‌ [4]
بنا بر روایتی‌ از امام‌ کاظم‌ (علیه السلام)‌، جز نبی‌ و وصی‌ نبی‌ ، کسی‌ نمی‌تواند در آن‌ بنگرد و نگریستن‌ در آن‌ از امتیازات‌ اوصیای‌ پیامبر است‌ [5]


جفر ابیض و احمر


افزون‌ بر کتاب‌ جفر، در برخی‌ روایات‌ شیعه‌ بر وجود دو جفر دیگر به‌ نامهای‌ جفر ابیض‌ (سفید) و جفر احمر (سرخ) نزد امامان‌ تأکید شده‌ است [6]،[7]،[8]،[9]،[10]،[11]،[12]

امام‌ صادق‌ (علیه السلام)‌ در روایتی [13] این‌ پندار را که‌ این‌ دو جفر، پوستهایی‌اند که‌ بر روی‌ آنها مطالبی‌ نوشته‌ شده‌، نفی‌ و تأکید کرده‌ که‌ جفر ابیض‌ و احمر تنها دو انبان‌ چرمین‌اند که‌ در اولی‌ شماری‌ کتاب‌ و در دومی‌ شمشیر رسول‌ خدا قرار داشته‌ است‌.
بنابر احتمالی‌، که‌ بعید به‌ نظر می‌ رسد، احمر و ابیض‌ صفت‌ احکامی‌ است‌ که‌ در این‌ دو جفر آمده‌ که‌ برخی‌ برای‌ جنگ‌ و قتال‌ و خونریزی‌ و برخی‌ دیگر برای‌ مسالمت‌ و سازش‌ است‌ [14]


بر اساس‌ برخی‌ روایات‌ که‌ محتوای‌ این‌ دو جفر را گزارش‌ کرده‌اند [15]،[16]،[17] و از مقایسه آن‌ها با روایتهای‌ کتاب‌ جامعه‌، روشن‌ می‌شود که‌ در جفر ابیض‌ علاوه‌ بر برخی‌ کتابهای‌ آسمانی‌ پیشین‌ و مصحف‌ فاطمه‌ ، کتاب‌ جامعه‌. نیز وجود داشته است.

اکرم‌ احمد برکات‌ عاملی‌[18] با استناد به‌ روایتی‌ از امام‌ صادق‌ (علیه السلام)‌، [19] از جفری‌ دیگر نیز یاد کرده‌ که‌ از چرم‌ گاو بوده‌ است‌.
وی‌ با بررسی‌ روایات‌ به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسد که‌ این‌ جفر، انبانی‌ چرمین‌ و بزرگ‌ بوده‌ است‌ که‌ جفر ابیض‌ و احمر را درون‌ آن‌ نهاده‌ بودند [20]،[21]

جفر و جامعه نزد امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)


مفاد برخی‌ از روایات‌ اهل‌ بیت‌ (علیه السلام)‌ حاکی‌ است‌ که‌ این‌ کتابها و شمشیر رسول‌ خدا میان‌ امامان‌ شیعه‌ دست‌ به‌ دست‌ می‌گشته‌ و اکنون‌ نیز نزد امام‌ حجت‌ بن الحسن‌ (علیه السلام)‌ است ‌[22]،[23]

بر اساس‌ برخی‌ روایات‌ شیعه‌ ، شمشیر رسول‌ خدا و این‌ کتابها نزد هر کس‌ باشد، نشانه امامت‌ اوست‌، [24]،[25]،[26]،[27]، [28] مانند تابوت‌ بنی‌اسرائیل‌ که‌ نزد هر کس‌ بود، نشانه نبوت‌ و رسالت‌ او بود [29]

امامان‌ شیعه‌ نیز در روایاتی‌، با به‌ کارگیری‌ تعابیری‌ مثل‌ «عندی‌» یا «عندنا»، بر این‌ امر تأکید کرده‌اند [30]،[31]،[32]،[33]






[1] محمد بن حسن‌ صفار قمی‌، بصائر الدرجات‌ فی‌ فضائل‌ آل‌ محمد «ص‌»، ج۱، ص۱۵۸ـ۱۵۹، چاپ‌ محسن‌ کوچه‌ باغی‌ تبریزی‌، قم‌ ۱۴۰۴.
[2] مجلسی‌، بحارالانوار، ج۵۱، ص۲۲۰.
[3] مجلسی‌، بحارالانوار، ج۵۱، ص۲۲۰.
[4] حاجی‌خلیفه‌، ج۱، ستون‌ ۵۹۱.
[5] محمد بن حسن‌ صفار قمی‌، بصائر الدرجات‌ فی‌ فضائل‌ آل‌ محمد «ص‌»، ج۱، ص۱۵۸ـ۱۵۹، چاپ‌ محسن‌ کوچه‌ باغی‌ تبریزی‌، قم‌ ۱۴۰۴.
[6] محمد بن حسن‌ صفار قمی‌، بصائر الدرجات‌ فی‌ فضائل‌ آل‌ محمد «ص‌»، ج۱، ص۱۵۸ـ۱۵۹، چاپ‌ محسن‌ کوچه‌ باغی‌ تبریزی‌، قم‌ ۱۴۰۴.
[7] محمد بن حسن‌ صفار قمی‌، بصائر الدرجات‌ فی‌ فضائل‌ آل‌ محمد «ص‌»، ج۱، ص۱۵۰ـ۱۵۱، چاپ‌ محسن‌ کوچه‌ باغی‌ تبریزی‌، قم‌ ۱۴۰۴.
[8] کلینی‌، اصول کافی، ج۱، ص۲۴۰.
[9] کلینی‌، اصول کافی، ج۱، ص۲۴۰.
[10] محمد بن محمد مفید، الارشاد فی‌ معرفة حجج ‌اللّه‌ علی‌العباد، ج۲، ص۱۸۶، قم‌ ۱۴۱۳.
[11] احمد بن علی‌ طبرسی‌، الاحتجاج، ج۲، ص۱۳۴، چاپ‌ محمدباقر موسوی‌ خرسان‌، نجف‌ ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ‌ افست‌ قم‌.
[12] علی‌ بن حسین‌ اربلی‌، کشف‌الغمة فی‌ معرفة الائمة، ج۲، ص۳۸۲، چاپ‌ هاشم‌ رسولی‌ محلاتی‌، بیروت‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[13] مجلسی‌، بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۸.
[14] مجلسی‌، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۷ ۳۸.
[15] مجلسی‌، بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۷ ۳۸.
[16] احمد بن علی‌ بونی‌، شمس‌المعارف‌ الکبری‌ و لطائف‌العوارف‌، ج۳، ص۳۳۵، قم‌ ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
[17] مجلسی‌، بحارالانوار، ج۲۶، ص۴۲۴۳.
[18] مجلسی‌، بحارالانوار، ج۲۶، ص۴۶.
[19] مجلسی‌، بحارالانوار، ج۲۶، ص۴۹.
[20] اکرم‌ احمد برکات‌ عاملی‌، حقیقة الجفرعند الشیعة، ج۱، ص۴۹ـ۵۰، بیروت‌ ۱۴۱۶/۱۹۹۵.
[21] محمد بن حسن‌ صفار قمی‌، بصائر الدرجات‌ فی‌ فضائل‌ آل‌ محمد «ص‌»، ج۱، ص۱۶۰، چاپ‌ محسن‌ کوچه‌ باغی‌ تبریزی‌، قم‌ ۱۴۰۴.
[22] اکرم‌ احمد برکات‌ عاملی‌، حقیقة الجفرعند الشیعة، ج۱، ص۵۱، بیروت‌ ۱۴۱۶/۱۹۹۵.
[23] اکرم‌ احمد برکات‌ عاملی‌، حقیقة الجفرعند الشیعة، ج۱، ص۵۲، بیروت‌ ۱۴۱۶/۱۹۹۵.
[24] اکرم‌ احمد برکات‌ عاملی‌، حقیقة الجفرعند الشیعة، ج۱، ص۱۲۵ـ۱۳۳، بیروت‌ ۱۴۱۶/۱۹۹۵.
[25] محسن‌ حسین‌زاده‌ باجگیران‌، «پژوهشی‌ در باره کتاب‌ جامعه‌»، ج۱، ص۴۷ـ ۴۸، نشریه دانشکده الهیات‌ دانشگاه‌ فردوسی‌ مشهد، ش‌ ۵۱ و ۵۲ (بهار و تابستان‌ ۱۳۸۰).
[26] محمد بن حسن‌ صفار قمی‌، ج۱، ص‌۱۵۸، بصائر الدرجات‌ فی‌ فضائل‌ آل‌ محمد «ص‌»، چاپ‌ محسن‌ کوچه‌ باغی‌ تبریزی‌، قم‌ ۱۴۰۴.
[27] محمد بن حسن‌ صفار قمی‌، ج۱، ۱۶۳-۱۶۴، بصائر الدرجات‌ فی‌ فضائل‌ آل‌ محمد «ص‌»، چاپ‌ محسن‌ کوچه‌ باغی‌ تبریزی‌، قم‌ ۱۴۰۴.
[28] ابن‌بابویه‌، معانی‌الاخبار، ج۱، ص‌۱۰۲ـ ۱۰۳، چاپ‌ علی‌اکبر غفاری‌، قم‌ ۱۳۶۱ش‌.
[29] ابن‌بابویه‌، عیون‌ اخبارالرضا، ج‌۱، ص‌۱۹۲ـ۱۹۳، چاپ‌ حسین‌ اعلمی‌، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
[30] مجلسی‌، بحارالانوار، ج‌۲۶، ص‌۴۶ ۴۷.
[31] محمد بن مسعود عیاشی‌، کتاب‌التفسیر، ج۱، ص۲۴۹، چاپ‌ هاشم‌ رسولی‌ محلاتی‌، قم‌ ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ‌ افست‌ تهران‌)
[32] محمد بن حسن‌ صفار قمی‌، بصائر الدرجات‌ فی‌ فضائل‌ آل‌ محمد «ص‌»، ج۱، ص۱۵۰ـ۱۵۲، چاپ‌ محسن‌ کوچه‌ باغی‌ تبریزی‌، قم‌ ۱۴۰۴.
[33] کلینی‌، اصول کافی، ج۱، ص۲۴۰۲۴۲.
[34] مجلسی‌، بحارالانوار، ج۲۶، ص۲۲.
[35] مجلسی‌، بحارالانوار، ج۲۶، ص۲۴.
25- قتل کافرين به شمشير آن حضرت

قسمت اول



اخبار متواتري است که در اين باره آمده، چنان‏که در بحار و غير آن از کتاب الاختصاص از معاويه دُهني از حضرت امام جعفر صادق (‏ع) درباره آيه «يُعْرَفُ الُمجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَالأقْدامِ»؛ [1]
مجرمان از چهره‏هايشان شناخته مي‏شوند که از موهاي پيشاني و پاهاي آنان گرفته [و به دوزخ] افکنده شوند.

فرمود: اي معاويه! در اين باره چه مي‏گويند؟

گفتم: مي‏پندارند که خداوند تبارک و تعالي در قيامت، مجرمين را به چهره‏هايشان مي‏شناسد، پس امر مي‏کند از پيشاني و پاهايشان آنان را مي‏گيرند، و به آتش مي‏افکنند.

فرمود: چگونه خداوند جبّار - تبارک و تعالي - به شناختن خلايقي که آن‏ها را آفريده نياز دارد ؟!!!!!!!!!

گفتم: فدايت شوم پس [معني] اين [آيه] چيست؟

فرمود: هر گاه قائم ما بپاخيزد خداوند شناخت چهره‏ها را به آن حضرت عطا فرمايد. آن‏گاه امر مي‏کند کافران را با پيشاني‏هايشان و قدم‏هايشان بگيرند. سپس از دم شمشير مي‏گذراند. [2]




ان شاالله ادامه دارد ...

[1] سوره الرحمن، آيه 41.
[2] بحار الانوار: 320:52.
25- قتل کافرين به شمشير آن حضرت

قسمت دوم




از عياشي به سند خود از ابن بکير روايت شده که گفت: از حضرت ابوالحسن‏ (علیه السلام) از تفسير آيه:
«وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً»؛ [1]
و حال آن‏که هر آن کس که در آسمان‏ها و زمين است، خواه و ناخواه فرمانبردار اويند.
پرسيدم.

فرمود: درباره قائم (‏ع) نازل شده، هنگامي که عليه يهود و نصاري و صابئين و زنادقه و اهل ارتداد و کفر در شرق و غرب زمين هستند قيام مي‏کند، و اسلام را به آن‏ها پيشنهاد مي‏نمايد. هر کس با طوع و رغبت مسلمان شود، او را دستور مي‏دهد که نماز بخواند و زکات بپردازد و آنچه بر هر مسلمان واجب است انجام دهد و هر کس مسلمان نشد گردنش را مي‏زند تا اين‏که در مشارق و مغارب زمين يک نفر غير موحّد باقي نماند.

عرض کردم: قربانت شوم! در روي زمين مردم بسيارند، قائم (‏ع) چگونه مي‏تواند همه آن‏ها را مسلمان کند يا گردن بزند؟!!!

فرمود: هرگاه خداوند چيزي را بخواهد اندک را زياد و زياد را کم گرداند. [2]



ان شاالله ادامه دارد ...

[1] سوره آل عمران، آيه 83.
[2] تفسير العياشي: 183:1.
25- قتل کافرين به شمشير آن حضرت

قسمت آخر



و از نعماني به سند خود از حضرت امام باقر (علیه السلام) روايت شده که فرمود: اگر مردم مي‏دانستند که قائم‏ (علیه السلام) هنگامي که قيام مي‏نمايد چه‏ها مي‏کند، بيشترشان مايل مي‏شدند که او را نبينند از آنچه مردم را مي‏کشد.

البته آن حضرت جز از قريش آغاز نمي‏کند، پس جز شمشير ميانشان رد و بدل نمي‏شود، تا آن‏جا که بسياري از مردم خواهند گفت: اين از آل محمد (علیه السلام) نيست که اگر از ايشان مي‏بود هر آينه رحم مي‏کرد.



و از ارشاد ديلمي از امام باقر (علیه السلام) روايت شده که فرمود: هرگاه قائم (‏ع) قيام کند، به سوي کوفه مي‏رود، پس از آن، ده‏ها هزار نفر که [بتريه] ناميده مي‏شوند و اسلحه پوشيده‏اند، بيرون آمده، به آن حضرت عرضه مي‏دارند: از همان‏جا که آمده‏اي بازگرد، که ما را در بني فاطمه نيازي نيست.

پس آن حضرت شمشير در ميان آن‏ها مي‏نهد تا همگي ايشان را از ميان بردارد. سپس داخل کوفه مي‏شود و هر منافق ترديد کننده را مي‏کشد و کاخ‏هاي آنان را خراب مي‏کند و جنگجويان آن ديار را به قتل مي‏رساند، تا خداوند - عزّوجلّ -خشنود گردد. [1]




[1] بحار الانوار: 338:52.
26- قتل شيطان رجيم



در بحار از کتاب «الانوار المضيئه» ضمن حديث مرفوعي از اسحاق بن عمار آورده که گفت: از آن حضرت پرسيدم: اين‏که خداوند به شيطان تا وقت معلوم مهلت داد و در کتاب خود فرموده:
«فَإِنَّکَ مِنَ المُنْظَرِينَ إِلي يَوْمِ الوَقْتِ المَعْلُومِ»؛ [1]
البته تو از مهلت يافتگاني تا روز هنگام معيّن.
چه وقت است؟

فرمود: وقت معلوم روز قيام قائم آل محمد (علیه السلام) است، هرگاه خداوند او را برانگيزد در مسجد کوفه باشد که ابليس با خواري و زبوني مي‏آيد و مي‏گويد: اي واي از اين روزگار! آن‏گاه از پيشاني‏اش گرفته و گردنش زده مي‏شود. آن هنگام روز وقت معلوم است که مهلت او به پايان مي‏رسد. [2]

مي‏گويم: بحراني اين روايت را در برهان [3] از امام صادق‏ (علیه السلام) نقل کرده و روايات ديگري نيز به همين معني آمده و بين اين روايات و روايت ديگري که در بحار و برهان منقول است که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابليس را مي‏کشد، منافاتي نيست. زيرا که فعل در روايات اوّل به صيغه مجهول است و فاعل تصريح نشده است و منظور از روز در اين روايت زمان و دوران ظهور است، نه روز در اصطلاح متعارف.








[1] سوره حجر، آيه 37؛ سوره ص، آيه 81 - 80.
[2] بحار الانوار: 376:52.
[3] البرهان: 343:2.
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع