یکی دیگر از کارکردهای هالیوود که علی خصوص در این دوره انجام داده مواجهه با دین و عالم ماورا به ویژه از طریق القا، خرافه و جادو بوده است.
در سینمای استراتژیک می توان بااختلاطی از تفکرات درست و غلط، آن چیزی که مدنظر هست را القا نمود.
مشخصاً هري پاتر، نارنیا و ضمن اینکه وارد فیلم هاي ترنس مدرن میشویم مثل کنستانتین، دروازه نهم ساخته پولانسکی، وکیل مدافع شیطان و مجموعهاي از این دست فیلمها آثاري است که به طور مشخصیک هدف جدي را دنبال میکنند. این هدف مواجهه با دین، خلق ماورایی جعلی و ایجاد تأثیر مورد نظر است.
در تیر ماه 1386 ، کلیساي کاتولیک رم فراخوانی کرد و کاردینالها، اسقف ها و کشیش هاي ارشد کاتولیک از سراسر جهان در شهر مکزیکوسیتی جمع شدند. در همایش سه روزه بررسی کردند تا ببینند علت و زمینه بسط و شیوع شیطان پرستی در جهان چه بوده است. این بیانیه را کشیشی قرائت کرد و در همه رسانه هاي دنیا منعکس شد.
حرف اصلی بیانیه رسمی کلیساي کاتولیک این بود که عامل اساسی زمینه بسط شیطان پرستی در دهه گذشته هري پاتر بوده است !!!
جادوگری دقیقا خود شیطان پرستیه . برای همین در اسلام حرام شده .
ترویج جادو یعنی بی اهمیت کردن اعجاز و ترویج شیطان پرستی که البته جادو یک چیز کوچکه نه در این حد که در فبلم ها نشون میدن
یا حق
اگر توجه کرده باشید، اشخاص همیشه با قهرمان داستان ارتباط خوبی پیدا میکنن و حس همزاد پنداری دارن.
حال اگر شما جای هالیوود باشید و بخواهید القایی را صورت دهید چه میکنید؟!
در واقع رفتار های قهرمان داستان و فیلم تاثیر خواهد داشت روی ذهن ما، البته در صورتی که حس همزاد پنداری صورت گرفته باشد.
خب حالا میتوان به شکل دلخواه روی قهرمانهای داستان کار دقیق کرد تا از این مزیت به بهترین نحوه استفاده شود.
گاهی حتی رفتارهای غلطی از یک قهرمان برای اشخاص حکم هنجار پیدا میکند و در صورت تکرار این رفتار در قهرمانهای دیگر، باعث نهادینه شدن آن در افراد خواهد شد.
سینما یا در کل هنر آمیخته با جذابیت باید باشد. این جزئی از ذات آن هست. اما آیا میتوانیم معنا را فدای ماده نماییم؟!!!
انسان غربی نه تنها نتوانسته ازهالیوود معنا بگیرد. بلکه از هری پاتر و انیمیشنها و انگارههای ماورایی هم تنوانسته بشر را اغنا کند.جذابیتهای بصری صرفا از جهت تکنیک مهیج است و به قدری بی معنا هستند که دیگر جذابیتی ندارند و در بهترین حالت ، همان سرگرمیاست که خودشان میگویند.
سینمایی که در خدمت ارشاد نباشد چه سودی دارد؟!!!
حتی در قالب های ظنز و سرگرمی باید به ارشاد توجه داشت.
اما سینما بیشتر در اختیار اغوا قرار گرفته تا ارشاد و اغواگران به بهترین نحو از این ابزار بهره می برند اما ارشادگران تقریبا بیکار نشسته اند صحنه را برای آنها خالی کرده اند!
سینما در غرب تنها به اهداف خود می اندیشد و از این ابزار قدرتمند در راه سوادی اقتصادی و اهداف سیاسی و ... خویش است.
رنه گنون در کتاب سیطره کمیت اشاره کرده است که آنچه که به آن احساس نیاز داریم صرفا کمیت پدیدههاست. اگر خود فرد به معنا رسیده باشد، مثل این است که در عدد۱۰۰، یکِ پشت دو تا صفر را گذاشته است و به صفرِ بی معنا، مفهوم بخشیده است.
در واقع غرب امروز تنها خود را نیازمند و تشنه ی کمیت می بیند.
یک حکیم که باید پشت هر پدیده ای معنا را تشخیص دهد درزندگی دیجیتالی معنا را گم نخواهد کرد. اما صرفا با صفرهایی که پشت آن عددی نسیت (منظور سازوکار دیجیتالیست که فاقد معناست) به جایی نمیرسیم.
حقیقتا باید مراقب بود.
به نام خدا
سلام خدمت جناب آقای املشی و تشکر بابت تاپیک خیلی خوبشان..
مطلبی مطرح شد تحت عنوان ذات سینما که لازم دونستم توضیحی خدمت دوستان عرض کنم.
سینما در مجموع به عینیت رساندن عمومی وهم یک یا چند نفر خاص برای یک منظور مشخص است. اما سالیان سال است که درباره ی وجود معنا در سینما و یا سینمای معناگرا در بین متخصصین بحث می شود که به نظر حقیر باید به ریشه ی وهم در ادبیات عرفان تشیع توجه عمیق تری بکنیم..
قوه ی وهمیه حد فاصل بین قوه ی عقلیه ( عالم مافوق ) و قوه های شهویه و غضبیه ( عالم مادون ) بوده و وظیفه ی اصلی اش اتصال عالم مافوق ( روح-معنا ) به عالم مادون ( جسم-ماده ) می باشد. یعنی وهم انسان در حالت نرمال باید تجلی معنا در ماده باشد.
بنابراین وهم بالذات بد نبوده و نیست و سینما به عنوان ابزار به عینیت رساندن عمومی وهم می تواند معناگرا هم باشد. اما نکته اینجاست که قوه ی واهمه برای تجلی معنا در ماده باید تطهیر شده باشد که بتواند آینه ی تمام قد عالم معنا شود و غالبا برای یک انسان معمولی بیش از 30 40 سال ریاضت شرعی لازم دارد. وگرنه فقط گرفتار حصر عالم ماده و نفوذ شیطان می شود. ( می دانید که تنها راه نفوذ شیطان قوه ی واهمه است! )
البته این نکته در مورد قوای شهویه و غضبیه هم صادق است و آن ها هم بالذات مذموم نیستند! بلکه باید در مجرای صحیح خودشان امکان بروز و ارضا پیدا کنند.
ببخشید که جسارت کردیم.
التماس دعای فرج
یا علی
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
با تشکر از مطالب بسیار عالی دوست گرامی اقامجید
در این موارد چند سوال داشتم
اشاره شد
نقل قول:هنر وقتی در خدمت هدایت باشد متعالیست و ارشاد کننده.
اگر منظور سینما بود سوال این است اساسا سینما هنر است یا نه؟
یه چیزی در این مورد از شهید اوینی خوندم که این چیزی هایی که در پانصد سال اخیر به اسم هنر در غرب
رواج پیدا کرده اصولا هنر نیست.
و در مورد این جمله
نقل قول:سینما به عنوان ابزار به عینیت رساندن عمومی وهم می تواند معناگرا هم باشد
و
نقل قول:اما سینما بیشتر در اختیار اغوا قرار گرفته تا ارشاد و اغواگران به بهترین نحو از این ابزار بهره می برند اما ارشادگران تقریبا بیکار نشسته اند صحنه را برای آنها خالی کرده اند!
فکر کنم نگاهی به سینما میشه در این جملات نگاه ابزار و تکنولوژیکی نگاه کردن به سینما است یعنی
سینما به مثابه یه چاقو که می تواند در خدمت دین ،ارشادیا در خدمت باطل اغوا باشد
که روی این امر یه مقدار حرف است برای من روشن نیست و فکر میکنم سینما از خود دارای ماهیت است به مثابه ابزار
عمل نمی کند و به مثابه مرکبی می ماند که اگر صاحبش انرا کنترل نکند در دامی که انرا می بیند می افتد
یه مقداری در مورد نگاه ابزاری یا اینکه خود دارای ماهیت است توضیح دهید ممنون میشم
در اخر دوباره از مطالب خوبتان تشکر می کنم .
التماس دعا.