اما پاسخ از این شبهه ی ابلهانه!
علامه مجلسی که بحق بر گردن همه ی شیعیان کنونی حق دارند، در کتاب بحار الانوار در سه جا - تا آنجا که بنده دیدم - اشاره به اراده ی احراق بیت کرده اند.
در مورد اول و پس از بحثی در خصوص ادعای اجماع بر خلافت اولی می نویسد:
تكملة إذا عرفت أن ما ادعوه من الإجماع الذي هو عمدة الدليل على إمامة إمامهم لم يثبت بما أوردوه في ذلك من الأخبار نرجع و نقول نثبت بتلك الأخبار التي أوردوها لإثبات ذلك عدم استحقاقهم للإمامة بل كفرهم و نفاقهم و وجوب لعنهم
إذ تبين بالمتفق عليه من أخبارهم و أخبارنا أن عمر هم بإحراق بيت فاطمة ع بأمر أبي بكر أو برضاه و قد كان فيه أمير المؤمنين و فاطمة و الحسنان صلوات الله عليهم و هددهم و آذاهم مع أن رفعة شأنهم عند الله و عند رسوله ص مما لا ينكره إلا من خرج عن الإسلام .
بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 28 ص 407 - 410 (دار إحياء التراث العربي/مؤسسة الوفاء - بيروت)
دقت کنید که ایشان می نویسد:
از روایات متفق علیه از اخبار آن ها و اخبار ما معلوم می شود که عمر اراده ی سوزاندن خانه ی فاطمه (سلام الله علیها) را به امر ابو بکر یا با رضایت او کرد.
در این عبارت، ایشان در حال بیان قدر مشترک روایات شیعه و مخالفش در موضوع احراق است، و روشن است - چنان که گذشت - این قدر مشترک تنها اراده ی احراق بود و نه اقدام بدان.
پس کسی نمی تواند بگوید علامه مجلسی منکر وقوع احراق شده اند.
مورد دوم جائی است که ایشان در مقام احتجاج با مخالفین شیعه، به بیان مطاعن خلفا آن هم از صحاح خودشان می پردازد. ایشان طعن هفدهم را به اراده ی احراق بیت وحی توسط عمر بن خطاب اختصاص می دهد:
[23]
باب الاحتجاج على المخالفين بإيراد الأخبار من صحاحهم
السابع عشر:
أنّه همّ بإحراق بيت فاطمة عليها السلام ، و قد كان فيه أمير المؤمنين و فاطمة و الحسنان عليهم السلام، و هدّدهم و آذاهم مع أنّ رفعة شأنهم عند اللّه تعالى و عند رسوله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ممّا لا ينكره أحد من البشر إلّا من أنكر ضوء الشمس و نور القمر.
بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 31 ص 59 (دار إحياء التراث العربي/مؤسسة الوفاء - بيروت)
حال، آن کسی که در پی شبهه اندازی و سم پراکنی است، عنوان اصلی مطلب علامه را ذکر نمی کند، تا افراد نا آگاه و عامی که توان یا حوصله ی مراجعه به اصل کتاب را ندارند، گمان کنند که علامه مجلسی منکر سوزاندن در خانه ی وحی بوده، و تنها تهدید را قبول دارد! در اینجا به چنین کسانی باید گفت:
« لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ؟ » (آل عمران:71)
راجع به مورد سوم هم بعداً توضیح خواهیم داد. إن شاء الله.
گرچه خود ِ نقل هائی که علامه مجلسی در همین بحار از کتاب های دیگر مثل کتاب سلیم آورده، و در آن ها به سوزاندن در خانه تصریح شده است، برای فهمیدن نظر علامه مجلسی در این باره کفایت می کند (زیرا ایشان روایات بحار را به خلاف تصور غلط رایج گلچین نموده است.
با این وجود نظرات صریح تری از ایشان را می توان در کتاب های دیگرشان یافت. در اینجا به 3 مورد اشاره می کنم.
تصریح علامه مجلسی بر وقوع احراق- شماره 1
ایشان در فارسی نگاشته ی "حق الیقین" ( باب پنجم در امامت، مقصد ششم در بيان احاديث متواتره، فصل هشتم در بيان مطاعن، مطلب اول مطاعن أبو بكر ) می نویسد:
طعن سيم در بيان جورى كه او با عمر و ساير منافقان بر اهل بيت عصمت و طهارت نمودند در غصب خلافت اول
مختصرى از روايات شيعه كه از اهل بيت طهارت و رسالت و ثقات و متدينين صحابه منقولست نقل مينمايم و بعد از آن بر هر جزوى از اجزاء آن رواياتى كه در كتب معتبره مخالفين مذكور و مشهور است بر طبق آن ايراد مينمايم تا معلوم شود كه اجماع و بيعتى كه مخالفان بآن متمسك شده اند در خلافت آن منافقين دليل كفر ايشان است نه خلافت ايشان.
شيخ طبرسى در احتجاج باسانيد صحيحه روايت كرده است موافق روايات متواتره اى كه در ساير كتب شيعه مذكور است ...
حق اليقين، علامه مجلسی، ص 157 (انتشارات اسلاميه)
ملاحظه بفرمائید که ایشان اینجا خود را از التزام به نقل انحصاری از منابع مخالفین خارج کرده، بلکه از منابعی که نزد شیعه معتبر و موثق است شروع می کند.
ایشان سپس به ذکر روایت احتجاج پرداخته تا این که به اینجا می رسد:
عمر در غضب شد و گفت ما را بگفته زنان چه كار است و امر كرد جمعى را كه بر دور او بودند كه هيزم برداشتند و خود نيز هيزم برداشت و بر در خانه اهل بيت گذاشتند و حضرت امير المؤمنين و فاطمه و حسنين عليه السّلام با ساير اهل بيت در آن خانه بودند
و فرياد زد يا على بيرون بيا و بيعت كن با خليفه رسول اللَّه و الا آتش در خانه ات مى افكنم پس حضرت فاطمه ع برخاست و گفت چه ميخواهى از ما اى عمر گفت در را بگشا و اگر نه خانه شما را با شما مى سوزانم فاطمه گفت اى عمر از خدا نميترسى و به خانه من ميخواهى درآئى آن بى حيا برنگشت و آتش طلبيد و به در خانه انداخت فاطمه ع فرياد يا أبتاه يا رسول اللَّه بلند كرد و عمر سر غلاف شمشير را بر پهلوى آن حضرت زد و تازيانه را بلند كرد و بر ذراع شريف آن حضرت زد فاطمه خطاب كرد پدر بزرگوار خود را كه يا رسول اللَّه بدخلافتى كردند عمر و أبو بكر در حق اهل بيت تو پس حضرت امير عليه السّلام بى تاب شد و برجست و گريبان آن را گرفت و بر زمين زد و بينى اش را شكست و گردنش را پيچيد و خواست او را بكشد بخاطر آورد وصيت حضرت رسول را كه او را امر كرد بصبر و نهى از مقاتله ايشان فرموده بود دست برداشت .
حق اليقين، علامه مجلسی، ص 163 (انتشارات اسلاميه)
مشاهده می فرمائید که علامه مجلسی چگونه پس از توثیق اولش، مجدداً نقل کتاب احتجاج طبرسی را صحیح شمرده و آن را موافق روایات متواتره دانسته است. و البته به صراحت از سوزاندن در خانه ی وحی سخن گفته است.
تصریح علامه مجلسی بر وقوع احراق- شماره 2
علامه مجلسی در کتاب دیگرشان "جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم" ( باب دوم، فصل هفتم در بيان كيفيّت شهادت حضرت فاطمه عليها السّلام) می نویسد:
به اسانيد معتبره از سليم بن قيس هلالى و ديگران روايت كرده اند كه: سلمان و عبّاس گفتند: ...
جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم، علامه مجلسی، ص 245 (انتشارات سرور)
ایشان سپس به ذکر روایت پرداخته تا این که به اینجا می رسد:
سوى آن بازگشتند و گفتند: ما را رخصت نمى دهد كه بر وى داخل شويم، ما را جرأت آن نيست كه بى رخصت در خانهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داخل شويم. پس عمر بانگ بر ايشان زد كه: شما را به اجازت او كارى نيست، به هر نوع كه باشد آن حضرت را از خانه بيرون آوريد. و در اين مرتبه عمر با ايشان بود، و بى شرمى آغاز كردند و فرياد در در خانهء اهل بيت رسالت بلند كردند و بى حيائى را از حد بردند. عمر پاى نجس بر در زد و فرياد كرد كه: اى پسر ابو طالب در را بگشا، آن شير بيشهء شجاعت به امر خدا صبر مى نمود و متعرّض ايشان نمى شد، تا آنكه حضرت فاطمه عليها السّلام بى تاب گرديده به عقب در آمد، از درد و الم عصابه بر سر بسته بود و جسم شريفش بسيار نحيف گرديده بود به سبب مصيبت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، فرمود: اى عمر چه از ما مى خواهى، ما را به مصيبت خود نمى گذارى،
عمر گفت: در را بگشا و الاّ آتش در خانهء شما مى اندازم و شما را مى سوزانم، حضرت فاطمه عليها السّلام گفت: اى عمر از خدا نمى ترسى مى خواهى به خانه ما بى رخصت درآئى، اين خانهء اهل بيت رسالت و بيت الحرام عزّت و جلالت است، از اين حرم محترم شرم دار، اين جور و ستم روا مدار. پس آن ملعون بى حيا و آن دشمن خدا و رسول خدا، از آن سخنان هيچ پروا نكرد و هيزم طلبيد، در خانهء اهل بيت رسالت را سوخت و در را گشود،حضرت سيّدة النّساء فرياد برآورد كه: يا أبتاه يا رسول اللّه، مانع شد آن ملعون را از داخل شدن. باز آن بى حياء لعين ممتنع نشد و سر غلاف شمشير را به پهلوى فاطمه زد، آن مظلومه باز فرياد برآورد، باز آن تازيانه بلند كرد و بر دست مباركش زد، فاطمه فرياد مى كرد: يا أبتاه! حال اهل بيت خود را ببين.
پس امير المؤمنين عليه السّلام برخاست عمر را بلند كرد و بر زمين زد، بينى و گردنش را مجروح كرد، خواست او را به قتل رساند پس به خاطر آورد وصيّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را.
جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم، علامه مجلسی، ص 249 (انتشارات سرور)
مشاهده بفرمائید که علامه مجلسی چگونه نقل کتاب سلیم را دارای اسناد معتبر شمرده است.
حال این بیانات علامه - شما را به خدا به کلمه ی علامه توجه کنید ! - بله علامه مجلسی را درباره ی صحت این روایات و اعتبار اسنادشان، با
بیانات جاهل عالم نما و اصولی بی خبر از اصول مقایسه کنید: