(۲۱/خرداد/۹۳ ۱۸:۱۱)namekarbary نوشته است: [ -> ]چه جالب، اتفاقا من هم یک ادعای ابطال پذیر(!) دارم.
اگر کسی شروع به خواستن از خدا کنه که خدا وجود خودش رو بهش نشون بده، حتما دچار Illusion وجود خدا خواهد شد.
چطور ابطالپذیر هست؟ چطور متوجه میشین افراد دچار توهم شدن؟
ادعاتون به دلایل واضح مادی و فنی ابطالپذیر نیست.
(۲۱/خرداد/۹۳ ۱۸:۱۱)namekarbary نوشته است: [ -> ]معیار اثبات وجود عدم یک چیز عقل هست دوست عزیز، نه میل و باور و ...
کجای صحبت من «میل» بود؟
(۲۱/خرداد/۹۳ ۱۸:۱۱)namekarbary نوشته است: [ -> ]به هر حال... اول این که اتفاقا این یکی از گزاره های ابطال ناپذیر (یا گزاره های همیشه درست) هستن. گزاره هایی مثل از خدا بخواه تا خودش ر نشون بده، دعا کن تا استجابت شه، ... گزاره های همیشه درست هستن. بنابراین اگر هزار نفر هم بیان و نشون بدن که دعا کردن و استجابت نشده کوچکترین تغییری در اعتبار و درستانگاری این گزاره حاصل نخواهد شد.
چند خط در توضیح همین نکته نوشته بودم، ولی با خودم گفتم برای شما واضح هست و بخاطر خلاصهتر شدن پاکش کرده بودم.
درسته، ما نمیتونیم ببینیم که آیا یک نفر واقعاً درون دلش از خدا خواسته یا نه، یا اینکه ببینیم که آیا خدا برآورده کرده یا نه، اما نیازی هم نیست! چون قرار نیست صحت یا عدم صحتش از راهی بجز آزمون شخصی معلوم بشه. بنابراین وجهی نداره که آزمون شخص دیگری رو بررسی کنیم. زمانی که هر شخص خودش به صحت یا عدم صحتش پی میبره، بحث و بررسیاش با شخص دیگه، نظرش رو متفاوت نمیکنه و به کاری نمیاد. همچنین، ضرری که از عدم پایبندی به شروط آزمایش و یا کتمان نتیجه توسط هر شخص پیدا بشه، فقط به خودش میرسه. بنابراین نیازی به ثابت کردن به همدیگه نیست.
مثلاً من ادعا میکنم که اگر نشانی این صفحه رو در مرورگر بنویسید، این متون رو نمایش میده.
من دارم میبینم که درسته. نیازی به تأیید یا عدم تأیید طرف مقابلی که براش این رو میگم ندارم.
اگر متوهم یا متقلب باشم و طرف مقابل ببینه که حرفم غلطه، راهی برای تغییر نظرم نداره!
همچنین، اگر من راست بگم و طرف مقابل کتمان کنه و ادعا کنه که نیست، من راهی برای تغییر نظرش ندارم!
اما باز هم ابطالپذیری ادعا، صددرصد سر جای خودش هست.
(۲۱/خرداد/۹۳ ۱۸:۱۱)namekarbary نوشته است: [ -> ]دوم این که گفته شد "از خدا" بخواد که خدا وجود خودش رو بهش نشون بده. انسان تا به وجود سوژه باور نداشته باشه، انجام تقاضا و صحبت با اون بی معنی هست. پس ناباور هرگز نمی تونه به اراده از خدا بخواد که خودش رو نشون بده. ایشون می گه به وجود خدا باور داشته باش تا تضمین کنم که به وجود خدا باور خواهی داشت!!! (من دیگه صحبتی ندارم با این سطح منطق!)
منظورم این نبود.
نه به این معنی که یک ناباور در نظرش باشه که خدا وجود داره و از اون بخواد.
بلکه از کسی که ادعا میشه وجود داره و میشنوه بخواد.
مثلاً من ادعا میکنم: فلانی توی اتاق بغلی هست. صداش کنید که بیاد.
شما هم باور ندارید که هست.
آیا باید پیش از اینکه صداش بزنید به وجودش باور داشته باشید؟
بلکه به این منظور صدا میزنید که اگر هست بشنوه و بیاد. به منظور شنیدن «کسی که اگر باشه میشنوه» صدا میزنید. اصلاً صدا میزنید تا ببینید هست یا نیست. نیازی به باور داشتن به وجودش نیست.
در مورد خودم، حتی شرطی گفته بودم: خدا، اگر هستی، خودت رو به من نشون بده.
(۲۱/خرداد/۹۳ ۱۸:۱۱)namekarbary نوشته است: [ -> ]اتفاقا مثال خوبی برای یک نمونه کاملا غیر علمی آوردید. چندین ترجمه از متن این آیات موجود هست:
but they, (even) after (this) defeat of theirs, will soon be victorious
and they, after their defeat will be victorious
and they, after being vanquished, shall overcome
این آیات پیش بینی می کنه که رومی ها به زودی به پیروزی می رسن، یا بعد. بنابراین با دقیق در نظر گرفتن ترجمه ها، هر نبردی می تونه به عنوان پیش بینی قرآن در نظر گرفته بشه.
باز هم برداشت اشتباهی از آیات قرآن رو مطرح کردید.
اولاً ترجمهی انگلیسی چرا؟
ثانیاً آیات قبل و بعد رو چرا نگاهی نینداختید؟ تحقیق اینطوری هست؟!
سوره روم:
روميان مغلوب شدند (2) در نزديک اين سرزمين. و پس از مغلوب شدن بار ديگر غالب خواهند شد (3) در مدت چند سال. فرمان، فرمان خداست. چه پيش از پيروزى و چه بعد از آن. و در آن روز مؤمنان شادمان مىشوند (4) به يارى خدا. خدا هر که را بخواهد يارى مىکند، و او پيروزمند و مهربان است (5) خدا وعده داده است و از وعده خود تخلف نکند، ولى بيشتر مردم نمىدانند (6)
نکاتی که جا انداخته بودین اینها هستن:
بر همون کسانی که ازشون مغلوب شده بودن پیروز میشن.
در مدت چند سال.
و صددرصد قطعی و حتمی بیان شده، بطوری که اگر اتفاق نیفته قطعاً الهی بودن کلام زیرسؤال میرفت.
چه پیامبر دروغینی چنین خطری رو برای برملا شدن دروغش میپذیره؟
اون هم در حالی که هیچ اجباری برای چنین پیشبینیای وجود نداشته(اصولاً کسی که به دروغ ادعای پیامبری میکنه، حتی اگر مشکلی در کارش پدید بیاد، میتونه به راحتی و با بهانهای قضیه رو به کل عوض کنه، و منطقاً هرگز برای چیزی که پیشتر وعدهای راجع بهش نداده تحت فشار قرار نمیگیره. چه برسه به اینکه بطور داوطلبانه وعدهای کوتاهمدت و ابطالپذیر بده و قدرت و ارادهی خدای مورد ادعاش رو به "حتمی بودنش" گره بزنه!!)
و البته این تنها "یکی" از نشانهها هست که در کنار نشانههای دیگه، ایمان افراد رو بالا میبره.
(۲۱/خرداد/۹۳ ۱۸:۱۱)namekarbary نوشته است: [ -> ]نمونه بارز و مشهورش فرگشت هست که زمانی مخالف بارز قرآن بوده و الآن به یکی از پیش بینی های قرآن بدل شده!!
فرگشت به چه معنا: تمام خودبهخودی، یا پس از خلقت؟
اولی مسلماً مخالف خلقت هست، و دومی مسلماً مخالفش نیست.
(۲۱/خرداد/۹۳ ۱۸:۱۱)namekarbary نوشته است: [ -> ]البته اخیرا مفسرانی که هوشمندتر بودن و از مسیحیت درس عبرت گرفتن، کلا منکر علمی بودن قرآن شدن و عنوان می کنن که قرآن مسائل هدایت (مسائل زندگی دنیوی (+ مسائل مربوط به آخرت)) رو بیان می کنه.
اینها همیشه بودهاند، و یک نمونهاش ابوریحان بیرونی بوده که سخن قرآن با علم آن روزگار مخالفت داشته.
اما در مورد ادعاتون بجای کلیگویی مصداق بیارید. مثلاً
این مطلب چطور غیرعلمی هست؟
(۲۱/خرداد/۹۳ ۱۸:۱۱)namekarbary نوشته است: [ -> ]این به این معنی نیست قرآن چنین پیش بینی داشته، بلکه عبارات قرآن چنان باز و کلی هستن که هر معنایی (هر چند دو به دو متناقض) رو می شه برشون منطبق کرد.
مصداقی حرف بزنید. مثلاً چطور میشه هرنوع معنایی رو بر
همون مطلب منطبق کرد؟