۴/آبان/۹۱, ۲:۵۷
سلام دوستان
در مقاله ای که در پیش روی دارید تحقیقات مختصیر هستش در باره ایجاد فرقه بابیه .
بسم الله الرحمن الرحیم
در میان اهالی علم و دانش ، دوگروه برای خود مسکین و برای دیگران خطرناک اند:
آنان که چیزی را رد میکنند در حالی که در آن تخصص ندارند .
آنان که بر باور خود اصرار میورزند بدون این که نظر مجالفان را دیده و فهمیده باشند.
پیش سخن
به راستی انتظار سخت است، آن هم در سخت ترین دوران ، دوران تا ریک غیبت، دورانی که دزدان راه، از کمی یاران باوفا و صدها نابسامانی دیگر سو استفاده نموده و همه هستی انسان ها را به تاراج میبرند.
آیا نباید بفکر راهنما بود؟
آیا نباید چشم به راه تابش آن آفتاب هستی شد؟
در دنیای پر زرق و برق امروز ، انسانها درکنار بدست آوردن آسایش و رفاه نیازمند حفظ عقاید دینی خود نیز هستند.
چرا امروزه فرق عرفانی زیاد شده است ؟
آیا این فرقه ها اساس الهی در آن وجود دارد؟
چرا همه سعی میکنند با مسیر هایی غیر دینی و بعضی ظاهرا دینی به سعادت و آرامش برسند؟
آیا به نظر شما سعادت در غیر دین است؟
در باره بهاییت و تاریخ آن سخنهای فراوانی گفته و نوشته شده است ، تا حدی که برخی به تحقیقاتی برای رد کردن و برخی برای حفظ ان .
در این مجال قرار است که بحث ریشه ای ( در حد توانمان ) برای شما انجام بدهیم که اساسا چرا یهاییت ایجاد و برای چه تا امروز پایدار مانده است ، ایا برحق بود که حفظ شد یا انکه برحق نشان دادند و حفظش کردند.
برای پاسخ به این سوال که چرا بهاییت شکل گرفت و چه کسانی برای شکل گرفتن این عقیده ننگین قدم برداشتند قدم به قدم با ما همراه باشید.
ما بر آن نیستیم که بگوییم اینها چه میگویند بلکه خواستیم در این بحث به این نکات برسیم که علل ایجاد این فرقه ها چند مسئله جزئی اما مهم است:
الف : بدست آوردن مقام و منسب دنیا.
ب : باز کردن دکانهایی برای مقابله مکتب حقه تشیع
ج : زدن ریشه اعتقادات اصیل الهی و جازدن تفکرات الحادی.
دوستان گرامی
ان شا الله در این مجال قصد بران است که در باره علل و تاریخچه ای از سیر شکل گیری این فرقه ضاله رو برسی کنیم و در مجال دیگر با داشتن پایه ای محکم به بحث در باره خود بهاییت بپردازیم
لازم است با مقدمه ای در باره حضرت مهدی دفتر نخست را آغاز کنیم
مجال نخست
تاریخچه ای کوتاه از تولد تا آغاز غیبت صغری
حضرت مهدی در سال 255 و به نقلی 256 ه.ق بدنیا آمدند. در سال 259 ه .ق با شهادت پدر بزرگوارشان امامت ایشان آغاز و از این زمان تا سال 329 ه.ق که توقیعی به جناب ابولحسن علی بن محمد سیمری میدهتد دوران غیبت صغری پایان یافته و دوران نیابت خاصه بسته شد. ( این تاریخ را به یاد داشته باشد )
منابع شیعه و اهل عامه این واقعه تاریخی را ثبت و ضبط کرده است و انکاری بر ان ندارند.
نمونه از اهل عامه نمونه هایی ذکر میکنیم :
1. ابن اثیر جزری (م 630ق) در الکامل فی التاریخ می نویسد:
«و فیها (سنة 260ق) توفی الحسن بن علی بن محمّد و هو والد محمّد الذی یعتقدونه المنتظر بسرداب سامراء»( [1] ).
2. محمّد بن طلحه شافعی (م 652ق):
«ابوالقاسم محمّد بن الحسن الخالص بن علی... هو المهدی الحجة الخلف الصالح...»( [2] ).
3. سبط ابن جوزی (م 654ق):
«فصل فی ذکر الحجة المهدی. هو محمّد بن الحسن علی... و هو الخلف الحجة صاحب الزمان، القائم المنتظر و التالی، و هو آخر الائمة...»( [3] ).
4. گنجی شافعی (م قرن هفتم قمری):
وی فصل آخر کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان را با عنوان «فی الدلالة علی جواز بقاء المهدی حیّا» تنظیم کرده و در این بخش، دلیلهای متعددی برای امکان زنده بودن و ادامه حیات امام مهدی علیه السلام بیان داشته است. وی می گوید همان گونه که عیسی و خضر و الیاس صدها سال است که زنده هستند، امکان زنده بودن امام مهدی نیز وجود دارد( [4] ).
5. ابن خلکان (م 681ق):
«ابوالقاسم محمّد بن الحسن العسکری بن علی الهادی... ثانی عشر الائمة الاثنی عشر علی اعتقاد الامامیة المعروف بالحجة... کانت ولادته یوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین...»([5] ).
6. علی بن محمّد بن صباغ مالکی (م 855ق):
وی باب دوازدهم کتاب الفصول المهمه را با این عنوان ذکر کرده:
«فی ذکر ابی القاسم محمّد الحجة الخلف الصالح ابن ابی محمّد الحسن الخالص».
نویسنده در این فصل، دلایلی را در اثبات حیات و زنده بودن امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ذکر کرده است([6] ).
7. شمس الدین ذهبی (م 748ق):
وی در چهار کتابش تولد محمّد بن الحسن العسکری علیه السلام را یاد کرده است؛ از جمله در العبر فی خبر من غبر می نویسد:
الحسن بن علی الجواد بن محمّد... احد الائمّة الاثنی عشر الذین تعتقد الرافضة فیهم العصمة و هو والد المنتظر محمّد، صاحب السرداب»([7] ).
8. سید مؤمن شبلنجی (م 290ق) در نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار می نویسد:
«فصل فی ذکر مناقب محمّد بن الحسن الخالص بن علی... امّه امّ ولد... و کنیته ابوالقاسم...»( [8]).
9. سلیمان بن ابراهیم القندوزی (م 1294ق):
«فالخبر المعلوم المحقّق عند الثقاة انّ ولادة القائم علیه السلام کانت لیلة الخامس عشر من شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین فی بلدة سامراء...»( [9] ).
10. خیر الدین زرکلی (م 1396ق):
«محمّد بن الحسن العسکری (الخالص) بن علی الهادی، ابوالقاسم: آخر الائمّة الاثنی عشر عند الامامیّة و هو المعروف عندهم بالمهدی، و صاحب الزمان، و المنتظر، والحجة و صاحب السرداب، ولد فی سامرّاء و مات ابوه و له من العمر نحو خمس سنین...»([10] )
و موارد دیگر که از ذکر ان خود داری میکنیم.
در بین جوامع شیعه اختلاف در تولد حضرت وجود ندارد و چون اهل سنت اعتقاد به عدم متولد شدن حضرت دارند نمونه هایی ذکر شد تا بگوییم که در کتب خودشان این واقعه ثبت شده است.
احادیث فراوانی در باره خصوصیات حضرت مهدی از کلام معصوم ذکر شده است
برای نمونه 318 حدیث درباره طول عمر حضرت ، 136 حدیث در زمینه اینکه حضرت آخرین و دوازدهمین ائمه هستند ، 95 حدیث در باره چهارمین فرزند حضرت رضا هستند ( یک نکته اگر کسی امام رض رو قبول داشته باشه حتما امام مهدی رو قبول خواهد داشت چون دیگر انشعابی وجود ندارد ( مانند واقفیه - زیدیه -اسماعیلیه )،
برای اشنایی بیشتر با این موضوع به کتاب منتخب الاثار لطف الله لطفی گلپایپانی مراجعه کنید که شرحی در این موضوع داده اند.
اگر مختصات ظاهری و نسبی و ... حضرت را که در احادیث نقل از معصوم است بشناسیم تا حد زیادی میتوان مدعی را از مدعا بشناسیم.
از احادیث معروفی در باره امام :
الف : از احادیث معروفی که همه آن را شنیده اند حدیث چابربن عبدالله انصاری است که یک به یک امامان معصوم نام برده شدند ( اصول کافی کتاب الحجة باب ما جاء فی الاثنی عشر و النص علیهم)
حدیث جابر بن عبد الله انصاری : ای جابر، آنان جانشینان من و امامان بعد از من اند. نخستین آنان علی ابن ابیطالب است و سپس به ترتیب: حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن حسین، محمد بن علی، که در تورات به "باقر" معروف است و تو در هنگام پیری او را خواهی دید و هر وقت او را دیدی، سلام مرا به او برسان. پس از محمد بن علی نیز به ترتیب، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و پس از ایشان فرزندش میباشد که همنام (محمد) و همکنیه من (ابوالقاسم) است. اوست که از نظر مردم پنهان میشود و غیبت او طولانی میگردد تا آن جا که فقط افرادی که ایمان راسخ دارند، بر عقیدهٔ به او باقی میمانند.[11]
ب : در کتاب کمال الدین ( شیخ صدوق ) در روایتی اورده است که " برای قائم ما سه خصوصیت از انبای پیشین مقدر فرموده میلاد او مانند ولادت حضرت موسی و غیبتی همچون غیبت عیسی و تاخیر او مانند تاخیر نوح .... [12]
پس تا اینجا مشخص شد که دوازدهمین امام شیعه ،حضرت مهدی است ، حضرت متولد شدند در خفا وزمانی طولانی هم از بین مردم غایب میگردند و این غیبت موجب لغزش مردم میشود و در سن کهولت بصورت جوانی شاداب آشکار میشود و در زمان خروج بیعت هیچ ستمگری در پردنشان نیست ( سخن امام حسن مجتبی در مورد بیعت با معویه. ) اسنادی برای تولد حضرت ذکر شد .
کلام در این موضوع بسیار طولانی است اما به دلیل مطول نشدن متن از توضیحات اضافی صرف نظر میکنیم.برای مطالعه بیشتر به منابع ذکر شده مراجعه کنید.
[1] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 6، ص 320.
[2] محمّد بن طلحه شافعی، مطالب السؤول، ج 2، ص 152.
[3] ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص 325-326.
[4] گنجی شافعی، البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص 97.
[5] ابن خلّکان، وفیات الاعیان، ج 4، ص 176.
[6] ابن صباغ، الفصول المهمة فی معرفة احوال الائمه، ص 281.
[7] شمس الدین ذهبی، العبر فی خبر من غبر، ج 1، ص 373.
[8] مؤمن شبلنجی، نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار، ص 168.
[9] قندوزی، ینابیع الموده، ج 2، ص 543.
[10] زرکلی، الاعلام، ج 6، ص 80.
[11] کفایتالاثر، چاپ قدیم، ص۸ - ینابیعالمودت، ص۴۹۴- اثباتالهداه، ج۳، ص۱۲۳
[12] کمال الدین شیخ صدوق صفحه316
====================
ادامه دارد....
====================
کاری از گروه پژوهش پیروان موعود
====================
در مقاله ای که در پیش روی دارید تحقیقات مختصیر هستش در باره ایجاد فرقه بابیه .
بسم الله الرحمن الرحیم
در میان اهالی علم و دانش ، دوگروه برای خود مسکین و برای دیگران خطرناک اند:
آنان که چیزی را رد میکنند در حالی که در آن تخصص ندارند .
آنان که بر باور خود اصرار میورزند بدون این که نظر مجالفان را دیده و فهمیده باشند.
پیش سخن
به راستی انتظار سخت است، آن هم در سخت ترین دوران ، دوران تا ریک غیبت، دورانی که دزدان راه، از کمی یاران باوفا و صدها نابسامانی دیگر سو استفاده نموده و همه هستی انسان ها را به تاراج میبرند.
آیا نباید بفکر راهنما بود؟
آیا نباید چشم به راه تابش آن آفتاب هستی شد؟
در دنیای پر زرق و برق امروز ، انسانها درکنار بدست آوردن آسایش و رفاه نیازمند حفظ عقاید دینی خود نیز هستند.
چرا امروزه فرق عرفانی زیاد شده است ؟
آیا این فرقه ها اساس الهی در آن وجود دارد؟
چرا همه سعی میکنند با مسیر هایی غیر دینی و بعضی ظاهرا دینی به سعادت و آرامش برسند؟
آیا به نظر شما سعادت در غیر دین است؟
در باره بهاییت و تاریخ آن سخنهای فراوانی گفته و نوشته شده است ، تا حدی که برخی به تحقیقاتی برای رد کردن و برخی برای حفظ ان .
در این مجال قرار است که بحث ریشه ای ( در حد توانمان ) برای شما انجام بدهیم که اساسا چرا یهاییت ایجاد و برای چه تا امروز پایدار مانده است ، ایا برحق بود که حفظ شد یا انکه برحق نشان دادند و حفظش کردند.
برای پاسخ به این سوال که چرا بهاییت شکل گرفت و چه کسانی برای شکل گرفتن این عقیده ننگین قدم برداشتند قدم به قدم با ما همراه باشید.
ما بر آن نیستیم که بگوییم اینها چه میگویند بلکه خواستیم در این بحث به این نکات برسیم که علل ایجاد این فرقه ها چند مسئله جزئی اما مهم است:
الف : بدست آوردن مقام و منسب دنیا.
ب : باز کردن دکانهایی برای مقابله مکتب حقه تشیع
ج : زدن ریشه اعتقادات اصیل الهی و جازدن تفکرات الحادی.
دوستان گرامی
ان شا الله در این مجال قصد بران است که در باره علل و تاریخچه ای از سیر شکل گیری این فرقه ضاله رو برسی کنیم و در مجال دیگر با داشتن پایه ای محکم به بحث در باره خود بهاییت بپردازیم
لازم است با مقدمه ای در باره حضرت مهدی دفتر نخست را آغاز کنیم
مجال نخست
تاریخچه ای کوتاه از تولد تا آغاز غیبت صغری
حضرت مهدی در سال 255 و به نقلی 256 ه.ق بدنیا آمدند. در سال 259 ه .ق با شهادت پدر بزرگوارشان امامت ایشان آغاز و از این زمان تا سال 329 ه.ق که توقیعی به جناب ابولحسن علی بن محمد سیمری میدهتد دوران غیبت صغری پایان یافته و دوران نیابت خاصه بسته شد. ( این تاریخ را به یاد داشته باشد )
منابع شیعه و اهل عامه این واقعه تاریخی را ثبت و ضبط کرده است و انکاری بر ان ندارند.
نمونه از اهل عامه نمونه هایی ذکر میکنیم :
1. ابن اثیر جزری (م 630ق) در الکامل فی التاریخ می نویسد:
«و فیها (سنة 260ق) توفی الحسن بن علی بن محمّد و هو والد محمّد الذی یعتقدونه المنتظر بسرداب سامراء»( [1] ).
2. محمّد بن طلحه شافعی (م 652ق):
«ابوالقاسم محمّد بن الحسن الخالص بن علی... هو المهدی الحجة الخلف الصالح...»( [2] ).
3. سبط ابن جوزی (م 654ق):
«فصل فی ذکر الحجة المهدی. هو محمّد بن الحسن علی... و هو الخلف الحجة صاحب الزمان، القائم المنتظر و التالی، و هو آخر الائمة...»( [3] ).
4. گنجی شافعی (م قرن هفتم قمری):
وی فصل آخر کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان را با عنوان «فی الدلالة علی جواز بقاء المهدی حیّا» تنظیم کرده و در این بخش، دلیلهای متعددی برای امکان زنده بودن و ادامه حیات امام مهدی علیه السلام بیان داشته است. وی می گوید همان گونه که عیسی و خضر و الیاس صدها سال است که زنده هستند، امکان زنده بودن امام مهدی نیز وجود دارد( [4] ).
5. ابن خلکان (م 681ق):
«ابوالقاسم محمّد بن الحسن العسکری بن علی الهادی... ثانی عشر الائمة الاثنی عشر علی اعتقاد الامامیة المعروف بالحجة... کانت ولادته یوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین...»([5] ).
6. علی بن محمّد بن صباغ مالکی (م 855ق):
وی باب دوازدهم کتاب الفصول المهمه را با این عنوان ذکر کرده:
«فی ذکر ابی القاسم محمّد الحجة الخلف الصالح ابن ابی محمّد الحسن الخالص».
نویسنده در این فصل، دلایلی را در اثبات حیات و زنده بودن امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ذکر کرده است([6] ).
7. شمس الدین ذهبی (م 748ق):
وی در چهار کتابش تولد محمّد بن الحسن العسکری علیه السلام را یاد کرده است؛ از جمله در العبر فی خبر من غبر می نویسد:
الحسن بن علی الجواد بن محمّد... احد الائمّة الاثنی عشر الذین تعتقد الرافضة فیهم العصمة و هو والد المنتظر محمّد، صاحب السرداب»([7] ).
8. سید مؤمن شبلنجی (م 290ق) در نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار می نویسد:
«فصل فی ذکر مناقب محمّد بن الحسن الخالص بن علی... امّه امّ ولد... و کنیته ابوالقاسم...»( [8]).
9. سلیمان بن ابراهیم القندوزی (م 1294ق):
«فالخبر المعلوم المحقّق عند الثقاة انّ ولادة القائم علیه السلام کانت لیلة الخامس عشر من شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین فی بلدة سامراء...»( [9] ).
10. خیر الدین زرکلی (م 1396ق):
«محمّد بن الحسن العسکری (الخالص) بن علی الهادی، ابوالقاسم: آخر الائمّة الاثنی عشر عند الامامیّة و هو المعروف عندهم بالمهدی، و صاحب الزمان، و المنتظر، والحجة و صاحب السرداب، ولد فی سامرّاء و مات ابوه و له من العمر نحو خمس سنین...»([10] )
و موارد دیگر که از ذکر ان خود داری میکنیم.
در بین جوامع شیعه اختلاف در تولد حضرت وجود ندارد و چون اهل سنت اعتقاد به عدم متولد شدن حضرت دارند نمونه هایی ذکر شد تا بگوییم که در کتب خودشان این واقعه ثبت شده است.
احادیث فراوانی در باره خصوصیات حضرت مهدی از کلام معصوم ذکر شده است
برای نمونه 318 حدیث درباره طول عمر حضرت ، 136 حدیث در زمینه اینکه حضرت آخرین و دوازدهمین ائمه هستند ، 95 حدیث در باره چهارمین فرزند حضرت رضا هستند ( یک نکته اگر کسی امام رض رو قبول داشته باشه حتما امام مهدی رو قبول خواهد داشت چون دیگر انشعابی وجود ندارد ( مانند واقفیه - زیدیه -اسماعیلیه )،
برای اشنایی بیشتر با این موضوع به کتاب منتخب الاثار لطف الله لطفی گلپایپانی مراجعه کنید که شرحی در این موضوع داده اند.
اگر مختصات ظاهری و نسبی و ... حضرت را که در احادیث نقل از معصوم است بشناسیم تا حد زیادی میتوان مدعی را از مدعا بشناسیم.
از احادیث معروفی در باره امام :
الف : از احادیث معروفی که همه آن را شنیده اند حدیث چابربن عبدالله انصاری است که یک به یک امامان معصوم نام برده شدند ( اصول کافی کتاب الحجة باب ما جاء فی الاثنی عشر و النص علیهم)
حدیث جابر بن عبد الله انصاری : ای جابر، آنان جانشینان من و امامان بعد از من اند. نخستین آنان علی ابن ابیطالب است و سپس به ترتیب: حسن بن علی، حسین بن علی، علی بن حسین، محمد بن علی، که در تورات به "باقر" معروف است و تو در هنگام پیری او را خواهی دید و هر وقت او را دیدی، سلام مرا به او برسان. پس از محمد بن علی نیز به ترتیب، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و پس از ایشان فرزندش میباشد که همنام (محمد) و همکنیه من (ابوالقاسم) است. اوست که از نظر مردم پنهان میشود و غیبت او طولانی میگردد تا آن جا که فقط افرادی که ایمان راسخ دارند، بر عقیدهٔ به او باقی میمانند.[11]
ب : در کتاب کمال الدین ( شیخ صدوق ) در روایتی اورده است که " برای قائم ما سه خصوصیت از انبای پیشین مقدر فرموده میلاد او مانند ولادت حضرت موسی و غیبتی همچون غیبت عیسی و تاخیر او مانند تاخیر نوح .... [12]
پس تا اینجا مشخص شد که دوازدهمین امام شیعه ،حضرت مهدی است ، حضرت متولد شدند در خفا وزمانی طولانی هم از بین مردم غایب میگردند و این غیبت موجب لغزش مردم میشود و در سن کهولت بصورت جوانی شاداب آشکار میشود و در زمان خروج بیعت هیچ ستمگری در پردنشان نیست ( سخن امام حسن مجتبی در مورد بیعت با معویه. ) اسنادی برای تولد حضرت ذکر شد .
کلام در این موضوع بسیار طولانی است اما به دلیل مطول نشدن متن از توضیحات اضافی صرف نظر میکنیم.برای مطالعه بیشتر به منابع ذکر شده مراجعه کنید.
[1] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 6، ص 320.
[2] محمّد بن طلحه شافعی، مطالب السؤول، ج 2، ص 152.
[3] ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص 325-326.
[4] گنجی شافعی، البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص 97.
[5] ابن خلّکان، وفیات الاعیان، ج 4، ص 176.
[6] ابن صباغ، الفصول المهمة فی معرفة احوال الائمه، ص 281.
[7] شمس الدین ذهبی، العبر فی خبر من غبر، ج 1، ص 373.
[8] مؤمن شبلنجی، نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار، ص 168.
[9] قندوزی، ینابیع الموده، ج 2، ص 543.
[10] زرکلی، الاعلام، ج 6، ص 80.
[11] کفایتالاثر، چاپ قدیم، ص۸ - ینابیعالمودت، ص۴۹۴- اثباتالهداه، ج۳، ص۱۲۳
[12] کمال الدین شیخ صدوق صفحه316
====================
ادامه دارد....
====================
کاری از گروه پژوهش پیروان موعود
====================