تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تنها گناه نابخشودنی در درگاه الله تعالی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
(۳۰/آذر/۹۲ ۰:۱۵)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]اشتباه است

بیاییم بحث کنیم!!!

همانطور که پیش بینی کردم در ارسال اول شرک در ذات خدا تعریف می شود نه در صفات

عیسی مسیح به اذن خدا مردگان را زنده میکرد

از قرآن آوردم به غیر از احادیث شیعه

=====
از قرآن و حدیث ثابت کنید هر خصوصیت خدایی را به مخلوقی دادن شرک اکبر است

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام علیکم

برادر عزیز
صفات خداوند متعال جزء ذات اوست وهرگز جدای از ذات خداوند نیست چرا که این اعتقاد مستلزم این است که خداوند را نعوذ بالله دو چهره بدانید وخداوند متعال منزه است از اینکه دو چهره باشد ما در روایات داریم که صفات خداوند جزء ذات اوست واینکه ما خداوند را با صفاتش می خوانیم به دلیل ضعف عقل بشر است

وخداوند خودش این اجازه را به ما داده

پس هر تشبیه بین خالق و مخلوق شرک محسوب می شود
واینکه حضرت عیسی علیه السلام مردگان را به اذن خداوند زنده می کرد دلیل بر تشابه نیست
چرا که افعال خداوند جزء ذات او نیست واز ذات او جداست وخداوند بر این امر قادر است
اینکه خداوند سمیع وبصیر وعلیم وحکیم است همان ذات اوست وهرگز جدا نیست چرا که: قل هو الله احد

وسمعیت وبصریت خداوند جدا از سمع وبصر وصفات بندگان است

معذرت که خیلی سربسته گفتم ان شاء الله سر فرصت بعد از امتحانات مفصلا بحث کنیم
ان شاء الله خداوند مارا از آتش جهنم حفظ کند
خب من از شما هم میخواهم با قرآن و حدیث ثابت کنید
بسم الله الرّحمن الرّحیم

شما به سوالاتم نیزپاسخ بدهید! : )

پاسخ بدهید زیرا همین آیه توحید که ذکر کردم کفایت می کند...چرا که دوچهره دانستن خداوند این آیه مبارکه را نقض می کند...استغفرالله ربی

ولا تجعلوا لله اندادا.
...یعنی برای خداوند هم سنخ وهم جوهر قرار ندهید

آیا شما قبول دارید که خداوند واحد است....قل هوالله احد؟

پس اگر قبول دارید نباید جدای از ذات خداوند چیزی دیگر را خدا بدانید آیا اعتقاد دارید صفات خداوند جزء ذات او نیستند؟ که اگر هستند تشبیه به ذات خداوند را اقرار کردید که شرک است
اما اگر جدای از ذات او می دانید عرض کردم مستلزم این است که خداوند متعال را دو چهره بدانید
سوال:آیا شما چنین اعتقادی دارید؟آیا خداوند را دارای ذات جدا از صفات می دانید؟ معنای این جداسازی دوگانگی نیست؟ !پس چیست؟
آیا دوچهره دانستن خداوند شرک نیست؟ پس چیست؟
آیا این اعتقاد متناقض با آیه قل هوالله احد نیست؟ اگر نیست پس باید ثابت کنید
خواهش: اگر قصد بر ذکر روایات دارید می بایست خودتان از صحت آن روایت اطمینان دداشته باشید ویا از کتب اربعه شیعه باشد چرا که صوفیان روایات مجعوله زیاد بینشان هست
سرفرصت آیات وروایات بیشتری می آورم ان شاء الله
هرچند که همین دو آیه مبارکه نیز کفایت می کند
نقل قول:
صفات خداوند متعال جزء ذات اوست وهرگز جدای از ذات خداوند نیست چرا که این اعتقاد مستلزم این است که خداوند را نعوذ بالله دو چهره بدانید وخداوند متعال منزه است از اینکه دو چهره باشد ما در روایات داریم که صفات خداوند جزء ذات اوست واینکه ما خداوند را با صفاتش می خوانیم به دلیل ضعف عقل بشر است

از آیه و حدیث بیارید

نقل قول:
لا تجعلوا لله اندادا.
...یعنی برای خداوند هم سنخ وهم جوهر قرار ندهید

انداد یعنی شریک ها

نقل قول:
آیا شما قبول دارید که خداوند واحد است....
قل هوالله احد
؟

این معنی پیش و پا افتاده است

جواب سوالم را ندادید با آیه و حدیث

خواهشا مثل تاپیک های مشابه نگید فلان روایت مشکل داره چون به مزاق شما خوش نمیاد

نقل قول:
آیا دوچهره دانستن خداوند شرک نیست؟ پس چیست؟

شما چند بار القا کردید که میگم خدا چند صورت داره

کجا گفتم؟؟؟

الله صفت ذاته

الرحمن صفت رحمت عامه

و ......

خود خدا اسم نداره
(۱/دی/۹۲ ۱۷:۵۴)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]آخرش شما شرک هم ورزیده باشی باز هم اگر توبه کنی و به ولایت تمسک داشته باشی نجات پیدا میکنی

ولی اگر بهترین اعمال رو داشته باشی ولی از ولایت فاصله بگیری قعر جهنمی

[/font]عجب !!! یعنی شرک بالله کمتر از منکر ولایت محدود مخلوق خدا هست ؟؟؟!!!!!نمیدونم این توهمات را از کجا بدست اورده اید و این چنین بدان وابسته شده اید !! نمیدانم با گفتن این حرف خواستید بی منطقی و تعصب کور خود را به نمایش بگذارید یا مزاحی کرده باشید ! کاش این قدر که دم از ولایت ولایت میزدید کمی هم به الله تعالی همان خالق یگانه حساس بودید و مشرک به او را بغض میورزیدید ولی هیهات هرگز چنین نخواهید کرد زیرا دراین صورت باید اول از همه به خود بغض بورزید .... ما نیز ائمه علیهم السلام را دوست داشته و به ولایت ایشان معترف هستیم ولی هرگز به مانند منحرفین ان ها را مقصد فرض نکرده و به توجه غیر الله مشغول نشده ایم و به جای ان که خدای یکتا را بخوانیم هرگز مخلوق او رانمیخوانیم .... بله شیعیان رستگارند ! ولی نه شیعه ای که مکتب توحیدی اهل البیت رابه شرک و ضلالت بر جهانیان جلوه داده و روز به روز همگان را از حقیقت مکتب توحیدی اهلالبیت علیهم السلام دور میکنند .... شیعه موحد علوی که در توجه به الله تعالی پیروی از اهل البیت علیهم السلام کرده باشد رستگارند نه شیعیانی که فقط دم از شیعه بودن میزنندو دورترین افراد به توحید و حقیقت مکتب اهل البیت هستند و از شیعگی جز عزا و بزن و بکوب و غلو و شرک و بگیر و ببند گذشتگان و کارهای دیگر چیزی نمیدانند


بزرگترین هنر شیعه صفوی، این است که که در رابطه مردم با امام "محبت" را جانشین "معرفت" کنند : مرحوم دکترعلی شریعتی رحمه الله علیه [font=Times New Roman]
(۱/دی/۹۲ ۲۲:۰۴)عالم مقدس ملکوت نوشته است: [ -> ][/font]عجب !!! یعنی شرک بالله کمتر از منکر ولایت محدود مخلوق خدا هست ؟؟؟!!!!!نمیدونم این توهمات را از کجا بدست اورده اید و این چنین بدان وابسته شده اید !! نمیدانم با گفتن این حرف خواستید بی منطقی و تعصب کور خود را به نمایش بگذارید یا مزاحی کرده باشید ! کاش این قدر که دم از ولایت ولایت میزدید کمی هم به الله تعالی همان خالق یگانه حساس بودید و مشرک به او را بغض میورزیدید ولی هیهات هرگز چنین نخواهید کرد زیرا دراین صورت باید اول از همه به خود بغض بورزید .... ما نیز ائمه علیهم السلام را دوست داشته و به ولایت ایشان معترف هستیم ولی هرگز به مانند منحرفین ان ها را مقصد فرض نکرده و به توجه غیر الله مشغول نشده ایم و به جای ان که خدای یکتا را بخوانیم هرگز مخلوق او رانمیخوانیم .... بله شیعیان رستگارند ! ولی نه شیعه ای که مکتب توحیدی اهل البیت رابه شرک و ضلالت بر جهانیان جلوه داده و روز به روز همگان را از حقیقت مکتب توحیدی اهلالبیت علیهم السلام دور میکنند .... شیعه موحد علوی که در توجه به الله تعالی پیروی از اهل البیت علیهم السلام کرده باشد رستگارند نه شیعیانی که فقط دم از شیعه بودن میزنندو دورترین افراد به توحید و حقیقت مکتب اهل البیت هستند و از شیعگی جز عزا و بزن و بکوب و غلو و شرک و بگیر و ببند گذشتگان و کارهای دیگر چیزی نمیدانند


بزرگترین هنر شیعه صفوی، این است که که در رابطه مردم با امام "محبت" را جانشین "معرفت" کنند : مرحوم دکترعلی شریعتی رحمه الله علیه [font=Times New Roman]
سلام بر اهل حق و حقيقت
شما شيعه بوديد قبلاً ولي الان اين ما گفتن شما چه معني ميده ؟
شما كسي را سراغ داريد از شيعيان كه غيراز خدا وند تبارك و تعالي كسي را به خداوندي بخواند . يا اين از ذهنيت بيمارتان سرچشمه ميگيرد كه چنين اتهامي را به آنان مي زنيد . يا نكند استمداد و توسل و شفاعت را يكجا رد مي نماييد و اين سلاح مومن را شرك مي پنداريد ؟
منظور از غلو در فرمايشتان را متوجه نمي شوم . لطفاً شاهد مثالي بياوريد تا همگان بدانند كه كجاي كار شيعيان و محبان غلو است .
و بگير و ببند گذشتگان حتماً منظورت خلفاي غاصب و آزاردهندگان خدا و رسول منظورتان هست نه ؟
مگر دين اسلام به جز حب و بغض هست ؟
از خودتان مي پرسم "
يكي به مادرتان جسارت كند و پهلويش را بشكند و خانه اش را آتش بزند و سيلي بر صورتش بزند و و... شما چه مي كنيد ؟


؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اول اینکه هنوز اسم مدرستون رو نگفتید

دوست دارم با اساتید شما صحبت کنم



اما در مورد جمله اول شما

از کجای حرف های من استخراج کردید؟؟؟



اما در مورد کلمه ولایت ولایت

واقعا شما ولایت ولی الله را با ولایت الله فرق میگذارید؟

مگر فرقی دارد؟ ولایت الله ذاتیست و ولایت ولی الله اعطا شده از طرف الله

کسی که با معاون یه شرکتی مخالف کنه مثل مخالفت با مدیره چون مدیر اختیار تام داده(مثال ناقص بود البته)



در مورد منحرف خواندن امثال بنده و صحبت های آقای شریعتی

من نمیدونم این جمله از ایشون هست یا نه

قبلا هم بارها گفتم ایشون فهم و دانش کافی از اسلام نداشته و در حد خودش نظر داده

ولی افرادی با مقاصد شوم خودشون اومدن حرفهای ایشونو علم کردن برای صحبت های جدل آمیز



اما در مورد صحبت های غیر علمی شما

من برای اینکه کمی در مورد مقامات اهل بیت نه برای شما بلکه برای جویندگان حق بگویم

کافیست مثال بزنم

شما در یکی از تاپیک ها گفتید کلمه الله هی علیا و ....


اذ قالت الملايكه يا مريم ان الله يبشرك بكلمه منه اسمه المسيح عيسي ابن مريم وجيها في الدنيا والآخره ومن المقربين(آل عمران 45)

عیسی مسیح علیه السلام کلمه خداست

مادرشون وقتی به مسجد الاقصی رفتند برای بدنیا آوردن ایشان ندا آمد که اینجا برای این کار نیست

کعبه بالاتر است یا مسجد الاقصی؟

ولی وقتی مادر امیرالمومنین علیه السلام به مسجد الحرام آمدند در کعبه هم باز نشد بلکه کعبه شکافت

چندتا رو با هم در نظر بگیرید

حال امیرالمومنین چه شخصیتی هستند؟

اگر امثال شما در تالار نبودند از فضایلی در مورد اهل بیت میگفتم(البته از خودم نبود) که تحمل شنیدش رو نداشتید

ما فعلا مجبوریم چیزی نگیم

اما در مورد ولایت

امثال من از درک حقیقت ولایت قاصریم

حالا بزارید یه غلو کنم !!! (البته غلو نیستا!!! در دید شما غلوه)

اگر کسی دوست نداره بشنوه نشنوه گوشاشو بگیره


اولش میگم الله اکبر و لا اله الا الله

آقای بهجت که معرف حضورتون هستن؟

علامه طباطبایی چه؟

دو شاگرد آقا سید علی قاضی بودند

مرجع بزرگ آقای خوئی را که میشناسید؟

یکی از بزرگترین مراجع تاریخ تشیع هستند

آقای خوئی مسئله لیله القدر برایشان مجهول بوده (از لحاظ بسط زمان در زمان)>>در سن جوانی

می آیند پیش آقای سید علی قاضیHeart

آقا سید علی میگن که شب 23 ام بیا

وقتی آن شب می آیند آقا سید علی میگن بشین در قسمتی از اتاق

بعد تصرفی میکنند

آقای خوئی میبینند یک نفر عین ایشان روبروی ایشان نشسته

بعد مثل یک پرده سینما تمام اتفاقات تمام آینده رو جلوشون میبنینن

سنشون در آن تصرف و تصویر بالا میره میبینن مرجعیت عامه بدست آوردن

بعد یجا میبینن از بلندگوهای شهر نجف صدا میزنن مرجع شیعیان آیت الله خوئی به رحمت خدا رفتند

یعنی کل عمرشون در در چند لحظه در شب قدر آن سال مشاهده کردن(مفهوم بسط زمان برای ولی الله)

این چه تصرفی بوده که آقای قاضی داشتند؟

آقای قاضی شخصی بودند که میتونستن جان یک نفر رو بگیرن به اذن الله

حالا آقای قاضی خودشون گفتن که مدتهای مدیدی بود در طریقت و قرب اثری مشاهده نمی کردند(این مربوط میشه به قبل از آقا سید علی شدنشونه!)

تا حدود سی و خورده ای سالگی(شایدم 40 دقیقش خاطرم نیست)

میروند حرم حضرت عباس علیه السلامHeart توسل پیدا میکنن

خودشون گفتن که حضرت عباس یک لحظه (فقط یک لحظه بدون غلو) یک گوشه چشمی به من کردند و ایشون به این درجات رسیدند!

من نمیتونم بگم آقای قاضی چه شخصیتی بودند چه تصرفاتی داشتند

حالا حضرت عباس چه شخصیتی هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من نمیدانم!

حضرت عباس یار درجه یک امام حسین علیه السلامHeart هستند

امام حسین چه شخصیتی هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همه کاره عالم (دوستان خبر دارن چی میگم!)

حالا امام حسین در دوره ای امام زمانشان برادرشان امام حسن علیه السلام Heart بودند!

امام حسن دیگه نمیگم ....

خود امام حسن شیعه امیرالمومنین علیه السلام Heart هستن

و فرزند خانم حضرت زهرا سلام الله علیها

خب 14 معصوم چه کاره هستند؟

"دوستان" یکم فکر کنن به نتایج خوبی میرسند

ما معرفتمون نسبت به ائمه خیلی خیلی محدوده

فکر میکنیم با چندتا سینه زنی دیگه اشباع شدیم

هر کاری بکنیم بازم فاصله داریم

شما میگید مخلوق خدا هستند

بر منکرش لعنت

ولی چه مخلوقی؟

اصلا ارزش اهل بیت در این است که مقامشان بر اثر لیاقتی که خدا در آن ها دیده بود به آنها اعطا شده

البته بحث حضرت زهرا کلا فرق داره من در مورد ایشون اصلا هیچ حرفی نمیزنم ..... واقعا هیچی نباید گفت (فاطمه هستند!)

ببخشید منبر رفتم

هر چقدر مقام اهل بیت رو بشناسیم عظمت خدا بیشتر در نظر ما میاد

چون مخلوق خدا هستند

چه قدرتی،چه حکمتی و ....

میبینید

همش توحیده

الله اکبر و لا اله الا الله
بسم الله الرّحمن الرّحیم
نقل قول:این معنی پیش و پا افتاده است

استغفرالله....آیا شما می خواهید آیات قرآن را با فکر خود تطبیق دهید یا فکرتان را با آیات نورانی تطبیق دهید؟Smile




نقل قول: از آیه و حدیث بیارید

بنده از آیه قرآن آن مطلبم را اثبات نمودم وشما آن را تقطیع کردید در سه پست تماما آن را اثبات نمودم اما متاسفانه شما دقت نفرمودید دلیلی بر تکرار دوباره نمی بینم فقط خواهش می کنم با دقت بیشتری بخوانید چرا که موضوع بسیار حساس است
جدا دانستن صفات خداوند از ذاتش مستلزم چند چهره دانستن اوست استغفرالله چرا که خداوند ذات واحدی دارد
انّما هو اله واحد
وقتی من با آیه قرآن چیزی را اثبات می کنم دیگر نیازی به آوردن حدیث نخواهد بود هرچند که به زیبایی بیشتر بحث کمک می کند


انداد جمع است و به معنای هم سنخ وهم جوهر ویا همتا می باشدکه میشود: هم سنخ هایی ویا همتاهایی

نقل قول:شما چند بار القا کردید که میگم خدا چند صورت داره

کجا گفتم؟؟؟

الله صفت ذاته

الرحمن صفت رحمت عامه

معنای حرف شما غیر از این نمی تواند باشد
بنده به شما عرض کردم صفات خداوند جزء ذات اوست چرا که در غیر این صورت یعنی او را دوچهره کردید
حال به این فراز از خطبه اول نهج البلاغه دقت کنید خواهشا خواهشا خواهشا با دقت مطالعه فرمایید


در خطبه اول نهج البلاغه صفحه اول آمده: ...وکمال توحیده الاخلاص له وکمال اخلاص له نفی الصفات عنه وسپس امام علی علیه السلام می فرماید:لشهادة کل صفة انّها غیر الموصوف وشهادة کلّ موصوف انّه غیر الصّفة
فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه ومن قرنه فقد ثنّاه ومن ثنّاه فقد جزّاه .....
امام علی علیه السلام صراحتا می فرماید کمال اخلاص نفی صفات از خداوند است(زیرا جزءذات اوست)کسی که خداوند را وصف می کند برای او قرین قرار داده وهرکسی که برای او قرین درست کند یعنی اورا دوتا گرده است(ثناه از ثانی می آید) وکسی که او را دوتا کند اورا جزء جزء کرده است و...

ترجمه کامل تر خطبه امام:

امام علی علیه السلام مفصلا شرح داده اند:
سرآغاز دين معرفت او است،و كمال معرفتش تصديق ذات او،و كمال تصديق‏ذاتش توحيد و شهادت بر يگانگى او است،و كمال توحيد و شهادت بر يگانگيش اخلاص ‏است،و كمال اخلاصش آن است كه وى را از صفات ممكنات پيراسته دارند،چه اينكه‏ هر صفتى گواهى مى‏دهد كه غير از صفت موصوف است و هر موصوفى شهادت مى‏دهد كه‏غير از صفت است، آنكس كه خداى را(به صفات ممكنات)توصيف كند وى را به چيزى‏مقرون دانسته،و آن كس كه وى را مقرون به چيزى قرار دهد،تعدد در ذات او قائل شده،و هر كس تعدد در ذات او قائل شود،اجزائى براى او تصور كرده،و هر كس اجزائى براى‏او قائل شود وى را نشناخته است. و كسى كه او را نشناسد،به سوى او اشاره مى‏كند،و هر كس به سويش اشاره كند،برايش حدى تعيين كرده،و آن كه او را محدود بداند،وى را به شمارش آورده،و آن كس‏ كه بگويد خدا در كجا است؟وى را در ضمن چيزى تصور كرده،و هر كس بپرسد بر روى‏چه قرار دارد؟جائى را از او خالى دانسته،همواره بوده است و از چيزى به وجود نيامده،و وجودى است كه سابقه عدم براى او نيست،با همه چيز هست اما نه اينكه قرين آن باشد،و مغاير با همه چيز است، اما نه اينكه از آن بيگانه و جدا باشد،انجام دهنده است،اما نه به آن معنى كه حركات و ابزارى داشته باشد،بينا است‏حتى در آن زمانى كه موجودقابل رؤيتى وجود نداشت،تنها است زيرا كسى وجود نداشته تا به او انس گيرد،و از فقدانش‏ ترسان و ناراحت‏ شود.

ایشان صراحتا فرمودند:لشهادة کلّ صفت انّها غیر موصوف و شهادة کل موصوف انّه غیر صفت.
خداوند صفت وموصوف ندارد وخود خداوند کمال مطلق است
می دانید چرا؟
بنده به شما عرض کردم صفات خداوند جزء ذات اوست جهت تکمیل به این روایت نیز توجه فرمایید:
امام مجتبی علیه السّلام فرمودند:
صفات خداوند از نظر واقعیت با یكدیگر اختلاف ندارند، زیرا اگر چنین باشد، ذات خداوند از نظر کمالات وجودی متناهی و محدود خواهد بود: «و لا اختلاف صفه فیتناهی».(توحید صدوق باب 2 ح5)
این حدیث بسیار زیبا نیز دقیقا مطالب بالا را اثبات می کند و اثبات می کند که چگونه صفات خداوند عین ذات خداوند است؟ پس ایشان فرمودند این صفات باهم اختلافی ندارند چرا؟ زیرا اگر اختلاف داشته باشند محدود می شوند و موجب تعدد صفت و موصوف می شود پس هیچ حد وحدودی ندارند و عین ذات خداوند هستند

حالا حدیث امام رضا علیه السلام را شرح می دهیم:للناس في التوحيد ثلاثة مذاهب: نفي و تشبيه و إثبات بغير تشبيهٍ؛ فمذهب النفي لا يجوز و مذهب التشبيه لا يجوز؛ لأنّ الله تبارك و تعالي لا يشْبِههُ شي‏ء، والسبيل في الطريقة الثالثة إثبات بلا تشبيهٍ
امام رضا علیه السلام مردم را در توحید به سه گروه تقسیم فرمودند: گروه اول نفی توحید الهی دارند ومشکرند وبه تعدد خدایان اعتقاد دارند
گروهی تشبیه می کنند وقائلند به اینکه خداوند شبیه دارد مثلا فلاسفه اعتقاد دارند موجودات خداوند هستند (قائلین به وحدت وجود)یا ابن عربی می گوید:العارف یری الله عین کل شیء یعنی اشیاء شبیه خداست واین تشبیه است این گروه نیز گمراهند
گروه سوم می گویند خداوند موجود هست وهیچ شبیهی ندارد که این گروه بحق هستند ومی توانند اینگونه خداوند را اثبات کنند

اما توصیه بنده برادر خوبم آقای عبدالرحمن این است حال که شما وارد این مباحث شده اید لازم است به علومی بپردازید چرا که این مباحث بسیار حساسند خصوصا که آخرت نیز در میان است

1-علومی مانند صرف ونحو عربی وعلوم بلاغی چرا که قرآن عربی نازل شده وجهت فهم قرآن ضروری می باشند
وجهت تکمیل کتاب نحو کامل تر مانند مغنی الّبیب را مطالعه نمایید البته این کتاب در حد اتهاد است اما خلاصه کتاب با نام مغنی الادیب در پایه سوم حوزه تدریس می شود
2-کتب علوم قرآن مانند کتاب التمهید فی علوم القرآن ایة الله معرفت که شامل مجاز ها در قرآن استعاره و تشبیه در آیات و آیات محکم ومتشابه و ....مباحث شیرین و مهم بسیاری را شامل می شود
کتاب الاتقان فی علوم القرآن مولف سیوطی نیز در همین زمینه است که به دانشجویان علوم قرآنی آموزش داده میشه اما دارای اشکالاتی است چرا که نویسنده سنی بوده اما غالب مسایل کتاب مورد تایید علمای شیعه می باشد

3- کتب تفسیر مجمع البیان علامه طبرسی ویا تفسیر نمونه آیة الله مکارم شیرازی
4-مطالعه علوم ریاضی نیز بسیارلازم می شود در گذشته در حوزه ها ریاضی تدریس می شد اما متاسفانه سالهاست که برداشته شده و سبب مشکلات زیادی در بین طلاب گردیده
5-علم الحدیث که شامل درایة الحدیث ،مصطلح الحدیث و فقه الحدیث می شود
[b]این علوم
جهت تبیین احادیث مجعوله از غیر مجعوله که بسیار ضروری خواهند شد
البته فوائد بسیار دیگری را نیز دارد
بنده هر چه لازم بود را گفتم وشما رو به خداوند می سپارم و در بحث ها یک سری اصول لازم است والا فقط وقت بی جهت تلف می شود

ان شاء الله موفق باشید
[/b]
سلام

جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطيفُ الْخَبيرُ. لايَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعايَنَةٍ، وَلايَجِدُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَمِنْ سِرٍ وَ عَلانِيَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلي نَفْسِهِ.


ديده ها را بر او راهي نيست و اوست دريابنده ديده ها. بر پنهاني ها آگاه و بر كارها داناست. كسي از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگي او از نهان و آشكار دست نيابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند.


«خطبه غدير خم»
بزرگترین گناه ناامیدی است شرک قبل ازپذیرفتن خداست البته شرک پنهان رامتاسفانه اکثرا دچارن چون هرکس به خداایمان داشته باشددرزندگی دچاریاس ومشکل نخواهدشد درحالیکه میبینیم ماسراغ هرکسی برای رفع مشکل میرویم بجزخدا(فهو یکفیه)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع