به نام خدا
سلام
عیدتون مبارک
نقل قول:همه چیز کنار تیپش فوق العادس !!! دوبلورش هم که عالیه !!! البته داستان revelation خیلی خوب نبود و زود تموم میشد ولی اونجا هایی که میرفت نقش الطایر باحال بود !!!! به علاوه مرحله ی آخر اوج زیباییش بود !!!! آهنگ revelation هم چون بازی تو مکان تاریک بود خیلی به فضای بازی میومد کلا میگم عالی بود ساختش !! یوبی سافت نمیتونه موفقیت این سری رو تکرار کنه چون داستان پردازی خیلی مهمه به علاوه نسخه سوم بازی رو زود تموم کرد شماره 2 خیلی پرطرفدار شد چون سه قسمت دنباله دار ازش ساخته شد !!! که جذابیت اساسینس کرید رو چند برابر کرد و تو نسخه ی افشاها داستان الطایر هم کامل کرد !
بهتر شد که 3 رو زود تموم کرد چون جذابیتی از نظر داستان وشخصیت اصلی نداشت.
فکر کنم یوبی سافت فهمیده که دوباره باید یه چیزی مثل نسخه های قبل 3 بسازه و به نظر من دوباره داستان رو زیبا و جذاب می کنه. این شخصیت جدیده هم به نظر بد نمی یاد و یوبی سافت یه مقدار زمان بازیو برده عقب و این خودش نشون میده که فهمیده نباید خیلی جلو بیاد.
یه چیز دیگه هم که باعث شده نسخه ی جدید جذاب باشه اینه که دزموند تو نسخه ی 3 مرد و آدم رو کنجکاو می کنه که چطوری می خوان داستان این یکی رو روایت کنن.
نقل قول:غیر از روایت داستان پیشنهاد می کنم محتوی بازی، مواردی که در بازی توجه شما رو به خودش جلب کرد، یا برداشتهای مثبت یا منفی از منظر خودتون در مورد این بازی و ... رو هم قرار بدید. متشکرم
مرسی از پیشنهادتون.
سعی می کنم گاهی بازی رو نقد کنم و نسخه های مختلفش رو با هم در زمینه های مختلف با هم مقایسه کنم و نقاط قوت و نقاط منفی هر کدوم رو بگم.
نقل قول:اول الطیر بن لا احد رو معرفی می کردی بهتر نبود؟
اول اتزیو رو معرفی کردم چون تو نسخه های بیشتری بود و راستش خودم هم بیشتر ازش خوشم می یومد.
همون طور که می دونین الطائر بن لا أحد شخصیت اصلی نسخه ی اول این سری بازی هست و یه جورایی بزرگ ترین Assassin هم هست.
اینم چنتا عکسش:
اینم یکی دیگه:
قبل شروع خیلی ها می گن که با استفاده از این شخصیت می خواستن مسلمان ها رو تروریست و آدم کش جلوه بدن. چون خیلی ها فکر می کنن الطیر مسلمون هست ولی یوبی سافت جلوی این شیطنت ها رو گرفت و اعلام کرد الطیر دین و مذهب ندارد ولی پدرش مسلمان و مادرش مسیحی بوده اند.
الطیر در سال 1165 در خاورمیانه به دنیا آمد. داستان بازی بر می گرده به زمان جنگ های صلیبی. الطیر بر خلاف اتزیو که در نوجوانی و کوکی می خواست بانکدار بشه از همون کودکی می خواست قاتل حرفه ای باشه.(اتزیو در زمان رنسانس و پیشرفت هست و اتزیو طبیعتا به علم علاقه داشته و الطیر در زمان جنگ ها صلیبی زندگی می کرده و به جنگجو شدن علاقه داشته) الطیر رو رییس assassin ها یعنی المعلم بزرگ کرد و در اون زمان المعلم قانونی وضع کرده بود که پدران و مادران نباید به فرزندشان محبت کنند چون فکر می کرد محبت باعث می شه در آینده اونا نتونن قاتلان خوبی باشن و به همین دلیل الطیر از محبت پدر و مادرش محروم بود و احساس دوست داشتن آنها در خودش هم از بین رفت و حتی زمان مرگ آنها الطیر احساسی نسبت به این حادثه نداشت و مرگ آنها مثل مرگ دو غریبه برای او بود. الطیر در 25 سالگی لقب استاد قاتلان رو بدست آورد سپس المعلم اون رو به ماموریتی فرستاد تا 9 تن از شوالیه های معبد رو بکشد تا جنگ های صلیبی تمام شود. وقتی الطیر نهمین فرد را می کشت فهمید المعلم از الطیر سو استفاده کرده و قصد ندارد که جنگ تمام شود بلکه قصد دارد خود و قصد دارد خود آتش جنگ را شعله ور تر سازد و به نظریه های شوالیه ها رو اجرا کند.
البته کشتن اون 9 نفر و المعلم و حتی وسیله ای به نام قطعه ی بهشت که یکی از موضوعات اصلی بازی هست رو توضیح ندادم چون طولانیه. ولی انشاالله در آینده اونا هم توضیح می دم.
الطیر خشمگین بر می گرده و المعلم رو می فرسته به جهنم و خودش می شه بزرگ Assassin ها و فرماندشون. از اون پس خودش جامعش رو هدایت می کنه و باعث پیشرفتشون می شه. در ضمن اون یه سری نظریه و دستورالعمل رو به نام codex می نوشته و به جا های مختلف می فرستاده تا Assassin های سرزمین ها مختلف آن ها رو سرمشق قرار بدن و پیشرفت کنن و البته یه سری راز هم برای Assassin های آینده به وسیله آن ها به یادگار می زاشته.
مارکوپلو در آینده اونا رو از کوبلای خان می گیره و به اروپا می بره و طی داستانی به دست آدیتره ها می افته.
الطیر فردی سرد و بی احساس بود و وقت خود رو صرف کمک به گروه می کرد و فردی با مهارت و قاتل حرفه ای بود.
طی ماموریت هاش دیدش نسبت به جهان عوض شد و بعد از مرگ المعلم اخلاقش هم تا حدی تغییر کرد. او دو بار عاشق شد.
یک بار عاشق دختری به نام ادا که بعد به طرز وحشتناکی کشته شد و الطیر بسیار خشمگین و ناراحت شد و تمام کسانی که در قتل ادا شرکت داشتن رو فرستاد اون دنیا ولی بازم شاد نشد.

بار دوم عاشق ماریا تورپ شد و با او ازدواج کرد و سپس الطیر پدر شد.(یه لحظه فکر کنین الطیر پدر شده باشه.

)
ماریا پدرش جزو تمپلار ها بود و موقعی که الطیر می خواست پدرش رو بکشه لباس پدرش رو پوشید و با الطیر جنگید. اما اون زمان الطیر نسبت بهاون احساسی نداشت ولی زمانی که ماریا اثیر الطیر شد رابطه آنها نزدیک و نزدیک تر شد و ماریا هم فهمید تمپلار ها چه آدمای بدی هستن و بلاخره با الطیر ازدواج کرد.
حالا اسم الطیر از کجا اومده؟ خب الطیر که معنیش واضحه. دلیل اینکه اسم پرنده رو براش انتخاب کردند چالاکی اون نبود بلکه چون نماد Assassin ها عقاب هست این اسمو گذاشتن و لا احد که به معنی فرزند هیچکس هست هم به خاطر اولین Assassin ها که در واقع اولین انسان ها بودند و چون اولین انسان ها بودن و پدر و مادر نداشتن و فرزند کسی نبودن به او داده شد.( لطفا به مسائل مذهبی ربطش ندیدن یه بازیه خب و ربطی به آدم و حوا نداره و داستان خودش رو داره. اینو گفتم چون در آینده که می خوام داستان رو بگم و مثلا بگم دشمنای Assassin ها که در واقع تمپلار ها هستن از کجا می یان و .... هم می شه به مسائل مذهبی ربطش داد که این فقط خودمون رو خسته می کنه و نه یوبی سافت منظور بدی داشته و نه ما که داریم بازی می کنیم. فقط می خواستن یه داستان جذاب بسازن و یه چیزی باشه عجیب و جذاب باشه.)
راستی صدا گزاریش هم کار فیلیپ شهباز هست که شهباز به فارسی به معنای نوعی عقاب هست.
یه چیز جالب دیگه هم اینه که الطیر نام درخشانترین ستاره در صورت فلکیه عقابه.