تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: واغربتا...(ویژه نامه شهادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام) )
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5

امام جواد( علیه السلام) از نگاه دیگران


مامون عباسی
خلیفه مقتدر عباسی در پاسخ به اعتراض بزرگان بنی عباس در خصوص به تزویج درآوردن دخترش " ام الفضل " به امام جواد (علیه السلام) ، این امام همام را اعجوبه عصر خواند و گفت : " قد اخترته لتفضیله علی كافة اهل الفضل فی العلم والفضل مع صغر سنه والاعجوبه فیه بذالك "؛ من بدان جهت وی را به دامادی خود برگزیدم كه با كمی سن در علم و فضیلت بر همه اهل زمان برتری دارد و در علم و دانش اعجوبه ای است. (1)


اسقف بزرگ مسیحی:
اسقف مسیحی پس از آگاهی یافتن از علم و دانش امام جواد (علیه السلام) در مسائل پزشكی گفت :
به نظر می رسد این شخص " امام جواد (علیه السلام) " پیامبری از نسل پیامبران است. (2)


سبط بن جوزی:
یوسف بن قزا اغلی بن عبدالله بغدادی مشهور به سبط بن جوزی پس از بیان تاریخ تولد و شهادت حضرت می نویسد :
كان علی منهاج ابیه فی العلم والتقی و الزهد والجود.
او در علم و تقوا، پرهیزکاری و سخاوت؛ چون پدر بزرگوارش "امام رضا (علیه السلام) " و دنباله رو او بود. (3)


ابن ابی طلحه:
ابن ابی طلحه در كتاب مطالب السؤول فی المناقب آل الرسول درباره شخصیت امام جواد(علیه السلام) می نویسد: او گرچه صغیرالسن است ولی كبیرالقدر و رفیع الذكر می باشد. (4)


ابن صباغ مالكی:
علی بن محمد احمد مشهور به " ابن صباغ " فقیه مالكی و متوفای 855 در مكه پس از بیان گوشه ای از خصوصیات زندگی حضرت جواد(علیه السلام) ، می نویسد: آری چنین بود كرامات جلیل و مناقب او.
و در جای دیگر می افزاید: چه گوییم ما در جلالت و مقام امام جواد(علیه السلام) و فضیلت كمال و عصمت و جلال او ، حضرت در میان طبقات ائمه (علیه السلام) سنش كمتر از همه و قدر و شانش اعظم است .

او در اندك مدتی از عمر شریفش كراماتی بسیار و معجزاتی بی شمار از خود نشان داده و معارج و فضیلت كمال را طی كرده و از رشحات و تراوش دانش و بینش خود اثرها گذاشته و از نفحات و ریزش فضل كمالش بی اندازه و شمار فیوضاتی به عالم علم نثار فرموده ، چه با مجالس و محافلی كه متكلم به احكام گردیده و از مسائل، حلال و حرام را بیان نموده و زبان دشمنان و خصم بد فرجام را به منطق صحیح و گفتار ملیح خود الكن كرده و گاه ، بسیار انجمن و محفلی كه در صدر جلساء و راس خطبا و بلغاء قرار گرفته و در برابر خود تمامی فصحاء و علما و حكما را تحت الشعاع قرار داده است. (5)


صلاح الدین صفدی:
خلیل بن ابیك بن عبدالله، معروف به صلاح الدین صفدی، ادیب و مؤرخ نامدار اهل فلسطین كه در حدود دویست تصنیف از وی برجای مانده ، می نویسد:
" محمد بن علی، همان جواد بن رضا (علیه السلام) بن الكاظم موسی بن الصادق جعفر رضی الله عنهم است . لقب او جواد، قانع و مرتضی است. وی از فرزندان اهل بیت نبوت است كه در سخاوت شهرت داشت تا جائی كه او را جواد(علیه السلام) ، نام نهاده اند، او یكی از امامان دوازده گانه است. (6)


ابن تیمیه:
ابن تیمیه می گوید:" محمد فرزند علی ملقب به جواد از بزرگان و اعیان بنی هاشم است كه در سخاوت و بزرگواری شهرت تام دارد. (7)


یوسف بن اسماعیل نبهانی:
یوسف بن اسماعیل نبهانی حنفی ادیب و شاعر فلسطینی، متولد 1350 هجری كه از وی سیزده كتاب مهم بر جای مانده، می نویسد:
" محمد جواد فرزند علی رضا (علیه السلام) از بزرگان امامان و چراغ هدایت امت و سادات اهل بیت (علیه السلام) است كه عبدالله شبراوی شافعی نیز از وی در كتاب خود " الاتّحاف بجبّ الاشراف " با ستایش و تكریم یاد كرده است. (8)


محمود بن وهیب بغدادی فنخی:
محمدالجواد (علیه السلام) فرزند علی بن الرضا (علیه السلام) است كنیه او مانند كنیه جدش محمد الباقر، ابو جعفراست رضی الله عنهما.
سه لقب وی جواد، قانع و مرتضی است كه مشهورترین آنها " جواد" است . رنگ پوست او سفید، قامتش معتدل و نقش انگشترش نعم المقدّرالله، و وارث علم پدر بود. (9)


علی جلال حسینی:
علی جلال حسینی دانشمند بزرگ مصری می نویسد:
" محمدالجواد ابوجعفر دوم، فرزند علی (علیه السلام) در سال 195 هجری در مدینه دیده به جهان گشود. وی با وجود سن كم در علم و فضیلت سرآمد همه عالمان و اهل فضیلت زمان خویش بود. (10)


خیرالدین زركلی:
خیرالدین زركلی می نویسد: " ابوجعفر جواد (علیه السلام) چون اجداد خویش مقام بلندی داشت . هوشمند و خوش بیان بود و استعداد نیرومند و اصیلی داشت. (11)


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ـــــــــــــــــــ


1ـ بحارالانوار، ج50، ص75 / موسوعة الامام الجواد(علیه السلام)، ج1 ، صص360 و 363/ اعیان الشیعه ، ج3 ، ص 129.
2- المناقب لابن شهرآشوب ،ج4 ، ص389 / موسوعة الامام الجواد (علیه السلام) ،ج1 ، ص362.
3- تذكرة الخواص ، ص202 / الامام جواد (علیه السلام) ، ص72 .
4- كشف الغمه، ج2، ص186.
5- حلیة الابرار، ج 4، ص568 / الفصول المهه، ص266 / موسوعة الامام الجواد (علیه السلام) ، ج1 ، ص364 / سرور الفؤاد ابوالقاسم سحاب ، صص 40 و 41 .
6- الوافی بالوافیات، ص105 / الامام محمد الجواد (علیه السلام) ، ص73 .
7- منهاج السند، ص 127.
8 - جامع كرامات الاولیاء ،ج1 ، ص100.
9- جوهرة الكلام ، ص147 / الامام الجواد (علیه السلام) ، ص76 .
10- زندگانی امام جواد(علیه السلام)، ص200.
11- الامام محمد الجواد (علیه السلام) ، ص76 / زندگانی امام جواد (علیه السلام)، ص200.
[تصویر: Javad_041.jpg]

السلام عليك يا جواد الائمه(علیه السلام)

كاظمين خيييييييييييييييلي هواي گرفته اي داره.واقعا غربت خاصي اونجا حس ميشه كه هرچي بشيني گريه كني دلت آروم نميشه.Sad

التماس دعاي فراوان
چشم در چشم تو می دوزد و بد می خندد

دست و پا می زنی و در به رویت می بندد

سر و کار جگرت تا که به زهرش افتاد

نقل شادی عوض مرهم زخمت می داد

اینچنین ناله نکن عرش خدا می لرزد

در خراسان دلت قلب رضا می لرزد

پسرت نیست سر از خاک تو را بردارد

کمی از رنج غریبیِ شما بردارد

از ترک های لبت درد عطش می بارد

چقدر حجره به گودال شباهت دارد

افتابت به لب بام تماشایی شد

تا سه روز از بدنت خوب پذیرایی شد

دل خورشید به تنهایی تان می سوزد

چهره ات گفت که عمرت چه جوان می سوزد
....

السلام عليك يا جواد الائمه(علیه السلام)

مرهم حریف زخم زبان ها نمی شود
اصلاً جگر که سوخت مداوا نمی شود

گریه مکن بهانه به دست کسی مده
با گریه هات هیچ مدارا نمی شود

خسته مکن گلوی خودت را برای آب
با آب گفتن تو کسی پا نمی شود

این قدر پیش پای کنیزان به خود مپیچ
با دست و پا زدن گره ات وا نمی شود

گیسو مکش به خاک دلی زیر و رو شود
در این اتاق عاطفه پیدا نمی شود

باور کنم به در نگرفته است صورتت؟!...
این جای تنگ و ... این قد و بالا... نمی شود

با ضرب دست و پا زدنت طشت می زنند
جز هلهله، جواب مهیا نمی شود

با غربتی که هست تو غارت نمی شوی
نیزه به جای جایِ تنت جا نمی شود

خوبی پشت بام همین است ای غریب
پای کسی به سینه ی تو وا نمی شود...!
علی اکبر لطیفیان



عفریته ی بی حجب و حیا می کوبید

ابلیس به طبل ماجرا می کوبید

آن در که ملک گونه بر آن می سایید

از قصد به یاد کوچه ها می کوبید

افتاده ای یاد شام و بازار عجیب!

بر قامت دف، کنیز تا می کوبید

می ریخت کنارت آب و با تیشه ی زهر

بر نخل شکسته ی رضا می کوبید

ملعونه تر از جعده زنی هست که زهر

با خنده به تو داده و.... پا می کوبید

در موقع حمل پیکرت تا سر بام

چون طشت...به پیکرت عصا می کوبید

از عرش چو جدت به زمین افتادی

با پا به تن تو ، بی حیا می کوبید


شاعر : علیرضا وفایی ( خیال )

بسم الله
مظلوم تر از جواد، بغداد نداشت
آن مظهر داد، تاب بیداد نداشت
می خواست که فریاد کند تشنه لبم
از سوز عطش، طاقت فریاد نداشت
یاجوادالایمه ادرکنی

می خواستند مثل حسین خون جگر شوی

پایان اگر به التهابت نمی دهند

یک روز هم حسین صدا زد که اصغرم

حرف از عطش مزن که آبت نمی دهند...

یا امام جواد علیه السلام
خواهر نداشتی که به جای تو جان دهد
یا گرد و خاک پیرهنت را تکان دهد

[b]از روی خاک حجره سر خاکی تو را
بر دارد و به گوشه دامن مکان کند[/b]

[b]می خواهی آب آب بگویی نمی شود
گیرم که شد ولی چه کسی آبتان دهد؟[/b]

[b]چندین کنیز را وسط حجره جمع کرد
می خواست دست و پا زدنت را نشان دهد[/b]

[b]تا بام می شود سر سالم تری رسید
با شرط این که این لبهٔ در امان دهد[/b]

[b]بالا نشسته ای و جهان زیر پای توست
وقتش شده گلوی شهیدت اذان دهد
علی اکبر لطیفیان


[تصویر: 1.jpg]

نفس سوخته را مرهم و درمانی نیست

حال و روز تو یقین غیر پریشانی نیست

العطش العطش اینقدر مگو از جگرت

که ازین ظالمه امید به احسانی نیست
...
یا امام جواد علیه السلام
[تصویر: 14.jpg]*******************
عفریته ی بی حجب و حیا می کوبید
ابلیس به طبل ماجرا می کوبید
آن در که ملک گونه بر آن می سایید
از قصد به یاد کوچه ها می کوبید
افتاده ای یاد شام و بازار عجیب!
بر قامت دف، کنیز تا می کوبید
می ریخت کنارت آب و با تیشه ی زهر
بر نخل شکسته ی رضا می کوبید
ملعونه تر از جعده زنی هست که زهر
با خنده به تو داده و.... پا می کوبید
در موقع حمل پیکرت تا سر بام
چون طشت...به پیکرت عصا می کوبید
از عرش چو جدت به زمین افتادی
با پا به تن تو بی حیا می کوبید
شاعر : علیرضا وفایی
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع