آقای مقدس ملکوت منتظر اسم مدرستون هستیم
البته نیازی به معرفی خودتون نداریم
دوست داریم با اساتید شما صحبت کنیم
می خوام ببینم کدوم استاد چنین افکار منحرفی داره
اما در مورد شرک که میگید
اگر توسل به ائمه و تمسک به ولایت شرک است
من خیلی بدجور مشرک هستم
تازه رافضی هم هستم همان طور که برخی افراد لطف میکنن در پیام بهم این عنوان رو خطاب میکنن!
شما اصلا دنبال بحث نیستید
روشنفکر میدونید کیه؟
کسی که به حقیقت راز بزرگ هستی پی برده باشه
اون راز اینه
ولایت
(۲/دی/۹۲ ۲۱:۵۱)عالم مقدس ملکوت نوشته است: [ -> ]
منظورم از ما همه مستبصرین شیعه هست که در چهار چوب بسته ای به نام مذهب نماندند و حقیقت مکتب توحیدی اهل البیت علیهم السلام خود تحقیق میکنند و روز به روز در جامعه در حال افزایش هستند که شما اسم ان ها را روشن فکر میگذارید !
ذهن بیمار ذهنی است که اصل دین را ورق پاره میخواند و به حق فرع ان را هم ادا نمیکند ....
قرار نیست منحرفین مستقیم کسی را جای خدا بخوانند ولی وقتی توجه خود را به سوی مخلوق خدا میکنند و به جای خدا با او استغاثه میکنند و طلب حاجت میکنند و بیش از ان که به ذکر الله مشغول باشند ذکرهای دیگر بر زبان ان ها جاری هست و به جای ان که اولیای خدا را طنابی به سوی خدا قرار دهند ان ها را مقصد اصلی قرار دادند در این حال این همان شرک اکبر است منتها اسمش شرک نمیزارن !!
شیعه واقعی اهل البیت علیهم السلام یعنی کسی که با تمام وجود توجه خود را به سمت الله ببرد و اهل البیت را ابزاری برای رسیدن و توجه بیشتر به الله قرار دهد که چنین مذهبی بر حق است نه کسی که به تقدیس بیش از حد ذوات مقدسه اهل البیت مشغول شده و از سیره ان ها برای عبودیت خدا غافل شده است !
توسل یعنی همه ذکر و توجه خود را ببری به سمت الله و بعد از اولیا نیز التماس دعا بطلبی که ان ها نیز برات دعا کنند همین ! نه اینکه از ائمه بخواهی حاجت بدهند و گمان کنی ان بزرگواران درد تو را دوا میکنند و به جای ذکر یا الله ذکر دیگری به زبان جاری سازی ..
یک سوال که واقعا برایم جای تعجب است ؟؟؟؟ این تبری تبری که این قدر از ان دم میزنید فقط تبری از منکرین ولایت است ؟؟؟!!!!! یعنی مشرکین و غالیان و کافرین و اهل کتاب و دیگران نباید تبری کرد ؟؟؟؟ اگر باید کرد پس چرا تبری از ان ها را این قدر بزرگ نمیکنید و فقط تبری را شعار دشمنی به مخالفین ولایت قرار دادید ؟؟؟؟!!!!!
تبری یک معنای کلی هست یعنی با دوست خدا دوست و با دشمن او دشمن باش ! حال وارد کردن مصادیق به عهده خداوند عالم الغیب و الشهاده هست نه من و شما ! در مورد خطی هم که با قرمز نوشتید شاید به جهل جساراتی شده باشد که حسابش با خداست و اگر توبه نکرده باشند و شفاعت نشوند بی شک ضرر میبینند ولی سایر مواردی که نوشتید صحت ندارد و فرضا بعضش داشته باشد خود به خود عاملان وارد بر مصداق تبری میشوند و اگر نبوده باشد هم وارد بر مصداق تولی ... بیشتر تحقیق کنید
اولاً مگر شما اهل حق نيستيد كه جواب سلامم را نمي دهيد ؟
در ثاني همانطور كه قبلاً گفته بودم شما استاد بازي با كلمات هستيد و بنده عادت نكردم و اصلاً بازي با كلمات را نمي دانم ، پس بهتره براي من خلاصه و ساده بنويسي تا بهتر بتوانم پاسختان را بگويم و ....
منظورم از ما همه مستبصرین شیعه هست که در چهار چوب بسته ای به نام مذهب نماندند و حقیقت مکتب توحیدی اهل البیت علیهم السلام خود تحقیق میکنند و روز به روز در جامعه در حال افزایش هستند که شما اسم ان ها را روشن فکر میگذارید !
و اما در پاسخ مطالبي كه نوشتيد :
يعني الان خود را روشنفكر مي دانيد و كساني كه مثل شما تفكر و انديشه ندارند را ....
شما به حقيقت مكتب توحيدي اهل بيت عليهم السلام دست يافتيد و بسياري از علماي بزرگ جهان كه الحمدلله تعدادشون هم كم نيست و خدا به طول عمرشان بيافزايد ان شاءالله هنوز به اون مكتب شما نرسيده اند ؟
ميشه لطف بفرماييد البته اگر مقلد هستيد از كداميك از مراجع پيروي و تقليد مي نماييد ؟
راستي اون سوال قبل من را بي پاسخ گذاشتيد ، كدام حوزه درس مي خوانيد؟ يا تدريس مي كنيد ؟
ذهن بیمار ذهنی است که اصل دین را ورق پاره میخواند و به حق فرع ان را هم ادا نمیکند ....
شما اصل دين را قرآن ميدانيد قبول ما هم قرآن مي دانيم ولي با يك شرط قرآني كه تفسير به راي نشود قرآن كتابي است آسماني كه بدون داشتن معلم دسترسي به آن غيرقابل امكان مي باشد .و باز تاكيد مي كنم قرآن بي ولايت كاغذ پاره اي بيش نيست و برعكس و اما درباره قسمت دوم فرمايشتان حق آن را ادا نمي كنم . چه كنم . نه تنها من . تا كنون كسي نتوانسته حق مولاي غريبمان را ادا كند و در طول دوران هميشه مولاي غريب از حق خود براي برجاي ماندن حق خداي متعال گذشتند و سكوت نموده تا وقتش ان شاءالله ...
قرار نیست منحرفین مستقیم کسی را جای خدا بخوانند ولی وقتی توجه خود را به سوی مخلوق خدا میکنند و به جای خدا با او استغاثه میکنند و طلب حاجت میکنند و بیش از ان که به ذکر الله مشغول باشند ذکرهای دیگر بر زبان ان ها جاری هست و به جای ان که اولیای خدا را طنابی به سوی خدا قرار دهند ان ها را مقصد اصلی قرار دادند در این حال این همان شرک اکبر است منتها اسمش شرک نمیزارن !!
اين نوع برداشت از اعمال ديگران يك برداشت مفت و بي اساس است و هيچ عقل سليمي نه چنين افكاري دارد نه چنين عمل مي نمايد حال شما از اعمال برخي چنين برداشت نموده ايد ميل خودتان پس به نظر شما توسل به ائمه معصومين عليهم السلام جاي اشكال است و واسطه قرار دادن اولياي خداوند را با خداوند نوعي شرك مي دانيد . اگر اينطور هست منم مشركم اصلاً من كيم نعوذ بالله همه انبياي الهي مشركند آدم عليه السلام نوح عليه السلام سليمان عليه السلام جبرائيل و ووووو
شیعه واقعی اهل البیت علیهم السلام یعنی کسی که با تمام وجود توجه خود را به سمت الله ببرد و اهل البیت را ابزاری برای رسیدن و توجه بیشتر به الله قرار دهد که چنین مذهبی بر حق است نه کسی که به تقدیس بیش از حد ذوات مقدسه اهل البیت مشغول شده و از سیره ان ها برای عبودیت خدا غافل شده است !
چرا در مورد برخي چنين برداشتي داريد . و از كجا ميدانيد كه چنين مي كنند . يا اصلاً بهتر بگم اينكه گفتي بيش از حد آيا شما حد تقديس اهلبيت عليهم السلام را مي دانيد كه احياناً ما بيش از آن نگوييم تا مرتكب شرك قرار نگيريم .
توسل یعنی همه ذکر و توجه خود را ببری به سمت الله و بعد از اولیا نیز التماس دعا بطلبی که ان ها نیز برات دعا کنند همین ! نه اینکه از ائمه بخواهی حاجت بدهند و گمان کنی ان بزرگواران درد تو را دوا میکنند و به جای ذکر یا الله ذکر دیگری به زبان جاری سازی ..
عجب ! پس برداشت تان اينطور است از توسلي كه مردم دارند .
شايد برخي عوام چنين فكر كنند كه البته بعيد مي دانم
ولي همه مي دانند كه اهلبيت عليهم السلام هر عملي را انجام دادند به اذن پروردگار جهانيان بوده و بس و اگر هم طلب حاجت مي نمايند يعني امام و معصوم و امازاده را واسطه قرار داده اند نه مستقيم از او بخواهند .
شايد شما بتوانيد مستقيم با خدا در تماس باشيد ولي من نحوه درست خواستن نمي دانم و بدين سبب با واسطه از خدا طلب حاجت مي نمايم .
يا علي جان مددي مولا
یک سوال که واقعا برایم جای تعجب است ؟؟؟؟ این تبری تبری که این قدر از ان دم میزنید فقط تبری از منکرین ولایت است ؟؟؟!!!!! یعنی مشرکین و غالیان و کافرین و اهل کتاب و دیگران نباید تبری کرد ؟؟؟؟ اگر باید کرد پس چرا تبری از ان ها را این قدر بزرگ نمیکنید و فقط تبری را شعار دشمنی به مخالفین ولایت قرار دادید ؟؟؟؟!!!!!
سوال شما تعجبي ندارد . جواب سوالتان در سوال شما ست
مشرکین و غالیان و کافرین و اهل کتاب = مخالفین ولایت
فقط غاليان من متوجه نمي شوم منظورتان ؟ مثالي بزنيد لطفاً
تبری یک معنای کلی هست یعنی با دوست خدا دوست و با دشمن او دشمن باش !
احسنت
حال وارد کردن مصادیق به عهده خداوند عالم الغیب و الشهاده هست نه من و شما !
شما خودتون به زحمت نندازيد من به نيابت از شما مي گويم اللهم العن جبت والطاغوت
در مورد خطی هم که با قرمز نوشتید شاید به جهل جساراتی شده باشد که حسابش با خداست و اگر توبه نکرده باشند و شفاعت نشوند بی شک ضرر میبینند ولی سایر مواردی که نوشتید صحت ندارد و فرضا بعضش داشته باشد خود به خود عاملان وارد بر مصداق تبری میشوند و اگر نبوده باشد هم وارد بر مصداق تولی ... بیشتر تحقیق کنید
جهل " مگر خر بودند با عرض پوزش از آقاي خر ، غدير خم نبودند - ليله المبيت نبودند - يوم الدار نبودند - سلام رسول الله هرروز دم درب خانه را نشنيده بودند - و هزاران دليل و آيه ديگر باز جهل ، غلط كردند . ضرر مي بينند نه بابا ، اينا اگه نباشند ما از سرما تو جهنم يخ مي بنديم .
و اما درباره تولي
چشم حتماً . اصلاً مدتي هست كه كارم شده تحقيق درباره فضايل مولاي غريبم كه سر از تبري درآوردم . وقتي كه هر چه بيشتر مي فهمم كه امامان و معصومين عليهم السلام ما چه بزرگواراني بودند پي به قصاوت و كفر و حرامزاده گي دشمنان اهلبيت عليهم السلام مي برم و تبري از اين افراد گل مي كند
نقل قول:وقتی حضرتعالی میفرمایید شرک بالله بخشیده میشه ولی منکر ولایت مخلوق خدا بخشیده نمیشه این یعنی چی
خسته نباشید!
من گفتم اگر طرف توبه کرد بخشیده میشه
در هر دو مورد اگر شخص توبه نکنه جاش توی آتشه
شما توبه میدانید چیست!!؟
نقل قول:ناشی از غلو در محبت اهل البیت علیهم السلام و غافل ماندن از عظمت الله تعالی هست
شما فکر کنید من غلو میکنم
نقل قول:دائره خصوصیات ولایی هر دو یکی باشند این عقیده ای زشت وناپسند است ! زیرا ولایت الله تعالی اصلا قابل مقایسه با ولایت مخلوق او نیست
من گفتم ولایت ولی الله اعطا شدس
زشته؟
خیر
جالبه شما برای خودتون نتیجه میگیرید و محکوم هم میکنید!!!!!!!!!!!!
نقل قول:
...حرف های دکتر کاملا واضح بود و بوسیه ایشان هزار هزار نفر دست از غلو و تعصب برداشتند و مستبصر شدند ... این که عیسی علیه السلام کلمه خدا خوانده شده هیچ ربطی به طریقت اشتباه و افراطی شیعه در محبت اهل البیت علیهم السلام ندارد ... بله کلمه خدا از همه کلمات برتر است و بی شک محمد و ال محمد علیهم السلام کلمات خدا هستندکه ایمان به سیره و ولایت ایشان در هدایت بر خلق واجب است ... در مورد تحمل نداشتن در غلویات نه من بلکه هر انسانی که دست از تعصب شسته هرگز برایش قابل قبول نیست مگر ان که حد و حدودی برای ان در کلام الله مشخص باشد ... غالیان احادیث و روایات در تاریخ کم نبودند که مورد لعن اهل البیت علیهم السلام واقع شدند ...
ام يحسدون الناس علي ما آتاهم الله من فضله فقد آتينا آل ابراهيم الكتاب والحكمه وآتيناهم ملكا عظيما
در فضل و مقام اهل بیت حسد نورزید که از طرف خداست
نقل قول:من نمیدانم واقعا تحصیلات جنابعالی چیست که از شهودیات شخصی که هیچ امتیازی در استدلال ندارد دلیل میاورید !! اولا در مورد عرفان و این قضایاکه الی ما شا الله بحث و اختلاف است ! بعدش هم خواب و مکاشفه و این چیزها بر محقق حجت نیست مگر این که بر خودش اتفاق بی افتد که برخودش حجت میشود همین .... برای من حالت اقای خوئی رخ نداده که بخوام چیزی قبول کنم ! در مورد اقای قاضی هم حرف زیاده نمیدانم چرا همین یک نفر این قدر براش این چیزها نقل میکنند !
ام يحسدون الناس علي ما آتاهم الله من فضله فقد آتينا آل ابراهيم الكتاب والحكمه وآتيناهم ملكا عظيما
در ضمن من بی سواد بی سوادم!
نقل قول:امام حسین علیه السلام همه کاره عالم هستند ؟؟؟؟؟!!!!!استغفر الله و نعوذ بالله ! یعنی خدایی که از رگ گردن نزدیک تر است و میگوید مرا بخوانیدکه نزدیکم و برای شما کافی هستم بازنشسته شده و امام حسین را همه کاره عالم کرده؟؟؟؟!!!!!! اونم امام حسین علیه السلام که روح مقدس ان حضرت اکنون در عالم بالاهست ؟؟!!!!!
خوب شد نگفتید ایشون هیچ کاری از دستشون برنمیاد!
نقل قول:بر فرض ان چه در مورد اهل البیت بوسیله احادیث غالیان معتقدهستید صحیح باشد ! ولی شما به عنوان عبد الله وظیفه نداری که غرق در ذات ان بزرگواران شوی و دچار شرک و توهم گردی ... تو را وظیفه کرده اند همه توجه خود را به سمت واجب الوجود عالم هستی ببری و او را بخوانی .... بر فرض بغال سر کوچه هم بتونه مشکل گشایی کنه ولی وظیفه ما این است در خانه چه کسی بریم جز ان که خالق همگان است؟؟؟؟؟
اهل بیت سر کوچه نیستند!
اهل بیت در آن خانه هستند
کسی وارد آن خانه نمیشود مگر از در آن
نقل قول:خود امیر المومنین علیه السلام دائما از خوف چه کسی در نخلستان های کوفه غش میکرد ؟؟؟؟ توجه ان حضرت به کدام سو بود ؟؟؟ شمشیرش که مانندی نداشت گردن چه کسانی را زد ؟؟؟
کلا شما صفر و یکی هستید!!!
این مقامات اهل بیت از بندگی عالی اهل بیت است
حقیقتا بیشتر به عمق این آیه پی بردم!!!
و ننزل من
القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا
جناب عالم مقدس
نظرتون در مورد این عقاید من چیه؟
میشه دربارش توضیح بدید؟
من میگم که هر كه اراده رسیدن به خدا كند از اهل بیت شروع میکنه و کسی كه خدا را به وحدانیت بشناسه از اهل بیت میپذیره و هر كه قصد خدا بکنه به اهل بیت رو میکنه
من میگم منکر اهل بیت کافره و محارب با اهل بیت مشرکه و هر کس اهل بیت رو رد کرد جاش ته جهنمه
من میگم اهل بیت محل شناخت خدا هستند
راستی فرشتگان در شب قدر بر چه کسی فرود می آیند ، چکار میکنند ؟
(۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: [ -> ]
جناب حسن خان !! اولا بنده مرغ باغ ملکوت اسم مستعارم در فضای مجازی نیست بلکه عالم مقدس ملکوت هست لذا رعایت ادب در مناظره از احکام اصلی هست ....
شما الان چیزی به نام مرغ باغ ملکوت در نوشته من می بینید!!!
(۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: [ -> ]
اولین روایتی که اوردید بر فرض صحت که واقعا چنین حدیثی از ناحیه امیر المومنین علیه السلام به نقل از وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و اله صادر شده باشد هیچ خلاف ادعایی را بر خلاف مطلب پست بنده ثابت نمیکند بلکه دقیقا و بلعکس مطلب بنده را تاکید میکند .... ظاهرا شما دوست عزیز و بزرگوارم این مطلب را کپی پیست کردید از جایی و توجه به مضامین ان نکرده اید که حضرت در این حدیث میفرماید : كسى كه بحالى از دنيا خارج شود كه چيزى را شريك خدا نسازد ! و این همان مدعای ماست که شرک بخشیده نمیشود و شرط ورود به بهشت مبری بودن از شرک اکبر است...
و اما راجع به شیعه بودن !! واقعا جالبه یعنی شما فکر کردید مراد حضرت رسول اکرم از شیعه ، جماعت عزیز شیعیان صفویه امروزی هستند که تقریبا اگر نگوییم ۱۸۰ درجه بلکه ۱۵۰ درجه با مکتب و دستورات اهل البیت علیهم السلام به دور هستند ؟؟؟؟ یعنی منظور حضرت شیعیان ظاهری به اسم هست ؟؟؟؟؟ شیعه بودن به اسم و رسم نیست بلکه به پیروی و تبعیت از سیره است که متاسفانه کمتر کسی شیعه واقعی اهل البیت علیهم السلام در این زمینه است .... لذا ممکن است یک سنی مذهب شیعه واقعی علی علیه السلام باشد و از سیره ان بزرگوار در عبودیت الله تعالی تبعیت کرده باشد و بلعکس یک شیعه نمای امروزی که تا ۱۲ شب سینه و بزن و بکوب میکنه و نماز صبحش یا قضا میشه یا کله ملقی میشه فرسنگ ها از مصداق شیعه علی بودن به دور باشد ..... لذا هر جا در روایات کلمه شیعه امده شما گمان نکن منظور مذهب خاصی هست که اسم را گرو گرفته باشند بلکه ملاک تبعیت است .... چون اسلام و معرفت وجود مقدس حضرت امیر المومنین علی بن ابی طالب سلام الله علیه از همه اهل اسلام برتر است لذا حضرت رسول برای شیعه واقعی ایشان که پا جای ایشان بگذارد چنین مقامات بلندی را در نظر گرفته اند و مطمئن باشید مرادشان شیعه نمایان ظاهری نیست !
بنده مگر گفتم این شامل هر شیعه می شود که دارید برای خودتان تحلیل می دهید. عادت دارید هر چیزی را به چیز دیگر ربط بدهید؟ لفظ شیعه هم در آن روایت از روز روشن تر است که منظور پیروان علی ع هستند و آن هایی که او را جانشین بلافصل حضرت رسول ص می دانند. دیگر اینجا را نمی توانید انکار کنید. این لفظ هزاران بار در احادیث ما با این مضمون به کار رفته است. هر سنی که ایشان را امام بلا فصل نداند و عمر و ابوبکر که در صدها روایت ما .... شده اند را تایید نماید به حقیقت از مذهب تشیع خارج است و اصلا این جای بحث ندارد و روشن است.
بلاخره نتوانستید این حدیث را رد کنید؟ قبول کنید که حدیث دارد می گوید که تنها کسانی که شرک نمی ورزند فقط شیعیان هستند و مثل اینکه شما متاسفانه با بهانه گیری نمی توانید حرف معصوم ع را قبول نمایید. یک آیه آوردید و خواستید شیعیان را محکوم کنید که اتفاقا حدیث بر خلاف سخن شما را گفت.پس باید گفت:
الحمدالله الذی جعلنا من متمسکین بولایه علی ابن ابی طالب و ائمه الهدی ع
(۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: [ -> ]
در مورد حدیث اصول کافی جلد ۲۰۸ که نقل کردید
بر فرض صحت حدیث اولا یکی از شرایط صحت و قبول حدیث مطابقت با مبانی کلیه هست ... و در این حدیث فضیلت امیر المومنین مساوی با فضیلت رسول خدا قرار داده شده !! و این از مبانی اصلیه شیعه و سنی به دور است که همه اجماع دارند هیچ کس حتی ائمه اطهار علیهم السلام در مقام فضیلت و برتری به وجود اقدس رسول الله صلی الله علیه و اله نمیرسند و حتی وقتی راوی از امیر المومنین علیه السلام سوال کرد شما فضیلت بیشتری داری یا پیامبر ؟؟ ان حضرت به خشم در امد و فریاد زدند ساکت شو ! انا عبدی من عبید محمد ! من بنده ای از بندگان کوچک محمد هستم..... حال اگر از این قضیه کوتاه بیاییم باید عرض کنم بنده بیش از این گفتم مراد ایه الهی شرک اکبر است نه شرک اصغر و تعریف شرک اکبر کاملا واضح و مشخص است و شرکی که در این روایت گفته شده است ملحق به سایر گناهان و شرک اصغر است
لطفا یک بار دیگر متن حدیث را بخوانید؛ حدیث می فرماید هر فضیلت که من دارم علی ع هم دارد و اصلا سخنی از بالا یا پایین بودن نمی کند. اگر متن روایت را بخوانید تصریح دارد:
...رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بر تمام مخلوق خدا فضيلت است....
من نمی دانم شما چگونه ادعا دارید طلبه عالی حوزه هستید؟ فکر می کنید شیعیان اینقدر بی سواد هستند که نمی دانند نور پیامبر ص و ائمه ع واحد است (کلکم نور الواحد)؛ خیال کردید با این حرف ها کسی مسیرش را عوض می کند یا بر عکس با دیدن دوباره احادیث دلشان آرام می شود.
بنا به آیه قرآن علی ع نفس پیغمبر ص است و عبد بودن در اینجا نشان از فانی شدن وجود مولا ع در وجود پیامبر ص است که در روایات شیعه فراوان است؛ حدیث غدیر و ثقلین و سفینه نوح و زیارت جامعه کبیره و دعای ندبه و صدها دعا و حدیث دیگر ما به مقام نوری واحد برای چهارده معصوم ع تصریح دارند. ای شیعیان هر کس دوست دارد دوباره اطمینان قلبش زیاد شود به احادیث زیر رجوع کند. یکی از دیگری نورانی تر و معتبرتر:
http://ansarolmahdi14.persianblog.ir/post/14/
درضمن سخن سنی ها هم برای من اهمیتی ندارد و درباره ی خلیفه اول و دوم به اندازه چندین کتاب حدیث در اختیار شیعه است که ائمه ع آن ها را .......کردند که محل بحث نیست.
(۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: [ -> ]
و اما حدیث اصول کافی جلد دوم صفحه ۳۰۱
این حدیث کاملا مردود و باطل است زیرا رجال ان مورد اشکال است و جناب حکم بن بهلول از از راویان دسته اول نیست و این حدیث از مردی مجهول الهویه که حتی اسمش را هم نیاورده نقل کرده !!!!!!! لذا این حدیث نزد علما بر دیوار زده میشه
اولا باید خدمتت عرض کنم هر حدیثی حتی ضعیف هم تنها با تکیه بر سند آن هیچگاه قابل رد کردن نیست زیرا امکان اینکه به معصوم ع برسد هست و نمی توان به صرف ضعف سند آن را رد کرد (این درس اول هر طلبه ای است) و این تعبیر کوبیدن به دیوار درباره مخالفت حدیث با متن قرآن است و واقعا برای یک شیعه جای تاسف است که حتی برای حدیث ضعیف این تعبیر را به کار ببرد.
ثانیا عزیزم مگر قرار به سنجش سلسله حدیث بود؟ باشد اگر شما درگیر سلسله حدیث هستید بسیار خوب بنده با همین مضمون برای شما حدیث صحیح می آورم تا دلتان بخواهد ببینم بهانه ی دیگری دارید؟:
نعيم صحاف گويد: از امام صادق عليه السلام آيه: «بعضى از شما كافر و بعضى مؤمنند- 2 سوره 64-» را پرسيدم. فرمود: خداى عز و جل ايمان و كفر مردم را با ولايت ما شناخت، روزى كه از ايشان پيمان گرفت و آنها بصورت مور در صلب آدم عليه السلام بودند، و نيز از آن حضرت اين قول خداى عز و جل را پرسيدم! «خدا را اطاعت كنيد و پيغمبر را اطاعت كنيد، و اگر روى بگردانيد، بر رسول ما تنها ابلاغ نمايانست- 2- سوره 64-» فرمود: هان بخدا سوگند، پيشينيان شما هلاك نشدند و هيچ كس هم تا زمان قيام قائم ما عليه السلام هلاك نشود، جز بسبب ترك نمودن ولايت ما و انكار حق ما، و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از دنيا نرفت، تا حق ما را بگردن اين امت ثابت و لازم ساخت، و خدا هر كه را بخواهد براه راست هدايت كند( اصول کافی جلد دوم صفحه ی 300).
سند حدیث (هر چند با یک جستجوی ساده مشخص می شود ولی برای رفع شبهه قرار می دهم.)
نقل قول:
محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن ابن محبوب عن الحسين بن نعيم الصحاف قال سألت أبا عبد الله ع
1-اسم : محمد بن يحيى العطار،تقويم : إمامي،ثقةجليل،رجالالنجاشي /ص353 : شيخ أصحابنا في زمانه ثقة عين الخلاصةللحلي /ص157 : شيخ من أصحابنا في زمانه ثقة عين
2-اسم : أحمد بن محمد بن عيسى الأشعري،تقويم : إمامي،ثقةجليل،رجالالطوسي /ص351 : ثقة،رجالالنجاشي /ص59: معتمد عند الأصحاب. رجالالكشي /ص596: إمامي صحيح المذهب ظاهرا
3-اسم : الحسن بن محبوب السراد، تقويم : إمامي،ثقةجليل،منأصحابالإجماععلىقول، رجالالنجاشي /ص140 : عدة من أصحابنا منهم الحسن بن محبوب،رجالالطوسي /ص354 : ثقة، رجالالكشي /ص556: من أصحاب الاجماع على قول.
4-اسم : الحسين بن نعيم الصحاف،تقويم : إمامي،ثقة،رجالالنجاشي /ص54 : ثقة و أخواه علي و محمدالخلاصةللحلي /ص51 : ثقة و أخواه علي و محمد رووا عن أبي عبد الله عليه السلام
(۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: [ -> ]
در مورد حدیث اصول کافی جلد دوم صفحه ۳۰۳
این روایت عجیب که تفسیری عجیب تر دارد! به ۸ واسطه به اصبغ بن نباته نسبت داده شده که متاسفانه این حدیث مردود و باطل و قابل پذیرفتن نیست زیرا در ان راویان ضعیف است از جمله :
معلی بن محمد : رجال ابن داوود در مورد ان مینویسد : مظطرب الحدیث و المذهب !! و یروی عن الضعفا !!!
همچنین همین سخن را رجال علامه حلی در صفحه ۲۵۹ مینویسد
جالب ان است که رجال نجاشی نیز در مورد او چنین میگوید !
یعنی شما گمان فرمودید که ما حدیث صحیح با این مضمون کم داریم؟ فکر کردید با اشکال از سند حدیث به مقصدی رسیدید؟
حقیر برای رفع هر شبهه ای حدیث صحیح می آورم. فقط امیدوارم که حالا که حدیث صحیح عرض شد باز خود را به دری دیگر نزنید:
ابو عبيده حذاء گويد: از امام باقر عليه السلام راجع باستطاعت و گفتار مردم در آن باره پرسيدم حضرت اين آيه را تلاوت نمود: «مردم پيوسته مختلف خواهند بود ، جز آنكه را پروردگارت ترحم كند و ايشان را براى ترحم آفريده- 119 سوره 12-» و فرمود: اى ابا عبيده! مردم در رسيدن بقول حق مختلفند و همگى در هلاكتند . من عرضكردم: خدا می فرمايد «جز كسيرا كه پروردگارت ترحم كند؟» فرمود آنها شيعيان ما هستند و خدا آنها را براى رحمتش آفريده، از اين رو فرمود: «ايشان را براى ترحم آفريد» يعنى براى اطاعت امام آفريد و امام همان رحمتى است كه خدا مىفرمايد: «رحمت من همه چيز را فرا گرفته 156 سوره 7-» آن رحمت علم امامست و علم امام كه مأخوذ از علم خداست همه چيز را فراگرفته آنها شيعيان ما هستند.سپس خداى تعالى فرمايد: «رحمت خدا را براى كسانى كه پرهيز كنند مقرر ميدارد» يعنى از ولايت و طاعت غير امام پرهيز كنند، سپس فرمايد: «او را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مييابند» مقصود از او پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و وصيش و امام قائم است «كه ايشان را امر بمعروف ميكنند (زمانى كه قيام فرمايد) و از منكر «1» بازشان ميدارد» و منكر كسى است كه فضيلت امام را نپذيرد و منكر شود «و چيزهاى پاكيزه را براى ايشان حلال ميكند» چيز پاكيزه بدست آوردن علم است از اهلش «و پليدىها را بر ايشان حرام ميكند» پليديها گفتار مخالفين است «و بار سنگين را از گردنشان بنهد» و آن گناهانى است كه پيش از شناختن فضيلت امام در ميانش بودند «و بند و زنجيرهائى كه بر دوش داشتند» و زنجيرها همان سخنانى است كه در باره ترك فضيلت امام مىگفتند، در صورتى كه بآن دستور نداشتند، پس چون فضيلت امام را شناختند، بار گران را از دوششان بنهد و بار گران همان گناهست.سپس خداى تعالى آنها را معرفى كرده و فرموده است: «كسانى كه باو ايمان آورده و گراميش داشته و ياريش كردهاند و از نورى كه همراه او نازل شده پيروى كردهاند ايشان رستگارانند- 157سوره 7-» يعنى كسانى كه از پرستش جبت و طاغوت دورى گزيدند و جبت و طاغوت. فلان و فلان و فلان است و پرستش اطاعت مردم است از ايشان.باز خدا فرمايد: «بسوى پروردگار خود باز گرديد و تسليم او شويد- 54 سوره 39-» سپس ايشان را پاداش داده و فرموده: «بشارت در زندگى دنيا و آخرت براى آنهاست- 64 سوره 10» و امام ايشان را بقيام و ظهور حضرت قائم و بكشته شدن دشمنانشان و نجات در آخرت و ورود بر محمد صلّى اللَّه على محمد و آله الصادقين بشارت دهد(اصول کافی جلد دوم صفحه ی 306).
سند حدیث
نقل قول:
عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن ابن أبي نصر عن حماد بن عثمان عن أبي عبيدة الحذاء قال سألت أبا جعفر ع.
1-اسم : أحمد بن محمد بن عيسى الأشعري،تقويم : إمامي،ثقةجليل،رجالالنجاشي /ص59: معتمد عند الأصحاب. رجالالكشي /ص596 : إمامي صحيح المذهب ظاهرا،رجالالطوسي /ص351 : ثقة: ثقة.إمامي صحيح المذهب ظاهرا
2-اسم : أحمد بن محمد بن أبي نصر البزنطي،تقويم :إمامي،ثقةجليل،منأصحابالإجماع،لايرويولايرسلإلاعنثقة،رجالال نجاشي /ص75 : لقي الرضا و أبا جعفر عليهما السلام و كان عظيم المنزلة عندهما،رجال الطوسي /ص332 : ثقة جليل القدر
،الخلاصةللحلي /ص13 : لقي الرضا عليه السلام و كان عظيم المنزلة عنده و هو ثقة جليل القدر و كان له اختصاص بأبي الحسن الرضا عليه السلام و أبي جعفر عليه السلام أجمع أصحابنا على تصحيح ما يصح عنه و أقروا له بالفقه
3-اسم : حماد بن عثمان الناب،تقويم : إمامي،ثقةجليل،منأصحابالإجماع،فهرستالطوسي /ص156 : ثقة جليل القدر،الخلاصةللحلي /ص56 : ثقة جليل القدر من أصحاب الرضا عليه السلام و من أصحاب الكاظم عليه السلام و الحسين أخوه و جعفر أولاد عثمان بن زياد الرواسي فاضلون خيار ثقات،رجالالكشي /ص372 : ثقة.
4-اسم : زياد أبو عبيدة الحذاء،تقويم : إمامي،ثقة،رجالالنجاشي /ص171 : ثقة،الخلاصةللحلي /ص74 : ثقة صحيح،الخلاصةللحلي /ص74 : ثقة
می دانید که فلان و فلان و فلان که هستند؟ اگر نمی دانید در روایات صحیح شیعه فراوان است....آقای طلبه ی سطح عالی مگر می شود ندیده باشید!؟
(۳/دی/۹۲ ۲۲:۰۷)عالم مقدس ملکوت نوشته است: [ -> ]
و اما حدیث یا داستان اخری که نقل کردید گرچه مضمون ان صحیح است ولی اولا که در بیان مطلب و ادعای ما نیست ! ثانیا از نظر رجالی کمی قابل تامل است زیرا در متن سند ان امده : عن غیر واحد من اصحبنا ! و مشخص نکرده که او کیست لذا نمیتواند سندی برای اقامه عقیده قرار گیرد ....
در حدیثی که گفتید سندش ضعیف است، عده ای گفتند شیعیان مشرک هستند که امام معصوم ع رد نمودند. حالا حقیر حدیثی صحیح می آورم که امام ع می فرماید غیر مشرکان کافر هستند تا به خوبی درک نمایید که قضیه چه است:
ابو حمزه گويد: شنيدم امام باقر عليه السلام ميفرمود: همانا على عليه السلام دريست كه خدا آن را (بروى بندگانش) گشوده، هر كه از آن در وارد شود مؤمن است و هر كه از آن خارج شود كافر است، و هر كس نه داخل شود و نه خارج شود در زمره كسانى است كه خداى تبارك و تعالى در باره ايشان فرموده است: من در باره آنها بخواست خود رفتار كنم.(اصول كافى جلد دوم321)
سند حدیث
نقل قول:
الحسين بن محمد عن معلى بن محمد عن الوشاء عن عبد الله بن سنان عن أبي حمزة قال سمعت أبا جعفر ع يقول
1-اسم : الحسين بن محمد بن عامر،تقويم : إمامي،ثقة،رجالالنجاشي /ص66 : ثقة،الخلاصةللحلي /ص52 : ثقة
2-اسم : المعلى بن محمد البصري،تقويم : إمامي،ثقةجليلعلىالتحقيق،رجالالنجاشي /ص418،مضطرب الحديث إلا أن كتبه ممدوحه.مضطرب المذهب
3-اسم : الحسن بن علي الوشاء،تقويم : إمامي،ثقةجليل،رجالالنجاشي /ص39 : كان من وجوه هذه الطائفة،ثقة جليل.إمامي صحيح المذهب
4-اسم : ثابت بن دينار أبو حمزة الثمالي،تقويم : إمامي،ثقةجليل،فهرستالطوسي /ص105 : ثقة
،رجالالكشي /ص406 : قال أبو عمرو سألت أبا الحسن حمدويه بن نصير عن علي بن أبي حمزة الثمالي و الحسين بن أبي حمزة و محمد أخويه و أبيه فقال كلهم ثقات فاضلون
الخلاصةللحلي /ص29 : كان ثقة
تذکر: حقیر قصد نداشتم روایاتی را با این مضمون بیاورم و آن را در فضای مجازی درست نمی دانم و خلاف سخن رهبری عزیز است. اما ایشان ادعا دارد که طلبه ی سطح عالی هستند و هنوز نمی دانند که در کتب شیعه الی ماشاء الله مصداق کفر و شرک هر کس غیر از شیعه است ذکر شده است. اگر این بحث نبود قطعا این کار را نمی کردم. به نظرم قضیه در کلام معصوم ع روشن است و حقیر بیش از این نمی خواهم وقتم در این بحث ها گرفته شود.
یا علی ع