تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دکتر شریعتی و ولایت
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
بسم الله الزحمن الرحیم
دکتر علی شریعتی:
«به اصل رهبري چنان ايمان دارم و اين عقيدة ظاهرآ افراطي شيعه را
بشدت قبول دارم كه
قبول و ارزش همة عقايد و اعمال ديني منوط به اصل ولايت است
اسلامشناسي - ج ۱ ص ۸۶ - م.آ ۱۶ + حسين ؛ وارث آدم -- ص ۹۹


-------------------------------------------------------

شاید کمتر کسی است که اکنون با این چهره دکتر شریعتی آشنا باشد ،

آنهم در سیل عظیم تبلیغات وخصوصا دو دهه اخیر که به شکلی نرم صورت گرفت ،



زمانی کتابهای دکتر را خمیر می کردند ، می سوزاندند ، پس از دوم خرداد کتابهای دکتر

با ویرایش جدید روانه بازار شد ، همه خوشحال شدند ، ولی پس پرده این انتشار

نیت دیگری بود ...

نیت این بود که جنازه را از دل خاک بیرون کشند و کافور بزنند و طوری دفن کنند که دیگر

سر بر نیاورد ...

-----------------------------------------------

تندترین نقدها :


اگر نگاهی به تندترین نقدها این بازه زمانی بیافکنیم ، نامهای آشنایی

پای آن نقدهاست : اکبر گنجی
، سید ابراهیم نبوی ، حسن یوسفی اشکوری و...




هجمه ای سنگین نسبت به شریعتی آغاز شد و دانشگاهی و غیر دانشگاهی و

اپوزیسیون و داخلی ها ، یکباره با هم همنوا شدند ...



در حقیقت این افراد و افراد مشابه قطعا درد دین نداشتند و با جملاتی نظیر

جمله فوق از شریعتی مشکل داشتند که تمام رشته هایشان را پنبه می کرد...

شاید برای برخی شبهه پیش بیاید که دکتر شریعتی از ولایت معصوم دفاع کرده
در حالی که با خوب خواندن مطالب ارائه شده ، کاملا مشخص می شود ،
که دکتر در مقاطع مختلف از ولایت غیر معصوم دفاع کرده و تقلید را عین عقلانیت دانسته ...

دکتر شریعتی :
«شيعه پيروي از امام را بر اساس آيهْ اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم
توصيه ميكند و امام را ولي امر ميداند كه خدا اطاعتش را در رديف اطاعت از خود
و اطاعت از رسول به شمرده است و

اين تقليد نيز براي رهبري غير امام كه نايب اوست

در شيعه شناخته ميشود
( زيرا كه ) العلماء حكام علي الناس» امت و امامت - ص ۵۹۲

«امام، انسان مافوق و پیشوا است.
ابرمردی است که جامعه را سرپرستی،
زعامت و رهبری می کند.
دوام و قوام جامعه بوجود امام بستگی دارد.
امام عامل حیات و حرکت امت است.
وجود و بقای امام است که وجود و بقای امت را ممکن می سازد.
امام، پیشوا است تا نگذارد امت به بودن و خوش بودن و لذت پرستی تسلیم شود
و بالاخره پیشوا است تا در پرتو هدایت او،
امت حرکت و جهت خویش را گم نکند»

شیعه یک حزب تمام
« امام در كنار قدرت اجرائي نيست.
هم پيمان و هم پيوند با دولت نيست.
نوعي همسازي با سياست حاكم ندارد.
او خود مسئوليت مستقيم سياست جامعه را داراست

و رهبري مستقيم اقتصاد؛ ارتش؛ فرهنگ؛

سياست خارجي و ادارهْ امور داخلي جامعه با اوست.

يعني امام هم رئيس دولت است و هم رئيس حكومت و ...» همان



.

« امام پيشوا است و عامل حيات و حرکت جامعه است؛

وجود و بقاي اوست كه وجود و بقاي جامعه را ممكن ميسازد.

حيات وجود ا’مت مستلزم روحي است بنام امام .....

بنابراين انساني كه امام خود را نمي شناسد بمانند گوسفندي است كه


شبان خود را ’گم كرده باشد»

شيعه ؛ يك حزب تمام - دكتر شريعتي - ص ۴۷ و ۴۸
کاملا مشخص است که شما طرفدار شریعتی هستید که این تاپیک را ایجاد کرده اید.
خدمت شما عرض شود یک یا چند جمله از شریعتی دلیل بر نظر قلبی و باطنی ایشان نمیشود.
آنقدر نظرات متناقض از شریعتی زیاد است که هر فرقه ای می تواند شریعتی را از خود بداند و من فکر می کنم حتی خود شریعتی نمیدانسته چه عقیده ای دارد چه رسد به خوانندگان بیخبر از همه جا!!!!!! یعنی فرقه هایی از شریعتی حمایت می کنند که از نظر فکری صد و هشتاد درجه با هم اختلاف دارند و این یا محافظه کاری و ریاکاری شریعتی را میرساند یا ضعف نوشتاری او را.
ایشان یک جا از روحانیت دفاع کرده یک جا بد گفته (به عناوین مختلف و با کلمات مثلا در دین روحانی نداریم و علمای دینی داریم!)
یک جا گفته سیاست باید جدا از دیانت باشد یک جا چیز دیگری گفته...
اشتباهات تاریخی سیاسی و مذهبی هم کم مرتکب نشده ...
جملات فراوانی از نویسندگان خارجی و داخلی را بدون ذکر منبع در کتابهایش آورده و به خودش نسبت داده!!!
نظراتش راجع به دموکراسی تاسف آور است.

در کل شریعتی جمع اضداد است و اصلا نمیشود با چند جمله و حتی یک کتاب از او درباره شخصیتش قضاوت کرد.
(۱۵/دی/۹۱ ۳:۳۸)ایرانی نوشته است: [ -> ]کاملا مشخص است که شما طرفدار شریعتی هستید که این تاپیک را ایجاد کرده اید.
خدمت شما عرض شود یک یا چند جمله از شریعتی دلیل بر نظر قلبی و باطنی ایشان نمیشود.
آنقدر نظرات متناقض از شریعتی زیاد است که هر فرقه ای می تواند شریعتی را از خود بداند و من فکر می کنم حتی خود شریعتی نمیدانسته چه عقیده ای دارد چه رسد به خوانندگان بیخبر از همه جا!!!!!! یعنی فرقه هایی از شریعتی حمایت می کنند که از نظر فکری صد و هشتاد درجه با هم اختلاف دارند و این یا محافظه کاری و ریاکاری شریعتی را میرساند یا ضعف نوشتاری او را.
ایشان یک جا از روحانیت دفاع کرده یک جا بد گفته (به عناوین مختلف و با کلمات مثلا در دین روحانی نداریم و علمای دینی داریم!)
یک جا گفته سیاست باید جدا از دیانت باشد یک جا چیز دیگری گفته...
اشتباهات تاریخی سیاسی و مذهبی هم کم مرتکب نشده ...
جملات فراوانی از نویسندگان خارجی و داخلی را بدون ذکر منبع در کتابهایش آورده و به خودش نسبت داده!!!
نظراتش راجع به دموکراسی تاسف آور است.

در کل شریعتی جمع اضداد است و اصلا نمیشود با چند جمله و حتی یک کتاب از او درباره شخصیتش قضاوت کرد.

عرض سلام خدمت خواهر عزیز ایرانی جان

میتونی دو سه تا از نظرات متناقض دکتر شریعتی رو برای ما هم بگی که در جریان باشیم؟!

یعنی چی خودشم نمیدونسته چه عقیده ای داره؟!عقیده ازین واضح تر باید بیان بشه تا مورد پذیرش شما باشه؟

خواهرم سبک نوشتاری دکتر شریعتی جوری هست که باید با تمام مکتوبات و آثار ایشون آشنا باشی تا بتونی منظور و مقصود ایشون رو درک کنی و البته درک صحیح از شخصیت ایشون داشته باشی نه اینکه با خوندن یه حرف ازش بخوای موضع گیرانه و یکطرفه نظر بدی.

راجع به اون کلمه ریاکاری که فرمودید سعی کنید انقدر راحت تهمت نزنید خواهرم.
فرمودید جملاتی از نویسندگان خارجی و غیره رو به نام خودش گفته و فلان که باید بگم فعلا که جملات ایشون رو با نام نویسندگان غربی و..منتشر میکنن و متاسفانه مردم هم به دلیل عدم آگاهی میپذیرن!!
راجع به نظری فرمودید یه جا دفاع کرده یه جا بد گفته و عقیدش مشخص نیست این حرفی که زده یعنی چی؟شما تفسیر کن دیگه ازین واضح تر باید چی میگفته؟:

اگر امامت نباشد ، اگر رهبری نباشد ، اگر هدف نباشد ، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد ، چرخیدن بر گِرد خانۀ خدا با خانۀ بت مساوی است ... چنانکه حسین، همان که حج را نیمه تمام گذاشت، کسانی که در غیبت حسین، همچنان به طواف ادامه دادند مساوی هستند با کسانی که در همان حال بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند.


نقل قول:
میتونی دو سه تا از نظرات متناقض دکتر شریعتی رو برای ما هم بگی که در جریان باشیم؟!
یعنی چی خودشم نمیدونسته چه عقیده ای داره؟!عقیده ازین واضح تر باید بیان بشه تا مورد پذیرش شما باشه؟

جالبه که حتی فرزندان شریعتی (سوسن و احسان ) به تناقضات فکری نوشته های پدرشان اعتراف کرده اند و حالا شما کتمان می نمایید!!! Big Grin
قوچانی می گوید:" ما هر چه بخواهیم می توانیم از حرفهای شریعتی در بیاوریم. مدافع انقلاب اسلامی؛ پیرو اصلاحات، حکومت دینی، ترور و مبارزه
خشونت آمیز، کمونیست دوآتشه، سکولاریست و....
همه گروه ها می توانند هوادار او باشند. نهضت آزادی، مجاهدین انقلاب، انصار حزب الله، ملی مذهبی. همه خود را هوادار شریعتی می دانند."
کسی که نوشته هایش این چنین است که گروههایی با اختلافات صد و هشتاد درجه میتوانند به کتابهایش استناد کنند عقیده اصلی اش به نظر شما کدام یکی است؟!!!!!!!!!!! Huh
نقل قول: خواهرم سبک نوشتاری دکتر شریعتی جوری هست که باید با تمام مکتوبات و آثار ایشون آشنا باشی تا بتونی منظور و مقصود ایشون رو درک کنی و البته درک صحیح از شخصیت ایشون داشته باشی نه اینکه با خوندن یه حرف ازش بخوای موضع گیرانه و یکطرفه نظر بدی.
اتفاقا بنده همین را به طراح این تاپیک گفتم. کتابی که ایشان به آن استناد کرده (اسلام شناسی) کتابی است که از نظر استاد مطهری از نظر مذهبی نمره صفر دارد. Big Grin
هیچ کس شریعتی را یک اسلام شناس نمیداندو البته ایشان هم اسلام شناس نبوده که هرچه گفته باشد وحی منزل تلقی شود.
دکتر عبد الحسین خسرو پناه میگوید:" امروزه بسياري از آموزه ها و عناصر گفتمان شريعتي مانند سوسياليسم، اگزيستانسياليسم، جامعه و انسان ايده آل، موضوعيت و جايگاه خود را از دست داده است.
بزرگ ترين آسيب گفتماني شريعتي را در اين نکته مي بينم که وي با روش التقاطي به تفسير دين مي پرداخت و شيوه هاي استدلالي حکيمان و متکلمان و فقها را ناديده مي گرفت و باعث شد گفتمان او به گفتمان ضد روحاني و حوزوي تبديل شود.

"
حتی جایی خواندم که نوشته بود: "بزرگترین گناه این مرد (شریعتی) بدبین کردن مردم به روحانیت است."
حالا یک چنین فردی که از سوی روحانیون جامعه طرد شده بود مدافع ولایت فقیه بوده است؟ Huh
نقل قول: فرمودید جملاتی از نویسندگان خارجی و غیره رو به نام خودش گفته و فلان که باید بگم فعلا که جملات ایشون رو با نام نویسندگان غربی و..منتشر میکنن و متاسفانه مردم هم به دلیل عدم آگاهی میپذیرن!!
نوشته هایی که به شریعتی نسبت شده تعدادی از نویسندگانی است که بعد از مرگ شریعتی آن جملات را گفته اند!!! و تعدادی از کسانی است که قبل از به دنیا آمدن شریعتی آن جملات را نوشته اند!!!!! و برای دیگر نویسندگان و همچنین دو دسته قبل کافی است به اصل کتب آن افراد و زمان نوشتن آنها رجوع شود.
تعداد این افراد کم نیست: سقراط، کارو، انیشتین، کورش کبیر، امام سجاد، لارشکوفو، نلسون ماندلا، سهراب سپهری، دکتر حسابی و عبید زاکانی و ....
(۱۵/دی/۹۱ ۳:۳۸)ایرانی نوشته است: [ -> ]کاملا مشخص است که شما طرفدار شریعتی هستید که این تاپیک را ایجاد کرده اید.
خدمت شما عرض شود یک یا چند جمله از شریعتی دلیل بر نظر قلبی و باطنی ایشان نمیشود.
آنقدر نظرات متناقض از شریعتی زیاد است که هر فرقه ای می تواند شریعتی را از خود بداند و من فکر می کنم حتی خود شریعتی نمیدانسته چه عقیده ای دارد چه رسد به خوانندگان بیخبر از همه جا!!!!!! یعنی فرقه هایی از شریعتی حمایت می کنند که از نظر فکری صد و هشتاد درجه با هم اختلاف دارند و این یا محافظه کاری و ریاکاری شریعتی را میرساند یا ضعف نوشتاری او را.
ایشان یک جا از روحانیت دفاع کرده یک جا بد گفته (به عناوین مختلف و با کلمات مثلا در دین روحانی نداریم و علمای دینی داریم!)
یک جا گفته سیاست باید جدا از دیانت باشد یک جا چیز دیگری گفته...
اشتباهات تاریخی سیاسی و مذهبی هم کم مرتکب نشده ...
جملات فراوانی از نویسندگان خارجی و داخلی را بدون ذکر منبع در کتابهایش آورده و به خودش نسبت داده!!!
نظراتش راجع به دموکراسی تاسف آور است.

در کل شریعتی جمع اضداد است و اصلا نمیشود با چند جمله و حتی یک کتاب از او درباره شخصیتش قضاوت کرد.


با سلام و احترام
واژه طرفدار اگر به معنای حمایت کردن بی قید و شرط باشد ، خیر ...
سخنم اینست که دکتر شریعتی برای تفکر سکولار بسیار خطرناک تر است
تا انسان های مذهبی ...
در حالی که طی دو دهه اخیر چند جمله اش را بزرگنمایی کردند که مثلا
با آخوند جماعت مشکل دارد و از روحانیون متنفر است و ...
در حالی که علیرغم انتقادات فراوانش به این قشر می گوید ، حکایت ما
حکایت پسر و پدر است که اگر دعوای خانه را به بیرون ببرم ، پسر کودنی هستم ...

اینکه طالبان از اسلام یک برداشت خاص دارند ، مشکل اسلام نیست ،
ممگن است مجاهدین خلق و فرقان و ... هم شریعتی را برای خود مصادره کرده باشند ...
ربطی به او ندارد ... این موضوع را هم امثال سید ابراهیم نبوی جا انداخته اند ...
سلام
بنده تا به حال هیچ عالم دینی رو ندیدم که شریعتی رو شخصیتی مثبت بدونه.تا این جا هر چه دیدم یانقد شدید آثار او بوده ، یا مخالفت با نقد شدید او در عین دانستن مشکلات آثار او.
ببینید ، همیشه کار اشتباه این نیست که حرف اشتباه از روی عمد بزنی.بزرگ ترین اشتباه این است که ادعای تبحر در یک رشته را داشته باشی که به هیچ وجه در آن تخصص نداری.شریعتی شاید به ظاهر حرف خوب هم زده باشد، اما آثار او پر است از صحبت های غیر عالمانه.نیازی به نقل قول هم نیست ، به راحتی می تونید نقد آثارش و مشکلاتش رو پیدا کنید.یک بنده خدایی بود موافق صد در صد شریعتی ، بهش سپردند برو در موردش تحقیق کن ، هفته بعد خودش اومد اعتراف کرد به مشکلات آثار شریعتی.
(۱۵/دی/۹۱ ۶:۱۱)ایرانی نوشته است: [ -> ]
قوچانی می گوید:" ما هر چه بخواهیم می توانیم از حرفهای شریعتی در بیاوریم. مدافع انقلاب اسلامی؛ پیرو اصلاحات، حکومت دینی، ترور و مبارزه
خشونت آمیز، کمونیست دوآتشه، سکولاریست و....
همه گروه ها می توانند هوادار او باشند. نهضت آزادی، مجاهدین انقلاب، انصار حزب الله، ملی مذهبی. همه خود را هوادار شریعتی می دانند."

در اسلام هم همینطور است ،
از اسلام هم محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین بیرون می آیند ... و ان شاء الله مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
از همین اسلام و قرآن ، طالبان و القاعده و خواج و عمروعاص و معاویه و یزید و شمر و
اردوغان و مبارک و صدام و وهابیت و ... بیرون می آیند و اسلام را به خود می چسبانند !!!
این مشکل اسلام نیست ...
مشکل از بد فهمی و درک نادرست اسلام است ...
(۱۵/دی/۹۱ ۱۱:۰۶)شهـاب نوشته است: [ -> ]مشکل از بد فهمی و درک نادرست اسلام است ...
سلام
البته مثال هایی که زدید درک نادرستی از اسلام نداشتند ، بلکه خودشان هم خوب می دانند که پیرو اسلام نیستند.طالبان خوب می دانند که مشغول چه کاری هستند ، و اسلام از آنها چه کاری می خواد ، منتها اسلام بازیچه آن هاست ، نه منبع درک نادرست آنها.
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
[/b]
دوستان در مورد دکتر شریعتی مقام معظم رهبری مصاحبه ای دارد که شاید یه مقداری برای حل این مسئله

مناسب باشد

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، در پنجمين سال درگذشت علي شريعتي، در مصاحبه با روزنامه كيهان به بررسي آرا و انديشه‌هاي شريعتي و ابعاد شخصيتي وي پرداختند. اين مصاحبه در 30 خرداد 1360 انجام شده است.

* با توجه به اينكه شما با دكتر شريعتي سابقه صميميت دوستي داشتيد و با او از نزديك آشنا بوديد، آيا تمايل داريد درمورد چهره و شخصيت او با ما مصاحبه كنيد؟

ـ بله من حرفي ندارم كه درباره شخصيت شريعتي و معرفي شخصي از جوانب اين انساني كه براي مدت‌هاي مديدي مركز و محور گفت‌وگوها و قال‌وقيل‌هاي زيادي بوده، آشنايي‌هاي خودم را تا حدودي كه در اين فرصت مي‌گنجد، بيان كنم.

به نظر من شريعتي به‌خلاف آنچه كه همگان تصور مي‌كنند، چهره‌اي همچنان مظلوم است و اين به‌دليل طرفداران و مخالفان اوست؛ يعني از شگفتي‌هاي زمان و شايد از شگفتي‌هاي شريعتي اين است كه هم طرفداران و هم مخالفانش نوعي هم‌دستي با هم كرده‌اند تا اين انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و اين ظلمي به اوست.

[b]مخالفان او به اشتباهات دكتر شريعتي تمسّك مي‌كنند و اين موجب مي‌شود كه نقاط مثبتي كه در او بود را نبينند. بي‌گمان شريعتي اشتباهاتي داشت و من هرگز ادعا نمي‌كنم كه اين اشتباهات كوچك بود؛ اما ادعا مي‌كنم كه در كنار آنچه ما اشتباهات شريعتي مي‌توانيم نام گذاريم، چهره شريعتي از برجستگي‌ها و زيبايي‌هايي هم برخوردار بود. پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او برجستگي‌هايش را نبينيم. من فراموش نمي‌كنم كه در اوج مبارزات كه مي‌توان گفت كه مراحل پاياني قال و قيل‌هاي مربوط به شريعتي محسوب مي‌شد، امام ضمن صحبتي بدون اينكه نام از كسي ببرند، اشاره‌اي كردند به وضع شريعتي و مخالفت‌هايي كه در اطراف او هست. نوار اين سخن همان وقت از نجف آمد و در فرونشاندن آتش اختلافات مؤثر بود.

[/b]
در آنجا امام بدون اينكه اسم شريعتي را بياورند، اينجور بيان كرده بودند: (چيزي نزديك به اين مضمون) به‌خاطر چهار تا اشتباه در كتاب‌هايش بكوبيم، اين صحيح نيست. اين دقيقاً نشان مي‌داد موضع درست را مقابل هر شخصيتي و نه تنها شخصيت دكتر شريعتي، ممكن بود او اشتباهاتي بعضاً در مسائل اصولي و بنياني تفكر اسلامي داشته باشد؛ مثل توحيد، يا نبوت يا مسائل ديگر؛ اما اين نبايد موجب مي‌شد كه ما شريعتي را با همين نقاط منفي فقط بشناسيم.

در او محسّنات فراواني هم وجود داشت كه البته مجال نيست كه الآن من اين محسّنات را بگويم، براي اينكه در دو مصاحبه ديگر درباره برجستگي‌هاي دكتر مطالبي گفته‌ام. اين درباره مخالفان.

[b]اما ظلم طرفداران شريعتي به او كمتر از ظلم مخالفانش نبود، بلكه حتي كوبنده‌تر و شديدتر هم بود. طرفداران او به‌جاي اينكه نقاط مثبت شريعتي را مطرح كنند و آنها را تبيين كنند، در مقابل مخالفان صف‌آرايي‌هايي كردند و در اظهاراتي نسبت به شريعتي، سعي كردند او را يك موجود م

طلق جلوه دهند. سعي كردند حتي كوچكترين اشتباهاتي را از او نپذيرند. يعني سعي كردند اختلافي را كه با روحانيون يا با متفكران بنياني و فلسفي اسلام دارند، در پوشش حمايت و دفاع از شريعتي بيان كنند. در حقيقت شريعتي را سنگري كردند براي كوبيدن روحانيت يا كلا متفكران انديشه بنياني و فلسفي اسلام.

خود اين منش و موضع گيري كافي است كه عكس‌العمل‌ها را مقابل شريعتي تندتر و شديدتر و مخالفان او را در مخالفت حريص‌تر كند.

بنابراين، من امروز مي‌بينم كساني كه به نام شريعتي و به‌عنوان دفاع از او درباره شريعتي حرف مي‌زنند، كمك مي‌كنند تا شريعتي را هرچه بيشتر منزوي كنند.
[/b]
متأسفانه به نام رساندن انديشه‌هاي او يا به نام نشر آثار او يا به عنوان پيگيري خط و راه او ،فجايعي در كشور صورت مي‌گيرد. فراموش نكرده‌ايم كه يك مشت قاتل و تروريست به نام «فرقان‌ها» خودشان را دنباله‌روي خط شريعتي مي‌دانستند.

آيا شريعتي به‌راستي كسي بود كه طرفدار ترور شخصيتي مثل شهيد مطهري باشد؟ او كه خودش را همواره علاقه‌مند به مرحوم مطهري و بلكه مريد او معرفي مي‌كرد. من خودم از او اين مطلب را شنيده‌ام. در يك سطح ديگر، كساني كه امروز در جنبه‌هاي سياسي و مقابل يك قشري يا جرياني قرار گرفته‌اند، خودشان را به شريعتي منتسب مي‌كنند از آن جمله هستند بعضي افراد خانواده شريعتي. اين‌ها در حقيقت از نام و از عنوان و از آبروي قيمتي شريعتي دارند سوءاستفاده مي‌كنند براي مقاصد سياسي و اين طرفداري و جانبداري است كه يقيناً ضربه‌اش به شخصيت شريعتي كمتر از ضربه مخالفان شريعتي نيست.

البته این مصاحبه ادامه دارد اگر دوستان خواستم میذارم .

استاد رحیم پور و همچنین دکتر چمران هم حرفهایی دارند که بهتر انها را دوستان بشنوند و بعد در مورد دکتر

شریعتی سخن گویند و مهمتر حرفهای ایشان را در سال های انقلاب و شرایط انروز باید سنجید .

بهرحال اون قسمت قرمز رنگ صحبتهای اقا خیلی از مسائل را روشن کند.

موفق باشید ان شاءالله

یاعلی.
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع