(۳۱/مرداد/۹۲ ۱۹:۱۱)sarallah نوشته است: [ -> ]اتفاقا یکی از آشناهای ما که وضعشون هم خیلی خوبه(بیش از اونکه تصور کنید!) خونواده ی مذهبی هستند.
عروسی پسرشون مداح و مولودی خوان آوردند و مثل جشن های مذهبی مولودی میخوندند و بقیه کف میزدند.
تنها مجلس عروسی بود که بدون سر درد ازش اومدم بیرون!
به نظرم خیلی خوب بود.هر چند یه سری حرفها دنبالش بود ولی واقعا خوب بود.
یکی از آشناهامون عروسی گرفته بود ، بعد خودش داشت برام تعریف می کرد ، گفت همه اومده بودند نشسته بودند ، یک میوه شیرینی ساده ، یکی گفت بابا اینجا علیرضا افتخاری و ... فلان هم پیدا نمیشه اونم گناهه؟
این آشنای ما برگشته بو گفته بود ، زیارت عاشورا میخونین پاشم بیارم همگی باهم بخونیم... ( راست هم میگفت!

)
خیلی خوشم اومد از این حرکتش...
هرچند که من خودم عروسی نخواهم گرفت...

ما مجلس عقد رو به صورت جشن و برای ازدواج سفر زیارتی به همراه ولیمه برگزار کردیم. طبیعتا مراسم ازدواج حالت مهمانی داشت و هیچ موسیقی پخش نکردیم، توقعی هم نبود.
اما در مورد مراسم عقد، خب این مراسم شامل خواندن خطبه، دریافت هدیه ها، پخش نقل و خوردن میوه، شیرینی و شام هست که همین ها خودش کلی وقت می گیره و حوصله مهمون ها سر نمی ره،
(۳۱/مرداد/۹۲ ۲۲:۲۱)بیداری اندیشه نوشته است: [ -> ]ما مجلس عقد رو به صورت جشن و برای ازدواج سفر زیارتی به همراه ولیمه برگزار کردیم. طبیعتا مراسم ازدواج حالت مهمانی داشت و هیچ موسیقی پخش نکردیم، توقعی هم نبود.
اما در مورد مراسم عقد، خب این مراسم شامل خواندن خطبه، دریافت هدیه ها، پخش نقل و خوردن میوه، شیرینی و شام هست که همین ها خودش کلی وقت می گیره و حوصله مهمون ها سر نمی ره،
تقریبا هر کسی در فامیل و آشنا با خلقیات و روحیات من آشنا هست... به پدرومادرم گفتم که شرایط بنده رو در جلسه خواستگاری با خانواده ی دختر خانوم مطرح کنند...
بنده از کل این مراسمات یک ولیمه رو که سنت هست رو خواهم داد ، یکی هم این که خیلی دوس دارم اول زندگیم رو ماه عسل دو هفته برم پابوس امام رضا

ضامن آهو که شد ضامن من هم میشه یعنی؟

زندگی رو میشه کم خرج تر هم شروع کرد...
(۱/شهریور/۹۲ ۱۱:۳۱)Prestige نوشته است: [ -> ]تقریبا هر کسی در فامیل و آشنا با خلقیات و روحیات من آشنا هست... به پدرومادرم گفتم که شرایط بنده رو در جلسه خواستگاری با خانواده ی دختر خانوم مطرح کنند...
بنده از کل این مراسمات یک ولیمه رو که سنت هست رو خواهم داد ، یکی هم این که خیلی دوس دارم اول زندگیم رو ماه عسل دو هفته برم پابوس امام رضا

ضامن آهو که شد ضامن من هم میشه یعنی؟

زندگی رو میشه کم خرج تر هم شروع کرد...
خیلی خوبه اگه طرف قبول کنه.

آخه خانوما البته بعضیا اگه لباس عروسی نپوشن تا آخر زندگی هرجا می رن عروسی میان ناراحت می شن و ممکنه کاسه کوزه رو بریزن به هم.
به نظرم مذهبی و غیر مذههبی هم نداره. حالا کم خرج بودنش عیب نداره ولی لباس عروس و ماشین عروس و همه ی دخترا دوست دارن تا جایی که من اطلاع دارم.

نقل قول: خیلی خوبه اگه طرف قبول کنه.
آخه خانوما البته بعضیا اگه لباس عروسی نپوشن تا آخر زندگی هرجا می رن عروسی میان ناراحت می شن و ممکنه کاسه کوزه رو بریزن به هم.
مگه قراره عروسی هم برن؟!


اون فیلم ها رو دیدین طرف کونگ فو کاره ، چند تا آجرو گذاشته با دست میزنه میشکنه؟!

روی پای خانوم بنده فرض بفرمایید!

شوخی کردم ، ایشان رو در انتخاب این که به عروسی بروند یا نه آزاد خواهم گذاشت ، ولی خودم که ته دلم راضی نیست ، دیروز در یکی از مذهبی ترین عروسی های عمرم بودم ، عمه ی بنده به شدت مذهبی ( البته از نظر خودش! ) هست ، در غذاخوری هر کاری که دوس داشتند کردند ، داماد کراوات زده بود! فلان ، آخرش هم دعای فرج رو خوندند ، تا حالا این همه پیام متناقض دریافت نکرده بودم ، یا رومیه رومی یا زنگی زنگ... عروسی بی گناه یک در میلیون میتونه جامعه ی عمل بخودش بپوشونه ، اگر میتونید بسم الله ، من که نمی تونم و می دونم که از عهده ی بی گناه اجرا شدن عروسی برنخواهم آمد ، هیچوقت هم نمی گیرم...
اگربا دختری ازدواج کردم که قبلش می گفت من عروسی نمی خوام و الان عروسی می خوام ، بهشون می گم من از شما جدا میشوم و طلاق ، برید با یکی ازدواج کنید که براتون عروسی بگیره با لباس آن چنانی...
سوتفاهم نشه ، من خودم هم دوست دارم ، همسرم لباس عروس بپوشه ، آرایش کنه ، چه عیبی دارد ، اما مخالف اینم که زندگیم با گناه شروع شه...
نقل قول:به نظرم مذهبی و غیر مذههبی هم نداره. حالا کم خرج بودنش عیب نداره ولی لباس عروس و ماشین عروس و همه ی دخترا دوست دارن تا جایی که من اطلاع دارم.
لباس عروس و ماشین عروس و گل اینا رو بزنی ، کم کمش میشه 500 هزار تومن ، در بهترین شرایط ، کم خرج از منظر شما چیه؟ نمیشه مثلا اون پول رو داد کمیته ی امداد؟ فقط و فقط چون
دلمون می خواد باید هزینه کرد؟ نمیشه پا روی دل گذاشت؟ نمیشه؟

سلام
خیلی تایپیک مناسبیه
دقیقامن هم این مشکلودارم....حالاشماکه پسرید شایدبتونید یه جوری دربرید ولی ماکه خانوم هستیم آخه چطوری بزنیم ازمجلس بیرون؟؟؟
بهونه که بخوایم بیاریم میشه دروغ!!!!!
تنهاگناهی که نمیتونم سرش توبه کنم ونمیکنم همینه!!!چون وقتی میدونم مجبورم شرکت کنم دیگه توبه ازاین گناه چه فایده ای داره....؟؟؟
حالادوستان دارن راهکارپیشنهادمیدن ولی واقعاچطوری میشه عروسی خواهریابرادرخودتون نرید آخه؟؟؟
اصلا توفامیلای ماکه یه چیزنشدنیه..!!!
قبلاکنکورداشتم میتونستم به بهونه ی درس خوندن نرم....ولی الان چیکارباید کرد؟
(۱/شهریور/۹۲ ۱۲:۳۰)Prestige نوشته است: [ -> ]اگربا دختری ازدواج کردم که قبلش می گفت من عروسی نمی خوام و الان عروسی می خوام ، بهشون می گم من از شما جدا میشوم و طلاق ، برید با یکی ازدواج کنید که براتون عروسی بگیره با لباس آن چنانی...
سوتفاهم نشه ، من خودم هم دوست دارم ، همسرم لباس عروس بپوشه ، آرایش کنه ، چه عیبی دارد ، اما مخالف اینم که زندگیم با گناه شروع شه...
لباس عروس و ماشین عروس و گل اینا رو بزنی ، کم کمش میشه 500 هزار تومن ، در بهترین شرایط ، کم خرج از منظر شما چیه؟ نمیشه مثلا اون پول رو داد کمیته ی امداد؟ فقط و فقط چون دلمون می خواد باید هزینه کرد؟ نمیشه پا روی دل گذاشت؟ نمیشه؟ 
مگه شهر حرت که طلاق؟

بیچاره دختره مردم.
شما 500 تومان هم نمی خواید خرج کنید؟؟؟ ایول بابا...
تازه این نرختون مال چند وقت پیشه؟؟؟

نقل قول:مگه شهر حرت که طلاق؟
بیچاره دختره مردم.
خب ، شرایط ازدواج رو نقض کردند چرا...
نقل قول:شما 500 تومان هم نمی خواید خرج کنید؟؟؟ ایول بابا...
ما که پولدار نیستیم ، پدر بنده یک تعمیرکار ساده ی دچرخه اس ، اصلا ایشون هم بدهند ، بنده قبول نخواهم کرد...
نقل قول:تازه این نرختون مال چند وقت پیشه؟؟؟ 
گفتم در بهترین شرایط یقینا یک ولیمه ی ساده در این دوره زمونه بیشتر از این ها هزینه خواهد داشت...
با سلام
دلیل و برهان برای فعل حرام نمی شه آورد. اگر هر چیزی و هر عملی موجب گناه یا احتمال گناه بشه نباید انجام بشه حتی اگر باعث دلخوری دیگران بشه. شرکت در این مراسم هم به همین صورته شما با حضورتون موجب تایید مراسم می شین.هفته گذشته عروسی یکی از بهترین همکاران من بود به همین دلیل شما منم شرکت نکردم و بعد عذر خواستم که شرایطم مساعد نبوده.
(۱/شهریور/۹۲ ۱۲:۳۰)Prestige نوشته است: [ -> ]عروسی بی گناه یک در میلیون میتونه جامعه ی عمل بخودش بپوشونه ، اگر میتونید بسم الله ، من که نمی تونم و می دونم که از عهده ی بی گناه اجرا شدن عروسی برنخواهم آمد ، هیچوقت هم نمی گیرم...
سوتفاهم نشه ، من خودم هم دوست دارم ، همسرم لباس عروس بپوشه ، آرایش کنه ، چه عیبی دارد ، اما مخالف اینم که زندگیم با گناه شروع شه...
لباس عروس و ماشین عروس و گل اینا رو بزنی ، کم کمش میشه 500 هزار تومن ، در بهترین شرایط ، کم خرج از منظر شما چیه؟ نمیشه مثلا اون پول رو داد کمیته ی امداد؟ فقط و فقط چون دلمون می خواد باید هزینه کرد؟ نمیشه پا روی دل گذاشت؟ نمیشه؟ 
به نام خدا
سلام
قصد گفتنش رو نداشتم ولی حالا که بحث عروسی نگرفتن شما برادر گرامی مطرح شد(

) و اینکه خیلی احتمالش کمه که بدون گناه باشه عروسی، این رو خدمتتون عرض کنم که عروسی دخترعموی بنده چندماه پیش بدون گناه برگزار شد...
تمام تشریفات یک عروسی رو داشت هم لباس هم ماشین هم مهمونای مختلف و هم تالار پذیرائی...اما عروسی رو شب میلاد یکی از ائمه(علیهم السلام) گرفتن و فقط در مجلس زنانه یک خانم رو آوردن که مولودی خوند و بقیه خانوما دست زدن و تموم...(به همین راحتی...)
وقتی شما خودتون شرایط رو جوری آماده کنید که سمت گناه نرن طبیعتاً مهمون ها هم کاسه داغ تر از آش نمیشن و به همون چیزی که دلخواه شماست بسنده میکنن...
بعد هم که شام خوردن و هدیه دادن و رفتن به سلامتی خونه شون...
البته آقای داماد درجمع بانوان سخنرانی هم کردن

و از عروس خانم گفتن و فرصتی که به ایشون دادن و اینکه با وجود کمبودها راضی به این ازدواج شدن و بعد هم برای رفتگانشون که چندوقت قبلش فوت شده بودن دعا کردن و فاتحه خوندن...
خلاصه هم میلاد امام بزرگوار رو گرامی داشتن و شروع زندگیشون متبرک شد و هم مهمون ها شاد بودن و هم یادی از رفته ها شد که میتونستن تو این مراسم حضور داشته باشن ولی نبودن...از همه مهمتر خوشنودی خداوند رو در پی داشت...(ان شاءالله)
شما هم میتونید عروسی رو اینجوری برگزار کنید و
داغ پوشیدن لباس عروس رو به دل خانومتون نذارید

( که بعداً گرفتار عواقبش نشید...

)