تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تحلیلی بر فیلم Noah / پیامبری که هالیوود مبعوث کرد!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
(۳۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۵۴)bidel نوشته است: [ -> ]14.00
این روز ها فیلم نوح به کارگردانی آرنوفسکی جزء جنجالی ترین آثار هالیوودی شده. به شکلی که پاپ به این فیلم اعتراض کرده. برای همین تصمیم گرفتم یه نقدی از زبان خودم اینجا قرار بدم. اول از همه خلاصه داستان رو از زبان فیلم می زارم(نه از روی انجیل یا قرآن و ...)
در ابتدای فیلم پدر نوح قرار بود گنجینه ای به نام «آمرزش» را به نوح هدیه دهد. اما در طی یک حادثه عده ای به رهبری «قابیل» به اون ناحیه میان که به نظر پدر نوح مرتکب عمل خلافی شده اند. پدر نوح جلوی اونها می ایسته و کشته میشه. خود نوح هم فرار می کنه.
نوح یک همسر و سه پسر داره. فرزند ارشد به نام «سم»، دیگری به نام «هم» و آخرین فرزند به نام «یافیث». پیامبر خدا نشانه هایی می بینه و بهش وحی میشه که عذابی در راهه اما به گفته خودش بهش وحی میشه که خودش زنده می مونه. اون شروع به سفر می کنه. در راه به یک قبیله ی نابود شده می رسن و می بینن که مردم رو عده ای انسان وحشی کشته اند. در بین مردم یک دختربچه به نام «ایلا» رو زنده پیدا می کنن. در این هنگام اون عده ی وحشی به اونها حمله میکنن. نوح و خانواده اش به انضمام ایلا فرار می کنن و در حین فرار به فرشتگان در حال عذاب برخورد می کنن. فرشتگان به خاطر انسان تبدیل به غول سنگی شده بودند و از اونها کینه داشتند. اما یک فرشته حاضر میشه برای بخشایش گرفتن از خداوند به نوح کمک کنه. نوح و خانواده اش به سمت یک کوه می رن(با همراهی یکی از غول ها). نوح و پسر ارشدش، سم به نزد پدربزرگ در کوه میرن. پدر بزرگ پیشنهاد می کنه که نوح یک کشتی بسازه. نوح دانه ای پدربزرگ می گیره و به دامنه ی کوه برمیگرده. دانه که می کاره فرداش یه جنگل انبوه رشد می کنه! غول ها دست به کار می شن و برای آمرزش گرفتن از پروردگار کشتی رو می سازن.
ده سال می گذره و سم عاشق ایلا میشه. نوح سعی میکنه از هر موجودی جفتی وارد کشتی کنه و اونا رو با مشروب به خواب ببره(!) اما هم و یافیث جفت ندارن. هم از این بابت ناراحته. موجودات همه جمع می شن و وارد کشتی نوح می شن. قابیل با مردمش میاد و نوح رو تهدید میکنه. هم یه جورایی از قابیل خوشش میاد. اون به شهر قابیل میره و با کسی به اسم «ماریلا» آشنا میشه. زمان طوفان فرارسیده. هم و ماریلا سمت کشتی فرار می کنن اما ماریلا تو راه آسیب می بینه. نوح به کمک هم میاد و ماریلا رو رها می کنه.
خانواده ی نوح به کشتی پناه می برن. با شروع طوفان مردم به کشتی حمله میکنن اما غول ها از کشتی دفاع می کنن و مورد بخشایش قرار می گیرن. این وسط قابیل یواشکی وارد کشتی میشه. پس از طوفان، نوح وخانواده اش در کشتی محبوس میشن. هم قابیل رو پیدا می کنه و به خاطر کینه از پدر اونو کمک میکنه. قابیل پیشنها کشتن نوح رو به هم میده. از طرفی تنها ادامه دهنده نسل انسان ها که ایلا و سم بودن یه مشکلی داشتن. ایلا فکر می کرد نازاست. اما توسط پدربزرگ شفی پیداکرده بود. ایلا باردار میشه و نوح علاقه ای به این مسئله نداشته. می خواسته که نسل بشر به پایان برسه و میگه:اگه بچه ات پسر بود که هیچی اما اگه دختر بود باید بکشمش!
قابیل به کمک هم سعی بر کشتن نوح می کنه اما هم منصرف میشه و نوح رو نجات میده. ایلا دوقلو دختر میزایه و نوح هم دلش رحم میاد. بعدش کشتی به خشکی میشه(ماجرای شاخه زیتون) و هم که قرار بوده بار نبوت رو به دوش بکشه(میراث آمرزش رو از نوح گرفت اما بعدش پس داد) از این کار منصرف میشه و میره یه جایی تا تنهایی بمیره.
خداییش واسه دو ساعت فیلم خیلی خوب خلاصه کردم. اصن هم زیاد نشد! حالا نظرم رو می نویسم:
1- توی کل فیلم دو تا تئوری درباره ی آفریده شدن انسان و تبعید اون به زمین ارائه شد. اولیش تئوری مسیحی ای بود که نوح بیانش می کرد. دومی تئوری قرآنی بود که قابیل بیانش کرد!
2- نوح فوق العاده شدیدالعمل بود و جالب اینجاست که دستورات غلطی هم از خدا می گرفت گهگاهی!
3- تو اسلام گفته شده که یه فرشته به نوح کمک کرد تا کشتی رو بسازه. اما اینجا فرشته ها(که در عذاب بودن و به شکل دیو سنگی شده بودن) خودشون کشتی رو ساختن!
4- نوح دوره ی بعد طوفان رو«شروعی دوباره» تلقی کردو در این «شروعی دوباره» تبدیل به یک مست می خواره شد!
5- فرشته ها مگه از توانایی عدم اطاعت از خدا نداشتن؟ چی شد که فریب آدم رو خوردن و مجازات شدن؟
6- کنعان کجای داستان بود؟
7- مگه خدا به نوح نگفت پس از طوفان هیچ خطاکاری زنده نمی مونه؟ اون قابیل تو کشتی چه غلطی میکرد؟
8- ما لغزش پیامبران داریم. اما پیامبران الوالعزم لغزش ندارن! این صراحتاً گفته شده تو روایات. لغزش مال کسایی مث سلیمان و یوسف و ... بود. نه نوح(علیه السلام)!
9- طبق روایتی از اما صادق(علیه السلام) هشت نفر وارد کشتی شدن که کتیبه ی کشف شده از کشتی هم همینو میگه. اما توی فیلم اینجوری نبود!
نقد فنی زیاد بلد نیستم واگذارش می کنم به هر کسی که دیدتش و حرفه ای هست. تو این کارا. اگه ازم بپرسید با کار های قبلی آرنوفسکی مقایسه اش کردم و در حد «افتضاح» قرار داره. دیالوگ ها غیر قابل هضم و نحوه فیلم برداری خیلی کسل کننده بود. مخصوصا اینکه دو ساعت طول کشید!
این حرفای من از این فیلم بود. الان کیفیت صفحه سینماییش تو اینترنت پخش شده که 500 مگ هستش اما اگه می خواین از فیلم لذت ببرین صبر کنید که تا DVDRIP این فیلم پخش بشه(حدس می زنم یه گیگی بشه!)
تصاویر سایز بزرگ بودن مطلب رو خراب میکردن
آقا من دارم شاخ در میارم.
من کی تو این تاپیک چیزی نوشتم؟ جریات چیه؟ من که اینجا اولین بارم بود اومدم.
(۲۶/خرداد/۹۳ ۲۳:۱۷)bidel نوشته است: [ -> ]آقا من دارم شاخ در میارم.
من کی تو این تاپیک چیزی نوشتم؟ جریات چیه؟ من که اینجا اولین بارم بود اومدم.
این متن نه تنها توسط حساب کاربری شما ثبت شده، بلکه از کامپیوتری ثبت شده که شما همین پست اعتراض رو هم زدید!!!
یعنی یا خودتون احتمالا یادتون رفته یا یک نفر از سیستم شما این مطلب رو ارسال کرده
آقا یه چیز بگم میون کلامتون؟
(۲۶/خرداد/۹۳ ۲۳:۱۷)bidel نوشته است: [ -> ]آقا من دارم شاخ در میارم.
من کی تو این تاپیک چیزی نوشتم؟ جریات چیه؟ من که اینجا اولین بارم بود اومدم.

فقط یه نفره که تو تالار اول پستهاش یه عدد میذاره که آخرشم نفهمیدم منظورش چیه
توی این پست هم اولش 14.00 اومده
حتما اختلالی بین اکانت این دو نفر پیش اومدهAngel
سلام مجدد به دوستان،

فیلمش رو تازه دیشب دیدم. فیلمای آرونوفسکی سرتاسر نماده و واقعا مَرد میخواد که تحلیل خوبی ازشون ارائه کنه Smile


اما به نظرم سازنده تو این فیلم میخواست ، بین سجدۀ شیطان و ماجرای کشتن اون 2 بچۀ بیگناه ارتباط برقرار کنه !!!

یعنی میخواست بگه ، سجده کردن به انسان برای شیطان مثل کشتن نوزاد معصوم سخت بوده. و این مسئله رو تو فیلم *آغاز بتمن* هم می بینیم که تو اونجا کاراکتر رأس الغول (=خدا) به بروس وین (=شیطان) میگه که گردن این فرد رو بزن (اعدامش کن) و بروس وین از این کار سر باز میزنه و تمرد میکنه !!!

مطمئن نیستم ولی به نظرم اون قسمت از فیلم هم میخواست به این مسئله اشاره کنه.
تحلیل این فیلم سنمایی از محمود بلالی:
http://vgpostmortem.ir/index.php/%D8%AA%...D9%85-noah
سلام
فيلم رو ديدم
تو هيچ فيلمي تا حالا نديده بودم كه اينقدر خداي متعال ضعيف و خشن جلوه داده بشه..
پيامبر خدا رو هم كه به بدترين شكل ممكن بي رحم و ظالم نشون دادنش..
سراسر تحريف و نمايش عجيب تاريخ پيدايش بود..
اميدوارم تحليل خوب دوستان رو ببينيم..
در ضمن اميدوارم صنعت سينما ورژن درست و حقيقي اين چنين تاريخهايي رو درست و در نمايش جهاني ارائه بده
يا علي.
التماس دعا
(۲۵/تیر/۹۳ ۴:۳۵)PWLG نوشته است: [ -> ]تحلیل این فیلم سنمایی از محمود بلالی:
http://vgpostmortem.ir/index.php/%D8%AA%...D9%85-noah
با تشکر از شما
این تحلیل در پست اول قرار گرفت .
تو فیلم نشون داد زمان نوح قاره ها به صورت Pangaea بودن در صورتی که Pangaea حدود صد میلیون سال شروع کرد به جدا شدن که مطمئنا با زمان بندی هیچکدوم از کتابهای ادیان نمیخونه این. البته توضیح اینکه چجوری نوح همه حیوانات رو جمع کرد رو آسون میکنه چون یه قاره بود ولی انسان به اون شکل وجود نداشته تو اون بازه زمانی.

در ضمن داستان نوح و همون پرومتئوس که تو این تاپیک گفته شد جفتشون برگرفته از حماسه گیلگمش هستن.
قدیمیترین داستانی که بشر گفته همین داستان گیلگمش هست که تو همین بین النهرین هم نوشته شده، قدیمیتر از این نوشته داستانی پیدا نشده. حماسه گیلگمش شامل 12 لوح هست که داستان قهرمان شهر اوروک بوده و بدنبال جاودانگی میره و براش اتفاق های زیادی میوفته. تو لوح 11 داستانی هست که خیلی شبیه داستان همین نوح و طوفان هست.
هزار سال بعد داستان وارد تورارت یا همون Old Testament میشه و همینجوری میاد جلو.
اقتباس سابقه ی طولانی داره تو تاریخ مثل هفت خوان رستم و دوازده استیج هرکول، مسلما قدیمیتره اورجینال بوده دیگه.

تو سری جدید مستند Cosmos قسمت 11 بود اگه اشتباه نکنم به این داستان های کهن میپردازه گلگمش هم جزئشونه، حتما ببینید این مستند رو. Cosmos: A Spacetime Odyssey امتیازش 9.5 شده اولین مستندیه که مستند سیاره زمین رو کنار زد.
منبع: http://amikhtegi.blogfa.com/post/53

صنعت بزرگ جعل و تحریف
به تصویر کشیدن وقایع تاریخی در مدیوم سینما و تلویزیون یک حوزه ی اساسی ست که در مایه شناسی فهم جایگاه بسزایی دارد. بخش قابل توجه سینمای هر کشور به آثار تاریخی آن ملت برمی­گردد تا بتواند با زنده نگاه داشتن حافظه تاریخی جامعه، از اضمحلال فرهنگی جلوگیری کند. از سوی دیگر اما، غلبه­ی بعضی کمپانی های بزرگ سینمایی، همچون تحریف کنندگان همیشگی تاریخ، به سلیقه خود و بالا دست هایشان دست به مصادره­ی تاریخ ملل و در نتیجه تحریف آن می­زنند. آن چه در جامعه جهانی امروز به چشم می­خورد و به بحرانی فرهنگی - تاریخی اشاره دارد؛ تحریف هایی­ست که در سطوح وسیع از طریق رسانه و انکلوپدیاهای فضای سایبر، حافظه­ی جوامع گوناگون را دچار تحریف و حتی جعل یا حذف بخشی از آن کرده است.
این دست تحریف­ها از سطح وقایع صرفاً تاریخی نیز عبورکرده و مقدسات مذاهب گوناگون را مورد حمله قرار می­دهد؛ آنچه در مدیوم سینما، تئاتر، تلویزیون، تصویرنگاری و ... به طور اخص در مورد اسلام، دستور کار غارتگران فرهنگی غربی واقع شده است. کمپانی­های بزرگ هالیوود پس از سنجش آستانه­ی صبر ملت­ها با استهزای حضرت نوح (علی نبینا و اله و علیه السلام) در انیمیشن یوگی، این بار با هزینه ی 125 میلیون دلاری و تحریف مستقیم زندگی این پیامبر اولولعزم، دست به ساخت سینمایی Noah





زده اند.
[تصویر: 1.jpg]
نوحی نه توراتی، نه قرآنی
نوح (Russell Crowe


) همراه با همسر(Jennifer Connelly) و فرزندانش سام، حام و یافث زندگی می کند. آن­ها در راه ملاقات با متوشالح (Anthony Hopkins)، پدر بزرگ نوح، با گروهی از کشته شدگان توسط سربازان توبال کِین مواجه می شوند و دختری به نام ایلا را که زنده مانده با خود همراه می­کنند و پس از فرار از دست سربازان توبال کِین به سمت فرشتگانی می­روند که به جرم کمک به انسان، در هیبت سنگی، از بهشت عدن به زمین تبعید شده­اند
رویاهای نوح او را از عذابی نزدیک آگاه می سازد. او دانه ای را که پدربزرگش از بهشت عدن آورده، در دل خاک می­کارد و جنگلی سبز و انبوه از دل زمین می­روید. نوح با کمک فرشتگان، دست به ساخت کشتی­ای (Ark) برای در امان ماندن خانواده­اش از طوفان وعده داده شده می­زند. در حین ساخت کشتی، حیوانات مختلف در آن جمع شدند و در این بین توبال کِین برای سوار شدن خود و مردمش در کشتی به سمت محل ساخت کشتی می­رود. نوح با او مخالفت می­کند و توبال کِین وعده­ی جنگی عظیم را به او می­دهد. پس از شروع طوفان و کشته شدن مردم، توبال کِین به طور مخفیانه داخل کشتی می­شود و از طوفان جان سالم به در می­برد اما سپس به دست حام کشته می­شود.
نوح با مشکلی جدید، حامله شدن همسر سام مواجه می­شود و تصمیم الهی را بر کشتن فرزندان او تلقی می­کند. چرا که خداوند از خلق انسان­ها پشیمان شده و قصد دارد که زمین از وجود آن­ها پاک شود. اما نوح از اجرای دستور الهی شانه خالی می­کند و باعث ادامه حیات انسان بر روی زمین می­شود.
یک تیر و چند نشان
ایمان یکی از المان های اساسی دین، امری معنوی و حالتی روحی­ست که جایگاه آن قلب آدمی­ست. سوالی که در اینجا پیش می­آید متعلقات ایمان است؛ به این معنی که به چه مواردی باید ایمان داشت. قرآن در باب متعلقات ایمان، مصداق­های فراوانی ذکر می­کند؛ ولی می­توان همه­ی آن ها را به توحید و ایمان به خدا بازگرداند؛ یعنی اعقتاد به غیب، ملائکه، ارسال انبیاء، کتاب، آیات الهی و آخرت که از لوازم ایمان به خدا هستند.
سینمایی Noah





به کارگردانی
Darren Aronofsky





با حمله مستقیم به سه متعلق نشان داده شده در تصویر، با همراهی دیگر رسانه­های غربی سعی در تخریب ایمان جامعه­ی بشری دارد. این امر به گونه­ای ست که اگر ایمان به یکی از متعلقات دچار خدشه شود؛ تمام جوانب ایمانِ انسان مخدوش خواهد شد. هجمه به این سه متعلق در سه حوزه تحریف تورات، تحریف قرآن و شبهات فلسفی جهان­بینی در سینمایی
Noah





صورت گرفته است که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.
[تصویر: 3.jpg]
نبوتِ انتقال نیافته[/font]
[font=B Mitra]ابتدای فیلم لمک (پدر نوح) پوست ماری (شیطانی که در اندیشه توراتی باعث تبعید آدم به زمین شد) را دور دست خویش می­پیچد و در حالی که انگشتش را به انگشت نوح نزدیک می­کند تا نور نبوت را به او انتقال دهد، توبال کِین مخل انتقال نبوت می­شود و لمک را می­کشد. این سکانس باعث می­شود هرآنچه در باقی داستان می­آید متعلق به نوحی باشد که خیال نبوت را دارد و حقیقاً نبی نیست. این نوع نگاه نشات گرفته از اندیشه­ی امپریسیستی سازندگان است که هر آنچه در محدوده حواس پنجگانه نگنجد را باطل می­انگارند و با تصویر این پلان، سعی در تخریب مقام نبوت حضرت نوح (علی نبینا و آله و علیه اسلام) دارد.
یکی از خصیصه های نبی، معجزه می­باشد که در سرتاسر فیلم معجزه ای از نوح دیده نمی­شود و این در حالی­ست که متوشالح، پدر بزرگ نوح دارای معجزه­ست و مشکل نازایی ایلا را حل می­کند. نوح صرفاً در عالم رویا، مشاهداتی دارد که برای فهم آن­ها نیز باید از متوشالح کمک بگیرد.
آنچه موجب جذابیت اثر شده است روایت تضاد­ها و کنش­های گوناگون میان کاراکتر های Noah





در نسبت با خدا­ست. از مهمترین این تضادها می­توان به کنش میان نوح و خدا که باعث عدم جلوگیری از ادامه نسل انسان و کنش متوشالح در نسبت با خدا که با سرکشی تمام، پس از شفای ایلا، کمک شایانی به ادامه نسل انسا می کند و با آغوش باز در طوفان نوح غرق می­شود؛ اشاره کرد.
در قرآن اشاره­ای به متوشالح نشده است اما اگر تعبیر توراتی را بپذیریم و او را پیامبر الهی بدانیم؛ سرکشی او در برابر پروردگار به تصویر کشیده شده و عصمت وی زیر سوال رفته. از سوی دیگر در مورد اعجاز انبیا، اجازه الهی شرط اولیه می­باشد که با توجه به قواعد داستانی فیلم در شفای ایلا، متوشالح به طور تمام، قدرت اعجاز را در دست دارد و می­تواند در خلاف جهت خواسته­ی الهی از آن استفاده کند.
[تصویر: 5.jpg]
تفاوت قابل توجه سینمایی Noah





با آیات قرآن در آن است که حضرت نوح (علی نبینا و آله و علیه السلام) سال­ها مردم قومش را به راه راست که همانا پرستش خدای واحد است دعوت می­کند[sup]1[/sup] تا جایی که عذاب الهی فرا می­رسد. مرحوم طبرسی (رحمة الله علیه) می­گوید:
"نهصد و پنجاه سال شب و روز مردم را به خدا دعوت می­کرد ولی سخنان وی در آن مردم اثر نداشت". در مقابل آنچه سازندگان Noah





به تصویر کشیده­اند راسل کرویِ خشمگینی ست که تمام قد در برابر پناه­آوردن مردم می­ایستد و فرشتگان سنگی نیز برای این ایستادگی دست به قتل تعداد کثیری از آن­ها می­زند. وقتی طوفان همه جا را فرا می­گیرد و کشتی در تلاطم آب­ها این سو و آن سو می رود؛ صدای فغان مردمی شنیده می­شود که قصد ورود به کشتی را داشته­اند و اکنون در برابر شلاق­های پیاپی امواج طوفان جان می­دهند و همه ساکنین کشتی به جز نوح از این واقعه اندوهناک هستند. آنچه می بینیم تصویری از مردمی­ست که آرزوی همراهی با نوح را داشته­اند در صورتی که در واقعیت با تکبر و غرور در برابر ذات اقدس الهی، دست به استهزای نوح می­زدند و مفر زنده ماندنشان از عذاب الهی را پناه بردن به نقاط بلند زمین می­دانستند.
[تصویر: 6.jpg]
فرشتگان هبوط کرده (Fallen angel





)
"پروردگار ما را در روز دوم خلق کرد؛ روزی که بهشت را آفرید. ما آدم و حوّا را تماشا می­کردیم. لغزش­ها و عشق آن­ها را می­دیدیم و سقوط آن­ها را. از این بابت برایشان تاسف خوردیم. آن زمان از جنس سنگ نبودیم؛ از نور بودیم. به ما مربوط نبود که دخالت کنیم ولی ما خودمون خواستیم به بشر کمک کنیم و بخاطر این سرپیچی، پروردگار مجازاتمون کرد و ما صاحب پوسته ای از جنس دنیای شما شدیم و سنگ و خاک نور و درخشش ما را محبوس کرد."
[تصویر: 7.jpg]
دیالوگ­های بالای فیلم مربوط به اولین فرشته­ای­ست که به نوح و خانواده اش کمک کرد. چارچوب مفهومی­ای که تا آخر فیلم اکت­های فرشتگان را توجیه می­کند که هیچ منشا دینی نه در اندیشه یهودی، نه مسیحی و نه اسلامی دارد. Fallen angel
مفهومی­ست متعلق به ادبیات تخیلی باستان که تا به امروز ادامه پیدا کرده است. مفهومی که در تفکر اسلامی شاید بتوان به جنیان اتلاق کرد که از بهشت الهی هبوط کرده­اند[sup]3[/sup].
هجمه­ای که در Noahبه ملائکه صورت گرفته است و در مقابل ذات نورانی آن ها[sup]4[/sup] سرپیچی از اطاعت الهی به تصویر کشیده شده ؛ انحراف ایمانی را برای مخاطبان، در حوزه­ی ایمان به ملائکه و در لایه­ی بعدی، ایمان به کتاب رقم می­زند که با حاق اندیشه دینی در تضاد است. شبهه­ای که در اعماق روح و قلب مخاطب نفوذ می­کند و در آینده­ای نه چندان دور نکته­ای را به ذهن او متبادر می­سازد که شاید در ماموریت حضرت جبرئیل (علیه السلام) نیز خدشه­ای وجود دارد. در حالی که ملائکه­ی الهی طبق فرموده­ی امیرالمؤمنین (علیه السلام) «

نه در آنان سستى هست و نه غفلت و نه در ایشان معصیتى مفهوم دارد

و بر وحى خود امین ساختى و آفات را از ایشان دور کردى[sup]5[/sup]».
خدای تورات: «از آفریدن انسان­ها متاسف شدم»
جعلی که در سینمایی Noahصورت گرفته است مربوط به ایلا و فرزندان دو قلویی ست که وظیفه نوح را تهدید می­کنند. وظیفه ای که در در آیه­ی ششم از سفر پیدایش آمده " خداوند فرمود: « من انسانی را که آفریده ام از روی زمین محو می­کنم. حتی حیوانات و خزندگان و پرندگان را نیز از بین می­برم زیرا از آفریدن آن­ها متاسف شدم».
مخاطبی که امروز می­نشیند و شاهد تلاش کاراکتری سینمایی (تاریخی و مستند!!!) برای پایان دادن به نسل بشر بر روی زمین است؛ همیشه منتظر قطع فرآیندی ست که موجب ادامه نسل بشر شده. تعلیقی که ایلا با بازی اما واتسون (Emma Watson) مسئولیت آن را بر عهده دارد. فرآیندی که هم متوشالح و هم نوح نبی به ترتیب از روی عمد و از روی ناتوانی در برابر آن ایستادگی می­کنند. البته سازندگان اثر برای ایجاد تعلیق هر چه بیشتر با زایمان دو قلوها دست به اقدامی کودکانه زده­اند که اکثراً نیشخند مخاطبان را به همراه داشته است.
تعلیق های مشابه آنچه بیان شد مخاطبانِ Noah





را بر این می­دارد که همچون ایلا، نوح، متوشالح، فرشتگان هبوط کرده، حام (که در تنهایی زندگی می­کرد و همسری نداشت) و دیگر کاراکترهای داستان، با خدا سر جنگ داشته باشند و از تصمیمات خدایِ سینمایی
Noah





به سطوح آیند. مخاطبان با خدایی مواجه می­شوند که نوح را امر به کشتن دو نوزاد دختری می­کند که در آغوش مادرِ گریانشان آرمیده­اند. خدایی عصبانی که از خلق خویش پشیمان است و حالا می­خواهد از آدمیان و فرشتگان انتقام بگیرد و تصویری که از پیامبرش ارائه می­شود چهره­ای غضب­آلود و آغشته به خون است. چه تغییری در جهان بینیِ مخاطبی که با خدایی این گونه مواجه می­شود روی می­دهد؟ در مخاطبان به دین چه نگاهی نسبت به خداپرستان ایجاد می­شود؟
[تصویر: 8.jpg]
هالیوود، وکیل مدافع شیطان
با نگاهی گذرا به آثار سینمایی هالیوود در دهه­ی اخیر، جریانی را می­توان مشاهده کرد که به طور جدی، تبرئه شیطان و اعوان و انصارش را در دستور کار قرار داده است. آثاری که نام بعضی از آن­ها همیشه در ذهن­ها باقی مانده همچون کنستانتین (2005)، لژیون (2009)، سریال سوپرنچرال (2005 تا کنون)، سریال فرشتگان در آمریکا (2003) و همین اواخر سریال دامینیون (2014) بر اساس سینمایی لژیون که در حال پخش از شبکه Syfy





آمریکا ست. آثار نامبرده شده در کنار دیگر فیلم ها و سریال­های هالیوود از هبوط شیطان آغاز می­کند و سرپیچی شیطان از فرمان الهی را ناشی از علاقه بی حدش به پروردگار تلقی می­کند. این تلقیِ نابخردانه پایه و اساسی بی­بنیاد، برای تبرئه­ی شیطان و اعوانش قرار می­گیرد و به دنبال جذب حس ترحم و همدردی مخاطبان می­گردد.
سینمایی Noah با معرفی حام، فرزند ناخلف نوح و داستان زندگی­ش حس همدردی قابل توجهی را نسبت به آیه­ی 9 سفر پیدایش و لعن وی توسط پدرش نوح، برمی­انگیزاند. حام که به رابطه میان ایلا و سام حسادت می­کند از پدرش درخواست می­کند تا قبل از شروع طوفان، دختری را برای ازدواج با وی از مردم توبال کِین به میانشان آورد اما نوح نه تنها این کار را نمی کند؛ بلکه دختری را که خود حام پیدا کرده زیر هجوم عظیم مردم توبال کِین رها می­کند و باعث مرگ او می­شود. درام زندگی حام در کنار گفتگوی توبال کِین (کِین در لغت به معنای قابیل، فرزند ناخلف حضر آدم (علیه السلام) می­باشد) با حضرت نوح و شکایتش در مورد بی رحمی خدا و زندگی سخت و دشوار زمینی، دو خط ریل آهنی ست که رسالت نانوشته­ی هالییود در تبرئه شیطان و اعوانش را پیگیری می­کند. تبرئه­ای که پیش­بینی می­شود در آینده­ای نزدیک به سمت حاکمانِ جورِ هم عصر با ائمه اطهار (علیهم السلام) نیز پیش­روی کند.
1- « إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ» (مبارکه نوح 1) 2-

تاریخ انبیا، سید هاشم رسولی محلاتی، ج 1، ص 59

3- «قال فاهبط منها فما یکون لک ان تتکبر فیها فاخرج انک من الصاغرین» (مبارکه طه 117) 4-

امام صادق (علیه السلام): «خداى عز و جل ملائکه را از نور آفریده ...» (بحار الانوار، ج 59، ص 191، ح 48) 5-

تفسیر قمى، ج 2، ص 207
از دوستان حرفه اي تالار خواهش ميكنم يه نقدي هم به سيب عدن در assassins creed بكنن مخصوصا نسخه ي دومش اون تصاوير كه در بازي بايد پيدا كرد به جريان تكامل و اثر ميكل آنژ مربوط ميشه
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع