بسم الله الرحمن الرحیم
معنی کشتزار که کاملا معلومه و معنی بد نمیده،حالا نمیدونم شما چی برداشت کردید
شما تصور کن توی این نقش ها،به یه عده یه همچین نقشی میرسه:
1-اگه زن میلیادر هم باشه باز این مرد هست که باید نفقه بده،اونم در شان زن،یعنی اگه در خانه پدرش کنیز داشت،مرد هم باید واسه اش کنیز بگیره
2-در قبال شیر دادن به بچه،زن میتونه حق و حقوقی داشته باشه
3-میتونه هیچ کدوم از کارای منزل رو انجام نده،نه نظافت نه غذا پختن و نه......
4-اگر هم برید سرکار و یا ارث بهتون برسه همه اش مال خودتونه
5-زکات و خمس و ... ندید هیچ کس از شما بازخواست نمیکنه
6-حتی زن میتونه به مقام اجتهاد برسه اما مجتهد نمیشه،چون وقتش واسه کار مهمتری در نظر گرفته شده تا اینکه محل رجوع و مشکلات مردم باشه
به نظرتون خدا واسه چی اینقدر وقت زن رو خالی گذاشته؟به نظر شما زن چه کار مهمی داره؟
دوست داشتید به این سوالا جواب بدید بعد میریم جلو

ابتدا در مورد کشتزار بودن زن:
این که فرمود: «زنان کشتزار شمایند»، نوع رابطه و نقش زن و مرد در تولید مثل را بیان میدارد که مانند زمین، بذر و زارع میماند. نقش مرد کاشتن بذر است و سپس رسیدگی و نقش زن، پرورش بذر است تا رویش سالم و کامل.
کلمههای « أَنَّى شِئْتُم»، نیز به معنای «هر طوری» نیست، بلکه به معنای هر زمان یا مکان است. پس منظور این بخش چنین است که آزادید هر موقع که خواستید یا در هر مکانی که مناسب دیدید با همسر خود جماع نمایید. و چون بحث از تولید مثل است، معلوم میشود که سخنی از «هر طوری که خواستید» در میان نیست، چرا که از جماع به هر طوری، زن باردار نمیگردد. اگر چه جماع جز در موارد یا شرایط و یا چگونگیهایی که نهی شده، ممنوعیتی ندارد و به میل طرفین بستگی دارد...
در مورد اشتراک زمین با زن در واژه «حرث» هم باید گفت کلمه حرث مصدر است و به معنای زراعت میباشد. نه به معنای زمین. زمین از آن جهت که حاصلخیز و زنده برای پرورش دانهها و بذرهاست، او را حرث گویند. زن پرورشگاه بذر انسانهاست. بدین ترتیب مزرعه آدمیت است نه تنها آدم، یعنی نه تنها تکوین جسم بلکه تعالی روح فرزند هم از زمان صورت بندی در رحم مادر آغاز میشود. پس بهتر است حرث را محل تجلی و دمیدن روح از ناحیه خدا در انسان بدانیم.
اما در مورد تفاوت زن و مرد:
استاد آيتالله جوادي آملي از مراجع تقلید در فصل نخست كتاب «زن در آئينه جلال و جمال» توضيح ميدهند كه:
در انسان، اصالت با روح است نه بدن، حال آنكه جنسيت، امري بدني است و روح و حقيقت انسان، جنسيت ندارد. قرآن نيز معلم روح انسانهاست. بنابراين شأن زن و مرد در قرآن، تفاوتي از اين حيث ندارند. وقتي روح، موجودي مجرد است كه مذكر و مؤنث ندارد و در دين نيز سخن از تزكية روح ميباشد و قرآن براي تعليم و تزكية جان آدمي نازل شده پس اسلام از حيث كمالات، انسان را تقسيم بر دو نكرده و جنسيت را در عرضِ انسانيت قرار نداده است حال آنكه در تفكر غربي ابتدا انسان به دو نوع تقسيم ميشود. گرچه سپس ميكوشند اين دو را در مسائل تعليم و تربيت كاملاً شبيه بدانند زيرا در تفكر الحادي، حقيقت انسان، همين بدن است و بدن به دو شكل ساخته شده منتهي هر دو شكل را كاملاً مشابه فرض كرده و حكم واحد در هر دو مورد جاري ميكنند حال آنكه در مكتب الهي، تمام حقيقت انسان، روح اوست و البته بدن نيز ضروري بوده و احكامي دارد. اگر جسم، نقشي در انسانيت انسان بعنوان تمام ذات يا جزء ذات ميداشت، ممكن بود تفكيك ارزشي ميان انسان مذكر و مؤنث، قابل طرح باشد اما قرآن كريم، حقيقت هر انسان را روح او دانسته و بدن را ابزار ميداند و آن را كه فرع است به طبيعت و خاك و گل، و روح را كه اصل است به خداوند اسناد ميدهد و خاطر نشان میکند که: «قل الروح من أمر من ربي»
زن و مقام خلافت
ايشان ميپرسند كه بالاترين مقام انساني كه: مقام خلافت و خليفه بودن است آيا مخصوص مرد است؟ يا خلافت، مخصوص مرد نيست ولي مردان قادر به تحصيل خلافت شدهاند و زنان نشدهاند؟ و يا اينكه خلافت، مشروط به هيچ جنسيتي نيست و آنان كه خليفة شدند، انسانيت آنها باعث خليفةاللهي آنان بوده است نه مرد بودنشان؟ بعبارت ديگر، مرد، خليفه نشده اما كسيكه خليفه خدا شده، بدن مردانه داشته است. قرآن كريم ميفرمايد: «اني جاعلٌ فيالارض خليفةً»، من در زمين جانشيني قرار دهندهام.
مقام خليفة، مقام انسانيت است نه مقام مردان. محور تعليم و تعلم نيز جان آدمي است، نه بدن او و نه مجموع جان و بدن. آن كه عالمِ ميشود، روح است و روح، نه مذكر است و نه مؤنث. آن كه عالم به اسمأ الهي است، جان است نه تن. در نتيجه، آن كه معلم فرشتههاست، جان آدمي است نه تن، و مسجود ملائكه نيز جان است نه جسم و جنسيت.
در مورد مقام مادری ایشان فرمودند:
بخش مهمي از مسئوليتهاي پرورشي به عهدة مادر است كه پدر از آن محروم است. زن حداقل، سيماه بار مسئوليتهائي مهم را ميكشد. دين، وظايف و راهنماييهايي در ظرف سي ماه براي مادر مقدر نموده و با او سخن گفته است. اين سيماه عبارت است از: حداقل دوران حمل، شش ماه - و اكثر آن نه ماه - و دو سال دوران شيرخوارگي كودك، كه روي هم سي ماه ميشود. «و الوالدات يرضعن أولادهن حولين كاملين» ؛ «و مادران شير ميدهند فرزندانشان رادوسال كامل.»؛ در اين سي ماه كه مستقيماً كودك از مادر تغذيه ميكند، مادر عملاً مسئول حيات دو نفر است و دو تكليف دارد اما پدر تنها در اصل نطفه، موظف است كه حلال بخورد و اگر بعد مبتلا به حرام شد، ارتباط تنگاتنگي با پرورش كودك ندارد زيرا غذاي حرام پدر در جهاز گوارشي پدر هضم ميشود اما غذاي مادر در دستگاه گوارشي او تبديل به شير ميشود و كودك مستقيماً از آن تغذيه ميكند.
خداوند به زن فرمود: مسئوليت تو در حفظ خاطرات و انديشهها و افكار و عقايد و اخلاقيات بيش از مرد است. مرد، يك نفر را ميسوزاند و تو دو نفر را. تو مسئول دو نفر هستي از اين روي مراقب افكار و انديشههايت باش زيرا كه بسياري مسائل از راه انديشه به فرزند ميرسد. اگر مادري بداند كه انديشههاي او در شخصيت كودك اثر ميگذارد، انديشه و بينش خود را تعالي بيشتري ميبخشد. وظيفه مادر تنها اين نيست كه با وضو، كودك را شير دهد و وقتي پستان در دهان كودك ميگذارد «بسمالله» بگويد، اين نيز مهم است اما اينها عبادتهاي ظاهري است. دين ميفرمايد انديشههاي خود را نيز مواظب باش، همانگونه كه به مرد ميگويد: هنگام ارتباط با زن، به فكر نامحرمي كه در خيابان ديدي، نباش چون خداوند آگاه ميباشد. بنابراين مسئوليت زن در اين سيماه به مراتب بيش از مرد است و هر كه مسئوليتش بيشتر باشد در صورت عمل به آن، قرب و توجهش به خدا بيشتر و موفقتر است. هركس مسئوليت بيشتري دارد اگر به تكليف خود با ديد تكريم بنگرد، به خدا نزديكتر است. چه كسي وارد بهشت شده تا ببيند مقام زن كمتر از مقام مرد است؟ انسان نبايد در حوزة اسلامي به سر ببرد و عينك بر چشم غرب داشته باشد.
تفاوت عقلي بين زن و مرد
گاهي گفته ميشود كه عقل مرد بيش از عقل زن است و چون عقل در اسلام، معيار كمال انساني است پس هر كس عاقلتر است، به كمال انساني نزديكتر و نزد خدا مقربتر است و هر كه از عقل، دورتر است از كمال انساني، كم بهرهتر و از مقام قرب الهي محرومتر است بنابراين مرد بيش از زن به خدا نزديك است.!!
اين استدلال، مغالطهاي است كه در اثر اشتراك لفظ رخ ميدهد. عقل بصورت اشتراك لفظي بر معاني گوناگون، اطلاق ميشود. لذا بايد اولاً روشن شود كدام عقل، معيار كمال انساني و قرب الهي است و ثانياً در كدام عقل، زن و مرد با يكديگر تفاوت دارند؟
عقلي كه در آن، زن و مرد، تفاوت دارند غير از عقلي است كه ماية تقرب اليالله و كمال انساني است. اگر دو معناي عقل، تفكيك بشود ديگر نميتوان قياسي ترتيب داد تا از آن، فضيلت مرد بر زن استنتاج شود زيرا عقلي كه در زن و مرد، متفاوت است عقل اجتماعي مربوط به نحوة مديريت در برخي حوزههاي سياسي، اقتصادي، علمي و يا رياضي است و بر فرض كه ثابت بشود در اين گونه از علوم و مسائل اجرايي، عقل مرد بيش از زن است - كه اثبات اين مطلب نيز كار آساني نيست - ولي آيا آن عقلي كه ماية تقرب اليالله است، همين عقلي است كه بين زن و مرد، مورد تمايز ميباشد؟ آيا ميتوان گفت هر كس مسائل فيزيك، رياضي و فلسفه و مانند آن را بهتر بفهمد، به خدا نزديكتر و انسانتر است؟ عقلي كه موجب تقرب ميباشد، همان است كه از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دربارة آن آمده است: «عقل، چيزي است كه انسان به وسيلة آن، نيرو، غرايز و اميال را عقال ميكند پس عقل را عقل مينامند چون كه جلوي اميال و غرايز را گرفته و زانوي شتر سركش جهل و شهوت را عقال ميكند.» در اين عقال كردن، هر چه بيشتر غرايز را ببنديد كاملتر ميشويد، البته معناي بستن غرايز، تعديل - و نه تعطيل - آنهاست. حتي اگر كسي در مسائل سياسي يا اجرايي، حسابگرتر و خردمندتر بود نشانه آن نيست كه به خدا هم نزديكتر است. چه بسا هوش سياسي يا علمي و رياضي كه صاحب خود را به جهنم بكشاند و بسا مردي كه در علوم اجرايي، قويتر از زن باشد اما توان عقال كردن غرايز خويش را نداشته و از حيوانات پستتر باشد.
ازدواج، هويت ديني
زن نه تنها ملعبة مرد و ابزار او نيست بلكه چون بنيان مرصوصي است كه مرد را از پرتگاه دوزخ ميرهاند و با هم از خطر تيرگي و تاريكي آسوده ميشوند. رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميفرمايد: «مَن تزوج أحرز نصف دينه» ؛ زن و مردي كه عقد زناشويي ببندند هر كدام، نصف دين خود را حفظ نمودهاند. يعني در ازدواج، هويتِ مرد براي زن و نيز هويت زن براي مرد، يك هويت ديني است نه غريزي و آميزش حيواني كه در هر نر و مادهاي يافت ميشود. چنين نگرش ملكوتي به «زن» و نگاه الهي به «ازدواج» و بينش آسماني به تشكيل كانونِ مشترك زناشويي، مرد يا زن را از نگاه وابستگي و ابزاري، مصون ميسازد و براي هر دو استقلال در عين ارتباط و مسئوليت دو جانبه قائل است.
(۲۱/فروردین/۹۲ ۱۹:۰۴)دغویه نوشته است: [ -> ]سلام مهاجر عزیزم.شما خودت به این دو تا جمله کاملا توجه کن خداییش این به معنی ارزش کم زنان نیست؟؟؟
سلام جناب دغویه گرامی
شما خودتان را ناراحت نفرمایید
زنان و مردان باهم متفاوت هستند،
در این نکته تردیدی نیست.
ولی به جای تاکید روی کیفیت های منفی زن و مرد ، چرا روی نقاط مثبت آنها تاکید نکنیم؟
بیایید از خانم ها شروع کنیم:
زن ها مهربان ، عاشق و دلسوزند.
زن ها وقتی خوشحالند گریه میکنند.
زن ها برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه کارهای کوچکی انجام میدهند.
زن ها برای دستیابی به بهترین چیزها برای همسر و فرزندانشان دریغ نمی کنند.
زن ها قدرت این را دارند که وقتی خیلی خسته هستند و نمی توانند روی پا بایستند ، لبخند بزنند.
زن ها می دانند چگونه یک وعده شام یا ناهار معمولی را به یک فرصت تبدیل کنند.
زن ها می دانند چگونه از پول خود بهترین استفاده را ببرند.
زن ها می دانند که چگونه یک دوست بیمار را تیمار کنند.
زن ها شادی و خنده را به دنیا ارزانی می دارند.
زن ها می دانند چگونه ساعت های متوالی کودکان را سرگرم کنند.
زن ها صادق و وفادار هستند.
زن ها در زیر آن ظاهر نحیف ، اراده پولادین دارند.
زن ها برای یاری رساندن به دوست محتاجشان، همه کار انجام می دهند.
زن ها از بی عدالتی به آسانی به گریه می افتد.
زن ها می دانند چگونه به یک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.
زن ها دنیا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.
.
.
.
.
.
.
.
.
حالا نوبت مردهاست....:
مردان برای حمل اشیاء سنگین و کشتن سوسک و عنکبوتها خوب هستند[/color]
"بسم الله الرحمن الرحیم"
با سلام جناب دغویه فرمودید که:
(۱۵/فروردین/۹۲ ۱۱:۴۲)دغویه نوشته است: [ -> ]سلام. از جواب هاتون ممنونم.منظور من حوری های بهشتی بود. و این که برای زنان با تقوی در بهشت هیچ مرد بهشتی ای در نظر گرفته نشده.
.
توی پس
ت 24 پاسخ دادیم که مرد بهشتی در نظر گرفته شده. و دوباره بیان می کنید که:
نقل قول:سلام مهاجر عزیزم.شما خودت به این دو تا جمله کاملا توجه کن خداییش این به معنی ارزش کم زنان نیست؟؟؟
(شوهران بهشتی)هر کدام قوه خوراک و نوشیدن و جماع ده نفر را دارد
برای زنان اهمیت چندانی ندارد که مردشان قبل از آن ها با زن دیگری ازدواج نکرده باشد یا بسیاری از آنان وجود همسری دیگر را ناپسند نمی دانند.
از این رو این ویژگی ها برای مردان بهشت یاد نشده است[b]
.
شما اول تکلیف خودتون مشخص کنید که ارزش زنان چه موقع کم است: زمانی که براشون هیچ مرد بهشتی در نظر گرفته نشده؟! یا زمانی که براشون در نظر گرفته شده باشه؟! توی پست 22 به شما پاسخ داده شده.
و اینی که امام علی فرموده زنها بیشتر در معرض فسادند نفرموده که عامل فسادند!!! یعنی در معرض آسیب هستند.
و در ادامه اعتراضاتتون که خدا به زن سختی های زیادی داده اگر کمی صبور باشید و جوجه رو آخر پاییز بشمارید و اجازه بدید کمی جلوتر بریم. خواهید دید که به زن خیلی بها داده شده....
ما دلایلمون رو با استنباط از قرآن میاریم و خواهشاً اگر ردی بر آیات قرآن دارید ذکر کنید.
- که آیا به زن توجهی دارد یا نه؟
- و آیا زنان عامل فساد در جامعه هستند؟
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-24521-page-2.html
(۲۲/فروردین/۹۲ ۱۲:۴۵)Fateme135 نوشته است: [ -> ]سلام...همه روخوب اومدیدولی درموردآقایون خیر...چرااین جمله روبیان کردید؟؟؟
بله بایدنیمه ی پرلیوان رودیدولی برای کسی که ازجنسیت خودش راضی نیست یامثلاازن بودن خودش ...چطورمیشه براش نیمه ی پرلیوان رونشون داد؟؟؟من خانومایی رومیشناسم که اززن بودنشون بدشون میادبه خاطرمحدودیت هاشون وهمچنین یکسری ازمسائلی که اخلاق وادب اجازه نمیده دراینجامطرحش کنم .....
شماالان داریدازویژگی های خوب زنان صحبت میکنیدیه تایپیک دیگه زده بشه درموردخصلتهای بدزنانه شایدکسانی پیدابشن وچیزای دیگه بگن....دیدکسی که ازجنسیت خودش بدش میادروخیلی سخت میشه تغییرداد حتی بااین تایپیک هم نمیشه...ببخشیداینجوری میگم چون خودم هم دریه برهه ای اززندگی دچارش شدم...وکمترشده((چون دیدم چاره ای نیست بایدقبولش کنم)) ولی هنوزازوجودم نرفته.
دوست من عقایدی که ما داریم برگرفته از اطلاعات اطرافمون هست که حالا یا از طریق دوستان ویا عقایدی که از قبل وجود داشته به ما ترزیق شده. چه جیزی باعث میشود که کسی از جنسیت خویش راضی نباشد؟! آیا جز این است
که معتقد است مدام زیر پا له می شود و همه به چشم حقارت به او می نگرند و حقش ضایع شده؟! این حرف شما رو
منم قبول دارم اما حالا یه موضوع بی جواب می مونه که چه کسی باعث شده حق زن پایمال شود: خدا یا انسانها؟؟!!
در این نوشته ها در پی آنیم که خدا از اول خلقت زن را محترم شمرده و تمام اصول او بر پایه ی بزرگ داشتن زن است. و این انسانها هستند که مفاهیم را آنطور که دلشان خواسته به خورد ما داده اند و باعث شده کسی هم که چون من به
نفع زنان قدمی برمیدارد سعی در سرکوبش داشته باشیم...
همه سخنان شما رو قبول دارم که گاهی از زن بودن خودتون بدتون میاد بخاطر ترویج مفاهیمی است که در مورد زن شده.
نمی توان که از زن بودن فرار کرد می شود؟!و من فقط سعیم اینه که جایگاه اصلی زن رو مشخص کنم با دلایل قرآن و این مفاهیم رو ترویج بدیم تا دست کوته فکران خالی بمونه...
اون چیزهایی که در مورد زنان در جامعه ما رواج داره خصوصیات بد زنان نیست شبهاتی است که وارد شده.
و من از ابتدا هم از خوبی زن سخن نگفتم شبه ای که وارد شده بود «به قول شما خصلت بد زنان» را مطرح کردیم و با استدلال قرآنی ردش کردیم. و در ادامه هم به همین روال خواهد بود اگر خدا بخواهد...