شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
در میان نوشتهها کاغذ سفیدی نیز به چشم میخورد. معلم پرسید: این کاغذ سفید مال چه کسی است؟ یکی از دانشآموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: دخترم چرا چیزی ننوشتی؟ دخترک جواب داد: عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمیتوانم تصمیم بگیرم کدام را بنویسم. معلم گفت: بسیار خب، هرچه در ذهنت است را به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم. در این هنگام دخترک مکثی کرد و گفت: به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از: لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن. پس از شنیدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت. آری؛ عجایب واقعی همین نعمتهایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی میانگاریم.
-
آیا نباید الله رو عبادت کرد واسه این نعمت هایی که به ما داده ؟ ( بندگی الله قبول کردن اهل بیت هم هست به نظر من )
-
حالا اونهایی که به نحوی از این نعمتها محروم هستند .. فکر نکنم الله حق کسی رو ضایع کنه .. !!
سلام
دوستان بی نهایت ممنون برای پاسخ هاتون
خیلی خوشحالم که دوستانی به این خوبی دارم
شرمنده من مدتی در تالار نبودم و نمیدونستم جواب سوالم رو دادین.
جناب بیداری اندیشه هم کمکم کردند تا حدی به جواب هام نزدیک بشم
علی آقا با کمال میل تاپیک هایی که معرفی کرده بودین رو مطالعه کردم
پاسخ هاتون جامع و کامل بود
فقط مجدد در سر دردسرسازم یه سوال دیگه شکل گرفت!
خداوند خالق کل موجودات و همه ی عوالم هست.
یعنی خداوند خالق انسان هم هست، و خالق انسان، خالق تمام حالات انسان هم هست.
همیشه هم گفته میشه که خالق یک شی، یه اون شی و حالاتش اشراف کامل داره.
خداوند خالق درد و ناتوانی انسان هم هست، این یعنی خداوند به درد هم اشراف کامل داره
اما یک سری صفات به خدا نسبت داده نمیشه و صفت ندانستن هم در خدا وجود نداره
آیا خدا میدونه که مثلاً درد کشیدن برای انسان چگونه هست...
یا برای مثال یک حالت روحی... مثلاً شرمزدگی چطور هست؟
اگر اینطور هست پس چرا چنین چیزهایی رو برای انسان قرار داده؟
میدونم که این مسئله هم جواب داره
اما من نمیتونم اینا رو کنار هم بذارم
اینکه خدواند که شرمزدگی رو حس نکرده چطور اون رو در وجود انسان قرار میده؟
یا ناراحتی هایی روحی که در خداوند وجود نداره...
اگر این پازل رو هم کنار هم بذارید و جواب بدین بی نهایت ممنون میشم.
با تشکر از شما
ببینید الان شما میدونید سرقت چیه؟ ایا شما سارقید؟
علم داشتن به معنای عامل بودن نیست . خداوند خودش شرمندگی نداره چون خطا نداره ولی علم داره شرمندگی چیه
ضمن اینکه ما با قیاس خودمون نمیتونیم آنچنان پی به چیستی خدا ببریم
تعاریف نظی ما هم سایه ای کمرنگ از حقیقته
شاید ما ادم ها برای درک موضوعی باید خودمونم داراش باشیم اما خداوند اینگونه نیست . اینجا سوال غلطه . چون خداوند که مثل ما نیست
دوستان هم اگر توضیحی دارند بفرمایند تا حقیر هم استفاده ببرم
یه نکته ای به فرمایشات آقا وحید بنده اضافه کنم.
ببینید دوستان ، یه قاعده ی کلی در فلسفه اسلامی هست که میگه همه بدی ها و زشتی ها و... که در عالم هست به خاطر نقص و نبودنه. یعنی شما مثلا خدا رو به عنوان یک «کامل» در نظر بگیرید. همین کامل بودن باعث شده که نه زشتی داشته باشه ، نه نقصی داشته باشه نه بدی داشته باشه و...
مثال ملموس تر ، وجود نازنین معصومین مثلا پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خاطر کامل بودن (نزدیک بودنشون به صفات خدایی) از بدی و زشتی و گناه و... دور بودند.
پس هر زشتی و بدی از نبودن و نقص ناشی میشه.
به قول یکی از اساتید ، وقتی شما یه صد تومنی میدی به یک گدا اصلا قهر میکنه! ولی وقتی هزار تومن بدی بهش خوشحال میشه...
اون قهر کردن به خاطر صد تومن بوده؟ اگه به خاطر صد تومن بود وقتی شما 9 تا صد تومن دیگه میذاشتید روش بیشتر باید ناراحت میشد!
از اون صد تومن ناراحت شده چون 900 تومن نقص داشته!
و این نکته رو یادآوری کنم که «نقص» به هیچ عنوان در خداوند نیست.
پس اینکه شما گفتید خداوند آفریننده ی تمام حالات انسان حتی گناهها و بدی ها و زشتی ها و... هست این حد اقل از لحاظ فلسفی محل اشکال هست.
(۲/بهمن/۹۱ ۱۷:۵۹)آرین (الهه.ع) نوشته است: [ -> ]آقا وحید، ممنون بابت اینکه کاملاً شفاف و واضح مطالبتون رو بیان میکنین...
من یک سری سوالاتی دارم که با وجود دنبال پاسخ گشتن، تا به حال جوابی براشون پیدا نکردم...
ما میگیم خداوند بهترین خلایقش رو برای هدایت ما قرار داده...
و این رو هم شنیدیم که اگر پیامبر نبود، هیچ یک از ما خلق نمیشدیم!
این دو رو چه طور میشه کنار هم گذاشت؟! به هر حال یکی مسبب وجود دیگری هست...
آیا این انصافه که به خاطر وجود نازنین پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خلق شده باشیم؟؟؟
در نظر بگیرید این جمله یعنی که از آدم (علیه السلام) تا ............ آخرین انسانی که قبل از قیامت خلق میشه به خاطر پیامبر یا پنج تن، یا چهاده معصوم خلق شدند!
آیا عدل یعنی من ناخواسته به این دنیا بیام و زجر و سختی بکشم و در آخر معلوم نیست که بهشتی بشم یا نه به خاطر چند نفر دیگه؟ چند نفری که برای خدا عزیز و محترم هستند...
خودمون هیچ، انسانهایی که در آفریقا و جاهای دیگه در اوج فقر و بیماری متولد میشن و جز درد مداوم در طول زندگشون چیز دیگه ای ندارن چه گناهی کردن؟
ما نا خواسته وارد این دنیا میشیم... و اگر بخوایم در دنیای دیگر، که باز هم ناخواسته به اونجا میریم سختی نکشیم، باید تن به قوانینی خاص بدیم که انجام دادن اونها هم سخته...
خداوند در قرآن میفرماید خلق الانسان فی کبد... یعنی ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم!
چرا؟؟؟؟؟؟ چرا من باید موجودی باشم که ناخواسته به دنیا میام و باید سختی بکشم؟
عدالت خداوند؟ انصاف؟ علاقه ی خداوند که میگن به انسانها داره کجاست؟
یا همین وجود مقدس صاحب عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
خداوند میخواد تا زمانی که زمین پر از فساد بشه، ایشون رو در غیبت نگه داره
آیا این عدالته؟ انسانهایی که در قبل از ظهور در همه جور ظلم و درد و رنج زندگی میکنن تکلیفشون چیه؟ آیا حقشون این بوده؟
من تا جایی که شده سعی کردم اعتقاداتم رو محکم کنم
اما این سوال ها همیشه اذیتم میکنن... میترسم یک روز همین سوال ها باعث بشه از همه چیز دست بکشم... و نمیخوام که این اتفاق بیفته...
با عرض سلام
سوال جالبی بود
ما میدونیم خدا مارو خلق کرده برای بندگی و بندگی خدا -بر خلاف دیگر بندگی ها- بیگاری و... نیست!!
بلکه رسیدن به کماله. پس خدا ما رو آفریده تا به کمال برسیم. رسیدن به کمال بدون راهنمایی و "دعوت " خدا امکان پذیر نیست
پس خدا مارو "دعوت" میکنه به این راه. اما چطوری؟
بذارید مثال بزنم: من شمارو دعوت
بسم الله الرحمن الرحیم
"ما خلقت جن و الانس الا لیعبدون"
جن و انسان رو خلق نکردم جز برای بندگی!
شاید بهترین ترجمه این باشه!
ولی یه سوال مهم!
چرا ؟؟؟
خدا که نیازی به بندگی ما نداره! پس چرا دلیل اصلی خلقت ما اینه؟
نگید بخاطر خودمونه چون اصلا دلیل منطقی نیست, خدا ما رو خلق کرده که بخاطر خودمون بپرستیمش؟؟ خب اصلا از اول برای چی خلق کرده!؟
ببینید, ما اتومبیل رو ساختیم که خودمون راحت تر باشیم, ما رایانه رو ساختیم که خودمون راحت تر باشیم, حالا خدا برای چی ما رو خلق کرده!؟ وقتی نیازی به ما نداره. خدا که فعل عبث انجام نمیده!
یه روزی یه نفر یه سوالی ازم پرسید, گفت خدا ما رو خلق کرده که بندگی کنیم که مثلا بعد 80 سال بمیریم و بریم اون دنیا که ما رو ببره بهشت؟؟ همین؟؟؟؟
خب , آخرش چی؟ یعنی قراره بصورت جاودانه اونجا باشیم که چی بشه؟؟
تمام نعمت هایی که خدا تو این دنیا به ما داده و بخاطر همین نعمت هاست که به خودش آفرین میگه , اونجا بدردمون نمیخوره! اختیار دیگه معنی نداره! اونجا پیشرفت و کمال طلبی انسان چی میشه پس؟ اونجا عقل به چه دردی میخوره؟
من درمورد چرایی آفرینش خودم سوالی زیادی ندارم

لطفا از حرفم برداشت بد و ضد خدایی نشه ......
فقط سوالم از الله اینه که وقتی میخواست منو بیافرینه به چی فکر میکرد! حتما اینو ازش میپرسم 
اینکه خداوند انسان را افرید با توجه به محدودیت ذهن انسان نمیتونه پاسخگوی این سوال باشه و دلایلی که برای افرینش اوردند از نظر من قانع کننده نیست بلکه یه چیزی فراتر از اینهاست که قابل درک برای ادمی نیست
در مورد رنج و مشکلات هم که"اینها سازنده ماهیت وجودی انسان است
دفتر عشق خدایا تو به پایان مرسان
یوسف گمشده ما تو به کنعان مرسان
همه خواهند زتو تا که بسامان برسند
ما بگوییم که ما را تو به سامان مرسان

خیلی متن زیبایی بود
واقعا زیبا بود
متشکرم
این ارسال رو زدم که دوستانی که این متن زیبا رو نخوندن حتما بخونن و تاپیک دوباره بالا بیاد
(۲۹/مرداد/۹۲ ۱۸:۲۶)MYNK نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
"ما خلقت جن و الانس الا لیعبدون"
جن و انسان رو خلق نکردم جز برای بندگی!
شاید بهترین ترجمه این باشه!
ولی یه سوال مهم!
چرا ؟؟؟
خدا که نیازی به بندگی ما نداره! پس چرا دلیل اصلی خلقت ما اینه؟
نگید بخاطر خودمونه چون اصلا دلیل منطقی نیست, خدا ما رو خلق کرده که بخاطر خودمون بپرستیمش؟؟ خب اصلا از اول برای چی خلق کرده!؟
ببینید, ما اتومبیل رو ساختیم که خودمون راحت تر باشیم, ما رایانه رو ساختیم که خودمون راحت تر باشیم, حالا خدا برای چی ما رو خلق کرده!؟ وقتی نیازی به ما نداره. خدا که فعل عبث انجام نمیده!
ببینید گرامی
ما نمی توانیم اعمال خودمون رو با خداوند مقایسه کنیم .
ما انسانها سودجو هستیم ، بنابراین هر عملی که انجام می دهیم در واقع به خاطر سود و زیانش هست مثل همان مثالی که شما زدید .
مثلا من برای استفاده شخصی خودم ، سود و زیان خودم اعمال را مرتکب می شوم ولی خداوند اینگونه نیست .
خداوند فیاض است . بنابراین باید طبق ذات خودش به هر موجودی که لیاقت دارد ، فیض باید ببخشد
به عبارت دیگر، اگر چیزى لایق آفریده شدن باشد و خداوند آن را نیافریند، این نیافریدن با توجه به خیر بودن وجود، منع از خیر است و
گرنه نعوذ بالله دچار بخل است که این صفت در ذات خداوندی راهی ندارد .
در کل فیض خداوند یک نوع رحمت از ناحیه خداوند است و ...
این درست هست که خداوند برای عبودیت ما رو آفریده اما بر اثر فیاضیت هست .