۱۰/اسفند/۹۲, ۱۲:۴۷
بسم الله الرحمن الرحیم
دعای ابوحمزه ثمالی ـ فراز هفدهم
منم كسي كه بر آقاي خود دليري كرده،
منم كسي كه نافرماني برپادارنده آسمانها را كردهام.
منم كسي كه براي نافرمانيهاي بزرگي كه كردهام رشوه دادهام،
منم آن كسي كه هرگاه نويد گناهي رابه من ميدادند بهسويش شتابان ميرفتم.
منم كه مهلتم دادي ولي من به خود نيامدم
و بر من پوشاندي ولي من شرم نكردم و نافرمانيها كردم و از حد گذراندم
و از چشم خود مرا انداختي و من اعتنا نكردم
پس باز هم به بردباريات مهلتم دادي
و به پرده پوشيات مرا پوشاندي تا بدانجا كه گويا از ياد من بيرون رفتي
و از كيفرهاي گناهان مرا دور داشتي تا به حدي كه گويا از من شرم كردي.
خدايا در هنگام گناه كه من نافرمانيات كردم نه از باب اين بود كه پروردگاريات را منكر بودم و يا دستورت را سبك شمردم و يا خود را در معرض كيفرت درآوردم و يا تهديدهاي تو را بي ارزش فرض كردم، بلكه گناهي بود كه پيش آمد و نفس سركش نيز آنرا آراست و هواي نفس نيز چيره شد و بدبختي هم كمك كرد و پرده آويخته (پرده پوشي تو) هم مرا مغرور كرد و در نتيجه تا آنجا كه ميتوانستم در نافرماني و مخالفت تو كوشيدم، ولي اكنون كيست كه از عذاب تو مرا نجات دهد و از دست دشمنان در فرداي قيامت چه كسي خلاصم كند و به ريسمان چه كسي چنگ زنم اگر تو رشته خود را از من قطع كني؟
افسوس بر من از آنچه آمار گرفته نامه تو از کردارم که اگر نبود امیدم به کرم تو و سعه رحمتت و نهی تو مرا از ناامیدی، هرآینه ناامید بودم چون به یاد آنها می افتادم.
اي بهترين كسي كه بخوانندت و برتر كسي كه امید تو را دارند
ــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاءالله...
دعای ابوحمزه ثمالی ـ فراز هفدهم
منم كسي كه بر آقاي خود دليري كرده،
منم كسي كه نافرماني برپادارنده آسمانها را كردهام.
منم كسي كه براي نافرمانيهاي بزرگي كه كردهام رشوه دادهام،
منم آن كسي كه هرگاه نويد گناهي رابه من ميدادند بهسويش شتابان ميرفتم.
منم كه مهلتم دادي ولي من به خود نيامدم
و بر من پوشاندي ولي من شرم نكردم و نافرمانيها كردم و از حد گذراندم
و از چشم خود مرا انداختي و من اعتنا نكردم
پس باز هم به بردباريات مهلتم دادي
و به پرده پوشيات مرا پوشاندي تا بدانجا كه گويا از ياد من بيرون رفتي
و از كيفرهاي گناهان مرا دور داشتي تا به حدي كه گويا از من شرم كردي.
خدايا در هنگام گناه كه من نافرمانيات كردم نه از باب اين بود كه پروردگاريات را منكر بودم و يا دستورت را سبك شمردم و يا خود را در معرض كيفرت درآوردم و يا تهديدهاي تو را بي ارزش فرض كردم، بلكه گناهي بود كه پيش آمد و نفس سركش نيز آنرا آراست و هواي نفس نيز چيره شد و بدبختي هم كمك كرد و پرده آويخته (پرده پوشي تو) هم مرا مغرور كرد و در نتيجه تا آنجا كه ميتوانستم در نافرماني و مخالفت تو كوشيدم، ولي اكنون كيست كه از عذاب تو مرا نجات دهد و از دست دشمنان در فرداي قيامت چه كسي خلاصم كند و به ريسمان چه كسي چنگ زنم اگر تو رشته خود را از من قطع كني؟
افسوس بر من از آنچه آمار گرفته نامه تو از کردارم که اگر نبود امیدم به کرم تو و سعه رحمتت و نهی تو مرا از ناامیدی، هرآینه ناامید بودم چون به یاد آنها می افتادم.
اي بهترين كسي كه بخوانندت و برتر كسي كه امید تو را دارند

ــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاءالله...