تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سینماگر یا فیلسوف؟!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
نقل قول:وقتی سینماگران ما بزرگترین مشکلشان در سینما را نبود فیلم نامه عنوان می کنند این بدین معناست که سینماگران ما مثل سینماگران دیگر فیلسوف نیستند و تفلسف نمی کنند. وقتی سینماگران و منتقدان ما هنوز به سرگرمی بودن سینما باور دارند برای همین کارهای ضعیفی از انها شاهد هستیم.

مطمئن هستید یک بعدی به جریان نگاه نکرده اید و فقط همین یک دلیل برای نبود فیلم نامه مناسب وجود دارد؟
آیا ضعف اندیشه، ضعف خلاقیت و ابتکار،ممیزی، فقر اقتصادی و عدم برگشت سرمایه، سطح نازل سلیقه مردمی و ..... در نبود فیلمنامه مناسب اثرگذار نیست؟ به فیلم پرومته نگاه کنید! آیا ما تاریخی به مراتب جذاب تر و حادثه ای تر برای خلق فیلم نداریم؟
Huh
سلام...دوستان فراموش نکنید که شاید تعریف فلسفه رو نفهمیدیم...!!!
و در کنارش اولین مرتبه در یک فیلمنامه مخاطبی هستش که قراره برای اون این فیلمنامه به تصویر کشیده بشه....
ضعف ما اینه که با خودمون روراست نیستیم،یعنی هنوز جایگاه خودمون رو پیدا نکردیم....!!!
(۱۵/دی/۹۱ ۱۳:۳۵)Tamanaye_Vesal نوشته است: [ -> ]سلام...دوستان فراموش نکنید که شاید تعریف فلسفه رو نفهمیدیم...!!!
و در کنارش اولین مرتبه در یک فیلمنامه مخاطبی هستش که قراره برای اون این فیلمنامه به تصویر کشیده بشه....
ضعف ما اینه که با خودمون روراست نیستیم،یعنی هنوز جایگاه خودمون رو پیدا نکردیم....!!!


سلام به شما
ابتدا ورودتون رو به تالار تبریک می گم. امیدوارم شاهد حضور بیشتر شما در مباحث باشیم.Smile

در مورد سوالی که مطرح کردید بنده قبلا جواب این سوال رو در همین تاپیک داده بودم:

(۲۶/مهر/۹۱ ۷:۰۸)مجید املشی نوشته است: [ -> ]
پژوهندگان سينما كه خود به طور حرفه يي فيلسوف محسوب نمي شوند در طرح مباحث فلسفي سهم عمده يي داشته اند. اين امر فلسفه سينما را از ساير فلسفه هاي مضاف متمايز مي كند. بنابراين در اينجا وقتي از فيلسوف سينما سخن به ميان مي آيد مراد صرف اهل فلسفه نيست بلكه مقصود تمام كساني است كه در باب فيلم و سينما مسائل و موضوعاتي فلسفي را مطرح كرده اند.



اگر ممکنه در مورد اینکه فرمودید "مخاطب هنوز جایگاه خودش رو پیدا نکرده " کمی بیشتر توضیح بفرمایید.


نقل قول:مطمئن هستید یک بعدی به جریان نگاه نکرده اید و فقط همین یک دلیل برای نبود فیلم نامه مناسب وجود دارد؟
آیا ضعف اندیشه، ضعف خلاقیت و ابتکار،ممیزی، فقر اقتصادی و عدم برگشت سرمایه، سطح نازل سلیقه مردمی و ..... در نبود فیلمنامه مناسب اثرگذار نیست؟
[تصویر: huh.png]


بنده کجا گفتم همین یک دلیل؟!
دلایلی که شما ذکر می کنید هم در نبود یک فیلنامه ی خوب بی تاثیر نیست، اما مثلا برگشت سرمایه به چه دلیل هست؟!
آیا یکی از دلیل آن همین نبود فیلمنامه ی خوب نیست؟!!!Huh
و اما در مورد سطح نازل سلیقه ی مردمی هم باید عرض کنم چنین مشکلی، تنها مشکل سینمای ایران نیست. در تمام دنیا اینگونه هست. پس این مشکل اصلی سینمای ما نیست.


نقل قول:به فیلم پرومته نگاه کنید! آیا ما تاریخی به مراتب جذاب تر و حادثه ای تر برای خلق فیلم نداریم؟

در این مورد بنده با شما هم عقیده هستم.
آیا لزوما داشتن تاریخ قوی، منجر به نوشتن فیلمنامه ی قوی هم می شود؟!!!

بعضی از دلایل نسبت به دلایل دیگر کلان تر هستند و گاهی انها را پوشش می دهند. بنده عرضم در این تاپیک این بوده که سینماگران ما به این مسئله باور ندارند که در دنیا به سینما فراتر از یک سرگرمی نگاه می شود. تا چنین تصوری وجود داشته باشد، اثری از فیلمنامه ی خوب هم نخواهد بود.



نقل قول:اما مثلا برگشت سرمایه به چه دلیل هست؟!
آیا یکی از دلیل آن همین نبود فیلمنامه ی خوب نیست؟!!![تصویر: huh.png]

در خارج از کشور بله اما در ایران من کاملا اینطور فکر نمی کنم. وقتی سینماگر با فیلمهای بی ارزش ذائقه مردم را پایین بیاورد در این حالت است که جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش می شود و از فیلمهای با محتوا فاصله می گیرد. چون با سطح سلیقه و ذائقه اش همخوانی ندارد. لذا سینماگر ناچار است فیلمهای بی ارزش بسازد تا مورد استقبال واقع شود.

در حال حاضر سینمای ایران یا کپی از فیلم فارسیهای قبل از انقلاب است یا کپی از فیلمهای خارجی. جدیدا فیلم بی ارزشی دیدم به نام (من و تو) با بازی گلزار و شاکردوست که کپی فیلمی بود با بازی ساندرا بولاک (پیشنهاد ازدواج) و تا جایی که شنیدم این فیلم بی محتوا با بازیهای بد فروش بالایی داشته!
حتی عناوین فیلمهای سینمای ایران از هالیوود اقتباس می شود که نشان میدهد گرچه عدم خلاقیت در سینما بیداد می کند اما سطح نازل سلیقه مردمی در اتخاذ چنین رفتاری از سوی سینماگران بی تاثیر نیست. پس اتفاقا این مشکل کوچکی نیست.



نقل قول:بنده عرضم در این تاپیک این بوده که سینماگران ما به این مسئله باور ندارند که در دنیا به سینما فراتر از یک سرگرمی نگاه می شود. تا چنین تصوری وجود داشته باشد، اثری از فیلمنامه ی خوب هم نخواهد بود.

من نمیدانم چرا شما چنین فکری می کنید؟ درست است فیلمسازان ما از نظر فکری چندان در سطح بالایی قرار ندارند اما در ساده ترین حالت ممکن یعنی ساخت فیلمهایی علیه هویت و تاریخ ایران زمین به همه ثابت کرده که سینما فقط برای سرگرمی نیست. اکنون این مطلب را همه می دانند و چیزی نیست که از دید فیلمسازان دور مانده باشد.
(۱۸/دی/۹۱ ۶:۲۹)ایرانی نوشته است: [ -> ]در خارج از کشور بله اما در ایران من کاملا اینطور فکر نمی کنم. وقتی سینماگر با فیلمهای بی ارزش ذائقه مردم را پایین بیاورد در این حالت است که جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش می شود و از فیلمهای با محتوا فاصله می گیرد. چون با سطح سلیقه و ذائقه اش همخوانی ندارد. لذا سینماگر ناچار است فیلمهای بی ارزش بسازد تا مورد استقبال واقع شود.

حتی عناوین فیلمهای سینمای ایران از هالیوود اقتباس می شود که نشان میدهد گرچه عدم خلاقیت در سینما بیداد می کند اما سطح نازل سلیقه مردمی در اتخاذ چنین رفتاری از سوی سینماگران بی تاثیر نیست. پس اتفاقا این مشکل کوچکی نیست.

شما ابتدا می فرمایید که سینماگر ما فیلم بی ارزش می سازد و در انتها می فرمایید که ناچار است!
و بعد می فرمایید سینمگران چاره ای ندارند و دلیل این ناچاری را سطح توقع نازل مردم می دانید که خود آنهم فرمودید به دلیل ساخت فیلم های بی ارزش هست. این جملات یک دور و تسلسل دارد!!!Exclamation



(۱۸/دی/۹۱ ۶:۲۹)ایرانی نوشته است: [ -> ]من نمیدانم چرا شما چنین فکری می کنید؟ درست است فیلمسازان ما از نظر فکری چندان در سطح بالایی قرار ندارند اما در ساده ترین حالت ممکن یعنی ساخت فیلمهایی علیه هویت و تاریخ ایران زمین به همه ثابت کرده که سینما فقط برای سرگرمی نیست. اکنون این مطلب را همه می دانند و چیزی نیست که از دید فیلمسازان دور مانده باشد.

در مورد این مسئله در همین تاپیک توضیح دادم. اما به صورت خلاصه:

نقل قول:در هزاره ی سوم هیچ اثری بی‌منظور ساخته نمی‌شود، منتها بعضی با دیدی سطحی نگرانه به این موضوع می نگرند بعضی از منتقدان در سینمای ایران حتی رسما لارنس فون تریر را فیلمساز نمی‌دانند و به فیلم ترنس مالیک می‌خندند، در صورتی که دوستان متوجه نمی‌شوند در بسیار از کرسی‌های آزاداندیشی در اروپا و آمریکا درباره مفاهیمی که در لایه‌های پنهان آثار این دو فیلمساز وجود دارد، از زوایه ی فلسفی- روانکاوی ساعت‌ها بحث و جدل به وجود می‌آید.
نقل قول: شما ابتدا می فرمایید که سینماگر ما فیلم بی ارزش می سازد و در انتها می فرمایید که ناچار است!
و بعد می فرمایید سینمگران چاره ای ندارند و دلیل این ناچاری را سطح توقع نازل مردم می دانید که خود آنهم فرمودید به دلیل ساخت فیلم های بی ارزش هست. این جملات یک دور و تسلسل دارد!!![تصویر: exclamation.png]



شما اگر به توالی و ترتیب نوشته های من دقت کرده بودید این پرسش برایتان پیش نمی آمد.

من نوشته ام :‌وقتی سینماگر با فیلمهای بی ارزش ذائقه مردم را پایین بیاورد در این حالت است که جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش می شود و از فیلمهای با محتوا فاصله می گیرد.


یعنی وقتی جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش شده باشد دیگر بقیه فیلمسازان ناچارند این رویه را ادامه دهند و فیلم بی ارزش بسازند.

پس وظیفه فیلمساز است که این رویه را بشکند و سطح ذائقه تماشاگر را بالا ببرد که آنهم به دلیل عدم برگشت سرمایه و اینکه کسی دلش برای این ملت مدعی فرهنگ!!!! نسوخته، این کار را نمی کند نه اینکه فیلمنامه خوب نداشته باشد.
(۱۹/دی/۹۱ ۶:۳۹)ایرانی نوشته است: [ -> ]من نوشته ام :‌وقتی سینماگر با فیلمهای بی ارزش ذائقه مردم را پایین بیاورد در این حالت است که جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش می شود و از فیلمهای با محتوا فاصله می گیرد.

یعنی وقتی جامعه مستعد تماشای فیلمهای بی ارزش شده باشد دیگر بقیه فیلمسازان ناچارند این رویه را ادامه دهند و فیلم بی ارزش بسازند.

پس وظیفه فیلمساز است که این رویه را بشکند و سطح ذائقه تماشاگر را بالا ببرد که آنهم به دلیل عدم برگشت سرمایه و اینکه کسی دلش برای این ملت مدعی فرهنگ!!!! نسوخته، این کار را نمی کند نه اینکه فیلمنامه خوب نداشته باشد.


(۱۵/دی/۹۱ ۱۶:۲۵)مجید املشی نوشته است: [ -> ]
و اما در مورد سطح نازل سلیقه ی مردمی هم باید عرض کنم چنین مشکلی، تنها مشکل سینمای ایران نیست. در تمام دنیا اینگونه هست. پس این مشکل اصلی سینمای ما نیست.

یکی از وجوه در هنر و همینطور سینما وجه سرگرمیست و این عاملیست که می توان از آن برای بیان بهتر پیام ها و دیده شدن بهتر انچه سینماگران مدنظر دارند بهره جست. و کسی هم منکر این کارکرد نیست.

در تمام کشورهای صاحب سینما با توجه به سطح مخاطب، برای بیان مفاهیم مورد نظر به سبک خاصی رو می اورند. در بسیاری از فیلم ها گاهی عمیق ترین مباحث فلسفی را به ساده ترین شکل ممکن بیان می کنند.


نقل قول:نمی توانیم بگوییم سناریویی که نوشته شده یا فیلمی که ساخته شده است سازنده آن به دنبال این نبوده است که تصویري در ذهن مخاطب خود بسازد، پیامی به مخاطبش بدهد و القایی را صورت دهد؛ اگر این طور نبوده پس کار عبثی کرده است.
نقل قول: در واقع سینماگران حاضر همان فیلسوفان هستند که قالب مدیای خود را از کتاب به سینما انتقال داده اند.

به عنوان مثال در ارسال زیر به سري American Pie اشاره کردیم که چگونه این فیلم در راستای القای سبک زندگی امریکاییست و حتی در دانشگاه های جامعه شناسی به عنوان یه یک منبع استفاده می شود.

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-21...#pid158599

اما بسیاری از فیلمسازان در کشور ما اساسا به نقد محتوایی اینگونه فیلمها توجهی نمی کنند و تنها به نقد پوسته و لایه ی بیرونی ان یعنی تکنیک های سینمایی آن توجه دارند.
برای اینکه درک بهتری نسبت به سینمای استراتژیک داشته باشیم، مطالعه ی این تاپیک بسیار کمک کننده هست.


سینمای استراتژیک،شمشیر دولبه...؟!!!!
با تقدیر و تشکر فراوان از بحث جالب و حساسی که مطرح کردید... مشتاقانه منتظر ادامه بحث هستم
ضمنا اگه ممکنه منابع مطالب ذکر شده اعم از کتاب یا سایت رو ذکر کنید تا کسانی که به این بحث ها علاقه دارن بتونن مطالعه بیشتر و کاملتری داشته باشن و وقتشون با جستجوهای نابجا و وقت گیر هدر نره Smile
اگر عناوین و واژه های کلیدی این مباحث و مهمترین آثار و نویسنده ها رو معرفی کنید هم خیلی ممنون میشمRoseBlush
(۱۷/بهمن/۹۱ ۱۹:۱۴)mofa نوشته است: [ -> ]با تقدیر و تشکر فراوان از بحث جالب و حساسی که مطرح کردید... مشتاقانه منتظر ادامه بحث هستم
ضمنا اگه ممکنه منابع مطالب ذکر شده اعم از کتاب یا سایت رو ذکر کنید تا کسانی که به این بحث ها علاقه دارن بتونن مطالعه بیشتر و کاملتری داشته باشن و وقتشون با جستجوهای نابجا و وقت گیر هدر نره Smile
اگر عناوین و واژه های کلیدی این مباحث و مهمترین آثار و نویسنده ها رو معرفی کنید هم خیلی ممنون میشمRoseBlush

سلام
ممنون از لطف و حسن نظر شماSmile
در مورد منابعی که استفاده شده در ارسال اول اشاره ای کردم


(۲۶/مهر/۹۱ ۷:۰۸)مجید املشی نوشته است: [ -> ]در این بررسی نظرات استادانی چون دکتر حسن عباسی ، دکتر محمد ضیمران و شهید آوینی نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.

اگر دقیقتر بخوام توضیح بدم میشود گفت این تاپیک تلخیصی از نظرات این سه عزیز و استاد گرانقدر است که توسط حقیر انجام شده.
منابع بنده بیشتر سخنرانیهای این سه استاد بوده. در مورد دکتر عباسی که ایشون یک سلسله مباحث دارن به اسم سینمای استراتژیک که بسیار منبع خوبی برای این موضوع می باشد. شهید آوینی هم در کتاب آیینه ی جادو به این موضع پرداخته اند.

در مورد ادامه ی این بحث هم مردد بودم که چطور ادامه بدم. یعنی به ادامه ی کارکردهای سینمای استرتژیک بپردازم یا نقدهایی به بحث انجام شده. نظرات شما در این زمینه میتونه یاری کننده باشه.
BlushHeart
دوره اول از 1945 1990 ، دوره 45 ساله موسوم به جنگ سرد است. هالیوود در این دوره نقش بسیار تاثیرگذار و بی بدیلی داشت.چند کار اصلی را میبایست انجام میداد؛ اولین کاري که باید صورت میگرفت این بود که تقابل جهان دو قطبی را که بین شوروي و آمریکا شکل گرفته بود، نشان بدهد. اولین مسئله در این تقابل نشان دادن این است که آن سوي دیوار قرمز و پرده آهنین، دشمن شریري به نام کمونیسم وجود دارد.

آن موقع از دهه 1960 ، سلسله فیلمهایی تحت عنوان جیمز باند ساخته شد که تا پس از فروپاشی شوروي ادامه یافت.
در این فیلمها 6 ،5 هنرپیشه شاخص بازي میکردند. با شان کانري شروع شد. راجر مور، تیموتی دالتون، جورج لازنبی، پییرس برازنان، دانیل کرك و دیگران هر کدام در دورههاي مختلف تعدادي از فیلمهاي جیمز باند، مأمور 007 را بازي کردند.
این سري فیلمها با خاطرات یک افسر نیروي دریایی انگلیس شروع شد که سرویس اطلاعاتی MI6 انگلیس براي افسر اطلاعاتی طرح اقدامات جهانی مربوط به دوره استعمار را میریخت. ،



[تصویر: Daniel_Craig.jpg] [تصویر: jamesbond.jpg]


سري دوم این فیلمها که تقابل شرق و غرب را نشان میداد، کوچک و مینیاتوري شده تقابل شوروي و آمریکا را در رینگ مشتزنی یا کشتی کچ نشان میداد. سري فیلمهاي راکی با بازي سیلوستر استالونه که توسط هالیوود ساخته شد، نوعی از تقابل را نشان میداد که متأثر از پیمانهایی بود که در ایالات متحده و اروپا بین آمریکا و شوروي مثل پیمان سالت 1، سالت 2، پیمانهاي منع گسترش سلاحهاي هستهاي و پیمانهایی مثل اي.بی.ام منعقد میشد. هر گاه زد و خوردي بین شوروي و آمریکا به وجود میآمد، سال بعد در قالب یک فیلم به صورت کوچک، مینیاتوري و محدود میشد و نمونه و ماکت آن به افکار عمومی القا میشد.



[تصویر: Rocky5.jpg] [تصویر: Rocky.jpg]



انشاالله ادامه دارد...



صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع