تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اجازه‌‌خواستن اجنّه برای همراهی امام حسین
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اجازه‌‌خواستن اجنّه برای همراهی امام حسین

دسته‌هایی از اجنه مؤمن خدمت امام حسین(علیه السلام) آمده و گفتند: ای سید و مولای ما! ما از شیعیان و یاران تو هستیم. اگر اکنون فرمان دهی که تمامی دشمنانت را از بین ببریم، بدون آن که حرکتی کنی، این کار را انجام خواهیم داد!

به گزارش فارس، یکی از مواردی که اطلاعات درست و صحیحی را از زندگانی و نحوه شهادت امام حسین علیه‌السلام در اختیار ما قرار می‌دهد دسترسی به منابع مطمئن و متقن است. کتاب مقتل «لهوف» سید بن طاووس از جمله آثار مکتوب مستندی است که وقایع و جریاناتی را که شهادت حسین بن علی علیه‌السلام و هفتاد و دو تن از یارای باوفای ایشان رقم زد را به طور واقعی و به دور از هر گونه تحریف و خرافاتی بیان کرده است.





[تصویر: 13910803000039_PhotoL.jpg]


از این رو همزمان با فرارسیدن ایام شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام، بر آن شدیم تا با ذکر مطالبی از کتاب «لهوف» سید بن طاووس را برای عاشقان و علاقه‌مندان حسینی بازگو کنیم. بخش سوم این نوشتار در پی می‌آید:

* ملاقات فرشتگان با حسین(علیه السلام)

«شیخ مفید محمدبن محمد نعمان» (که خدایش از او خوشنود باد) در کتاب «مولد النبی و مولد الاوصیاء» با اسناد خویش از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که آن حضرت فرمودند: «هنگامی که امام حسین (علیه السلام) قصد خروج از مکه را کرد، دسته‌های بسیاری از ملائکه در حالی که در صفوف آراسته و همگی مسلح و سوار بر اسبان بهشتی بودند، خدمت امام حسین (علیه السلام) رسیدند، پس از عرض سلام، گفتند: «ای کسی که پس از جدّ و پدرت، حجت خدا بر خلقی! همانا که خداوند جد بزرگوارت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در بسیاری از جنگ‌هایش به وسیله ما کمک و یای داد و حال نیز ما را به کمک و یاری تو فرستاده است.»

امام حسین (علیه السلام)‌ فرمودند: «میعادگاه من با شما در گودالی است که سرانجام در آن به شهادت خواهم رسید و آن، همان سرزمین کربلا است، هنگامی که به آن سرزمین رسیدم، شما نزد من بیایید.»

آنها گفتند: «خداوند به ما امر فرموده که فرمانبر تو باشیم پس اگر از دشمنانت می‌ترسی تو را همراهی می‌کنیم.»

امام (علیه السلام) فرمودند: «تا هنگامی که من به آن سرزمین نرسیده‌ام، کسی نمی‌تواند آسیبی به من بزند.»

* کربلا مأمن شیعیان من است!

سپس گروه‌ها و دسته‌هایی از اجنه مؤمن خدمت امام حسین (علیه السلام) آمده و گفتند: «ای سید و مولای ما! ما از شیعیان و یاران تو هستیم، هر فرمانی که می‌خواهی صادر کن. اگر اکنون فرمان دهی که تمامی دشمنانت را از بین ببریم، بدون آن که حرکتی نمایی، این کار را انجام خواهیم داد.»

حضرت در حق ایشان دعا کرده و فرمودند: «خداوند به شما جزای خیر دهد! آیا نخوانده‌اید در قرآنی که بر جدم رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شد، خداوند می‌فرماید:‌ «قُل لَّوْ کُنتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ؛

ای پیامبر! به آنان بگو که اگر در خانه‌های خود نیز بمانید، کسانی که مرگ آنها مقرر شده است (با پای خود) به سوی قتلگاه‌های خویش می‌روند.»

پس اگر من نیز در شهر و وطن خود بمانم، پس این مردم شقی و بدبخت با چه چیز امتحان شوند؟ و چه کسی در قبر من جای گیرد؟

خداوند آن روز که بساط زمین را می‌گستراند، کربلا را برای من انتخاب کرد و آن جا را مأمن و پناهگاه شیعیان و محبان من قرار داد. اعمال و نمازشان در آن‌جا مقبول و دعایشان قرین استجابت قرار می‌‌گیرد و کربلا مسکن شیعیان من است تا در دنیا و آخرت ایمن باشند.

اما شما روز شنبه که مصادف روز عاشورا است در آن‌جا حاضر شوید.»

در روایتی دیگر این گونه آمده است: «در روز جمعه نزد من بیایید که آن روز، روز عاشورا است و روزی است که من در عصر آن روز کشته می‌شوم و پس از کشته شدنم، دیگر دشمنانم به دنبال قتل کسی از خانواده و برادران و خاندان من نخواهند بود و سر بریده مرا نزد یزید بن معاویه می‌فرستند.»

جِنّیان گفتند: «ای دوست خدا! و ای پسر دوست خدا! اطاعت تو لازم است و ما نمی‌توانیم مخالفت اوامر تو را انجام دهیم، در این مورد مخالفت نموده و تمامی دشمنانت را قبل از آن به تو دسترسی پیدا کنند از میان می‌بریم.»

امام (علیه السلام) فرمودند: «به خدا سوگند، من خودم بر انجام این کار از شما تواناترم؛ اما این آزمایشی است تا حجت تمام شود، «تا آنانی که هلاک می‌شوند با دلیلی روشن هلاک شوند و آنهایی که زنده می‌مانند نیز با بیّنه و دلیل واضح و روشن زنده بمانند.»

* مصادره اموال قافله حکومتی

حضرت امام حسین (علیه السلام) پس از این سخنان به راه خود ادامه داد تا این که به منزلگاه «تنعیم»‌ رسید، در این منزلگاه بود که امام به قافله‌ای برخورد که حامل هدیه والی یمن «بحیر بن ریسان» بود و آن هدیه را برای «یزید بن معاویه» می‌بردند، حضرت اموال آن قافله را مصادره کرد! زیرا حکومت و حاکمیت بر مسلمانان حق مسلم آن حضرت بود، سپس به شترداران فرمودند: «هرکس که تمایل داشته باشد که همراه من بیاید، کرایه را کامل می‌پردازیم و با او همراهی نیکویی می‌کنیم و هر که بخواهد از ما جدا شود، کرایه او را به حدی که راه را طی کرده، می‌پردازیم.»

عده‌ای همراه حضرت رفتند و عده‌ای از رفتن خودداری کرده، بازگشتند.

* ملاقات با «بشر بن غالب»

امام حسین (علیه السلام)‌ همچنان به راه خویش ادامه می‌داد تا آن که به منزلگاه «ذات العرق» رسید، در این منزلگاه امام (علیه السلام) با «بشر بن غالب» که از سمت عراق می‌آمد مواجه شد، از او درباره اوضاع عراق سؤال فرموده و پرسیدند: «وضعیت عراقیان چگونه است؟» بشر گفت: (یا حسین!) من آنها را در حالی ترک کردم که دل‌هایشان با تو بود و شمشیرهایشان علیه تو!

امام (علیه السلام)‌ فرمودند: «ای برادر بنی اسد! راست گفتی. خداوند هرچه را که بخواهد انجام می‌دهد و به آنچه اراده کند فرمان می‌دهد.»

* دعای حسین(علیه السلام) در حق فرزند

راوی گفت: امام حسین (علیه السلام) همچنان به راه خویش ادامه می‌داد تا هنگام ظهر به منزلگاه «ثعلبیه» رسید، در این جا بود که (آن امام مظلوم را) اندکی خواب فرا گرفت، هنگامی که برخاست فرمود: «در خواب دیدم هاتفی ندا در داد که: «شما به سرعت در حال حرکتید، در حالی که مرگ شما را سریع‌تر به سوی بهشت می‌برد!»

حضرت علی اکبر (علیه السلام) فرمود: «پدر جان! آیا ما بر حق نیستیم!؟» امام (علیه السلام) فرمودند:‌«آری، پسرم! سوگند به آن خدایی که بازگشت همه به سوی اوست.»

حضرت علی اکبر (علیه السلام) فرمود: «پدرجان! پس اگر ما بر حق هستیم، پس هیچ ترسی از مرگ وجود ندارد!»

امام حسین (علیه السلام) فرمودند: «پسرم! خداوند به تو، بهترین پاداشی که از ناحیه پدر به پسرش می‌رسد را، ‌عطا فرماید.»

* خبر غیبی حسین (علیه السلام) از آینده کوفیان

آن شب را امام (علیه السلام) در منزلگاه «ثعلبیه» سپری کرد، صبحگاه مردی که با کنیه او «ابا هره ازدی» بود از سمت کوفه آمده، و خدمت امام (علیه السلام) رسید، سلام کرده و سپس گفت: ای پسر پیامبر! چرا از حرم خدا و از حرم جدّت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بیرون آمدی؟

امام حسین (علیه السلام) فرمودند: «ای اباهره! بنی امیه اموالم را گرفتند، صبر کردم، مرا دشنام داده و آبرویم را ریختند، باز هم صبر نمودم و تحمل کردم، تا این که خواستند خونم را بریزند، من فرار کردم.

به خدا سوگند که این مردم مرا خواهند کشت؛ اما خداوند نیز (در عوض) لباس ذلتی را بر تن آنها می‌کند و شمشیر برانی را بر آنها مسلط می‌کند و خداوند اختیار حکومت ایشان را به کسی خواهد داد که آنان را از قوم سباء که زنی برایشان حکومت می‌کرد، پست‌تر و ذلیل‌تر کند.»
صلوات
یا الله
سلام وعرض تسلیت
خیلی ممنونم از این مقاله ی زیباتون
خواستم یه چیزی رو اضافه کنم
نام سر دار طایفه ی جنیان مومن که به امام حسین (علیه السلام) ابراز امادگی کردند (زعفر ) است و ایشان در قرن گذشته فوت شدند ویکی از علمای برجسته ی (ایت الله خویی)برایشان مجلس عزایی برپا کردند
اما دلیل نپذیرفتن مولایمان سید الشهدا برای اینکه جنیان مومن با ایشان به جنگ دشمنان باشند این است که ایشان فرمودند که ( این دور از عدالت است که شما خصم خود را میبینید اما انها شما را نمیبینند)
این نمونه ی بارزی است از اخلاق اهل بیت
خدایا ما را در زمره ی محبان واقعی اهل بیت قرار ده
آمین
خاک پای خوبان ارزوی ماست
همانطور که مرحوم استاد شریعتی ( کرم الله وجهه )بارها می گفت ؛ متاسفانه در دوران صفویه انحرافات و اکاذیب

بسیاری به درون تشیع وارد شد ، این روایت نیز از همین سنخ است ، چون اجنه اصلا در این بعد هستی ( جهان

مادی) وجود ندارند و به خصوص حق و توانایی دخالت در امور این- جهانی را ندارند ! چون اگر داشتند که الان ما

باید شاهد میلیونها واقعه ماورالطبیعه می بودیم و کلا سنگ روی سنگ بند نمی شد. کتاب لهوف اولا منسوب به

600سال بعد از واقعه کربلاست ، ثانیا این انتساب هم احتمال قوی کذب است و این کتاب متعلق به دوره صفوی

( 900سال بعد از واقعه کربلا) است.
با سلام جناب شاهین نقوی
لطفا نقل قول میکنید مدرک رو هم لطف بفرمایید. این بارها میگفت در سخنرانی یا کتاب؟ نقل به مضمون نکنید چون واژه ها برای خودشان باری دارد که با حذف و اضافه کردن معنایی را تغییر میدهند.

(۲/آذر/۹۱ ۷:۲۵)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]همانطور که مرحوم استاد شریعتی ( کرم الله وجهه )بارها می گفت ؛ متاسفانه در دوران صفویه انحرافات و اکاذیب

بسیاری به درون تشیع وارد شد ، این روایت نیز از همین سنخ است ، چون اجنه اصلا در این بعد هستی ( جهان

مادی) وجود ندارند و به خصوص حق و توانایی دخالت در امور این- جهانی را ندارند ! چون اگر داشتند که الان ما

باید شاهد میلیونها واقعه ماورالطبیعه می بودیم و کلا سنگ روی سنگ بند نمی شد. کتاب لهوف اولا منسوب به

600سال بعد از واقعه کربلاست ، ثانیا این انتساب هم احتمال قوی کذب است و این کتاب متعلق به دوره صفوی

( 900سال بعد از واقعه کربلا) است.
ایا شما منکر وجود اجنه در این عالم هستید؟
مدرکی معتبر ارائه بدهید که نیستند در این عالم.
پس شما باید منکر وجود اجنه در دوران حکومت سلیمان نبی علی نبینا و آله و علیه السلام هم باشید.
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ ( نمل ، 17)
قالَ عِفْريتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمينٌ (نمل ، 39)
ایه 102 بقره و 30تا 38 سوره ص رو هم مطالعه بفرما تا معلوم بشه که ایا جن میتونه در کار این دنیا دخالت داشته باشه یانه.

ایا هر کتاب ، نقل ، و هر اتفاقی که از زمان صفویه به بعد افتاده است ایا ساخته و بافته صفویه است؟
(۲/آذر/۹۱ ۱۰:۴۳)mahdy30na نوشته است: [ -> ]با سلام جناب شاهین نقوی
1-لطفا نقل قول میکنید مدرک رو هم لطف بفرمایید. این بارها میگفت در سخنرانی یا کتاب؟ نقل به مضمون نکنید چون واژه ها برای خودشان باری دارد که با حذف و اضافه کردن معنایی را تغییر میدهند.

2-ایا شما منکر وجود اجنه در این عالم هستید؟
مدرکی معتبر ارائه بدهید که نیستند در این عالم.
پس شما باید منکر وجود اجنه در دوران حکومت سلیمان نبی علی نبینا و آله و علیه السلام هم باشید.
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ ( نمل ، 17)
قالَ عِفْريتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمينٌ (نمل ، 39)
ایه 102 بقره و 30تا 38 سوره ص رو هم مطالعه بفرما تا معلوم بشه که ایا جن میتونه در کار این دنیا دخالت داشته باشه یانه.

ایا هر کتاب ، نقل ، و هر اتفاقی که از زمان صفویه به بعد افتاده است ایا ساخته و بافته صفویه است؟

1- کل کتاب تشیع علوی, تشیع صفوی در همین رابطه است اگر خوانده باشید و در دیگر کتابهایش هم بارها

بدین مضمون اشاره کرده اند.

2- آیه هایی که شما اشاره کرده اید استعاری است و معنای واقعی نداردمثلا همانند آیه «يدالله فوق ايديهم‏»

خدا که در واقع دست ندارد , نکند شما فکر می کنید دارد؟!
(۲/آذر/۹۱ ۷:۲۵)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]همانطور که مرحوم استاد شریعتی ( کرم الله وجهه )بارها می گفت ؛ متاسفانه در دوران صفویه انحرافات و اکاذیب

بسیاری به درون تشیع وارد شد این روایت نیز از همین سنخ است.

البته توسط علمای فاسق و درباری! شما ثابت کنید سیدبن طاووس (رحمت الله علیه) در درباره صفوی مسئولیتی داشتن!
(۲/آذر/۹۱ ۷:۲۵)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]چون اجنه اصلا در این بعد هستی ( جهان

مادی) وجود ندارند و به خصوص حق و توانایی دخالت در امور این- جهانی را ندارند !

منبع لطفا؟
چطور ابلیس که یکی از اجنه هست در امور این جهان مادی و در اعمال انسان دخالت میکنه؟
(۲/آذر/۹۱ ۷:۲۵)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]کتاب لهوف اولا منسوب به 600سال بعد از واقعه کربلاست ، ثانیا این انتساب هم احتمال قوی کذب است و این کتاب متعلق به دوره صفوی ( 900سال بعد از واقعه کربلا) است.

منبع؟
نمیدونم چه اصراری دارید یه ارتباطی بین صفویه و لهوف سید بن طاووس پیدا کنید(ایجاد کنید).
(۲/آذر/۹۱ ۷:۲۵)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]- آیه هایی که شما اشاره کرده اید استعاری است و معنای واقعی نداردمثلا همانند آیه «يدالله فوق ايديهم‏»

خدا که در واقع دست ندارد , نکند شما فکر می کنید دارد؟!
لطفا توضیح بیشتری بدین. مثلا عِفْريتٌ مِنَ الْجِنِّ استعاره از چیه؟
یا مثلا در آیه وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ "و "بین جن و انس واو ربط هست پس اگر جن استعاره هست انس هم باید استعاره باشه. بفرمائید اینها استعاره از چه چیزی هستند؟
(۲/آذر/۹۱ ۷:۲۵)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]چون اجنه اصلا در این بعد هستی ( جهان

مادی) وجود ندارند و به خصوص حق و توانایی دخالت در امور این- جهانی را ندارند ! چون اگر داشتند که الان ما

باید شاهد میلیونها واقعه ماورالطبیعه می بودیم و کلا سنگ روی سنگ بند نمی شد.


چه گیر دادی ثابت کنی که اجنه نمیتونن بیان پیش ما؟؟؟؟
تو نمیتونی ببینیشون دلیل نمیشه نباشن......
وقایع ماورایی زیادی هم داره اتفاق میفته که شما اصلا دنبالش نیستین و بعد اتفاق افتادنش افرادی مثل شما براش دلیل علمی میتراشن و دلایل خودشون رو خودشون هم قبول ندارن.... (از نوشته هاتون داد میزنه که کوچکترین تحقیقی درباره ی نحوه ی ارتباط با متافیزیک و ماورا نداشتین... اینو هرکسی که یه کتاب درباره ی ماورا خونده باشه میفهمه)
(۲/آذر/۹۱ ۱:۴۰)غفران غ نوشته است: [ -> ]سلام وعرض تسلیت
خیلی ممنونم از این مقاله ی زیباتون
خواستم یه چیزی رو اضافه کنم
نام سر دار طایفه ی جنیان مومن که به امام حسین (علیه السلام) ابراز امادگی کردند (زعفر ) است و ایشان در قرن گذشته فوت شدند ویکی از علمای برجسته ی (ایت الله خویی)برایشان مجلس عزایی برپا کردند
اما دلیل نپذیرفتن مولایمان سید الشهدا برای اینکه جنیان مومن با ایشان به جنگ دشمنان باشند این است که ایشان فرمودند که ( این دور از عدالت است که شما خصم خود را میبینید اما انها شما را نمیبینند)
این نمونه ی بارزی است از اخلاق اهل بیت
خدایا ما را در زمره ی محبان واقعی اهل بیت قرار ده
آمین

اقای خویی یا اقای بروجردی ؟
(۲/آذر/۹۱ ۷:۲۵)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]همانطور که مرحوم استاد شریعتی ( کرم الله وجهه )بارها می گفت ؛ متاسفانه در دوران صفویه انحرافات و اکاذیب

بسیاری به درون تشیع وارد شد ، این روایت نیز از همین سنخ است ، چون اجنه اصلا در این بعد هستی ( جهان

مادی) وجود ندارند و به خصوص حق و توانایی دخالت در امور این- جهانی را ندارند ! چون اگر داشتند که الان ما

باید شاهد میلیونها واقعه ماورالطبیعه می بودیم و کلا سنگ روی سنگ بند نمی شد. کتاب لهوف اولا منسوب به

600سال بعد از واقعه کربلاست ، ثانیا این انتساب هم احتمال قوی کذب است و این کتاب متعلق به دوره صفوی

( 900سال بعد از واقعه کربلا) است.


دوست بی مطالعه زیاد حرف زنم شاهین ...
اگه یه بار بگی مادر بزرگت برات قصه حضرت سلیمان رو تعریف کنه خودت میفهمی چی گفتی، اینو دیگه یهودیهای ... قبول دارن.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع