(۲۶/اردیبهشت/۹۰ ۱۲:۰۷)hadi_shj نوشته است: [ -> ]سلام
بین مطالبی که در مورد این مبحث خوانده بودم به نظرم این معتدل تر بود ولی با این حال چند سوال دارم.
نقل قول:فقیه در تأمین مصالح عالیه اسلام و جامعه اسلامی مبسوط الید است و مفید به قیودی كه او را از تأمین مصالحی كه باید تأمین شود باز دارد, نیست. همان اختیاراتی كه معصوم ـ علیه السلام ـ داشت و بر اساس آن جامعه اسلامی را به سمت مصالح عمومی جامعه اسلامی و اهداف حكومت اسلامی رهنمون می ساخت.
آیا می توان گفت سطح بینش معصوم و ولی فقیه، همسان است؟ و هم چنین آیا درست است که یک نفر سلیقه های شخصی خود را (چنان چه نادرست باشد)، مصالح جامعه تشخیص دهد؟ آیا بهتر نیست شورایی از فقها که مستقیما" توسط مردم انتخاب شوند؛ وجود داشته باشد؟
هم چنین شما در مطلب مذکور، حرفی از مقبولیت ولی فقیه به میان نیاوردید. ولی فقیه زمانی بر مردم ولایت دارد که آن ها او را بخواهند. حتی امام علی (علیه السلام) نیز وقتی ابوبکر خلیفه شد با وجود این که جانشین بر حق پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود؛ چون مردم به وی اقبال نکردند سکوت اختیار کرد.
در ایران وظیفه ی انتخاب و نظارت بر رهبر، بر دوش مجلس خبرگان است که متاسفانه مجلسی فرمایشی است. زیرا در هیچ جلسه ای از آن تاکنون، از رهبر توضیحی خواسته نشده است.
دوست عزیز مطمئنی دلیل سکوت حضرت علی اونی بود که نوشتی ؟
اگه این طوره پس چرا امام حسین قیام کرد؟ در حالی که همه علیه ش بودند و فقط 72 یار داشت؟
در مورد شورا هم ؛ همیشه در موارد اختلافی همه مجبورند به تا به کسی که پایین ترین بینش رو داره تمکین کنند و این طوری هیچ وقت مسائل پیش نمیره .
اصلا اگر رهبری سلیقه شخصی خودش رو دخیل کنه از عدالت ساقطه و دیگه رهبر نیست .اینی که شما اطراف می شنوی تماما دروغ پراکنی معاندین هست.
نقل قول:دوست عزیز مطمئنی دلیل سکوت حضرت علی اونی بود که نوشتی ؟
اگه این طوره پس چرا امام حسین قیام کرد؟ در حالی که همه علیه ش بودند و فقط 72 یار داشت؟
به نظر من هر امام چون زمان شناس بوده؛ با توجه به مقتضیات زمان خود عمل می کرده. امام حسین (علیه السلام) قیام کردند و امام صادق (علیه السلام) تقیه.
(۲۶/اردیبهشت/۹۰ ۱۲:۰۷)hadi_shj نوشته است: [ -> ]سلام
بین مطالبی که در مورد این مبحث خوانده بودم به نظرم این معتدل تر بود ولی با این حال چند سوال دارم.
نقل قول:فقیه در تأمین مصالح عالیه اسلام و جامعه اسلامی مبسوط الید است و مفید به قیودی كه او را از تأمین مصالحی كه باید تأمین شود باز دارد, نیست. همان اختیاراتی كه معصوم ـ علیه السلام ـ داشت و بر اساس آن جامعه اسلامی را به سمت مصالح عمومی جامعه اسلامی و اهداف حكومت اسلامی رهنمون می ساخت.
1-آیا می توان گفت سطح بینش معصوم و ولی فقیه، همسان است؟ و هم چنین آیا درست است که یک نفر سلیقه های شخصی خود را (چنان چه نادرست باشد)، مصالح جامعه تشخیص دهد؟ آیا بهتر نیست شورایی از فقها که مستقیما" توسط مردم انتخاب شوند؛ وجود داشته باشد؟
2-هم چنین شما در مطلب مذکور، حرفی از مقبولیت ولی فقیه به میان نیاوردید. ولی فقیه زمانی بر مردم ولایت دارد که آن ها او را بخواهند. حتی امام علی (علیه السلام) نیز وقتی ابوبکر خلیفه شد با وجود این که جانشین بر حق پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود؛ چون مردم به وی اقبال نکردند سکوت اختیار کرد.
2-در ایران وظیفه ی انتخاب و نظارت بر رهبر، بر دوش مجلس خبرگان است که متاسفانه مجلسی فرمایشی است. زیرا در هیچ جلسه ای از آن تاکنون، از رهبر توضیحی خواسته نشده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ1:
امام معصوم در اداره جامعه
اصلا از علم غیب خود استفاده نمی کند
و لذا شما می بینید که پیامبر خدا در جنگ ها از همران نزدیک خود مشورت می گیرد
ولی فقیه هم که از طرف همان معصومین منصوب شده
از همین روش استفاده میکند
بعد ما در انتخاب ولی فقیه
شرایط سختی را لحاظ میکنیم
مثل عدالت و تقوی
که به این معتناست که اصلا طرف گناه نباید برود
بعد تدبیر و سیاست مداری را
که باعث میشود کمترین خطا و اشتباه را در تشخیص داشته باشد
پاسخ2=میفرمایید مردم آقارو نمیخوان!!!!!!!!!!
پاسخ3= شما میگید فرمایشی!!!!!!!! در صورتی که ما(مردم) خبرگان رو تعیین میکنیم
در مورد توضیح خواستن از رهبری هم:شما از کجا میدانید؟
چون جلسات مجلس خبرگان که علنی نیست!
حالا بنده شنیده ام که اتفاقا خیلی هم سختگیرانه کارهای رهبر مورد بررسی قرار میگیرد
.:: والسلام علی من اتبع الهدی ::.
نقل قول:ولی فقیه هم که از طرف همان معصومین منصوب شده
چگونه؟
نقل قول:پاسخ2=میفرمایید مردم آقارو نمیخوان!!!!!!!!!!
پاسخ بود؟
نقل قول:در مورد توضیح خواستن از رهبری هم:شما از کجا میدانید؟
چون جلسات مجلس خبرگان که علنی نیست!
یعنی شما می فرمایید که تا کنون پیش آمده که رهبر در صحن مجلس خبرگان حاضر شود و به سوالات نمایندگان پاسخ دهد؟ منظور من این بود.
نقل قول:در صورتی که ما(مردم) خبرگان رو تعیین میکنیم
البته از بین کسایی که انتخاب بشن طبق خود قانون رهبر میتونه رد صلاحیت کنه و فقط فقط اونایی که طبق نظر خودشون قابل هستن میتونن توسط مردم انتخاب بشن که این یعنی خود شخص رهبری انتخاب میکنه
اولین دوره
تاریخ برگزاری انتخابات: ۱۹ آذر سال ۱۳۶۱
تعداد ثبت نام کنندگان : ۱۶۸ نفر
رد صلاحیتها: ۱۲ نفر
انصراف دهندگان : ۱۰ نفر
تعداد حوزه انتخابیه: ۲۴
تعداد نمایندگان : ۸۲ نفر
درصد مشارکت : ۳۸٫۷۷٪
دومین دوره
تاریخ برگزاری انتخابات : ۱۶ مهر ۱۳۶۹
تعداد ثبت نام کنندگان : ۱۸۰ نفر
رد صلاحیتها : ۶۲ نفر
انصراف دهندگان : ۱۲ نفر
تعداد حوزه انتخابیه : ۲۴
تعداد نمایندگان : ۸۳ نفر
درصد مشارکت : ۹٫۳۷٪
سومین دوره
تاریخ برگزاری انتخابات : ۱ آبان ۱۳۷۷
تعداد ثبت نام کنندگان : ۳۹7 نفر
رد صلاحیتها : ۲۱۴ نفر
انصراف دهندگان : ۱۳ نفر
تعداد حوزه انتخابیه : ۲۸
تعداد نمایندگان : ۸۶ نفر
درصد مشارکت: ۳۲٫۴۶٪
(۲۶/اردیبهشت/۹۰ ۲۰:۴۶)Angel نوشته است: [ -> ]نقل قول:در صورتی که ما(مردم) خبرگان رو تعیین میکنیم
البته از بین کسایی که انتخاب بشن طبق خود قانون رهبر میتونه رد صلاحیت کنه و فقط فقط اونایی که طبق نظر خودشون قابل هستن میتونن توسط مردم انتخاب بشن که این یعنی خود شخص رهبری انتخاب میکنه
اولین دوره
تاریخ برگزاری انتخابات: ۱۹ آذر سال ۱۳۶۱
تعداد ثبت نام کنندگان : ۱۶۸ نفر
رد صلاحیتها: ۱۲ نفر
انصراف دهندگان : ۱۰ نفر
تعداد حوزه انتخابیه: ۲۴
تعداد نمایندگان : ۸۲ نفر
درصد مشارکت : ۳۸٫۷۷٪
دومین دوره
تاریخ برگزاری انتخابات : ۱۶ مهر ۱۳۶۹
تعداد ثبت نام کنندگان : ۱۸۰ نفر
رد صلاحیتها : ۶۲ نفر
انصراف دهندگان : ۱۲ نفر
تعداد حوزه انتخابیه : ۲۴
تعداد نمایندگان : ۸۳ نفر
درصد مشارکت : ۹٫۳۷٪
سومین دوره
تاریخ برگزاری انتخابات : ۱ آبان ۱۳۷۷
تعداد ثبت نام کنندگان : ۳۹7 نفر
رد صلاحیتها : ۲۱۴ نفر
انصراف دهندگان : ۱۳ نفر
تعداد حوزه انتخابیه : ۲۸
تعداد نمایندگان : ۸۶ نفر
درصد مشارکت: ۳۲٫۴۶٪
کجای قانون اینگونه نوشته؟
صلاحیت یا رد صلاحیت نمایندگان رو شورای نگهبان تعیین میکنه
که از شورای نگهبان فقط 6تاش رو رهبر انتخاب میکنه
6تا دیگرش هم رو مجلس شورای اسلامی (نمایندگان مردم) انتخاب میکنه
برای تایید یا رد صلاحیت کسی هم ملاک هایی وجود داره
قرعه کشی که نیست
(۲۶/اردیبهشت/۹۰ ۱۹:۴۷)hadi_shj نوشته است: [ -> ]نقل قول:ولی فقیه هم که از طرف همان معصومین منصوب شده
چگونه؟
ولایت فقیه استمرار ولایت انبیا است .
اطیعوا الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم
(۲۷/اردیبهشت/۹۰ ۱۱:۳۶)stranger نوشته است: [ -> ] (۲۶/اردیبهشت/۹۰ ۱۹:۴۷)hadi_shj نوشته است: [ -> ]نقل قول:ولی فقیه هم که از طرف همان معصومین منصوب شده
چگونه؟
ولایت فقیه استمرار ولایت انبیا است .
اطیعوا الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم
اما در مورد اختصاص اولیای امر به معصومین علامه طباطبائی در تفسیر المیزان ج 4 ص 623 می فرمایند :
آیة شریفه بین رسول و اولی الامر جمع کرده است و برای هر دو یک اطاعت را ذکر نموده است و فرموده

و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ) با این که در مورد رسول حتی احتمال این نیز نمی رود که امر به معصیت کند و یا گاهی در خصوص حکمی دچار اشتباه و غلط گردد ، اگر در مورد اولی الامر این احتمال برود به هیچ وجه نباید برای جلوگیری از این احتمال قیدی نیاورد ، پس ما هم که می بینیم درمورد آنان قیدی نیاورده است چاره ای جز این نداریم که بگوئیم آیة شریفه از هرقیدی مطلق است ، و لازمة مطلق بودنش همین است که بگوئیم همان عصمتی که در مورد رسول مسلم گرفته شد ، در مورداولی الامر نیز اعتبار شده باشد ، و خلاصة کلام منظور ا اولی الامر ، آن افراد معینی هستند که مانند رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دارای عصمتند .
البته وجوب اطاعت از طایفه ای خاص بنام فقها و مراجع معظم تقلید گرچه از باب " اولی الامر " ثابت نمی شود امّا به دلایلی دیگر که بعضاً از معصومین علیهم السلام نقل شده است ثابت می گردد و جایگاه اولیای الهی (غیر از معصومین علیهم السلام ) در دورة غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف جایگاه ویژه و مخصوصی است که برای رسیدن به مقامات انسانی و الهی چاره ای جز تمسک به فرامین گرانبهایشان ندرایم.
(۲۶/اردیبهشت/۹۰ ۱۹:۴۷)hadi_shj نوشته است: [ -> ]نقل قول:ولی فقیه هم که از طرف همان معصومین منصوب شده
چگونه؟
فقیه بطور کلی از طرف معصومین برای حکومت منصوب شده نه اینکه الان شخص ولی فقیه را عینا امام معصوم مشخص کرده باشد
زمانیکه میرزای شیرازی فتوای تحریم تنباکو را صادرکرد، تجّاردرب انبارهای تنباکو را بازکردند و سرمایه های خودشان را که عمری بابت آن پول داده بودند، درخیابان ها ریختند و آتش زدند. وقتی ناصرالدین شاه قلیان خواست، کفتند قلیان های درباروجود ندارد. ناصرالدین شاه دوباره گفت که قلیان بیاورید. رفتند و دیدند که قلیانی وجود ندارد. نصرالدین شاه بارسوم عصبانی شد و کفت چرا به فرمان شاه دیرپاسخ می دهید؟ گفتند: قربان در دربار قلیانی پیدا نمی شود. ناصرالدین شاه زنان حرمسرا را خواست و از آنها پرسید که قلیان ها کجاست و درجواب شنید « آن کسی که ما را به تو حلال کرده است، امروزقلیان را حرام کرده است.»
اگر کمی بابصیرت تر به این موضوع نگاه کنیم، میتوانیم بفهمیم که چرا دشمن ازولایت فقیه بیزار است و به فکر نابودی آن است.