|
چرا خداوند مرا آفرید؟
|
|
۱۷:۴۱, ۱/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۱ ۱۱:۱۴ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
گاهی با این سوال مواجه میشویم که چرا خداوند مرا افرید؟ چرا افرینش خدا در این دنیا موجب رنج من است ؟ چرا فلانی اینقدر خوشبخت است و من نه ؟ خدا مرا هم دوست دارد؟ شاید این مبحث ارتباطی قوی با عدالت خداوند داشته باشد چون باید دید هدف از هر کاری چیست تا بتوان راجع به ان عمل نظر داد . اولین هدفی که خداوند متعال بیان میفرماید این است که جن و انس را نیافریدیم مگر برای ((یعبدون)) متاسفانه کلمات عربی در برگردان به فارسی حق مطلب را ادا نمیکنند . و ایه "ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون " را برای عبادت ترجمه میکنند . که البته چاره ای هم نیست . سپس در جای دیگری میفرماید الیس الله بکاف عبده؟!! یعنی کسی که تعبدون را انجام داده الان خداوند برایش بس است ! و در جای دیگری میفرماید که بنده باید از خداوند ایاک نعبد را بخواهد و قول بدهد که ایاک نعبد در جای دیگری پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرماید که از عبدالله و عبدالرحمن خیلی خوشم میاد خلاصه میکنیم برادران و خواهران گرامی وقتی خداوند متعال میفرماید الا لیعبدون در ترجمه برای عبادت اولین چیزی که به ذهن میرسد یعنی اینکه انسان را خلق کرده که ۲۳ ساعت نماز بخواند!! در حالی که اسلام رهبانیت را رد کرده و نبی مکرم اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان عزیزمان (علیه السلام) همچین سیره ای نداشته اند عبد یعنی اطاعت کردن . اطاعت کردن از جان و دل . بدون شک و تردید و خالصانه بدون هیچ توقعی . بدون طمع ٫٫٫ بعد بنده برایش خداوند کافی است و توکلش به خداست ! یعنی نیاز به کسی بجز خدا ندارد . و خداوند هر آن چیزی است که او میخواهد . خواب و خوراک و زندگی و عشق و نیاز و هم و غمش میشود خدا . و خداوند او را بس است اما عبد شدن چگونه است ؟ چطور باید اینقدر عاشق خدا بود؟ بیاید یک مثال ضعیف را بررسی کنیم . شما وارد دانشگاه میشوید چند نفر را میبینید که مثل هم از لحاظ تیپ و قیافه یک جا نشسته اند در دید اول خوب احترام خاصی برای انها قایل نیستید ولی بعد میبینید به یک نفر خیلی احترام گذاشته میشود او را اقای دکتر مینامند رییس دانشگاه است از نخبه های جهانی است و کتب زیادی نوشته است و تمام دروس شما هم با اوست خوب الان دیدتان با دید اول چه فرقی کرده؟ بله شناخت ، دید انسان را عوض میکند ! و علاقه و احترام و احساسات انسان را به اوج میرساند خوب فرض میکنیم الان با این فرد بزرگ ارتباط بر قرار میکنید میبینید به به چه انسان خوش اخلاقی چقدر فهمیده و اهل دانشه احترام شما تبدیل به علاقه میشودو .... ![]() پس ارتباط باعث ایجاد احساسات قوی تری در ما میشود برای اینکه خداوند را بتوانیم بندگی کنیم شناخت لازم است . یعنی برای اینکه اخلاص و عشق ما بالا برود باید شناخت ما بالا برود برای همینم خداوند اینهمه عجایب افرید . تا شروعی باشد برای درک حضور و قدرتش ... امام علی (علیه السلام) میفرمایند( من عرف نفسه فقد عرفه ربه) بله باید خود را شناخت . نفس خود را شناخت . البته باز عرفه شناخت معنی کامل ان نیست . عرفه یعنی شناخت کامل . پی بردن به اصل مطلب که این اصل مطلب با خواندن یک یا ۱۰۰ کتاب به دست نمیاید . باید ان را حس کرد ! این احساس کردن و معرفت پیدا کردن لازمه اش چیست؟ باید ناخالصی این نفس را گرفت و ان را رام کرد . قلب را صاف کرد تا بتوان با ان دید و معرفت و شناخت پیدا کرد . اینجاست که خداوند یفرماید اگر میخواهید خدا شما را دوست بدارد و شما خدا را دوست بدارید از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تبعیت کنید تبعیت از ایشان یعنی متشرع بودن . یعنی دوست داشتن امام علی و گردن زیر ولایت مولا نهادن (علیه السلام) پیامبر میفرماید من شهر معرفتم و علی در آن!!! یعنی اگر ولایت مولا نداشته باشی نمی توانی معرفتی به من داشته باشی و طبق ایه قران کسی که تبعیت از پیامبر نکند هیچ راهی به معرفت ندارد و اینجاست که مولا علی (علیه السلام) نفس ما را تربیت میکند و ایشان امام نفس است و کمتر کسی میتواند زیر بار ولایت ایشان برود! حالا این چه سودی برای انسان دارد فقط کسانی فهمیدند که رفتند و رسیدند . برای ما هم تعریف کردند ولی شنیدن کی بود .... فقط میبینیم ان که خبر شد خبری باز نیامد و یک لحظه جمال یار را از دست نمیدهد و روی بر نمیگرداند . نه با حور العین عوض میکند و نه در اتش برود روی بر میگرداند . نه طلا را میخواهد نه ... ان کس که تو را شناخت جان را چه کند .... در ادامه ۲ مطلب دیگر را بررسی میکنیم . خداوند چگونه ما را هدایت میکند و چرا در این دنیا ما را در رنج افرید . چگونه این رنج تمام میشود و ... ان شا الله که ادامه دارد در پناه خدا |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۳۰, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
در میان نوشتهها کاغذ سفیدی نیز به چشم میخورد. معلم پرسید: این کاغذ سفید مال چه کسی است؟ یکی از دانشآموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: دخترم چرا چیزی ننوشتی؟ دخترک جواب داد: عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمیتوانم تصمیم بگیرم کدام را بنویسم. معلم گفت: بسیار خب، هرچه در ذهنت است را به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم. در این هنگام دخترک مکثی کرد و گفت: به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از: لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن. پس از شنیدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت. آری؛ عجایب واقعی همین نعمتهایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی میانگاریم.
- آیا نباید الله رو عبادت کرد واسه این نعمت هایی که به ما داده ؟ ( بندگی الله قبول کردن اهل بیت هم هست به نظر من ) - حالا اونهایی که به نحوی از این نعمتها محروم هستند .. فکر نکنم الله حق کسی رو ضایع کنه .. !! |
|||
|
|
۱:۰۸, ۷/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
سلام
دوستان بی نهایت ممنون برای پاسخ هاتون خیلی خوشحالم که دوستانی به این خوبی دارم شرمنده من مدتی در تالار نبودم و نمیدونستم جواب سوالم رو دادین. جناب بیداری اندیشه هم کمکم کردند تا حدی به جواب هام نزدیک بشم علی آقا با کمال میل تاپیک هایی که معرفی کرده بودین رو مطالعه کردم پاسخ هاتون جامع و کامل بود فقط مجدد در سر دردسرسازم یه سوال دیگه شکل گرفت! خداوند خالق کل موجودات و همه ی عوالم هست. یعنی خداوند خالق انسان هم هست، و خالق انسان، خالق تمام حالات انسان هم هست. همیشه هم گفته میشه که خالق یک شی، یه اون شی و حالاتش اشراف کامل داره. خداوند خالق درد و ناتوانی انسان هم هست، این یعنی خداوند به درد هم اشراف کامل داره اما یک سری صفات به خدا نسبت داده نمیشه و صفت ندانستن هم در خدا وجود نداره آیا خدا میدونه که مثلاً درد کشیدن برای انسان چگونه هست... یا برای مثال یک حالت روحی... مثلاً شرمزدگی چطور هست؟ اگر اینطور هست پس چرا چنین چیزهایی رو برای انسان قرار داده؟ میدونم که این مسئله هم جواب داره اما من نمیتونم اینا رو کنار هم بذارم اینکه خدواند که شرمزدگی رو حس نکرده چطور اون رو در وجود انسان قرار میده؟ یا ناراحتی هایی روحی که در خداوند وجود نداره... اگر این پازل رو هم کنار هم بذارید و جواب بدین بی نهایت ممنون میشم. |
|||
|
|
۱:۱۸, ۷/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
با تشکر از شما
ببینید الان شما میدونید سرقت چیه؟ ایا شما سارقید؟ علم داشتن به معنای عامل بودن نیست . خداوند خودش شرمندگی نداره چون خطا نداره ولی علم داره شرمندگی چیه ضمن اینکه ما با قیاس خودمون نمیتونیم آنچنان پی به چیستی خدا ببریم تعاریف نظی ما هم سایه ای کمرنگ از حقیقته شاید ما ادم ها برای درک موضوعی باید خودمونم داراش باشیم اما خداوند اینگونه نیست . اینجا سوال غلطه . چون خداوند که مثل ما نیست دوستان هم اگر توضیحی دارند بفرمایند تا حقیر هم استفاده ببرم |
|||
|
|
۵:۴۵, ۷/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
یه نکته ای به فرمایشات آقا وحید بنده اضافه کنم.
ببینید دوستان ، یه قاعده ی کلی در فلسفه اسلامی هست که میگه همه بدی ها و زشتی ها و... که در عالم هست به خاطر نقص و نبودنه. یعنی شما مثلا خدا رو به عنوان یک «کامل» در نظر بگیرید. همین کامل بودن باعث شده که نه زشتی داشته باشه ، نه نقصی داشته باشه نه بدی داشته باشه و... مثال ملموس تر ، وجود نازنین معصومین مثلا پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خاطر کامل بودن (نزدیک بودنشون به صفات خدایی) از بدی و زشتی و گناه و... دور بودند. پس هر زشتی و بدی از نبودن و نقص ناشی میشه. به قول یکی از اساتید ، وقتی شما یه صد تومنی میدی به یک گدا اصلا قهر میکنه! ولی وقتی هزار تومن بدی بهش خوشحال میشه... اون قهر کردن به خاطر صد تومن بوده؟ اگه به خاطر صد تومن بود وقتی شما 9 تا صد تومن دیگه میذاشتید روش بیشتر باید ناراحت میشد! از اون صد تومن ناراحت شده چون 900 تومن نقص داشته! و این نکته رو یادآوری کنم که «نقص» به هیچ عنوان در خداوند نیست. پس اینکه شما گفتید خداوند آفریننده ی تمام حالات انسان حتی گناهها و بدی ها و زشتی ها و... هست این حد اقل از لحاظ فلسفی محل اشکال هست. |
|||
|
|
۱۲:۴۰, ۱۲/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/فروردین/۹۲ ۱۲:۵۶ توسط th17.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۲/بهمن/۹۱ ۱۷:۵۹)آرین (الهه.ع) نوشته است: آقا وحید، ممنون بابت اینکه کاملاً شفاف و واضح مطالبتون رو بیان میکنین... با عرض سلام سوال جالبی بود ما میدونیم خدا مارو خلق کرده برای بندگی و بندگی خدا -بر خلاف دیگر بندگی ها- بیگاری و... نیست!! بلکه رسیدن به کماله. پس خدا ما رو آفریده تا به کمال برسیم. رسیدن به کمال بدون راهنمایی و "دعوت " خدا امکان پذیر نیست پس خدا مارو "دعوت" میکنه به این راه. اما چطوری؟ بذارید مثال بزنم: من شمارو دعوت |
|||
|
|
۱۸:۲۶, ۲۹/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
"ما خلقت جن و الانس الا لیعبدون" جن و انسان رو خلق نکردم جز برای بندگی! شاید بهترین ترجمه این باشه! ولی یه سوال مهم! چرا ؟؟؟ خدا که نیازی به بندگی ما نداره! پس چرا دلیل اصلی خلقت ما اینه؟ نگید بخاطر خودمونه چون اصلا دلیل منطقی نیست, خدا ما رو خلق کرده که بخاطر خودمون بپرستیمش؟؟ خب اصلا از اول برای چی خلق کرده!؟ ببینید, ما اتومبیل رو ساختیم که خودمون راحت تر باشیم, ما رایانه رو ساختیم که خودمون راحت تر باشیم, حالا خدا برای چی ما رو خلق کرده!؟ وقتی نیازی به ما نداره. خدا که فعل عبث انجام نمیده! یه روزی یه نفر یه سوالی ازم پرسید, گفت خدا ما رو خلق کرده که بندگی کنیم که مثلا بعد 80 سال بمیریم و بریم اون دنیا که ما رو ببره بهشت؟؟ همین؟؟؟؟ خب , آخرش چی؟ یعنی قراره بصورت جاودانه اونجا باشیم که چی بشه؟؟ تمام نعمت هایی که خدا تو این دنیا به ما داده و بخاطر همین نعمت هاست که به خودش آفرین میگه , اونجا بدردمون نمیخوره! اختیار دیگه معنی نداره! اونجا پیشرفت و کمال طلبی انسان چی میشه پس؟ اونجا عقل به چه دردی میخوره؟ |
|||
|
|
۲۳:۲۶, ۲۹/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
من درمورد چرایی آفرینش خودم سوالی زیادی ندارم
![]() لطفا از حرفم برداشت بد و ضد خدایی نشه ...... فقط سوالم از الله اینه که وقتی میخواست منو بیافرینه به چی فکر میکرد! حتما اینو ازش میپرسم
|
|||
|
|
۰:۵۷, ۳۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
اینکه خداوند انسان را افرید با توجه به محدودیت ذهن انسان نمیتونه پاسخگوی این سوال باشه و دلایلی که برای افرینش اوردند از نظر من قانع کننده نیست بلکه یه چیزی فراتر از اینهاست که قابل درک برای ادمی نیست
در مورد رنج و مشکلات هم که"اینها سازنده ماهیت وجودی انسان است دفتر عشق خدایا تو به پایان مرسان یوسف گمشده ما تو به کنعان مرسان همه خواهند زتو تا که بسامان برسند ما بگوییم که ما را تو به سامان مرسان
|
|||
|
|
۱۲:۱۲, ۱۶/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
خیلی متن زیبایی بود
واقعا زیبا بود متشکرم این ارسال رو زدم که دوستانی که این متن زیبا رو نخوندن حتما بخونن و تاپیک دوباره بالا بیاد |
|||
|
|
۱۲:۴۴, ۱۶/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۲۹/مرداد/۹۲ ۱۸:۲۶)MYNK نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیمببینید گرامی ما نمی توانیم اعمال خودمون رو با خداوند مقایسه کنیم . ما انسانها سودجو هستیم ، بنابراین هر عملی که انجام می دهیم در واقع به خاطر سود و زیانش هست مثل همان مثالی که شما زدید . مثلا من برای استفاده شخصی خودم ، سود و زیان خودم اعمال را مرتکب می شوم ولی خداوند اینگونه نیست . خداوند فیاض است . بنابراین باید طبق ذات خودش به هر موجودی که لیاقت دارد ، فیض باید ببخشد به عبارت دیگر، اگر چیزى لایق آفریده شدن باشد و خداوند آن را نیافریند، این نیافریدن با توجه به خیر بودن وجود، منع از خیر است و گرنه نعوذ بالله دچار بخل است که این صفت در ذات خداوندی راهی ندارد . در کل فیض خداوند یک نوع رحمت از ناحیه خداوند است و ... این درست هست که خداوند برای عبودیت ما رو آفریده اما بر اثر فیاضیت هست . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا خداوند انسان را آفرید | مرهم | 0 | 861 |
۱۱/شهریور/۹۳ ۰:۳۰ آخرین ارسال: مرهم |
|












