(۱۰/دی/۹۲ ۱۳:۰۷)anti نوشته است: [ -> ] (۱۰/دی/۹۲ ۳:۳۳)درست پسند نوشته است: [ -> ]سوره مائده، آیه 51: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَ مَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، يهود و نصارى را به دوستی مگيريد، آنان خود دوستان یکديگرند. و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد از آنهاست. به راستی خداوند گروه ستمگران را هدایت نمیکند.
لطفا اگه براتون مقدوره این آیه رو تفسیر،ببخشید (لفظ خلاف ادب از جهت توهین به سخن خداوند در قرآن) میکنید برای من؟
از فرقه آدما(مسلمانها) که قبلا جدا شده بودیم،حالا هم که اون مسلمانایی که با ما رفیقن ستمگر هستن،به چه امیدی هستیم تو این دنیا؟!!!
از این نوع پرسش شما بشدت دلگیرم. به هر حال اگر میخواهید بفهمید، این هست معنای این سخن:
در سورهی مائده در ادامهی بیان شدت زشتی قتل،
از آیه 33 تا آیهی 40 سخن دربارهی قصاص و بیان احکامش هست،
از آیهی 41 تا آیه 45 سخن دربارهی یهودیان و سرپیچیشون از حکم قصاص در تورات هست،
و از آیه 46 تا 50 سخن خداوند دربارهی مسیحیان هست و رویگردانیشون از حکم انجیل.
اگر در پی حقیقتِ منظور آیات هستید میتونید ترجمهی آیات رو از
maarefquran.net ببینید.
و از پى آنها عيسى پسر مريم را فرستاديم که تصديقکننده توراتى بود که پيش از او فرستاده بوديم و انجيل را که تصديقکننده تورات پيش از او بود به او داديم که در آن هدايت و روشنايى بود و براى پرهيزگاران هدايت و موعظهاى.
(46)
و بايد که اهل انجيل بر وفق آنچه خدا در آن کتاب نازل کرده است داورى کنند. زيرا هر کس به آنچه خدا نازل کرده است داورى نکند، از نافرمانان است. (47)
و اين کتاب را به راستى بر تو نازل کرديم؛ تصديقکننده و حاکم بر کتابهايى است که پيش از آن بودهاند.
پس بر وفق آنچه خدا نازل کرده است در ميانشان حکم کن و از پى خواهشهاشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذارى. براى هر گروهى از شما شريعت و روشى نهاديم. و اگر خدا مىخواست همه شما را يک امت مىساخت. ولى خواست در آنچه به شما ارزانى داشته است بيازمايدتان. پس در خيرات بر يکديگر پيشى گيريد. همگى بازگشتتان به خداست تا از آنچه در آن اختلاف مىکرديد آگاهتان سازد.
(48)
ميانشان بر وفق آنچه خدا نازل کرده است حکم کن و از خواهشهاشان پيروى مکن و از ايشان بپرهيز که مبادا بفريبندت تا از بعضى از چيزهايى که خدا بر تو نازل کرده است سرباز زنى. و اگر رويگردان شدند بدان که خدا مىخواهد آنان را به پاداش برخى گناهانشان عقوبت کند، و هر آينه بسيارى از مردم نافرمانند. (49)
آيا حکم جاهليت را مىجويند؟ براى آن مردمى که اهل يقين هستند چه حکمى از حکم خدا بهتر است؟ (50)
اى کسانى که ايمان آوردهايد، يهود و نصارا را به دوستى برمگزينيد. آنان خود دوستان يکديگرند. هر کس از شما که ايشان را به دوستى گزيند در زمره آنهاست. و خدا ستمکاران را هدايت نمى کند. (51)
آنهايى را که در دل مرضى دارند مىبينى که به صحبتشان مىشتابند، مىگويند: مىترسيم که به ما آسيبى رسد. اما باشد که خدا فتحى پديد آرد يا کارى کند، آنگاه از آنچه در دل نهان داشته بودند پشيمان شوند.
(52)
آنها که ايمان آوردهاند مىگويند: آيا اينان همان کسانند که به خدا سوگندهاى سخت مىخوردند که با شما خواهند بود؟ اعمالشان باطل گرديد و خود در زمره زيانکاران درآمدند.
(53)
اى کسانى که ايمان آوردهايد، هر که از شما از دينش بازگردد چه باک؛ زودا که خدا مردمى را بياورد که دوستشان بدارد و دوستش بدارند. در برابر مؤمنان فروتنند و در برابر کافران سرکش؛ در راه خدا جهاد مىکنند و از ملامت هيچ ملامتگرى نمىهراسند. اين فضل خداست که به هر کس که خواهد ارزانى دارد، و خداوند بخشاينده و داناست.
(54)
جز اين نيست که ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى که نماز مىخوانند و همچنان که در رکوعند انفاق مىکنند.
(55)
و هر که خدا و پيامبر او و مؤمنان را ولىّ خود گزيند، بداند که پيروزمندان گروه خداوندند.
(56)
اى کسانى که ايمان آوردهايد، اهل کتاب را که دين شما را به مسخره و بازى مىگيرند، و نيز کافران را به دوستى برمگزينيد. و اگر ايمان آوردهايد از خدا بترسيد. (57)
و چون بانگ نماز کنيد آن را به مسخره و بازيچه گيرند، زيرا مردمى هستند که نمىانديشند. (58)
بگو: اى اهل کتاب، آيا ما را سرزنش مىکنيد؟ جز اين است که ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه پيش از اين نازل شده است ايمان آوردهايم و بيشترين شما نافرمان هستيد؟ (59)
بگو: آيا شما را از کسانى که در نزد خدا کيفرى بدتر از اين دارند خبر بدهم: کسانى که خدايشان لعنت کرده و بر آنها خشم گرفته و بعضى را بوزينه و خوک گردانيده است و خود بت پرستيدهاند؟ اينان را بدترين جايگاه است و از راه راست گمگشتهترند.
(60)
و چون نزد شما آمدند، گفتند که ايمان آورديم؛ و حال آنکه با کفر داخل شدند و با کفر خارج گشتند، و خدا به آنچه پنهان مىدارند آگاهتر است.
(61)
مىبينى بسيارى از ايشان را که به گناه و تجاوز و حرامخوارگى مىشتابند. چه بد کارهايى مىکردند. (62)
از چه روى خداپرستان و دانشمندان، آنان را از گفتار بد و حرامخوارگى باز نمىدارند. چه بد کارهايى مرتکب مىشدند. (63)
يهود گفتند که دست خدا بسته است. دستهاى خودشان بسته باد. و بدين سخن که گفتند ملعون گشتند. دستهاى خدا گشاده است. به هر سان که بخواهد روزى مىدهد. و آنچه بر تو از جانب پروردگارت نازل شده است، به طغيان و کفر بيشترشان خواهد افزود. ما تا روز قيامت ميانشان دشمنى و کينه افکندهايم. هرگاه که آتش جنگ را افروختند خدا خاموشش ساخت. و آنان در روى زمين به فساد مىکوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد.
(64)
اگر اهل کتاب ايمان بياورند و پرهيزگارى کنند، گناهانشان را خواهيم زدود و آنها را به بهشتهاى پرنعمت داخل خواهيم کرد. (65)
و اگر تورات و انجيل و آنچه را که از جانب خدا بر آنها نازل شده بر پاى دارند، از فراز سر و زير پايشان روزى بخورند. بعضى از ايشان مردمى ميانهرو هستند و بسياريشان بدکردارند. (66)
اى پيامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنين نکنى امر رسالت او را ادا نکردهاى. خدا تو را از مردم حفظ مىکند، که خدا مردم کافر را هدايت نمىکند.
(67)
بگو: اى اهل کتاب، شما بر هيچ نيستيد، تا آنگاه که تورات و انجيل و آنچه را از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است بر پاى داريد. آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است بر طغيان و کفر بيشترينشان بيفزايد. پس بر اين مردم کافر غمگين مباش. (68)
هرآينه از ميان آنان که ايمان آوردهاند و يهود و صابئان و نصارا هر که به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشد و کار شايسته کند بيمى بر او نيست و محزون نمىشود. (69)
ما از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم و پيامبرانى برايشان فرستاديم. هرگاه که پيامبرى چيزى مىگفت که با خواهش دلشان موافق نبود، گروهى را تکذيب مىکردند و گروهى را مىکشتند.
(70)
و پنداشتند که عقوبتى نخواهد بود. پس کور و کر شدند. آنگاه خدا توبهشان بپذيرفت. باز بسيارى از آنها کور و کر شدند. هر چه مىکنند خدا مىبيند.
(71)
به تحقيق آنان که گفتند که خدا همان مسيح پسر مريم است، کافر شدند. مسيح گفت: اى بنى اسرائيل، اللّه پروردگار من و پروردگار خود را بپرستيد. زيرا هر کس که براى خداوند شريکى قرار دهد خدا بهشت را بر او حرام کند، و جايگاه او آتش است و ستمکاران را ياورى نيست. (72)
آنان که گفتند: اللّه سومين سه است، کافر شدند. در حالى که هيچ خدايى جز اللّه نيست. اگر از آنچه مىگويند باز نايستند به کافرانشان عذابى دردآور خواهد رسيد. (73)
آيا به درگاه خدا توبه نمىکنند و از او آمرزش نمىخواهند؟ خدا آمرزنده و مهربان است. (74)
مسيح پسر مريم جز پيامبرى نبود، که پيامبرانى پيش از او بودهاند، و مادرش زنى راستگوى بود که هر دو غذا مىخوردند. بنگر که چگونه آيات را برايشان بيان مىکنيم. سپس بنگر که چگونه از حق روى مىگردانند. (75)
بگو: آيا جز اللّه خداى ديگرى را که براى شما مالک هيچ سود و زيانى نيست مىپرستيد و حال آنکه اللّه شنوا و داناست؟ (76)
بگو: اى اهل کتاب، به ناحق در دين خويش غُلوّ مکنيد؛ و از خواهشهاى آن مردمى که از پيش گمراه شده بودند و بسيارى را گمراه کردند و خود از راه راست منحرف شدند پيروى مکنيد. (77)
از بنى اسرائيل آنان که کافر شدند به زبان داود و عيسى بن مريم لعنت شدند، و اين لعنت پاداش عصيان و تجاوزشان بود. (78)
از کار زشتى که مىکردند يکديگر را نهى نمىکردند و هرآينه بدکارى مىکردند. (79)
بسيارى از ايشان را مىبينى که با کافران دوستى مىورزند. بد است آنچه پيشاپيش براى خود فرستادند. خشم خدا بر آنهاست و در عذاب جاودانهاند. (80)
اگر به خدا و پيامبر و آنچه بر او نازل شده ايمان آورده بودند کافران را به دوستى نمىگرفتند، ولى بيشترشان فاسقانند. (81)
دشمنترين مردم نسبت به کسانى که ايمان آوردهاند يهود و مشرکان را مىيابى، و مهربانترين کسان نسبت به آنان که ايمان آوردهاند کسانى را مىيابى که مىگويند: ما نصرانى هستيم. زيرا بعضى از ايشان کشيشان و راهبان هستند و آنها سرورى نمىجويند. (82)
چون آنچه را که بر پيامبر نازل شده بشنوند، و حقيقت را دريابند، چشمانشان پر از اشک مىشود. مىگويند: اى پروردگار ما، ايمان آورديم، ما را نيز در زمره شهادتدهندگان بنويس. (83)
چرا به خدا و اين آيين حق که بر ما نازل شده است ايمان نياوريم و طمع نورزيم در اينکه پروردگار ما ما را در شمار صالحان آورد؟ (84)
به پاداش اين سخن که گفتند، خدا آنان را به بهشتهايى که در آن نهرها روان است پاداش داد. در آن جاودانند و اين است پاداش نيکوکاران. (85)
و آنان که کفر ورزيدند و آيات ما را تکذيب کردند اهل جهنمند. (86)
تمام کسانی که ادعای یهودی بودن و مسیحی بودن میکنن با هم یکسان نیستن، همونطور که تمام کسانی که ادعای مسلمان بودن میکنن یکسان نیستن.
ادیان الهی مردم رو به نیکوکاری و صلح و دوری از گناه و ظلم و رفع دشمنی فرا میخونن، ولی بعضی از پیروان، فقط اسم ادیان رو یدک میکشند.
مثل امثال شما و بسیاری از مسیحیان که الآن در جهان میبینیم، که اسم نصاری روی خودتون میذارید، ولی به قوانین دین خودتون پایبند نیستید و محدودیتها و مجازات دین خودتون دربارهی فسادکاران رو مخالف حقوق بشر میدونید!
در ادامهی آیات به تثلیث هم پرداخته شد.
فرض کنیم بر شما روشن نیست که با یکتاپرستی مخالفت داره و مشرکانه هست!
بنابراین اگر میتونید توضیح بدید که چطور با منطق صرف مخالفت نداره!
مسلماً کسانی که به کفر تمایل دارند فرقی نمیکنه به چه دینی تظاهر کنند.
خداوند در آیه 23 سوره توبه میفرماید حتی اگر پدر یا برادرتون کفر رو بر ایمان ترجیح میده اونها رو به دوستی نگیرید.
تمام کسانی که بغض مؤمنین رو در دل دارند مسلماً لایق دوستی نیستند:
اى کسانى که ايمان آوردهايد، دوست همرازى جز از همکيشان خود مگيريد، که ديگران از هيچ فسادى در حق شما کوتاهى نمىکنند و خواستار رنج و مشقت شمايند. و کينهتوزى از گفتارشان آشکار است و آن کينه که در دل دارند بيشتر است از آنچه به زبان مىآورند. آيات را برايتان آشکار ساختيم، اگر به عقل دريابيد. (118)
آگاه باشيد که شما آنان را دوست مىداريد و حال آنکه آنها شما را دوست ندارند. شما به همه اين کتاب ايمان آوردهايد. چون شما را ببينند گويند: ما هم ايمان آوردهايم. و چون خلوت کنند، از غايت کينهاى که به شما دارند سرانگشت خويش به دندان گزند. بگو: در کينه خويش بميريد؛ هرآينه خدا به آنچه در دلهاست آگاه است. (119)
اگر خيرى به شما رسد اندوهگين شوند و اگر به مصيبتى گرفتار آييد شادمان گردند. اگر شکيبايى ورزيد و پرهيزگارى کنيد از مکرشان به شما زيانى نرسد، که خدا بر هر کارى که مىکنند احاطه دارد. (120)
و در مورد کسانی که برضد مؤمنین دست به اقدام میزنن به «دوستی نکردن» اکتفا نمیشه و با شدت برخورد میشه، مثل آیات 88 تا 94 از سوره نساء ، یا آیات 141 تا 145 همان سوره.