تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: میخوام برگردم خدایا ...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
به نام توبه پذیر یکتا....
سلام..
من یکی از کاربرانی هستم که حدود 3-4ماهه که عضو تالار هستم.(با اکانتی دیگر) ولی خوب بنابر دلایلی یک اکانت دیگه باز کردم تا یه چیزی ازتون بخام ...
بچه ها من یه آدم ---------------------------------------------هستم یعنی بودم و دیگه نمیخام باشم... من به ...................... بودم....اشتباه نشه آدم فاسدی نیستم ذاتا و اخلاقا خیلی از من تعریف می کنند...به خدا دارم راست میگم..دوستان از من به دید یه بچه مثبت نگاه می کنند...کارهای خوب زیادی هم کرده ام...مثلا به یه بنده خدایی نماز یاد دادم...یا مثلا اینکه تو این نهضت دشمن شناسی و آگاه سازی خیلی هارو آگاه کردم...و....
ولی خوب انسانم دیگه..نمی خام توجیه کنم...ولی هر کسی میتونه اشتباه کنه دیگه...همیشه از این قضیه ناراحت بودم...یعنی از اون اول دوس داشتم ترک کنم اما........خیلی وقتا اشک می ریختمو از خودم بدم میومد...از جدم خجالت میکشم....الان هم که دارم اینارو برا شما مینویسم..دوست دارم بشینم زارزار گریه کنم....همیشه با خودم فکر میکنم دوس دارم تو رکاب امام زمان شهید بشم...ولی بعدش به خودم میگم با این کارا ای که کردی؟؟؟...همیشه می خاستم شده یه بار نماز شب بخونم...ولی بلد نبودم... ولی نتونستم...شاید توفیق نداشتم بخاطر کارام...
دوستان یا هر کسی که این تاپیک رو میخونه اگه مایله برام دعا کنه...دعا کنه که توبه ام پا برجا بمونه و خدا هم کمکم کنه...هر جور دوس داشتی دعام کن...شده یه صلوات...
شما دعا کنید که badman به goodman تبدیل بشه...
دعا کنید امشب بتونم نمازشب بخونم...دعام کنید خدا کمکم کنه می دونم که شما دلاتون صافه....

شاید از نحوه نوشتنم فهمیده باشید...کی هستم...ولی خواهشا مث یه راز پیش خودتون داشته باشید...

این اولین و آخرین و تنها پست badman است...


دوستون دارم.......از ته قلب..خواهشا از ته قلب دعام کنین..
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


خداوند همه را هدایت کند انشاءالله
بسم الله الرّحمن الرّحیم
السلام علیک یا صاحب الزمان


دلت را خانه ی ما کن مصفا کردنش با من
به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای در دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من

بیافشان قطره اشکی که من هستم خریدارش
بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من

اگر در ها به رویت بسته شد دل بر مکن باز آ
در این خانه دق الباب کن وا کردنش با من

به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی
طلب کن آنچه می خواهی مهیا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را
بیاور نیک بد را جمع و منها کردنش با من

چو خوردی روزی امروز ما را شکر کن نعمت
غم فردا نخور فردا مهیا کردنش با من

به قرآن آیه ی رحمت فراوان است ای انسان
بخوان هر آیه را تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من
ژولیده نیشابوری
اللهم عجل لولیک الفرج
زبان حال پروردگار با ما :
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل , پروردگارت با تو میگوید
تو را در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را , آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه می جویی ؟
تو با هر کس به غیر از من چه می گویی ؟
تو راه بندگی طی کن عزیزا , من خدایی خوب
میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی , یا خدایی

میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را , بجو ما را , تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم , آهسته میگویم , خدایی , عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم . تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را آفریدم , بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد ؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی , ببینم من تو را از درگهم راندم ؟
که میترساندت از من ؟ رها کن ان خدای دور
آن نامهربان معبود , آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت . خالقت . اینک صدایم کن
مرا با قطره اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را . با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام . آیا عزیزم حاجتی داری ؟
بگو , جز من کس دیگر نمیفهمد , به نجوایی صدایم کن
بدان آغوش من باز است
قسم بر روز , هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن امّا دور , رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم , شروع کن , یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل , پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد




یا ایُّهَا الَّذین آمَنوا عَلَیکُم اَنفُسَکُم ( سوره ی مبارکه ی مائده ـ آیه ی : 105 )
ای انسان هایی که ایمان آورده اید خود را دریابید .

من کیستم ؟

آری , من خوب می دانم که کیستم . خوب می دانم که از کجا آمده ام و جایگاهم کجاست . لطف خدای مهربان شامل حال من است , آفتاب کبریایی اش بر زندگی ام نورافشانی می کند , فرشتگان تولدم را جشن گرفته اند و کاینات با دیدنم اشک شوق به چشم آورده اند .
آری من خوب می دانم که کیستم . از همان روزی که در ملک ملائک چشم گشودم و صدای مهربان خدای فرزانه را شنیدم که به خود , آفرین می گفت , فهمیدم که مثل همه نیستم . دریافتم که موجودی منحصر به فردم و زندگی ام با تمام موجودات عالم متفاوت خواهد بود . البته درست است که بعد از آن همه لطفی که خدای رحمان , نسبت به من داشت و امانتش را به من داد و کلید کایناتش را به دستم سپرد , مأموریتش را به من ابلاغ کرد و حکم نمایندگی اش را به نام من زد , در بهشت , نافرمانیش کردم و گوش به وسوسه ی شیطان رانده شده , این حسود لئیم سپردم و ناگهان از عرش صدایم زدند و با چشمان اشکبار به زمین تبعیدم کردند , اما خوب می دانم که این , امتحان الهی است برای این که بیشتر خود را , توانایی ها و استعدادهایم را , قابلیت ها و امکاناتم را بشناسم , تا از این جایی که جای من نیست به آغوش مهربان خدا برگردم و از این خطایی که وجدانم را به درد آورده , رهایی یابم .
خدایا ! هر گاه از خود می پرسم که من کیستم ؟ لطف بیکران و مهربانی بی انتهای تو , به یادم می آید . می دانم مرا آفریدی تا در کاخ پادشاهیت , در عرش خداییت , همراه و همنشین تو باشم , حرف هایت را به من بگویی و اسرار نهانت را در گوش جانم زمزمه کنی . امّا این من بودم که خودم را از درگاهت دور کردم و آن قدر از تو فاصله گرفتم که در زمین و بینِ زمینیان , گم شدم و دیگر صدایت را نشنیدم . امّا همیشه , گمشده ام تو بودی , از ازل صدایت می زدم , برایت می گریستم و در بیداری خواب تو را می دیدم . از فرط ندامت , رویِ آن نداشتم که به درگاهت بازآیم , چه رسد به این که بخواهم مرا ببخشی . همیشه در دل می گفتم : الهی ! مرا چه رویِ نگریستن در عطوفت بی کرانِ نگاهِ تو ؟ امّا تو , اسرار توبه را به من آموختی و باز برای هزارمین بار , عشق باشکوهت را به من ثابت کردی .
خدایا ! هر چه خواستم , به من دادی ؛ هر چه گفتم , شنیدی ؛ هر جا نگاه کردم , تو بودی ؛ در دل هر ذره , تو حضور داشتی . اکنون به سوی تو می ایم , می خواهم تا بخشنده ام تو باشی , دعا می کنم تا تو اجابت کنی , می پرسم تا تو جوابم دهی , در می زنم تا تو در به رویم باز گشایی , و پای در مسیر کمال می گذارم تا خودت , هدایتم کنی . عشق متعالیِ توست که به من اعتماد به نفس می دهد , مرا در انبوه موانع به پیش می راند و رفتن و از پا ننشستن را در وجودم بر می انگیزد . منم برتر از فرشته ها و برگزیده ی آفریده ها , تو مرا قبول داری , چگونه ممکن است که من , خودم را قبول نداشته باشم ؟ تو مرا به صد زبان , تأیید کرده ای , چگونه ممکن است خودم , آن چه را که هستم تأیید نکنم ؟ به راستی , وقتی پشتوانه ای این چنین عظیم و شگفت انگیز دارم , چگونه می توانم خودم را دستِ کم بگیرم ؟ چطور ممکن است ناملایمات زندگی مرا به زانو در آورند .
خدایا ! با هزاران هزار امید به کرم و لطف تو می خواهم به در گاهت بازگردم . می خواهم آن چنان باشم تو همیشه می خواستی . مرا بپذیر . مرا به در گاهت راه بده .
پروردگارا ! می دانم که همیشه منتظر بازگشتم بودی . می دانم که چشم به راهم بودی . می دانم منتظر این بودی که صدای استغفار و العفو گفتنم را بشنوی .
خدایا ! من بازگشتم . می خواهم در درگاهت به سجده افتم و هزاران بار طلب عفو کنم . مرا بپذیر . مرا بپذیر . مرا بپذیر ....

الهی العفو الهی العفو الهی العفو ....
شیطان برای دست های بیکار، کار تهیه میکند
پس بیکار نمانید...........

و
این جمله هم جمله خوبیه:
خیلی وقتا خودمون طلبه ی گناه هستیم بعد الکی میگیم خدایا کمک کن!!!
سلام
همه ی ما نیازمندیم به توبه دایم و دعا برای همدیگه
حضرت موسي در کوه طور در مناجات خود عرض کرد:
يا اله العالمين (اي خداي جهانيان)

جواب آمد : لبيک (يعني نداي تو را پذيرفتم)

سپس عرض ‍ کرد:
يا اله المطيعين (اي خدا اطاعت کنندگان)

جواب شنيد : لبيک،

سپس ‍ عرض کرد: يا اله العاصمين (اي خداي گنهکاران

اين دفعه سه بار شنيد:
لبيک،لبيک؛ لبيک.

موسي عرض کرد: حکمتش چيست که اين دفعه سه بار شنيدم که فرمودي لبيک،

به او خطاب شد: عارفان به معرفت خود، و نيکوکاران به کار نيک خود، و مطيعان به اطاعت خود، اعتماد دارند،
ولي گنهکاران، جز به فضل من، پناهي ندارند، اگر از درگاه من نااميد گردند، به درگاه چه کسي پناه ببرند...
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام

ندا وقتی خیلی خیلی کم میاره... وقتی از همه جا رانده و مانده میشه... میگه

یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن و یا قدیم الاحسان بحق الحسین(علیه السلام)
و بعد حاجتشو میگه

پس

یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن و یا قدیم الاحسان بحق الحسین(علیه السلام)
به برادر ما توفیق توبه و نگه داشتن توبه اش را عنایت فرما.....

این رو هم از این جا یاد گرفتم...
یه جایی خوندم که یک بار یکی از پیامبران (اسمشونو یادم نیست) هرکاری میکرده توبه اشو خدا قبول نمیکرده... تا این که بعد از چندسال وحی بهش نازل میشه که به پنج تن متوسل بشه و این ذکر را بگه.... و بعد از آن توبه اش قبول میشود...

انشالله دعاگو خواهم بود.....
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

خداوند توبه پذیر است

من را هم دعا کنید...
سلام
سید جان همه ما ترسان از عقوبت گناهانمان هستیم و امیدوار به بخشش پروردگار .و این نشانه ایمان در شما نمود بیشتری پیدا کرده است.
وقتی خاطرتان بارانی شد .....دست ما را هم بگیرید..................................

کس نمیداند ز من جز اندکی
وز هزاران جرم و بد فعلی یکی
من همی آن دانم و ستار من
جرم ها و زشتی کردار من
هوالحق
خدایا همه ما رو از توابین قرار بده
خدایا دستمونو بگیر
خدایا به برادر محترممون توفیق ثبات قدم در راه رضایت خودت عطا کن
خدایا چنان کن سرانجام کار...تو خوشنود باشی و مارستگار
دوستان ماهم خیــــــــــــــــــــــــــــــــــلی محتاج دعای شما هستیم
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع