۲۳/آذر/۹۱, ۱۶:۵۷
بسم الله الرحمن الرحیم
---------------------------------
ضرب المثل های زیادی در فرهنگ ما جا افتاده اند ،
که با آموزه های دینی تفاوت و تضاد بسیار دارند ،
و بسیاری از ناهنجاری ها و بداخلاقی های اجتماعی
و سیاسی از همین ضرب المثل ها که به فرهنگ جامعه
تبدیل شده اند نشات می گیرد ...
نمونه ی اول :
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ...
حکایت همسایه و خانه از دیر باز در کشورمان مورد بحث بوده
سه روایت برجسته از یکی برخاسته از دین و
دیگری برخاسته از فرهنگ و دیگری سخنی عامیانه ولی جذاب
که هر روز بیش از دیروز مورد استقبال قرار میگیرد و اگر
در بین جامعه کنکاش کنیم ، حتی در میان قشر تحصیلکرده و مذهبی
نیز تا حد یک حدیث قدسی معتبر است ...
حضرت امام حسن مجتبي(علیه السلام) مي فرمايد:
«شبي مادرم را ديدم كه تا نزديكي هاي سحر مشغول نماز و دعا بود.
من در بستر بودم و مي شنيدم كه او براي آشنايان وهمسايگان دعا مي كرد
و يك يك آنها را نام مي برد.
اما هر چه گوش كردم هيچ دعايي براي خود نكرد.
سحر كه شد پرسيدم مادر! چرا براي خود دعا نكردي؟
فرمود: يا بني الجار ثم الدار.
«پسرم اول همسايه، بعد خانه.»
این سخن حضرت زهرا (سلام الله علیها) تکلیف را برای مسلمانان ایران بخوبی روشن میکند
و شعر معروف سعدی نیز قرن ها پس ازاین سخن
حضرت زهرا (سلام الله علیها) روی همین نکته تاکید می کند :
بنی آدم اعضای یک پیکرند/که درآفرینش زیک گوهرند
چون عضوی بدردآورد روزگار/دگرعضوها رانماند قرار
سخن اینست که ما با این فرهنگ و با این دین چطور هر دو را زیر پا میگذاریم
و جمله را میگوییم که نه شرع میپسندد و نه عقل .
نه پایه فرهنگی دارد و نه پایه دینی
و براستی این جمله از کی وارد فرهنگ ما شده است ؟!
و برای چه هدفی ؟!
*********************
حال پرسش اینست که ما از نسل " الجار ثم الدار" هستیم ...
از نسل "بنی آدم اعضای یک پیکرند ..." ...
یا از نسل "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" ؟!
![[تصویر: gaza_iran.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7583350107/gaza_iran.jpg)
---------------------------------
ضرب المثل های زیادی در فرهنگ ما جا افتاده اند ،
که با آموزه های دینی تفاوت و تضاد بسیار دارند ،
و بسیاری از ناهنجاری ها و بداخلاقی های اجتماعی
و سیاسی از همین ضرب المثل ها که به فرهنگ جامعه
تبدیل شده اند نشات می گیرد ...
نمونه ی اول :
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ...
حکایت همسایه و خانه از دیر باز در کشورمان مورد بحث بوده
سه روایت برجسته از یکی برخاسته از دین و
دیگری برخاسته از فرهنگ و دیگری سخنی عامیانه ولی جذاب
که هر روز بیش از دیروز مورد استقبال قرار میگیرد و اگر
در بین جامعه کنکاش کنیم ، حتی در میان قشر تحصیلکرده و مذهبی
نیز تا حد یک حدیث قدسی معتبر است ...
حضرت امام حسن مجتبي(علیه السلام) مي فرمايد:
«شبي مادرم را ديدم كه تا نزديكي هاي سحر مشغول نماز و دعا بود.
من در بستر بودم و مي شنيدم كه او براي آشنايان وهمسايگان دعا مي كرد
و يك يك آنها را نام مي برد.
اما هر چه گوش كردم هيچ دعايي براي خود نكرد.
سحر كه شد پرسيدم مادر! چرا براي خود دعا نكردي؟
فرمود: يا بني الجار ثم الدار.
«پسرم اول همسايه، بعد خانه.»
این سخن حضرت زهرا (سلام الله علیها) تکلیف را برای مسلمانان ایران بخوبی روشن میکند
و شعر معروف سعدی نیز قرن ها پس ازاین سخن
حضرت زهرا (سلام الله علیها) روی همین نکته تاکید می کند :
بنی آدم اعضای یک پیکرند/که درآفرینش زیک گوهرند
چون عضوی بدردآورد روزگار/دگرعضوها رانماند قرار
سخن اینست که ما با این فرهنگ و با این دین چطور هر دو را زیر پا میگذاریم
و جمله را میگوییم که نه شرع میپسندد و نه عقل .
نه پایه فرهنگی دارد و نه پایه دینی
و براستی این جمله از کی وارد فرهنگ ما شده است ؟!
و برای چه هدفی ؟!
*********************
حال پرسش اینست که ما از نسل " الجار ثم الدار" هستیم ...
از نسل "بنی آدم اعضای یک پیکرند ..." ...
یا از نسل "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" ؟!
![[تصویر: gaza_iran.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7583350107/gaza_iran.jpg)
