تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چگونه می توان اثبات کرد که انسان روح دارد؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
سلام به همه Smile
اعتراف می کنم فقط چهار صفحه آخر بحث رو خوندم .. اما هیچ ارتباطی بین عناصر ِ سوالی و جوابیش پیدا نکردم Smile

(۲۷/دی/۹۳ ۱۲:۳۱)namekarbary نوشته است: [ -> ]کی گفته انسان موجودی مختاره؟

جناب namekarbary این که شما فرمودید و اختیار رو از انسان ساقط کردید در نوع خودش قابل تامل هست بسیار !

اگر انسان (عاقل) مسئولیت عمل خودش رو نپذیرد کلا موجودیتش بی خود و بی دلیل هست .


پس اگر انسان نسبت به عمل ِ خودش بی اختیار هست ...

چرا باید مجازاتش کرد نسبت به عملی که انجام داده ؟
دادگاه و قانون و اینها ؟!
تا اونجایی که من می دونم گویا ماده باورها، جبرگرا تر و ایده الیست ها اختیارگرا تر هستند!
تحقیقات علمی زیادی در این زمینه انجام شده!
نوروساینتیست‌ها بر این عقیده‌اند که آزادی اراده یک فریب بیشتر نیست و ما توسط ژن‌هایمان و قسمت ناخودآگاه مغزمان است که عمل می‌کنیم. شما به این تحقیق نگاه کنید==> لینک؛ می بینید که نتایج تحقیق ادعا هاشون رو تایید می کنه!
اما اگر با جهان بینی فلسفی خودمون نگاه کنیم می بینیم این تحقیق غلط نیست، اما گوشه ای از واقعیته!
البته از اینجا به بعد دیگه بحث معرفتی هست تا علمی !
انسان رو سه بعد در نظر بگیرید! جسم و روح -متقارن با ماده و ایده- و بعد سوم یعنی نفس! جسم که جسم است! روح نیز مجرد و غیر قابل تغییر ، آنچه در انسان ها متفاوت است مقوله ی نفس است!
نفس هم در فلسفه ی ما یک طیف از که در برخی کتاب ها هفت مرحله برای اون نگاشتند!
نفس اماره - نفس لوامه - نفس عاقله - نفس ملهمه - نفس مطمئنه - نفس راضیه و مرضیه
هرچه از نفس اماره به نفس مطمئنه و نفس راضیه و مرضیه نزدیک می شیم انسان بیشتر از جسم رها شده و خاصیت روحی پیدا می کنه! و از اونجایی که گفتیم روح در اختیار مطلق هست، نفوس مطمئنه راضیه و مرضیه، هم جنس با روح می شن و به اختیار کامل می رسند . حتی اختیار در خروج از ابعاد زمان و مکان. (طی الارض و طی الزمان ) و هرچه در جهت عکس حرکت کنیم انسان ها کمتر اختیارمند خواهند بود!

چون دقیقا داره همون کاری رو می کنه که نفس اماره و ناخودآگاه او تصمیم می گیرند!
به قول شهید چمران، حاصلضرب درجه ی نفس انسان با درجه ی جبر او یک عدد ثابت است.
حالا حرفی که می خوام بزنم اینه که کسی که تهذیب نفس می کنه، به نوعی درجه ی نفس خودش رو بالا برده و خاصیت روح (که امر من الله هست) رو پیدا می کنه و بطور همزمان اون امیال درونی که در ناخودآگاه شخص قرار داره و بدون اختیار، انسان رو به سمت مسیر از پیش تعیین شده می بره، سرکوب کرده و این جبر رو از بین می ره!!
امیدوارم منظورم رو درست بیان کرده باشمWink

(۲۷/دی/۹۳ ۱۶:۴۰)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]جناب namekarbary این که شما فرمودید و اختیار رو از انسان ساقط کردید در نوع خودش قابل تامل هست بسیار !

اگر انسان (عاقل) مسئولیت عمل خودش رو نپذیرد کلا موجودیتش بی خود و بی دلیل هست .


پس اگر انسان نسبت به عمل ِ خودش بی اختیار هست ...

چرا باید مجازاتش کرد نسبت به عملی که انجام داده ؟
دادگاه و قانون و اینها ؟!
نمی خواستم وارد این مبحث بشیم. ولی خوب چون می پرسید.

ببینید بین صحت جبر و نتایج جبرباوری باید تمایز ایجاد کرد. اول این که اگر از روی نتیجه بخوایم نتیجه بگیریم که انسان مجبور یا مختار هست که مغلطه توسل به نتیجه هست و کاربردی نداره. بهتره در دام چنین مغالطاتی نیفتیم.

و اما نتیجه: بله، متاسفانه اختیارباوری این نتیجه رو داره که افراد رو به خاطر اعمالی که در اختیار خودشون نیست تنبیه می کنیم. اتفاقا این نظریه اختیار هست که خیلی مخرب هست. همین اختیار باوری می تونه باعث خیلی از اذیت و آزارها به خصوص در کودکان بشه. کودکی که درس نمی خونه، کودکی که شیطونی می کنه یا حرف گوش نمی کنه مورد تنبیه قرار می گیره. چون دیگران فکر می کنن اعمالش در اختیار خودشه. در حالی که کودک تصمیم به انجام این کارها رو نداره و نیاز به کمک داره. یا فردی که کار خلافی رو انجام داده به راحتی می شه انداخت زندان تا درس عبرتی براش باشه. در حالی که فرد به خاطر شرایط روانی که قرار داشته قادر به انجام کار نبوده و چه بسا تلاش زیادی هم کرده باشه و موفق نشده باشه. باز هم فرد نیاز به کمک داره. به طور خلاصه، اختیار باوری موجب می شه جایی که فرد نیاز به کمک روانی داره، اون رو از کمک محروم کنیم.
اینکه شما میگین که خیلی وحشتناکه دنیا می شه باغ وحش؟!
الان یه سوال طبق نظر شما داعش براثر جبری که داره این همه زن وکودک انسان بی گناه رو به خاک وخون کشیده پس باید دوتا نتیجه بگیریم
1.این جبر در رفتار اونها کارشون رو توجیح می کنه واون همه انسانه بیگناه محکوم به مردن بود
2.هیچ لزومی نداره با داعش مبارزه بشه باید بزاریم انقدر بکشن تا خودشون بیخیال شن چون دست خودشون که نیست مشکلات روانیه کسی هم نمی تونه بهشون کمک کنه یعنی شما اگه تونستی بهشون نزدیک شی حتما برید کمکشون کنید
(۲۷/دی/۹۳ ۱۹:۴۲)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]اینکه شما میگین که خیلی وحشتناکه دنیا می شه باغ وحش؟!
الان یه سوال طبق نظر شما داعش براثر جبری که داره این همه زن وکودک انسان بی گناه رو به خاک وخون کشیده پس باید دوتا نتیجه بگیریم
1.این جبر در رفتار اونها کارشون رو توجیح می کنه واون همه انسانه بیگناه محکوم به مردن بود
2.هیچ لزومی نداره با داعش مبارزه بشه باید بزاریم انقدر بکشن تا خودشون بیخیال شن چون دست خودشون که نیست مشکلات روانیه کسی هم نمی تونه بهشون کمک کنه یعنی شما اگه تونستی بهشون نزدیک شی حتما برید کمکشون کنید

خوب من فکر می کنم که جبرگرایی فقط وقتی به صورت سطحی نگاه بشه، چنین دیگاهی رو ایجاد می کنه. نه تنها جبرباوری با مسئولیت پذیری منافاتی نداره، بلکه از اون طرف راه حل مناسب و کارا رو برای مشکلات روانی در اختیار می ذاره. یعنی از طریق شناخت روان و نه مجازات می تونیم مجموعه انسانهایی داشته باشیم که به سمت ایده آل بودن حرکت می کنن.
(۲۷/دی/۹۳ ۱۹:۵۴)namekarbary نوشته است: [ -> ]خوب من فکر می کنم که جبرگرایی فقط وقتی به صورت سطحی نگاه بشه، چنین دیگاهی رو ایجاد می کنه. نه تنها جبرباوری با مسئولیت پذیری منافاتی نداره، بلکه از اون طرف راه حل مناسب و کارا رو برای مشکلات روانی در اختیار می ذاره. یعنی از طریق شناخت روان و نه مجازات می تونیم مجموعه انسانهایی داشته باشیم که به سمت ایده آل بودن حرکت می کنن.

این توجیه شما منطقی نیست اصلا.
تربیتی که ‌شما معرفی کردید با حرف خودتون منافات داره.
وقتی طرف از خودش اراده نداره چرا حرکت نمیکنه به سمت ایده آل.. این حرکت به سوی ایده آل اختیاری یا جبری؟
اگر جبریه باید خودبه خود اتفاق بیافته طبیعتاSmile
اگراختیاریه که... Smile
سلام

نقل قول:
یعنی اگه اختیارباوری باشه صفر، جبر باوری باشه ده، من هفت و نیمم.

حالا قضیه خیلی فرق کرد.ما هم همینیم و سهم جبر در اعتقاداتمون بیشتره.خب وقتی به 2.5 تا اختیار اعتقاد دارید،پس میشه ادما رو مسئول کاری که انجام میدن دونست،درسته؟
بعد میشه چندتا مثال بزنید از این 2.5 تا اختیار.
چون شما یه جوری حرف زدید و نتیجه گیری کردید که من فکر کردم به جبر مطلق باور دارید.

نقل قول:
بحث این نیست که ما توان پیش بینی رفتار رو داریم یا نه. بحث اینه که رفتار معینه یا نه. یه مثال می زنم: یه سنگو از بالای کوه پرت می کنیم پایین. می تونیم پیش بینی کنیم کجا می ایسته؟ نه. می تونیم بگیم سنگ مختاره؟ نه.

داریم راجع به انسان حرف میزنیم.که دو بعدی هست،یک بعد مادی داره که شامل تمام قوانین فیزیک میشه و یک بعد غیر مادی.
اما سنگ اراده غیر نداره.
این مثال بهتره
اقای ایکس خبره ورزش پارکور یا همون شهر نوردیه.
دو حالت داریم در افتادن از یک دیوار 4-5 متری
1- طرف شکست عشقی خورده و انگیزه ای برای زندگی نداره و تلاشی نمیکنه که زنده بمونه.
2-طرف اشتیاق به زندگی داره چون عشقش منتظرشه و با اون حرکات میتونه سقوطش رو کنترل کنه و زنده بمونه.
اما خوب در مورد سنگ یا حتی حیوان،نتیجه یک و دو یه چیزه.
در انسان یه چیزی وجود داره که مولده.
دیروز داشت تو تی وی،گوزنها رو نشون میداد که بوی ماده فضا رو پر میکنه و گوزنهای نر،تقریبا دیوانه میشن.داشتم به این فکر میکردم که در مورده اینا حرفتون درسته،اگرم انتخابی وجود داره اونی انتخاب میشه که قویتره و قراره نژاد قویتر بمونه.
اما در مورد انسان اینطوری نیست،درسته انسانهایی وجود دارن که از غریزه شون انتخاب میکنند اما کم نیستن ادمایی که چیزی فراتر دارن.
اگر یه دختری از بین خاستگاراش ،مردی رو انتخاب کنه که امام علی علیه السلام رو بیشتر دوست داشته باشه،هیچ،هیچ،هیچ ربطی به طبیعتی که شما میگید نداره.
اینجا واقعا یه سری انتخاب با گزاره های عقلی مطرحه.حالا اگه بگید خب عقل به مغز ربط داره،منم نگفتم بی ربطه،همه چیز بشر به مغز ربط داره اما...
به قول اقای دینانی،همانطور که گوش ابزاره برای شنیدن،با گوش نمیشنویم
چشم ابزاره برای دیدن،با چشم نمیبینیم.
مغز هم ابزاره برای فکر کردن،تعقل و یاداوری و ....
اما ادراکش با روحه
موضوع اینه ما مغز رو ازار روح میدونیم و شما مغز رو همه چی

نقل قول:
فعل و انفعالات مغز هر فرد به قدری پیچیده و منحصر به فردن که هر گونه پیش بینی غیر ممکنه.
"
هر فرد به قدری پیچیده و منحصر به فردن که هر گونه پیش بینی غیر ممکنه."

از اینجاشو قبول دارم

وقتی ما همه فعل و انفعالات رو نمیشناسیم،چه جوری همه چیز رو در همون مغز،با اطمینان خلاصه میکنیم؟

همه حالات روحی و روانی ،در مغز یا حتی در اعضای دی
گه میتونه ،سیگنال هایی رو نشون بده،خب ما هم قبول داریم،بخاطر اتحاد روح و بدن هست.

حالا بشر امروز همین سیگنال رو میگیره و خوشحاله که همه چیزو فهمیده و دروغ به مغز ربط داره،صرفا،چون سیگنالی در مغز مشاهده شده.

هیچ کدوم از اینا منافاتی با وجود روح و ادراک روح نداره،چون ما هم وجود سیگنال در هر حالتی برای مغز رو پیش بینی میکنیم.


نقل قول:
البته آزمایشهایی انجام شده که موید جبره. مثلا آزمایش شونده باید بین فشار دادن دو دکمه رو انتخاب کنه. محاسبه شده که قبل از این که آزمایش شونده از تصمیمش آگاه بشه، سیگنال مربوط به اون تصمیم منتشر شده. بعضی آزمایش ها این فاصله رو تا 7 ثانیه مشخص می کنن.
من اینو باور نمیکنم،میتونه در مورد غریزه صدق کنه،مثلا غذای خوب و داغ به طرف نشون بدیم و تعداد مولکولهای غذا در ها کم باشه که طرف بویی متوجه نشه اما مغز پیام رو دریافت کنه ،بعد طرف متوجه گرسنگیش بشه.
اما اینکه بخواد دکمه انتخاب کنه یه بحث دیگه است و باید اعتبار ازمایش تعیین بشه.یعنی من شخصا تا با چشم خودم نبینم باور نمیکنم.
چون به هر حال دانشمندا هم میتونن بخاطر جبر دروغ بگن دیگه!!!!
بعد این جبر از کجا میاد؟
انتخاب تصادفیه طبیعته؟منظورتون اینه؟
یعنی ما دهتا مغز داریم و برای انتخاب غذا،مغز الف به طور تصادفی کباب رو انتخاب میکنه،مغز دوم قورمه سبزی....؟
و دفعه بعد که اینا رو ازمایش کردیم باید جوابها غیر قابل پیش بینی و متغیر باشه،درسته؟
واقعا تو جامعه اینطوری؟
نقل قول:
خوب کسی رو استیضاح و مواخذه هم نمی کنیم. تو فرانسه هم بیخود تظاهرات کردن.


یه چیزو تو پانویس یواش بگم: درسته که من جواب نقصی شما رو می پذیرم. ولی درست بودن جبر یه چیزه و نتایج اخلاقی حاصل از جبر باوری یه چیز دیگه. اتفاقا تو بحث دوم نتایج خیلی متفاوتی می شه گرفت.
بحث متناقض شد
من الان هنوز نمیدونم شما 2.5 نمره اختیار رو به چی اختصاص میدین.
اگه به همونی که ما میگیم بگین که در این مورد بحثی نیست و ادما مسئول عملشون هستند.
اگه به چیز دیگه ای میگید که بحث چیز دیگه ای میشه.
به هر حال ترجیح میدم اول بدونم بعد بحث شه که سخن به درازا نره.
خود شما می گید تو فرانسه بیخود تظاهرات کردن ؟
یعنی باید جبر رو بپذیرن!!
حالا اون تظاهرات ناشی از چیه ؟جبر یا اختیار!!!
مسائل روانی در سطح عمیق چطور یه انسان رو به جبر قاتل زنجیره ای می کنه وشما چطور می خواین بهش کمک کنید؟
من این مسائل توی دانشگاه با عنوان جرم شناسی پاس کردم استادمون هم تا حدودی در جبر واختیار گیر کرده بود ...
اونم بخاطر نتایج ازمایشان همین دانشمندان غربی که 100تا نظریه دادن یکی پس از دیگری همدیگرو نقض کردن اخرشم هیچی
(۲۷/دی/۹۳ ۱۲:۳۱)namekarbary نوشته است: [ -> ]فکر می کنم منظور قوای وهمیه، عقلیه و غضبیه و شهویه باشه که مبحثش جداست و به بحث ما ارتباطی پیدا نمی کنه.
دقیقا عناصر چهارگانه نماد و نشان همین چهار قوه هستند.

و این چهار قوه اساس علم اخلاق رو شکل میدن (این به بحث ما ربط نداره نه اون Wink )
(۲۸/دی/۹۳ ۲:۱۰)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]این توجیه شما منطقی نیست اصلا.
تربیتی که ‌شما معرفی کردید با حرف خودتون منافات داره.
وقتی طرف از خودش اراده نداره چرا حرکت نمیکنه به سمت ایده آل.. این حرکت به سوی ایده آل اختیاری یا جبری؟
اگر جبریه باید خودبه خود اتفاق بیافته طبیعتاSmile
اگراختیاریه که... Smile

نه منافاتی نداره. دقت کنید فاکتورهایی که باعث می شن به سمت ایده آل حرکت کنیم یا نکنیم خودشون جبر هستن. حتی وقتی اقدام به درمان بیماری می کنیم که به خاطر جبر گرفتار رفتار ناسالم شده باز هم اختیاری در این اقدام نداریم. اما دقت کنید، به عنوان یک عامل هوشمند تنها وقتی می تونیم تصمیم های صحیح بگیریم که دانش مناسب در اختیارمون باشه. دانش عاملیه که انسان رو به عمل صحیح نزدیک می کنه حتی اگه به حالت ایده آل اون رو نرسونه.

در واقع انتخاب این که هنگام رد شدن از خیابان به دو طرف نگاه کنیم یا نه، حاصل اختیار نیست؛ حاصل دانش ما به احتمال وجود خطره. در مورد رویدادهای دیگه هم همین طوره. وقتی دانش واقعی در اختیار انسان قرار داده بشه تصمیمات بسیار مناسبتری می تونه بگیره.

(۲۸/دی/۹۳ ۱۱:۴۹)Ali#59 نوشته است: [ -> ]دقیقا عناصر چهارگانه نماد و نشان همین چهار قوه هستند.

و این چهار قوه اساس علم اخلاق رو شکل میدن (این به بحث ما ربط نداره نه اون Wink )

عرض شود که پیشنهاد می کنم بحث نماد شناسی رو در انجمن ادبیات پیگیری کنید. این بحث رو معلق می کنم این جا.

(۲۸/دی/۹۳ ۱۰:۴۲)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]خود شما می گید تو فرانسه بیخود تظاهرات کردن ؟
یعنی باید جبر رو بپذیرن!!
حالا اون تظاهرات ناشی از چیه ؟جبر یا اختیار!!!
مسائل روانی در سطح عمیق چطور یه انسان رو به جبر قاتل زنجیره ای می کنه وشما چطور می خواین بهش کمک کنید؟
من این مسائل توی دانشگاه با عنوان جرم شناسی پاس کردم استادمون هم تا حدودی در جبر واختیار گیر کرده بود ...
اونم بخاطر نتایج ازمایشان همین دانشمندان غربی که 100تا نظریه دادن یکی پس از دیگری همدیگرو نقض کردن اخرشم هیچی
بله، ممکنه تغییر دادن حالات روانی فرد همیشه کار ساده ای نباشه. اما این نباید وسیله ای باشه برای انکار واقعیت. وقتی موضوع نحوه برخورد با جهان خارج هست، اتفاقات به صورت زنجیره ای از عوامل اتفاق می افتن که در نهایت می تونن به رسیدن به شرایط بهتر کمک کنن. همون طور که رفتار صحیح در مورد بیماری مثلا ایدز و از بین بردن استیگما و تغییر نگرش در نهایت می تونه به ریشه کن کردن بیماری کمک کنه.

هر مورد رو کلی جواب می دم. قبلش عرض می کنم که منظور این نیست که انسان رو دارای 25 درصد اختیار و 75 درصد جبر می دونم. منظور این بود که با توجه به این که دلایل فلسفی برای اختیار وجود نداره و مجموعه دلایلی که برای جبر می شناسیم از جبر حکایت می کنن جبرباوری بر عکس اختیارباوری نگرش موجیه. نمونش آزمایشهایی که هر چند به طریق نصفه و نیمه از جبر حکایت می کنن که مثالش رو عرض کردم.

(۲۸/دی/۹۳ ۱۰:۱۵)یاســین نوشته است: [ -> ]داریم راجع به انسان حرف میزنیم.که دو بعدی هست،یک بعد مادی داره که شامل تمام قوانین فیزیک میشه و یک بعد غیر مادی.
اما سنگ اراده غیر نداره.
این مثال بهتره
اقای ایکس خبره ورزش پارکور یا همون شهر نوردیه.
دو حالت داریم در افتادن از یک دیوار 4-5 متری
1- طرف شکست عشقی خورده و انگیزه ای برای زندگی نداره و تلاشی نمیکنه که زنده بمونه.
2-طرف اشتیاق به زندگی داره چون عشقش منتظرشه و با اون حرکات میتونه سقوطش رو کنترل کنه و زنده بمونه.
اما خوب در مورد سنگ یا حتی حیوان،نتیجه یک و دو یه چیزه.
در انسان یه چیزی وجود داره که مولده.
دیروز داشت تو تی وی،گوزنها رو نشون میداد که بوی ماده فضا رو پر میکنه و گوزنهای نر،تقریبا دیوانه میشن.داشتم به این فکر میکردم که در مورده اینا حرفتون درسته،اگرم انتخابی وجود داره اونی انتخاب میشه که قویتره و قراره نژاد قویتر بمونه.
اما در مورد انسان اینطوری نیست،درسته انسانهایی وجود دارن که از غریزه شون انتخاب میکنند اما کم نیستن ادمایی که چیزی فراتر دارن.
اگر یه دختری از بین خاستگاراش ،مردی رو انتخاب کنه که امام علی علیه السلام رو بیشتر دوست داشته باشه،هیچ،هیچ،هیچ ربطی به طبیعتی که شما میگید نداره.
اینجا واقعا یه سری انتخاب با گزاره های عقلی مطرحه.حالا اگه بگید خب عقل به مغز ربط داره،منم نگفتم بی ربطه،همه چیز بشر به مغز ربط داره اما...
به قول اقای دینانی،همانطور که گوش ابزاره برای شنیدن،با گوش نمیشنویم
چشم ابزاره برای دیدن،با چشم نمیبینیم.
مغز هم ابزاره برای فکر کردن،تعقل و یاداوری و ....
اما ادراکش با روحه
موضوع اینه ما مغز رو ازار روح میدونیم و شما مغز رو همه چی

بهتره بین دو موضوع جبر-اختیار و مادی-مجرد بودن انسان این جا خلط صورت نگیره. این که انسان مجرد باشه یا نه خللی در این موضوع که عاملهایی که رفتار انسان رو مشخص می کنن معین هستن یا نه خللی ایجاد نمی کنه. دقت کنیم، سوال اینه: آیا وقتی حالت یا استیت مغز دو نفر و حالت یا استیت محیط در لحظه ای یکسان باشه اون دو فرد دقیقا یک عمل رو انجام می دن یا خیر.

(۲۸/دی/۹۳ ۱۰:۱۵)یاســین نوشته است: [ -> ]"
هر فرد به قدری پیچیده و منحصر به فردن که هر گونه پیش بینی غیر ممکنه."

از اینجاشو قبول دارم

وقتی ما همه فعل و انفعالات رو نمیشناسیم،چه جوری همه چیز رو در همون مغز،با اطمینان خلاصه میکنیم؟

همه حالات روحی و روانی ،در مغز یا حتی در اعضای دی
گه میتونه ،سیگنال هایی رو نشون بده،خب ما هم قبول داریم،بخاطر اتحاد روح و بدن هست.

حالا بشر امروز همین سیگنال رو میگیره و خوشحاله که همه چیزو فهمیده و دروغ به مغز ربط داره،صرفا،چون سیگنالی در مغز مشاهده شده.

هیچ کدوم از اینا منافاتی با وجود روح و ادراک روح نداره،چون ما هم وجود سیگنال در هر حالتی برای مغز رو پیش بینی میکنیم.


من اینو باور نمیکنم،میتونه در مورد غریزه صدق کنه،مثلا غذای خوب و داغ به طرف نشون بدیم و تعداد مولکولهای غذا در ها کم باشه که طرف بویی متوجه نشه اما مغز پیام رو دریافت کنه ،بعد طرف متوجه گرسنگیش بشه.
اما اینکه بخواد دکمه انتخاب کنه یه بحث دیگه است و باید اعتبار ازمایش تعیین بشه.یعنی من شخصا تا با چشم خودم نبینم باور نمیکنم.
چون به هر حال دانشمندا هم میتونن بخاطر جبر دروغ بگن دیگه!!!!
بعد این جبر از کجا میاد؟
انتخاب تصادفیه طبیعته؟منظورتون اینه؟
یعنی ما دهتا مغز داریم و برای انتخاب غذا،مغز الف به طور تصادفی کباب رو انتخاب میکنه،مغز دوم قورمه سبزی....؟
و دفعه بعد که اینا رو ازمایش کردیم باید جوابها غیر قابل پیش بینی و متغیر باشه،درسته؟
واقعا تو جامعه اینطوری؟

در مورد پاسخ های رفتاری فرد نسبت به محیط باز هم عامل جبر رو داریم. فردی که عاشق هست هورمون هایی در مغزش ترشح می شه که فرد رو در مقابل تصمیمات جسور تر می کنه. در مقابل کسی که شکست عشقی خورده به خاطر کمبود هورمونهایی در مغزش بخشهای مختلف مغز نمی تونن به خوبی با هم ارتباط برقرار کنن و انسان نمی تونه تصمیم مناسب رو بسته به شرایط بگیره.

شما در مورد حیوانات هم همین مورد رو مشاهده می کنین. بیشتر حیوانات در شرایط عادی فرار می کنن، اما وقتی مثلا فرزندان یک مادر رو مورد تهدید قرار بدید، حیوان به جای فرار به شما حمله می کنه یا به شما شاخ و دندون نشون می ده.

در مورد انتخاب های دیگه باز هم فاکتور فرهنگ و اخلاق رو می بینیم و این هم چیز جدایی از جبر نیست.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع