تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ........
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
.
با توجه به اینکه به صورت پراکنده، حقیر بارها و بارها در لابه لای تاپیک های متعدد این مباحث رو تقدیم رفقا کردم بر آن شدم که یکبار به صورت یک تاپیک مجزا آن را تقدیم کنم
مباحث در حقیقت ارسال پایانی بنده از تاپیک من میگویم که این امتحان خدا نیست بی کفایتی مسولین است! است
طبیعی است که اگر کسی حوصله کند و تمام ارسالهای تاپیک بالا را تا به آخر دنبال کند به احتمال فراوان بهتر بحث برایش جا خواهد افتاد اما به هر تقدیر خواندن مباحث مطرح شده که به طور عمده مربوط به مسئله ی:
جبر و اختیار و
رزق و روزی و
امتحان و آزمایش و
هدایت و گمراهی هست میتواند پاسخگویی بسیاری از سوالاتی باشد که به جرأت می توانم بگویم تا کنون در این دو سال بیش از 10 بار به رفقای تالار در لابه لای تاپیک ها پاسخ گفته ام إن شاء الله
لطفاً اگر لینکی ارائه شده است برای تکمیل بحث ، در انتهای متن مجدد به آنها هم مراجعه بفرماید که مباحث بسیار تکمیل خواهد شد.
(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]سلام علیکم ، اینطور که من تاریخ اسلام را خوانده ام ، بحث جبر و اختیار در بین مکاتب اسلامی بسیار شدید



بوده و هر گروهی هم با نفسیر خاص خود از قرآن ،حق را به خود می داده ، و هیچکدان هم نتوانستند آن یکی



را قانع کنند ، به هرحال من زیاد این بحث کلامی مدنظرم نیست بلکه با این جمله روحانیت حاکم فعلی مشکل



دارم که به مردم عوام الناس( و به خصوص قشر ضعیف ) می گویند که اگر اوضاع اقتصادی بد است ( و روز به روز



هم بدتر می شود ) این مشیت خداست و آزمون الهی است و شما مردم دیندار باید صبر کنید و راضی باشید



به این حالتی که خدا به وجود آورده است !



منظور آن روزی، روزی معنوی است ، خدا در امور مادی جهان مادی فعلی ، نقش ناظر را دارد و در امور مادی دخالت



نمی کند تا اختیار انسانی از بین نرود ( چون اگر اختیار به هر شکلی از بین برود مفهوم عقاب و ثواب هم بی معنا



می شد ) مثلا اگر می خواست دخالت کند صاعقه ای بر سر اولی و دومی می فرستاد یا کشندگان حسین را قبل از



عمل شنیعشان به سنگ تبدیل می کرد ! ( البته در امور معنوی و توفیق های روحی و ملکوتی ، دخالت دارد)





در ضمن آن روایاتی از شیعه که می گویند نه جبر است نه اختیار بل امری بین آنها، ضعیف هستند و قابل تشکیک،



چون جبر و اختیار مفهومی باینری است یعنی مثل لامپ برق است یعنی یا خاموش خاموش است یا روشن روشن



و حالت میانه ندارد .

به لطف خداوند تبارک و تعالی فرصتی دست داده تا مباحث نیمه تمامی که در تالار از حقیر به جای مانده را به اتمام رسانده و مدتی به غیبت صغرا و کسی چه میداند شاید هم کبرا برویم
سعی میکنم به تدریج و به مرور پاسخ بند بند مسائل پیش آمده را در حد وسع اندکم تقدیم نمایم
(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]منظور آن روزی، روزی معنوی است

اولاً کلام، کلام باطل و بی پایه ای است و مفهوم رزق یک معنای عام دارد که در متن آیه هم مقید به هیچ قیدی نشده است و هم مادی و هم معنوی را شامل می شود


(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]منظور آن روزی، روزی معنوی است ، خدا در امور مادی جهان مادی فعلی ، نقش ناظر را دارد و در امور مادی دخالت



نمی کند تا اختیار انسانی از بین نرود ( چون اگر اختیار به هر شکلی از بین برود مفهوم عقاب و ثواب هم بی معنا



می شد ) مثلا اگر می خواست دخالت کند صاعقه ای بر سر اولی و دومی می فرستاد یا کشندگان حسین را قبل از



عمل شنیعشان به سنگ تبدیل می کرد ! ( البته در امور معنوی و توفیق های روحی و ملکوتی ، دخالت دارد)

خود شما کلام خودتان را نقض کرده اید
حتی اگر در امور معنوی دخیل باشد باز هم با استدلال شما جبر حاصل شده و بی معنی میشود
پس اصلاً مفهوم دخالت خدا را متوجه نشده اید و به زودی با مثال های نقض متعدد قرآنی مطلب را سعی میکنم به لطف خدا و عنایت حضرت حجت إن شاء الله تبیین کنم
(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]منظور آن روزی، روزی معنوی است ، خدا در امور مادی جهان مادی فعلی ، نقش ناظر را دارد و در امور مادی دخالت



نمی کند تا اختیار انسانی از بین نرود ( چون اگر اختیار به هر شکلی از بین برود مفهوم عقاب و ثواب هم بی معنا



می شد ) مثلا اگر می خواست دخالت کند صاعقه ای بر سر اولی و دومی می فرستاد یا کشندگان حسین را قبل از



عمل شنیعشان به سنگ تبدیل می کرد ! ( البته در امور معنوی و توفیق های روحی و ملکوتی ، دخالت دارد)

الان در قصه تولد حضرت موسی علیه السلام
آیا مگر فرعون تمام توان خویش را صرف پیدا کردن و کشتن حضرت موسی علیه السلام نکرد؟
اما چه شد؟ آخر خواست خدا محقق شد و وعده ی خدا به مادر حضرت موسی محقق شد و خداوند جوری دخالت و تدبیر کرد تا موسی در آغوش خود فرعون که قصد کشتنش را داشت قرار بگیرد و در خانه ی خود او بزرگ شود و تحت مهر مادرش باشد
الان جبر شد اینجا؟ یعنی فرعون مطابق اختیارش عمل نکرد؟

ببیینید دوستان عزیز استدعا دارم خوب به این قسمت از مطالبی که در باب جبر و اختیار تقدیم می کنم دقت بفرمایید!
معنای جبر سلب اختیار از انسان است
معنای نظارت خدا، تفویض امور است و همان ادعایی که یهود می کند و تحت این عبارت قرآن مطرح می شود که می گویند
یدالله مغلوله (دست خدا بسته است) وعده ای داده و عالم علت و معلولی خلق کرده و مجبور است بر اساس همین ها عمل کند و خداوند به شدیدترین وجه پاسخ میدهد که دو دست (علم و قدرت) خدا باز است
بعلاوه خداوند در آیات متعدد خود را فعال معرفی می کند
و یکی از چندین مثال قرآنیش را در همین قصه ی به دنیا آمدن حضرت موسی تقدیم کردم
باید بدانیم که اثر بخش به تمام عوامل فقط خداست!!!!!!!
یعنی تا خداوند اذن ندهد امری در عالم محقق نمی شود

به طول مثال تا خداوند اذن ندهد چاقو گلوی حضرت اسماعیل را نمی برد!!!!!! ولو که به ظاهر اثر برندگی در ذات چاقو باشد!!!!!
اما بسیار توجه بفرماید که این مسئله را قاطی نکنید با مسئله ی رضای الهی
ببینید تا خداوند اذن ندهد مردم نمی توانند در روز عاشورا آن فجایع را بر سر بهترین مخلوقات خداوند به بار آورند
اما معنای هر اذن دادنی رضای خدا نیست
خداوند رضایت خود را در تشریعش و احکام دینش و کتابش و کلام فرستادگانش مشخص کرده است
اما اگر بنا باشد تنها به تحقق اموری که مورد رضایش هست اذن بدهد دیگر موجود مختاری وجود خارجی نخواهد داشت
دیگر مشخص نمیشود که هر کسی که ادعای ایمان میکند و فکر میکند با ایمان است و مدعی ایمان است عیار ایمانش چه قدر است
در محل ابتلا و آزمایش است که مشخص می شود برای خودم که من چه کاره هستم!!!!!!!!

بعلاوه ثواب و عقاب به طرز چشم گیری به این نیت ها تعلق می گیرد که برای تحقق در عالم وجود و عینیت بخشیدن به آنها شخص تلاش میکند،
اما الزاماً عامل تامه نخواهد بود نیت من و تلاش من برای محقق شدن یک مسئله در عالم خارج
بلکه باید با مشیت خداوند هم همراه باشد و خداوند به آن اذن دهد و همانطور هم که خدمت شما عرض کردم، هر اذنی نشان از رضایت خداوند به آن نیست
موجود مختار نیت میکند کار خیر یا شرّی انجام دهد، بعد مطابق نیتش سعی میکند لوازمی که محقق کننده ی آن نیتش در عالم خارج است را هم فراهم کند، اما تا مشیت الهی به آن تعلق نگیرد محقق نمیشود
یک مثال قرآنی دیگر آن میشود قصه ی آتش زدن حضرت ابراهیم علیه السلام
آنها قصد کشتن ابراهیم علیه السلام را میکنند و مطابق آن هم عواملی محیا میکنند و دست به اقدام هم می زنند، اما تمام این اسباب و علت سازی ها برای محقق شدن آن نیت در عالم خارج کافی نیست تا اذن خدا به آن تعلق نگیرد
اما همان نیت و تلاش برای عملی کردن آن ثواب و عقاب را به دنبال دارد و معنایش هم جبر نیست
و همانطور هم که دیدید در هیچ یک از این موارد اختیار تام و تفویض امور هم به انسان داده نشده و خدا به عنوان ناظر تنها در سیستم موجود نیست!!!!!!!!!!!
پس نه جبر است و نه اختیار تام امری است بین الامر

(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]در ضمن آن روایاتی از شیعه که می گویند نه جبر است نه اختیار بل امری بین آنها، ضعیف هستند و قابل تشکیک،



چون جبر و اختیار مفهومی باینری است یعنی مثل لامپ برق است یعنی یا خاموش خاموش است یا روشن روشن



و حالت میانه ندارد .
نه روایاتش ضعیف هستند و نه قابل تشکیک
حضرت امام هادی علیه السلام در پاسخ به سوالی که از ایشان در خصوص جبر و اختیار می پرسند به صورت مبسوط بر اساس آیات قرآن اثبات می کنند که نه جبر است و نه اختیار بلکه امری است بین این دو
مشروح این نامه ی بسیار ارزشمند و پاسخ فوق العاده حضرت امام هادی علیه السلام را می توانید در این لینک مشاهده بفرماید:
تالار گفتگوی بیداری اندیشه-چه خواهد شد؟ (سرنوشت یا همان تقدیر چیست؟)

(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۵۱)شاهین نقوی نوشته است: [ -> ]طبق نظر شیعه، نفس قدرت برای غیرمعصوم ، فساد آور است و این موضوع ردخور ندارد .

جناب آقای نقوی شما مدعی هستید برای ادعای خود مدرک ارائه کنید
بنده در آیات قرآن و روایات چنین چیزی ندیده ام
شما که مدعی شده اید برای ادعای خود سند بیاورید از منابع دست اول شیعه!

(۱۸/آبان/۹۱ ۱۱:۵۷)راز گل سرخ نوشته است: [ -> ]

سلام



سوالم اینه که



حالا چه کسی این تشخیص را داده که این وضع بد اقتصادی آزمون اقتصادی یا امتحان الهی میباشد ؟؟



ایا امام یامعصومی امده گفته که تو امتحان الهی هستید ؟؟



یا یک حدسیاتی میباشد ؟


ببینید دوستان
احساس میکنم که برداشت شما رفقا اساساً از مفهوم امتحان مقادیری درست نیست
ببینید هر واقعه ای و هر لحظه از زندگی انسان امتحان است
به چه معنا
مثلاً برای بنده اگر مسئولی در نظام باشم که تصمیماتم اثر کلان در مباحث اقتصادی داشته باشد
ببینیم امتحان به چه شکل خواهد بود:
اگر من بدون مشورت با خبره و اهل فنی که اهل تقوا و خداترسی باشد دست به عملی بزنم که نمیدانم اثرش بر اقتصاد این مملکت چیست و به قول امام معصوم بدون علم دست به کاری بزنم ، خسارتها و خرابی هایی که به بار می آورم بیش از اصلاحش خواهد بود
خود آن مقام برایم امتخانی است که آیا برای انجام کارهایم بهترین مشورت را از بهترین و خبره ترین و با تقواترین افراد میگریم و سعی میکنم درست ترین و خداپسندانه ترین تصمیم را بگیرم یا نه



از آن رأس و اثر بخش ترین تمام لایه های میانی را رها میکنیم و فرض را هم می گذاریم بر تصمیماتی که غلط اتخاذ شده (حالا یا از سر جهالت یا نادانی یا از سر خیانت و ....) و نتیجه اش شده است شرایط بد اقتصادی برای منی که یک آدم عادی هستم در اثر بخشی در ساختار اقتصادی
اینجا امتحانم چی هست؟
امتحانم این است که آیا من که به دلایل متعدد الان پول حلال کمی می توانم بدست بیاورم برای رفع حاجاتم رو به حرام می آورم یا صبر میکنم
یک مثال بزنم
ببینید دوستان
در زمان رسول خدا
قصه ی شعب ابیطالب را شنیده اید دیگر
خدا می خواهد بفهماند که بر سر کلمه ی حق ایستادن بها دارد
سختی دارد
و اگر کسی ادعای ایمان دارد
باید پای سختی های آن هم بیاستد
دزدی نکند و تنها به فکر توسعه ی رزوی از راه های حلال باشد

پس میبینید که در هر حالتی مسئله ی امتحان پا برجاست
برای هر کسی به یک شکلی!!!!!!!

اما مبحثی مهم در مورد اینکه چرا رزق تنها به دست خداست؟
و این مبحث چگونه با اختیار ما قابل جمع است و شاهد مثالهایش از قرآن چیست؟
و تکلیف ما این وسط نسبت به این روزی مقدر چیست؟


بحث نخست در مورد اثبات اینکه روزی فقط به دست خداست
دو مثال قرآن تقدیم دوستان می کنم:
ابتدا:
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (37-روم)
آيا نمى‏بينند كه خدا روزى هر كس را كه بخواهد فراوان مى‏كند يا او را تنگ روزى مى‏سازد؟ در اين عبرتهايى است براى مردمى كه ايمان مى‏آورند. (37)
در این آیات به صراحت روزی مقدر الهی ترسیم شده است!!!!! که بنا به حکمت و مشیتش به هر که بخواهد وسعت می دهد و به هر که بخواهد تنگ می گیرد

در پاسخ به کسانی که مدعی هستند که علمشان و تدبیرشان در رزق و روزی آنها اثر دارد یک آیه قرآن و یک روایت را تقدیم می کنم:

زمانی که به قارون میگن بابا جون بیا یکم از این همه پولی که داری احسان و انفاق کن چی جواب میده؟
میگه:
قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی(78-قصص)
گفت: همانا اینها که به من داده شده به خاطر آن علمی است که نزد من است

یعنی مالش را و ثروتش را نسبت داده به علمش

هر کسی که چنین فکری کند، یعنی مال و ثروت را تنها به علم خودش مستند کند و وابسته کند، این قارون صفت است!
و در روایات داریم که گاهی خداوند اراده میکند تا به یک بنده ی احمقش رزق فراوان بدهد تا آنها که به زعم خودشان باهوشند فکر نکنند پول تنها وابسته به تدبیر خودشان است


همانطور که یکی از مظاهر رزق، عمر انسان است و مقدارش به دست خداست
و همانطور که ما یک اجل معلق دارم و یک اجل مسمی
و همانطور که اعمالی خیر و شر انسان یا دعای دیگران یا عوامل بسیار دیگر در این مقدار عمر اثر دارد
اما تا خدا اذن ندهد کسی اجلش فرا نمی رسد و اگر کسی به اجل حتمی خود رسید دیگر هر کاری هم که بکند لحظه ای نمیتواند بیشتر زندگی کند

به همان شکل کسی هم که فکر کند روزی اش دست خودش است نمی تواند با حرص و یا تدبیر خودش از آن رزق مقدر بنابر صریح آیات و روایات پیشه بگیرد

البته باز این جا خوب بفهمید دوستان مسئله را

خداوند مکلف کرده بندگانش را تا برای اینکه رزقشان را بدست آوردند دابة (یعنی جنبنده و تلاش گر باشند)


در کلام معصوم داریم که خدا دوست دارد تا بنده اش را در حال تلاش برای کسب رزق حلال ببیند و از بنده ای که بار خود را بیاندازد به دوش دیگران در مسئله ی رزق بیزار است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ما وظیفه داریم که برویم برای کسب روزی تلاش کنیم
اما اینکه این تلاش من حاصلش چه مقدار روزی می شود این بدست خداست
و یکی از مظاهر تدبیر و امتحان و ابتلای خدا هم هست!!!



در آیات و روایات موارد متعددی از سوی خود خداوند از طریق قرآن و کلام معصومین برای وسعت رزق ذکر شده و منابع متعدد هم ذکر شده که عامل کاهش رزق است

و منتها تدبیر کننده ی نهایی مقدار آن بنا به مشیت و حکمت بالغه ی خداوند تنها خود خداوند است


اما یک پاسخ به این پرسش بسیار مهم:
چرا رزق تنها به دست خداست؟

چون در روز قیامت
خداوند می فرماید
ای بنده ی من
من تنها کسی بودم که به تو رزق میدادم
به چه حقی از غیر من اطاعت کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداوند در قرآن کریم می فرماید:
ما أُريدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُريدُ أَنْ يُطْعِمُونِ (57)
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتينُ (58-الذاریات)
از آنها رزقى نمى‏خواهم و نمى‏خواهم كه مرا اطعام كنند. (57)
خداست روزى‏دهنده. و اوست صاحب نيرويى سخت استوار. (58)

یا در آیه ای دیگر تعبیر بسیار لطیفتر و دقیقتری دارد قرآن کریم
می فرماید:

لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‏ (132-طه)
از تو روزى نمى‏خواهيم. ما به تو روزى مى‏دهيم. و عاقبت خير از آنِ پرهيزگاران است. (132)

خداوند به صراحت می فرماید در این آیه ی شریفه که روزی با خود خدا است
و خداوند آن را به بنده اش می رساند
خداوند از بنده اش رزق نمی خواهد بلکه تقوا می خواهد
و از مظاهر رعایت تقوا در مسئله ی رزق این است که شخص به دنبال کسب روزی حلال تلاش کند(اما مقدار روزی ای که بنابر این تلاش بدست می آید بدست خداست، می تواند خداوند توسعه دهد و میتواند تنگ بگیرد و در هر دوی این حالات هم غرض امتحان است!!!!!!!!!!!!!!!!!!)


امام صادق علیه السلام در مسئله شغل می فرمایند به این مضمون که هر شحص برای موفقیت در شغلش به سه چیز نیاز دارد
یکی تخصص
یکی تعهد و وفای به عهد
یکی کسب رضای مشتری تا جایی که مخالف رضای خدا نباشد!!!!!

باز اگر در این زمینه سوالی بود بفرماید در حد وسعم إن شاء الله پاسخگو خواهم بود

(۱۹/آبان/۹۱ ۲۱:۵۰)A L I نوشته است: [ -> ]وقتی امتحان الهی هست که 100% جامعه مسلمون باشند و اسلامی باشند!
اولن کل جمعیت ایران مسلمون نیستن....دومن از همون مسلمون همه شیعه نیستن!!

در مفهوم آزمایش که بالا مفصل بحث شده و ابطال این گفته به اثبات رسیده و آزمایش خداوند از هر قشری و نه تنها مسلمان و یا شیعیان بلکه از هم موجود مختاری گرفته خواهد شد!!!!!!

(۱۹/آبان/۹۱ ۲۱:۵۰)A L I نوشته است: [ -> ]بعضی ها میگن علت این گرانیها تحریمها هست...بله کاملن درسته!! ولی قسمت زیادی از این گرانیها نتیجه سیاست اقتصادی غلط مسئولین کشور هست!
و در ثانیه همین تحریمها نتیجه چی هست؟!اونم نتیجه سیاست خارجه غلط دولت و خود شخص رئیس جمهور هست!!!
حیف که هیچ کدوم از این مسئولین تشریف نمیارن دانشگاه ما...کلی حرف دارم که بزنم!!

ممکن است پاره ای از آنها به علت تحریمها باشد
اما می توانم با آیات قرآن اثبات کنم که باید در مقابل حرف استکبار ایستاد اگر ادعای ایمان داریم
ولو که کار به شعب ابیطالب هم برسد
اما اگر شما اعتقادی به قرآن و خدا و اسلام ندارید باید بفرماید تا بحث برون دینی با شما دوست گرامی در این خصوص داشته باشیم
البته به جز اینکه کلیت سازش نکردن با مستکبر اصل غیر قابل گذشت در اسلام و آیات قرآن و سیره ی معصومین است شکی نیست و هیچ گونه انتقادی هم اگر مسلمان هستید برش وارد نیست
اما در چگونگی این سازش نکردن و تاکتیکهای عدم سازش شاید بشود متفاوت و بهتر از وضع موجود عمل کرد
این را بنده نظری ندارم در موردش

(۲۰/آبان/۹۱ ۱۲:۴۶)blue.blood نوشته است: [ -> ]
پس اگه این حرف ِ شما رو یه مقدار توجه کرد میشه اینطور هم برداشت کرد که ، چرا ظالم ظالم شده ؟ چون خدا هدایتش نکرده ، ظالم شده و نور ِ هدایت بهش نمیرسه ...
همه که از اول یکسان خلق میشن ، با فطرت ِ پاک ... پس چرا یکی میشه ظالم یکی خوب ؟! به خاطر ِ نوع ِ هدایت و خواست ِ خداست دیگه ...



واللا من مقیاس سنجش اعمالم توی ِ وجودمه ، وجدان دارم و میدونم که تهمت زدن و دروغ گفتن و این چیزا خارج از اون وجدان ِ انسانی هست .

ببین بلو جان
من از حرف خودت برای نقض حرف خودت عمل میکنم
لطفاً با دقت تبیین بحث جبر و اختیار رو که بالا تقدیم کردم مطالعه کن
ببین خودت میگی من میدونم دروغ بد هست
یا خیلی از کارهای دیگه که میدونیم گناه هست
اما انجامش میدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اینکه میدونیم گناه هست
میشه همان هدایت فطری اولیه که برای همه هست
حالا چون ما موجود مختاریم
میتونیم در بین دو راهی عمل طبق آنچه که میدانیم غلط است یا عمل طبق آنچه میدانیم درست است یکی را انتخاب کنیم
اگر آگاهانه بیاییم و عمل غلط را انجام دهیم این می شود ظلم در حق خود که آگاهانه هم انجام داده ایم
مثلاً میدانیم نباید دروغ بگوییم
اما میگوییم
میدانیم نگاه به ناموس مردم نباید کرد
نگاه می کنیم
میدانیم نباید بدون علم تهمت زد
می زنیم
وقتی با آگاهی کامل تمام این مصادیق ظلم در حق خود را انجام میدهیم کم کم خودمان ، با دست و خودمان ، خودمان را از هدایت خداوند باز میداریم
مانند زمانی که یک پرده ی ضخیم جلوی پنجره بیاندزیم و بعد مدعی شویم که خورشید روشنی بخش نیست
.
در مسئله خیر و شر و ارتباط آن با خدا و اراده و ربوبیت خداوند هم خوب است که به این تاپیک مراجعه بفرماید :
چرا خدا بیماری های کشنده را آفرید؟!P#

التماس دعای فراوان برای پدر و مادر حقیر
یا علی
خدا حافظ و نگهدار و هادی همه ی ما
یک مورد ظریف دیگر در مورد هدایت خداوند این است که خداوند قادر مطلق است و به هر عملی اثر میبخشد
پس کسی که خود را اماده هدایت کرد خداوند هدایتش میکند.

و اگر کسی خود را محروم کرد خداوند هدایتش نمیکند چون تنها موثر هستی خداست و اوست که به اعمال کوچک و حقیر ما برکت داده و توفیق ان را به همه بندگانش میدهد . تا چه کسی استفاده کند و چه کسی نکند

در مورد اراده تشریعی و تکوینی .
اراده تشریعی خداوند در کتاب و کلام برگزیدگانش موجود است
ولی اراده تکوینی اراده ایست که بر اساس حکمت و قدرت خدا اجازه هر امری از خوب و بد را میدهد .
مثل همان مثال نبریدن کارد بر گلوی اسماعیل نبی(علیه السلام)
یعنی اراده تکوینی خداوند به هر چیزی اثر میدهد و این یعنی قادر متعال بودن و معنای لا حول و لا قوه الا باالله
همچنان که بسیاری اوقات خداوند خود شیطان را سبب هدایت مستقیم کسی میکند !

به هر حال این اعمال ضعبف و ناقص ما لایق نعمت عظیم هدایت نیست و انسان فقیر بالذات است و خداوند است که از کرم و بخشش ان را پذیرفته و به هیچ پاداش میدهد .
حالا اگر کسی اتکایش به عملش باشد . به جایی نمیرسد (توحید )
اگر کسی متکی به خدا و معترف به فقر ذاتی خود بود خداوند او را هدایت میکند و همین را هم باز خود حضرت حق به فرد میدهد
توفیق عمل
پذیرش عمل و هدایت
همه از خداست و انسان میبایست وظیفه اش را انجام داده بلکه خداوند او را هدایت کند .

و اگر معتقد بودیم این ما هستیم که با عمل خود هدایت میشویم اشتباه بوده و حول قوه خدا را انکار کرده با منیت و توقع از خداوند میخواهیم هدایت شویم . که این استکبار و شرک است و نزد حضرت حق ارزش ندارد

هدایت منتی عظیم است که خداوند متعال به ما ارزانی میدهد و مثل همه امور عالم به دست خود اوست

نکته دیگری که از این ایات فهمیده میشود این است که خداوند چون خود قانون گذار و مجری و قاضی و پاداش دهنده است . پس خودش خودش را محدود نمیکند و هر کاری هم بخواهد میتواند انجام دهد . چنانچه میفرمایند : ما حتی گناهان شما را ممکن است به ثواب تبدیل کنیم و هیچ کس هم نمیتواند چون و چرا کند
این مطالب دارای اسراری هم هست . از جمله اینکه معنای عبد بودن همین تسلیم به اراده خداوند بودن است هر چند به مذاق ما ظاهرا خوش نیاید

در ئناه خدا

شاید یکی از دلایل ان سوز و گداز های امامان معصوم ما هم همین باشد .
انها هم همه چیز خد را از خدا میدانند و در مقابل قدرت خدا بهتر از هر کسی زانو میزنند . اعمال خود را هیچ دانسته و خود را مدیون خداوند میدانند .
امیر مومنان بهتر از هر کسی به فقر ذاتی انسان و خودش واقف است که در دعای کمیل چنان کرنش و عجز و ناله میکند .
اگر غیر از این بود و انها خود را مستحق نعمت هدایت میدانستند از عبد بودن فاصله میگفتند .
و همین کرنش و بیمقدار پنداری خود انها را نزد خدا عزیز کرده است . جایی که نفس مرده و فقط خداست و موجودی ضعیف و فقر و ناتوان که نیاز مطلق است و خداوند قادر مهربان و بخشنده ای که هدایت میکند میبخشد و ...

یا حق
به نام خدا
در مورد جبر و اختیار مباحث فلسفی پیچیده ای مطرح شده است و 2 گروه از موافقان و مخافان براهین بسیاری مطرح
کرده اند .
اگر بخواهیم به طور خلاصه و ساد به این بحث بپردازیم میتوان چنین گفت:
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند نه جبر است و نه اختیار بلکه امریست بین این دو

در همین راستا چون ما افریده شده از ماده و محدود هستیم باید در یک قالب قرار بگیریم و نمیتوانیم همیشه و همه جا باشیم . یعنی محدود در ظرف زمان و مکانیم
مثلا اگر الان فلان جا بودیم نمیتوانیم هم زمان جای دیگری باشیم .
افرینش ما از 2 قسمت تشکیل شده
انچه در حیطه اختیار ما نیست مثل اینکه مردیم یا زن . فرزند فلان پدر و مادریم و ....
اما در مواردی مختاریم
مثلا اینکه چه بگوییم . چه بکنیم و ...
همین جبر ها و اختیارات اختیار و جبر های بعدی را نیز رقم میزنند
یک مثال دیگر :
شما در یک چهار راه قرار دارید . و باید یکی از خیابان های ان را انتخاب کنید
این که در فلان 4 راه هستید و فقط 4 راه برای انتخاب دارید جبر است! مجبورید از بین این 4 راه انتخاب کنید

اما حق انتخاب هم دارید و اختیار انتخاب

حالا اگر یک راه را انتخاب کردید مجبورید در این راه ادامه مسیر دهید و به چهار اره بعدی میرسید
و باز هم ....
بنابرین زندگی ترکیبی از جبر ها و اختیاراتی است که به واسطه خاصیت مادی بودن دنیا برای ما بوجود می آید

در پناه الله
بسم الله الرحمن الرحیم


با سلام خدمت همه بچه های خوب تالار

دوستان یه سوال دارم از شما اونم در مورد تقدیر و سرنوشت و قسمت و یا هر چی که بشه اسمشو گذاشته و اونم اینه که اگه از اول تا آخر زندگیمون رو خدا برامون رقم زده و بقولی تو کتاب علم الهی هست دیگه ما هر کاری بکنیم همونی میشه که خدا میخواد اصلا" چرا به خدمون زحمت بدیم هان؟؟
میخوام بدونم اصلا" مفهوم شب قدر چیه یعنی چی که تمام اتفاقای یه سالت تو این شب رقم میخوره مگه از اول نوشته نشده بوده؟ مگه میشه یه دفه با 3 شب قران به سر کردن تغییر کنه ؟ بر فرض که تغییر کنه از اولشم نوشته بوده که تو اون شب تغییر میکنه اینطور نیس؟ خوب این دیگه چه مدلشه

بذارین یه مثال بزنم:

فرض کنین من تو زندگیم 2 تا راه دارم برا انتخاب هر کدوم رو که انتخاب کنم باز میشه همون چیزی که خدا مشخص کرده بود و از اول خلقتم نوشته شده بود یا اگه من معتاد شدم تلاش میکنم ترک میکنم و یا ترک نمیکنم و خدا آخرش میدونه من کدوم راهو انتخاب میکنم و اگه خدا بدونه یعنی از اول خلقتم همین نوشته شده آخه تلاش بیهوده چرا ؟

یا تو قصه کربلا از اولش معلوم کی کیو میکشه از اول نوشته شده بود حر کدوم طرفیه امکان نداش از قاتلای امام حسین باشه و حکم خدا بر این بود که امام حسینی بشه

یا اگه خدا بخواد منو امتحان کنه از اولش میدونه چی میشه

آقا ما از دم گیج شدیم رفت


امیدوارم دوستان سردرگم نشده باشن

حالا اگه کسی متوجه شد جوابو منو بده

راستی اگه کسی این جبر و اختیار و سرنوشت و قضا و قدر رو به ما با زبون زیر دیپلمی بگه ممنون میشم
نقل قول:بذارین یه مثال بزنم:

فرض کنین من تو زندگیم 2 تا راه دارم برا انتخاب هر کدوم رو که انتخاب کنم باز میشه همون چیزی که خدا مشخص کرده بود و از اول خلقتم نوشته شده بود یا اگه من معتاد شدم تلاش میکنم ترک میکنم و یا ترک نمیکنم و خدا آخرش میدونه من کدوم راهو انتخاب میکنم و اگه خدا بدونه یعنی از اول خلقتم همین نوشته شده آخه تلاش بیهوده چرا ؟

یا تو قصه کربلا از اولش معلوم کی کیو میکشه از اول نوشته شده بود حر کدوم طرفیه امکان نداش از قاتلای امام حسین باشه و حکم خدا بر این بود که امام حسینی بشه

یا اگه خدا بخواد منو امتحان کنه از اولش میدونه چی میشه

آقا ما از دم گیج شدیم رفت

بسم الله الرحمن الرحیم

ســـــــــــــــــــلام علــــــــــــــــــیکم

خیلی خوب است این مشکل جبر و اختیار مشکل خیلی ها است. و در طول تاریخ هم سو استفاده های زیادی ازش شده
برای شروع مبحث شما یک مثالی زدید و مشکل را مطرح کردید خوب من هم زیاد در این مورد اطلاعاتم قوی نیست و ان شا الله در این تاپیک شبهات منم بر طرف بشه.

خب من هم برای جواب شما یک مثال بیان می کنم:

دانش اموزی در کلاسی است که اصلا درس نمیخواند و معلم این دانش اموز می گوید که این دانش اموز در این درس تجدید می شود.

حالا چندتا سوال

ایا این معلم علم غیب دارد؟
ایا صرفا با گفتن این معلم مبنی بر تجدید شدن این دانش امموز صرف اینکه درس نمی خواند مانع از تلاش کردن و درس خواندن او می شود مثلا اگر خدای نکرده این دانش اموز سرش به سنگ خورد و خواست درس بخواند ایا برای تحقق پیش بینی معلم جبر خاصی از قبل وجود دارد؟

ایا اساس پیش بینی معلم بر رفتار حال فرد نیست؟

تقدیرات نیز همین گونه است خداوند می گوید که با توجه به اعمال فرد این فرد برای مثال به مکه می رود یا نمی رود در واقع ادامه ی این سبک زندگی فرد به گونه ای است که خودش نمی خواهد یا مثلا خدا از اول می دانست که من به جهنم می روم

پاسخ اینگونه است که خدا طبق اعمال تو می دانست و هیچ گاه جبری بر تو نبود که نتوانی خودت را تغییر دهی و بهشتی شوی چه بسا اگر می خواستی بهشتی می شدی!!


بگذارید جور دیگر بگویم
در جبر و اختیار خدا خواسته است که ما مختار باشیم باید که رابطه ی طولی را تشخیص دهیم و بفهمیم
بگذریم شاید اینها اشکلات اینده باشد در ادامه ی بحث

نمی دانم متوجه شدید یا نه ؟؟؟؟
ConfusedConfused
خوب منی که جهنمیم میام با تلاشم خودم رو بهشتی میکنم درست ولی آیا از اول معلوم نبوده که من بهشتیم ؟ آیا از اول خلقتم معلوم بوده یا نه؟ نمیشه که یه دفعه تغییر کنه؟

شما میگین چه بسا اگر میخواستی بهشتی میشدی

من میگم اگه نوشته شده باشه من جهمنیم آیا با تلاش من تغییر میکنه؟ نعوذ بالله آدم احساس میکنه اگه تغییر کنه خدا غافلگیر شده
اینکه خدا از آینده ما خبر داره دلیل بر این نیست که اختیار نداری

اختیار و انتخاب با تو هست
و خدا از سرنوشتت آگاهی داره
نه اینکه سرنوشتت رو خدا رقم زده
سلام
در همون تاپیکی گه جناب در جستجوی سختی دادن در مورد جبر و اختیار صحبت شده . بخونید بهتر میتونید ادامه بدید گفتگو رو

نقل قول:من میگم اگه نوشته شده باشه من جهمنیم آیا با تلاش من تغییر میکنه؟ نعوذ بالله آدم احساس میکنه اگه تغییر کنه خدا غافلگیر شده

ما ۲ تا گزینه داریم . یا خداوند از اینده با خبر است یا نیست .

اگر با خبر مباشد با خدایی خداوند جور نیست . خداوند هم میگوید که میداند و اینده رو گاهی به اولیا خودش نشون میده .

حالا این که حضرت باری تعالی بداند که اینده چیست . چه اثری دارد ؟

ایا صرفا باید انسان را در جهنم و بهشت میافرید ؟

انوقت میشد ظلم و بی عدالتی . و بندگان هم میگفتند خدایا به کدامین گناه ما را مجازات میکنی؟ و پیگه هدف خداوند از این نوع افرینش براورده نمیشد . در کل با عقل جور در نمیومد و این از خداوند بعیده

شما بر اساس داشته ها توانایی ها و شرایط و اوضاعت که به جبریات تعبیر میشه میتونی ایندت رو رقم بزنی و خدا هم برای قضاوت اینها رو در نظر میگیره .
حالا این که خداوند بداند که نتیجه چیست . باعث میشه شما دست از تلاش برداری؟
شما وظیفت رو باید انجام بدی . و خداوند با رحمتش راهنمایی میفرماید
التماس دعا
آدرس های مرجع