تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اندر حکایت جِرم صغیری که جُرمش کبیر است+ قصه ی شیرین غیبت های ما
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
اینجا به توفیق الهی به مرور و به کمک دوستان بر اساس آیات قرآن و روایات به یکی از مبتلابه ترین گناهان کبیره در بین خودمان میپردازیم که غبیت نام دارد که از زنا سخت تر است و ما معمولاً دچارش میشویم
قبل از ارائه ی اولی پست باید یاد آوری کنم بعضاً در اعتراض به غیبت کردن با این جواب مواجه میشویم که :
این حرف و من جلوی خودشم میزنم
خوب باباجون میزنی که میزنی، غیبت یعنی حرفی که اگه جلوی کسی در جمع بهش بگی ناراحت میشه و شما حالا پشت سرش گفتی، ولو حقیقت محض هم باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگه دروغ باشه که میشه تهمت که پناه بر خدا از تهمت و آثار شومش !!!!!!!!!
خوب اولین رو تقدیم دوستان میکنم


بحث شیرین غیبت



مولا امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند: غیبت نشانۀ منافق است، نهایت تلاش شخص عاجز و ناتوان است، شدیدتر و بدتر از زناست و خوراک سگان دوزخ است.

و همچنین می فرمایند: سخن چینی شیوۀ کسی است، که [b]از دین بیرون رفته است.[/b]

و همچنین می فرمایند: ای بندۀ خدا، در گفتن عیب کسی شتاب مکن، شاید خدایش بخشیده باشد، و بر گناهان کوچک خود ایمن مباش، شاید برای آنان کیفر داده شوی! پس هرکدام از شما که به عیب کسی آگاه است، به خاطر آنچه از عیب خود می داند باید از عیب جویی دیگران خودداری کند.

و در روایت است که : هرگز رسوا مساز کسی را که می دانی خداوند تو را به عملی بدتر از آنچه او انجام داده رسوا نساخته.
خطبه 140، غررالحکم

حال بشینیم هی غیبت کنیم! بیکاریم دیگه سرگرمی دیگه ای هم که نیست، تازه کلی هم می خندیم، انگار نه انگار که از عزیزترین چیزها نزد خدا، آبروی مؤمنین است. واقعاً خیلی شجاعیم!! خیلی خیلی شجاعیم!! انگار نه انگار که خدا در قرآن می فرمایند «ویلٌ لکلّ همزه لمزه» وای بر تمام مسخره کنندگان. نترسیدن از این هشدار پروردگارپناه می برم به خدا از خشم خدا!!!


اى اهل ايمان

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً. «2»

اى اهل ايمان، از بيشتر بدگمانيها در باره يك ديگر اجتناب نمائيد كه برخى از آنها خلاف واقع و گناه است و همچنين از اوضاع درونى و زندگى داخلى اين و آن تجسّس نكنيد وغیبت یکدیگر را نکنید

بچه های تالار بیداری اندیشه بیاید با هم قرار بگذاریم غیبت نکنیم به هیچ قیمتی و تحت هیچ شرایطی و از خدا بخواهیم به حق امام زمان ما رو در این امر یاری کنه و توفیق ترک غیبت رو به ما بده

و در ضمن اگه کسی هم غیبت کرد شخص یا اشخاص رو از غیبت نهی کنیم و اگه میشد از شخص غایب دفاع کنیم واگه نتونستیم فضای غیبت رو عوض کنیم اوجا رو ترک کنیم که اینها سیره ی 14 معصوم هست
یا علی

الحديت-روايات تربيتى ج‏3 119 سوء ظن ..... ص : 119
ادامه دارد انشاالله
مرسی مطلب خوبی بود با بیان ساده و خودمونی . غیبت رو خیلی راحت پذیرفتیم و انگار نه انگار که.......
قدیم ها میگفتن که این چرت و پرت ها نقل و نبات محفل خاله زنک هاست اما حالا اقایون هم متاسفانه از این نُقل مسموم استفاده میکنند به مقدار زیاد، نه اقایون بلکه خانم ها پیر ها جوان ها و.... نمیدونم مگه این نُقل کثیف چه مزه ای میده که نمیتونیم بی خیالش بشیم!؟؟ جز کاشتن بذر کینه و کدورت، جز بدبینی رو در جامعه رواج دادن،جز اینکه سطح فکر مردم رو میاره پایین تا فقط به چیزهای بی معنی فکر کنند و بها بدهند و در موردش وقت هدر کنند و برای یک چیز پوچ ارزش قائل بشند!!؟؟
گاهی اوقات واقعا نمیشه کاری کرد.
من چندتا از شرایطی رو که نمیشه کاری کرد عرض میکنم خدمتتون ،راه کار از شما:

1)فردی که برای اولین یا دومین بار است که دیده ایم.رودربایستی بسیار داریم.به اخلاقش هم آشنا نیستیم.یکدفعه حرف کسی را میزند.شما هم شکه میشید.نمیدانید چه کنید.در اون لحظه راهکارتون چیه؟؟

2)دوستتون بسیار از دست یک نفر دیگه عصبانیه..اومده پیش شما و درد دل میکنه..یک دفعه از اون فردی که از دستش ناراحته ،چیزی میگه..شما هم اونو میشناسید..شکه میشید..میمونید چی بگید..در اون شرایط،راهکار شما چیه..؟؟

3)اگر او ن شخص غیبت کننده،مادر بزرگ یا پدر بزرگ یا شخصی باشه که خیلی باید احترامش رو نگه داشت،شرایط برای نهی از منکر عملی هم نیست(یعنی نمیشه مکان رو ترک کرد)..چه کار میشه کرد؟؟

موارد زیاده..
لطفا خودتون رو واقعا در شرایط قرار بدید و بعد پاسخ رو مطرح کنید.
منظورم از شرایط،مثلا خشم و عصبانیت دوستتون در موقعیت دوم و رودربایستی و خجالت در موقعیت اول هست..
ممنون علی جان
غیبت از اون دست گناههایی هست که عموما کوچک شمرده میشه ، در حالی که بزرگترین هست


مجموعه احادیثی با موضوع غیبت

1- معنای واقعی غیبت

پيامبر صلى الله عليه و آله:

أَتَدرونَ مَا الغيبَةُ؟ قالوا: اَللّه وَرَسولُهُ أَعلَمُ، قالَ: ذِكرُكَ أَخاكَ بِما يَكرَهُ قيلَ: أَرَأَيتَ إِن كانَ فى أَخى ما أَقولُ؟ قالَ: إِن كانَ فيهِ ما تَقولُ فَقَدِ اغتَبتُهُ وَإِن لَم يَكُن فيهِ ما تَقولُ فَقَد بَهَتَّهُ؛


آيا مى دانيد غيبت چيست؟ عرض كردند: خدا و پيامبر او بهتر مى دانند. فرمودند: اين كه از برادرت چيزى بگويى كه دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مى گويم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آنچه مى گويى در او باشد، غيبتش كرده اى و اگر آنچه مى گويى در او نباشد، به او تهمت زده اى.
(الترغيب و الترهيب، ج3، ص515، ح31)

2- غیبت و پذیرفته نشدن نماز و روزه

پيامبر صلى الله عليه و آله:

مَنِ اغتابَ مُسلِما أَو مُسلِمَةً لَم يَقبَلِ اللّه صَلاتَهُ وَلاصيامَهُ أَربَعينَ يَوما وَلَيلَةً إِلاّ أَن يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ؛


هر كس از مرد يا زن مسلمانى غيبت كند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذيرد مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد.

(بحارالأنوار، ج75، ص 258، ح53)

3- معنای دیگر غیبت

امام صادق عليه السلام:

اَلغيبَةُ أَن تَقولَ فى أَخيكَ ما سَتَرَهُ اللّه عَلَيهِ وَأَمَّا المرُ الظّاهِرُ فيهِ مِثلُ الحِدَّةِ وَالعَجَلَةِ فَلا؛


غيبت آن است كه درباره برادرت چيزى بگويى كه خداوند آن را پوشيده نگه داشته است، اما (گفتن) خصلتهاى آشكارى چون تندخويى و شتابزدگى غيبت نيست.

(بحارالأنوار، ج75، ص246، ح7)

4- غیبت از فاسق

امام صادق عليه السلام :

إِذا جاهَرَ الفاسِقُ بِفِسقِهِ فَلا حُرمَةَ لَهُ وَلا غيبَةَ؛


هرگاه شخص فاسق و گنهكار آشكارا گناه كند، نه حرمتى دارد و نه غيبتى.

(بحارالأنوار، ج75، ص253، ح32)

5- شنونده غیبت

امام على عليه السلام :

اَلسامِعُ لِلغيبَةِ كَالمُغتابِ؛


شنونده غيبت، مانند غيبت كننده است.

(غررالحكم، ج1، ص 307، ح1171)

6- کفاره غیبت

پيامبر صلى الله عليه و آله:

كَفّارَةُ الاِغتيابِ أَن تَستَغفِرَ لِمَنِ اغتَبتَهُ؛


كفّاره غيبت اين است كه براى شخصى كه از او غيبت كرده اى، آمرزش بطلبى.

(امالى طوسى، ص 192)

7- وظیفه فرد در جمع غیبت کننده

پيامبر صلى الله عليه و آله:

إِذا وُقِعَ فِى الرَّجُلِ وَأَنتَ فى مَلأٍَ، فَكُن لِلرَّجُلِ ناصِرا وَلِلقَومِ زاجِرا وَقَمُ عَنهُم؛


اگر در ميان جمعى بودى و از كسى غيبت شد، او را يارى كن و آن جمع را از غيبت كردن بازدار و از ميانشان برخيز و برو.

(كنزالعمال، ج3، ص586، ح8028)

8- مقایسه غیبت و خوره

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَلغيبَةُ اَسرَعُ فى دينِ الرَّجُلِ المُسلِمِ مِنَ الكِلَةِ فى جَوفِهِ؛


غيبت كردن در (نابودى) دين مسلمان مؤثرتر از خوره در درون اوست.

(كافى، ج2، ص357، ح1)

9- نتیجه دفاع از کسی که از او غیبت شده

امام باقر عليه السلام:

مَنِ اغتيبَ عِندَهُ أَخوهُ المُؤمِنُ فَنَصَرَهُ وَأَعانَهُ نَصَرَهُ اللّه فِى الدُّنيا وَالخِرَةِ وَمَنِ اغتيبَ عِندَهُ أَخوهُ المُؤمِنُ فَلَم يَنصُرهُ (وَلَم يُعِنهُ) وَلَم يَدفَع عَنهُ وَهُوَ يَقدِرُ عَلى نُصرَتِهِ وَعَونِهِ إِلاّخَفَضَهُ اللّه فِى الدُّنيا وَالخِرَةِ؛


كسى كه در حضور او از برادر مؤمنش غيبت شود و او به ياريش برخيزد، خداوند در دنيا و آخرت او را يارى دهد و كسى كه در حضور او از برادر مؤمنش غيبت شود و او ـ با آن كه مى تواند ياريش كند ـ به يارى او برنخيزد و از وى دفاع نكند، خداوند او را در دنيا و آخرت پَست گرداند.

(ثواب الاعمال، ص 148)

10- انتقال اعمال با غیبت

پيامبر صلى الله عليه و آله:

يُؤتى بِأَحَدٍ يَومَ القيامَةِ يوقَفُ بَينَ يَدَىِ اللّه وَيُدفَعُ إِلَيهِ كِتابُهُ فَلايَرى حَسَناتِهِ فَيَقولُ: إِلهى، لَيسَ هذا كِتابى فَإِنّى لاأَرى فيها طاعَتى؟! فَيُقالُ لَهُ: إِنَّ رَبَّكَ لايَضِلُّ وَلايَنسى ذَهَبَ عَمَلُكَ بِاغتيابِ النّاسِ ثُمَّ يُؤتى بِآخَرَ وَيُدفَعُ إِلَيهِ كِتابُهُ فَيَرى فيهِ طاعاتٍ كَثيرَةً فَيَقولُ: إِلهى ما هذا كِتابى فَإِنّى ما عَمِلتُ هذِهِ الطّاعاتِ فَيُقالُ: لأَِنَّ فُلانا اغتابَكَ فَدُفِعَت حَسَناتُهُ إِلَيكَ؛


روز قيامت فردى را مى آورند و او را در پيشگاه خدا نگه مى دارند و كارنامه اش را به او مى دهند، اما حسنات خود را در آن نمى بيند. عرض مى كند: الهى! اين كارنامه من نيست! زيرا من در آن طاعات خود را نمى بينم! به او گفته مى شود: پروردگار تو نه خطا مى كند و نه فراموش. عمل تو به سبب غيبت كردن از مردم بر باد رفت. سپس مرد ديگرى را مى آورند و كارنامه اش را به او مى دهند. در آن طاعت بسيارى را مشاهده مى كند. عرض مى كند: الهى! اين كارنامه من نيست! زيرا من اين طاعات را بجا نياورده ام! گفته مى شود: فلانى از تو غيبت كرد و من حسنات او را به تو دادم.

(جامع الأخبار، ص 412)

11- غیبت حرام

پيامبر صلى الله عليه و آله:

مَن عامَلَ النّاسَ فَلَم يَظلِمهُم وَحَدَّثَهُم فَلَم يَكذِبهُم وَ وَعَدَهُم فَلَم يَخلِفهُم فَهُوَ مِمَّن كَمُلَت مُرُوءتُهُ وَ ظَهَرَت عَدالَـتُهُ وَ وَجَبَت اُخُوَّتُهُ وَحَرُمَت غيبَتُهُ؛


هر كس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نكند، دروغ نگويد و خلف وعده ننمايد، جوانمرديش كامل، عدالتش آشكار، برادرى با او واجب و غيبتش حرام است.

(خصال، ص 208، ح 28)

12- نتیجه غیبت از گنهکار

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَلذَّنبُ شومٌ عَلى غَيرِ فاعِلِهِ اِن عَيَّرَهُ ابتُلِىَ بِهِ وَ اِن اَغتابَهُ أَثِمَ وَ اِن رَضىَ بِهِ شارَكَهُ؛


گناه براى غير گناهكار نيز شوم است، اگر گنهكار را سرزنش كند به آن مبتلا مى شود، اگر از او غيبت كند گنهكار شود و اگر به گناه او راضى باشد، شريك وى است.

(نهج الفصاحه، ح 1623)

13- غیبت نشانه حسود

امام صادق عليه السلام:

قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: وَلِلحاسِدِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَغتابُ إِذا غابَ وَيَتَمَلَّقُ إِذا شَهِدَ وَيَشمَتُ بِالمُصيبَةِ؛


لقمان به فرزندش گفت: حسود را سه نشانه است: پشت سر غيبت مى كند، روبه رو تملّق مى گويد و از گرفتارى ديگران شاد مى شود.

(خصال، ص 121)

14- شعری در مورد غیبت

امام على عليه السلام :

اَدَّبْتُ نَفْسى فَما وَجَدْتُ لَها / بِغَيرِ تَقْوَى الاِْلهِ مِنْ اَدَبِ
فى كُلِّ حالاتِها وَ اِن قَصُرَتْ / اَفْضَلَ مِنْ صَمْتِها عَنِ الْكَذِبِ
وَ غيبَةِ النّاسِ اَن غيبَتَهُم / حَرَّمَها ذُوالْجَلالِ فِى الْكُتُبِ
اِن كانَ مِن فِضَّةٍ كَلامُكِ يا / نَفْسُ فَاِنَّ السُّكوتَ مِن ذَهَبِ؛


به ادب و تربيت نفس خود پرداختم و براى‏آن / ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نيافتم
و اگر از پس اين امر برنيامد / براى آن چيزى بهتر از دم فروبستن از دروغ نيافتم
و از غيبت مردمان، همانا غيبت آنان را / خداوند با عظمت در كتاب‏ها حرام كرده است
اى نفس، اگر سخن تو / نقره است، سكوت طلاست

(اعلام الدين، ص 273)

15- دفاع از غیبت شونده

پيامبر صلى الله عليه و آله:

مَن تَطَوَّلَ عَلَی أخیهِ فی غیبَةٍ سَمِعَها فیهِ فی مَجلِسٍ فَرَدَّها عَنهُ رَدَّ اللهُ عَنهُ ألفَ بابٍ مِنَ الشَّرِّ فی الدُّنیا وَ الاخِرةِ؛


هر که در مجلسی بشنود که از برادرش غیبت می شود و آن غیبت را از او دفع کند خداوند هزار باب بدی را در دنیا و آخرت از او دفع می کند.

(من لا یحضره الفقیه، ج4، ص15)
(۲۳/اسفند/۸۹ ۰:۱۲)parisan نوشته است: [ -> ]گاهی اوقات واقعا نمیشه کاری کرد.
من چندتا از شرایطی رو که نمیشه کاری کرد عرض میکنم خدمتتون ،راه کار از شما:

1)فردی که برای اولین یا دومین بار است که دیده ایم.رودربایستی بسیار داریم.به اخلاقش هم آشنا نیستیم.یکدفعه حرف کسی را میزند.شما هم شکه میشید.نمیدانید چه کنید.در اون لحظه راهکارتون چیه؟؟

2)دوستتون بسیار از دست یک نفر دیگه عصبانیه..اومده پیش شما و درد دل میکنه..یک دفعه از اون فردی که از دستش ناراحته ،چیزی میگه..شما هم اونو میشناسید..شکه میشید..میمونید چی بگید..در اون شرایط،راهکار شما چیه..؟؟

3)اگر او ن شخص غیبت کننده،مادر بزرگ یا پدر بزرگ یا شخصی باشه که خیلی باید احترامش رو نگه داشت،شرایط برای نهی از منکر عملی هم نیست(یعنی نمیشه مکان رو ترک کرد)..چه کار میشه کرد؟؟

موارد زیاده..
لطفا خودتون رو واقعا در شرایط قرار بدید و بعد پاسخ رو مطرح کنید.
منظورم از شرایط،مثلا خشم و عصبانیت دوستتون در موقعیت دوم و رودربایستی و خجالت در موقعیت اول هست..

بسم الله

سلام جناب پاریزان که به نکته مهمی اشاره کردید من همین سوال رو از شخصی پرسیدم(البته شخص مطمئن و بزرگی بود) ایشون گفتند در اینجور مواقع که مثلا سر سفره پدر یا مادرت داره غیبت میکنه دست از غذا بکش و هرچه پرسیدند بگو میلم رفت!!!!! خیلی ساده
یا با یه اخم بسیار تند حفظ موقعیت کن جوری که متوجه ناراحتی بشوند ولی بهشون توهین نشود جوری که بعد از چند بار تکرار موضوع خودشون متوجه بشوند.
خلاصه یک عکس العمل شدید نشون بده ولی نگو این عکس العمل من برای غیبت بود و وقتی که تکرار بشه خودشون متوجه میشوند.

ولی در مورد شخصی که برای موارد اول و دوم که ذکر کردید سوالی نپرسیدم و نمیدونم ولی اگر شخص خودم در این موقعیت باشم به شخص اشاره میکنم که این حرکت شما غیبت هست هرچند هم ایشون ناراحت بشوند یا دوستم هم همینطور هرچند ناراحت بشود البته به شرطی که ببینم باعث مفسده نشه.(البته اگر خیلی شرایط پیچیده باشه از روشی که بالا گفتم استفاده میکنم )


نکته مهم اینه که بی تفاوت از کنارش رد نشویم و اعتراض و ناراحتی خودمون رو یه جوری بیان کنیم.



خلاصه که ناراحتی یک فرد ( که آخرتش رو در این دنیا به بازیچه گرفته با این غیبت) برای من اصلا مهم تر از آخرتم نیست پس فردا نمیگن تو احترام این گناه کار رو حفظ کردی بیا این پاداش برای تو پس فردا میگن تو با این گناهکار یکجا بودی و باهاش موافقت کردی در راه گناه و این هم آتشی که برای خودت خریدی.

در مجالس هم که الحمدلله همش غیبت هست دیگه؛ بنده یه استادی دارم و از یکی از نزدیکانش شنیدم که این استادم در مجالس این مدلی؛ یه گوشه میشینه یا ذکر میگه یا کتاب میخونه به طوری که تمام حواسش به ذکر یا کتابه و متوجه سخن اطرافیانش نیست.

خلاصه دیگه خود دانیم باید ببینیم چطوری میتونیم خودمون رو از اثرات کثیف و بد این عمل شنیع در مواقع مختلف محفوظ کنیم.

یا الله
(۲۳/اسفند/۸۹ ۰:۱۲)parisan نوشته است: [ -> ]1)فردی که برای اولین یا دومین بار است که دیده ایم.رودربایستی بسیار داریم.به اخلاقش هم آشنا نیستیم.یکدفعه حرف کسی را میزند.شما هم شکه میشید.نمیدانید چه کنید.در اون لحظه راهکارتون چیه؟؟

2)دوستتون بسیار از دست یک نفر دیگه عصبانیه..اومده پیش شما و درد دل میکنه..یک دفعه از اون فردی که از دستش ناراحته ،چیزی میگه..شما هم اونو میشناسید..شکه میشید..میمونید چی بگید..در اون شرایط،راهکار شما چیه..؟؟

3)اگر او ن شخص غیبت کننده،مادر بزرگ یا پدر بزرگ یا شخصی باشه که خیلی باید احترامش رو نگه داشت،شرایط برای نهی از منکر عملی هم نیست(یعنی نمیشه مکان رو ترک کرد)..چه کار میشه کرد؟؟
بهترین کار در این مواقع ترک محل مورد نظر هست،به بهانه ای که خیلی به طرف مقابل بر نخوره.
دوم راهکاری که من خودم خیلی ازش استفاده می کنم اینه:
هرگز حدیث حاضر و غایب شنیده ای***من در میان جمع و دلم جای دیگر است
ممکنه که مثلا جایی باشیم که نشه ترک کرد و یا طرف افراد قابل احترامی مثل پدربزرگ و یا مادربزرگ باشه که احترامشون واجب هست،راهکار این هست که علی الظاهر اونجا باشیم ولی دلمون و گوشهایمان جای دیگر.
ترک کردن محل غیبت اونقدر ها هم که فکر میکنید سخت نیست.

احترام به بزرگتر و ..... بهانه نکنید .
شما باید شخصیتتان را طوری در بین دیگران جا بیاندازید تا دیگران فورا بدانند شما با غیبت مخالفین .
ما در فامیلمان دقیقا چنین شخصی داریم . یک شخص بسیار مومن و خوب که هیچ کس جلوی او غیبت نمیکنه .اگر هم غیبت پیش بیاد خیلی خوب بحث رو عوض میکنه.


یک وقتهایی هست که واقعا نمیشه محل غیبت رو ترک کرد خب اون موقع باید چی کار کرد .
غیبت کننده هر کسی که میخواد باشه با احترام با هر روشی که خودتان میدانید بهتر جواب میدهد بحث را عوض کنید .
این قضیه یک تاکتیکی داره که خودتان با توجه به مخاطبتون دستتان میاد چی کار کنید.
یک کار دیگه ای هم که میشه انجام داد دفاع از شخصی که غیبتش میشه انجام بدین.
مثلا من خودم بارها در برابر غیبت کننده جبهه گرفتم و از شخص ثالث دفاع کردم و طرف مقابلم تازه به این نتیجه رسیده که نباید اینطوری ناحق راجب شخص ثالث غیبت کنه
دوستان نکاتی علاوه بر راهکارهای شما عزیزان به ذهن من رسید که مواردی جواب داده:
1- دفاع کردن از طرف غیبت شونده ولو کوچکترین چیز. مثلا بگیم: ... اما بنده خدا اینش خوبه، یا تقصیر نداره یا ... بعضی وقتها ما هم تو این موقعیت قرار می گرفتیم شاید همینطوری می شدیم.... و از این دست موارد.
2- عوض کردن بحث با جملاتی مثل: خوب عیبی نداره... دیگه چه خبر، چه خبر از درسها، کارها، برادرت فلان شد، دوستت موفق شد فلان کنه، نظرت راجع وضعیت جهان چیه تحلیلت چیه....
3- اگر هیچکدوم جواب نداد دو راهکار می مونه: با حداکثر پر رویی که بتونیم از طرف بخوایم غیبت نکنه مثلا بگیم: من یه مشکلی دارم اگر کسی بد یکی دیگه رو برام بگه مثلا حالم گرفته میشه نمی دونم چرا اینقدر از این کار بدم میاد....
اما اگر نشد که حداکثر پر رویی رو به دست آورد و راهکارهای بالا هم جواب نداد بهتره توجه نشه و در دل احساس تنفر نسبت به غیبت باشه و خدایی ناکرده آدم لذت نبره از شنیدن بدی دیگران. خودش و حواسش رو به چیزهای دیگه پرت کنه.
انشاءالله که خدا هم کمک می کنه به کسی که واقعا نیتش درست باشه.
من گاهی اوقات در جمع های صمیمی تر یه اصطلاحی به کار میبرم

هروقت بحث به غیبت کشیده میشه بلند میگم: خُب... حالا کُپُن شماره چند اعلام کردن؟
همه هم متوجه میشن قضیه چیه ولی خوبیش اینه که مستقیم توی روی یارو نمیگم که کدورت پیش بیاد و با یه مزاح کوچولو تموم میشه.
غیبت و روزه
معصوم علیه السلام فرمود:

هر كه مرد مسلمانى را غيبت كند روزه‏اش باطل و وضويش شكسته شود و در قيامت بويش از مردار گندتر است‏



پس اعمال خیر من کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) فرمود: روز قیامت کسی را در دادگاه عدل الهی حاضر می کنند و نامه اعمالش را به دست او می دهند، نگاه می کند و حسنات خود را در آن نمی بیند، عرضه می دارد
خدایا! این نامه عمل من نیست زیرا طاعت خود را در آن نمی بینم،
خداوند به او می فرماید: پروردگار تو نه گمراه می شود و نه چیزی را فراموش می کند،
طاعات تو به سبب غیبت مردم از بین رفت،
سپس دیگری را می آورند و نامه عملش به دستش می سپارند، در آن طاعات زیادی می بیند که انجام نداده بود، عرض می کند
خداوندا این نامه عمل من نیست، چرا که من این طاعات را انجام نداده ام!
خداوند می فرماید: فلان کسی غیبت کرد. بدین سبب حسناتش به تو داده شد.
وسائل، ج 8، ص 601


حضرت رسول روايت است كه :‌
هركه غيبت كند مرد و زن مسلماني را خداوند چهل شبانه روز نماز و روزه او را قبول نمي كند مگر اينكه از شخصي كه غيبت اش را كرده است عفو خواهد و السلام. معراج السعاده ص 430


انشالله ادامه دارد...
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع