۳۱/مرداد/۹۲, ۱۳:۳۲
به نام خدا
سلام
بنظر من راه حل دادن در این مورد خیلی هم ساده نیست و بستگی به شرایط داره...
یه وقت میبینید عروسی خواهر یا برادرتون هست که نرفتنش ممکن نیست و باید حضور داشته باشین...اینجا نهایت سعیتون باید بر این باشه که خودتون رو به کارهای متفرقه مثل خوش آمدگوئی و یا نشستن کنار مهمونا و حرف زدن باهاشون و پذیرائی و... بگذرونید...( هرچند به شخصه برام مهم نیست که برای عروسی خواهر یا برادرم وقتی احتمال گناه میره حضور داشتم باشم...)
درمورد عروسی فامیل و آشنا که نرفتن بسیار راحته...بهانه هم تا دلتون بخواد میشه آورد...میتونید چندساعت قبل از شروع مراسم برید و عذر بیارید که به فلان دلیل(راست باشه نه دروغ!) نمیتونم بیام...مثلاً دوستتون رو دعوت کنید خونه تون و بگید مهمون عزیزی دارم که نمیتونم تنهاش بذارم...
خود من از صدتا مراسم اینجوری شاید فقط یکیش رو برم و اون هم جز حرف زدن با مهمونا کاری انجام نمیدم...(معمولاً رقص و پایکوبی در یک قسمت خاص به راهه و میتونیم جائی رو برای نشستن انتخاب کنیم که به دور از این هیجانات باشه...فقط صدای آهنگه رو نمیشه کاریش کرد که اونم بهش توجه نکنید)
چون برای خودم نرفتن راحته و انگار دنیا رو بهم دادن که موندم خونه
، طبیعتاً پیشنهادمم اینه که تا میتونید نرید به این مجالس ولی چندساعت قبلش برید یا زنگ بزنید و عذرخواهی کنید که کار پیش اومده یا بعد از عروسی ببینیدشون و عذرخواهی کنید( زمانش بستگی به جو داره!! به شخصه بعداز عروسی ازشون عذرخواهی می کنم...
)
این حکایت رو بخونید خالی از لطف نیست:
رسول گرامی اسلام فرمودند:
حضرت یحیی(علیه السلام) به شیطان گفت:
این زنگ را برای چه بدست گرفته ای؟
شیطان گفت: ای پیامبر خدا این منبع و سرچشمه صداهای غنا و موسیقی طرب انگیز مانند: بربط، تنبور، نای و... است، هنگامی که عده ای در یک مجلس شر و گناه(یکی از مجالس شر و گناه، مجالس عروسی هست که با لهو و لعب همراه است) جمع می شوند و به کمک این وسایل موسیقی، سروصدا درمی آورند تا لذت ببرند من هم در این زمان این زنگ را حرکت می دهم تا صدای موسیقی و آهنگ زیادتر شود، در این صورت بیشتر میتوانم آنها را در گناه غرق نمایم،
بعد شیطان گفت:
" فَمِنهُم مَن اذا سَمِعَ هذا یُفَرقِعُ اصابِعَهُ ، و مِنهُم مَن یَهُزَّ راَسَهُ و مِنهُم مَن یَصفُقُ بِیَدَیهِ فَما زالَ هذا دأبُهُم حتی اَبَرتُهُم "
بعد از شنیدن این آهنگ ها، عده ای با انگشتانشان صدا درمی آورند(بشکن می زنند) و گروهی سرشان را تکان می دهند و بعضی دست می زنند و این کارهای باطل و بیهوده را همیشه انجام می دهند تا اینکه همه را گــــــــــمراه و نابود سازم.
(بحارالانوار، ج63، ص228)
سلام
بنظر من راه حل دادن در این مورد خیلی هم ساده نیست و بستگی به شرایط داره...
یه وقت میبینید عروسی خواهر یا برادرتون هست که نرفتنش ممکن نیست و باید حضور داشته باشین...اینجا نهایت سعیتون باید بر این باشه که خودتون رو به کارهای متفرقه مثل خوش آمدگوئی و یا نشستن کنار مهمونا و حرف زدن باهاشون و پذیرائی و... بگذرونید...( هرچند به شخصه برام مهم نیست که برای عروسی خواهر یا برادرم وقتی احتمال گناه میره حضور داشتم باشم...)
درمورد عروسی فامیل و آشنا که نرفتن بسیار راحته...بهانه هم تا دلتون بخواد میشه آورد...میتونید چندساعت قبل از شروع مراسم برید و عذر بیارید که به فلان دلیل(راست باشه نه دروغ!) نمیتونم بیام...مثلاً دوستتون رو دعوت کنید خونه تون و بگید مهمون عزیزی دارم که نمیتونم تنهاش بذارم...
خود من از صدتا مراسم اینجوری شاید فقط یکیش رو برم و اون هم جز حرف زدن با مهمونا کاری انجام نمیدم...(معمولاً رقص و پایکوبی در یک قسمت خاص به راهه و میتونیم جائی رو برای نشستن انتخاب کنیم که به دور از این هیجانات باشه...فقط صدای آهنگه رو نمیشه کاریش کرد که اونم بهش توجه نکنید)
چون برای خودم نرفتن راحته و انگار دنیا رو بهم دادن که موندم خونه
، طبیعتاً پیشنهادمم اینه که تا میتونید نرید به این مجالس ولی چندساعت قبلش برید یا زنگ بزنید و عذرخواهی کنید که کار پیش اومده یا بعد از عروسی ببینیدشون و عذرخواهی کنید( زمانش بستگی به جو داره!! به شخصه بعداز عروسی ازشون عذرخواهی می کنم...
)این حکایت رو بخونید خالی از لطف نیست:
رسول گرامی اسلام فرمودند:
حضرت یحیی(علیه السلام) به شیطان گفت:
این زنگ را برای چه بدست گرفته ای؟
شیطان گفت: ای پیامبر خدا این منبع و سرچشمه صداهای غنا و موسیقی طرب انگیز مانند: بربط، تنبور، نای و... است، هنگامی که عده ای در یک مجلس شر و گناه(یکی از مجالس شر و گناه، مجالس عروسی هست که با لهو و لعب همراه است) جمع می شوند و به کمک این وسایل موسیقی، سروصدا درمی آورند تا لذت ببرند من هم در این زمان این زنگ را حرکت می دهم تا صدای موسیقی و آهنگ زیادتر شود، در این صورت بیشتر میتوانم آنها را در گناه غرق نمایم،
بعد شیطان گفت:
" فَمِنهُم مَن اذا سَمِعَ هذا یُفَرقِعُ اصابِعَهُ ، و مِنهُم مَن یَهُزَّ راَسَهُ و مِنهُم مَن یَصفُقُ بِیَدَیهِ فَما زالَ هذا دأبُهُم حتی اَبَرتُهُم "
بعد از شنیدن این آهنگ ها، عده ای با انگشتانشان صدا درمی آورند(بشکن می زنند) و گروهی سرشان را تکان می دهند و بعضی دست می زنند و این کارهای باطل و بیهوده را همیشه انجام می دهند تا اینکه همه را گــــــــــمراه و نابود سازم.
(بحارالانوار، ج63، ص228)
. خدا رو شکر اوایل مادرم شاکی بود اما از وقتی جا انداختیم که ما حداکثر تا 11 عروسی می مونیم به طور خودکار کارمون راحت شده طوریکه فامیلهای یه کم پرت تر رو اصلا نمیریم (رضایت مادر رو می گیرم) و فامیلهای پسر عمو و دختر خاله و ... رو موقع شام میریم تو که آهنگهای شدید رو قطع می کنن، شام می خوریم، هدیه میدیم و بعد از شام چون قطعا به سقف زمان ما رسیده یه خداحافظی و عذرخواهی می کنیم و .... تازه اگر بفهمیم همینها هم شام رو دیر میدن با مادر چونه می زنیم که یا نریم یا فقط بیایم و تبریکی و بهانه ساعت خواب و ... اگر نرفتیم و فامیل نزدیک بود بعدش میریم خونه و هدیه و تبریک رو جداگانه ...
، خیلی عجیب بود. آخه چی بود اون... ربطی هم به عروسی نداشت کهههه... ببخشیداا ولی من به عقل کسی که اون آهنگو گذاشته بود شک میکنم
شوهر داری!