مقايسه كاهنده
انسان به طور طبيعى در امور مادّى از مقايسه صعودى استفاده كرده ،
خود را با كسانى كه وضع مالى و مادى بهترى دارند ، مقايسه مى كند . نمونه اين مقايسه را داستان قارون در قرآن مى توان ديد . قارون از ثروت فراوانى برخوردار بود كه فقط كليد گنج هاى او را چند انسان نيرومند حمل مى كردند
سوره قصص ، آيه ۷۶ .
او زندگى اشرافى و خيره كننده اى داشت . مشاهده زندگى او ديگران را به مقايسه وامى داشت و آرزوى زندگى قارونى را در آنان به جوش مى آورد
سوره قصص ، آيه ۷۹
اما در طرف ديگر ، گروهى بودند كه هرچند قارون را ديدند ، ولى به مقايسه ، اقدام نكردند . خداوند از اين گروه ، تحت عنوان
«الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ»
ياد كرده ، در مقابل گروه اوّل كه از آنان با تعبير
«الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا» ياد كرده است . پس ويژگى گروه دوم ، «خردمندى و فرزانگى» است
جالب اين جاست كه خداوند از افراد ، نامى نمى برد و به طور سربسته هم نفرموده گروهى اين گونه بودند و گروهى آن گونه ؛ بلكه ويژگى هرگروه را (كه منشأ رفتارهاى آنان است) بيان كرده است .
ولذا واكنش آنان به گونه ديگرى بود . قرآن كريم مى فرمايد :
«وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَــلِحًا وَ لَا يُلَقَّهَآ إِلَا الصَّـبِرُونَ
سوره قصص ، آيه ۸۰ .
و آنان كه داراى دانش بودند گفتند : واى بر شما! ثواب الهى براى كسى كه ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد بهتر است و جز صابران ، كسى به آن نمى رسد»
مقايسه صعودى ، پيامد طبيعى و تخلف ناپذير تفاوت اجتماعى نيست . مى شود تفاوت عميق ، وجود داشته باشد ، اما مقايسه صعودى ، صورت نگيرد . مقايسه صعودى ، محصول اجتناب ناپذير تفاوت اجتماعى نيست؛ بلكه به ويژگى هاى افراد بستگى دارد . مقايسه صعودى ، زاييده «دنياخواهى» است؛ اما خردمندان و فرزانگان به چنين كارى دست نمى زنند؛ هرچند شاهد زندگى قارونى نيز باشند . اين ، معجزه خردمندى است.
فراتر از اين هم هست . آسيه ، همسر فرعون ، از يك زندگى اشرافى برخوردار بود ، ولى از آن دست كشيد و گفت : «رَبِّ ابْنِ لِى عِندَكَ بَيْتًا فِى الْجَنَّةِ ...» (سوره تحريم ، آيه ۱۱) .
خردمندان مى دانند كه زندگى قارونى ، يك نعمت نيست . نعمت ، آن است كه پايدار و سودمند باشد . چيزى كه مايه معصيت و زوال پذير است ، نمى تواند نعمت باشد . از اين رو، گروه دوم ، خطاب به گروه اوّل گفتند: «پاداش الهى ، بهتر است» . گروه اوّل نيز وقتى عاقبت قارون را ديدند ، به اشتباه خود پى بردند
سوره قصص ، آيه ۸۲ .
اين گونه نبود كه فقط گروه اوّل ، زندگى قارونى را مشاهده كرده باشد و گروه دوم ، آن را نديده باشد . هر دو گروه ديدند ؛ اما گروه اوّل ، مقايسه كرد و گروه دوم ، مقايسه ننمود . پس «مشاهده» ، منجر به مقايسه نمى شود . حلقه مفقود ، ميان مشاهده و مقايسه ، «شگفت زدگى» و «چشم دوختن» است . هردو گروه ، در مشاهده يكسان اند ؛ اما گروه اوّل ، زندگى قارونى را با عظمت مى دانست
«إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ »
لذا به آن چشم دوخت ؛ اما گروه دوم كه چنين اهميتى را در آن زندگى نمى ديد ، برايش شگفت انگيز نيز نبود ؛ به همين دليل ، به آن ، چشم نيز ندوخت . به همين جهت ، خداوند متعال براى جلوگيرى از مقايسه صعودى و تأمين رضامندى مى فرمايد :
«وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَ لُهُمْ وَأَوْلَـدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِى الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَـفِرُونَ
.سوره توبه ، آيه ۸۵ و ر . ك ، آيه ۵۵ .
كاركرد روانى مقايسه صعودى
در زندگى ، چيزهاى فراوانى وجود دارند كه مى شود به خاطر آنها زندگى بانشاط و شادى داشت . مقايسه صعودى سبب مى شود كه انسان آنچه را در خود دارد ، نبيند و پيوسته حسرت زندگى ديگران را بخورد . امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد : بپرهيزيد از اين كه به آنچه در دست فرزندان دنياست ، چشم بدوزيد ؛ چرا كه هركس به آن چشم بدوزد ، ... نعمتى را كه نزد اوست ، كوچك مى شمرد و در نتيجه، سپاس گزارى او كاهش مى يابد
بحار الأنوار ، ج۷۵ ، ص۳۶۸ .
زندگى در اين دنيا براى هيچ كس كامل نيست . بدون شك ، زندگى «داشته ها» و «نداشته ها»ى فراوانى دارد . اگر انسان به داشته هاى خود توجّه كند و از آنها لذّت ببرد ، راحت تر مى تواند نداشته ها را تحمّل كند . اما اگر كسى داشته هاى خود را نبيند ، زندگى را يكسره محروميت مى داند و در آن ، هيچ نقطه اميدى نمى يابد و همه زندگى ، يكپارچه براى او سختى و تلخى است و واقعا چنين زندگى اى را نمى توان تحمّل كرد . لذا بردبارى نيز از ميان مى رود و فرد ، توان تحمّل سختى ها را نخواهد داشت و اين گونه است كه مقايسه صعودى ، زندگى را به پرتگاه نارضايتى سوق مى دهد .
پيامدهاى مقايسه صعودى
مقايسه صعودى (مقايسه كردن خود با افراد فرادست در مادّيات) ، پيامدهايى دارد كه به طور مستقيم ، بر سطح رضايت از زندگى تأثير مى گذارد . اين پيامدها عبارت اند از :
اندوه
مقايسه صعودى ، شادى را از دل ها مى ربايد و لبخند را از لب ها مى زدايد . امام باقر عليه السلام مى فرمايد :
هركس به آنچه در دست ديگران است ، چشم بدوزد ، اندوه او طولانى مى گردد و خشم او آرام نمى گيرد
.تفسير القمى، ج۲، ص۶۶ ؛ الزهد ، ابن مبارك ، ص۴۷ .
در اين حديث ، به «طولانى شدن» حزن اشاره شده است . در حديث ديگرى ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به «شدت» حزن پرداخته ، مى فرمايد :
كسى كه به آنچه در دست ديگران است ، چشم بيندازد ، اندوهش فراوان مى شود و خشم او آرام نمى گيرد
الكافى، ج۲، ص۳۱۵ ؛ تفسير القمى، ج۱، ص۳۸۱
دو . مقايسه افزاينده
مقايسه نزولى (مقايسه كردن خود با افراد پايين تر در مادّيات) ، يكى ازعوامل افزايش شادكامى و رضامندى است . به همين جهت ، يكى از توصيه هاى دين به پيروان خود ، استفاده از مقايسه نزولى است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وقتى مى خواهد كسى همانند ابوذر را تربيت كند ، به او توصيه مى كند كه از مقايسه صعودى پرهيز كرده، از مقايسه نزولى استفاده نمايد . او خود در اين باره مى فرمايد: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مرا به هفت چيز سفارش كرد : اين كه نگاه كنم به كسى كه پايين تر از من است و ننگرم به كسى كه بالاتر از من است ...
الخصال ، ج۲، ص۳۴۵ ؛ المحاسن، ج۱، ص۱۱ .
اگر انسان ، خود را با زندگى هاى بهتر مقايسه كند ، دچار تلخ كامى و احساس ناكامى مى گردد و از زندگى خود لذّت نمى برد . اگر چنين اتفاقى افتاد ، يكى از بهترين مقابله ها استفاده از مقايسه نزولى است . اين روش ، از آموزه هاى اولياى دين است . امام باقر عليه السلام در اين باره مى فرمايد:
بپرهيز از اين كه نگاه كنى به كسى كه برتر از توست ... پس اگر از اين كار (نگاه به بالادست) ، چيزى بر تو وارد شد ، به ياد آور زندگى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را كه غذايش از جو و شيرينى اش خرما و هيزمش شاخه هاى خشك شده نخل بود ، هرگاه يافت مى شد الكافى ، ج۲ ، ص۱۳۷ ؛ مشكاة الأنوار، ص۱۳۰ .
گاهى انسان ، تصوّر مى كند بد بودن وضع زندگى به خاطر پشت كردن خدا به انسان بوده ، نشانه نگون بختى است . بررسى زندگى افرادى همچون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و ديگر اولياى دين ، اين تصوّر باطل را مى زدايد ؛ چون انسان مى بيند كسانى هم كه برترين انسان ها بوده اند، از زندگى هاى معمولى و بلكه سخت ، برخوردار بوده اند و بدين سان ، آرام مى گيرد و از آن احساس ناخوشايند و آن تصوّر نادرست ، دور مى گردد. همچنين پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد :
هرگاه يكى از شما به كسى نگاه كرد كه در مال و جمال از او برتر است ، به آنچه پايين تر از اوست نگاه كند صحيح البخارى ، ج۷ ، ص۱۸۷ ؛ ر. ك: أعلام الدين، ص۲۳۳ .
نكته جالبى كه در اين حديث وجود دارد ، اين است كه هميشه مقايسه كردن
در مال و ثروت نيست ؛ گاهى ممكن است كه انسان در جمال و زيبايى ، دست به مقايسه بزند. اين مسئله ، در ميان جوانان و بويژه در ميان دختران ، بيشتر مشاهده مى شود. مقايسه كردن خود با كسانى كه زيباترند، موجب غمگينى و رنجورى مى شود. اين نيز يك مقايسه صعودى است. در چنين مواردى با استفاده از مقايسه نزولى مى توان اين احساس ناخوشايند را از خود دور ساخت. همچنين ممكن است مقايسه صعودى در جمال، در يك زندگى خانوادگى شكل گيرد و كسى همسر خود را با همسر زيباترى (
چه مرد باشد و چه زن) مقايسه كند. اين مقايسه (كه مى تواند در اثر ديدن خودِ فرد يا تصوير او شكل گيرد)، داورى مقايسه كننده را تحت تأثير قرار داده ، ادراك او را تغيير مى دهد. تحقيقات ، نشان داده اند كه اگر كسى قبل از داورى و ارزيابى درباره كسى، فرد يا افراد جذاب تر و زيباترى را ديده باشد، فرد مورد نظر ، با جذّابيت و زيبايى كمترى در نظر او ارزيابى مى شود.
اين تحقيق ، توسط كنريك در سال ۱۹۹۳م ، انجام شده است (ر. ك: روان شناسى اجتماعى با نگرش به منابع اسلام، ص۲۵۳).
همچنين تحقيق ديگرى ثابت كرده است كه مردان ، هنگامى كه عكس هاى زنان بسيار زيبا را مى بينند، همسران مورد علاقه خود را با جذابيت كمترى ارزيابى مى كنند..
اين تحقيق نيز توسط كنريك و همكاران او در سال ۱۹۸۰ م ، انجام شده است (ر. ك: همان جا) .
كاركرد روانى مقايسه نزولى
مقايسه نزولى ، توهّم زا نيست ؛ بلكه نقاط مثبت و اميدواركننده زندگى را كه زير سايه سياه مقايسه صعودى از ديده ها پنهان شده است ، آشكار مى كند . مقايسه نزولى ، از آن دست آموزه هايى نيست كه مى گويد: «به خود تلقين كن كه وضع خوبى دارى و از بهترين زندگى ها برخوردارى و در بهترين مكان ها ساكن هستى و بهترين شغل و همسر را دارى و ...» . اينها توهّم خوشى است . آموزه دين ، نه مقايسه صعودى نااميد كننده را مى پذيرد و نه تلقين هاى توهّم زا را . آموزه دين ، مبتنى بر درك واقعيت ها و شناخت نقاط مثبت موجود است ، نه توهّم وجود آنها . پرورش يافته دين ، نه با نااميدى زندگى مى كند و نه با تخيّل و توهم ؛ بلكه با واقعيت ها زندگى مى كند و به آنچه دارد مى انديشد . هنر مقايسه نزولى ، اين است كه نقاط مثبت و اميدواركننده زندگى را آشكار مى سازد و در برابر ديد فرد قرار مى دهد . اين ، كاركرد روانى مقايسه نزولى است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى فرمايد:
به كسى كه پايين تر از شماست ، بنگريد و به آن كه بالاتر از شماست، نگاه نكنيد ؛ كه اين كار ، براى آن كه نعمت هاى خدا را ناچيز نشمريد ، بهتر است.
صحيح مسلم ، ج۸ ، ص۲۱۳ ؛ روضة الواعظين، ج۲، ص۴۵۴ .
انسان متعادل ، با كمال شهامت مى پذيرد كه ممكن است ديگران چيزهايى داشته باشند كه او ندارد ؛ ولى در عين حال ، او چيزهاى بسيارى نيز دارد كه ديگران ندارند و انسان مى تواند به آنها دل خوش كند و اميدوارانه زندگى كند . ناديده گرفتن داشته ها و ناچيز شمردن آنها هنر نيست ؛ هنر ، آن است كه انسان حتّى با كوچك ترين امكانات ، از روحيه اى قوى و بانشاط برخوردار باشد.
پيامدهاى مقايسه صعودى
مقايسه صعودى ، پيامدهايى دارد كه به طور مستقيم ، بر سطح رضايت از زندگى تأثير مى گذارد . اين پيامدها عبارت اند از:
اندوه
يكى از اين پيامدها «حزن و اندوه» است . مقايسه صعودى ، شادى را از دل ها مى ربايد و لبخند را از لب ها مى زدايد . از اين رو خداوند مى فرمايد :
وَ لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِى أَزْوَ جًا مِّنْهُمْ وَ لاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ (
سوره حجر ، آيه ۸۸ .)
و به آنچه گروه هايى از آنان را از آن برخوردار كرديم چشم مدوز
و به خاطر آنچه دارند ، غمگين مباش .
حزن و اندوه ، ره آورد چشم دوختن و
مقايسه كردن است . مقايسه صعودى ، كاستى ها را نشان مى دهد و به دنبال آن ، موجب احساس محروميت مى شود و اين احساس نيز حزن و اندوه را به دنبال دارد .
افسردگى
حزن و اندوه حتّى ممكن است تشديد شده ، به «افسردگى» منجر شود . هر حزنى را افسردگى نمى گويند ؛ اندوهى كه بى دليل ، شديد و طولانى باشد ، افسردگى را به همراه دارد .
درباره بى دليل بودن اندوه حاصل از مقايسه صعودى صحبت كرديم و گفتيم كه آنچه قارون ها دارند ، نعمت نيست ، بلكه وسيله عذاب آنهاست و لذا مايه برترى نيست ، تا انسان به خاطر نداشتن آن ، احساس محروميت كند . با اين حال، عده اى به زندگى هاى قارونى ، چشم مى دوزند و دچار غم و اندوه مى گردند .
حزن كوتاه مدت نيز نشانه افسردگى نيست ، حتّى اگر شديد باشد . مثلاً هنگام از دست دادن عزيزى ، ممكن است بازمانده او به شدّت غمين و نالان شود ؛ اما كوتاه مدت باشد . اين ، افسردگى ناميده نمى شود . همچنين حزن معمولى و اندك نيز افسردگى نيست ؛ حتّى اگر طولانى باشد . حزنى انسان را افسرده مى كند كه شديد باشد و مجموعه اين عوامل ، موجب اختلال در زندگى شده ، نااميدى و ناتوانى را در پى داشته باشد .
ناسپاسى و بى تابى
ناسپاسى مربوط به نعمت هاست و بى تابى ، مربوط به سختى ها. انسان موفّق ، كسى است كه از سويى از آنچه دارد ، آگاه بوده ، نسبت به آن ، شاكر باشد و از سوى ديگر ، نسبت به سختى ها بردبار بوده ، از بى تابى كردن بپرهيزد . كسى كه شاكر نيست ، از آنچه دارد ، بى خبر است و يا آنچه را دارد، نعمت نمى داند و لذا از آن ، لذّت نمى برد و كسى هم كه بردبار نيست ، سختى ها را تحمّل نمى كند و بى تاب مى گردد و همين ، مشكل او را افزايش مى دهد و در مجموع ، نبودِ سپاس گزارى و بردبارى ، موجب نارضايتى از زندگى مى گردد . ناسپاسى و بى تابى نيز ريشه در مقايسه صعودى دارند . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى فرمايد : كسى كه ... در دنياى خود به كسى كه بالاتر از اوست نگاه كند و نسبت به آنچه ندارد افسوس خورد ، خداوند ، نه او را شاكر مى نويسد و نه بردبار .
كنز العمّال ، ج۳ ، ص۲۵۵ ، ح۶۴۲۳ .
افزونى نعمت
انسان ، خواستار افزايش بهره مندى است و تمايل دارد كه زندگى خود را توسعه دهد . در اين راه ، يكى از اولين كارهايى كه صورت مى گيرد ، نارضايتى از وضع موجود و ناسپاسى نسبت به آن است . اين در حالى است كه كتاب «قانون زندگى» ، راه افزايش نعمت را سپاس گزارى از نعمت هاى موجود مى داند . خداوند متعال در قرآن كريم مى فرمايد :
«لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ .{سوره ابراهيم، آيه ۷.}
اگر سپاسگزار باشيد ، حتما بر شما مى افزاييم و اگر ناسپاسى كنيد ، حقيقتا عذاب من شديد است»
. پس بايد سپاسگزار بود و سپاسگزارى ، متوقف بر مقايسه نزولى است . بنابراين ، براى افزايش بهره مندى بايد از مقايسه نزولى استفاده كرد . بر همين اساس ، امام على عليه السلام مى فرمايد :
و به كسى كه پايين دست توست نگاه كن ، تا سپاسگزار نعمت هاى خدا باشى و شايسته افزايش او گردى و ساكن جود او شوى .{مستدرك الوسائل، ج۸ ، ص۳۳۷.}
نااميدى و ناتوانى
اندوه ، حسرت ، حسادت ، ناسپاسى و بى تابى در سختى ها، پيامدهايى بودند كه براى مقايسه صعودى برشمرديم . وقتى كسى اندوهگين شود ، داشته هاى خود را نبيند ، حسرت زندگى ديگران را بخورد و بى تاب و ناشكيبا باشد ، دو پيامد ديگر هم به آنها اضافه مى شود . اين دو ، عبارت اند از : «نااميدى» و «ناتوانى» . شدت گرفتن مسئله ، سبب مى شود كه فرد از يك سو اميد خود به زندگى را از دست بدهد و از سوى ديگر ، ناتوان و درمانده گردد . مجموعه اين پيامدها موجب افسردگى مى گردد . بنابراين ، يكى از زمينه هاى افسردگى را بايد در پديده مقايسه اجتماعى جستجو كرد .
محروميت از چشيدن حلاوت ايمان
پيامد مهم ديگر مقايسه صعودى ، «محروميت از چشيدن شيرينى ايمان» است. مقايسه صعودى ، رابطه انسان با خدا را نيز بر هم مى زند. انسان را ناراضى، شاكى و طلبكار مى سازد و موجب سوء ظن به خداوند مى گردد. اين امور نمى گذارند شيرينى رابطه با خدا چشيده شود. ممكن است رابطه قطع نشود ، ولى رابطه شيرين و دل چسبى نباشد ؛ بلكه همراه با ترديد و ناخرسندى و بدگمانى باشد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهدر اين باره مى فرمايد:
لا يَجِدُ الرَّجُلُ حَلاوَةَ الإِيمانِ حَتّى لايُبالِيَ مَن أكَلَ الدُّنيا{الكافى، ج۲، ص۱۲۸}
انسان ، شيرينى ايمان را نمى چشد تا اين كه اهميت ندهد دنيا به كام كيست.
نگاه خود را از زندگى ديگران برداريد و اهميت ندهيد كه دنيا دست كيست و ديگران چه دارند، تا بتوانيد از شيرينى ايمان و رابطه با خداوند متعال ، بهره مند شويد. محروميت از چشيدن حلاوت ايمان ، پيامد نگاه كردن به زندگى انسان هاى مرفّه است.
قناعت كردن
قناعت يعنى راضى بودن به آن چه هست . كسى مى تواند قانع باشد كه با آنچه موجود است راضى باشد و هنگامى انسان از چيزى راضى مى شود كه آن را «كافى» بداند .
مقايسه صعودى است. مقايسه صعودى ، احساس ناكافى بودن را به همراه مى آورد ؛ چون موجب ناچيز شمارى داشته ها مى گردد. اما مقايسه نزولى ، منجر به احساس كافى بودن مى شود ؛ چون داشته هاى زندگى را نمايان مى سازد. نمى گوييم مقايسه نزولى موجب مى شود كه انسان تصوّر كند بالاترين روزى ها را دارد ؛ بلكه مقايسه نزولى ، اين احساس را به وجود مى آورد كه با همين مقدار هم مى توان زندگى كرد؛ چون ديگرانى را ديده كه در وضع سخت ترى زندگى مى كنند. و بدين سان ، قناعت شكل مى گيرد .
قناعت يعنى بسنده كردن به آنچه هست و راه رسيدن به آن ، مقايسه نزولى است . امام صادق عليه السلام به حمران فرمود : اى حُمران! نگاه كن به كسى كه در زندگى، از تو پايين تر است ، و به كسى كه در زندگى، از تو بالاتر است ، ننگر . كه اين كار [مقايسه نزولى] تو را نسبت به آنچه برايت تقسيم شده ، قانع تر مى سازد و بهتر ، تو را شايسته زيادت پروردگارت ميكند(1)
افزايش آستانه بردبارى
وقتى انسان ، زندگى هاى پايين تر را ببيند ، از يك سو به آنچه دارد آگاهى مى يابد و به سپاس و ستايش خدا مى پردازد و از سوى ديگر ، متوجّه مى شود زندگى او آن قدر هم سخت و غير قابل تحمّل نيست . بدين ترتيب ، ناراحتى او كاهش مى يابد ، تنيدگى و فشار روانى او به حداقل مى رسد و توان تحمّل و بردبارى او افزايش مى يابد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درباره اين حقيقت مى فرمايد: كسى كه ... در دنياى خود به پايين تر از خود نگاه كند و خدا را به خاطر برترى هايى كه به او داده ، ستايش كند ، خداوند ، او را سپاسگزار و بردبار مى نويسد .(2)
توان تحمّل نداشتن ، هميشه به دليل بزرگى سختى نيست ؛ بلكه به دليل بزرگ شمارى آن است .
مقايسه صعودى ، در اندازه سختى زندگى ، اغراق كرده ، آن را بيش از اندازه واقعى اش نشان مى دهد ؛ اما مقايسه نزولى ، آن را تعديل كرده ، به اندازه خودش و يا حتّى كوچك تر از آنچه هست ، كاهش مى دهد . اين كار، موازنه را به نفع صبر و بردبارى تغيير مى دهد و بدين وسيله ، امكان تحمّل را افزايش مى دهد .
1.الكافى ، ج۸ ، ص۲۴۴ ؛ تحف العقول، ص۳۶۰ ؛ علل الشرائع، ج۲، ص۵۵۹ .
2.سنن الترمذى، ج۴، ص۷۴ .