۳/خرداد/۹۲, ۱۹:۲۷
(۳/خرداد/۹۲ ۱۷:۳۱)دل خسته نوشته است: [ -> ]ببینید ، اول بگم تنبیه که فقط تو سر زدن نیست!فکر میکردم مشخصه که منظورم از تو سر زدن تمام نظامی گری هاشون هست.
این همه راه وجود داره برای تنبیه.بعد هم بنده معتقدم اگر تنبیه هست ، باید کنارش تشویق هم باشه.
بعد هم باید توانایی های طرف در نظر گرفته بشه! والله این قدر ما رو دووندند چشمم سیاهی می رفت ، واقعا حالم بد شده بود و ... ، چرا ؟ چون می گن باید زهر چشم بگیریم! نمی دونم امیرالمومنین علیه السلامهمزهر چشم می گرفتند؟ خوب می خوان طرف بدنش ورزیده بشه ، این همه راه علمی هست ، واجبه پدر مفاصل طرف رو در بیاریم؟
پس آموزشی با احترام ، یعنی این که طرف رو ببعی فرض نکنن!
اگر مبهم بود ببخشید.
(۳/خرداد/۹۲ ۱۷:۳۱)دل خسته نوشته است: [ -> ]اما بحث سربازی رفتن ، قبول دارید که سربازی رفتن رو رضا شاه باب کرد؟از این نظر که قبل از او کسی نبوده که به فکر ارتش پرتعداد بوده باشد مسلماً خیر.
فکر میکنم منظورتون از "باب کردن" اینه که سربازی رو بین حکومتهای ایران باب کرده، البته بیشتر به نظر میاد این کار، خودش نتیجهی باب شدن سربازی در جهان بوده.
از یک جهت هم بخوایم نگاه کنیم اجتنابناپذیر بوده، چون وقتی بعضی کشورها به مردمشون آموزش نظامی بدن و سربازان بالقوهی خودشون رو افزایش بدن، اگر بقیه این کار رو نکنند از نظر نظامی ضعیف خواهند بود.
البته شاید این حرف شما بیشتر از اون حرفهایی هست که بعضی برای بالا بردن رضاخان میزنند، چون اون حتی آنقدر قدرت نداشت که به نخست وزیرش بگوید نفت ملی نیست، و این به اصطلاح ارتشش هم جلوی دو تا تانک بدون کوچکترین مقاومتی تاج و تخت را تسلیم کرد. خیلی جالبه که تو یه سلسله در کل فقط یکبار حکومت از پدر به پسر برسه، و حتی اون یکبار رو هم مثل آدم این کار رو انجام نده.



(۳/خرداد/۹۲ ۱۷:۳۱)دل خسته نوشته است: [ -> ]قبلش زمان قاجار نبود ، وقتی هم به کشور یا به ارزش ها (مثل عتبات عالیات) حمله می شد ، مردم بسیج می شدند می رفتند ، و اگر کم تدبیری شاه نبود به نتیجه می رسیدند.خب اگر الآن این کار رو بکنیم، این خودش میشه کم تدبیری، چون قبل از فرستادن مردان به جنگ مجبور به آموزش اونها میشن، و در کارشون تأخیر وحشتناکی میفته. همچنین خیلی از کشورهای دیگه که از قبل آموزش دادن از این نظر برتری پیدا میکنن.
(۳/خرداد/۹۲ ۱۷:۳۱)دل خسته نوشته است: [ -> ]اما الآن همین هایی که به زور می رند ، با این چیزهایی که می بینند ، از ناعدالتی گرفته تا بی احترامی ، وقتی از سربازی فارق می شند ، خوشحال می شند ،خب الآن آیا من گفتم که باید ناعدالتی و بی احترامی در سربازی اجباری وجود داشته باشه که شما جزء شرایط سربازی اجباری حسابشون میکنین؟
(۳/خرداد/۹۲ ۱۷:۳۱)دل خسته نوشته است: [ -> ]منتظرند زودتر دوره ضرورتشون تموم شه ، که ا گر جنگ شد مجبور نباشند برن جنگ و از زیرش در برند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همه زمان جنگ میرن، حتی اکثر قریب به اتفاق معاف شده ها. نه اینکه پشت سرشون اجباری باشه، نه، روبروشون اجباره

یعنی اگر نرن بجنگن دشمن میاد سراغ زن و بچهشون.(۳/خرداد/۹۲ ۱۷:۳۱)دل خسته نوشته است: [ -> ]به نظر من باید سربازی بشه جایی مناسب برای کسب درآمدفقط چطوریش رو نمیتونم تصور کنم. از کجا؟
(۳/خرداد/۹۲ ۱۷:۳۱)دل خسته نوشته است: [ -> ]برای کسب معارف دینی (نه به زور!) ، برای تقویت اراده و عظم ملی.صد در صد موافقم.
(۳/خرداد/۹۲ ۱۷:۳۱)دل خسته نوشته است: [ -> ]در مورد اجبارش هم واقعا باید روش فکر کرد ، من خودم جایی ندیدم که اجباری باشه برای جنگ در گذشته ، شما اگر دیدید بفرمایید.اگر مثل زمان حضرت علی(علیه السلام) با منافقین همدست میشدن و به جبهه اونها میپیوستن بطور خودکار جنگی شکل نمیگرفت، ولی اگر دشمن تجاوزگری بهشون حمله کرده بود، مجبور به مقابله بودند. خب این میشه اجبار، اون هم از نوع تفنگ رو شقیقه!

(۳/خرداد/۹۲ ۱۷:۳۱)دل خسته نوشته است: [ -> ]حرف مراجع می تونه مجوزی بشه برای اجبار ، باز هم من این رو ندیدم.فقط بعضی مراجع دیدم حکم به وجوب دادند.(نه اجبار)خب مراجع برای مسلمین نظر میدن. وقتی شما کاری براتون واجب باشه مجبور به انجامش هستید. نیستید؟
برای حفظ نوامیس و وطن به شرکت دیگران هم نیاز هست، پس فکر نمیکنم به هیچ وجه حکومت رو از اجبار دیگر اقلیتها هم منع کنند.
(۳/خرداد/۹۲ ۱۷:۳۱)دل خسته نوشته است: [ -> ]اون تکنیک هایی که گفتم هم کار یک ساعت دو ساعت نیست ، باید درست بهش فکر کرد.خب دوست عزیز، هر وقت که به اونها رسیدیم تازه میتونیم بگیم که وجود دارند.
قبلش فقط میشه تلاش کنیم که بهشون برسیم!

