تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: لزوم داشتن سبکی برای زندگی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
(۹/بهمن/۹۱ ۱۵:۱۰)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]

هدف اسلام از انسان سازی چیست و انسان از نظر اسلام باید به کجا برسد؟

سلام
هدف لقاءالله ست. اینکه آدم بتونه اهل الله بشه، بتونه صفات الهی رو در خودش پیاده کنه،اینکه محو در خدا بشه
من که فقط شنیدم خوشا به سعادت رسیده ها و چشیده ها
به فرمایش همون چشیده ها: توقف معنایی نداره، بخوان و بالا برو
(۹/بهمن/۹۱ ۱۵:۱۰)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]خب طبق نظر دوستان باید راه دوم را برگزینیم.


فقط به رضای عزیزم باید بگم که این جا ما بحثمان در مورد انتخاب ایدئولوژی و جهان بینی نیست. یعنی وظیفه این تاپیک این نیست که بیاید رو این بحث کند که کدام جها بینی ها می تواند انسان را به سعادت نهایی برساند.... در مورد این مسائل در همین تالار بحث هایی شده است.


ما در این تاپیک با این پیش فرض که اسلام متکامل ترین دین است به بحثمان ادامه می دهیم.


حال سوال دومی باید این باشد که خب این اسلام چه چشم اندازی برای بشر ترسیم کرده است؟ آن قله ای که پیش روی ما است از نظر دین مبین اسلام چی است؟


زمانی که این هدف متعالی مشخص شد بسیار راحت تر می توانیم انتخاب روش و سبک داشته باشیم. مثال می زنم :


مثلا من میخواهم یا به قله های دماوند دست پیدا کنم یا قله های در رشته کوه زاگرس... خب حتما نوع روش و راهی که انتخاب می کنم صد در صد متفاوت است و بستگی به این دارد که من کدام قله را انتخاب کرده ام.


پس سوال بعدی این می شود:


هدف اسلام از انسان سازی چیست و انسان از نظر اسلام باید به کجا برسد؟

تایع نظر جمع هستم...Blush
فقط چون زیاد در باره ی اسلام اطلاعات ندارم از این به بعد بیشتر خواننده خواهم بود و صد البته سوالهایی رو هم که پیش میاد رو میپرسم.Smile

اما سوال دوم رو یه جواب میدونم طبق شنیده هام که میگم اگه اشتباه بود دوستان درستش کنند.
هدف نهایی هر دینی از جمله اسلام رساندن انسان به قرب الهی باید باشه... یعنی به جایی که خدا از بندش راضی باشه بنده از خداش.

درهمین حد میدونستم
(۹/بهمن/۹۱ ۱۶:۵۷)درست پسند نوشته است: [ -> ]آفرین، دقیقاً می‌خواستم همین رو بگم.
تنها راه درست، راهی است که از جانب خداست، و البته از جانب خدا بودنش هم از هزار راه به اثبات رسیده است.

ولی به نظرم در زمان بررسی مصادیق، میشه بگیم هر کسی به نظرش اومد یک مکتب در اون زمینه حرفی برای گفتن داره، مطرح کردنش مانعی نداره.
غافلگیر شدم که چه زیبا پست منو کامل کردی.
این رو هم می شه گفت اما منظور من خدا نبود. منظور اون متدی بود که به قول شما باهاش از جانب خدا بودن اون مکتب رو از هزار راه به اثبات رسوندن.
(۱۰/بهمن/۹۱ ۱:۰۴)namekarbary نوشته است: [ -> ]غافلگیر شدم که چه زیبا پست منو کامل کردی.
این رو هم می شه گفت اما منظور من خدا نبود. منظور اون متدی بود که به قول شما باهاش از جانب خدا بودن اون مکتب رو از هزار راه به اثبات رسوندن.
مسلماً این مطلب برای هر فرد مؤمنی از یک یا چند راه به اثبات رسیده است، که در مجموع شامل راههای زیادی می‌شود.

اثباتهای اصلی خود من، معجزات علمی قرآن بوده‌است، یعنی آیاتی که به مسائلی اشاره می‌کنند که اکثراً در میانه قرن بیستم کشف شده‌اند.

خلاصه‌ای از کتاب "The Bible, The Quran and Science" نوشته پزشک معروف فرانسوی Dr. Maurice Bucaille در این سایت ارائه شده(از نوار سمت چپ که موضوعات مختلف رو ارائه میکنه غافل نشید).

این دکتر فرانسوی طی جریانی با اشاره‌ی قرآن به یکی از موضوعات علمی آشنا میشه، و پیگیر میشه تا تمام قرآن رو بررسی کنه. میره عربی یاد میگیره و این کار رو میکنه، و حاصلش میشه این کتاب.

سایت دیگری متن نسبتاً کاملی از این کتاب رو ارائه کرده، که یافته‌ی اصلی نویسنده در این بخش از این صفحه روشنه:

Whereas monumental errors are to be found in the Bible, I could not find a single error in the Quran. I had to stop and ask myself: if a man was the author of the Quran, how could he have written facts in the Seventh century A.D. that today are shown to be in keeping with modern scientific knowledge?
ترجمه: در حالی که خطاهای بزرگ در انجیل پیدا می‌شود، من نتوانستم یک تک خطا در قرآن پیدا کنم. باید می‌ایستادم و از خودم می‌پرسیدم: اگر یک بشر پدید آورنده‌ی قرآن بوده، چطور می‌توانسته در قرن هفتم پس از میلاد اطلاعاتی را بنویسد که امروزه اثبات شده‌اند که در مطابقت با دانش مدرن علمی هستند؟
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

هدف اسلام از انسان سازی چیست و انسان از نظر اسلام باید به کجا برسد؟


به نظر من هم هدف عبد شدن انسانه،مضطر شدن انسان
اینکه انسان بفهمه هیچ چیز دست اون نیست و تجلی اسمای الهی در انسان

همانطور که سید عزیز فرمودند اگر نوع نگاهمان یک نگاه مادي به اين سؤال باشد و جهان بينی ما مادی باشد مسير زندگی را بر اساس تفكر مادي تفسير می کنیم. اما اگر نگاه دينی و الهی به اين پرسش داشته باشیم مسير زندگی و اهداف آن هم به تبع آن تغيير پيدا مي كند.

همانطور که دوستان هم اشاره کردند وقتی از منظر اسلامی نگاه کنیم مفهومی به عنوان رستگاری مطرح می شود و خداوند که منبع رحمت است این بهره‌مندی از رحمت الهی، نتیجه ی عبودیت و رسیدن به مرتبه ی کمال انسانی است. لذا باید به سمت نزدیک شدن به صفات خداوند حرکت نماییم یعنی مظهر صفات الهی باشیم. تصور می کنم مفهوم قربت الی الله در همین راستا قابل درک باشد. کارهايی را انجام دهیم که انسان را به خداوند نزديک و شبيه مي کند. يعني کمک گرفتن از او براي نزديک شدن به او. ما به طور کلی در هر حالي که سعی می کنيم مانند کسی شويم، در حقيقت داريم او را عبادت می کنيم.


مطالب بسیار عالی دارد کامل می شود همچون تیکه های یک پازل....


هدف خلقت از ما که در قرآن کریم صراحتا بیان گردیده است.... عبودیت به معنای مطلق کلام.


البته دو معنای دیگر هم به ذهن حقیر می رسه:


خلافت الهی. نفخت فیه من روحی.....


یعنی در اصل ما با سه معنای کاربردی و مهم سر و کار داریم که به نظر حقیر هر سه این ها در همان قله میتواند متصور شود.... فقط من منتظر یک جمله خیلی جامع و کاملم تا این بحث جمع گردد.


سه کلمه: خلافت الهی، عبد خدا شدن و اینکه روح خدا در وجود ما دمیده شده است....

یعنی جایگاه اساسی که برای بشر در نظر گرفته شده است یک همچین چیزی است....


کوتاه گفتم... منتظر نظر شما هستم.Heart
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

هرکس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانه مان را چه کند
دیوانه کنی هردو جهانش بخشی
دیوانه تو هردو جهان را چه کند

به نظر من انسان فقط برای عاشق شدن و دوست داشتن آفریده شده.

یه حدیث قدسی هست که کامل یادم نیست نقل به مضمون می کنم:

هرکس به دنبال من باشد مرا می یابد، هرکس مرا یافت مرا می شناسد، هرکس مرا شناخت عاشقم می شود، هرکس عاشقم شد پس اورا می کشم، هرکس را که من بکشم دینش بر گردن من است.Smile
....................................................................................................​.............................
نقل قول:هوم؟ اگه چنین پیشفرضی داشته باشی پس اصلا مسئله ی پیدا کردن متکامل ترین دین یا مکتب (بهترین قله) مطرح نیست که بخوایم در موردش بحث کنیم...

در جواب این دوستمون چون بزرگان جوابی ندادند دوست گرامی ما به دنبال برترین دین نیستیم به دنبال بهترین روش زندگی از دیدگاه برترین دین هستیم.

در پناه حق موفق باشید
یا علی (علیه السلام) مدد
نقل قول:کارهايی را انجام دهیم که انسان را به خداوند نزديک و شبيه مي کند.

نزدیک شدن به خداوند چیز پیچیده ای نیست و قابل درکه ولی شبیه شدن انسان به خداوندی که بینهایته و صفاتش مانند ذاتش هست عملیه واقعا؟؟
یعنی وقتی گفته میشه خداوند بخشنده هست این صفت بخشندگی درست مثل ذات خداست و با بخشندگی که یه انسان داره تفاوت داره و هیچ وقت مثل خدا نمیشن... (این مربوط به درس اندیشه ی اسلامی بود) انسان میتونه مظهر خدا بشه یعنی وقتی به او نگاه میشه نمونه ی یه بنده ی کامل دیده بشه. یعنی به دید من شباهت انسان به خدا نشدنیه... یعنی بگیم شبیه خداست که دراین صورت باید بین صفات اون و صفات خدا نزدیکی زیادی باشه درحالی که میگن هیچ بشری نمیتونه کاملا به صفات الهی اگاهی پیدا کنه و به ذات خدا هم که هیچ کس حتی فرشته ها هم نمیتونن اگاهی پیدا کنن.
ایا شبیه شدن به کسی که به طور کامل نمیشه اون رو شناخت ممکنه؟؟

بحث نفخت فیه من روحی...
یعنی خدا از روح خودش در ما دمیده؟؟
خوب اگه خود روح الهی در بدن ماهست پس ما باید کاملا مانند خدا باشیم چون خدا مظهر خوبیهاست و بدی در اون جایی نداره... درحالی که انسانها اکثریت دارای رذائل اخلاقی هم هستن و برای همینه که توبه میکنن.
چطور ممکنه روح وجودی پاک و خوب مطلق در بدن ما باشه ولی ما کاملا شبیه خدا نباشیم و نتوانیم که کاملا شبیهش بشیم؟
البته من هم با مفاهیمی که دوستان مطرح فرمودند موافقم.

اما می‌خواستم ایراد بگیرم که بحث داره یکسره در عالم معنا دنبال میشه،
در حالی که ما می‌خواهیم ببینیم باید در عالم ماده چه کار کنیم، تا به آن مفاهیم برسیم.

سید ابراهیم عزیز بحث رو در عالم معنا پیچیده‌تر هم کردند.SmileBlushBig GrinBlushSmile

در تلاش برای پیروی از بحث اینها به نظرم رسیدند:
نفخت فیه من روحی: خداوند در آیه 29 سوره حجر و آیه 72 سوره ص فرموده که از روح خود در بشر میدمم، و به فرشتگان امر فرموده وقتی چنین کرد، برای او به سجده بیفتند.

همچنین خداوند در آیه 85 سوره اسراء می‌فرماید: وَ یَسْاَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبِّی وَ مَا اُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِیلا
از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از فرمان پروردگار من است و از دانش به شما جز اندکی داده نشده‌است.

تفسیر می‌کنند به اینکه روح از جنس فرمان پروردگار است. شاید اختیاری که بشر دارد نیز برآمده از همین مسئله است.

خلافت الهی: خداوند در آیه 30 سوره بقره فرموده که انسان را در زمین جانشین خویش قرار می‌دهم. یعنی خداوند خواسته‌است که انسان در زمین حکمرانی کند.

عبودیت: می‌دانیم که خداوند جن و انس را جز برای عبادت نیافریده‌است.

در جمع‌بندی می‌توان گفت: خداوند خلقت بشر را به نیکوترین شکل انجام داده‌است، به او اختیار عطا فرموده و زمین و آسمان را برای او آفریده و در اختیار او گذاشته‌است، انسان را به راه راست که بندگی خود اوست هدایت می‌کند، و انسان باید با همه‌ی این آزادی، تنها در راه بندگی خداوند سبحان بکوشد.
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع