تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شناخت بیشتر از ولایت مطلقه فقیه + نظرات و توضیحات آیت الله بهجت در باب ولایت فقیه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».!چرا ؟ چرا باید بگوییم "امام خامنه ای"؟
[تصویر: siZJBx_535.jpg]

ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».
سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.
امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی مرتضی (علیه السلام) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.
در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!
پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.
تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی –که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.
شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».
مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...

امام خامنه ای,

آیت الله جوادی آملی :

رهبری نه پست است نه مقام، بلکه امام جامعه است.
چگونه است که در نماز با اقتدای چند نفر میگوئیم،"امامجماعت"
اما به رهبر جهان اسلام نگوئیم امام ....؟
هر لفظی غیر از " امام خامنه ای " جفا به ایشان است

اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای
(۷/تیر/۹۲ ۲۲:۴۱)حسن.س. نوشته است: [ -> ]
جناب رنجستان عزیز سلام علیکم

اگر درست متوجه شده باشم شما با مطلقه بودن ولایت فقیه مشکل دارید و نه اصل آن؛ حالا سوال دارم که آیا شما ولایت مطلقه را به طور دقیق می شناسید؟ و بهتر عرض نمایم آنچه که در ذهن شما از این مطلقه می گذرد دقیقا چه تعریفی است؟

متشکرم.
سلام حسن اقا.
در این که ولایت فقیه را قبول دارم هیچ شکی توش نیست. حتی یک کشور کفر هم نیاز به رهبر دارد چه رسد به ما که شیعه هستیم و از همان روز اول تاریخ پیدایش تشیع امام داشتیم.
الان از ولایت مطلقه سه تعریف ارائه میشه.1- رهبر هر کاری دلش خواست بکنه: هر کس اینجوری فهمیده صد در صد اشتباه کرده چون اصلا معنای ولایت مطلقه این نیست. 2- ولایت مطلقه یعنی رهبر در تمام مسائل حکومتی و مملکت داری از سیر تا پیازش حق ورود داره در وقاع این معنا اشاره داره به این که ولایت محدودیتی نداره که خود من هم اینو قبول دارم 3- ولایت مطلقه یعنی رهبر جامعه هرچی گفت بگی چشم و اطاعت کنی. بنده با این معنا مشکل دارم چون این معنا بر خلاف قران و سنت پیامبر و عقل هست.
(۸/تیر/۹۲ ۲:۰۸)رنجستان نوشته است: [ -> ]
سلام حسن اقا.
در این که ولایت فقیه را قبول دارم هیچ شکی توش نیست. حتی یک کشور کفر هم نیاز به رهبر دارد چه رسد به ما که شیعه هستیم و از همان روز اول تاریخ پیدایش تشیع امام داشتیم.
الان از ولایت مطلقه سه تعریف ارائه میشه.1- رهبر هر کاری دلش خواست بکنه: هر کس اینجوری فهمیده صد در صد اشتباه کرده چون اصلا معنای ولایت مطلقه این نیست. 2- ولایت مطلقه یعنی رهبر در تمام مسائل حکومتی و مملکت داری از سیر تا پیازش حق ورود داره در وقاع این معنا اشاره داره به این که ولایت محدودیتی نداره که خود من هم اینو قبول دارم 3- ولایت مطلقه یعنی رهبر جامعه هرچی گفت بگی چشم و اطاعت کنی. بنده با این معنا مشکل دارم چون این معنا بر خلاف قران و سنت پیامبر و عقل هست.
عقل هرکس فکر واندیشه اون فرد هستش درسته که آدم پذیرش هر حرفی رو نداره اما بفرمایید :

کجای قرآن و سنت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خلاف اینو میگه که نباید رهبر جامعه هرچی گفت انجام بدن ؟

خداوند در قرآن می فرماید:
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتي‏ بارَكْنا فيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنينَ (سبا 18)و ميان آنها و شهرهايى كه بركت داده بوديم، آباديهاى آشكارى قرار داديم و سفر در ميان آنها را بطور متناسب (با فاصله نزديك) مقرّر داشتيم (و به آنان گفتيم شبها و روزها در اين آباديها با ايمنى (كامل) سفر كنيد.
یک از علما به نام محمد بن صالح همدانی به صاحب الزمان (عليه السلام)نامه ای می نویسد و حضرت در جوابی که به نامه او می دهند در مورد تفسیر آیه بالا می فرمایند: فنحن و الله القرى التي بارك الله فيها، و أنتم القرى الظاهرة».( البرهان فى تفسير القرآن ج4 ص 514) به خدا قسم شهر هائی که خدا در آنها برکت نهاده است ما هستیم و شما ( علما و فقها) شهر های آشکار.
در روایات بعدی در همین کتاب ائمه علیهم السلام شرح می دهند که مقصود از این آیه این است که واسطه بین ائمه علیهم السلام و مردم علما و فقها هستند که کسی که به ایشان رجوع کند به راه راست، که خود ائمه علیهم السلام هستند، هدایت می شود و از گمراهی نجات می یابد و در امنیت قرار می گیرد.

منبع : پایگاه مسجد رضویه
(۸/تیر/۹۲ ۲:۰۸)رنجستان نوشته است: [ -> ]
سلام حسن اقا.
در این که ولایت فقیه را قبول دارم هیچ شکی توش نیست. حتی یک کشور کفر هم نیاز به رهبر دارد چه رسد به ما که شیعه هستیم و از همان روز اول تاریخ پیدایش تشیع امام داشتیم.
الان از ولایت مطلقه سه تعریف ارائه میشه.1- رهبر هر کاری دلش خواست بکنه: هر کس اینجوری فهمیده صد در صد اشتباه کرده چون اصلا معنای ولایت مطلقه این نیست. 2- ولایت مطلقه یعنی رهبر در تمام مسائل حکومتی و مملکت داری از سیر تا پیازش حق ورود داره در وقاع این معنا اشاره داره به این که ولایت محدودیتی نداره که خود من هم اینو قبول دارم 3- ولایت مطلقه یعنی رهبر جامعه هرچی گفت بگی چشم و اطاعت کنی. بنده با این معنا مشکل دارم چون این معنا بر خلاف قران و سنت پیامبر و عقل هست.

علیکم سلام آقا رنجستان

خوب الحمد الله ما با هم و با سخنان فقهای بزرگ هم نظریم. مورد دوم شما تقریبا همان موردی است که مد نظر بزرگان و فقهای ماست. ولی مطلق فقیه باید در چهار چوب شرع و مصلحت دینی و عدالت اجتماعی حکم نماید و... و نهادی هم به نام مجلس خبرگان به همین منظور بوجود آمده است که نظارت کند.

فقط من اینجا دو تا شبهه را مطرح نمایم. اولی همان است که در کامنت قبلی پاسخ دادم و کمی بیشتر عرض می کنم. اینکه اگر ولی بگوید مثلا برو درون آتش تکلیف چیست!؟!؟ این مسئله اغلب از طرف کسانی که با اتحاد جامعه ی اسلامی مشکل دارند مطرح می شود. این شبهه دقیقا مانند این است که بگوییم اگر امام معصوم(علیه السلام) گفت که مثلا زنا انجام بده! وظیفه ی ما چیست؟!؟! اصلا صورت این مسائل مغرضانه مطرح می شود؛ ولی فقیه یا ولی معصوم(علیه السلام) در چارچوب شرع اسلامی و قوانین الهی حکم می کنند و این سخنان جایی برای طرح ندارد. ولی معصوم(علیه السلام) که به علت عصمتش همچنین حکمی نمی کند و ولی فقیه هم اگر چنین حکمی کند توسط فقها و در راس آن ها مجلس خبرگان از مشروعیت خارج است.البته ولی معصوم(علیه السلام) اگر بگوید که داخل آتش برو چون عقلمان حکم به عصمتش می کند لازم الطاعت است. اما این سخنان درباره ی ولی فقیه که اصلا مصداق خارجی و فقط شبهه است، برای نشان رفتن اصل ولایت فقیه است.

شبهه دیگر کلامی است که اکثرا گفته می شود که ولی مطلقه فقیه تمام اختیارات امام معصوم(علیه السلام) را دارد؛ بله این نص سخن فقها است اما در محدوده ی توانایی ولی فقیه یعنی حکومت داری. همانطور که شما در مورد دوم فرمودید ولی فقیه باید در اداره جامعه اختیارات کامل داشته باشد تا فصل الخطاب قرار گیرد و گره های کور جامعه باز شود و الا در پیچ و تاب قوانین موضوعه مشکلات باقی می ماند. واضح است که در امور شخصی افراد ولی فقیه نه توانایی و شناخت کامل دارد و نه جزوه وظایفش است که ورود نماید. حال آنکه ولی معصوم(علیه السلام) به دلیل سیطره اش به تک تک ذرات عالم صاحب این توانایی است. البته عده ای می توانند بر اساس ضوابط شرعی به ولی فقیه با چشم استاد معنوی خویش نگاه نمایند و ولی فقیه هم با خودسازی می تواند به درجات بالای سلوکی برسد و با این منوال دیگر ارتباط برخی افراد با ولی فقیه یک ارتباط معنوی قوی شود. این امر در بین فقهای و بزرگان ما مرسوم بوده است و تاییده ی معصوم را هم داشته است. پس خرده گرفتن به این روابط منطقی نمی باشد.

به هر حال رنجستان جان به نظرم اشتراکات ما فراوان است و نباید با کدورت های جزئی اساس کار دچار مشکل شود. با این حال باز هم اگر موردی و شبهه ای با مصداق و سند دقیق داری بفرما ان شاء الله پاسخ بگوییم.
(۸/تیر/۹۲ ۲۱:۱۷)warior نوشته است: [ -> ]عقل هرکس فکر واندیشه اون فرد هستش درسته که آدم پذیرش هر حرفی رو نداره اما بفرمایید :

کجای قرآن و سنت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خلاف اینو میگه که نباید رهبر جامعه هرچی گفت انجام بدن ؟

خداوند در قرآن می فرماید:
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتي‏ بارَكْنا فيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنينَ (سبا 18)و ميان آنها و شهرهايى كه بركت داده بوديم، آباديهاى آشكارى قرار داديم و سفر در ميان آنها را بطور متناسب (با فاصله نزديك) مقرّر داشتيم (و به آنان گفتيم شبها و روزها در اين آباديها با ايمنى (كامل) سفر كنيد.
یک از علما به نام محمد بن صالح همدانی به صاحب الزمان (عليه السلام)نامه ای می نویسد و حضرت در جوابی که به نامه او می دهند در مورد تفسیر آیه بالا می فرمایند: فنحن و الله القرى التي بارك الله فيها، و أنتم القرى الظاهرة».( البرهان فى تفسير القرآن ج4 ص 514) به خدا قسم شهر هائی که خدا در آنها برکت نهاده است ما هستیم و شما ( علما و فقها) شهر های آشکار.
در روایات بعدی در همین کتاب ائمه علیهم السلام شرح می دهند که مقصود از این آیه این است که واسطه بین ائمه علیهم السلام و مردم علما و فقها هستند که کسی که به ایشان رجوع کند به راه راست، که خود ائمه علیهم السلام هستند، هدایت می شود و از گمراهی نجات می یابد و در امنیت قرار می گیرد.

منبع : پایگاه مسجد رضویه

ببین جنگجوی عزیر ،،برادر دلاور،، سلحشور جان بر کف،،،
1- عقل : عقل هرگز اجازه نمیده شما از شخصی که معصوم نیست اطاعت محض کنید. چون این شخص وقتی معصوم نیست معنایش این است که به خطا و اشتباه و گناه گرفتار میشه یعنی دچار گمراهی میشه. وقتی اینطور هست من برای چی باید به چنین شخصی اعتماد صد در صدی کنم و خودمو کامل بزارم در اختیارش؟ اومدیمو در فلان دستوری که به من داد دچار اشتباه شد بعد تکلیف من چیه؟ شما یک سَری به کتابهای عقاید اقایان مصباح و مکارم و سبحانی بزنید در انجا این بحث را خوب بیان کرده اند که فقط باید به شخص معصوم اعتماد صد در صدی کرد و گفت چشم
2- قران : اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم ،این تفسیری که گفتند: منظور از اولی الامر علما هم میتونن باشن، کفر محض است و البته از اهل سنت به شیعه راه پیدا کرده. اونا هم اینجوری گفتن تا بتونن به معاویه ها و عمرها و ابوبکرها و عثمان ها وجه شرعی و قانونی بدهند. به روایات مراجعه کنید تا ببینید اهل بیت قسم خورده اند که اولی الامر فقط ما اهل بیت هستیم و بس. در این ایه اطاعت بصورت مطلق امده و هیچ قیدی زده نشده بنابراین منظور اطاعت محض هست و عقل هم اظاعت محض را فقط از معصوم میپذیرد. حتی اهل سنت هم همین را میگویند و قبول دارند (رجوع کنید به تفسیر فخر رازی ذیل همین ایه) بعد شما که شیعه هستی چطور این را قبول نداری؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
3- حدیث : الان متاسفانه ان حدیث را ندارم اما انشالله تا امروز و فردا این جا قرار میدهم . البته مضمون حدیث را میگویم تا بعد. حدیث اگر اشتباه نکنم از امام صادق است.
مضمون حدیث این است: بپرهیز از ان که {به جز ما اهل بیت} کسی را مقتدای خودت بکنی بطوری که هر چه او گفت بگوی چشم و بگوی هر چه این شخص گفت درست است.


اما درباره قسمت دوم ارسالت باید بگویم که اصل ان حرف که امام در تفسیر ایه فرمودند درست است اما بقیه ی ان جعلی است. به چند دلیل 1- امام عصر هرگز و هرگز و هرگز و هرگز و هرگز و هرگز و هرگز و هرگز و هرگز و هرگز تا بی نهایت هرگز با کسی ارتباط مستقیم نمیگیرد و مکاتبه مستقیم نمیکند. فقط و فقط به واسطه نواب خودشان این کار را میکردند و میکنند. اما نواب ایشان که الان وفات کرده اند ایشان دیگر با احدی نامه نگاری نمیکنند . البته به وسیله سیاحین با مردم در ارتباط هستند و بین همین سیاحین و امام زمان باز یک واسطه هست به نام نجبا و باز این نجبا هم با حضرت در ارتباط مستقیم نیستند و بین اینها و حضرت یک گروه دیگری هستند به نام نقبا که اینها با حضرت در ارتباط هستند.
بیشتر از این دیگه نمیتونم توضیح بدم و حوصلشو هم ندارم هر کس براش سوال شد خودش بره تحقیق کن. قرار نیست که همش لقمه حاضر و اماده باشه. برید به روایات مراجعه کنید و جواب سوالاتتون رو بگیرید

در ضمن چیز دیگری که کذب بودن این واقع را اثبات میکند این است که اهل بیت خودشان اصلا تفسیر این ایه را گفته اند در پاسخ با سوالات اصحابشان ،پس دیگر این که این شخص نامه داده معنا ندارد و دروغ بودنش واضح است

اما این که منظور از شهر ها علما هستند کجای این مساله اثبات میکند که هر چه انها گفتند باید بگوی چشم؟!!!!!!!!!!!!!!!!! امام فقط فرموده اند ان شهرها شما علما هستید. تازه علما یعنی چه کسی؟ خودش سوال بزرگی است؟ چه کسانی علما حساب میشوند؟ یعنی با خواند 50 سال فقه و ضرب و ضربا ادم عالم میشود؟با این چیزها ادم میشود مخزن علم خدا و اسرار اهل بیت؟!!! نه برادر من نه . این علما سرش خیلی بحث هست که چه کسانی هستند

نقل قول: حسن.س.

علیکم سلام آقا رنجستان
اینکه اگر ولی بگوید مثلا برو درون آتش تکلیف چیست!؟!؟ این مسئله اغلب از طرف کسانی که با اتحاد جامعه ی اسلامی مشکل دارند مطرح می شود. این شبهه دقیقا مانند این است که بگوییم اگر امام معصوم(علیه السلام) گفت که مثلا زنا انجام بده! وظیفه ی ما چیست؟!؟! اصلا صورت این مسائل مغرضانه مطرح می شود؛ ولی فقیه یا ولی معصوم(علیه السلام) در چارچوب شرع اسلامی و قوانین الهی حکم می کنند و این سخنان جایی برای طرح ندارد. ولی معصوم(علیه السلام) که به علت عصمتش همچنین حکمی نمی کند و ولی فقیه هم اگر چنین حکمی کند توسط فقها و در راس آن ها مجلس خبرگان از مشروعیت خارج است.البته ولی معصوم(علیه السلام) اگر بگوید که داخل آتش برو چون عقلمان حکم به عصمتش می کند لازم الطاعت است. اما این سخنان درباره ی ولی فقیه که اصلا مصداق خارجی و فقط شبهه است، برای نشان رفتن اصل ولایت فقیه است.

بله درسته هرگز ولی فقیه نمیاد بگه زنا کنید و ما وقتی میگوییم اطاعت محض از ولی فقیه نباید کرد در این امورات نیست چون کار به این جا که رسید به گفته شما و اهل تخصص دیگر ان شخص ولی نیست تا بخواهیم حرفش را گوش کنیم. بخحث بنده در همین مسائل خوب است یعنی همین مسائلی مه اتفاقا در چارچوب اسلام هست و مغایر با اسلام نیست. مثلا من میگویم اگر رهبری دستور بدهد که بنا به مصالحی فقط دو بچه بیاورید (توجه کنید که این مساله ظاهرا مخالف با شرع نیست) ایا در اینجا اطاعت از ایشان واجب است؟ یعنی اگر کسی تمایل داشت که سه بچه بیاورد تکلیف چیست؟ اگر این کار را کرد ایا ان بچه حرام زاده محسوب میشود؟ ایا عمل زناشویی او با زنش حرام بوده است و مرتکب معصیت شده اند؟ انهای که رهبری را همسنگ معصوم می دانند بیایند جواب بدهند. ایا این اشخاص بعد از مرگشان به دلیل این عمل جنسی مثلا در قبر عذاب میشوند؟ این اقا و خانم به هر دلیلی دوست دارند 5 بپه داشته باشند. ایا با این دستور رهبر باید از این حق شرعی خود محروم بشوند؟ اصلا اگر رهبری این کار را بکند یعنی دست به تشریع زده و کسی که چنین کند وضعش معلوم است. عمر ل.... هم تشریع کرد ومتعه را حرام کرد چون این .... اینطور مصلحت جامعه را تشخیص داده بود.
خب حسن اقا و دادش جنگجو ، میخوام بدونم ایا شما در این مواردی هم که ولی فقیه دستوری که علی الظاهر با شرع هم مخالف نیست اطاعتش واجب است؟

نقل قول: البته عده ای می توانند بر اساس ضوابط شرعی به ولی فقیه با چشم استاد معنوی خویش نگاه نمایند و ولی فقیه هم با خودسازی می تواند به درجات بالای سلوکی برسد و با این منوال دیگر ارتباط برخی افراد با ولی فقیه یک ارتباط معنوی قوی شود. این امر در بین فقهای و بزرگان ما مرسوم بوده است و تاییده ی معصوم را هم داشته است. پس خرده گرفتن به این روابط منطقی نمی باشد
این امر مانعی نداره و اگر کسی دوست داشت مثلا در اخلاقیات ولی را الگوی خودش قرار بده امر منکری نیست. ولی به هر حال در همین جا هم اهل بیت گفتن گوش به فرمان محض نباشید. منظورم همون حدیثی بود که در جواب warrior اوردم. خلاصه من به این جور روابط خورده نگرفتم و نمیگیرم. اما باز بگم تایید معصوم را همراه نداره. این رو از کجا میگید؟ چون اهل بیت مخالفش رو گفتن
نقل قول:به هر حال رنجستان جان به نظرم اشتراکات ما فراوان است و نباید با کدورت های جزئی اساس کار دچار مشکل شود. با این حال باز هم اگر موردی و شبهه ای با مصداق و سند دقیق داری بفرما ان شاء الله پاسخ بگوییم.

کدورت برای چی؟!! اشتراک و اختلاف همیشه بین ابناء بشر بوده و هست
منظور از ولایت مطلقه, هرگز مطلقه به معنای استبدادی و رها از هر گونه ضابطه و معیار نیست كه اگر چنین معنایی برای ولایت فقه تصور شود, با شرط عدالت در ولایت فقیه سازگار نیست. اساسا چنین معنایی با اساس حكومت در اسلام كه به معنای حكومت دین و قانون اسلام است سازگار نبوده حتی پیامبر و امامان معصوم نیز از چنین ولایت و توسعه اختیاراتی برخوردار نیستند. قرآن كریم حتی برای پیامبر اسلام چنین حقی قائل نیست كه بر طبق میل خود و هرگونه كه خواست عمل كند و شاهرگ چنین پیامبر را نیز قطع خواهد كرد[1] تا چه رسد به جانشینان غیر معصوم او كه باید امانتدار اسلام و نبوت باشند.
مفهوم دیگر اصطلاح «مطلقه» مفهومی است كه در اصطلاح فقه و كلام اسلامی مورد نظر است.
از نظر كلامی و از دیدگاه نظریه مشروعیت الهی, چون در عصر غیبت ولی فقیه جانشین پیامبر, و ائمه ـ علیه السلام ـ و امام عصر ـ عجل الله تعالی و فرجه الشریف ـ محسوب می شود لذا همه اختیارات حكومتی كه رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و ائمه اطهار ـ علیه السلام ـ از آن برخوردار بوده و هم اكنون امام زمان ـ عجل الله تعالی و فرجه الشریف ـ نیز از آن برخوردارند, فقیه واجد شرایط نیز صاحب آن اختیارات است.[2]
از نظر فقهی نیز روایاتی كه در مورد ولایت فقیهان به آن ها استناد شده است, قیدی برای این ولایت و جانشینی نیاورده اند و در لسان ادله, اطلاق ولایت و اختیارات استفاده می شود.
بنا بر این در حوزه فقه و كلام اسلامی مراد از ولایت مطلقه اختیارات و مسئولیت های فراگیر فقه در چارچوب مصالح اسلام و مسلمین است, به این معنا كه فقیه در تأمین مصالح عالیه اسلام و جامعه اسلامی مبسوط الید است و مفید به قیودی كه او را از تأمین مصالحی كه باید تأمین شود باز دارد, نیست. همان اختیاراتی كه معصوم ـ علیه السلام ـ داشت و بر اساس آن جامعه اسلامی را به سمت مصالح عمومی جامعه اسلامی و اهداف حكومت اسلامی رهنمون می ساخت.
حضرت امام خمینی ـ قدس سره ـ در بحث ولایت فقیه تصریح می كند كه منظور از ولایت فقها در عصر غیبت, تمامی اختیارات پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ و ائمه اطهار ـ علیه السلام ـ كه به حكومت و سیاست بر می گردد برای فقه عادل نیز ثابت است.[3]
و می فرماید: «در باب حوزه اختیار حكومت نیز بی گمان هر اندازه كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و اله و سلّم ـ و امامان معصوم ـ علیه السلام ـ در اداره جامعه اختیار داشته اند, ولی فقیه هم دارد.[4]

[1]. سوره حاقه, آیه 44 ـ 46. «و لو تقول علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین فما منكم من احد عنه حاجزین».
[2]. جهت آشنایی بیشتر با این دیدگاه ر ك كتاب حكومت اسلامی امام خمینی.
[3]. امام خمینی, كتاب البیع, ج2, ص 467: «فللفقیه العادل جمیع ما للرسول و الائمه علیهم السلام مما یرجع الی الحكومه و السیاسه» و ر ك ص 488 و 489.
[4]. امام خمینی, ولایت فقیه, ص 39.
نقل قول:

آیت الله جوادی آملی :

رهبری نه پست است نه مقام، بلکه امام جامعه است.
چگونه است که در نماز با اقتدای چند نفر میگوئیم،"امامجماعت"
اما به رهبر جهان اسلام نگوئیم امام ....؟
هر لفظی غیر از " امام خامنه ای " جفا به ایشان است

اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای

از این به بعد میگوییم امام خامنه ای

جانم فدای امام خامنه ای
آقا جان ؛ رهبر عزیزم ؛ ما که یادمان نرفته ...




[تصویر: si0FFr_520.jpg]

به نام خدای مهدی عج

یادمان نرفته که در سال 2001 بعد از حادثه 11 سپتامبر گفتند

یا با مایید یا علیه ما ...

شما گفتید که ما حادثه را محکوم میکنیم ولی با شما نیستیم ...

یادمان نرفته که گفتند ...

در سال 2005 آمریکایی ها میگفتند

رایس جانویه 2005

خاورمیانه جدید در راه است و بعد جنگ 33 روزه و 22 روزه را راه انداختند

در اوج مظلومیت و ضعف اسلام در منطقه گفتی

1387/9:

بیانات رهبر انقلاب (کنگره حج)
تمدن نوین اسلامی در راه است


و بعد در کمال ناباوری بیداری اسلامی شروع شد

همان موقع آمریکا و غرب و جهان گیج ومنگ حادثه بود و آن را میخواستند مصادره کنند ...

در اوج سردرگمی جهانی درباره انقلاب های منطقه ای و آفریقا گفتی ...

این حرکت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و

ملت‌های اروپا بر ضد سیاستمداران و زمامداران خود که

آنها را تسلیم محض سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی امریکا

و صیهونیست‌ها کرده‌اند، به‌ پا خواهند خواست!!!

farsi.khamenei.ir/ne

۱۳۹۰/۰۲/۱۴



ما_که_یادمان_نمیرود_که_بعد_از_آن_گفتی

نسل های آینده خیلی چیزهای بزرگ و مهمی را خواهند دید

دنیا از این رو به آن رو خواهد شد ...

امروز ملت ما سرنوشت ایران را برای قرن ها رقم میزنند ...

به توفیق الهی این نظام قرن ها پا برجا خواهد ماند ...

این نسل نابودی تمدن غرب را خواهد دید!

اسرائیل باید از بین برود و این مسئله بدون تردید روی خواهد داد.

بیداری اسلامی ؛ تشکیل تمدن درخشان اسلامی را در پی خواهد داشت

دنیای اسلام روز عزت خود را بار دیگر خواهد دید.

باش تا صبح دولتش بدمد، که این هنوز از نتائج سحر است»

بعد از این هر جا ؛ هر کشوری هر ملتی ؛با رژیم صهیونیستی مقابله کند ؛

ما پشت سرشیم کمکش میکنیم و از او حمایت میکنیم

و هیچ ابایی هم از گفتن آن نداریم ...
(۷/تیر/۹۳ ۱۷:۰۲)Mosi34 نوشته است: [ -> ]مثلا امام خامنه ای Big Grin

خیلی از جمع حاضر عذر میخوام..ولی من اصلا خوشم نمیاد که میگین امام...
موضع گیری نکنید خواهشا،ایشون برای من محترمن ولی لفظ امام مقام خیلی بالاییه..من بعنوان دختر امام حسین اصلا راضی نیستم به این القابی که به هر کسی نسبت داده میشه..بازم میگم نظر همه محترمه..من نظر خودمو گفتم..
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع